🚩 یورش نیروهای حکومتی برای جلوگیری از برگزاری مراسم سالگرد کشتهشدن #جواد_حیدری
حکومت برای جلوگیری از برگزاری مراسم این شهید دیروز و امروز به روستای رحمتآباد محل دفن جواد حیدری لشگرکشی کرده.
خواهر شهید قیام ژینا #جواد_حیدری در ایستاگرامش چنین نوشته:
«این وضعیت خانوادهم هست در سالگرد برادرم که با گلولهی جنگی کشتنش. مامورای جمهوریاسلامی هنوز خانوادم رو گروگان گرفتن و اینترنت روستامون قطع شده و ارتباطم با خانوادم از دست رفته. نمیدونم دارن چه بلایی سر خانوادم میارن».
صدای خواهر شهید #جواد_حیدری نیز منتشر شده که از حمله و لشکرکشی نیروهای امنیتی به خانه و خانواده دادخواه این شهید خبر میدهد. او همچنین ویدیویی از هجوم نیروهای امنیتی له خانواده اش منتشر کرده و نوشته:
"وحشیانه بیشرف حرومزاده اینطوری لشکرکشی کردن برای سالگرد کسی که خودشون کشتن. بیشرفای پست"
جواد حیدری ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در نزدیکی پارک ملت #قزوین، خیابان حکمآباد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بعد از چند ساعت به دلیل شدت جراحات و عدم رسیدگی پزشکی جان باخت.
#دادخواهی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#جمهوری_کشتار
#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
حکومت برای جلوگیری از برگزاری مراسم این شهید دیروز و امروز به روستای رحمتآباد محل دفن جواد حیدری لشگرکشی کرده.
خواهر شهید قیام ژینا #جواد_حیدری در ایستاگرامش چنین نوشته:
«این وضعیت خانوادهم هست در سالگرد برادرم که با گلولهی جنگی کشتنش. مامورای جمهوریاسلامی هنوز خانوادم رو گروگان گرفتن و اینترنت روستامون قطع شده و ارتباطم با خانوادم از دست رفته. نمیدونم دارن چه بلایی سر خانوادم میارن».
صدای خواهر شهید #جواد_حیدری نیز منتشر شده که از حمله و لشکرکشی نیروهای امنیتی به خانه و خانواده دادخواه این شهید خبر میدهد. او همچنین ویدیویی از هجوم نیروهای امنیتی له خانواده اش منتشر کرده و نوشته:
"وحشیانه بیشرف حرومزاده اینطوری لشکرکشی کردن برای سالگرد کسی که خودشون کشتن. بیشرفای پست"
جواد حیدری ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در نزدیکی پارک ملت #قزوین، خیابان حکمآباد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بعد از چند ساعت به دلیل شدت جراحات و عدم رسیدگی پزشکی جان باخت.
#دادخواهی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#جمهوری_کشتار
#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 #سامان_پاشایی، استاد دانشگاه و قهرمان سابق ورزشی پس از ۸۰ روز بازداشت با قرار وثیقه سنگین به صورت موقت از زندان سقز آزاد شد.
وی روز سهشنبه ۲۸ شهریور پس از پایان دوران بازجویی از بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به زندان سقز منتقل شده بود
جمعی از دوستان به اسقبال او رفتند و از همه آنهایی که در این مدت از او دفاع کردند تشکر کرد و در آخر از امید گفت، تا به حکومتیان بگوید زندان و گلوله و شکنجه، رویای مردم را برای آزادی از آنها نخواهد گرفت، و حرفهایش را با این شعر زیبا و معروف کوردی تمام کرد :
«رویای آزادی برای من در زندان بیشتر خواهد شد،
خاک بر سر آن دشمنی که به زندان دل بسته است»
#ژن_ژيان_ئازادی
@collective98
وی روز سهشنبه ۲۸ شهریور پس از پایان دوران بازجویی از بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به زندان سقز منتقل شده بود
جمعی از دوستان به اسقبال او رفتند و از همه آنهایی که در این مدت از او دفاع کردند تشکر کرد و در آخر از امید گفت، تا به حکومتیان بگوید زندان و گلوله و شکنجه، رویای مردم را برای آزادی از آنها نخواهد گرفت، و حرفهایش را با این شعر زیبا و معروف کوردی تمام کرد :
«رویای آزادی برای من در زندان بیشتر خواهد شد،
خاک بر سر آن دشمنی که به زندان دل بسته است»
#ژن_ژيان_ئازادی
@collective98
🚩۳۰ شهریور، سالگرد کشته شدن #غزاله_چلابی دختری که لحظهی مرگ خودش را فیلم گرفت!
