Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 برگی از تاریخ سرخ کردستان : تصاویری از جبهه های مردمی مبارز در سقز و سنندج در سال ۱۳۵۹
قدرت واقعی از آن مردم است!
#کردستان_سرخ
#کوردستان_گورستانی_فاشیستان
#اداره_شورایی
@collective98
قدرت واقعی از آن مردم است!
#کردستان_سرخ
#کوردستان_گورستانی_فاشیستان
#اداره_شورایی
@collective98
🚩 سالگرد ژینا: بیانیه جمعی از فعالان اجتماعی تهران برای حضور در خیابان
🔻جمعی از فعالان اجتماعی تهران در بیانیهای نوشته اند: «ما مومن به فرداهای روشنایم، چیزی جز زنجیرهایمان برای از دست دادن نداریم!
وعدهی شروع دوبارهی ما ۲۵ و ۲۶ شهریورماه، ساعت ۶ عصر، تهران، بلوار کشاورز تا میدان هفت تیر و محلات مبارز تهران».
🔻ستمدیدگان، زخمخوردگان، بهسوگنشستگان، مبارزان، جویندگان زندگی!
این فراخوان خطاب به شماست! خطاب به ما! روزها به شماره افتاده است، سالگرد خونین قتل حکومتی ژینا امینی نزدیک میشود، سالگرد خیزش باشکوه ژن ژیان ئازادی که برای اولین بار در تاریخ خونین این سرزمین انقلابی زنانه را نوید داد! هنوز از زخمهای ما خون میچکد، نه بخشیدهایم نه فراموش کردهایم. ما برای زندگی میجنگیم، برای حال و آینده، برای میراث مقاومت گذشته. راهی برگشتناپذیر را تا امروز دوشادوش هم پیمودهایم و برای زنده ماندن راهی نداریم جز پیروزی! ما شرارههای آتشیم دوباره شعلهور خواهیم شد! یاران ما هنوز در بندند و هر روز به بند کشیده میشوند… برای آنها میجنگیم. خون شهیدانمان هنوز خشک نشده است… برای آنها میجنگیم. نان شبمان را از دهانمان بیرون میکشند… برای فرزندانمان میجنگیم. جنگلهایمان را به آتش میکشند… برای سایهسار درختها میجنگیم. دریاچه و رودخانههایمان را نمکزار کردهاند… برای دریا شدن میجنگیم. به نام دین و دولت و سرمایه تنمان را به اسارت کشیدهاند… برای زن* بودن میجنگیم، برای رنگینکمان شدن میجنگیم. لبان ما را دوختهاند که به زبان مادری سخن نگوییم… برای سرود خواندن به زبان مادرانمان میجنگیم. ستمپیشگان میخواهند ما را به عقب برانند، ما را مجبور کنند از دستاوردهایی که برایشان خون دادهایم دست بشوییم. غافل از اینکه ما دیگر رخت بندگی از تن کندهایم، صدای دادخواهیمان خاموش نخواهد شد: فریاد دی، آتش آبان، لبان تشنهی تیر، تن زخمی مرداد و گیسوان رهای شهریوریم!
🔻سالگرد قیام مردمی زن زندگی آزادی نزدیک است، هر کس به هر شکل که میتواند باید چرخدندههای این نظم آهنین را در هم بشکند. دست از کار میکشیم و خیابانها را پس میگیریم. از لشگر تباهیشان ترسی نداریم، چشمانِ همهجابینِ ناظرانِ خبرچین را کور خواهیم کرد، راه سپاهیان مرگ را سد خواهیم کرد. به ظالمان خونتشنه نشان خواهیم داد که جایی از شهر نخواهد بود که نشان ما را بر خود نداشته باشد: دیوارها، نردهها، کوچهها، آسفالتها، متروها، اتوبوسها از آن ماست! ما مومن به فرداهای روشنایم، چیزی جز زنجیرهایمان برای از دست دادن نداریم!
وعدهی شروع دوبارهی ما ۲۵ و ۲۶ شهریورماه، ساعت ۶ عصر، تهران، بلوار کشاورز تا میدان هفت تیر و محلات مبارز تهران
جمعی از فعالان اجتماعی تهران
@collective98
🔻جمعی از فعالان اجتماعی تهران در بیانیهای نوشته اند: «ما مومن به فرداهای روشنایم، چیزی جز زنجیرهایمان برای از دست دادن نداریم!
وعدهی شروع دوبارهی ما ۲۵ و ۲۶ شهریورماه، ساعت ۶ عصر، تهران، بلوار کشاورز تا میدان هفت تیر و محلات مبارز تهران».
🔻ستمدیدگان، زخمخوردگان، بهسوگنشستگان، مبارزان، جویندگان زندگی!
این فراخوان خطاب به شماست! خطاب به ما! روزها به شماره افتاده است، سالگرد خونین قتل حکومتی ژینا امینی نزدیک میشود، سالگرد خیزش باشکوه ژن ژیان ئازادی که برای اولین بار در تاریخ خونین این سرزمین انقلابی زنانه را نوید داد! هنوز از زخمهای ما خون میچکد، نه بخشیدهایم نه فراموش کردهایم. ما برای زندگی میجنگیم، برای حال و آینده، برای میراث مقاومت گذشته. راهی برگشتناپذیر را تا امروز دوشادوش هم پیمودهایم و برای زنده ماندن راهی نداریم جز پیروزی! ما شرارههای آتشیم دوباره شعلهور خواهیم شد! یاران ما هنوز در بندند و هر روز به بند کشیده میشوند… برای آنها میجنگیم. خون شهیدانمان هنوز خشک نشده است… برای آنها میجنگیم. نان شبمان را از دهانمان بیرون میکشند… برای فرزندانمان میجنگیم. جنگلهایمان را به آتش میکشند… برای سایهسار درختها میجنگیم. دریاچه و رودخانههایمان را نمکزار کردهاند… برای دریا شدن میجنگیم. به نام دین و دولت و سرمایه تنمان را به اسارت کشیدهاند… برای زن* بودن میجنگیم، برای رنگینکمان شدن میجنگیم. لبان ما را دوختهاند که به زبان مادری سخن نگوییم… برای سرود خواندن به زبان مادرانمان میجنگیم. ستمپیشگان میخواهند ما را به عقب برانند، ما را مجبور کنند از دستاوردهایی که برایشان خون دادهایم دست بشوییم. غافل از اینکه ما دیگر رخت بندگی از تن کندهایم، صدای دادخواهیمان خاموش نخواهد شد: فریاد دی، آتش آبان، لبان تشنهی تیر، تن زخمی مرداد و گیسوان رهای شهریوریم!
