🚩 دلنوشته کاوه مظفری همسر #جلوه_جواهری برای او که در بند دژخیمان است
جلوه عزیزم، سلام. تو که زنگ نمیزنی، یعنی نمیگذارند که تلفن داشته باشی، پس لااقل برای دل خودم مینویسم، حتما دلهایمان راهی به هم پیدا میکنند. هنوز نمیدانم داروهایت به درستی دستت میرسد یا نه. مدام فکرم مشغول دست و شانه ات هست، میدانم که درد داری و البته میدانم که تاب و تحمل بالایی هم داری. با مرکز فیزیوتراپی تماس گرفتم، گفتند که نوبتت محفوظ است و منتظرند.
راستی از باغچه برایت بگویم. این مدت هیچ نرسیدم به باغچه، شانس آوردیم که بارانی آمد. نمیدانم از دریچه تاریک بازداشگاه اصلا متوجه باران شدی یا نه. بوته خیارها که کاملا نابود شد، از بادمجان هم دیگر اثری نیست. اما فلفل و گوجه خوب تاب آوردند و هنوز محصول دارند. هم در برابر آفات مقاوم بودند و هم در برابر تغییرات آب و هوا. حوصله ام نیامد تنهایی لوبیا و پاچ باقلا بکارم، البته هنوز فرصت هست، اگر باز این تغییرات اقلیمی همه چیز را بر هم نزند.
این تغییرات اقلیمی انگار دیگر محدود به آب و هوا و کشاورزی نیست، عرصه فعالیت مدنی را هم حسابی به هم ریخته. پانزده بیست سال پیش میشد لااقل روزنه ای پیدا کرد برای کارهای اجتماعی و مدنی، برای فعالیت های به اصطلاح عام المنفعه و مردم نهاد. یادت هست میشد لااقل از عدالت و برابری حرف زد. میشد دور هم جمع شویم و برای منع تبعیض و خشونت همفکری کنیم. اما از آن دوره به بعد هر سال که گذشت انگار اقلیم فعالیت مدنی محدودتر و بحرانی تر شده، انگار در یک تنگنا قرار داریم. به جایی رسیده ایم که در گوشه یک روستا هم سراغمان میآیند.
همان هایی که با اسلحه می آیند، همه چیز را شخم میزنند و تو را و انبوهی کتاب را با هم بازداشت می کنند. البته هم تو و هم کتاب ها با این رفتارها آشنایید. شاید برخی کتاب های جدید مرتبه اولشان باشد، اما برخی از کتاب ها تجربه خوابیدن در زندان را دارند. یادت هست بعضی هایشان که هرگز برنگشتند، معلوم نیست در کدام انبار خاک می خورند.
ایکاش راهی بود تا کتاب ها هم مثل فلفل و گوجه بتوانند به آفات مقاوم باشند، و ما هم بتوانیم سر در بیاوریم که در این اقلیم جدید ممنوعیت فعالیت مدنی چطور روزگار بگذرانیم. حتما بالاخره راهی هست، از جنس همان راهی که دلهایمان را به هم وصل میکند.
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید
#جلوه_جواهری
#بازداشت_شدگان_گیلان
@collective98
جلوه عزیزم، سلام. تو که زنگ نمیزنی، یعنی نمیگذارند که تلفن داشته باشی، پس لااقل برای دل خودم مینویسم، حتما دلهایمان راهی به هم پیدا میکنند. هنوز نمیدانم داروهایت به درستی دستت میرسد یا نه. مدام فکرم مشغول دست و شانه ات هست، میدانم که درد داری و البته میدانم که تاب و تحمل بالایی هم داری. با مرکز فیزیوتراپی تماس گرفتم، گفتند که نوبتت محفوظ است و منتظرند.
راستی از باغچه برایت بگویم. این مدت هیچ نرسیدم به باغچه، شانس آوردیم که بارانی آمد. نمیدانم از دریچه تاریک بازداشگاه اصلا متوجه باران شدی یا نه. بوته خیارها که کاملا نابود شد، از بادمجان هم دیگر اثری نیست. اما فلفل و گوجه خوب تاب آوردند و هنوز محصول دارند. هم در برابر آفات مقاوم بودند و هم در برابر تغییرات آب و هوا. حوصله ام نیامد تنهایی لوبیا و پاچ باقلا بکارم، البته هنوز فرصت هست، اگر باز این تغییرات اقلیمی همه چیز را بر هم نزند.