غزاله چلابی روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در حالی که در خیابان فیلم میگرفت و فریاد میزد «نترسید نترسید» با شلیک گلوله ماموران جمهوری کشتار به قتل رسید. موقع مرگ، تلفناش هنوز در دستش بود و در حال ضبط تصویر مردمی که بهتزده و حیران بالای سر غزاله جمع شده بودند و فریاد میزدند:
«یکی رو کشتند.»
غزاله چلابی، ۳۳ ساله، طبیعتگرد و کوهنورد و فارغالتحصیل رشته «امور بانکی» و حسابدار یک شرکت خصوصی بود. غزاله یکی از همان زنهایی بود که در سالهای اخیر هرجا که میتوانست روسریاش را برمیداشت و بارها شجاعانه از حق زنان بر بدنشان دفاع کرده بود.
#غزاله_چلابی
#سالگرد_قیام_ژینا
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#علیه_فراموشی
#دادخواهی
@collective98
غزاله چلابی روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در حالی که در خیابان فیلم میگرفت و فریاد میزد «نترسید نترسید» با شلیک گلوله ماموران جمهوری کشتار به قتل رسید. موقع مرگ، تلفناش هنوز در دستش بود و در حال ضبط تصویر مردمی که بهتزده و حیران بالای سر غزاله جمع شده بودند و فریاد میزدند:
«یکی رو کشتند.»
غزاله چلابی، ۳۳ ساله، طبیعتگرد و کوهنورد و فارغالتحصیل رشته «امور بانکی» و حسابدار یک شرکت خصوصی بود. غزاله یکی از همان زنهایی بود که در سالهای اخیر هرجا که میتوانست روسریاش را برمیداشت و بارها شجاعانه از حق زنان بر بدنشان دفاع کرده بود.
#غزاله_چلابی
#سالگرد_قیام_ژینا
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#علیه_فراموشی
#دادخواهی
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 دیوار نویسی جوانان بلوچ در زاهدان
شب گذشته ۲۹ شهریور ماه ۱۴۰۲، جوانان بلوچ همزمان با نزدیک شدن به سالگرد کشتار زاهدان اقدام به دیوار نویسی با شعار در زاهدان کردند با نوشتن:
«هشتم مهرماه نه فراموش می کنیم نه میبخشیم»
#علیه_فراموشی
#جمعه_خونین_زاهدان
#کشتار_مردم_بلوچستان
#ستم_ملی
@collective98
شب گذشته ۲۹ شهریور ماه ۱۴۰۲، جوانان بلوچ همزمان با نزدیک شدن به سالگرد کشتار زاهدان اقدام به دیوار نویسی با شعار در زاهدان کردند با نوشتن:
«هشتم مهرماه نه فراموش می کنیم نه میبخشیم»
#علیه_فراموشی
#جمعه_خونین_زاهدان
#کشتار_مردم_بلوچستان
#ستم_ملی
@collective98
🚩 گزارشی کوتاه از توحش دستگاه سرکوب در برخورد با معترضین در شهرهای مختلف
#قیام_ژینا_ادامه_دارد
#قیام_زندگی
#ژن_ژیان_آزادی
#زن_زندگی_آزدی
@collective98
#قیام_ژینا_ادامه_دارد
#قیام_زندگی
#ژن_ژیان_آزادی
#زن_زندگی_آزدی
@collective98
🚩 امروز سالروز شهادت #سارینا_اسماعیلزاده نوجوان ۱۶ ساله ای است که اخرین استوری اش این بود: "زندگی سراسر درد است"
سارینا متولد ۱۱ تیر ۱۳۸۵ و دانشآموز مدرسه فرزانگان در کرج استان البرز بود. او روز قبل از شهید شدنش در کانال تلگرامی خود نوشته بود: «یعنی میشه بشه؟»
سارینا در تاریخ ۳۰ شهریور در اعتراضات سراسری در مهرشهر کرج با ضربات متعدد مُشت به جمجمه سر و ضربات باتوم توسط نیروهای وحشی جمهوری کشتار به قتل رسید و پیکرش توسط سربازان خامنه ای مخفیانه به خاک سپرده شد طوریکه تنها هنگام خاکسپاری، مادر او صورتش را دیده است.