🔻سالگرد قیام مردمی زن زندگی آزادی نزدیک است، هر کس به هر شکل که میتواند باید چرخدندههای این نظم آهنین را در هم بشکند. دست از کار میکشیم و خیابانها را پس میگیریم. از لشگر تباهیشان ترسی نداریم، چشمانِ همهجابینِ ناظرانِ خبرچین را کور خواهیم کرد، راه سپاهیان مرگ را سد خواهیم کرد. به ظالمان خونتشنه نشان خواهیم داد که جایی از شهر نخواهد بود که نشان ما را بر خود نداشته باشد: دیوارها، نردهها، کوچهها، آسفالتها، متروها، اتوبوسها از آن ماست! ما مومن به فرداهای روشنایم، چیزی جز زنجیرهایمان برای از دست دادن نداریم!
وعدهی شروع دوبارهی ما ۲۵ و ۲۶ شهریورماه، ساعت ۶ عصر، تهران، بلوار کشاورز تا میدان هفت تیر و محلات مبارز تهران
جمعی از فعالان اجتماعی تهران
@collective98
🚩 نگاهی به اعتصاب غذای تمنا زریاب پریانی و شماری دیگر از فعالان زن اهل افغانستان در شهر کلن آلمان (از ۱ تا ۱۲ سپتامبر) در محکومیت سکوت جامعه جهانی در برابر آپارتاید جنسیتی-جنسی در افغانستان
از جمعە گذشتە ١٠ سنبله/شهریور، تمنا زریاب پریانی و دو نفر دیگر از فعالان حقوق بشر در شهر کلن آلمان در اعتراض به رفتار طالبان علیه زنان افغانستان اعتصاب غذا کردهاند، با این پیام مشخص:
«به رسمیت شناختن «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان تحت حاکمیت طالبان توسط جامعه جهانی»
او در اعتراض به بیتوجهی جامعه جهانی به وضعیت زنان کشورش، در شهر کلن آلمان اعتصاب غذا کرده بود، شامگاه شنبه ١٨ شهریور ماه، به بیمارستان منتقل شد. تمنا اعلام کرده بود که تا زمانی که جامعهی جهانی «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان را به رسمیت نشناسد، به اعتصاب غذای خود ادامه میدهد. او دیروز به اعتصاب غذایش پایان داد.
به دنبال اعتصاب غذای او، شماری دیگر از فعالان زن افغانستان نیز در حمایت از وی به اعتصاب پرداختند.
تمنا زریاب از جمله زنان معترض فعال در افغانستان بود. وی در یک شب زمستانی با سه خواهرش در یورش طالبان به منزل شان روانه زندان شد و برای ۴۰ روز، زندان و شکنجه طالبان را تحمل کرد و سپس از کشور خارج شد.
برخی فعالان زن افغانستان این اقدام را تحسین کرده و با مقایسهی آنها با زنانی که در کشورهای غربی تبدیل به بلندگوهای دولت طالبان شده و قبلاً هم از حضور امریکا در افغانستان حمایت میکردند، از گروه دوم انتقاد کردهاند؛ یکی از فعالین زن افغانستانی چنین واکنش نشان داده: «زنان مانند فوزیه کوفی، حبیبه سرابی، جمیله افغانی، محبوبه سراج، ماریا اکرمی و دهها تن دیگر، طالبان را گاه تغییر یافته گفتند، گاه برادر خواندند و گاه به عذر افتادند تا درهای مکاتب را برای زنان باز کنند.»
تا کنون کشورها و نهادهای بینالمللی هیچ واکنشی نشان ندادهاند اما اعتصاب غذای آنها با حمایت گستردهافغانها در شبکههای اجتماعی همراه شده و شماری از زنان افغان در برخی کشورهای دیگر با آنها همراهی کردهاند. زلا زازی عضو جبهه مقاومت ملی افغانستان در روز سوم اعتصابِ غذایی تمنا زریابِ پریانی به او پیوست. پدر و مادر ملاله یوسفزی، فعال حقوق زنان و برندهی جایزهی صلح نوبل نیز که برای حمایت از اعتصاب غذای تمنا زریابپریانی به آلمان سفر کرده بودند، با وی دیدار کردند.
شنبه، ۱۸ سنبله/شهریور نیز شماری از فعالان از جمله شکیب مصدق، آوازخوان، در محل اعتصاب او گردهم آمدند و اعلام حمایت کردند (ویدیو در پست بالا)
نیروهای طالبان از زمانی که تسلط افغانستان را به دست گرفتهاند، «آپارتاید جنسیتی» علیه زنان را آغاز کرده و آنها را از حق تحصیل، اشتغال، حضور در جامعه و... منع کردهاند. در حالی که برخی سازمانهای حقوق بشری این اقدام طالبان علیه زنان را نقض حقوق زنان و دخنران افغانستان اعلام کردهاند، تاکنون هیچ اقدامی از سوی جامعهی جهانی صورت نگرفته است تا طالبان را وادارد که از این جنایت دست بردارد.
@collective98
از جمعە گذشتە ١٠ سنبله/شهریور، تمنا زریاب پریانی و دو نفر دیگر از فعالان حقوق بشر در شهر کلن آلمان در اعتراض به رفتار طالبان علیه زنان افغانستان اعتصاب غذا کردهاند، با این پیام مشخص:
«به رسمیت شناختن «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان تحت حاکمیت طالبان توسط جامعه جهانی»
او در اعتراض به بیتوجهی جامعه جهانی به وضعیت زنان کشورش، در شهر کلن آلمان اعتصاب غذا کرده بود، شامگاه شنبه ١٨ شهریور ماه، به بیمارستان منتقل شد. تمنا اعلام کرده بود که تا زمانی که جامعهی جهانی «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان را به رسمیت نشناسد، به اعتصاب غذای خود ادامه میدهد. او دیروز به اعتصاب غذایش پایان داد.
به دنبال اعتصاب غذای او، شماری دیگر از فعالان زن افغانستان نیز در حمایت از وی به اعتصاب پرداختند.
تمنا زریاب از جمله زنان معترض فعال در افغانستان بود. وی در یک شب زمستانی با سه خواهرش در یورش طالبان به منزل شان روانه زندان شد و برای ۴۰ روز، زندان و شکنجه طالبان را تحمل کرد و سپس از کشور خارج شد.
