🚩 معرفی فیلم : چگونه میتوان یک خط لوله را منفجر کرد ؟
محصول ۲۰۲۲ ـ آمریکا؛ اولین اکران آوریل ۲۰۲۳
کلکتیو ۹۸
🔻در زمینه آثار سینمایی محیط زیستی، بعد از مدتها یک فیلم داستانی غیرمتعارف تولید شده است. آن هم در محیط سینمای آمریکا با همه دردسرها و موانعی که برای سینماگران مستقل و متعهد در بر دارد. قصه فیلم حول پدیدهای می چرخد که در رسانههای رسمی و دستگاه قضایی سیستم به «اکو تروریسم» مشهور شده است. منظور، اکسیونهای اعتراضی و واکنشی از سوی بخشی از طرفداران حفظ محیط زیست است که علیه تخریب هولناک طبیعت و همه موجودات زنده توسط نظام سود و سلطه سرمایهداری انجام میشود. هدف از این اکسیونهای غیرقانونی که عمدتا پروژههای بزرگ دولتی و خصوصی و گاه نهادهای تصمیمگیرنده و مجری تخریبها را آماج قرار میدهد، صرفا ایراد ضربات اقتصادی یا الزاما متوقف کردن این پروژهها نیست. بلکه به دنبال تکان دادن افکار عمومیِ بی توجه و خاموش در برابر این فجایع و شکستن سکوت خبری عامدانهای است که رسانههای رسمی پیشه کردهاند. نحوه مواجهه نهادهای مختلف سیستم با این اکسیونها به ظاهر متفاوت است اما هدف یکی است: خاتمه بخشیدن به هر شکل از اعتراض محقانه. در کشورهایی مثل برزیل، مزدوران تقنگدار شرکتها به تعقیب و شکار مدافعان محیط زیست مشغولند و در دمکراسیهای بورژوایی نظیر آمریکا، شکارچیان را در قالب پلیس و دادگاه و زندان میبینیم.
🔻این فیلم در همین چند ماهی که از اکرانش میگذرد به علت صراحت و جسارتش سر و صدای زیادی در محافل سینمایی و رسانهها به راه انداخته است. بعضیها آن را تبلیغ آشکار «اکوتروریسم» نامیده، محکومش کردهاند. بر مبنای مدارکی که بدست مجله رولینگ استون رسیده، اف.بی.آی (پلیس فدرال آمریکا) نگران است که این فیلم الهامبخش حملات تروریستی به مراکز تولید سوخت شود. تحلیلگران اف.بی.آی معتقدند که فیلم چنین پتانسیلی دارد، بنابراین پیشاپیش هشدارهای امنیتی را به حراست این مراکز دادهاند.
🔻در مقابل، تعداد زیادی از منتقدان معتبر، نحوه بیان، کشش داستانی و تعلیق درونی آن را با آثار استیون سودربرگ مقایسه کرده، به تحسین کارگردان و سناریونویسان و بازیگران جوانش پرداختهاند. یکی از نویسندگان صفحه هنری نیویورک تایمز معتقد است که این فیلم باید «یک نقطه رجوع فرهنگی» جدید به حساب آورده شود. منتقد سینمایی روزنامه واشینگتن سیتی معتقد است که این فیلم یک دستورالعمل بمب سازی نیست بلکه «راهی برای پرتو افکندن بر اهداف اخلاقی اصیل است.» نویسنده روزنامه گاردین دربارهاش چنین نوشته «یک فیلم دلهره ای جذاب» که با «سگهای انباری» تارانتینو قابل مقایسه است و آتش خشم مخاطبان حساس به تغییرات اقلیمی را شعلهور می کند. و شاید تحسین یکی از منتقدان در روزنامه ایندیپندنت از همه گویاتر باشد «یک تریلر مارکسیستی رادیکال که مخاطبش خشم یک نسل است.»
🔻قصه فیلم (که خیال نداریم در این معرفی کوتاه آن را لو بدهیم) حول آشنایی و گرد آمدن افرادی عمدتا جوان از جنسیتها و ملیتهای مختلف و افکار و انگیزه های فردی و سیاسی و اجتماعی گوناگون حول یک اقدام مشترک میچرخد؛ با تامل کردن روی تضادها و موقعیت روحی هر یک از آن ها؛ و با یک پایانبندی تکاندهنده و خوب.
کارگردان فیلم دانیل گولدهابر نام دارد. سینماگر جوانی که همراه با آریلا بارر و جردن سیول سناریو فیلم را بر اساس کتابی به همین نام به قلم آندره ئاس مالم (۲۰۲۱ ـ نشر ورسو) نوشتهاند. آریلا بارر یکی از بازیگران فیلم هم هست و نقش زنی پیشرو و مصمم که هدایت کننده جمع است را به عهده دارد. «چگونه میتوان یک خط لوله را منفجر کرد» دیدنی است؛ از دستش ندهید.
