🚩 ویدا ربانی دوباره به زندان بازگشت
ویدا دوباره برگشت به همان زندان. این بار با پای خودش رفت و با پای خودم همراهش رفتم و بیاو برگشتم. عزیزم را بردم و تحویل زندان دادم و آمدم. روزهای کارهای عجیبی است که هر بار باورشان سخت است.
آمده بود بیرون چون بیمار بود، اما انگار بیماری هم کوپن دارد. با همان بیماری که آمده بود برگشت، با یک کیسه دارو. آدمها معمولا وقتی عزیزشان بیمار است، نگرانش میشوند، به او نزدیکتر میشوند، دورش میگردند، مراقبتش میکنند و نگاهش میکنند. من عزیز بیمارم را بردم و تحویل زندان دادم. حالا فقط نگرانی از دستم بر میآید.
بیماری این بیرون، در خانه خودش، کنار من و با دوز بالای دارو و نظر پزشکان کنترل شده بود. پزشکانی که خودمان نزدشان رفتیم، پزشکی قانونی و پزشکان مشاورش، همه نظرشان این بود که شرایط تنش و استرس، بیماری و سردرد او را تشدید میکند و او نباید در آن شرایط قرار بگیرد؛ اما خب این مدت حکم های عجیب تر
کم ندیده ایم. حکم او ظاهرا این است که هم باید حبس بکشد و هم باید در مدت حبس، درد تحمل کند. حبس بکشد و درد تحمل کنم. هیچ کدام اما در نهایت مهم نبود. هیچ کدام از دوندگیها و پیگیریها و مدارک و آزمایشها و نظرات تخصصی مهم نبود. خواستند او آنجا باشد.
میدانم اینها را که مینویسم شاید خوشش نیاید. دوست نداشت و ندارد من از بیماری و دردش بنویسم. چیزهای دیگری بود که از وضعیت سلامتی خودش مهمتر میدانست. من ولی ماندهام و نیمهای که از من دور، درد میکشد. چه طور در فکر و بر زبان و قلمم نباشد؟ درد تن خودم نیست که تحمل کنم.
حالا دوباره همه چیزی که برایم مانده ملاقات هفتگی و تماسهای تلفنی است، فقط پنج روز در هفته، چون ویدا زن است، این جرم نابخشودنی.
برگرفته از اینستاگرام علی مجتهدزاده همسر ویدا ربانی
#ویدا_ربانی
#زن_زندگی_آزادی
#روزنامهنگاری_جرم_نیست
@collective98
ویدا دوباره برگشت به همان زندان. این بار با پای خودش رفت و با پای خودم همراهش رفتم و بیاو برگشتم. عزیزم را بردم و تحویل زندان دادم و آمدم. روزهای کارهای عجیبی است که هر بار باورشان سخت است.
آمده بود بیرون چون بیمار بود، اما انگار بیماری هم کوپن دارد. با همان بیماری که آمده بود برگشت، با یک کیسه دارو. آدمها معمولا وقتی عزیزشان بیمار است، نگرانش میشوند، به او نزدیکتر میشوند، دورش میگردند، مراقبتش میکنند و نگاهش میکنند. من عزیز بیمارم را بردم و تحویل زندان دادم. حالا فقط نگرانی از دستم بر میآید.
بیماری این بیرون، در خانه خودش، کنار من و با دوز بالای دارو و نظر پزشکان کنترل شده بود. پزشکانی که خودمان نزدشان رفتیم، پزشکی قانونی و پزشکان مشاورش، همه نظرشان این بود که شرایط تنش و استرس، بیماری و سردرد او را تشدید میکند و او نباید در آن شرایط قرار بگیرد؛ اما خب این مدت حکم های عجیب تر
کم ندیده ایم. حکم او ظاهرا این است که هم باید حبس بکشد و هم باید در مدت حبس، درد تحمل کند. حبس بکشد و درد تحمل کنم. هیچ کدام اما در نهایت مهم نبود. هیچ کدام از دوندگیها و پیگیریها و مدارک و آزمایشها و نظرات تخصصی مهم نبود. خواستند او آنجا باشد.
میدانم اینها را که مینویسم شاید خوشش نیاید. دوست نداشت و ندارد من از بیماری و دردش بنویسم. چیزهای دیگری بود که از وضعیت سلامتی خودش مهمتر میدانست. من ولی ماندهام و نیمهای که از من دور، درد میکشد. چه طور در فکر و بر زبان و قلمم نباشد؟ درد تن خودم نیست که تحمل کنم.
حالا دوباره همه چیزی که برایم مانده ملاقات هفتگی و تماسهای تلفنی است، فقط پنج روز در هفته، چون ویدا زن است، این جرم نابخشودنی.