برخی فعالان زن افغانستان این اقدام را تحسین کرده و با مقایسهی آنها با زنانی که در کشورهای غربی تبدیل به بلندگوهای دولت طالبان شده و قبلاً هم از حضور امریکا در افغانستان حمایت میکردند، از گروه دوم انتقاد کردهاند؛ یکی از فعالین زن افغانستانی چنین واکنش نشان داده: «زنان مانند فوزیه کوفی، حبیبه سرابی، جمیله افغانی، محبوبه سراج، ماریا اکرمی و دهها تن دیگر، طالبان را گاه تغییر یافته گفتند، گاه برادر خواندند و گاه به عذر افتادند تا درهای مکاتب را برای زنان باز کنند.»
تا کنون کشورها و نهادهای بینالمللی هیچ واکنشی نشان ندادهاند اما اعتصاب غذای آنها با حمایت گستردهافغانها در شبکههای اجتماعی همراه شده و شماری از زنان افغان در برخی کشورهای دیگر با آنها همراهی کردهاند. زلا زازی عضو جبهه مقاومت ملی افغانستان در روز سوم اعتصابِ غذایی تمنا زریابِ پریانی به او پیوست. پدر و مادر ملاله یوسفزی، فعال حقوق زنان و برندهی جایزهی صلح نوبل نیز که برای حمایت از اعتصاب غذای تمنا زریابپریانی به آلمان سفر کرده بودند، با وی دیدار کردند.
شنبه، ۱۸ سنبله/شهریور نیز شماری از فعالان از جمله شکیب مصدق، آوازخوان، در محل اعتصاب او گردهم آمدند و اعلام حمایت کردند (ویدیو در پست بالا)
نیروهای طالبان از زمانی که تسلط افغانستان را به دست گرفتهاند، «آپارتاید جنسیتی» علیه زنان را آغاز کرده و آنها را از حق تحصیل، اشتغال، حضور در جامعه و... منع کردهاند. در حالی که برخی سازمانهای حقوق بشری این اقدام طالبان علیه زنان را نقض حقوق زنان و دخنران افغانستان اعلام کردهاند، تاکنون هیچ اقدامی از سوی جامعهی جهانی صورت نگرفته است تا طالبان را وادارد که از این جنایت دست بردارد.
@collective98
🚩 بهاره هدایت به اعتصاب غذایش پایان داد
بهاره هدایت، زندانی سیاسی و فعال مدنی با انتشار بیانیهای از بند زنان زندان #اوین اعلام کرد که به «حرمت خواسته» خانواده جاویدنام «محمدجواد روحی»، به حرمت خانواده جاویدنام «ژینا امینی»، به حرمت دادخواهان جنایت انهدام هواپیمای اوکراینی و به حرمت همه داغداران و دادخواهان بهخصوص #مادران دادخواه به اعتصاب غذای خود پایان میدهد.
طی روزهای گذشته فعالان مدنی٬ سیاسی و خانوادههای دادخواه ادوار مختلف جنایات جمهوری اسلامی از بهاره هدایت خواسته بودند تا به اعتصاب خود پایان دهد؛ از جمله خانوادههای دادخواه ژینا امینی٬ محمدجواد روحی و نیلوفر حامدی.
@collective98
بهاره هدایت، زندانی سیاسی و فعال مدنی با انتشار بیانیهای از بند زنان زندان #اوین اعلام کرد که به «حرمت خواسته» خانواده جاویدنام «محمدجواد روحی»، به حرمت خانواده جاویدنام «ژینا امینی»، به حرمت دادخواهان جنایت انهدام هواپیمای اوکراینی و به حرمت همه داغداران و دادخواهان بهخصوص #مادران دادخواه به اعتصاب غذای خود پایان میدهد.
طی روزهای گذشته فعالان مدنی٬ سیاسی و خانوادههای دادخواه ادوار مختلف جنایات جمهوری اسلامی از بهاره هدایت خواسته بودند تا به اعتصاب خود پایان دهد؛ از جمله خانوادههای دادخواه ژینا امینی٬ محمدجواد روحی و نیلوفر حامدی.
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩تخلیه ادوات نظامی در فرودگاه #سقز در آستانه سالگرد قتل ژینا
بر اساس گزارش رسیده به ههنگاو، روز سهشنبه ٢١ شهریور ماه ١٤٠٢، یک فروند هواپیمای نظامی ویژه ترابری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، برای تخلیه ادوات و نیروهای حکومتی در فرودگاه #سقز به زمین نشسته است.
سقز تنها شهری نیست که مر از نیروها و ادوات امنیتی شده؛ بیشتر شهرهای کردستان در آستانه سالگرد قیام ژینا به شکل مشهودی میلیتاریزه شده اند و دوربین در سراسر شهرها نصب شده. موقعیت کنونی در شهرهای مختلف کُردستان با آنچه "وضعیت جنگی" خوانده میشود، مطابقت کامل دارد و درباره بروز هرگونه سرکوب گسترده شهروندان کُرد در روزهای آینده هشدار میدهد.
#ژینا_امینی
#امنیتی_سازی_کردستان
@collective98
بر اساس گزارش رسیده به ههنگاو، روز سهشنبه ٢١ شهریور ماه ١٤٠٢، یک فروند هواپیمای نظامی ویژه ترابری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، برای تخلیه ادوات و نیروهای حکومتی در فرودگاه #سقز به زمین نشسته است.
سقز تنها شهری نیست که مر از نیروها و ادوات امنیتی شده؛ بیشتر شهرهای کردستان در آستانه سالگرد قیام ژینا به شکل مشهودی میلیتاریزه شده اند و دوربین در سراسر شهرها نصب شده. موقعیت کنونی در شهرهای مختلف کُردستان با آنچه "وضعیت جنگی" خوانده میشود، مطابقت کامل دارد و درباره بروز هرگونه سرکوب گسترده شهروندان کُرد در روزهای آینده هشدار میدهد.
#ژینا_امینی
#امنیتی_سازی_کردستان
@collective98
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔴 گزارشی تکان دهنده از وضعیت #جعفر_ابراهیمی، بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، محبوس در زندان قزلحصار
بر اساس گزارش منتشر شده، ساعتی قبل اعلام شد که جعفر ابراهیمی، معلم زندانی که در تاریخ ۱۲ شهریور ماه همراه با ۱۲ تن دیگر از زندانیان اوین، به سیاهچالهای به نام "سلول امن" در قزلحصار تبعید شده بود، در اثر وخامت شدید جسمی به بیمارستان رجایی کرج منتقل شد. با این وجود، هیچ بیمارستانی تاکنون پذیرش ایشان را تایید نکرده است و هیچ اطلاعی از وضعیت این معلم زندانی در دسترس نیست.
