کلکتیو ۹۸
2.55K subscribers
3.12K photos
2.2K videos
119 files
746 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
🚩 روح دیکتاتوری در میان سلبریتی ها تکثیر شده است!

چهره‌ی اقتدارگرای سلبریتی‌ها را میتوان در این ویدیویی که از نشست «صنعت شهرت در سینمای ایران» منتشر شده و همچنین در ویدیوی دیگری از برخورد توهین‌آمیز، متکبرانه و حذفگرایانه #رضاکیانیان با یک یک معترض به جریان همایش/نمایش فرمایشی در همین پست دید.

متن خواندنی زیر از گروه #سرخط را بخوانید که به درستی توضیخ داده که این مدعیان «لیبرال» حتی نمیتوانند به ابتدایی‌ترین اصول آزادی بیان و تحمل دیگری هم پایبند باشند، نفرت پراکنی ‌شان نسبت به چپ‌ها و مارکسیست‌ها جای خود دارد:

سرخط: وقتی لیبرال‌ها گاز می‌گیرند


این دو جرثومه که اینگونه از شنیدن صدای مخالف برآشفته شده‌اند، مشت به میز کوبیده‌اند، منتقد را به برخورد فیزیکی تهدید کرده‌اند، او را فحش داده‌اند و انگشت وسط به او نشان داده‌اند و جلسه را ترک کرده‌اند دو عنصری هستند که هر چند با هم تفاوت دارند اما هر دو منافعی در حفظ وضع موجود دارند که آنها را به هم پیوند می‌دهد.
یکی رضا کیانیان، سلبریتی گنده‌گویی است صاحب خروارها ادعا و البته همزمان تواب دهه‌ی شصت و چوب‌زن حراجی‌های هنری برای فروش آثار به میلیاردهای وطنی و مدرس کلاس‌های آموزشی افسران جنگ نرم که البته در جریان «قیام ژینا» تصمیم گرفت برای حفظ وجهه‌ی مردمی نق‌هایی هم به حکومت بزند.
آن دیگری مهدی یزدانی‌خرم، آدم اصلی مافیای ادبیات در ایران است. کسی که با خیمه زدن بر بخش ادبیات نشر چشمه هر صدای ادبیات مستقلی را خفه کرده و موجبات نابودی نشرهای کوچکی را که امکان نفس کشیدن ادبیات مترقی بود را فراهم آورده است.
از دستاوردهای مهم و بزرگ مهدی یزدانی‌خرم تبدیل ادبیات در ایران به امری مافیایی-خانوادگی و نابودی مقوله‌ی «نقد ادبی» است. کتاب‌های ادبی‌ای که زیر نظر یزدانی‌خرم و دوستانش منتشر می‌شود، در نشریاتی که آنها منتشر می‌کنند معرفی می‌شود، در جشنواره‌هایی که داورانش همین افراد هستند جایزه می‌گیرد و هیچ نقد ادبی مستقلی امکان راه پیدا کردن به نشریات را ندارد.
این دو نفر البته خیلی «لیبرال» و خیلی «آزادیخواه» هم هستند. از همان لیبرال‌هایی که اعتقاد دارند آزادی انسان را تنها بازار آزاد تضمین می‌کند و ستم طبقاتی سرنوشت بشریت است. حامیان جهانی که در آن زرنگ‌تر و شارلاتان‌ترها و غارتگرترها برنده می‌شوند و دیگران می‌بازند و این عین «آزادی» است. اما در این «آزادی» باید صدای مخالف و منتقدی را که هیچ چیزی ندارد، در هیچ نشریه‌ای نفوذ و پارتی ندارد، بخشی از هیچ مافیایی نیست و تنها «حرف» دارد و سوال از اینکه «سلبریتی باید منبع درآمدش را روشن کند» را به هر شیوه‌ای خفه کرد.
مسئله فقط کثافت‌کاری این افراد در جلسه نیست، مسئله فقط این نیست که چون پاسخی نداشته‌اند که بدهند روی میز کوبیده‌اند، به سمت منتقد حمله‌ی فیزیکی کرده‌اند، انگشت وسط نشان داده‌اند و در نهایت از جلسه «فرار» کرده‌اند. مسئله این است که به گفته‌ی برگزارکننده‌ی جلسه خواستار منتشر نشدن فیلم نشست شده‌اند و برای برگزارکنندگان نشست خط و نشان‌های حقوقی و قضایی کشیده‌اند.
تازه اینها هنوز قدرت هم ندارند. هرچند در تمام دهه‌های گذشته مشغول پاچه‌خواری و کرنش برای اصحاب قدرت بوده‌اند اما هنوز قدرت ندارند تا منتقد را به چارمیخ بکشند. و مشکلی هم با «وضع موجود» ندارند. نه وضع موجود حاکم در جمهوری اسلامی، نه هر نظم سرمایه‌دارانه‌ی دیگری که جایگزین جمهوری اسلامی شود. اینها چهره‌های هنری-فرهنگی ستمکاری و غارت و بهره‌کشی‌اند و ستم و غارت و بهره‌کشی بدون آنها نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. با این وجود همین چهره‌های هنری-فرهنگی در همین نشست نشان می‌دهند در صورت لزوم می‌توانند به راحتی آب خوردن تبدیل به سانسورچی و شکنجه‌گر و پلیس هم بشوند. این نمای کوتاهی است از جنگ نابرابر سلبریتی‌ها، مافیایی‌ها، فاشیست‌ها و پلیس‌ها علیه هر نوع خلاقیت هنری و ادبی و هر شکلی از نقد ادبی که هنوز «نقد» باشد و نه رپرتاژآگهی سفارشی. آنها تا در معرض این قرار می‌گیرند که کسانی به جای امضا گرفتن آنها را نقد می‌کنند آن چماقدار پنهان شده پشت ژست‌های تهوع‌آورشان را بیرون می‌ریزند. این همان «آزادی»ای است که اینها وعده می‌دهند. خوب نگاه کنیم.