برگرفته از اینستاگرام علی مجتهدزاده همسر ویدا ربانی
#ویدا_ربانی
#زن_زندگی_آزادی
#روزنامهنگاری_جرم_نیست
@collective98
🚩 نامه دکتر آمنه عالی در خصوص اخراج ایشان از دانشگاه
بخشی از متن نامه:
"ما معلمها نمیتوانيم و نباید مطیع و پیرو حکومتها باشیم. ما روزی خور سفره ملتیم و باید خادم آنها باشیم. مدرسه و دانشگاه خانه فرزندان این مردم است و ما حامی حقوق این فرزندان و حافظ حریم این خانهایم."
روز ۴ شهریور ۱۴۰۲، در پی تماسهایی تلفنی و بدون ابلاغ حکم رسمی، دو استاد دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، دکتر #آمنه_عالی و دکتر #حمیده_خادمی، اخراج شدهاند. این اخراجها به دلیل حمایتهای پیشین این دو استاد از دانشجویان بوده است.
#سرکوب_اساتید
#دانشگاه_علامه_طباطبایی
@collective98
بخشی از متن نامه:
"ما معلمها نمیتوانيم و نباید مطیع و پیرو حکومتها باشیم. ما روزی خور سفره ملتیم و باید خادم آنها باشیم. مدرسه و دانشگاه خانه فرزندان این مردم است و ما حامی حقوق این فرزندان و حافظ حریم این خانهایم."
روز ۴ شهریور ۱۴۰۲، در پی تماسهایی تلفنی و بدون ابلاغ حکم رسمی، دو استاد دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، دکتر #آمنه_عالی و دکتر #حمیده_خادمی، اخراج شدهاند. این اخراجها به دلیل حمایتهای پیشین این دو استاد از دانشجویان بوده است.
#سرکوب_اساتید
#دانشگاه_علامه_طباطبایی
@collective98
Forwarded from بيدارزنى
🟣 بیخبری و نگرانی از وضعیت جلوه جواهری و فروغ سمیعنیا در سلولهای انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات رشت
در دوازدهمین روز از بازداشت گستردهی فعالان حقوق زنان و سایر فعالان مدنی در گیلان، جلوه جواهری و فروغ سمیعنیا کماکان در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات رشت موسوم به «بازداشتگاه شهدای گمنام» و تحت فشارهای بازجویی قرار دارند.
صبح امروز خانوادههای بازداشتشدگان و همچنین این دو فعال حقوق زنان، جهت پیگیری وضعیت سلامت و برقراری حق تماس تلفنی آنها، با تنظیم نامهای، تقاضای خود را به دفتر دادستانی واقع در دادسرای عمومی و انقلاب رشت، تحویل دادند، پیگیریای که با اعلام «عدم حضور بازپرس بهعلت مرخصی» پاسخ داده شد.
محرومیت از حق تماس تلفنی جلوه جواهری و فروغ سمیعنیا پس از تنها یک تماس اولیه، همچنین تداوم حضور شبانهروزی در سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات رشت، نگرانیها پیرامون وضعیت سلامت و جان آنان را بهشدت افزایش داده است.
صبح روز ۲۵ مردادماه، تعداد کثیری از فعالان حقوق زنان و فعالان سیاسی در منازل شخصی خود در شهرهای رشت، انزلی، لاهیجان و فومن با یورش ماموران امنیتی بازداشت شدند که از میان این افراد، جلوه جواهری، فروغ سمیعنیا، متین یزدانی، یاسمین حشدری، زهرا دادرس، زهره دادرس، آزاده چاوشیان و سارا جهانی، همراه با هومن طاهری کماکان در بازداشت نیروهای امنیتی بهسر میبرند. بازداشتهایی گسترده که همگی با تضییع حقوق اساسی آنان همراه بوده است.
#ژن_ژیان_ئازادی
@bidarzani
در دوازدهمین روز از بازداشت گستردهی فعالان حقوق زنان و سایر فعالان مدنی در گیلان، جلوه جواهری و فروغ سمیعنیا کماکان در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات رشت موسوم به «بازداشتگاه شهدای گمنام» و تحت فشارهای بازجویی قرار دارند.
صبح امروز خانوادههای بازداشتشدگان و همچنین این دو فعال حقوق زنان، جهت پیگیری وضعیت سلامت و برقراری حق تماس تلفنی آنها، با تنظیم نامهای، تقاضای خود را به دفتر دادستانی واقع در دادسرای عمومی و انقلاب رشت، تحویل دادند، پیگیریای که با اعلام «عدم حضور بازپرس بهعلت مرخصی» پاسخ داده شد.
محرومیت از حق تماس تلفنی جلوه جواهری و فروغ سمیعنیا پس از تنها یک تماس اولیه، همچنین تداوم حضور شبانهروزی در سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات رشت، نگرانیها پیرامون وضعیت سلامت و جان آنان را بهشدت افزایش داده است.
