کلکتیو ۹۸
2.57K subscribers
3.13K photos
2.2K videos
120 files
747 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
دستورکار سیاسی هوش مصنوعی
– سانتیاگو زابالا و کلودیو گالو، ترجمه‌ی خسرو صادقی بروجنی

یادداشت مترجم
نظر مارکس در مورد هوش مصنوعی چیست؟
«در زمان خود مارکس، مفهوم هوش مصنوعی وجود نداشت، اما برخی از نظریه‌های او می‌تواند به‌عنوان یک نظریه‌ی اولیه در مورد هوش مصنوعی در نظر گرفته شود. مارکس باور داشت که تکنولوژی و صنعت، به نحوی که برای افزایش سود و بهره‌وری به کار گرفته می‌شود، به طور طبیعی سبب افزایش هوشیاری و تخصص کارگران می‌شود. او همچنین باور داشت که تکنولوژی و صنعت، به‌طور طبیعی به سمت یک جامعه‌ی بهتر و بیشتر به حقوق اجتماعی و اقتصادی برای همه‌ی افراد حرکت می‌کند. در کل، مارکس به دلیل باور در تحولات تاریخی و جامعه شناختی، ممکن است از یک نظریه‌ی هوش مصنوعی پایه رونده باشد».
آن‌چه خواندید پاسخِ هوش مصنوعی به پرسش ابتدای متن حاضر است. این پاسخ نه‌تنها دقیق نیست بلکه خطاهایی دارد. با این همه، کم نیستند نقل‌قول‌هایی از پاسخ‌های کاملاً اشتباه و مهملِ هوش مصنوعی که این روزها در فضای مجازی دست به دست می‌شود: «کتاب بوف‌کور از کیست؟ کتاب بوف‌کور نوشته‌ی نویسنده‌ی پرتغالی خوزه ساماراگو است» یا «شازده احتجاب نوشته‌ی ‌کیست؟ شازده احتجاب از شاهزاده‌ای به نام عبدالله است که در داستان «شازده کوچولو» نوشته‌ی آنتوان‌ دو سنت-اگزوپری رخ داده است». و … پاسخ هایی که به ما گوشزد می‌کنند هنوز خیلی زود است تا فهم و درک‌مان را به‌کل تعطیل و به دست هوش مصنوعی بسپاریم. با این همه همچنان که مارکس در مانیفست هشدار داده بود بورژوازی هاله‌ی مقدس تمامی حرفه‌ها را از بین برده و همه‌ی آن‌ها را به کار مزدی تبدیل می‌کند، در سایه‌ی هوش مصنوعی بیش از هر زمان دیگری این نگرانی وجود دارد.
بانک سرمایه‌گذاری گلدمن ساکس در گزارش اخیر خود گفته است هوش مصنوعی می‌تواند تا ۳۰۰ میلیون شغل تمام‌وقت در جهان را از بین ببرد زیرا بسیاری از این کارها به شکل اتوماتیک انجام خواهد شد. این تعداد معادل است با یک‌چهارم تمام‌کاری که انسان‌ها در اروپا و ایالات‌متحده آمریکا انجام می‌دهند. اما مگر بد است که رؤیای قدیمیِ کاهشِ کار و افزایش فراغت محقق شود؟ آیا می‌توان امید داشت همچنان که در پاسخ «هوش مصنوعی» آمد، این فناوری به رفاه و ثروت بیشتر برای مردم جهان منتهی شود؟ یا مثل همیشه، نیروهای تعیین‌کننده‌ای مانند مالکیت و بهره‌برداری از هوش مصنوعی به آن جهت مشخصی خواهند داد؟ آیا این قابلیت جدید یک کاربرد خنثی و بی‌طرف است یا مانند هر پیشرفت فنی و انقلاب فناورانه‌ی دیگر مناسبات اجتماعی موجود را بازتولید می‌کند؟ چرا نباید به این هوش ِانسان‌ساز اعتماد کنیم و چرا لازم است نگاهی انتقادی به آن داشته باشیم؟ چه ارتباطی میان منطق هوش مصنوعی با نیروی همسان‌کننده‌ی بازار وجود دارد و بسیاری از پرسش‌های دیگر موضوعاتی است که در مطلب حاضر به طور اجمالی به آن پرداخته شده است.
پایان یادداشت مترجم