این تغییرات اقلیمی انگار دیگر محدود به آب و هوا و کشاورزی نیست، عرصه فعالیت مدنی را هم حسابی به هم ریخته. پانزده بیست سال پیش میشد لااقل روزنه ای پیدا کرد برای کارهای اجتماعی و مدنی، برای فعالیت های به اصطلاح عام المنفعه و مردم نهاد. یادت هست میشد لااقل از عدالت و برابری حرف زد. میشد دور هم جمع شویم و برای منع تبعیض و خشونت همفکری کنیم. اما از آن دوره به بعد هر سال که گذشت انگار اقلیم فعالیت مدنی محدودتر و بحرانی تر شده، انگار در یک تنگنا قرار داریم. به جایی رسیده ایم که در گوشه یک روستا هم سراغمان میآیند.
همان هایی که با اسلحه می آیند، همه چیز را شخم میزنند و تو را و انبوهی کتاب را با هم بازداشت می کنند. البته هم تو و هم کتاب ها با این رفتارها آشنایید. شاید برخی کتاب های جدید مرتبه اولشان باشد، اما برخی از کتاب ها تجربه خوابیدن در زندان را دارند. یادت هست بعضی هایشان که هرگز برنگشتند، معلوم نیست در کدام انبار خاک می خورند.
ایکاش راهی بود تا کتاب ها هم مثل فلفل و گوجه بتوانند به آفات مقاوم باشند، و ما هم بتوانیم سر در بیاوریم که در این اقلیم جدید ممنوعیت فعالیت مدنی چطور روزگار بگذرانیم. حتما بالاخره راهی هست، از جنس همان راهی که دلهایمان را به هم وصل میکند.
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید
#جلوه_جواهری
#بازداشت_شدگان_گیلان
@collective98
🚩 اهالی شهر قدس در مقابل زمینخواری و زورگویی اداره اوقاف رژیم جمهوری اسلامی به اعتراض بر خواستند
ساکنان شهر قدس در اعتراض به زمینخواری و پلمب منازلشان توسط اداره اوقاف دست به تجمع زدند.
طبق گزارشهای منتشر شده؛ شماری از ساکنان شهر قدس تهران با برپایی تجمعی در مقابل مراجع قضایی نسبت به زورگویی اداره اوقاف و قصد تصرف اراضی و منازل خود توسط این سازمان اعتراض کردند.
یکی از معترضان در ویدئویی از مسئولان قوه قضاییه خواسته تا درباره زمینخواری حکومتی و وضعیتی که اداره اوقاف به ساکنان کوچههای نوری تحمیل کرده، اقدام کنند.
حکایت حکومتی که دزدها و قلدرها و لات ها اداره می کنند!
@collective98
ساکنان شهر قدس در اعتراض به زمینخواری و پلمب منازلشان توسط اداره اوقاف دست به تجمع زدند.
طبق گزارشهای منتشر شده؛ شماری از ساکنان شهر قدس تهران با برپایی تجمعی در مقابل مراجع قضایی نسبت به زورگویی اداره اوقاف و قصد تصرف اراضی و منازل خود توسط این سازمان اعتراض کردند.
یکی از معترضان در ویدئویی از مسئولان قوه قضاییه خواسته تا درباره زمینخواری حکومتی و وضعیتی که اداره اوقاف به ساکنان کوچههای نوری تحمیل کرده، اقدام کنند.
حکایت حکومتی که دزدها و قلدرها و لات ها اداره می کنند!
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 سیری بر اعتراضات دانشجویی #دانشگاه_خواجه_نصیر در سال ۱۴۰۱ در همراهی با جنبش انقلابی #ژینا
#دانشگاه_خواجهنصیر
#اعتراضات_دانشجویی
#دانشگاه_سنگر_آزادی_برابری
#دانشگاه_زنده_است
#دانشگاه_سنگر_انقلاب_از_پایین
@collective98
#دانشگاه_خواجهنصیر
#اعتراضات_دانشجویی
#دانشگاه_سنگر_آزادی_برابری
#دانشگاه_زنده_است
#دانشگاه_سنگر_انقلاب_از_پایین
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 مقاومت زنان در خیابان علیه مردسالارانه دولتی و غیردولتی ادامه دارد
کسی را یارای بند کردن این رود روانی نیست که در حال آبیاری انقلاب اجتماعی ژینا به شکل روزمره و همه جایی است.