#سلبریتی
#مزدوران_فرهنگی
#صنعت_فرهنگ
#لیبرالیسم
#فاشیسم

@sarkhatism
@collective98
Forwarded from سرخط
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 دیپورت یک پناهجوی ایرانی از ترکیه به ایران

«شهریار براتی‌نیا»، پناهجوی ایرانی‌ مقیم ترکیه، در همکاری پلیس و نیروهای امنیتی این کشور با جمهوری اسلامی بازداشت و شب گذشته تحویل پاسگاه مرزی ایران شده است.
به گفته‌ی یکی از دوستان این پناهجو که همراه او در استانبول دستگیر و کمی بعد ازاد شده بود، براتی‌نیا علیرغم تهدید نیروهای امنیتی ترکیه و حتی به زور اسلحه نیز حاضر به امضای نامه‌ی «استرداد داوطلبانه» نشده، اما در نهایت و علیرغم پیگیری‌های وکیل، به ایران انتقال یافته است.

از وضعیت فعلی و محل نگهداری او هنوز اطلاعی در دست نیست.

#شهریار_براتی‌نیا
#نه_به_دیپورت
#پناهندگی_کوچ_اجباری
#ترکیه

@sarkhatism
🚩 وضعیت فاجعه بار جعل مدرک تحصیلی؛ متهمی که ده هزار  مدرک تحصیلی جعلی صادر کرده به کارمندانش گفت: نگران نباشید، دو روز دیگر شما را میبینم!

حکومت اخیرا فردی را دستگیر کرده که دست کم ده هزار مدرک تحصیلی جعلی برای تصدی مسئولیتهای مهم کشور صادر کرده و مدعی است که مدارک علمی و تحصیلی بسیاری از مدیران و نمایندگان مجلس را جعل کرده با اینحال تنها صد شاکی خصوصی داشته.
این شرکت که همایش‌های علمی و بین‌المللی در سن پترزبورگ و دبی برگزار میکرده و با دانشگاه‌های معتبری چون گلدن استیت امریکا قرارداد بسته است.

مسئولانی از قوه قضاییه در همین ویدیو اعتراف می کنند که : در دستگاه‌های امنیتی کسانی را داشتیم که در این پرونده اعمال نفوذ میکردند، ضمن اینکه هزینه این مدارک جعلی را اغلب افراد شخصی نداده اند، بلکه از طریق ادادرات دولتی پرداخت کرده اند!

در شرایطی که دانش آموزان در مناطق حاشیه‌ای کشور در رقابتی دشوار و نابرابر از جوانی و از سبد خانوار خود برای رفتن به دانشگاه و گرفتن مدرک به منظور تغییر طبقه اجتماعی خود مایه میگذارند، در هسته سخت حاکمیت هر روز رانت و رشوه و جعل و سهیه بیشتر می شود تا الیگارشی بیش از پیش تمام عرصه‌ها از جمله آموزش را هم به انحصار خود در آورد. به همین دلیل هم این متهم توانسته علی رغم شکایت‌های مکرری که از او شده، این ده سال با حاشیه‌ای امن کسب درآمد کند و به جنگ نظام آموزشی کشور برود. 