همان‌طور که مارکس زمانی به‌درستی گفت: «آسیاب دستی جامعه‌ی فئودالی را به وجود می‌آورد و اسب بخار، سرمایه‌داری صنعتی را». ما در طول تاریخ بارها و بارها دیده‌ایم که چگونه نوآوری فناوری شیوه‌ی تولید غالب و به همراه آن نوع اقتدار سیاسی موجود در یک جامعه را تعیین می‌کنند.
بنابراین هوش مصنوعی چه نوع جامعه‌ای به ما تحویل خواهد داد؟ چه کسی بر روی این فناوری جدید سرمایه‌گذاری خواهد کرد، که نه تنها در حال تبدیل شدن به یک نیروی مولد مسلط در جوامع ما است (درست مانند آسیاب دستی و اسب بخار در زمان خودشان) بلکه همان‌طور که در اخبار می‌خوانیم، به نظر می‌رسد سریعاً از کنترل ما خارج می‌شود؟
آیا همان‌طور که به نظر می‌رسد خیلی‌ها معتقدند هوش مصنوعی می‌تواند زندگی خود را آغاز کند، و به‌تنهایی مسیر تاریخ ما را تعیین کند؟ یا این‌که در نهایت به عنوان یک نوآوری فناورانه‌ی دیگر در خدمت یک دستور کار خاص و به نفع زیرمجموعه‌ی خاصی از انسان‌ها، به پایان می‌رسد؟
اخیراً نمونه‌هایی از محتوای فراواقعی تولید شده توسط هوش مصنوعی، مانند «مصاحبه» با قهرمان سابق فرمول یک جهان، مایکل شوماخر، که پس از تصادف ویرانگر اسکی در سال ۲۰۱۳، قادر به صحبت با مطبوعات نبوده است، «عکس‌هایی» که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا را در حال بازداشت در نیویورک نشان می‌دهد و مقالات به‌ظاهر معتبر دانشجویی «نوشته شده» توسط جی‌.پی‌.تی.[۱] که یک روبات هوش مصنوعی معروف است نگرانی‌های جدی در میان روشنفکران، سیاست‌مداران و دانشگاهیان در مورد خطرات احتمالی این فناوری جدید برای جوامع ما ایجاد کرده است.
چنین نگرانی‌هایی باعث شد که استیو وزنیاک،[۲] بنیان‌گذار اپل، یوشوا بنجیو[۳] از سرآمدانِ هوش مصنوعی و ایلان ماسک مدیر عامل تسلا/توییتر در ماه مارس نامه‌ی سرگشاده‌ای امضا کردند که در آن آزمایشگاه‌های هوش مصنوعی را به این متهم کردند که «برای توسعه و ایجاد ذهن‌های دیجیتالی قدرتمندتر
در رقابت لجام گسیخته‌ای افتاده‌اند که هیچ‌کس– حتی سازندگان آن‌ها– نمی‌تواند این مسئله را درک، پیش‌بینی یا به‌طور قابل اعتمادی کنترل کنند» و از توسعه‌دهندگان هوش مصنوعی خواستند تا به کار خود پایان دهند. اخیراً، جفری هینتون که به عنوان یکی از سه «پدرخوانده‌ی هوش مصنوعی» شناخته می‌شود، از گوگل خارج شد تا «آزادانه درباره‌ی خطرات هوش مصنوعی صحبت کند» و گفت که حداقل تا حدی از مشارکت خود دراین زمینه پشیمان است.
ما قبول داریم که هوش مصنوعی- مانند تمام فناوری‌های دوران‌ساز- دارای جنبه‌های منفی و خطرات قابل‌توجهی است، اما برخلاف وزنیاک، بنجیو، هینتون و دیگران، معتقد نیستیم که بتواند مسیر تاریخ را به تنهایی، بدون هیچ درون‌داد[۴] یا اطلاعاتی تعیین کند. ما دغدغه‌ی چنین مسئله‌ای را نداریم زیرا می‌دانیم که برنامه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما درست مانند سایر دستگاه‌ها و سیستم‌های فناوری، در فناوری‌های هوش مصنوعی نیز تعبیه شده است. همانطور که دونا هاراوی[۵] فیلسوف توضیح داد: «فناوری خنثی نیست. ما درون چیزی هستیم که می‌سازیم، و آن چیز درون ماست».
قبل از توضیح بیشتر در مورد این‌که چرا ما از برعهده‌ گرفتن کارها توسط به‌اصطلاح هوش مصنوعی نمی‌ترسیم، باید تعریف کنیم و توضیح دهیم که در واقع هوش مصنوعی- همانطور که اکنون با آن سر‌و‌کار داریم- چیست. این امر نه فقط به دلیل پیچیدگی‌های محصول در دست بلکه به دلیل اسطوره‌سازی رسانه‌ها از هوش مصنوعی کار چالش‌برانگیزی است.