#انقلاب_فمینیستی
#مقاومت_علیه_حجاب_اجباری
#نه_به_جمهوری_ضدزن
#ژن_ژیان_ئازادی
@collective98
کسی را یارای بند کردن این رود روانی نیست که در حال آبیاری انقلاب اجتماعی ژینا به شکل روزمره و همه جایی است.
#انقلاب_فمینیستی
#مقاومت_علیه_حجاب_اجباری
#نه_به_جمهوری_ضدزن
#ژن_ژیان_ئازادی
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 ضرورت به اشتراک گذاری تجربیات و ایده ها و نظریه ها بین نیروهای انقلابی
بخش چهارم از گفت و گوی کلکتیو۹۸ با #میثم_آل_مهدی، فعال عرب در حوزۀ مبارزات کارگری
او در این ویدئو به مسأله #مرکز _حاشیه در شکل کلی و وجوهی از آن در #قیام_ژینا میپردازد.
@collective98
بخش چهارم از گفت و گوی کلکتیو۹۸ با #میثم_آل_مهدی، فعال عرب در حوزۀ مبارزات کارگری
او در این ویدئو به مسأله #مرکز _حاشیه در شکل کلی و وجوهی از آن در #قیام_ژینا میپردازد.
@collective98
🚩 معرفی فیلم : چگونه میتوان یک خط لوله را منفجر کرد ؟
محصول ۲۰۲۲ ـ آمریکا؛ اولین اکران آوریل ۲۰۲۳
کلکتیو ۹۸
🔻در زمینه آثار سینمایی محیط زیستی، بعد از مدتها یک فیلم داستانی غیرمتعارف تولید شده است. آن هم در محیط سینمای آمریکا با همه دردسرها و موانعی که برای سینماگران مستقل و متعهد در بر دارد. قصه فیلم حول پدیدهای می چرخد که در رسانههای رسمی و دستگاه قضایی سیستم به «اکو تروریسم» مشهور شده است. منظور، اکسیونهای اعتراضی و واکنشی از سوی بخشی از طرفداران حفظ محیط زیست است که علیه تخریب هولناک طبیعت و همه موجودات زنده توسط نظام سود و سلطه سرمایهداری انجام میشود. هدف از این اکسیونهای غیرقانونی که عمدتا پروژههای بزرگ دولتی و خصوصی و گاه نهادهای تصمیمگیرنده و مجری تخریبها را آماج قرار میدهد، صرفا ایراد ضربات اقتصادی یا الزاما متوقف کردن این پروژهها نیست. بلکه به دنبال تکان دادن افکار عمومیِ بی توجه و خاموش در برابر این فجایع و شکستن سکوت خبری عامدانهای است که رسانههای رسمی پیشه کردهاند. نحوه مواجهه نهادهای مختلف سیستم با این اکسیونها به ظاهر متفاوت است اما هدف یکی است: خاتمه بخشیدن به هر شکل از اعتراض محقانه. در کشورهایی مثل برزیل، مزدوران تقنگدار شرکتها به تعقیب و شکار مدافعان محیط زیست مشغولند و در دمکراسیهای بورژوایی نظیر آمریکا، شکارچیان را در قالب پلیس و دادگاه و زندان میبینیم.
🔻این فیلم در همین چند ماهی که از اکرانش میگذرد به علت صراحت و جسارتش سر و صدای زیادی در محافل سینمایی و رسانهها به راه انداخته است. بعضیها آن را تبلیغ آشکار «اکوتروریسم» نامیده، محکومش کردهاند. بر مبنای مدارکی که بدست مجله رولینگ استون رسیده، اف.بی.آی (پلیس فدرال آمریکا) نگران است که این فیلم الهامبخش حملات تروریستی به مراکز تولید سوخت شود. تحلیلگران اف.بی.آی معتقدند که فیلم چنین پتانسیلی دارد، بنابراین پیشاپیش هشدارهای امنیتی را به حراست این مراکز دادهاند.