بر اساس خبرهای دریافتی، وکیل جعفر ابراهیمی و کامیار فکور، آقای عرفان کرمویسی، امروز برای ملاقات به زندان قزلحصار مراجعه کرده است. و علیرغم اینکه ملاقات وکیل با موکل می بایست حضوری باشد تنها اجازهی ملاقات کابینی داده شده است حضور وکیل در سالن کابینی ملاقات تحت شدیدترین تدابیر امنیتی بوده و تمام وسایل ایشان را در بدو ورود ضبط کردهاند در نهایت پس از حدود سه ساعت معطلی عرفان کرم ویسی برای ملاقات، به ایشان اعلام شد که چون زندانیان این وکیل امنیتی هستند و جرائم سنگین دارند، ایشان نمیتواند موکلهای خود را ملاقات بکند.
در حالیکه پیشتر به آقای کرمویسی گفته شده بود که میتواند موکلهای خود، کامیار فکور و جعفر ابراهیمی را ملاقات کند، اما ملاقاتی صورت نگرفت. دیگر زندانیان سیاسی (زندانیان منتقل شده به قزلحصار) در اعتراض به این وضعیت، اعلام کردند که تا جعفر ابراهیمی و کامیار فکور نتوانند با وکیل خود آقای عرفان کرم ویسی ملاقات کنند آنها هم با خانواده یا وکلای خود ملاقات نخواهند کرد و به نشانه اعتراض جلوی بند تحصن کردند.
در پی این وضعیت، در نهایت ابتدا به کامیار فکور اجازهی دیدار با وکیل را دادند. بر اساس توضیحات داده شده به آقای عرفان کرمویسی، [در این ملاقات] حال جسمی جعفر ابراهیمی دیروز بسیار وخیم شده و به بهداری منتقل شده است. در عین حال، پس از خروج از بهداری هنگامی که خواسته است یک تماس محدود ۳ دقیقهای در اتاق افسرنگهبانی مرکزی با همسر خود بگیرد، در همانجا توسط افسر جانشین و معاونش و چند تن از کادر زندان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و از ناحیه کتف، گردن و پیشانی زخمی شده است.
در ادامه جعفر ابراهیمی هم بعد از انتظار طولانی با همراهی یک افسر حفاظت توانست با وکیل خود دیدار کند. بر اساس گفتهی وکیل ایشان، آثار ضرب و شتم گردن، کتف، بدن، مچ دست و پیشانی ایشان به وضوح مشخص بوده است. همچنین بهداری قزلحصار در نامهای بر وخامت وضعیت جسمی آقای ابراهیمی تاکید نموده و اعلام کرده است که از آنجاییکه این فعال صنفی معلمان در معرض نابینایی ناشی از عوارض بیماری قرار دارد، میبایست هر چه سریعتر به پزشک متخصص اعزام شود تا به وضعیتش رسیدگی شود اما مسئولین زندان از اعزام ایشان امتناع کردهاند. لازم به ذکر است که علیرغم وضعیت جسمانی وخیم و نیز شدیدتر شدن تاری دید ایشان، اما مانند همیشه بسیار از روحیهی بالایی برخودار بود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، به مسئولین قضایی هشدار میدهد که آنها را مسئول مستقیم حفظ جان و امنیت زندانیان میداند و در برابر این تعرض به جعفر ابراهیمی، از تمام پتانسیل خود استفاده خواهد کرد.
#جان_جعفر_ابراهیمی_در_خطر_است
#ژن_ژیان_ئازادی
bit.ly/3PCTI9C
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
🔹نشانی ارتباط با کانال:
🆔 @kashowranews
بر اساس گزارش منتشر شده، ساعتی قبل اعلام شد که جعفر ابراهیمی، معلم زندانی که در تاریخ ۱۲ شهریور ماه همراه با ۱۲ تن دیگر از زندانیان اوین، به سیاهچالهای به نام "سلول امن" در قزلحصار تبعید شده بود، در اثر وخامت شدید جسمی به بیمارستان رجایی کرج منتقل شد. با این وجود، هیچ بیمارستانی تاکنون پذیرش ایشان را تایید نکرده است و هیچ اطلاعی از وضعیت این معلم زندانی در دسترس نیست.
بر اساس خبرهای دریافتی، وکیل جعفر ابراهیمی و کامیار فکور، آقای عرفان کرمویسی، امروز برای ملاقات به زندان قزلحصار مراجعه کرده است. و علیرغم اینکه ملاقات وکیل با موکل می بایست حضوری باشد تنها اجازهی ملاقات کابینی داده شده است حضور وکیل در سالن کابینی ملاقات تحت شدیدترین تدابیر امنیتی بوده و تمام وسایل ایشان را در بدو ورود ضبط کردهاند در نهایت پس از حدود سه ساعت معطلی عرفان کرم ویسی برای ملاقات، به ایشان اعلام شد که چون زندانیان این وکیل امنیتی هستند و جرائم سنگین دارند، ایشان نمیتواند موکلهای خود را ملاقات بکند.
در حالیکه پیشتر به آقای کرمویسی گفته شده بود که میتواند موکلهای خود، کامیار فکور و جعفر ابراهیمی را ملاقات کند، اما ملاقاتی صورت نگرفت. دیگر زندانیان سیاسی (زندانیان منتقل شده به قزلحصار) در اعتراض به این وضعیت، اعلام کردند که تا جعفر ابراهیمی و کامیار فکور نتوانند با وکیل خود آقای عرفان کرم ویسی ملاقات کنند آنها هم با خانواده یا وکلای خود ملاقات نخواهند کرد و به نشانه اعتراض جلوی بند تحصن کردند.
در پی این وضعیت، در نهایت ابتدا به کامیار فکور اجازهی دیدار با وکیل را دادند. بر اساس توضیحات داده شده به آقای عرفان کرمویسی، [در این ملاقات] حال جسمی جعفر ابراهیمی دیروز بسیار وخیم شده و به بهداری منتقل شده است. در عین حال، پس از خروج از بهداری هنگامی که خواسته است یک تماس محدود ۳ دقیقهای در اتاق افسرنگهبانی مرکزی با همسر خود بگیرد، در همانجا توسط افسر جانشین و معاونش و چند تن از کادر زندان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و از ناحیه کتف، گردن و پیشانی زخمی شده است.