امروز مکرر به مردم می‌گویند که ما اینجا تقریبا با ماشین هوشمندی سروکار داریم که به‌زودی زندگی روزمره‌ی ما را به همان شکلی در می‌آورد که در فیلم‌های «۲۰۰۱؛ یک اودیسه فضایی»، «بلید رانر» و «ماتریکس» به تصور کشیده ‌شد. این روایت نادرست است. در همان زمان که ما بدون شک در حال ساختن کامپیوترها و ماشین‌حساب‌های توانمندتری هستیم، هیچ نشانه‌ای حاکی از این وجود ندارد که ما ذهن دیجیتالی را ایجاد کرده‌ایم یا به‌زودی ایجاد خواهیم کرد که واقعاً از قدرت فکر کردن برخوردار است.
نوام چامسکی (به همراه ایان رابرتز[۶] و جفری واتومول[۷]) اخیراً در مقاله‌ای در نیویورک تایمز استدلال کردند که «ما از علم زبان‌شناسی و فلسفه‌ی دانش می‌دانیم که [برنامه های یادگیری ماشینی مانند چت جی‌.بی.تی] با نحوه‌ی ‌استدلال و استفاده‌ی انسان‌ها از زبان بسیار متفاوت است». چت جی‌.بی.تی به‌رغم پاسخ‌های متقاعدکننده‌ای که به سؤالات مختلف انسان‌ها می‌دهد، «موتور آماری سخت‌گیرانه‌ای برای تطبیق الگو است که صدها ترابایت داده را جمع‌آوری کرده و محتمل‌ترین پاسخ مکالمه یا محتمل‌ترین پاسخ به یک سؤال علمی را پیش‌بینی می‌کند». با تقلید از مارتین هایدگر فیلسوف آلمانی (و خطر شعله‌ور شدن دوباره جنگ دیرینه‌ی بین فیلسوفان قاره‌ای و تحلیلی)، می‌توانیم این گونه بگوییم: «هوش مصنوعی فکر نمی‌کند. صرفاً محاسبه می‌کند»[۸]
فدریکو فاگین،[۹] مخترع اولین ریزپردازنده‌ی تجاری، اینتل اسطوره‌ای ۴۰۰۴، این موضوع را در سال ۲۰۲۲ به‌وضوح در کتاب خود با نام «تقلیل‌ناپذیر»[۱۰] توضیح داد: «تمایز واضحی بین «دانش» نمادین ماشین … و دانش معنایی انسان وجود دارد. اولی اطلاعات عینی است که می‌تواند کپی و به اشتراک گذاشته شود. دومی یک تجربه‌ی ذهنی و خصوصی است که در کیفیت آگاهی انسان رخ می‌دهد.» به نظر می‌رسد فاگین با تفسیر جدیدترین نظریه‌های فیزیک کوانتومی، نتیجه‌گیری فلسفی به دست آورده است که به طرز عجیبی با نوافلاطونیسم باستان همخوانی دارد- شاهکاری که ممکن است تضمین کند او به‌رغم دستاوردهای باورنکردنی‌اش به عنوان یک مخترع برای همیشه یک نوآور در محافل علمی در نظر گرفته ‌شود.
اما همه‌ی اینها چه معنایی برای آینده ما دارد؟ اگر این اسطوره‌ی اَبَرهوشمند[۱۱] ما واقعاً نتواند «فکر کند» (و بنابراین به‌عنوان یک نیروی مستقل ظاهر شود که می‌تواند مسیر تاریخ بشر را تعیین کند)، دقیقاً چه کسی از آن نفع می‌برد و به چه کسی اقتدار سیاسی می‌دهد؟ به عبارت دیگر، تصمیمات آن بر چه ارزش‌هایی تکیه خواهد کرد؟
چامسکی و همکارانش سؤالی مشابه از چت جی‌.بی‌.تی پرسیدند. هوش مصنوعی به آنها گفت: «من به‌عنوان یک هوش مصنوعی، باورهای اخلاقی یا توانایی قضاوت اخلاقی ندارم، بنابراین نمی‌توان من را اخلاقی یا غیراخلاقی به شمار آورد. نبود باورهای اخلاقی در من صرفاً نتیجه‌ی طبیعت من به عنوان یک مدل یادگیری ماشینی است»
این بیانات را قبلاً کجا شنیده‌ایم؟ آیا این به طرز وحشتناکی شبیه به دیدگاه اخلاقی خنثای لیبرالیسم سرسخت نیست؟
لیبرالیسم می‌خواهد تمام ارزش‌های مذهبی، مدنی و سیاسی را که در قرون شانزدهم و هفدهم خظرناک و مخرب به شمار می‌رفتند محدود به حوزه‌ی خصوصی افراد کند. می‌خواهد تمام وجوه جامعه در شکل ویژه‌ای از عقلانیت پررمز و راز بازار تنظیم شود.