🔻در مقابل، تعداد زیادی از منتقدان معتبر، نحوه بیان، کشش داستانی و تعلیق درونی آن را با آثار استیون سودربرگ مقایسه کرده، به تحسین کارگردان و سناریونویسان و بازیگران جوانش پرداختهاند. یکی از نویسندگان صفحه هنری نیویورک تایمز معتقد است که این فیلم باید «یک نقطه رجوع فرهنگی» جدید به حساب آورده شود. منتقد سینمایی روزنامه واشینگتن سیتی معتقد است که این فیلم یک دستورالعمل بمب سازی نیست بلکه «راهی برای پرتو افکندن بر اهداف اخلاقی اصیل است.» نویسنده روزنامه گاردین دربارهاش چنین نوشته «یک فیلم دلهره ای جذاب» که با «سگهای انباری» تارانتینو قابل مقایسه است و آتش خشم مخاطبان حساس به تغییرات اقلیمی را شعلهور می کند. و شاید تحسین یکی از منتقدان در روزنامه ایندیپندنت از همه گویاتر باشد «یک تریلر مارکسیستی رادیکال که مخاطبش خشم یک نسل است.»
🔻قصه فیلم (که خیال نداریم در این معرفی کوتاه آن را لو بدهیم) حول آشنایی و گرد آمدن افرادی عمدتا جوان از جنسیتها و ملیتهای مختلف و افکار و انگیزه های فردی و سیاسی و اجتماعی گوناگون حول یک اقدام مشترک میچرخد؛ با تامل کردن روی تضادها و موقعیت روحی هر یک از آن ها؛ و با یک پایانبندی تکاندهنده و خوب.
کارگردان فیلم دانیل گولدهابر نام دارد. سینماگر جوانی که همراه با آریلا بارر و جردن سیول سناریو فیلم را بر اساس کتابی به همین نام به قلم آندره ئاس مالم (۲۰۲۱ ـ نشر ورسو) نوشتهاند. آریلا بارر یکی از بازیگران فیلم هم هست و نقش زنی پیشرو و مصمم که هدایت کننده جمع است را به عهده دارد. «چگونه میتوان یک خط لوله را منفجر کرد» دیدنی است؛ از دستش ندهید.
فیلم را میتوانید در لینک زیر به رایگان تماشا کنید. حدودا دو ماه از امکان تماشای رایگان آن روی این سایت باقی است.
https://flixtor.to/watch/movie/56449618/how-to-blow-up-a-pipeline
@collective98
محصول ۲۰۲۲ ـ آمریکا؛ اولین اکران آوریل ۲۰۲۳
کلکتیو ۹۸
🔻در زمینه آثار سینمایی محیط زیستی، بعد از مدتها یک فیلم داستانی غیرمتعارف تولید شده است. آن هم در محیط سینمای آمریکا با همه دردسرها و موانعی که برای سینماگران مستقل و متعهد در بر دارد. قصه فیلم حول پدیدهای می چرخد که در رسانههای رسمی و دستگاه قضایی سیستم به «اکو تروریسم» مشهور شده است. منظور، اکسیونهای اعتراضی و واکنشی از سوی بخشی از طرفداران حفظ محیط زیست است که علیه تخریب هولناک طبیعت و همه موجودات زنده توسط نظام سود و سلطه سرمایهداری انجام میشود. هدف از این اکسیونهای غیرقانونی که عمدتا پروژههای بزرگ دولتی و خصوصی و گاه نهادهای تصمیمگیرنده و مجری تخریبها را آماج قرار میدهد، صرفا ایراد ضربات اقتصادی یا الزاما متوقف کردن این پروژهها نیست. بلکه به دنبال تکان دادن افکار عمومیِ بی توجه و خاموش در برابر این فجایع و شکستن سکوت خبری عامدانهای است که رسانههای رسمی پیشه کردهاند. نحوه مواجهه نهادهای مختلف سیستم با این اکسیونها به ظاهر متفاوت است اما هدف یکی است: خاتمه بخشیدن به هر شکل از اعتراض محقانه. در کشورهایی مثل برزیل، مزدوران تقنگدار شرکتها به تعقیب و شکار مدافعان محیط زیست مشغولند و در دمکراسیهای بورژوایی نظیر آمریکا، شکارچیان را در قالب پلیس و دادگاه و زندان میبینیم.