صبح روز ۲۵ مردادماه، تعداد کثیری از فعالان حقوق زنان و فعالان سیاسی در منازل شخصی خود در شهرهای رشت، انزلی، لاهیجان و فومن با یورش ماموران امنیتی بازداشت شدند که از میان این افراد، جلوه جواهری، فروغ سمیعنیا، متین یزدانی، یاسمین حشدری، زهرا دادرس، زهره دادرس، آزاده چاوشیان و سارا جهانی، همراه با هومن طاهری کماکان در بازداشت نیروهای امنیتی بهسر میبرند. بازداشتهایی گسترده که همگی با تضییع حقوق اساسی آنان همراه بوده است.
#ژن_ژیان_ئازادی
@bidarzani
🚩 #مهدی_یراحی، خواننده معترض ساکن ایران، پس از اعلام تشکیل پرونده قضایی برای او این تویت را زده است:
«گریه نکن من کابوس این قاضیام»
این خواننده اهل خوزستان شامگاه سوم شهریور ۱۴۰۲ ترانه تازه خود با عنوان «روسریتو» را در پلتفورمهای مختلف مجازی منتشر کرد که واکنش نیروهای قضایی را به دنبال داشت؛ رسانه خبری قوه قضاییه، از تشکیل پرونده قضایی برای او به دلیل «انتشار یک ترانه غیرقانونی و خلاف اخلاق و عرف جامعه اسلامی» خبر داده.
این موزیک ویدیو به «زنان ایران که در خط مقدم جنبش زن زندگی آزادی میدرخشند» تقدیم شده و یکی از دهها ترانه اعتراضی است که مهدی یراحی تاکنون خوانده است. در میان این ترانهها میتوان به «سرود زن» و «سرود زندگی» که در جریان اعتراضات سراسری سال گذشته منتشر کرد، اشاره کرد.
@collective98
«گریه نکن من کابوس این قاضیام»
این خواننده اهل خوزستان شامگاه سوم شهریور ۱۴۰۲ ترانه تازه خود با عنوان «روسریتو» را در پلتفورمهای مختلف مجازی منتشر کرد که واکنش نیروهای قضایی را به دنبال داشت؛ رسانه خبری قوه قضاییه، از تشکیل پرونده قضایی برای او به دلیل «انتشار یک ترانه غیرقانونی و خلاف اخلاق و عرف جامعه اسلامی» خبر داده.
این موزیک ویدیو به «زنان ایران که در خط مقدم جنبش زن زندگی آزادی میدرخشند» تقدیم شده و یکی از دهها ترانه اعتراضی است که مهدی یراحی تاکنون خوانده است. در میان این ترانهها میتوان به «سرود زن» و «سرود زندگی» که در جریان اعتراضات سراسری سال گذشته منتشر کرد، اشاره کرد.
@collective98
🚩 بلوچستان به کشتارگاه زنان بدل شده:
سقط جنین یک زن #بلوچ و شکسته شدن لگن یک کودک در پی ضرب و شتم بر اثر تخریب منزل توسط نیروهای نظامی چابهار
و جان باختن یک مادر باردار به سبب قصور کادر پزشکی بیمارستان
🔻به نقل از شیوارنیوز، شنبه هفته گذشته ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، یک فرد با نام همایون ایزدپناه با همکاری نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در شهرستان چابهار، علاوه بر تخریب یک باب منزل موجب سقط جنین یک زن نیز شده است.
گفته می شود این منزل مسکونی متعلق به خیرمحمد دانش بوده، اما یک شخص سوم با هویت "همایون ایزدپناه" ادعای مالکیت این زمین را کرده است. آقای خیرمحمد دانش می گوید ۳۷ سال است که در این زمین سکونت داشته ام و همه اهالی محل و همسایه ها در جریان هستند.
طبق این گزارش، همایون ایزدپناه به کمک نیروهای کلانتری به منزل آقای خیرمحمد دانش یورش برده و با ضرب و شتم زنان و کودکان، این منزل مسکونی را تخریب کرده اند.
آقای دانش می گوید: ماموران کلانتری به سمت مادرم، فرزندان و خواهرم حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند که خواهرم حامله بوده و بر اثر این ضرب و شتم ها سقط جنین کرده و لگن یکی از فرزندانم نیز شکسته است.
🔻همچنین روز پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۲، یک مادر باردار بلوچ که برای وضع حمل به بیمارستان ولایت شهرستان راسک مراجعه کرده بود، بر اثر تشخیص اشتباه پزشک و تزریق آمپول اشتباه، پس از زایمان طبیعی دچار خونریزی مغزی شده و پس از انتقال به بیمارستان خاتم الانبیا ایرانشهر به دلیل کمبود امکانات، جان خود را از دست داده است.
این بیمار زمانیکه به بیمارستان ایرانشهر منتقل شده بود در حالت کما بوده، و خانواده اش التماس میکنند که اجازه انتقال بیمارشان را به کرمان بدهند، اما بیمارستان موافقت نکرده و پس از مرگ وی گفتند که شما باید اقدام به انتقال بیمار به یک بیمارستان مجهزتر در مرکز استان یعنی زاهدان میکردید. خانواده با پذیرفتن مسئولیت انتقال که خطرناک عنوان شده بود، در نهایت با ممانعت بیمارستان روبرو میشوند.