به نظر می‌رسد هوش مصنوعی همان شکل تجاری عقلانیت پر رمز و راز را ترویج می‌کند. حقیقت این است که هوش مصنوعی به عنوان مرحله‌ی بعدی ِنوآوریِ «کسب‌وکار‌های بزرگ» جهانی در حال ظهور است که مشاغل را از انسان می‌دزدد و کارگران، پزشکان، وکلای دادگستری، روزنامه‌نگاران و بسیاری دیگر را بیکار می‌کند. ارزش‌های اخلاقی ربات‌های جدید مشابه ارزش‌های بازار است. اکنون تصور همه‌ی ‌تحولات احتمالی دشوار است، اما سناریویی ترسناک در حال ظهور است.
دیوید کروگر،[۱۲] استادیار یادگیری ماشینی در دانشگاه کمبریج، اخیراً در «نیو ساینتیست»[۱۳] اظهار داشت: اساساً هر محقق هوش مصنوعی (از جمله خود من) از شرکت‌های فناوری بزرگ بودجه دریافت کرده ‌است. با وجود چنین تضاد منافع شدیدی، جامعه در برخی مواقع از اطمینان دوباره به این نوع فناوری‌ها دست می‌کشد و مانند من به این نتیجه می‌رسد که نادیده گرفتن مخاطرات هوش مصنوعی، بیش از یک استدلال خوب، نتیجه‌ی خوش‌خیالی است.
اگر جامعه در مقابل هوش مصنوعی و مروجین آن بایستد، می‌تواند این نکته را به اثبات برساند که مارکس اشتباه می‌کند و مانع از آن ‌شود که توسعه‌ی فناوری پیشرو در عصر کنونی تعیین کند که چه کسی دارای اقتدار سیاسی است.
اما به نظر می‌رسد هوش مصنوعی در حال حاضر جایگاه خود را دارد. و دستور‌کار سیاسی آن کاملاً با برنامه‌ی سرمایه‌داری بازار آزاد هماهنگ است که اصول (اعلام نشده) و هدف آن پاره کردن هر شکلی از همبستگی اجتماعی و اجتماع است.
خطر هوش مصنوعی این نیست که به‌عنوان یک هوش دیجیتال غیر قابل‌کنترل می‌تواند از طریق تصاویر، مقالات، اخبار و تاریخچه‌های «جعلی» که تولید می‌کند شعور ما را نسبت به خودمان و واقعیت‌مان خدشه‌دار کند. خطر ]واقعی[ این است که به نظر می‌رسد این اختراع غیر قابل‌انکار تاریخی تمام تصمیمات و اقدامات خود را بر اساس همان ارزش‌های مخرب و خطرناکی بناکرده که سرمایه‌داری غارت‌گر را به پیش می‌برد.
***
سانتیاگو زابالا
استاد پژوهشی فلسفه در مؤسسه‌ی کاتالان برای تحقیقات و مطالعات پیشرفته وابسته به دانشگاه پومپئو فاربا، کتاب‌های او عبارت‌اند از: «بزرگ بودن، آزادی در عصر واقعیت‌های بدیل» (۲۰۲۰) و «رک و راست: مانیفستی برای قرن بیست‌و‌یکم» (به همراه آدرین پار) (۲۰۲۳)، وب سایت: www.santiagozabala.com.
کلودیو گالو
کلودیو گالو سردبیر سابق میز خارجی La Stampa و خبرنگار آن در لندن است. او قبلاً برای AsiaTimes، Enduring America و RT.com می‌نوشت. علایق اصلی او سیاست خاورمیانه و فلسفه‌ی غرب است.
***
پیوند با متن اصلی: https://www.aljazeera.com/opinions/2023/5/17/what-is-the-political-agenda-of-artificial-intelligence
[۱] GPT
[۲] Steve Wozniak
[۳]Yoshua Bengio
استاد دانشگاه و پژوهشگر هوش مصنوعی از دانشگاه مونترآل (م)
[۴] input‌
[۵] Donna Haraway
[۶] Ian Roberts
[۷] Jeffrey Watumull
[۸] به باور هایدگر میان اندیشه و هستیِ انسانی پیوند ناگسستنی وجود دارد و اندیشه از طریق عامل انسانی خلق می‌شود اما دانش تولیدشده توسط ماشین محصول مجموعه‌ای داده و اطلاعات جدا از عامل انسانی است و نمی‌تواند به سطح تفکر و اندیشه برسد. (م)
[۹] Federico Faggin
[۱۰] Irreducible
[۱۱] Chiron کیرون یا خیرون
یکی از شخصیت‌های اساطیری یونان باستان، موجودی افسانه‌ای با بالا تنه‌ی انسان و پایین‌تنه اسب و با توانایی‌های خارق‌العاده در دانش و آموختن آن بود. به نظر می‌رسد منظور نویسندگان از به‌کارگیری این اصطلاح اشاره به وجود نیمه انسان- نیمه ماشینِ هوش مصنوعی دارد. (م)
[۱۲]David Krueger
[۱۳] New Scientist
منبع: نقد اقتصاد سیاسی
بازتکثیر کلکتیو۹۸
@collective98
Collective98@riseup.net
🚩 درگذشت مادر یکی از شهدای انقلاب ژینا در کردستان