🔻این فیلم در همین چند ماهی که از اکرانش میگذرد به علت صراحت و جسارتش سر و صدای زیادی در محافل سینمایی و رسانهها به راه انداخته است. بعضیها آن را تبلیغ آشکار «اکوتروریسم» نامیده، محکومش کردهاند. بر مبنای مدارکی که بدست مجله رولینگ استون رسیده، اف.بی.آی (پلیس فدرال آمریکا) نگران است که این فیلم الهامبخش حملات تروریستی به مراکز تولید سوخت شود. تحلیلگران اف.بی.آی معتقدند که فیلم چنین پتانسیلی دارد، بنابراین پیشاپیش هشدارهای امنیتی را به حراست این مراکز دادهاند.
🔻در مقابل، تعداد زیادی از منتقدان معتبر، نحوه بیان، کشش داستانی و تعلیق درونی آن را با آثار استیون سودربرگ مقایسه کرده، به تحسین کارگردان و سناریونویسان و بازیگران جوانش پرداختهاند. یکی از نویسندگان صفحه هنری نیویورک تایمز معتقد است که این فیلم باید «یک نقطه رجوع فرهنگی» جدید به حساب آورده شود. منتقد سینمایی روزنامه واشینگتن سیتی معتقد است که این فیلم یک دستورالعمل بمب سازی نیست بلکه «راهی برای پرتو افکندن بر اهداف اخلاقی اصیل است.» نویسنده روزنامه گاردین دربارهاش چنین نوشته «یک فیلم دلهره ای جذاب» که با «سگهای انباری» تارانتینو قابل مقایسه است و آتش خشم مخاطبان حساس به تغییرات اقلیمی را شعلهور می کند. و شاید تحسین یکی از منتقدان در روزنامه ایندیپندنت از همه گویاتر باشد «یک تریلر مارکسیستی رادیکال که مخاطبش خشم یک نسل است.»
🔻قصه فیلم (که خیال نداریم در این معرفی کوتاه آن را لو بدهیم) حول آشنایی و گرد آمدن افرادی عمدتا جوان از جنسیتها و ملیتهای مختلف و افکار و انگیزه های فردی و سیاسی و اجتماعی گوناگون حول یک اقدام مشترک میچرخد؛ با تامل کردن روی تضادها و موقعیت روحی هر یک از آن ها؛ و با یک پایانبندی تکاندهنده و خوب.
کارگردان فیلم دانیل گولدهابر نام دارد. سینماگر جوانی که همراه با آریلا بارر و جردن سیول سناریو فیلم را بر اساس کتابی به همین نام به قلم آندره ئاس مالم (۲۰۲۱ ـ نشر ورسو) نوشتهاند. آریلا بارر یکی از بازیگران فیلم هم هست و نقش زنی پیشرو و مصمم که هدایت کننده جمع است را به عهده دارد. «چگونه میتوان یک خط لوله را منفجر کرد» دیدنی است؛ از دستش ندهید.
فیلم را میتوانید در لینک زیر به رایگان تماشا کنید. حدودا دو ماه از امکان تماشای رایگان آن روی این سایت باقی است.
https://flixtor.to/watch/movie/56449618/how-to-blow-up-a-pipeline
@collective98
Flixtor.to
Free Streaming of Movies and TV Shows on Flixtor.to
Free Streaming of Movies and TV Show. The Most Movies and TV Shows online with the highest quality. New Movies and Episodes are added every hour.
🚩 هم معترضیم، هم مبارزیم، هم خلاق!
#مرضیه_وفامهر، فیلمساز و بازیگر با انتشار این تصویر نوشته:
«رفتیم براى یک صبحانه، مرا راه ندادند، چون سرپوش نگذاشته بودم و من به سیاق کودکان در فیلم کوتاه رهایى اثر درخشان ناصر تقوایى با تم "آزادى چیست؟" پاکت به سرکشیدم.»
مرضیه وفامهر در فیلم «تهران من، حراج» بدون حجاب در سال ١٣٨٧ ایفای نقش نمود و به موجب آن چهار ماه در زندان قرچک ورامین حبس و بیش از ده سال ممنوع الکار و ممنوع الخروج از ایران شد.
او با انتشار عکس بوسه عشق، یادی هم از همسرش #ناصر_تقوایی کرده است.
@collective98
#مرضیه_وفامهر، فیلمساز و بازیگر با انتشار این تصویر نوشته:
«رفتیم براى یک صبحانه، مرا راه ندادند، چون سرپوش نگذاشته بودم و من به سیاق کودکان در فیلم کوتاه رهایى اثر درخشان ناصر تقوایى با تم "آزادى چیست؟" پاکت به سرکشیدم.»