فیلم را میتوانید در لینک زیر به رایگان تماشا کنید. حدودا دو ماه از امکان تماشای رایگان آن روی این سایت باقی است.
https://flixtor.to/watch/movie/56449618/how-to-blow-up-a-pipeline
@collective98
محصول ۲۰۲۲ ـ آمریکا؛ اولین اکران آوریل ۲۰۲۳
کلکتیو ۹۸
🔻در زمینه آثار سینمایی محیط زیستی، بعد از مدتها یک فیلم داستانی غیرمتعارف تولید شده است. آن هم در محیط سینمای آمریکا با همه دردسرها و موانعی که برای سینماگران مستقل و متعهد در بر دارد. قصه فیلم حول پدیدهای می چرخد که در رسانههای رسمی و دستگاه قضایی سیستم به «اکو تروریسم» مشهور شده است. منظور، اکسیونهای اعتراضی و واکنشی از سوی بخشی از طرفداران حفظ محیط زیست است که علیه تخریب هولناک طبیعت و همه موجودات زنده توسط نظام سود و سلطه سرمایهداری انجام میشود. هدف از این اکسیونهای غیرقانونی که عمدتا پروژههای بزرگ دولتی و خصوصی و گاه نهادهای تصمیمگیرنده و مجری تخریبها را آماج قرار میدهد، صرفا ایراد ضربات اقتصادی یا الزاما متوقف کردن این پروژهها نیست. بلکه به دنبال تکان دادن افکار عمومیِ بی توجه و خاموش در برابر این فجایع و شکستن سکوت خبری عامدانهای است که رسانههای رسمی پیشه کردهاند. نحوه مواجهه نهادهای مختلف سیستم با این اکسیونها به ظاهر متفاوت است اما هدف یکی است: خاتمه بخشیدن به هر شکل از اعتراض محقانه. در کشورهایی مثل برزیل، مزدوران تقنگدار شرکتها به تعقیب و شکار مدافعان محیط زیست مشغولند و در دمکراسیهای بورژوایی نظیر آمریکا، شکارچیان را در قالب پلیس و دادگاه و زندان میبینیم.
🔻این فیلم در همین چند ماهی که از اکرانش میگذرد به علت صراحت و جسارتش سر و صدای زیادی در محافل سینمایی و رسانهها به راه انداخته است. بعضیها آن را تبلیغ آشکار «اکوتروریسم» نامیده، محکومش کردهاند. بر مبنای مدارکی که بدست مجله رولینگ استون رسیده، اف.بی.آی (پلیس فدرال آمریکا) نگران است که این فیلم الهامبخش حملات تروریستی به مراکز تولید سوخت شود. تحلیلگران اف.بی.آی معتقدند که فیلم چنین پتانسیلی دارد، بنابراین پیشاپیش هشدارهای امنیتی را به حراست این مراکز دادهاند.
🔻در مقابل، تعداد زیادی از منتقدان معتبر، نحوه بیان، کشش داستانی و تعلیق درونی آن را با آثار استیون سودربرگ مقایسه کرده، به تحسین کارگردان و سناریونویسان و بازیگران جوانش پرداختهاند. یکی از نویسندگان صفحه هنری نیویورک تایمز معتقد است که این فیلم باید «یک نقطه رجوع فرهنگی» جدید به حساب آورده شود. منتقد سینمایی روزنامه واشینگتن سیتی معتقد است که این فیلم یک دستورالعمل بمب سازی نیست بلکه «راهی برای پرتو افکندن بر اهداف اخلاقی اصیل است.» نویسنده روزنامه گاردین دربارهاش چنین نوشته «یک فیلم دلهره ای جذاب» که با «سگهای انباری» تارانتینو قابل مقایسه است و آتش خشم مخاطبان حساس به تغییرات اقلیمی را شعلهور می کند. و شاید تحسین یکی از منتقدان در روزنامه ایندیپندنت از همه گویاتر باشد «یک تریلر مارکسیستی رادیکال که مخاطبش خشم یک نسل است.»
🔻قصه فیلم (که خیال نداریم در این معرفی کوتاه آن را لو بدهیم) حول آشنایی و گرد آمدن افرادی عمدتا جوان از جنسیتها و ملیتهای مختلف و افکار و انگیزه های فردی و سیاسی و اجتماعی گوناگون حول یک اقدام مشترک میچرخد؛ با تامل کردن روی تضادها و موقعیت روحی هر یک از آن ها؛ و با یک پایانبندی تکاندهنده و خوب.
کارگردان فیلم دانیل گولدهابر نام دارد. سینماگر جوانی که همراه با آریلا بارر و جردن سیول سناریو فیلم را بر اساس کتابی به همین نام به قلم آندره ئاس مالم (۲۰۲۱ ـ نشر ورسو) نوشتهاند. آریلا بارر یکی از بازیگران فیلم هم هست و نقش زنی پیشرو و مصمم که هدایت کننده جمع است را به عهده دارد. «چگونه میتوان یک خط لوله را منفجر کرد» دیدنی است؛ از دستش ندهید.