مادر #محمد حسینی از شهدای انقلاب ژینا که اوایل مهرماه در سقز کشته شده بود، پس از سکته قلبی و مغزی و هفت ماه در کما بودن در بیمارستان رجایی تهران، امروز دار فانی را وداع گفت.

@collective98@riseup.net
🚩 فرشته علیزاده دانشجویی است که در ۱۸ تیر سال ۷۸ همگام با واقعه‌ی تلخ کوی دانشگاه، همچون سعید زینالی مفقود شد و هیچ‌ نهادهای امنیتی مسئولیت این اتفاق را برعهده نگرفته و بعد از گذشت ۲۴ سال هنوز هم هیچ خبری از سرنوشت دقیق مسئول برد انجمن الزهرا در دست نیست غیر از آنکه نامش گذری تلخ و‌ دردآلود را در ذهن‌ها رقم بزند که حتما جوانی او نیز به گورهای تاریک خاوران ختم شده است و همین بی‌خبری سبب شد که مادرش ۶ ماه پس از گمشدن او دق کند و از دنیا برود.

او قهرمان گمشده‌ی دانشگاهی است که پس از حضور درخشان دخترانش در جنبش "زن زندگی آزادی" ، امروز راهش با همت بلند و ایستادگی دانشجویانی همچون سپیده رشنو، مائده دلبری، رایحه حسینی، فاطمه رشیدی، سارینا صادقی، نیلوفر میرزایی و...در خط مقدم شکستن دیوار استبداد ادامه دارد.

ما دانشجویان دانشگاه الزهرا در ۲۴مین سالگرد واقعه‌ی کوی دانشگاه با گرامی داشتن نام فرشته علیزاده، سعید زینالی، عزت ابراهیم‌نژاد و تمامی دانشجویانی که از این حادثه‌ زخمی با خود به یادگار دارند، اعلام می‌داریم در راه شکستن قفس ظلم همراه و هم‌صدا خواهیم ماند.

هجدهم تیر
دانشجویان دانشگاه الزهرا

#دانشگاه_الزهرا
🚩 تصویری از #نیکا_شاکرمی در اعتراضات خیابانی ۲۸ شهریور ۱۴۰۱، در نخستین روزهای آغاز قیام انقلابی #ژینا

برگرفته از صفحه‌ی اینستاگرام آیدا شاکرمی
به نقل از صفحه بیدارزنی

#ژن_ژیان_ئازادی
#نه_می‌بخشیم_نه_فراموش_می‌کنیم
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده‌ایم_تا_پایان

@bidarzani
@collective98
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
#فرهاد_نوایی، نوجوان ۱۶ ساله اهل #مهاباد که از هشت ماه قبل در جریان قیام #زن_زندگی_آزادی بازداشت شده بود، به ۲سال زندان محکوم شد.
به اتهام «اجتماع و تباتی برای ارتکاب جرایم بر ضد امنیت داخلی کشور» توسط دادگاه کیفری ویژه نوجوانان استان آذربایجان غربی در مهاباد به دو سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشتی محکوم شد.
دادگاه پیشتر آزادی موقت فرهاد را به تودیع وثیقه ۲.۵ میلیارد تومانی، موکول کرده بود که خانواده‌ی او توانایی مالی تأمین آن را نداشتند.