مرضیه وفامهر در فیلم «تهران من، حراج» بدون حجاب در سال ١٣٨٧ ایفای نقش نمود و به موجب آن چهار ماه در زندان قرچک ورامین حبس و بیش از ده سال ممنوع الکار و ممنوع الخروج از ایران شد.
او با انتشار عکس بوسه عشق، یادی هم از همسرش #ناصر_تقوایی کرده است.
@collective98
Forwarded from جوانان انقلابی سرخ مهاباد
جوانان انقلابی سرخ مهاباد
Photo
ریشههای خشک شدن دریاچهی ارومیه را میتوان در سیاستهای استعماری و ساختار اقتصادی یا بعبارتی در شیوهی تولید بررسی کرد. احداث کارخانههای تولیدی بخش خصوصی در حوزهی آبریز دریاچهی ارومیه و اختصاص بخش عمدهی آب رودخانههای حوزهی آبریز مانند زرینهرود که عمدهی آب دریاچه را تامین میکرد به این کارخانهها در تبریز و ایلخچی و تولید این کارخانهها بر اساس سود بیشتر برای بخش خصوصی یکی از دلایل عمده و نه تنها دلیل خشک شدن دریاچهی ارومیه است. بخش دیگر که مربوط به سیاستهای استعماری، تبعیض و عقب ماندگی عمدی کوردستان و نبود زیرساختهای کشاورزی مدرن است باعث تداوم کشاورزی سنتی شده و بخش عمدهی آب مورد نیاز دریاچه صرفِ آبیاری غرقابی و همچنین ضرورت حفر چاههای عمیق و سطحی برای تامین آب مورد نیاز محصولات آببر در کشاورزی شده است. دلایل دیگری نیز مانند جاده دریا در خشک شدن دریاچه نقش داشتهاند که آن هم ریشه در سیاست استعماری دولت ایرانی دارد.
آنچه مورد توجه است، شکلگیری سه گفتمان پیرامون بحران دریاچه ارومیه است.
گفتمان غالب که همان گفتمان رفرمیستی (اصلاحطلبی) است بدون توجه به عوامل و ریشههای خشک شدن دریاچه خواهان احیای دریاچهی ارومیه است که در تضاد با گفتمان رادیکال (انقلابی) است. گفتمان رادیکال پیرامون بحران دریاچهی ارومیه، در اقلیت محض است.
ما بعنوان یک نیروی رادیکال، معتقدیم بدون تغییر عوامل و ریشه های خشک شدن دریاچهی ارومیه، یعنی بدون تغییر ساختار اقتصادی و سیاستهای استعماری، هرگونه تلاش برای احیای دریاچهی ارومیه، باعث ایجاد بحرانهای دیگری میشود.
در کنار این دو گفتمان، گفتمان دیگری نیز شکل گرفته که نه دغدغهی دریاچه یا بحران زیستمحیطی، بلکه بدنبال ماهیگیری از آب گلآلود است. گفتمانی فاشیستی که در پی این بحران بدنبال ایجاد تنشهای ملیتی و اراضی به بهانهی خشک شدن دریاچهی ارومیه است. فاشیزم، فرزند خلف سرمایهداری و در تلاش است که با نادیده گرفتن عوامل، افکار عمومی را منحرف کند و عواملی انتزاعی و غیر واقعی را بعنوان دلیل خشک شدن دریاچه تعریف کند. نتیجهی این گفتمان، تداوم وضع موجود و همچنین ایجاد تنشهای ملیتی و اراضی در منطقه است که باعث منتفع شدن سرمایهداری محلی و در نهایت سرمایهداری ملی از حاصل گفتمان فاشیستی است. سرمایهداری محلی و ملی بسیار مایل است که تودههای مردم بجای تلاش برای ریشهیابی بحرانها و رشد آگاهی سیاسی، به تنشهای ملیتی و ارتجاع مشغول باشند.
ما بعنوان بخشی از جوانان انقلابی و رادیکال مهاباد، که در جغرافیای پیامدهای زیستمحیطی دریاچه ی ارومیه قرار داریم، از گفتمان رادیکال برای تغییر ساختار اقتصادی و سیاستهای استعماری حمایت میکنیم و عقیده داریم بدون برچیدهکردن دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی و نهادهای اعمال قدرت آن، این امر ممکن نیست.