فیلم را میتوانید در لینک زیر به رایگان تماشا کنید. حدودا دو ماه از امکان تماشای رایگان آن روی این سایت باقی است.
https://flixtor.to/watch/movie/56449618/how-to-blow-up-a-pipeline
@collective98
Flixtor.to
Free Streaming of Movies and TV Shows on Flixtor.to
Free Streaming of Movies and TV Show. The Most Movies and TV Shows online with the highest quality. New Movies and Episodes are added every hour.
🚩 هم معترضیم، هم مبارزیم، هم خلاق!
#مرضیه_وفامهر، فیلمساز و بازیگر با انتشار این تصویر نوشته:
«رفتیم براى یک صبحانه، مرا راه ندادند، چون سرپوش نگذاشته بودم و من به سیاق کودکان در فیلم کوتاه رهایى اثر درخشان ناصر تقوایى با تم "آزادى چیست؟" پاکت به سرکشیدم.»
مرضیه وفامهر در فیلم «تهران من، حراج» بدون حجاب در سال ١٣٨٧ ایفای نقش نمود و به موجب آن چهار ماه در زندان قرچک ورامین حبس و بیش از ده سال ممنوع الکار و ممنوع الخروج از ایران شد.
او با انتشار عکس بوسه عشق، یادی هم از همسرش #ناصر_تقوایی کرده است.
@collective98
#مرضیه_وفامهر، فیلمساز و بازیگر با انتشار این تصویر نوشته:
«رفتیم براى یک صبحانه، مرا راه ندادند، چون سرپوش نگذاشته بودم و من به سیاق کودکان در فیلم کوتاه رهایى اثر درخشان ناصر تقوایى با تم "آزادى چیست؟" پاکت به سرکشیدم.»
مرضیه وفامهر در فیلم «تهران من، حراج» بدون حجاب در سال ١٣٨٧ ایفای نقش نمود و به موجب آن چهار ماه در زندان قرچک ورامین حبس و بیش از ده سال ممنوع الکار و ممنوع الخروج از ایران شد.
او با انتشار عکس بوسه عشق، یادی هم از همسرش #ناصر_تقوایی کرده است.
@collective98
Forwarded from جوانان انقلابی سرخ مهاباد
جوانان انقلابی سرخ مهاباد
Photo
ریشههای خشک شدن دریاچهی ارومیه را میتوان در سیاستهای استعماری و ساختار اقتصادی یا بعبارتی در شیوهی تولید بررسی کرد. احداث کارخانههای تولیدی بخش خصوصی در حوزهی آبریز دریاچهی ارومیه و اختصاص بخش عمدهی آب رودخانههای حوزهی آبریز مانند زرینهرود که عمدهی آب دریاچه را تامین میکرد به این کارخانهها در تبریز و ایلخچی و تولید این کارخانهها بر اساس سود بیشتر برای بخش خصوصی یکی از دلایل عمده و نه تنها دلیل خشک شدن دریاچهی ارومیه است. بخش دیگر که مربوط به سیاستهای استعماری، تبعیض و عقب ماندگی عمدی کوردستان و نبود زیرساختهای کشاورزی مدرن است باعث تداوم کشاورزی سنتی شده و بخش عمدهی آب مورد نیاز دریاچه صرفِ آبیاری غرقابی و همچنین ضرورت حفر چاههای عمیق و سطحی برای تامین آب مورد نیاز محصولات آببر در کشاورزی شده است. دلایل دیگری نیز مانند جاده دریا در خشک شدن دریاچه نقش داشتهاند که آن هم ریشه در سیاست استعماری دولت ایرانی دارد.
آنچه مورد توجه است، شکلگیری سه گفتمان پیرامون بحران دریاچه ارومیه است.
گفتمان غالب که همان گفتمان رفرمیستی (اصلاحطلبی) است بدون توجه به عوامل و ریشههای خشک شدن دریاچه خواهان احیای دریاچهی ارومیه است که در تضاد با گفتمان رادیکال (انقلابی) است. گفتمان رادیکال پیرامون بحران دریاچهی ارومیه، در اقلیت محض است.
ما بعنوان یک نیروی رادیکال، معتقدیم بدون تغییر عوامل و ریشه های خشک شدن دریاچهی ارومیه، یعنی بدون تغییر ساختار اقتصادی و سیاستهای استعماری، هرگونه تلاش برای احیای دریاچهی ارومیه، باعث ایجاد بحرانهای دیگری میشود.
در کنار این دو گفتمان، گفتمان دیگری نیز شکل گرفته که نه دغدغهی دریاچه یا بحران زیستمحیطی، بلکه بدنبال ماهیگیری از آب گلآلود است. گفتمانی فاشیستی که در پی این بحران بدنبال ایجاد تنشهای ملیتی و اراضی به بهانهی خشک شدن دریاچهی ارومیه است. فاشیزم، فرزند خلف سرمایهداری و در تلاش است که با نادیده گرفتن عوامل، افکار عمومی را منحرف کند و عواملی انتزاعی و غیر واقعی را بعنوان دلیل خشک شدن دریاچه تعریف کند. نتیجهی این گفتمان، تداوم وضع موجود و همچنین ایجاد تنشهای ملیتی و اراضی در منطقه است که باعث منتفع شدن سرمایهداری محلی و در نهایت سرمایهداری ملی از حاصل گفتمان فاشیستی است. سرمایهداری محلی و ملی بسیار مایل است که تودههای مردم بجای تلاش برای ریشهیابی بحرانها و رشد آگاهی سیاسی، به تنشهای ملیتی و ارتجاع مشغول باشند.