در ادامه جعفر ابراهیمی هم بعد از انتظار طولانی با همراهی یک افسر حفاظت توانست با وکیل خود دیدار کند. بر اساس گفتهی وکیل ایشان، آثار ضرب و شتم گردن، کتف، بدن، مچ دست و پیشانی ایشان به وضوح مشخص بوده است. همچنین بهداری قزلحصار در نامهای بر وخامت وضعیت جسمی آقای ابراهیمی تاکید نموده و اعلام کرده است که از آنجاییکه این فعال صنفی معلمان در معرض نابینایی ناشی از عوارض بیماری قرار دارد، میبایست هر چه سریعتر به پزشک متخصص اعزام شود تا به وضعیتش رسیدگی شود اما مسئولین زندان از اعزام ایشان امتناع کردهاند. لازم به ذکر است که علیرغم وضعیت جسمانی وخیم و نیز شدیدتر شدن تاری دید ایشان، اما مانند همیشه بسیار از روحیهی بالایی برخودار بود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، به مسئولین قضایی هشدار میدهد که آنها را مسئول مستقیم حفظ جان و امنیت زندانیان میداند و در برابر این تعرض به جعفر ابراهیمی، از تمام پتانسیل خود استفاده خواهد کرد.
#جان_جعفر_ابراهیمی_در_خطر_است
#ژن_ژیان_ئازادی
bit.ly/3PCTI9C
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
🔹نشانی ارتباط با کانال:
🆔 @kashowranews
Telegraph
🔴 گزارشی تکان دهنده از وضعیت #جعفر_ابراهیمی، بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، محبوس در زندان قزلحصار
بر اساس گزارش منتشر شده، ساعتی قبل اعلام شد که جعفر ابراهیمی، معلم زندانی که در تاریخ ۱۲ شهریور ماه همراه با ۱۲ تن دیگر از زندانیان اوین، به سیاهچالهای به نام "سلول امن" در قزلحصار تبعید شده بود، در اثر وخامت شدید جسمی به بیمارستان رجایی کرج منتقل شد.…
🚩 جزئیات مرگ ۶ کارگر در معدن «رزمجاه غربی» طزره
بررسیهای روزنامه هممیهن نشان میدهد در ۱۵ گذشته، حدود ۲۰ نفر جانشان را در #معدن_طزره از دست دادهاند.
حسین غزائیان، بهروز افروز، ابوالفضل غنائی، قربانعلی کمال، محمد نعیمیصفت و حمید ایزدی، ۶نفر بودند؛ شش کارگر. هر ۶نفرشان ساعت یک ظهر یکشنبه دوازدهم شهریورماه، وارد تونل سیاه و تاریک رزمجاه غربی طزره دامغان شدند. یک روز عادی مثل تمام ۲۰سال گذشته. بهروز، راننده لوکوموتیو بود و ابوالفضل کمکراننده. قربانعلی، حسین و محمد نیروی استخراج و حمید کارگر بونکر – مخزن جمعآوری زغال. آنها آخرین شیفت بودند. تا عصر از آنها خبری نشد. ساعت ۷:۳۹ غروب را نشان میداد که صدای مهیبی بلند شد: انفجار در معدن رزمجاه غربی طزره. هر۶ نفر جان باختند!
هر ۶ نفر بیش از ۲۰سال سابقه کار در معدن زغال داشتهاند. درست در همان منطقه و چندینبار هم دچار گازگرفتگی که به قول خانوادهها؛ «به خیر گذشت.»
این سومین انفجار در مجموعه معادن طزره در چهارسال اخیر است که دو انفجار قبل هم جان سهنفر را گرفته بود، بنابراین تنها در چهارسال اخیر این معادن ۹کشته داشته است.
حقوقهای ۸_۹ میلیون تومانی
آقای «ف» از اینکه اسمش در گزارش بیاید و او را به حراست معرفی کنند، هراس دارد. صدایش از پشت تلفن گرفته، هر چنددقیقه یکبار سرفهای میکند و ادامه میدهد، ۵۰درصد ریهاش را بهدلیل کار در معدن زغالسنگ از دست داده و حالا برای دوا و درمان به استان دیگری رفته و نوبت متخصص گرفته. او با هر ۶کارگر جانباخته معدن، همکار و هممسیر بوده است؛ چند ماهی در معدن رزمجاه غربی مشغول به کار بوده و بعد به معدن دیگری منتقل شده است: «اینها که رفتند، از بهترینهای شرکت بودند.» از وضعیت همکاران جانباختهاش و تلاش آنها برای بازنشستگی باخبر است و میگوید که برخی شان برگه بازنشستگی داشتند.
کارگران شرایط اقتصادی خوبی ندارند؛ حقوقشان بین ۸ تا ۹میلیون تومان است و اگر خیلی اضافهکاری کنند، به ۱۱میلیون تومان میرسد. این ۶نفر هم با اینکه با شرکت البرز شرقی قرارداد داشتند، به همین اندازه حقوق دریافت میکردند.
کارگران در معدن شیفتهای مختلفی دارند، ۸ساعته، ۱۶ساعته و ۲۴ساعته. کارگران خدمات، ۱۶ساعتهاند. کارگران البرز شرقی دو دستهاند: امانی و پیمانی. ۶کارگر جانباخته، امانی بودند و با خود شرکت البرز شرقی قرارداد داشتند. آنها که پیمانیاند اما شرایط نامناسبتری دارند. امنیت شغلیشان بسیار پایین است و شاید بعداز ۲۰سال کارکردن، از طرف پیمانکار از کار بیکار شوند. آنطور که کارگران میگویند اگر شرکت البرز شرقی ۱۵۰۰نیرو دارد، حدود ۱۲۰۰نفرشان پیمانیاند که هرکدام ۱۵ تا ۱۶ سال سابقه کار دارند. پیمانکاران اغلب از پرداخت عیدی، پاداش و... سرباز میزنند. بهطوریکه با گذشت ۶ماه از سال، عیدی و پاداش برخی از کارگران هنوز پرداخت نشده و حق بیمه و حق لباس هم به آنها داده نشده است. به گفته یکی از پیمانکاران قبلی، متوسط حقوق این کارگران ۸ تا ۱۰میلیون تومان در سال ۱۴۰۰ بود که ممکن است حالا کمی بیشتر شده باشد.
بهطور میانگین سالانه یک تا دو نفر بهدلیل گازگرفتگی فوت میکنند و غیر از آن موارد مسمومیت ناشی از گازگرفتگی هم بالاست و هرهفته سه تا چهار مورد گزارش میشود.
کارگران با وجود این اتفاقات، چارهای جز این ندارند که سریع درمان شوند و به محل کارشان بازگردند، آنها به حقوقشان نیاز دارند.