او در یک قبر دو طبقه در کنار پدرش در بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شده است.
شەهید نامرێ
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#جمهوری_جنایت
#دادخواهی
#اعتراضات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
#قیام_ژینا
@collective98
سارینا متولد ۱۱ تیر ۱۳۸۵ و دانشآموز مدرسه فرزانگان در کرج استان البرز بود. او روز قبل از شهید شدنش در کانال تلگرامی خود نوشته بود: «یعنی میشه بشه؟»
سارینا در تاریخ ۳۰ شهریور در اعتراضات سراسری در مهرشهر کرج با ضربات متعدد مُشت به جمجمه سر و ضربات باتوم توسط نیروهای وحشی جمهوری کشتار به قتل رسید و پیکرش توسط سربازان خامنه ای مخفیانه به خاک سپرده شد طوریکه تنها هنگام خاکسپاری، مادر او صورتش را دیده است.
او در یک قبر دو طبقه در کنار پدرش در بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شده است.
شەهید نامرێ
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#جمهوری_جنایت
#دادخواهی
#اعتراضات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
#قیام_ژینا
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻 ترجمه فارسی سرود قدیمی «کردستان، آذربایجان» که بعدها مهرداد بران آن را برای اجرای ارکستر تنظیم کرد را، از نوار کاست شمارهی ۳ کانون موسیقی مترقی ایران (۱۳۶۱) برداشتهایم:
از آغاز متحد و دست در دست هم
خلقهایمان همرزم و در یک سنگر جنگیدند
بهار خلقهایمان در همسایگی یکی شده است
ای ارس بخند که این زندگی زیباست
کوردستان و آذربایجان برادرند.
ما صادقیم و وجدانمان پاک
این وطن و سرزمین مادری ماست
زندگی و قلبهایمان یکی شده است
ای ارس بخند که این زندگی زیباست
کوردستان و آذربایجان برادرند.
صدایمان بلند در کوهها میپیچد
نامهایمان در دنیا و یادها میماند
خلقهایمان همنفس در تلاش و کار مشترک
صدایشان نیز یکی شده است
ای ارس بخند که این زندگی زیباست
کوردستان و آذربایجان برادرند.
@collective98
از آغاز متحد و دست در دست هم
خلقهایمان همرزم و در یک سنگر جنگیدند
بهار خلقهایمان در همسایگی یکی شده است
ای ارس بخند که این زندگی زیباست
کوردستان و آذربایجان برادرند.
ما صادقیم و وجدانمان پاک
این وطن و سرزمین مادری ماست
زندگی و قلبهایمان یکی شده است
ای ارس بخند که این زندگی زیباست
کوردستان و آذربایجان برادرند.
صدایمان بلند در کوهها میپیچد
نامهایمان در دنیا و یادها میماند
خلقهایمان همنفس در تلاش و کار مشترک
صدایشان نیز یکی شده است
ای ارس بخند که این زندگی زیباست
کوردستان و آذربایجان برادرند.
@collective98
🚩 دربارهی سرودی که از اتحاد ملل تحت ستم میگوید
يولداش كوردستان، آنک کوههای سربلند...