#حکومت_کودک_کش #محور_کذایی_مقاومت #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد


@Blackfishvoice1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

🔻دیلار دیریک، پژوهشگر و فعال فمینیست از کردستان و نویسنده کتاب «جنبش زنان کرد – تاریخ، نظریه و عمل» در مصاحبه اختصاصی با زمانه در حاشیه کنفرانس «زندگی با امید و یاس: مبارزه محلی و فمینیسم بین‌الملل» درباره تاریخ مبارزه زنان در کردستان، اصول این جنبش و رابطه مبارزه با پدرسالاری و سایر انواع ستم و سلطه صحبت کرد. او در پاسخ به سوال زمانه درباره ادراک فعالان کرد از قیام ژینا و رابطه آن با مبارزات فمینیستی، توضیحاتی ارائه داد که اینجا می‌شنوید.

🔻لینک در یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=uBoJqE8zHB0

🔻لینک در اینستاگرام:
https://www.instagram.com/p/Cuhb0tzq7h1/

@RadioZamaneh
@collective98
⚠️ حاوی تصاویر دلخراش

🚩 آثار شکنجە بر پیکر از دست رفته شهید اهل مهاباد،  پیمان گلوانی


درحالیکە روز دوشنبه نوزدهم تیرماه، دادستان مهاباد، مهراب پوراکبر در گفت‌وگو با رسانەهای حکومتی مرگ پیمان گلوانی را بر اثر "بیماری" اعلام کردە بود، تصاویری پخش شدە نمایانگر شدت شکنجە و خشونت بە کار رفتە علیە اوست.

چهار قطعه عکس از قسمت‌های مختلف پیکر #پیمان_گلوانی خونریزی بیرونی و کبودی زیاد روی بدن او را نشان می‌دهد. در یکی از عکس‌ها، مشخص است که کمر آقای گلوانی شدیداً کبود شده است. همچنین در یکی دیگر از این عکس‌ها، مچ پاهای او زخمی شده است.

در یک عکس از سر او خون جاری است و در عکس دیگر، دست‌های کبود او نشان داده می‌شود. فعالان حقوق بشر پیشتر خبر داده بودند که کشته شدن پیمان گلوانی دو هفته پس از بازداشت، بر اثر شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه بوده است.

@collective98
ورود نیروهای شبه‌نظامی خارجی به دانشگاه تحت عنوان "دانشجو"

◽️در تاریخ ۱۸ تیر ۱۴۰۲، مقارن با ۱۸ تیر خونین سال ۷۸، حسین موسوی بخاتی معاون تعلیم و تربیت حشدالشعبی اعلام کرد طی توافقی با دانشگاه‌های ایران از جمله دانشگاه تهران، نیروهای این گروه تحت عنوان دانشجو برای تحصیل به ایران اعزام خواهند شد. اظهاراتی که بعدا توسط محمد مقیمی، رئیس دانشگاه تهران تایید شد.

◽️به گفته این مقام حشدالشعبی ۹۵ نفر از اعضای گروه قبلا به ایران اعزام شده‌اند. این نخستین بار نیست که اعضای این گروه به ایران فرستاده می‌شوند. به گزارش خبرگزاری میدان، در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۹۸ هیئتی از "نخبگان" حشدالشعبی از موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران بازدید کردند و به تبادل تجربه و دانش در زمینه "جنبش‌های اجتماعی به وجود آمده توسط آمریکا و متحدان منطقه‌ای" پرداختند.