بیمارستانهای منطقه بلوچستان به کشتارگاه تبدیل شده اند و مردم هم اغلب توان مالی لازم برای پرداخت هزینههای سنگین مراجعه به بیمارستانهای خارج از منطقه را ندارند.
#جمعه_خونین_زاهدان
#نه_به_اعدام
#ماهو_بلوچ
#ستم_ملی
#ستم_طبقاتی
@collective98
سقط جنین یک زن #بلوچ و شکسته شدن لگن یک کودک در پی ضرب و شتم بر اثر تخریب منزل توسط نیروهای نظامی چابهار
و جان باختن یک مادر باردار به سبب قصور کادر پزشکی بیمارستان
🔻به نقل از شیوارنیوز، شنبه هفته گذشته ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، یک فرد با نام همایون ایزدپناه با همکاری نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در شهرستان چابهار، علاوه بر تخریب یک باب منزل موجب سقط جنین یک زن نیز شده است.
گفته می شود این منزل مسکونی متعلق به خیرمحمد دانش بوده، اما یک شخص سوم با هویت "همایون ایزدپناه" ادعای مالکیت این زمین را کرده است. آقای خیرمحمد دانش می گوید ۳۷ سال است که در این زمین سکونت داشته ام و همه اهالی محل و همسایه ها در جریان هستند.
طبق این گزارش، همایون ایزدپناه به کمک نیروهای کلانتری به منزل آقای خیرمحمد دانش یورش برده و با ضرب و شتم زنان و کودکان، این منزل مسکونی را تخریب کرده اند.
آقای دانش می گوید: ماموران کلانتری به سمت مادرم، فرزندان و خواهرم حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند که خواهرم حامله بوده و بر اثر این ضرب و شتم ها سقط جنین کرده و لگن یکی از فرزندانم نیز شکسته است.
🔻همچنین روز پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۲، یک مادر باردار بلوچ که برای وضع حمل به بیمارستان ولایت شهرستان راسک مراجعه کرده بود، بر اثر تشخیص اشتباه پزشک و تزریق آمپول اشتباه، پس از زایمان طبیعی دچار خونریزی مغزی شده و پس از انتقال به بیمارستان خاتم الانبیا ایرانشهر به دلیل کمبود امکانات، جان خود را از دست داده است.
این بیمار زمانیکه به بیمارستان ایرانشهر منتقل شده بود در حالت کما بوده، و خانواده اش التماس میکنند که اجازه انتقال بیمارشان را به کرمان بدهند، اما بیمارستان موافقت نکرده و پس از مرگ وی گفتند که شما باید اقدام به انتقال بیمار به یک بیمارستان مجهزتر در مرکز استان یعنی زاهدان میکردید. خانواده با پذیرفتن مسئولیت انتقال که خطرناک عنوان شده بود، در نهایت با ممانعت بیمارستان روبرو میشوند.
بیمارستانهای منطقه بلوچستان به کشتارگاه تبدیل شده اند و مردم هم اغلب توان مالی لازم برای پرداخت هزینههای سنگین مراجعه به بیمارستانهای خارج از منطقه را ندارند.
#جمعه_خونین_زاهدان
#نه_به_اعدام
#ماهو_بلوچ
#ستم_ملی
#ستم_طبقاتی
@collective98
🚩همسر الهه محمدی: هیچ کس پاسخگوی رنج های مضاعف نیست
او در پستی در مورد سختی های دسترسی زندانی سیاسی #الهه_محمدی حمدی به درمان مناسب و محرومیت او و هم بندگانش از دسترسی به تماس با نزدیکانشان خبر داده.
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید
#الهه_محمدی
#نیلوفر_حامدی
#خبرنگاری_جرم_نیست
@collective98
او در پستی در مورد سختی های دسترسی زندانی سیاسی #الهه_محمدی حمدی به درمان مناسب و محرومیت او و هم بندگانش از دسترسی به تماس با نزدیکانشان خبر داده.
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید
#الهه_محمدی
#نیلوفر_حامدی
#خبرنگاری_جرم_نیست
@collective98
🚩 دلنوشته کاوه مظفری همسر #جلوه_جواهری برای او که در بند دژخیمان است
جلوه عزیزم، سلام. تو که زنگ نمیزنی، یعنی نمیگذارند که تلفن داشته باشی، پس لااقل برای دل خودم مینویسم، حتما دلهایمان راهی به هم پیدا میکنند. هنوز نمیدانم داروهایت به درستی دستت میرسد یا نه. مدام فکرم مشغول دست و شانه ات هست، میدانم که درد داری و البته میدانم که تاب و تحمل بالایی هم داری. با مرکز فیزیوتراپی تماس گرفتم، گفتند که نوبتت محفوظ است و منتظرند.