اثر عليرضا نابدل (اوختاى) روشنفكر انقلابى آذربايجان و فدايى جانباخته با اجراى يعقوب ظروفچى
🔻علیرضا نابدل متخلص به اوختای، شاعر ترکزبان ، فعال فرهنگی و از اعضای هسته اولیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بود. از اواخر سال ۱۳۴۴ با صمد بهرنگی، بهروز دهقانی و تعدادی دیگر از یارانشان در تهیه ضمیمه آدینه روزنامه مهد آزادی تبریز همکاری میکرد. در مبارزه با رژیم شاه، نابدل مانند سایر فعالان آذربایجانی و کورد و دیگر ملیت ها با مسئله ستم ملی مواجه بود. در بین ملیت های ایران، ستم ملی بسیاری را به عرصه مبارزه ی سیاسی می کشاند. مبارزه با ستم ملی در دوران رضا شاه و بعد از آن بویژه در آذربایجان و کوردستان در جریان بود، و تجربه ی حکومت ملی آذربایجان و جمهوری کردستان (۱۳۲۵) بر دوش آذربایجانی ها و کردها سنگینی می کرد. توجه علیرضا نابدل به ضرورت ارائه پاسخی کمونیستی به مسئله ملی در آن سالها ستودنی بود. نابدل جزوه «آذربایجان و مسئله ملی» را نوشت و در آن بر نکاتی اساسی تاکید گذاشت. او ایران را کشوری چندملیتی و زندان ملیتهای ستمدیده میدانست و خاطر نشان میکرد که پان ایرانیسم، پان ترکیسم، پان عربیسم و پان اسلامیسم گونه هائی از فاشیسم است. نابدل معتقد بود که : «شووینیسم ملت حاکم و ناسیونالیسم افراطی ملیت های تحت سلطه دو جنبه تضاد واحدی را تشکیل می دهند. تنها پرولتاریاست که در شرایط بسیج تمام نیروهای انقلابی خلق قادر است از عهده حل این تضاد برآید و هر دو جنبه آن را متقابلاً نابود سازد. محو ناسیونالیسم افراطی هر ملیت به طور عمده به عهده پرولتاریای همان ملت است.»
🔻در سالهای ۴۷ – ۴۶ ضرورت مبارزه مسلحانه مورد توجه نابدل و رفقای نزدیکش قرار گرفت. در این دوره او و رفقای دیگرش گروهی را که بعداً به «شاخه تبریز» سازمان چریکهای فدایی خلق ایران معروف شد، تشکیل دادند. نابدل در جریان درگیری خیابانی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و زخمی و دستگیر شد. رژیم استبدادی و ضدمردمی شاه، نابدل را همراه با هشت تن دیگر از همرزمان خویش در ۲۲ اسفند ماه ۱۳۵۰ اعدام کرد.
🔻علیرضا نابدل آرزوی رهایی خلقها و همبستگی انقلابی میان تودههای همه ملل را در سر میپروراند و سهم خود را در مبارزه با تفرقه و خرافات ناسیونالیستی و شووینیستی که طبقات مرتجع در همه جوامع انتشار میدهند، با تولید آثار سیاسی و فرهنگی گوناگون ادا کرد. شعر «یولداش کوردستان» سروده نابدل بازتاب همین آرزو است. تاریخ سرودن این شعر میانه دهه چهل شمسی است. این شعر بعدها در کتاب «آذربایجان و مساله ملی»به سال ١٣٤٩ منتشر شد.
🔻آنک کوههای سربلند
که چکمههاى خونین را به آنها راهى نیست
و آهوانش به تیر بیگانگان گرفتار نمىشوند
چونان انسان کتبسته اسیر
در عصر مهآلود
نه تبسمی بر لب دارد
نه سرشکی در دیده.
و درههای عمیق
به عمق «ههژار»
قیزیل اوزون روان در این درهها
که آبش هم سرد است و هم آتشین
چنان آبى که
وقتى به خانههاى ما مىرسد
برایمان هدیهاى از قلبهاى آتشین، انسانهاى محل گذرش مىآورد
و گردنههاست و جنگل
جنگلهاست و درختان بید
که در غروب زیبایش
هر پرنده، هزاران داستان مىسراید
و با این لالایى
به خواب مىرود کردستان زیبا
وقتى از گردنهها پایین مىآیم
به سان نقاشى گل زنبق است، جلگههای توتون.