◽️این خبر در حالی اعلام شد که حدود یک هفته پیش، دکتر محمد مرندی به دلیل آنچه اعتراض به "مدرک‌فروشی و بی‌اعتبارسازی دانشگاه تهران" عنوان شده بود، از سمت معاونت بین‌الملل دانشگاه تهران کنار گذاشته شد و دکتر الهام امین‌زاده جای او را گرفت. خانم امین‌زاده سه روز پیش اعلام کرد اصلاح فرایندی در معاونت بین‌الملل دانشگاه تهران جهت رسیدگی ویژه به امور پذیرش متقاضیان تحصیل از کشورهای مختلف به ویژه کشور عراق آغاز شده است.

◽️حشدالشعبی مجموعه‌ای از گروه‌های شبه‌نظامی تحت حمایت جمهوری اسلامی در عراق است که در ابتدا برای مقابله با داعش تاسیس شد. برخی از اعضای این گروه نظیر کتائب حزب‌الله و عصائب اهل الحق توسط آمریکا، ژاپن و امارات متحده عربی در لیست گروه‌های تروریستی قرار دارند.

◽️این خبر درحالی منتشر شده که بسیاری از دانشجویان در احکامی ناعادلانه، ممنوع الورود و تعلیق شده‌اند و از مسلم‌ترین حقوقشان محروم گشته‌اند. حضور شبه‌نظامیان در دانشگاه به معنی دخالت و نفوذ بیشتر نیروهای امنیتی در امور دانشجویان و اساتید است.


#دانشگاه_تهران
@senfi_uni_iran
@collective98
🚩 عملیات نظامی-تخریبی جمهوری اسلامی علیه زیست بوم زاگرس

🔻 صدها هکتار از جنگل‌های بلوط زاگروس را به آتش کشیده و هزاران جاندار، از کبک و کبوتر و لاکپشت گرفته تا روباه و خزنده و گزنده را قربانی بداندیشیِ خود کرده است.
این منطقه جغرافیایی که از اشنویه تا ایلام را در برمی‌گیرد دقیقا کجاست و چرا سپاه پاسداران در کوه و کوی آن تمام قهرِ خود را به کار بسته است؟!

🔻چند ماه قبل را به خاطر بیاوریم!
مهاباد، بوکان، اشنویه، جوانرود، پاوه، سنندج، مریوان، دیواندره، دهگلان، کرمانشاه، دهلران، آبدانان، سقز، روانسر و کامیاران و ... را؛ زمانی که این اسامی شعله‌ی انقلاب #زن_زندگی_آزادی را گرم و نور امید را در دل‌های ما روشن نگاه داشته بودند؛ شهرهایی که فرزند سخاوت زاگروس بودند و چون زاگروس سبز و سربلند.
در بخشی از رمان «ژان»، به قلم پیمان یاریان، آمده است که در جنگ جهانی اول روس‌ها برای انتقام از مقاومت قهرمانانه کُردها در مقابله حمله آن‌ها، جنگل‌های بلوط را به آتش می‌کشیدند و سربازان روس هنگام بلعیده شدن زاگروس توسط شعله‌های آتش، در گوشه‌ای لم داده و مستانه آواز سر می‌دادند. دور از ذهن نیست که سپاه پاسداران، این دشمن بدسرشت داخلی هم مانند آن دشمن بدخواه خارجی بخواهد از این منطقه‌ انتقام بگیرد؛

🔻اما سوال این‌جاست که چه بر سرِ ما آمد که جمهوری اسلامی توانست اذهان‌مان را چنان منحرف کند که از این شبیخون محیط زیستی نگوئیم و ننویسیم؟! آیا این‌بار این ما نیستیم که چونان آن سربازان روسی در گوشه‌ای لم داده و اینبار نه مست، که مسخ به نظاره نشسته‌ایم؟!

برگرفته از اینستاگرام سوران منصورنیا

@collective98
🚩 گزارش از مهاباد

کولبرنیوز

مردم مهاباد، علی‌رغم فضای شدید امنیتی در این شهر در سطح گسترده‌ای در مراسم خاکسپاری پیمان گلوانی شرکت کردند و شعارهای ضد حکومتی سر دادند. پیمان گلوانی ١۴ روز پس از بازداشت و زیر “شکنجه نیروهای امنیتی” در زندان ارومیه جان باخت. او ۲۴ سال سن داشت. پیمان چهارم تیرماه سال جاری، توسط نیروهای امنیتی در مهاباد با “خشونت” بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد و ۱۸ تیر در نتیجه شکنجه‌های هولناک جلادان جانباخت. دلیل تراشی‌های نخ‌نمای کاربدستان فاسد جمهوری برای توجیه مرگ آن جوان مبارز مثل همیشه بر خشم و نفرت مردم مبارز و خانواده پیمان از این حکومت شکنجه و اعدام افزود.