دیکتاتور همه چیز اش به همه چیز اش می‌آيد، عرصه‌ای نمانده که آن را به منجلاب نکشانده باشند.

@collective98
🚩 به من بگو از کدام طبقه‌ای، تا به تو بگویم جانت و کودکی‌ات چقدر ارزش دارد!

این ویدیو روایتی از زندگی دردناک هزاران #کودک_کار است؛ صاحب نانوایی پسرکودکی را بعنوان خمیرگیر در نانوایی‌اش بکار گرفته با پولی کم و این کودک‌کار هنگام رفتن برای آوردن خمیر و رساندن به شاطر نانوا، به شکل خطرناکی داخل دستگاه خمیرگیر افتاده و گیر کرده چون زورش نرسیده که خمیر را بیاورد! او به سختی جان سالم بدر برده، ولی نه اولین کودکی است که در معرض چنین خطراتی است و نه آخرین خواهد بود.

حتما باید یک تراژدی اتفاق بیفتد برای اینکه صاحب کار اویادش بیفتد که سن این بچه کودکی‌کردن میطلبد نه کار کردن.

در تعاریف رسمی، هرگونه فعالیت اقتصادی که منجر به آسیب جسمی، روحی و روانی که اغلب موارد منجر به ترک تحصیل کودکان می‌شود، کار کودک نامیده میشود.

به دلیل بالا رفتن هزینه های زندگی و رفاه اجتماعی در ایران، بسیاری از خانواده‌هایی که در حاشیه‌های شهر زندگی میکنند، برای تامین مایحتاج خود کودکان خود را مجبور به کار کردن در خیابان‌ها میکنند. این باعث می شود این کودکان از درس و تحصیل باز بمانند، در معرض آسیب‌های متعدد جسمی، جنسی و روانی، به­ ویژه خشونت در خانواده و خیابان قرار گیرند، و همانطور که این روایت نشان میدهد حتی با انواع خطرات جانی مواجه شوند.

در جهان ۲۵۰ میلیون کودک کار وجود دارد که بیش از سه چهارم تا ۹۰ درصد از آنها در کشورهای مختلف در حال رشد بوده و در خیابان کار می‌کنند، اما در خانه زندگی می‌کنند و نان‌آور خانه هستند. مهمترین دلیل ایجاد پدیده کودکان کار، ارزان بودن دستمزد این کودکان است.

طبق اعلام مجلس شورای اسلامی بین ۳ تا ۷ میلیون کودک کار در ایران مشغول به کار هستند که به دلایل مشکلات اقتصادی، بیماری والدین(اعتیاد)، آسیب پذیر بودن خانواده، عدم وجود منبع فرهنگی و … برای تامین امورات زندگی خود و خانواده مجبور به کار کردن در اماکن مختلف مانند مراکز زباله سوزی، کارگاه‌های تولیدی، جمع‌آوری ضایعات آهن و پلاستیک و … مشغول به کار هستند و تلاش می‌کنند تا با کمترین درآمد به چرخش چرخ زندگی خود و خانواده کمک کنند ولی این پایان کار نیست.

#کودکان_کار
#ستم_طبقاتی
#نه_به_کودک_کاری
#استثمار_کودکان_کار

@collective98
🚩 مرگ ژیل پرو داستان نویس متعهد چپ؛ کسی که کتابش کارزار مبارزه برای لغو مجازات اعدام در فرانسه را تقویت کرد

🔻دیروز پنجشنبه ٣ اوت ژاک پرول درگذشت. او را با نام ژیل پرو (امضای مستعار پشت کتاب هایش) می‌شناختیم. ژیل پرو نویسنده‌ای متعهد به جست و جوی حقیقت و بازگویی و بازآفرینی آن در فضای داستان بود. این تعهد برایش دردسرساز شد و در عین حال نامش را در موضوعات مشاجره‌برانگیز سیاسی و اجتماعی بر سر زبان‌ها انداخت. نام او در فرانسه بیشتر یادآور کتاب «ژاکت قرمز» است که فیلمی نیز به همین نام از رویش ساخته شد. ژاکت قرمز ماجرای واقعی دستگیری و محاکمه و سرانجام اعدام کریستین رانوچچی با تیغه گیوتین را روایت می‌کرد و بر نکات شک‌برانگیز و مبهم این پرونده که مستقیما تحقیقات پلیس را زیر سوال می‌برد، انگشت می‌گذاشت. رانوچچی که متهم به قتل یک دختر بچه هشت‌ساله در سال ١٩٧٤ بود، در سال ١٩٧٦ اعدام شد. دو سال بعد کتاب ژاکت قرمز منتشر شد و نقش مهمی در کارزار مبارزه برای لغو مجازات اعدام در فرانسه بازی کرد. این کتاب و جنجالی که حول آن به راه افتا،د بر افکار عمومی تاثیر زیادی به جای گذاشت. سال‌ها بعد هنگامی که ژیل پرو در یک برنامه تلویزیونی مجددا ماموران پلیس را در ماجرای رانوچچی متهم به حذف برخی مدارک از پرونده کرد، به جرم بدنام کردن ماموران به محاکمه کشیده شد و به جریمه نقدی سنگین محکومش کردند.