آنچه مورد توجه است، شکلگیری سه گفتمان پیرامون بحران دریاچه ارومیه است.
گفتمان غالب که همان گفتمان رفرمیستی (اصلاحطلبی) است بدون توجه به عوامل و ریشههای خشک شدن دریاچه خواهان احیای دریاچهی ارومیه است که در تضاد با گفتمان رادیکال (انقلابی) است. گفتمان رادیکال پیرامون بحران دریاچهی ارومیه، در اقلیت محض است.
ما بعنوان یک نیروی رادیکال، معتقدیم بدون تغییر عوامل و ریشه های خشک شدن دریاچهی ارومیه، یعنی بدون تغییر ساختار اقتصادی و سیاستهای استعماری، هرگونه تلاش برای احیای دریاچهی ارومیه، باعث ایجاد بحرانهای دیگری میشود.
در کنار این دو گفتمان، گفتمان دیگری نیز شکل گرفته که نه دغدغهی دریاچه یا بحران زیستمحیطی، بلکه بدنبال ماهیگیری از آب گلآلود است. گفتمانی فاشیستی که در پی این بحران بدنبال ایجاد تنشهای ملیتی و اراضی به بهانهی خشک شدن دریاچهی ارومیه است. فاشیزم، فرزند خلف سرمایهداری و در تلاش است که با نادیده گرفتن عوامل، افکار عمومی را منحرف کند و عواملی انتزاعی و غیر واقعی را بعنوان دلیل خشک شدن دریاچه تعریف کند. نتیجهی این گفتمان، تداوم وضع موجود و همچنین ایجاد تنشهای ملیتی و اراضی در منطقه است که باعث منتفع شدن سرمایهداری محلی و در نهایت سرمایهداری ملی از حاصل گفتمان فاشیستی است. سرمایهداری محلی و ملی بسیار مایل است که تودههای مردم بجای تلاش برای ریشهیابی بحرانها و رشد آگاهی سیاسی، به تنشهای ملیتی و ارتجاع مشغول باشند.
ما بعنوان بخشی از جوانان انقلابی و رادیکال مهاباد، که در جغرافیای پیامدهای زیستمحیطی دریاچه ی ارومیه قرار داریم، از گفتمان رادیکال برای تغییر ساختار اقتصادی و سیاستهای استعماری حمایت میکنیم و عقیده داریم بدون برچیدهکردن دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی و نهادهای اعمال قدرت آن، این امر ممکن نیست.
🚩 درباره #مهدی_یراحی، خواننده خوزستانی معترض که بازداشت شده است:
درباره هنرمندی که تصمیم گرفت در کنار مردم بایستد، هنرمند متعهد!
میثم آل مهدی: او با لباس ما کارگران فولاد اهواز روی استیج رفت و ترانههایش را تقدیم این کارگران کرد
امیر بهاری: او خوانندهای شهرتطلب بود که طرفدارانش «امپراطور» صدایش میزدند، اما ستارهای شد خار چشم «شر»
برای خواندن کل متن اسلایدها را ورق بزنید
@collective98
درباره هنرمندی که تصمیم گرفت در کنار مردم بایستد، هنرمند متعهد!
میثم آل مهدی: او با لباس ما کارگران فولاد اهواز روی استیج رفت و ترانههایش را تقدیم این کارگران کرد
امیر بهاری: او خوانندهای شهرتطلب بود که طرفدارانش «امپراطور» صدایش میزدند، اما ستارهای شد خار چشم «شر»
برای خواندن کل متن اسلایدها را ورق بزنید
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 از چند روز پیش تظاهراتی در جنوب کشور در سویدا و درعا که تحت کنترل رژیم بود آغاز شده است
در این ویدیو معترضان سوریه در میدان کرامه مرکز شهر #السویدا شعار میدهند:
«ارحل يا بشار مع إيران وروسيا»
بشار ساقط شو، همراه با #ایران و #روسیه
@collective98
در این ویدیو معترضان سوریه در میدان کرامه مرکز شهر #السویدا شعار میدهند:
«ارحل يا بشار مع إيران وروسيا»
بشار ساقط شو، همراه با #ایران و #روسیه
@collective98