ما بعنوان بخشی از جوانان انقلابی و رادیکال مهاباد، که در جغرافیای پیامدهای زیستمحیطی دریاچه ی ارومیه قرار داریم، از گفتمان رادیکال برای تغییر ساختار اقتصادی و سیاستهای استعماری حمایت میکنیم و عقیده داریم بدون برچیدهکردن دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی و نهادهای اعمال قدرت آن، این امر ممکن نیست.
آنچه مورد توجه است، شکلگیری سه گفتمان پیرامون بحران دریاچه ارومیه است.
گفتمان غالب که همان گفتمان رفرمیستی (اصلاحطلبی) است بدون توجه به عوامل و ریشههای خشک شدن دریاچه خواهان احیای دریاچهی ارومیه است که در تضاد با گفتمان رادیکال (انقلابی) است. گفتمان رادیکال پیرامون بحران دریاچهی ارومیه، در اقلیت محض است.
ما بعنوان یک نیروی رادیکال، معتقدیم بدون تغییر عوامل و ریشه های خشک شدن دریاچهی ارومیه، یعنی بدون تغییر ساختار اقتصادی و سیاستهای استعماری، هرگونه تلاش برای احیای دریاچهی ارومیه، باعث ایجاد بحرانهای دیگری میشود.
در کنار این دو گفتمان، گفتمان دیگری نیز شکل گرفته که نه دغدغهی دریاچه یا بحران زیستمحیطی، بلکه بدنبال ماهیگیری از آب گلآلود است. گفتمانی فاشیستی که در پی این بحران بدنبال ایجاد تنشهای ملیتی و اراضی به بهانهی خشک شدن دریاچهی ارومیه است. فاشیزم، فرزند خلف سرمایهداری و در تلاش است که با نادیده گرفتن عوامل، افکار عمومی را منحرف کند و عواملی انتزاعی و غیر واقعی را بعنوان دلیل خشک شدن دریاچه تعریف کند. نتیجهی این گفتمان، تداوم وضع موجود و همچنین ایجاد تنشهای ملیتی و اراضی در منطقه است که باعث منتفع شدن سرمایهداری محلی و در نهایت سرمایهداری ملی از حاصل گفتمان فاشیستی است. سرمایهداری محلی و ملی بسیار مایل است که تودههای مردم بجای تلاش برای ریشهیابی بحرانها و رشد آگاهی سیاسی، به تنشهای ملیتی و ارتجاع مشغول باشند.
ما بعنوان بخشی از جوانان انقلابی و رادیکال مهاباد، که در جغرافیای پیامدهای زیستمحیطی دریاچه ی ارومیه قرار داریم، از گفتمان رادیکال برای تغییر ساختار اقتصادی و سیاستهای استعماری حمایت میکنیم و عقیده داریم بدون برچیدهکردن دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی و نهادهای اعمال قدرت آن، این امر ممکن نیست.
🚩 درباره #مهدی_یراحی، خواننده خوزستانی معترض که بازداشت شده است:
درباره هنرمندی که تصمیم گرفت در کنار مردم بایستد، هنرمند متعهد!
میثم آل مهدی: او با لباس ما کارگران فولاد اهواز روی استیج رفت و ترانههایش را تقدیم این کارگران کرد
امیر بهاری: او خوانندهای شهرتطلب بود که طرفدارانش «امپراطور» صدایش میزدند، اما ستارهای شد خار چشم «شر»
برای خواندن کل متن اسلایدها را ورق بزنید
@collective98
درباره هنرمندی که تصمیم گرفت در کنار مردم بایستد، هنرمند متعهد!
میثم آل مهدی: او با لباس ما کارگران فولاد اهواز روی استیج رفت و ترانههایش را تقدیم این کارگران کرد
امیر بهاری: او خوانندهای شهرتطلب بود که طرفدارانش «امپراطور» صدایش میزدند، اما ستارهای شد خار چشم «شر»
برای خواندن کل متن اسلایدها را ورق بزنید
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 از چند روز پیش تظاهراتی در جنوب کشور در سویدا و درعا که تحت کنترل رژیم بود آغاز شده است
در این ویدیو معترضان سوریه در میدان کرامه مرکز شهر #السویدا شعار میدهند:
«ارحل يا بشار مع إيران وروسيا»
بشار ساقط شو، همراه با #ایران و #روسیه
@collective98
در این ویدیو معترضان سوریه در میدان کرامه مرکز شهر #السویدا شعار میدهند:
«ارحل يا بشار مع إيران وروسيا»
بشار ساقط شو، همراه با #ایران و #روسیه
@collective98
🚩 #جواد_روحی از بازداشتشدگان در اعتراضات گسترده به قتل ژینا امینی در زندان نوشهر به طرز مشکوکی جان باخته و در واقع کشته شده است.