🔻فعالیت‌های ادبی ژیل پرو فراتر از ژاکت قرمز بود. او نخست با رمان «چتربازها» آغاز کرد که برگرفته از تجربه دوره خدمت سربازی خودش در الجزایر بود. جنگ استعماری فرانسه در الجزایر که سرانجام به شکستی خفت بار انجامید، همچون زخمی باز بر پیکر جامعه فرانسه باقی ماند و دستمایه پژوهش‌ها و آثار ادبی و نمایشی در دهه‌های بعد شد. در سال ١٩٧٩ داستان بلندی به نام «باربران ایستگاه قطار» با مقدمه ای از ژیل پرو منتشر شد که مبارزه زیرزمینی فرانسویان آزادیخواه برای ارسال پول نقد، دارو و اسلحه به الجزایر جهت کمک به جبهه آزادیبخش ملی آن کشور را شرح می‌داد. اما آثار خود ژیل پرو بیشتر در ژانر پلیسی ـ جاسوسی بود که بعضی از آن ها به فیلمنامه تبدیل شد و بر پرده رفت. آثاری نظیر صحرا در آتش، پسرکی با چشم های خاکستری، پای دیوار، ارکستر سرخ و پرونده ٥١.

🔻در میان آنچه به امضای ژیل پرو بر جای مانده، «کتاب سیاه سرمایه داری» را هم می بینیم که در واقع مجموعه مقالاتی است به انتخاب او در مورد جنایات سیستم #سرمایه‌داری در عرصه‌های مختلف؛ از دوران تجارت برده تا عصر جهانی سازی. از جنگ های جهانی تا جنگ های استعماری، از کارزارهای ضدکمونیستی تا سرکوب و قتل عام و تفرقه اندازی، از قحطی تا سوء تغذیه. کتاب مشهور دیگر او که به افشای روابط دربار مراکش در دوران سلطان حسن دوم با دولت فرانسه و تضادهای درونی و طرح های کودتایی در مراکش دهه های ٦٠ تا ٨٠ می پردازد، «دوست ما شاه» نام دارد.

🔻در دهه ١٩٧٠ ژیل پرو چند سالی با حزب سوسیالیست فعالیت کرد، اما از سال ١٩٧٧ به حزب کمونیست فرانسه پیوست و از آن پس خود را کمونیست خواند. بعدها از این حزب هم جدا شد و فعالیت سیاسی خود را همراه طیفی که در فرانسه «چپ رادیکال» نام گرفته با گرایش ترتسکیستی ادامه داد. او از فعالان جریانی به نام «سیفون جبهه را بکشید!» بود که مشخصا علیه «جبهه ملی فرانسه» و رهبر فاشیست‌اش «ژان ماری لوپن» (پدر ماری لوپن) مبارزه میکرد. ژیل پرو از مدافعان قانونی شدن اوتانازی (پایان بخشیدن به زندگی بیمار به کمک پزشک) نیز بود. با مرگ ژیل پرو در ٩٢ سالگی، نسلی از نویسندگان در غرب که آثارشان رنگ سیاست و آرمان و تعهد داشت، به پایانش نزدیکتر می‌شود. 

@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 انفجار چند مین در منطقه حفاظتی #زندان_اوین به علت افزایش دمای گرما

زندانیان سیاسی نه تنها زیر فشار چکمه‌های سرکوبگران و بازجویان جمهوری کشتار اند، بلکه خطر جانی نیز با این شرایط آنها را تهدید می‌کند

جمعه ۱۳ مرداد بخش‌هایی از علف‌زار‌های اطراف زندان اوین به علت افزایش دما در کشور و تهران دچار آتش‌سوزی شده اند که به انفجار چند مین هم منجر شده.