معدن زغالسنگ؛ بزرگترین قبرستان دنیا
بااینهمه اما طی سالهای گذشته تعدادی از کارگران بهدلیل ابتلا به بیماریهای ناشی از کار، ممنوعازکار شده بودند اما باز هم سر کار حاضر میشدند، یکی از آنها هم آقای «ف» است، یکی از آن ۹نفر ممنوعازکار: «اسماعیل ایزدی اصلا توان راهرفتن نداشت. به او گفتند بیا راننده نیسان شو، رفت و بعد از مدتی تصادف کرد و به ته دره افتاد، چون نتوانست نیسان را کنترل کند. یکی دیگر از کارگران هم که ممنوعازکار شده بود، سال گذشته بهدلیل عوارض بیماری فوت کرد. از زمانی که خودم کار میکنم، یوسف هراسانی، منوچهر حسنی، کاظم بیناییان، مجید رحمتی و طالب شاباشی فوت کردهاند. همین حالا هم اینقدر حال من بد است که چندروز نتوانستم سر کار بروم.» به گفته او، معدن زغالسنگ بزرگترین قبر دنیاست، وقتی داخل تونل چراغی خاموش میشود، از تاریکی چشمانت میخواهند کور شوند. بعد برای اینکار ماهانه ۸میلیون تومان حقوق میدهند.
ادامه متن را در لینک زیر بخوانید :
https://hammihanonline.ir/news/society/qrbanyan-gmnam-m-dn-mrgbar
@collective98
بررسیهای روزنامه هممیهن نشان میدهد در ۱۵ گذشته، حدود ۲۰ نفر جانشان را در #معدن_طزره از دست دادهاند.
حسین غزائیان، بهروز افروز، ابوالفضل غنائی، قربانعلی کمال، محمد نعیمیصفت و حمید ایزدی، ۶نفر بودند؛ شش کارگر. هر ۶نفرشان ساعت یک ظهر یکشنبه دوازدهم شهریورماه، وارد تونل سیاه و تاریک رزمجاه غربی طزره دامغان شدند. یک روز عادی مثل تمام ۲۰سال گذشته. بهروز، راننده لوکوموتیو بود و ابوالفضل کمکراننده. قربانعلی، حسین و محمد نیروی استخراج و حمید کارگر بونکر – مخزن جمعآوری زغال. آنها آخرین شیفت بودند. تا عصر از آنها خبری نشد. ساعت ۷:۳۹ غروب را نشان میداد که صدای مهیبی بلند شد: انفجار در معدن رزمجاه غربی طزره. هر۶ نفر جان باختند!
هر ۶ نفر بیش از ۲۰سال سابقه کار در معدن زغال داشتهاند. درست در همان منطقه و چندینبار هم دچار گازگرفتگی که به قول خانوادهها؛ «به خیر گذشت.»
این سومین انفجار در مجموعه معادن طزره در چهارسال اخیر است که دو انفجار قبل هم جان سهنفر را گرفته بود، بنابراین تنها در چهارسال اخیر این معادن ۹کشته داشته است.
حقوقهای ۸_۹ میلیون تومانی
آقای «ف» از اینکه اسمش در گزارش بیاید و او را به حراست معرفی کنند، هراس دارد. صدایش از پشت تلفن گرفته، هر چنددقیقه یکبار سرفهای میکند و ادامه میدهد، ۵۰درصد ریهاش را بهدلیل کار در معدن زغالسنگ از دست داده و حالا برای دوا و درمان به استان دیگری رفته و نوبت متخصص گرفته. او با هر ۶کارگر جانباخته معدن، همکار و هممسیر بوده است؛ چند ماهی در معدن رزمجاه غربی مشغول به کار بوده و بعد به معدن دیگری منتقل شده است: «اینها که رفتند، از بهترینهای شرکت بودند.» از وضعیت همکاران جانباختهاش و تلاش آنها برای بازنشستگی باخبر است و میگوید که برخی شان برگه بازنشستگی داشتند.
کارگران شرایط اقتصادی خوبی ندارند؛ حقوقشان بین ۸ تا ۹میلیون تومان است و اگر خیلی اضافهکاری کنند، به ۱۱میلیون تومان میرسد. این ۶نفر هم با اینکه با شرکت البرز شرقی قرارداد داشتند، به همین اندازه حقوق دریافت میکردند.
کارگران در معدن شیفتهای مختلفی دارند، ۸ساعته، ۱۶ساعته و ۲۴ساعته. کارگران خدمات، ۱۶ساعتهاند. کارگران البرز شرقی دو دستهاند: امانی و پیمانی. ۶کارگر جانباخته، امانی بودند و با خود شرکت البرز شرقی قرارداد داشتند. آنها که پیمانیاند اما شرایط نامناسبتری دارند. امنیت شغلیشان بسیار پایین است و شاید بعداز ۲۰سال کارکردن، از طرف پیمانکار از کار بیکار شوند. آنطور که کارگران میگویند اگر شرکت البرز شرقی ۱۵۰۰نیرو دارد، حدود ۱۲۰۰نفرشان پیمانیاند که هرکدام ۱۵ تا ۱۶ سال سابقه کار دارند. پیمانکاران اغلب از پرداخت عیدی، پاداش و... سرباز میزنند. بهطوریکه با گذشت ۶ماه از سال، عیدی و پاداش برخی از کارگران هنوز پرداخت نشده و حق بیمه و حق لباس هم به آنها داده نشده است. به گفته یکی از پیمانکاران قبلی، متوسط حقوق این کارگران ۸ تا ۱۰میلیون تومان در سال ۱۴۰۰ بود که ممکن است حالا کمی بیشتر شده باشد.
بهطور میانگین سالانه یک تا دو نفر بهدلیل گازگرفتگی فوت میکنند و غیر از آن موارد مسمومیت ناشی از گازگرفتگی هم بالاست و هرهفته سه تا چهار مورد گزارش میشود.
کارگران با وجود این اتفاقات، چارهای جز این ندارند که سریع درمان شوند و به محل کارشان بازگردند، آنها به حقوقشان نیاز دارند.
معدن زغالسنگ؛ بزرگترین قبرستان دنیا
بااینهمه اما طی سالهای گذشته تعدادی از کارگران بهدلیل ابتلا به بیماریهای ناشی از کار، ممنوعازکار شده بودند اما باز هم سر کار حاضر میشدند، یکی از آنها هم آقای «ف» است، یکی از آن ۹نفر ممنوعازکار: «اسماعیل ایزدی اصلا توان راهرفتن نداشت. به او گفتند بیا راننده نیسان شو، رفت و بعد از مدتی تصادف کرد و به ته دره افتاد، چون نتوانست نیسان را کنترل کند. یکی دیگر از کارگران هم که ممنوعازکار شده بود، سال گذشته بهدلیل عوارض بیماری فوت کرد. از زمانی که خودم کار میکنم، یوسف هراسانی، منوچهر حسنی، کاظم بیناییان، مجید رحمتی و طالب شاباشی فوت کردهاند. همین حالا هم اینقدر حال من بد است که چندروز نتوانستم سر کار بروم.» به گفته او، معدن زغالسنگ بزرگترین قبر دنیاست، وقتی داخل تونل چراغی خاموش میشود، از تاریکی چشمانت میخواهند کور شوند. بعد برای اینکار ماهانه ۸میلیون تومان حقوق میدهند.