کار مىکنند، پسران و دختران در تمام روز.
در ییلاق، چادر است
در چادر، چوپان.
و نی بر لب چوپان
غم مردمانش را مىسراید
غمى که
فرهاد را به کندن کوه بیستون وا مىدارد
غمى که زیبای زمان را، گلهاى سرزمینش را،
شیرین زیبا را به فغان مىآورد.
آنک کوهها، سربلند
که چکمههاى خونین را به آنها راهى نیست
و آهوانش به تیر بیگانگان گرفتار نمىشوند
غروب، صخرهها، مبهم و بیصدا
نغمههاى غریبانه مىخوانند.
و جوانان با چشمانى باز در کوههایش مىگردند
با عشقى آتشین در قلبها
همان عشقی که از قلب صلاحالدین شعله کشید
براى دفاع از سرزمین مادریش
و در قصههای رزم، شال همت بست.
این کوههاى کهنسال و ساکنان سربلندش
یاور همگانند و یار ما
و از غم سرزمین آذر مى سوزیم با هم،
با تو رفیق وفادار.
درهها عمیق، آبها آتشین
کوهپایه و جنگلو جلگه و توتون
ییلاق و چادر و چوپان
غروب و پرنده و هزار داستان
کردستان است اینجا، کردستان
تا قیزیل اوزون سرافراز جارى است
تا نگاه ستارهها هر شب بر این خاگ است
پر برکت باد بوستانی کە خلق کاشتە است
پایدار باد برادر ما،
کردستان.
@collective98
يولداش كوردستان، آنک کوههای سربلند...
اثر عليرضا نابدل (اوختاى) روشنفكر انقلابى آذربايجان و فدايى جانباخته با اجراى يعقوب ظروفچى
🔻علیرضا نابدل متخلص به اوختای، شاعر ترکزبان ، فعال فرهنگی و از اعضای هسته اولیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بود. از اواخر سال ۱۳۴۴ با صمد بهرنگی، بهروز دهقانی و تعدادی دیگر از یارانشان در تهیه ضمیمه آدینه روزنامه مهد آزادی تبریز همکاری میکرد. در مبارزه با رژیم شاه، نابدل مانند سایر فعالان آذربایجانی و کورد و دیگر ملیت ها با مسئله ستم ملی مواجه بود. در بین ملیت های ایران، ستم ملی بسیاری را به عرصه مبارزه ی سیاسی می کشاند. مبارزه با ستم ملی در دوران رضا شاه و بعد از آن بویژه در آذربایجان و کوردستان در جریان بود، و تجربه ی حکومت ملی آذربایجان و جمهوری کردستان (۱۳۲۵) بر دوش آذربایجانی ها و کردها سنگینی می کرد. توجه علیرضا نابدل به ضرورت ارائه پاسخی کمونیستی به مسئله ملی در آن سالها ستودنی بود. نابدل جزوه «آذربایجان و مسئله ملی» را نوشت و در آن بر نکاتی اساسی تاکید گذاشت. او ایران را کشوری چندملیتی و زندان ملیتهای ستمدیده میدانست و خاطر نشان میکرد که پان ایرانیسم، پان ترکیسم، پان عربیسم و پان اسلامیسم گونه هائی از فاشیسم است. نابدل معتقد بود که : «شووینیسم ملت حاکم و ناسیونالیسم افراطی ملیت های تحت سلطه دو جنبه تضاد واحدی را تشکیل می دهند. تنها پرولتاریاست که در شرایط بسیج تمام نیروهای انقلابی خلق قادر است از عهده حل این تضاد برآید و هر دو جنبه آن را متقابلاً نابود سازد. محو ناسیونالیسم افراطی هر ملیت به طور عمده به عهده پرولتاریای همان ملت است.»