در زندان جمهوری اسلامی باشی و تپه‌ای که ساختمان زندان را محاصره کرده و دیکتاتور از ترس دورتادورش را مین چیده، چنین دچار احتراق شود. اذیت و آزار زندانیان و خانواده‌هایشان کم است، اکنون نگرانی دیگری نیز به آنها اضافه شده است.

شاید الآن بهتر درک کنیم چرا باید در مبارزه‌ای طولانی‌مدت و بنیادی، در برابر تمام اشکالی از امنیتی‌سازی و پلیسی کردن فضای شهری حتی در حومه زندان‌ها جنگید، چون اولین قربانیان این سیاست‌ها فعالین منتقد و مردم عادی خواهند بود. این سیاست‌های پلیسی جنگی تنها منافع طبقه حاکم را برای حفظ وضع موجودی تامین میکند که از آنها الیگارشی رانت‌خوار ی ساخته که به مرور در حال زامبی شدن‌اند، سرمایه‌دارانی تهی از انسانیت که از خون مردم تغذیه می کنند.

@collective98
🚩 طبقه کارگر مناطق حاشیه ای کشور اولین قربانیان گرم‌شدن هوا و بحران‌های زیست محیطی هستند

خبر کوتاه است و جان‌کاه:

کارگری به نام «جواد اکبری» اهل روستای «گلین» از توابع «گیلان‌غرب» کرمانشاه در حالی در اثر برخورد یک دستگاه تریلی در بازارچه‌ی مرزی «پرویز‌خان قصر شیرین» جان خود را از دست داده که برای فرار از گرما چند لحظه زیر سایه‌ی تریلی ایستاده بوده!

@collective98
🚩 زنان مهاجر افغانستانی در اسلام‌آباد: به‌ هیچ فردی وکالت نمی‌دهیم

خطاب آنها به و علیه #رینا_امیری نماینده ویژه #آمریکا برای زنان و حقوق بشر در افغانستان است که اخیرا با هیأتی از حکومت #طالبان در دوحه دیدار و گفتگو داشته است!

به نقل از گروه زنان هشت مارس ایران_افغانستان، این زنان در یک پرفورمنس گروهی دهان خود را با نوار چسب بسته، تصویر رینا امیری را پاره کرده و این پیام را اعلام کردند:  «به‌ هیچ فردی وکالت نمی‌دهیم که با طالبان وارد تعامل شود».

کسی از یاد نبرده که امپریالیسم امریکا چهار سال پیش در قطر رسما با طالبان وارد  مذاکره و تعامل گردید و با معامله سرنوشت زنان افغانستان، این گروه را به قدرت رسانده و رسمیت بخشید؛ بنابراین‌ این بازی های جدیدشان فقط خاک پاشیدن به چشم مردم و سفید کردن دروغ ها و معاملات ننگین شان است.

زنان و مردم زحمت کش و آزاده #افغانستان که در طول بیست سال شاهد جنایات جنگی امریکا علیه مردم شان و حالا هم شاهد معاملات ننگین این قدرت استعماری اند با وحوش طالبان، فریب آنها را نخواهند خورد. زنان افغانستانی خوب میدانند که که این قبیل معاملات به اسم مذاکرات، هدفی جز زیر پا له کردن حقوق زنان و همۀ ستمدیدگان این کشور را دنبال نمی کند.

انتقام ما زنان، انقلابی فمینیستی علیه طالبان ایران و افعانستان خواهد بود.


#نه_به_امپریالیسم_استعماری
#نه_به_طالبان
#مرگ_بر_طالبان_چه_کابل_چه_تهران
#ژن_ژیان_ئازادی
 

@collective98
کمپین حمایت از قربانیان در برابر پرونده‌سازی‌های امنیتی و صدور احکام قضایی