ادامه متن را در لینک زیر بخوانید :
https://hammihanonline.ir/news/society/qrbanyan-gmnam-m-dn-mrgbar
@collective98
hammihanonline.ir
قربانیان گمنام معدن مرگبار
گزارش هممیهن از جزئیات مرگ 6کارگر در معدن «رزمجاه غربی» طزره در گفتوگو با خانوادهها و همکارانشان
بررسیهای هممیهن نشان میدهد در 15سال گذشته، حدود 0 2نفر
بررسیهای هممیهن نشان میدهد در 15سال گذشته، حدود 0 2نفر
🚩 از بندرستن، سدشکستن
ترجمه مطلبی از سایت «چوانگ» توسط کلکتیو۹۸
پیشدرآمد مترجمان:
🔻آنچه کلکتیو ۹۸ را به ترجمه فارسی مقدمه «دارن بایلر» بر کتابش ترغیب کرد، توجه وی به جایگاه ستم و تبعیض ملی در ساختار سرمایهداری جهانی و نقش دیگریسازی در کسب فوق سودهای امپریالیستی و حفظ سلطه سیاسی و اجتماعی قدرتهای جهانی است. این نکتهمعمولا زیر آوار تئوریهای نافی ستمملی در عصر کنونی، یا نظراتی که دیگریسازیهای نژادی را مواردی استثنایی نسبت به «قاعده» دمکراسی بورژوایی معرفی می کنند، دفن میشود.
🔻آنچه خواهید خواند، مقدمه «دارن بایلر» است بر کتاب «در اردوگاه ها چه میگذرد: زندان مستعمراتی که با تکنولوژی پیشرفته اداره میشود». کتاب بایلر به انگلیسی است و در سال ٢٠٢١ توسط موسسه گزارشات جهانی دانشگاه کلمبیا منتشر شده. سایت چوانگ اینک ترجمه چینی آن را در سپتامبر ۲۰۲۳ در اختیار چینی زبانان قرار داده است. به نوشته چوانگ: «این کتاب بهترین پیش درآمد جهت شناخت واقعیات زندگی روزمره جوامع ترک ـ مسلمان استان سینکیانگ از سال ٢٠٠٩ تا به امروز است.» چوانگ دارن بایلر را یک انسانشناس معتبر مارکسیست معرفی می کند که کتابش را بر اساس مصاحبههای گسترده و مشاهدات دست اول تولید کرده است.
🔻سایت انگلیسی/چینی زبان توسط گروهی از فعالان چپ رادیکال چین اداره میشود. واژه هیروگلیفی چوانگ 闯 که تصویر خلاصه شده، گذر چارنعل اسبی از دروازه است، به معنی ازبندرستن، سدشکستن و رهایی. گردانندگان سایت در توضیح فعالیتهای خود نوشتهاند: «چوانگ مجلهای منتشر خواهد کرد برای تحلیل از تحولات جاری سرمایهداری در چین، ریشههای آن و قیامهایی که زیر منگنه این نظام برپا میشود. انتشار مطالب ترجمه شده، گزارشات و اظهار نظراتی که به خبرهای چین مربوط می شود و مورد علاقه جویندگان رهایی از بند کشتارگاه سرمایه داری است نیز، در دستور کار ما قرار دارد.»
🔻دکتر پان یوئه در حال حاضر یکی از مسئولان کمیسیون امور اتنیکی چین است. او در رساله تحقیقی سال ٢٠٠٢ خود پیشنهاد کرده بود که باید ٥٠٠ میلیون نفر از ملت «حان» [ملت غالب در چین] به تبت و سینکیانگ مهاجرت کنند تا همزمان سه مشکل عمده پیش پای چین پاسخ بگیرد: مازاد جمعیت؛ تقاضا برای منابع؛ و معضل تفاوتهای اتنیکی و مذهبی. آقای پان که از سال ٢٠٢٢ به عنوان مسئول سیاست اتنیکی تعیین شده، نخستین شخص در این مقام در تاریخ جمهوری خلق چین است که به ملت غالب تعلق داشته و به اقلیتهای «اتنیکی» تعلق ندارد. در همان رساله تحقیقی، پان نوشته بود که مهاجران حان باید «باز پس گیرنده» باشند. او معتقد بود که «عقبماندگی» مناطق مرزی امنیت ملی را به خطر انداخته و به فعالیتهای تروریستی و افراطی دامن زده است. رساله پان، چین را به آموختن از سه تجربه موفق معاصر در این زمینه دعوت میکرد: ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و روسیه. پیشنهادش این بود که اینک چین باید سرزمینهای تبت و ایغور را بیش از پیش مستعمره کند و برای این کار، عناصری از آن سه تجربه را الگوی خویش قرار دهد. منظورش استفاده از الگوی توسعه شهرکهای مستعمراتی در غرب ایالات متحده و استقرار قوای سلطنتی روسیه در سیبری بود که میبایست با نمونه جدیدتر استقرار کنترل شده شهرکنشینها توسط اسرائیل در کرانه غربی رود اردن و ایجاد زیرساختها در زمینهای فلسطینیان ادغام شود.
🔻سرانجام آقای پان با پیروی از مدلی که بر میراث دوران پسامائوئیستی چین (اقتصاد تحت مدیریت دولت و توسعه صادراتمحور) مبتنی بود پیشنهاد میکرد که اقلیتها را باید در مشاغل صنعتی معین بکار گرفت و پرولتریزهشان کرد. فکر میکنم این پیشنهاد به شکل اتفاقی عین نمونه کلاسیک سرمایهداری نژادی در آفریقای جنوبی تحت رژیم آپارتاید از آب درآمد. واضح بود که پان در رسالهاش میخواهد انحلال سیستم مائوئیستی خودمختاری اتنیکی درون یک سیستم سیاسی و اقتصادی سوسیالیستی را با شکلی از غصب اراضی به هم آمیزد. سیستم جهانی سرمایهداری موضوع نقد پان نبود، بلکه بر این باور بود که چین باید با نگاهی تقلیدگر به این سیستم بنگرد و جایگاه خود را در آن پیدا کند….