🔻جواد روحی، ۳۶ ساله، شهریور ۱۴۰۱ در روزی که ماموران حکومتی حنانه کیا را در نوشهر به قتل رساندند، بازداشت شد. انتشار یک تصویر از او که بر روی فضای سبز در مقابل یک هتل در نوشهر خوابیده بود در روزهای پس از دستگیریش بارها در شبکههای اجتماعی بازنشر شد.
دادگاه انقلاب ساری روحی را به سه بار اعدام محکوم کرده بود اما در اردیبهشت ۱۴۰۲ وکیل او گفت که دیوان عالی کشور حکم اعدام را نقض کرد.
🔻به گزارش کمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان:
«زمانی که جواد روحی بعد از چند روز بازجویی اولیه به بازداشتگاه «شهید کاظمی ساری» متعلق به اطلاعات سپاه واقع در زندان تیرکلای این شهر، منتقل شد «از شدت شکنجه و ترس، اختیار ادرارش را از دست داده بود و قدرت تکلم هم نداشت». نهاد بازداشتکننده جواد روحی اطلاعات سپاه بود و طی روزهای بعد از آن، و در همان بازداشتگاه بارها و بارها بازجویی شد. بر اثر فشارهای بازجویی در روزهای اول توان حرکت خود را هم از دست داده بود و با توجه به عدم کنترل ادرار، شرایط برای سایر همسلولیهایش هم غیرقابل تحمل شده بود و از این رو بار دیگر او را به انفرادی منتقل کردند. در جریان این بازجوییها یکی از شبها وضعیت او چنان وخیم شد که جواد روحی را عریان به میان کریدور بند منتقل کرده و برای کنترل علایم حیاتی دکتر را همانجا بالای سر او بردند».
🔻به گفته این کمیته او در بازجوییها برای پذیرش اتهام قرآنسوزی تحت فشار بود که آن را نمیپذیرفت و برای پذیرش این اتهام تهدید، تطمیع و شکنجه میشد. جواد روحی بعد از مدتی در سلول خود دچار وسواس شده و لااقل روزی دهبار به حمام میرفت و میگفت که این کار به او آرامش میدهد. بعد از گذشت حدود یک ماه وضعیت روحی او کمی بهبود پیدا کرد، طوری که صدای بازی و خنده او از سلول شنیده میشد. این وضعیت هم باز دیری نپایید و او بار دیگر به انفرادی منتقل شد و بازجوییهای پرفشار برای پذیرش اتهامات از سر گرفته شد. با وجود این جواد هنوز گویی باور نمیکرد که در بازداشتگاه امنیتی محبوس است و میگفت: «کاری نکردم، آزاد میشم».
🔻مرگ مشکوک #جواد_روحی در زندان نوشهر یادآور مرگ #بهنام_محجوبی است که در اسفند ۱۳۹۹ مسئولان قضایی ادعا کردند که او به دلیل بیماری پیشینی در بیمارستان جان باخته است. همان زمان اما خانواده او و جمعی از زندانیان گفتند که حکومت او را کشته است.
در ویدیوی بالا، رقص #جواد_روحی در میان جمعیتمعترض در نوشهر در قیام ژینا را میبینیم.
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#نه_به_جمهوری_کشتار
@collective98
🔻جواد روحی، ۳۶ ساله، شهریور ۱۴۰۱ در روزی که ماموران حکومتی حنانه کیا را در نوشهر به قتل رساندند، بازداشت شد. انتشار یک تصویر از او که بر روی فضای سبز در مقابل یک هتل در نوشهر خوابیده بود در روزهای پس از دستگیریش بارها در شبکههای اجتماعی بازنشر شد.
دادگاه انقلاب ساری روحی را به سه بار اعدام محکوم کرده بود اما در اردیبهشت ۱۴۰۲ وکیل او گفت که دیوان عالی کشور حکم اعدام را نقض کرد.
🔻به گزارش کمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان:
«زمانی که جواد روحی بعد از چند روز بازجویی اولیه به بازداشتگاه «شهید کاظمی ساری» متعلق به اطلاعات سپاه واقع در زندان تیرکلای این شهر، منتقل شد «از شدت شکنجه و ترس، اختیار ادرارش را از دست داده بود و قدرت تکلم هم نداشت». نهاد بازداشتکننده جواد روحی اطلاعات سپاه بود و طی روزهای بعد از آن، و در همان بازداشتگاه بارها و بارها بازجویی شد. بر اثر فشارهای بازجویی در روزهای اول توان حرکت خود را هم از دست داده بود و با توجه به عدم کنترل ادرار، شرایط برای سایر همسلولیهایش هم غیرقابل تحمل شده بود و از این رو بار دیگر او را به انفرادی منتقل کردند. در جریان این بازجوییها یکی از شبها وضعیت او چنان وخیم شد که جواد روحی را عریان به میان کریدور بند منتقل کرده و برای کنترل علایم حیاتی دکتر را همانجا بالای سر او بردند».