احکام قضایی علیه کارگران بی‌پایه و ظالمانه است‌! به این رویه‌ی ناعادلانه پایان دهید‌!
هر روز که می‌گذرد‌دستگاه قضایی جمهوری اسلامی شمار ‌بیش‌تری از کارگران را از صنوف و رشته‌های گوناگون براساس ادله‌ی بی‌پایه‌ی امنیتی، تحت رویه‌های ناعادلانه‌محکوم می‌کند.
در روزها و ماه‌های اخیر گروه‌هایی از کارگران از جمله روزنامه‌نگاران، معلمان و فرهنگیان با همین رویه‌های ساختگی به سال‌ها زندان و دیگر محرومیت‌های اجتماعی محکوم شده‌اند. چنین رویه‌هایی در حیات جمهوری اسلامی فراوان بوده‌اند. برای نمونه پروژه‌ی امنیتی پیرامون دو مسافر فرانسوی که ۱۲ نفر از فعالان کارگری را نیز درگیر کرده است مصداق بارز پرونده‌سازی و صدور احکام ناعادلانه به قصد جلوگیری از هرگونه فعالیت سازمان‌یافته صنفی کارگران است.
دستگاه‌های امنیتی طی یک سناریو با صحنه‌گردانی صدا و سیمای جمهوری اسلامی و سپس هیاهوی رسانه‌ای توسط خبرگزاری‌های مهر، تسنیم‌، فارس، مشرق و مشرق نیوز پروژه‌ی رسانه‌ای گسترده‌ای را تحت عنوان «جزئیات دستگیری دو جاسوس فرانسوی در ایران» کلید زدند و با ادعای خبر دستگیری و بازداشت دو فرد اروپایی که با هدف سوءاستفاده از مطالبات به حق برخی از صنوف و اقشار کشور و تغییر جهت مطالبات عادی به آشوب، وارد کشور شده‌اند پروپاگاندای وسیعی به راه انداختند.
در جریان این پرونده‌سازی اعضای کانون صنفی معلمان‌: رسول بداقی، اسکندر (سوران) لطفی، مسعود نیکخواه،شعبان محمدی، جعفر ابراهیمی و محمد حبیبی، اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی: رضاشهابی، حسن سعیدی، داوود رضوی و از دیگر فعالان کارگری: کیوان مهتدی(نویسنده و مترجم)، آنیشا اسدالهی (مترجم و فعال کارگری) و ریحانه انصاری‌نژاد(کارگر یازنشسته) در اردیبهشت ۱۴۰۱ بازداشت شدند.
آخرین نمونه‌ی این پرونده‌سازی صدور حکم ۴ سال حبس برای ریحانه انصاری‌نژاد، فعال کارگری بازنشسته است. این حکم در شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی و بر مبنای گزارش وزارت اطلاعات برپایه‌ی اتهام انتسابی به اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور صادر شده است. بر اساس این حکم، ریحانه انصاری‌نژاد به ۴ سال حبس تعزیری و به عنوان مجازات تکمیلی به مدت دو سال به محرومیت از عضویت در احزاب، گروه‌ها، دستجات سیاسی و فعالیت در فضای مجازی، رسانه‌ها و مطبوعات و خروج از کشور محکوم شده است.
بنا به اظهار وکیل ریحانه انصاری‌فر این پرونده نیز مانند بسیاری از پرونده‌های موسوم به پرونده‌های امنیتی در تمام مراحل دادرسی، از زمان تشکیل تا صدور حکم، مملو از موارد بسیاری از نقض و نادیده گرفتن قوانین است.
پرونده‌هایی که با اتهامات واهی و با شکایت نهادهای امنیتی تشکیل شده و ماموران این نهادها، به عنوان ضابط قضایی در پرونده حضور داشته و کیفرخواست و رای صادره در آن‌ها نیز بر مبنای گزارش ایشان و بدون توجه به دفاعیات متهم و وکیل پرونده تنظیم و صادر می‌شود. این‌گونه پرونده‌سازی‌های امنیتی براساس اطلاعات ساختگی و اتهام جاسوسی به دو تبعه‌ی فرانسوی (که عضو سندیکای کارگری در فرانسه هستند) شکل می‌گیرد.
ملاقات دو کارگر فرانسوی با تشکل کارگرانی از تشکل های مستقل در ایران بنا به عرف بین‌المللی در همبستگی کارگران اتحادیه‌ای کشورهای جهان‌، رفتاری معمول و شناخته شده است و ربطی به مناسبات بین دولت‌ها ندارد. بنابراین نمی‌توان عنوان جاسوسی را به دو تبعه فرانسوی نسبت داد. به همین دلیل‌دستگاه‌های امنیتی با تغییر این اتهام به «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» به تشکیل دادگاه و محاکمه متهمان این پرونده اقدام کرده‌اند.
گفتنی است که آخرین متهم این پرونده ساختگی، یعنی خانم انصاری‌نژاد، هیچ ارتباطی با کل این ماجرا نداشته است اما از آن‌جا که ایشان،به عنوان یک فعال کارگری، به صراحت از حق قانونی خود در دفاع از حقوق و منافع کارگران اصرار دارد، این حکم ناعادلانه برای ایشان نیز صادر شده است.
ما امضاکنندگان این بیانیه‌ضمن حمایت از کارگران و فرهنگیان و سایر فعالان کارگری و مطبوعاتی خواهان برچیده شدن پرونده‌سازی‌های امنیتی و‌عدم مداخله دستگاه امنیتی بر روند محاکمات در دادگاه‌متهمان صنفی و سیاسی هستیم…