ادامه متن را در لینک زیر بخوانید:https://bit.ly/3rcNYtS
@collective98
collective98@riseup.net
ترجمه مطلبی از سایت «چوانگ» توسط کلکتیو۹۸
پیشدرآمد مترجمان:
🔻آنچه کلکتیو ۹۸ را به ترجمه فارسی مقدمه «دارن بایلر» بر کتابش ترغیب کرد، توجه وی به جایگاه ستم و تبعیض ملی در ساختار سرمایهداری جهانی و نقش دیگریسازی در کسب فوق سودهای امپریالیستی و حفظ سلطه سیاسی و اجتماعی قدرتهای جهانی است. این نکتهمعمولا زیر آوار تئوریهای نافی ستمملی در عصر کنونی، یا نظراتی که دیگریسازیهای نژادی را مواردی استثنایی نسبت به «قاعده» دمکراسی بورژوایی معرفی می کنند، دفن میشود.
🔻آنچه خواهید خواند، مقدمه «دارن بایلر» است بر کتاب «در اردوگاه ها چه میگذرد: زندان مستعمراتی که با تکنولوژی پیشرفته اداره میشود». کتاب بایلر به انگلیسی است و در سال ٢٠٢١ توسط موسسه گزارشات جهانی دانشگاه کلمبیا منتشر شده. سایت چوانگ اینک ترجمه چینی آن را در سپتامبر ۲۰۲۳ در اختیار چینی زبانان قرار داده است. به نوشته چوانگ: «این کتاب بهترین پیش درآمد جهت شناخت واقعیات زندگی روزمره جوامع ترک ـ مسلمان استان سینکیانگ از سال ٢٠٠٩ تا به امروز است.» چوانگ دارن بایلر را یک انسانشناس معتبر مارکسیست معرفی می کند که کتابش را بر اساس مصاحبههای گسترده و مشاهدات دست اول تولید کرده است.
🔻سایت انگلیسی/چینی زبان توسط گروهی از فعالان چپ رادیکال چین اداره میشود. واژه هیروگلیفی چوانگ 闯 که تصویر خلاصه شده، گذر چارنعل اسبی از دروازه است، به معنی ازبندرستن، سدشکستن و رهایی. گردانندگان سایت در توضیح فعالیتهای خود نوشتهاند: «چوانگ مجلهای منتشر خواهد کرد برای تحلیل از تحولات جاری سرمایهداری در چین، ریشههای آن و قیامهایی که زیر منگنه این نظام برپا میشود. انتشار مطالب ترجمه شده، گزارشات و اظهار نظراتی که به خبرهای چین مربوط می شود و مورد علاقه جویندگان رهایی از بند کشتارگاه سرمایه داری است نیز، در دستور کار ما قرار دارد.»
🔻دکتر پان یوئه در حال حاضر یکی از مسئولان کمیسیون امور اتنیکی چین است. او در رساله تحقیقی سال ٢٠٠٢ خود پیشنهاد کرده بود که باید ٥٠٠ میلیون نفر از ملت «حان» [ملت غالب در چین] به تبت و سینکیانگ مهاجرت کنند تا همزمان سه مشکل عمده پیش پای چین پاسخ بگیرد: مازاد جمعیت؛ تقاضا برای منابع؛ و معضل تفاوتهای اتنیکی و مذهبی. آقای پان که از سال ٢٠٢٢ به عنوان مسئول سیاست اتنیکی تعیین شده، نخستین شخص در این مقام در تاریخ جمهوری خلق چین است که به ملت غالب تعلق داشته و به اقلیتهای «اتنیکی» تعلق ندارد. در همان رساله تحقیقی، پان نوشته بود که مهاجران حان باید «باز پس گیرنده» باشند. او معتقد بود که «عقبماندگی» مناطق مرزی امنیت ملی را به خطر انداخته و به فعالیتهای تروریستی و افراطی دامن زده است. رساله پان، چین را به آموختن از سه تجربه موفق معاصر در این زمینه دعوت میکرد: ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و روسیه. پیشنهادش این بود که اینک چین باید سرزمینهای تبت و ایغور را بیش از پیش مستعمره کند و برای این کار، عناصری از آن سه تجربه را الگوی خویش قرار دهد. منظورش استفاده از الگوی توسعه شهرکهای مستعمراتی در غرب ایالات متحده و استقرار قوای سلطنتی روسیه در سیبری بود که میبایست با نمونه جدیدتر استقرار کنترل شده شهرکنشینها توسط اسرائیل در کرانه غربی رود اردن و ایجاد زیرساختها در زمینهای فلسطینیان ادغام شود.
🔻سرانجام آقای پان با پیروی از مدلی که بر میراث دوران پسامائوئیستی چین (اقتصاد تحت مدیریت دولت و توسعه صادراتمحور) مبتنی بود پیشنهاد میکرد که اقلیتها را باید در مشاغل صنعتی معین بکار گرفت و پرولتریزهشان کرد. فکر میکنم این پیشنهاد به شکل اتفاقی عین نمونه کلاسیک سرمایهداری نژادی در آفریقای جنوبی تحت رژیم آپارتاید از آب درآمد. واضح بود که پان در رسالهاش میخواهد انحلال سیستم مائوئیستی خودمختاری اتنیکی درون یک سیستم سیاسی و اقتصادی سوسیالیستی را با شکلی از غصب اراضی به هم آمیزد. سیستم جهانی سرمایهداری موضوع نقد پان نبود، بلکه بر این باور بود که چین باید با نگاهی تقلیدگر به این سیستم بنگرد و جایگاه خود را در آن پیدا کند….
ادامه متن را در لینک زیر بخوانید:https://bit.ly/3rcNYtS
@collective98
collective98@riseup.net
Telegraph
از بندرستن، سدشکستن
پیشدرآمد مترجمان آنچه کلکتیو ۹۸ را به ترجمه فارسی مقدمه «دارن بایلر» بر کتابش ترغیب کرد، توجه وی به جایگاه ستم و تبعیض ملی در ساختار سرمایهداری جهانی و نقش دیگریسازی در کسب فوق سودهای امپریالیستی و حفظ سلطه سیاسی و اجتماعی قدرتهای جهانی است. این نکته…
zanan-bazdasht-final_230914_161435.pdf
4.5 MB
🚩 در آستانه #سالگرد_قیام_ژینا صدای زندانیان سیاسی باشیم!
این فایل که برای کلکتیو۹۸ ارسال شده شامل پوسترهایی در حمایت از زنان زندانی است.
میتوانید با چاپ پوسترها، یاد و نام زندانیان سیاسی را زنده نگه دارید.
@collective98
این فایل که برای کلکتیو۹۸ ارسال شده شامل پوسترهایی در حمایت از زنان زندانی است.
میتوانید با چاپ پوسترها، یاد و نام زندانیان سیاسی را زنده نگه دارید.
@collective98