راستی از باغچه برایت بگویم. این مدت هیچ نرسیدم به باغچه، شانس آوردیم که بارانی آمد. نمیدانم از دریچه تاریک بازداشگاه اصلا متوجه باران شدی یا نه. بوته خیارها که کاملا نابود شد، از بادمجان هم دیگر اثری نیست. اما فلفل و گوجه خوب تاب آوردند و هنوز محصول دارند. هم در برابر آفات مقاوم بودند و هم در برابر تغییرات آب و هوا. حوصله ام نیامد تنهایی لوبیا و پاچ باقلا بکارم، البته هنوز فرصت هست، اگر باز این تغییرات اقلیمی همه چیز را بر هم نزند.
این تغییرات اقلیمی انگار دیگر محدود به آب و هوا و کشاورزی نیست، عرصه فعالیت مدنی را هم حسابی به هم ریخته. پانزده بیست سال پیش میشد لااقل روزنه ای پیدا کرد برای کارهای اجتماعی و مدنی، برای فعالیت های به اصطلاح عام المنفعه و مردم نهاد. یادت هست میشد لااقل از عدالت و برابری حرف زد. میشد دور هم جمع شویم و برای منع تبعیض و خشونت همفکری کنیم. اما از آن دوره به بعد هر سال که گذشت انگار اقلیم فعالیت مدنی محدودتر و بحرانی تر شده، انگار در یک تنگنا قرار داریم. به جایی رسیده ایم که در گوشه یک روستا هم سراغمان میآیند.
همان هایی که با اسلحه می آیند، همه چیز را شخم میزنند و تو را و انبوهی کتاب را با هم بازداشت می کنند. البته هم تو و هم کتاب ها با این رفتارها آشنایید. شاید برخی کتاب های جدید مرتبه اولشان باشد، اما برخی از کتاب ها تجربه خوابیدن در زندان را دارند. یادت هست بعضی هایشان که هرگز برنگشتند، معلوم نیست در کدام انبار خاک می خورند.
ایکاش راهی بود تا کتاب ها هم مثل فلفل و گوجه بتوانند به آفات مقاوم باشند، و ما هم بتوانیم سر در بیاوریم که در این اقلیم جدید ممنوعیت فعالیت مدنی چطور روزگار بگذرانیم. حتما بالاخره راهی هست، از جنس همان راهی که دلهایمان را به هم وصل میکند.
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید
#جلوه_جواهری
#بازداشت_شدگان_گیلان
@collective98
جلوه عزیزم، سلام. تو که زنگ نمیزنی، یعنی نمیگذارند که تلفن داشته باشی، پس لااقل برای دل خودم مینویسم، حتما دلهایمان راهی به هم پیدا میکنند. هنوز نمیدانم داروهایت به درستی دستت میرسد یا نه. مدام فکرم مشغول دست و شانه ات هست، میدانم که درد داری و البته میدانم که تاب و تحمل بالایی هم داری. با مرکز فیزیوتراپی تماس گرفتم، گفتند که نوبتت محفوظ است و منتظرند.
راستی از باغچه برایت بگویم. این مدت هیچ نرسیدم به باغچه، شانس آوردیم که بارانی آمد. نمیدانم از دریچه تاریک بازداشگاه اصلا متوجه باران شدی یا نه. بوته خیارها که کاملا نابود شد، از بادمجان هم دیگر اثری نیست. اما فلفل و گوجه خوب تاب آوردند و هنوز محصول دارند. هم در برابر آفات مقاوم بودند و هم در برابر تغییرات آب و هوا. حوصله ام نیامد تنهایی لوبیا و پاچ باقلا بکارم، البته هنوز فرصت هست، اگر باز این تغییرات اقلیمی همه چیز را بر هم نزند.
این تغییرات اقلیمی انگار دیگر محدود به آب و هوا و کشاورزی نیست، عرصه فعالیت مدنی را هم حسابی به هم ریخته. پانزده بیست سال پیش میشد لااقل روزنه ای پیدا کرد برای کارهای اجتماعی و مدنی، برای فعالیت های به اصطلاح عام المنفعه و مردم نهاد. یادت هست میشد لااقل از عدالت و برابری حرف زد. میشد دور هم جمع شویم و برای منع تبعیض و خشونت همفکری کنیم. اما از آن دوره به بعد هر سال که گذشت انگار اقلیم فعالیت مدنی محدودتر و بحرانی تر شده، انگار در یک تنگنا قرار داریم. به جایی رسیده ایم که در گوشه یک روستا هم سراغمان میآیند.
همان هایی که با اسلحه می آیند، همه چیز را شخم میزنند و تو را و انبوهی کتاب را با هم بازداشت می کنند. البته هم تو و هم کتاب ها با این رفتارها آشنایید. شاید برخی کتاب های جدید مرتبه اولشان باشد، اما برخی از کتاب ها تجربه خوابیدن در زندان را دارند. یادت هست بعضی هایشان که هرگز برنگشتند، معلوم نیست در کدام انبار خاک می خورند.