ادامه متن و امکان امضا در لینک زیر:

https://chng.it/G8yJD7HZX2
سوسیالیسم برای کردکان.pdf
238.7 KB
🚩 سوسیالیسم برای بچه‌ها

باقر کتابدار
🚩 هم‌اندیشی چپ: زندان شاهنشاهی و شکنجه‌‌های ساواک – ۱
(بخش نخست)
گفت‌وگوی علی ندیمی با یوسف اردلان و محمدرضا شالگونی


گسترده‌ترین حرکت مردم ایران در ۴۴ سال گذشته علیه جمهوری اسلامی، یعنی خیزش «زن زندگی آزادی» در ایران از شهریور ۱۴۰۱ به‌این سو، با اوج‌گیری پشتیبانی گسترده‌ی ایرانیان در خارج همراه شد. در این میان، برخی از چهره‌های منفور ساواک فرصت را برای تطهیر خود و لکه‌دار کردن جنبش مردم با حضور در تظاهرات ایرانیان در آمریکا، مناسب یافتند. ازجمله این چهره‌ها پرویز ثابتی، آخرین رئیس اداره‌ی کل سوم ساواک، مسئول مستقیم شکنجه و قتل شمار زیادی از مبارزان راه آزادی و مخالفان حکومت پهلوی، و احمد فراستی، از رهبران عملیاتی اداره‌ی سوم، بودند.ـ

این حرکت ساواکی‌های شکنجه‌گر با سوءاستفاده و تکیه‌ی سلطنت‌طلبان بر بی‌خبری نسل جوان از سرکوب و اختناق و جنایت در دوره‌ی پهلوی، به استقبال آن‌ها از برافراشتن پرچم ساواک در بعضی تظاهرات و «مظلوم نامیدن» ساواک از زبان مشاوران رضا پهلوی، و مقایسه‌ی ریاکارانه و صوری جنایت‌های ساواک با جنایت‌های رژیم جمهوری اسلامی انجامید و واکنش منفی بسیاری از ایرانیان را در پی داشت.ـ

بنابراین، جمع هم‌اندیشی چپ بر آن شد که در گفت‌وگو با برخی از شاهدان شکنجه و سرکوب، عمل‌کرد ساواک در حکومت پهلوی و پیامدهای آن را مورد ارزیابی قرار دهد. نگاهی گذرا نشان می‌دهد که پیشینه‌ی طولانی شکنجه و قتل زندانیان در ایران در دوره‌ی رضا شاه شکل تازه‌ و سازمان‌یافته‌ای به خود گرفت. سرلشکر محمدحسین آیرُم، رئیس شهربانی، اداره‌ی سیاسی شهربانی را تأسیس کرد. در این دوره، ازجمله شاعر آزادی‌خواه محمد فرخی یزدی را در زندان با تزریق آمپول هوا کشتند. شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار مبارز میرزاده عشقی به ضرب گلوله‌ی عوامل شهربانی کشته شد. حتی تیمورتاش و سردار اسعد، که زمانی از همراهان رضا شاه بودند، در زندان به قتل رسیدند.ـ

پس از کودتای آمریکا و انگلستان در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه حکومت ملی دکتر مصدق، فرمانداری نظامی چند سالی عرصه‌ی سرکوب مبارزان و تعقیب و اعدام مبارزان را در دست گرفت تا اینکه تیمور بختیار ساواک را در سال ۱۳۳۵ تأسیس کرد و این سازمان مخوف کم‌کم، و به‌ویژه در دهه‌ی ۴۰ شمسی، سرکوب نظام‌مند آزادی‌خواهان را پی گرفت.ـ

با این مقدمه‌ی بسیار کوتاه، در بحث اصلی روز ازجمله این پرسش‌های کلی در میان گذاشته شد:ـ

ـ — محدوده‌ی عملیاتی ساواک چه بود؟

ـ — پیامدهای دستگیری، شکنجه و آزارهای ساواک چه بود و چه تاثیری بر شکنجه‌شدگان داشت؟

ـ — آیا وحشی‌گری شکنجه‌گران ساواک فقط با مبارزان مسلح بود؟

ـ– مقاومت مبارزان زندانی چگونه بود و بر شکنجه‌گران چه اثری داشت؟ ….ـ

https://youtu.be/OY0h_2-H8ZY
Forwarded from ديد‌بان آزار
🔹روایات زنان بازداشت‌شده از شکنجه، آزار و محرومیت از ابتدایی‌ترین حقوق در زندان‌های کهگیلویه و بویراحمد