🔻در سالهای ۴۷ – ۴۶ ضرورت مبارزه مسلحانه مورد توجه نابدل و رفقای نزدیکش قرار گرفت. در این دوره او و رفقای دیگرش گروهی را که بعداً به «شاخه تبریز» سازمان چریکهای فدایی خلق ایران معروف شد، تشکیل دادند. نابدل در جریان درگیری خیابانی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و زخمی و دستگیر شد. رژیم استبدادی و ضدمردمی شاه، نابدل را همراه با هشت تن دیگر از همرزمان خویش در ۲۲ اسفند ماه ۱۳۵۰ اعدام کرد.
🔻علیرضا نابدل آرزوی رهایی خلقها و همبستگی انقلابی میان تودههای همه ملل را در سر میپروراند و سهم خود را در مبارزه با تفرقه و خرافات ناسیونالیستی و شووینیستی که طبقات مرتجع در همه جوامع انتشار میدهند، با تولید آثار سیاسی و فرهنگی گوناگون ادا کرد. شعر «یولداش کوردستان» سروده نابدل بازتاب همین آرزو است. تاریخ سرودن این شعر میانه دهه چهل شمسی است. این شعر بعدها در کتاب «آذربایجان و مساله ملی»به سال ١٣٤٩ منتشر شد.
🔻آنک کوههای سربلند
که چکمههاى خونین را به آنها راهى نیست
و آهوانش به تیر بیگانگان گرفتار نمىشوند
چونان انسان کتبسته اسیر
در عصر مهآلود
نه تبسمی بر لب دارد
نه سرشکی در دیده.
و درههای عمیق
به عمق «ههژار»
قیزیل اوزون روان در این درهها
که آبش هم سرد است و هم آتشین
چنان آبى که
وقتى به خانههاى ما مىرسد
برایمان هدیهاى از قلبهاى آتشین، انسانهاى محل گذرش مىآورد
و گردنههاست و جنگل
جنگلهاست و درختان بید
که در غروب زیبایش
هر پرنده، هزاران داستان مىسراید
و با این لالایى
به خواب مىرود کردستان زیبا
وقتى از گردنهها پایین مىآیم
به سان نقاشى گل زنبق است، جلگههای توتون.
کار مىکنند، پسران و دختران در تمام روز.
در ییلاق، چادر است
در چادر، چوپان.
و نی بر لب چوپان
غم مردمانش را مىسراید
غمى که
فرهاد را به کندن کوه بیستون وا مىدارد
غمى که زیبای زمان را، گلهاى سرزمینش را،
شیرین زیبا را به فغان مىآورد.
آنک کوهها، سربلند
که چکمههاى خونین را به آنها راهى نیست
و آهوانش به تیر بیگانگان گرفتار نمىشوند
غروب، صخرهها، مبهم و بیصدا
نغمههاى غریبانه مىخوانند.
و جوانان با چشمانى باز در کوههایش مىگردند
با عشقى آتشین در قلبها
همان عشقی که از قلب صلاحالدین شعله کشید
براى دفاع از سرزمین مادریش
و در قصههای رزم، شال همت بست.
این کوههاى کهنسال و ساکنان سربلندش
یاور همگانند و یار ما
و از غم سرزمین آذر مى سوزیم با هم،
با تو رفیق وفادار.
درهها عمیق، آبها آتشین
کوهپایه و جنگلو جلگه و توتون
ییلاق و چادر و چوپان
غروب و پرنده و هزار داستان
کردستان است اینجا، کردستان
تا قیزیل اوزون سرافراز جارى است
تا نگاه ستارهها هر شب بر این خاگ است
پر برکت باد بوستانی کە خلق کاشتە است
پایدار باد برادر ما،
کردستان.