ایکاش راهی بود تا کتاب ها هم مثل فلفل و گوجه بتوانند به آفات مقاوم باشند، و ما هم بتوانیم سر در بیاوریم که در این اقلیم جدید ممنوعیت فعالیت مدنی چطور روزگار بگذرانیم. حتما بالاخره راهی هست، از جنس همان راهی که دلهایمان را به هم وصل میکند.
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید
#جلوه_جواهری
#بازداشت_شدگان_گیلان
@collective98
🚩 اهالی شهر قدس در مقابل زمینخواری و زورگویی اداره اوقاف رژیم جمهوری اسلامی به اعتراض بر خواستند
ساکنان شهر قدس در اعتراض به زمینخواری و پلمب منازلشان توسط اداره اوقاف دست به تجمع زدند.
طبق گزارشهای منتشر شده؛ شماری از ساکنان شهر قدس تهران با برپایی تجمعی در مقابل مراجع قضایی نسبت به زورگویی اداره اوقاف و قصد تصرف اراضی و منازل خود توسط این سازمان اعتراض کردند.
یکی از معترضان در ویدئویی از مسئولان قوه قضاییه خواسته تا درباره زمینخواری حکومتی و وضعیتی که اداره اوقاف به ساکنان کوچههای نوری تحمیل کرده، اقدام کنند.
حکایت حکومتی که دزدها و قلدرها و لات ها اداره می کنند!
@collective98
ساکنان شهر قدس در اعتراض به زمینخواری و پلمب منازلشان توسط اداره اوقاف دست به تجمع زدند.
طبق گزارشهای منتشر شده؛ شماری از ساکنان شهر قدس تهران با برپایی تجمعی در مقابل مراجع قضایی نسبت به زورگویی اداره اوقاف و قصد تصرف اراضی و منازل خود توسط این سازمان اعتراض کردند.
یکی از معترضان در ویدئویی از مسئولان قوه قضاییه خواسته تا درباره زمینخواری حکومتی و وضعیتی که اداره اوقاف به ساکنان کوچههای نوری تحمیل کرده، اقدام کنند.
حکایت حکومتی که دزدها و قلدرها و لات ها اداره می کنند!
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 سیری بر اعتراضات دانشجویی #دانشگاه_خواجه_نصیر در سال ۱۴۰۱ در همراهی با جنبش انقلابی #ژینا
#دانشگاه_خواجهنصیر
#اعتراضات_دانشجویی
#دانشگاه_سنگر_آزادی_برابری
#دانشگاه_زنده_است
#دانشگاه_سنگر_انقلاب_از_پایین
@collective98
#دانشگاه_خواجهنصیر
#اعتراضات_دانشجویی
#دانشگاه_سنگر_آزادی_برابری
#دانشگاه_زنده_است
#دانشگاه_سنگر_انقلاب_از_پایین
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 مقاومت زنان در خیابان علیه مردسالارانه دولتی و غیردولتی ادامه دارد
کسی را یارای بند کردن این رود روانی نیست که در حال آبیاری انقلاب اجتماعی ژینا به شکل روزمره و همه جایی است.
#انقلاب_فمینیستی
#مقاومت_علیه_حجاب_اجباری
#نه_به_جمهوری_ضدزن
#ژن_ژیان_ئازادی
@collective98
کسی را یارای بند کردن این رود روانی نیست که در حال آبیاری انقلاب اجتماعی ژینا به شکل روزمره و همه جایی است.
#انقلاب_فمینیستی
#مقاومت_علیه_حجاب_اجباری
#نه_به_جمهوری_ضدزن
#ژن_ژیان_ئازادی
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 ضرورت به اشتراک گذاری تجربیات و ایده ها و نظریه ها بین نیروهای انقلابی
بخش چهارم از گفت و گوی کلکتیو۹۸ با #میثم_آل_مهدی، فعال عرب در حوزۀ مبارزات کارگری
او در این ویدئو به مسأله #مرکز _حاشیه در شکل کلی و وجوهی از آن در #قیام_ژینا میپردازد.
@collective98
بخش چهارم از گفت و گوی کلکتیو۹۸ با #میثم_آل_مهدی، فعال عرب در حوزۀ مبارزات کارگری
او در این ویدئو به مسأله #مرکز _حاشیه در شکل کلی و وجوهی از آن در #قیام_ژینا میپردازد.