🔻به گفته این کمیته او در بازجوییها برای پذیرش اتهام قرآنسوزی تحت فشار بود که آن را نمیپذیرفت و برای پذیرش این اتهام تهدید، تطمیع و شکنجه میشد. جواد روحی بعد از مدتی در سلول خود دچار وسواس شده و لااقل روزی دهبار به حمام میرفت و میگفت که این کار به او آرامش میدهد. بعد از گذشت حدود یک ماه وضعیت روحی او کمی بهبود پیدا کرد، طوری که صدای بازی و خنده او از سلول شنیده میشد. این وضعیت هم باز دیری نپایید و او بار دیگر به انفرادی منتقل شد و بازجوییهای پرفشار برای پذیرش اتهامات از سر گرفته شد. با وجود این جواد هنوز گویی باور نمیکرد که در بازداشتگاه امنیتی محبوس است و میگفت: «کاری نکردم، آزاد میشم».
🔻مرگ مشکوک #جواد_روحی در زندان نوشهر یادآور مرگ #بهنام_محجوبی است که در اسفند ۱۳۹۹ مسئولان قضایی ادعا کردند که او به دلیل بیماری پیشینی در بیمارستان جان باخته است. همان زمان اما خانواده او و جمعی از زندانیان گفتند که حکومت او را کشته است.
در ویدیوی بالا، رقص #جواد_روحی در میان جمعیتمعترض در نوشهر در قیام ژینا را میبینیم.
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#نه_به_جمهوری_کشتار
@collective98
🚩 مروری بر اعتراضات اخیر در سوریه :
مردم خواهان سقوط رژیم و خروج نیروهای روسی و ایرانی از کشور اند
برش هایی از متن👇🏿
🔻در چند روز اخیر در #سوریه پرچم انقلاب در روستاها، شهرهای سراسر کشور به اهتزاز درآمده؛ در سویدا، درعا، حلب، ادلب، رقه، حسکه و دیرالزور هزاران نفر به خیابان آمداند و شعارهای انقلابی را از نو زنده کردهاند. چند روز پیش تظاهراتی در جنوب کشور در سویدا و درعا که تحت کنترل رژیم بود آغاز شد. شعله اولیه اعتراضات، شبیه بسیاری از قیامهای سالهای اخیر در کشورهای جنوب جهانی، به خاطر اعتراض به بحران اقتصادی و دشواری تامین هزینههای زندگی، به ویژه افزایش اخیر قیمت سوخت به دلیل کاهش یارانهها زده شد. مردم برای برآوردن نیازهای اساسی خود در تلاشاند ولی زندگی بسیار دشوار شده و یکی از دلایلی که بسیاری هنوز از کشور فرار می کنند، همین است. بیش از ۹۰ درصد از جمعیت شوریه کنونی زیر خط فقر زندگی میکنند و نیمی از جمعیت در ناامنی غذایی هستند. یک کارمند دولتی سوریه در حال حاضر حدود ۱۰ دلار در ماه درآمد دارد که برای تامین هزینه های یک خانواده کافی نیست چون قیمت اقلام غذایی اولیه بسیار افزایش یافته. مردم چند ساعت بیشتر در روز برق ندارند و کمابی نیز یکی از مشکلات روزمرهی آنهاست. رژیم در این ۱۲ سالی که از انقلاب ۲۰۱۱ میگذرد، کشور را به ویرانی کشانده و مردمی که علیرغم حجم ویرانیها و تروماهای جنگی ماندهاند و حتی بعضا از حمایت رژیم دست نکشیدند (به ویژه در این منطقه)، امروز آن را مسئول فقر و فلاکت خود میدانند و احساس میکنند که به آنها و به وفاداریشان به رژیم در این دوازده سال، خیانت شده است. بنابراین شبیه به کشورهای دیگر، اعتراضات ناشی از مطالبات اجتماعی-اقتصادی به زودی به خواست مجدد سقوط اسد و سرنگونی رژیم بدل شد.
🔻از ۱۶ آگوست ۲۰۲۳ تا کنون بیش از ۵۲ نقطه در جنوب سوریه شاهد اعتراضات و سایر اقدامات و اشکال نافرمانی مدنی بوده است. در ۲۰ آگوست، اعتصاب عمومی به رهبری رانندگان حمل و نقل عمومی، که منجر به تعطیلی مغازه ها و مشاغل شد، به طور گسترده انجام شد و همزمان تعدادی از ساختمانهای رژیم مورد حمله قرار گرفته است. روز چهارشنبه، معترضان خشمگین دفاتر محلی حزب بعث در سویدا را غارت کردند. معترضان علاوه بر وخامت شرایط زندگی، خشم خود را از فساد گسترده ابراز کرده و خواستار سرکوب تجارت مواد مخدر شدهاند (تجارت اصلی رژیم بعد از انقلاب ۲۰۱۱). جنگسالاران و نزدیکان رژیم از طریق قاچاق کاپتاگون مانند آمفتامین ثروت و قدرت جمع آوری کرده اند که به وخامت اوضاع امنیتی حتی در جنوب کشورو یکی از دستنخوردهترین مناطق، منجر شده است.