@collective98
🚩 عکس دهه ۶۰ خاوران قروه
کجاست #خاوران
زیبا ترین رختت را بپوش
دستی به قلبت بکش
از شهر برون آی
گامی بزن و راه مشرق را در پیش گیر
اینجا از آب نما با فواره های رنگین خبری نیست
و تنها برج بلندش ساختمانی ۵ طبقه است
که کانون اوباش بسیجی ست
و در کوچه هایش بوی تن و دود و کار
همنفس گرد و غبار کودکان پا پتی است
گامی بزن از گردنه تنباکو عبور کن
ایستگاه ماشینهای اسقاطی
دلنوازترین منظره این تاول چرکین است
بعد از آن دستان کوچکی
کودکیشان را در خامی خشت می جویند
و نان بیات تلاششان را
در خون دستانشان ترید می کنند
چشمانت را نبند
پای سست مکن
راه دراز است وپُر فراز و نشیب
خشم نگاهت را با کینه در آمیز
هنوزتا مقصد گامهائی باقی است
از دور چلیپائی بر بامی روئیت می شود
و از کنار آن تا گورستان متروک باب
راهی است و خاکریزگاهی
دیواری پله پله با معجری و دروازه ای
که خدای سرمایه با نام ضحاکش
بر آن نقش بسته
پا پس مکش گامی بزن
ببین خاک تفته اش
در حصار مزدوران نعره می کشد
اینان نان را و آزادی را
برای انسانها می سرودند
و گل مشت انقلاب را
در مشت درشت مردم فریاد می زدند
اینجا خاوران است...
محمود خلیلی
۱۳۹۰ ماینز آلمان
@collective98
کجاست #خاوران
زیبا ترین رختت را بپوش
دستی به قلبت بکش
از شهر برون آی
گامی بزن و راه مشرق را در پیش گیر
اینجا از آب نما با فواره های رنگین خبری نیست
و تنها برج بلندش ساختمانی ۵ طبقه است
که کانون اوباش بسیجی ست
و در کوچه هایش بوی تن و دود و کار
همنفس گرد و غبار کودکان پا پتی است
گامی بزن از گردنه تنباکو عبور کن
ایستگاه ماشینهای اسقاطی
دلنوازترین منظره این تاول چرکین است
بعد از آن دستان کوچکی
کودکیشان را در خامی خشت می جویند
و نان بیات تلاششان را
در خون دستانشان ترید می کنند
چشمانت را نبند
پای سست مکن
راه دراز است وپُر فراز و نشیب
خشم نگاهت را با کینه در آمیز
هنوزتا مقصد گامهائی باقی است
از دور چلیپائی بر بامی روئیت می شود
و از کنار آن تا گورستان متروک باب
راهی است و خاکریزگاهی
دیواری پله پله با معجری و دروازه ای
که خدای سرمایه با نام ضحاکش
بر آن نقش بسته
پا پس مکش گامی بزن
ببین خاک تفته اش
در حصار مزدوران نعره می کشد
اینان نان را و آزادی را
برای انسانها می سرودند
و گل مشت انقلاب را
در مشت درشت مردم فریاد می زدند
اینجا خاوران است...
محمود خلیلی
۱۳۹۰ ماینز آلمان
@collective98
🚩 از روز اول مهر در جمهوری کشتار خون می چکد!
یاد برخی نفرات که دیگر در میان ما نیستند
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#قیام_خونین_ژینا
#جمعه_خونین_زاهدان
#کیان_پیرفلک
#فرزاد_کمانگر
#ژن_ژيان_ئازادى
#زن_زندگی_آزدی
@collective98
یاد برخی نفرات که دیگر در میان ما نیستند
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#قیام_خونین_ژینا
#جمعه_خونین_زاهدان
#کیان_پیرفلک
#فرزاد_کمانگر
#ژن_ژيان_ئازادى
#زن_زندگی_آزدی
@collective98
🚩 عکس روز: تصویر ژینا امینی در دست مادر دادخواه #نوید_افکاری
#ژینا_امینی
#مادران_دادخواه
#ژن_ژیان_ئازادی
#نوید_افکاری
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#جمهوری_کشتار
@collective98
#ژینا_امینی
#مادران_دادخواه
#ژن_ژیان_ئازادی
#نوید_افکاری
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#جمهوری_کشتار
@collective98