@collective98
🚩 معرفی فیلم : چگونه میتوان یک خط لوله را منفجر کرد ؟
محصول ۲۰۲۲ ـ آمریکا؛ اولین اکران آوریل ۲۰۲۳
کلکتیو ۹۸
🔻در زمینه آثار سینمایی محیط زیستی، بعد از مدتها یک فیلم داستانی غیرمتعارف تولید شده است. آن هم در محیط سینمای آمریکا با همه دردسرها و موانعی که برای سینماگران مستقل و متعهد در بر دارد. قصه فیلم حول پدیدهای می چرخد که در رسانههای رسمی و دستگاه قضایی سیستم به «اکو تروریسم» مشهور شده است. منظور، اکسیونهای اعتراضی و واکنشی از سوی بخشی از طرفداران حفظ محیط زیست است که علیه تخریب هولناک طبیعت و همه موجودات زنده توسط نظام سود و سلطه سرمایهداری انجام میشود. هدف از این اکسیونهای غیرقانونی که عمدتا پروژههای بزرگ دولتی و خصوصی و گاه نهادهای تصمیمگیرنده و مجری تخریبها را آماج قرار میدهد، صرفا ایراد ضربات اقتصادی یا الزاما متوقف کردن این پروژهها نیست. بلکه به دنبال تکان دادن افکار عمومیِ بی توجه و خاموش در برابر این فجایع و شکستن سکوت خبری عامدانهای است که رسانههای رسمی پیشه کردهاند. نحوه مواجهه نهادهای مختلف سیستم با این اکسیونها به ظاهر متفاوت است اما هدف یکی است: خاتمه بخشیدن به هر شکل از اعتراض محقانه. در کشورهایی مثل برزیل، مزدوران تقنگدار شرکتها به تعقیب و شکار مدافعان محیط زیست مشغولند و در دمکراسیهای بورژوایی نظیر آمریکا، شکارچیان را در قالب پلیس و دادگاه و زندان میبینیم.
🔻این فیلم در همین چند ماهی که از اکرانش میگذرد به علت صراحت و جسارتش سر و صدای زیادی در محافل سینمایی و رسانهها به راه انداخته است. بعضیها آن را تبلیغ آشکار «اکوتروریسم» نامیده، محکومش کردهاند. بر مبنای مدارکی که بدست مجله رولینگ استون رسیده، اف.بی.آی (پلیس فدرال آمریکا) نگران است که این فیلم الهامبخش حملات تروریستی به مراکز تولید سوخت شود. تحلیلگران اف.بی.آی معتقدند که فیلم چنین پتانسیلی دارد، بنابراین پیشاپیش هشدارهای امنیتی را به حراست این مراکز دادهاند.
🔻در مقابل، تعداد زیادی از منتقدان معتبر، نحوه بیان، کشش داستانی و تعلیق درونی آن را با آثار استیون سودربرگ مقایسه کرده، به تحسین کارگردان و سناریونویسان و بازیگران جوانش پرداختهاند. یکی از نویسندگان صفحه هنری نیویورک تایمز معتقد است که این فیلم باید «یک نقطه رجوع فرهنگی» جدید به حساب آورده شود. منتقد سینمایی روزنامه واشینگتن سیتی معتقد است که این فیلم یک دستورالعمل بمب سازی نیست بلکه «راهی برای پرتو افکندن بر اهداف اخلاقی اصیل است.» نویسنده روزنامه گاردین دربارهاش چنین نوشته «یک فیلم دلهره ای جذاب» که با «سگهای انباری» تارانتینو قابل مقایسه است و آتش خشم مخاطبان حساس به تغییرات اقلیمی را شعلهور می کند. و شاید تحسین یکی از منتقدان در روزنامه ایندیپندنت از همه گویاتر باشد «یک تریلر مارکسیستی رادیکال که مخاطبش خشم یک نسل است.»
🔻قصه فیلم (که خیال نداریم در این معرفی کوتاه آن را لو بدهیم) حول آشنایی و گرد آمدن افرادی عمدتا جوان از جنسیتها و ملیتهای مختلف و افکار و انگیزه های فردی و سیاسی و اجتماعی گوناگون حول یک اقدام مشترک میچرخد؛ با تامل کردن روی تضادها و موقعیت روحی هر یک از آن ها؛ و با یک پایانبندی تکاندهنده و خوب.
کارگردان فیلم دانیل گولدهابر نام دارد. سینماگر جوانی که همراه با آریلا بارر و جردن سیول سناریو فیلم را بر اساس کتابی به همین نام به قلم آندره ئاس مالم (۲۰۲۱ ـ نشر ورسو) نوشتهاند. آریلا بارر یکی از بازیگران فیلم هم هست و نقش زنی پیشرو و مصمم که هدایت کننده جمع است را به عهده دارد. «چگونه میتوان یک خط لوله را منفجر کرد» دیدنی است؛ از دستش ندهید.