🔻روز جمعه، اعتراضات در سراسر کشور گسترش یافت و مردم زیر پرچم «جمعه پاسخگویی برای اسد» به خیابان ها آمدند. در صحنههایی که یادآور روزهای آغازین انقلاب ۲۰۱۱ بود، زنان و مردانی از همه اقشار مختلف اجتماعی خواهان سقوط رژیم شدند. مردم همچنین با شعارها و بنرهای بسیاری خواستار خروج حامیان امپراتوری اسد، یعنی مشخصا روسیه و #ایران، شدهاند. در ویدیویی که در کانال کلکتیو۹۸ در دسترس است، میبینیم که معترضان سوریه در میدان کرامه مرکز شهر #السویدا شعار میدهند:
«ارحل يا بشار مع إيران وروسيا»
بشار ساقط شو، همراه با ایران و روسیه
ادامۀ متن را دراینجا بخوانید:
https://bit.ly/47WTj8X
@collective98
collective98@riseup.net
مردم خواهان سقوط رژیم و خروج نیروهای روسی و ایرانی از کشور اند
برش هایی از متن👇🏿
🔻در چند روز اخیر در #سوریه پرچم انقلاب در روستاها، شهرهای سراسر کشور به اهتزاز درآمده؛ در سویدا، درعا، حلب، ادلب، رقه، حسکه و دیرالزور هزاران نفر به خیابان آمداند و شعارهای انقلابی را از نو زنده کردهاند. چند روز پیش تظاهراتی در جنوب کشور در سویدا و درعا که تحت کنترل رژیم بود آغاز شد. شعله اولیه اعتراضات، شبیه بسیاری از قیامهای سالهای اخیر در کشورهای جنوب جهانی، به خاطر اعتراض به بحران اقتصادی و دشواری تامین هزینههای زندگی، به ویژه افزایش اخیر قیمت سوخت به دلیل کاهش یارانهها زده شد. مردم برای برآوردن نیازهای اساسی خود در تلاشاند ولی زندگی بسیار دشوار شده و یکی از دلایلی که بسیاری هنوز از کشور فرار می کنند، همین است. بیش از ۹۰ درصد از جمعیت شوریه کنونی زیر خط فقر زندگی میکنند و نیمی از جمعیت در ناامنی غذایی هستند. یک کارمند دولتی سوریه در حال حاضر حدود ۱۰ دلار در ماه درآمد دارد که برای تامین هزینه های یک خانواده کافی نیست چون قیمت اقلام غذایی اولیه بسیار افزایش یافته. مردم چند ساعت بیشتر در روز برق ندارند و کمابی نیز یکی از مشکلات روزمرهی آنهاست. رژیم در این ۱۲ سالی که از انقلاب ۲۰۱۱ میگذرد، کشور را به ویرانی کشانده و مردمی که علیرغم حجم ویرانیها و تروماهای جنگی ماندهاند و حتی بعضا از حمایت رژیم دست نکشیدند (به ویژه در این منطقه)، امروز آن را مسئول فقر و فلاکت خود میدانند و احساس میکنند که به آنها و به وفاداریشان به رژیم در این دوازده سال، خیانت شده است. بنابراین شبیه به کشورهای دیگر، اعتراضات ناشی از مطالبات اجتماعی-اقتصادی به زودی به خواست مجدد سقوط اسد و سرنگونی رژیم بدل شد.
🔻از ۱۶ آگوست ۲۰۲۳ تا کنون بیش از ۵۲ نقطه در جنوب سوریه شاهد اعتراضات و سایر اقدامات و اشکال نافرمانی مدنی بوده است. در ۲۰ آگوست، اعتصاب عمومی به رهبری رانندگان حمل و نقل عمومی، که منجر به تعطیلی مغازه ها و مشاغل شد، به طور گسترده انجام شد و همزمان تعدادی از ساختمانهای رژیم مورد حمله قرار گرفته است. روز چهارشنبه، معترضان خشمگین دفاتر محلی حزب بعث در سویدا را غارت کردند. معترضان علاوه بر وخامت شرایط زندگی، خشم خود را از فساد گسترده ابراز کرده و خواستار سرکوب تجارت مواد مخدر شدهاند (تجارت اصلی رژیم بعد از انقلاب ۲۰۱۱). جنگسالاران و نزدیکان رژیم از طریق قاچاق کاپتاگون مانند آمفتامین ثروت و قدرت جمع آوری کرده اند که به وخامت اوضاع امنیتی حتی در جنوب کشورو یکی از دستنخوردهترین مناطق، منجر شده است.