🔹«شما دختران تهران نیستید که بخواهید اعتراض کنید»

بسیاری از زنان بازداشت‌شده در خیزش «زن، زندگی، آزادی» در یاسوج اشکال مختلف خشونت و شکنجه را در بازداشتگاه و زندان زنان یاسوج تجربه کرده‌اند. یکی از این زنان می‌گوید هنگام بازداشت نیروهای امنیتی به او که در اسنپ بوده حمله کردند و با کشیدن کیسه روی سرش او را ربودند. او می‌گوید در زمان بازداشتش بازجو چندین بار به او سیلی زده است. زن دیگری درباره تجربه‌اش می‌گوید: «آن شب وقتی جمع شده بودیم که مثل همه ستمدیدگان علیه تمام ظلم‌هایی که به ما شده شده اعتراض کنیم، ماموری به سمت ما آمد و گفت تجمع نکنید و همین الان از اینجا برید. ولی ما همچنان سر جای خودمان ایستادیم مثل تمام ارزش‌ها و آرمان‌هایی که قرار بود تا خون در بدنمان هست بر آنها ایستادگی کنیم. آن مامور وقتی دید ما همچنان آنجا ایستادیم گفت شما دخترهای تهران نیستید که بخواهید اعتراض کنید. همین حرف لازم بود تا خشممان بیش از پیش فزونی یابد. خشم از اینکه چون ما زنان و مردمانی شهرستانی هستیم حق اعتراض نداریم؟ چون شهرستانی هستیم باید سکوت کنیم؟ چون شهرستانی هستیم بگذاریم شما غارتمان کنید؟»

او ادامه می‌دهد: ‌«آن شب وقتی به طرف ما حمله کردند همه ما کمی دویدیم و به عقب رفتیم. وقتی ناگهان به پشت سرم نگاه کردم دیدم یکی از دوستانم را گرفتند. وقتی آمدم کمکش کنم کتکم زدند و یک اسپری فلفل را در صورتم خالی کردند. آن لحظه چند نفری از زیر پاهای ماموران نجاتم دادند. آن شب وقتی که چشان و صورتم داشتند می‌سوختند همچنان زیر لب زمزمه می‌کردم مرگ بر دیکتاتور. آری، هرچقدر سرکوبمان کنید ما شجاع‌تر و قدرتمندتر خواهیم شد.»

زن دیگری که او هم با زور اسلحه و ضرب‌و‌شتم بازداشت شده بود می‌گوید: «با زور کتک و اسلحه بازداشتم کردند. در مسیر یک‌بند توهین می‌کردند و به مرگ تهدیدم کردند و منتظر بودند حرف‌هایی بزنم که اتهاماتم را سنگین‌تر کنند. وقتی رسیدیم مامور زنی که سرهنگ صدایش می‌کردند آمد و من را به اتاق دیگری برد. چشمانم بسته بود و چیزی را نمی‌دیدم و نمی دانم چند زن و مرد در آن اتاق بودند. مجبورم کردند کفش‌ها و لباس‌هایم را در بیاورم. برای بازرسی بدنی به همه جای بدنم دست می‌زدند و وقتی خودم را عقب می‌کشیدم می‌گفتند: "چیه بدت میاد؟ مگه همین رو نمی‌خواستید؟" از طرف دیگر برای آزارواذیتم به من می‌گفتند: "تو یه دختر خرابی که کسی نمیاد دنبالش." باوجود تمام این فشارها نه آن شب و نه بعد از آن در دادگاه و زیر بازجویی ابراز پشیمانی نکردم.»

متن کامل:
https://harasswatch.com/news/2184/

@harasswatch
🚩 این ها تصاویری از آینده اند، از رویایی که پیشاپیش بخشی از آن متحقق شده است!

با شادی، با بازپس گرفتن خیابان های شهر، با شور زیستن به جنگ دیکتاتور به جنگ دشمن #ژن_ژیان_ئازادی می‌رویم.

انسان زاده شدن تجسّد وظيفه بود:
توان دوست‌ داشتن
و دوست‌ داشته‌ شدن
توان شُنفتن
توان ديدن و گفتن
توان اندُه‌گين و شادمان‌ شدن
توان خنديدن به وسعت دل،
توان گريستن از سُويدای جان
توان گردن به غرور برافراشتن در ارتفاع شُکوه‌ناک فروتنی

#احمد_شاملو

@collective98