فیلم را میتوانید در لینک زیر به رایگان تماشا کنید. حدودا دو ماه از امکان تماشای رایگان آن روی این سایت باقی است.
https://flixtor.to/watch/movie/56449618/how-to-blow-up-a-pipeline
@collective98
محصول ۲۰۲۲ ـ آمریکا؛ اولین اکران آوریل ۲۰۲۳
کلکتیو ۹۸
🔻در زمینه آثار سینمایی محیط زیستی، بعد از مدتها یک فیلم داستانی غیرمتعارف تولید شده است. آن هم در محیط سینمای آمریکا با همه دردسرها و موانعی که برای سینماگران مستقل و متعهد در بر دارد. قصه فیلم حول پدیدهای می چرخد که در رسانههای رسمی و دستگاه قضایی سیستم به «اکو تروریسم» مشهور شده است. منظور، اکسیونهای اعتراضی و واکنشی از سوی بخشی از طرفداران حفظ محیط زیست است که علیه تخریب هولناک طبیعت و همه موجودات زنده توسط نظام سود و سلطه سرمایهداری انجام میشود. هدف از این اکسیونهای غیرقانونی که عمدتا پروژههای بزرگ دولتی و خصوصی و گاه نهادهای تصمیمگیرنده و مجری تخریبها را آماج قرار میدهد، صرفا ایراد ضربات اقتصادی یا الزاما متوقف کردن این پروژهها نیست. بلکه به دنبال تکان دادن افکار عمومیِ بی توجه و خاموش در برابر این فجایع و شکستن سکوت خبری عامدانهای است که رسانههای رسمی پیشه کردهاند. نحوه مواجهه نهادهای مختلف سیستم با این اکسیونها به ظاهر متفاوت است اما هدف یکی است: خاتمه بخشیدن به هر شکل از اعتراض محقانه. در کشورهایی مثل برزیل، مزدوران تقنگدار شرکتها به تعقیب و شکار مدافعان محیط زیست مشغولند و در دمکراسیهای بورژوایی نظیر آمریکا، شکارچیان را در قالب پلیس و دادگاه و زندان میبینیم.
🔻این فیلم در همین چند ماهی که از اکرانش میگذرد به علت صراحت و جسارتش سر و صدای زیادی در محافل سینمایی و رسانهها به راه انداخته است. بعضیها آن را تبلیغ آشکار «اکوتروریسم» نامیده، محکومش کردهاند. بر مبنای مدارکی که بدست مجله رولینگ استون رسیده، اف.بی.آی (پلیس فدرال آمریکا) نگران است که این فیلم الهامبخش حملات تروریستی به مراکز تولید سوخت شود. تحلیلگران اف.بی.آی معتقدند که فیلم چنین پتانسیلی دارد، بنابراین پیشاپیش هشدارهای امنیتی را به حراست این مراکز دادهاند.
🔻در مقابل، تعداد زیادی از منتقدان معتبر، نحوه بیان، کشش داستانی و تعلیق درونی آن را با آثار استیون سودربرگ مقایسه کرده، به تحسین کارگردان و سناریونویسان و بازیگران جوانش پرداختهاند. یکی از نویسندگان صفحه هنری نیویورک تایمز معتقد است که این فیلم باید «یک نقطه رجوع فرهنگی» جدید به حساب آورده شود. منتقد سینمایی روزنامه واشینگتن سیتی معتقد است که این فیلم یک دستورالعمل بمب سازی نیست بلکه «راهی برای پرتو افکندن بر اهداف اخلاقی اصیل است.» نویسنده روزنامه گاردین دربارهاش چنین نوشته «یک فیلم دلهره ای جذاب» که با «سگهای انباری» تارانتینو قابل مقایسه است و آتش خشم مخاطبان حساس به تغییرات اقلیمی را شعلهور می کند. و شاید تحسین یکی از منتقدان در روزنامه ایندیپندنت از همه گویاتر باشد «یک تریلر مارکسیستی رادیکال که مخاطبش خشم یک نسل است.»
🔻قصه فیلم (که خیال نداریم در این معرفی کوتاه آن را لو بدهیم) حول آشنایی و گرد آمدن افرادی عمدتا جوان از جنسیتها و ملیتهای مختلف و افکار و انگیزه های فردی و سیاسی و اجتماعی گوناگون حول یک اقدام مشترک میچرخد؛ با تامل کردن روی تضادها و موقعیت روحی هر یک از آن ها؛ و با یک پایانبندی تکاندهنده و خوب.
کارگردان فیلم دانیل گولدهابر نام دارد. سینماگر جوانی که همراه با آریلا بارر و جردن سیول سناریو فیلم را بر اساس کتابی به همین نام به قلم آندره ئاس مالم (۲۰۲۱ ـ نشر ورسو) نوشتهاند. آریلا بارر یکی از بازیگران فیلم هم هست و نقش زنی پیشرو و مصمم که هدایت کننده جمع است را به عهده دارد. «چگونه میتوان یک خط لوله را منفجر کرد» دیدنی است؛ از دستش ندهید.
فیلم را میتوانید در لینک زیر به رایگان تماشا کنید. حدودا دو ماه از امکان تماشای رایگان آن روی این سایت باقی است.
https://flixtor.to/watch/movie/56449618/how-to-blow-up-a-pipeline
@collective98
Flixtor.to
Free Streaming of Movies and TV Shows on Flixtor.to
Free Streaming of Movies and TV Show. The Most Movies and TV Shows online with the highest quality. New Movies and Episodes are added every hour.