🔻روز جمعه، اعتراضات در سراسر کشور گسترش یافت و مردم زیر پرچم «جمعه پاسخگویی برای اسد» به خیابان ها آمدند. در صحنههایی که یادآور روزهای آغازین انقلاب ۲۰۱۱ بود، زنان و مردانی از همه اقشار مختلف اجتماعی خواهان سقوط رژیم شدند. مردم همچنین با شعارها و بنرهای بسیاری خواستار خروج حامیان امپراتوری اسد، یعنی مشخصا روسیه و #ایران، شدهاند. در ویدیویی که در کانال کلکتیو۹۸ در دسترس است، میبینیم که معترضان سوریه در میدان کرامه مرکز شهر #السویدا شعار میدهند:
«ارحل يا بشار مع إيران وروسيا»
بشار ساقط شو، همراه با ایران و روسیه
ادامۀ متن را دراینجا بخوانید:
https://bit.ly/47WTj8X
@collective98
collective98@riseup.net
Telegraph
مروری بر اعتراضات اخیر مردم در سوریه:
در چند روز اخیر در #سوریه پرچم انقلاب در روستاها، شهرهای سراسر کشور به اهتزاز درآمده؛ در سویدا، درعا، حلب، ادلب، رقه، حسکه و دیرالزور هزاران نفر به خیابان آمداند و شعارهای انقلابی را از نو زنده کردهاند.
از_اعتراضات_اخیر_مردم_سوریه_چه_میدانیم؟.pdf
1006.1 KB
🚩 مروری بر اعتراضات اخیر در سوریه :
مردم خواهان سقوط رژیم و خروج نیروهای روسی و ایرانی از کشور اند
در چند روز اخیر در #سوریه پرچم انقلاب در روستاها، شهرهای سراسر کشور به اهتزاز درآمده؛ در سویدا، درعا، حلب، ادلب، رقه، حسکه و دیرالزور هزاران نفر به خیابان آمداند و شعارهای انقلابی را از نو زنده کردهاند.
ادامه متن را در پی دی اف بخوانید
@collective98
مردم خواهان سقوط رژیم و خروج نیروهای روسی و ایرانی از کشور اند
در چند روز اخیر در #سوریه پرچم انقلاب در روستاها، شهرهای سراسر کشور به اهتزاز درآمده؛ در سویدا، درعا، حلب، ادلب، رقه، حسکه و دیرالزور هزاران نفر به خیابان آمداند و شعارهای انقلابی را از نو زنده کردهاند.
ادامه متن را در پی دی اف بخوانید
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 گاهی طنز به زبان تصویر، یک واقعیت تلخ را بهتر از هر چیز دیگری بیان می کند!
در دو سال گذشته دستکم ۶۵ استاد دانشگاه اخراج شدهاند، پروسه ای که انقلاب فرهنگی جدید نام گرفته. سران رژیم اعلام کرده اند که قرار است بجای استادان اخراجی، نیروهای امنیتی ای را جذب کنند که به جهت عقیدتی به نظام پایبندی دارند، یعنی سربازانی جاش در لباس استادی!
طی بیش از ۴۰ سال حکومت داری، کل تلاش ایدئولوژیک رژیم برای تحمیل عقایدش با شکستی مفتضحانه مواجه شده که نتیجه اش را در میان نسل جدید میبینیم که ذره ای برای ایدئولوژی رژیم ارزش قائل نیست و به خوبی از بنیان های سرکوبگر و مضحک آن آگاه است. این تلاش ناشی از استیصال رژیم کشتار نیز به راهی جز شکستی دیگر ختم نخواهد شد. نام جمهوری اسلامی را در واقع باید جمهوری باخت های مکرر ایدئولوژیک گذاشت، درست به همین دلیل هم تا این حد از سرکوب شدید به عنوان تنها راه حل حفظ خود و بقای موجودیت اش استفاده می کند.
@collective98
در دو سال گذشته دستکم ۶۵ استاد دانشگاه اخراج شدهاند، پروسه ای که انقلاب فرهنگی جدید نام گرفته. سران رژیم اعلام کرده اند که قرار است بجای استادان اخراجی، نیروهای امنیتی ای را جذب کنند که به جهت عقیدتی به نظام پایبندی دارند، یعنی سربازانی جاش در لباس استادی!
طی بیش از ۴۰ سال حکومت داری، کل تلاش ایدئولوژیک رژیم برای تحمیل عقایدش با شکستی مفتضحانه مواجه شده که نتیجه اش را در میان نسل جدید میبینیم که ذره ای برای ایدئولوژی رژیم ارزش قائل نیست و به خوبی از بنیان های سرکوبگر و مضحک آن آگاه است. این تلاش ناشی از استیصال رژیم کشتار نیز به راهی جز شکستی دیگر ختم نخواهد شد. نام جمهوری اسلامی را در واقع باید جمهوری باخت های مکرر ایدئولوژیک گذاشت، درست به همین دلیل هم تا این حد از سرکوب شدید به عنوان تنها راه حل حفظ خود و بقای موجودیت اش استفاده می کند.
@collective98
🚩 کاسبکاران مرگ!
جسدمعاشان رسوا!
فرصت طلبان بی شرم!
کسانی که آدم ها را دلار میبینند!
چطور میتوانید، حتی برای لحظه ای در ذهنتان، در کنار این آدمها و این جریان سیاسی بایستید!؟
@collective98
جسدمعاشان رسوا!
فرصت طلبان بی شرم!
کسانی که آدم ها را دلار میبینند!
چطور میتوانید، حتی برای لحظه ای در ذهنتان، در کنار این آدمها و این جریان سیاسی بایستید!؟
@collective98