این خشم و نفرت در دو فرصت خود را نشان داد. ابتدا ماموران به دستور آمران شکنجه از پس دادن پیکر پیمان خودداری می‌کردند. با پخش خبر آن جنایت و خودداری ماموران از پس دادن جنازه به خانواده، در شهر شمار زیادی از مردم، که هر دم بر تعدادشان افزوده می‌شد، اعتراض‌کنان بر در غسالخانه حاضر شدند. آن‌ها و اعضای خانواده خشمگین و داغدار تمام تهدیدهای ماموران را به سُخره گرفتند و آن‌ها را ناچار کردند تا پیکر فرزند مقاومشان را به آن‌ها پس بدهند. قاتلان دلیل‌های کهنه و نخ‌نما دال بر عدم تندرستی پیمان به عنوان عامل مرگ را ارائه می‌کردند. اما خواهرش که ٢٠ دقیقه برادرش را در آخرین دقایق زندگی در بیمارستان دیده بود از وجود آثار شکنجه بر روی جسم او خبر داده، اما از روحیه عالی او سخن گفته بود. پیمان در آخرین لحظه‌های حیات به همسرش، که هفت ماه پیش با هم ازدواج کرده بودند، پیام داده بود که نگران نباشد و او برخواهد گشت. در حالی‌که مقامات فاسد قضایی شهر بر مرتبط کردن جانباختن پیمان به دلیل مریضی پای می‌فشردند. اعضای خانواده صریحاً اعلام کردند که فرزند برومندشان به هنگام دستگیری در سلامت کامل بوده و در نتیجه شکنجه‌های ددمنشانه جان خود را از دست داده است. آن‌ها به آن ترتیب توی دهان ژاژخای مقامات زدند و نیز از به خاکسپاری آن فرزند دلاورشان در سکوت خودداری نمودند.

پیکر پیمان گلوانی در روز ١٩ تیرماه با حضور تعداد زیادی از مردم مبارز مهاباد و در میان شعارها و اظهار نظرهای سیاسی و رادیکال در آرامستان بداق سلطان شهر به خاک سپرده شد. مبارزین در همان شب در نقاط دیگری از شهر گردهمایی‌های اعتراضی را سازمان داده و علیه کلیت جمهوری اسلامی شعار دادند.

جاوید نام پیمان گلوانی دومین نفری بود که در هفته اخیر به دلیل “شکنجه” در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه جان خود را از دست داده است. موسی اسماعیلی نیز ١٧ تیرماه (هشتم جولای) به دلیل شکنجه در اداره اطلاعات ارومیه جان باخت. او نیز هم‌چون پیمان به اتهام «همکاری و عضویت در احزاب مخالف جمهوری اسلامی» بازداشت شده بود و پس از تحمل ۶٢ روز شکنجه جانش را از دست داد. با این‌که ماموران برگزاری هر تجمع و مجلس یادبودی برای زنده‌یاد موسی اسماعیلی را قدغن کرده بودند، اما خانواده در یکی از مساجد پسوه مراسم را برگزار کرده و تعداد چشمگیری از مردم در آن شرکت کردند.

موسی اسماعیلی ۳۵ ساله اهل روستای «پسوه» از توابع پیرانشهر، متاهل و دارای دو فرزند شش ماهه و شش ساله بود. او تا قبل از بازداشت به‌همراه پدرش به کشاورزی و دامداری در روستای پسوه اشتغال داشت.

زندان و شکنجه از پایه‌های شکل‌گیری جمهوری اسلامی و عامل بقای آنست. جانباختن زندانیان سیاسی در زیر شکنجه در زندان‌های این رژیم سابقه‌ای طولانی دارد، اما بعد از خیزش انقلابی سراسری اخیر، یعنی انقلاب ژینا، نام زندان اطلاعات ارومیه در این زمینه به رسوایی و ددمنشی بیشتر بر سر زبان‌ها افتاده است.
آنچه که امروز در رژیم جمهوری اسلامی شاهد آن هستیم بهترین گواه بر این است که برای مدتی می‌توان با سرنیزه حکومت کرد، اما نمی‌توان برای مدتی طولانی بر روی آن نشست. جانباختن زندانیان سیاسی، نظیر پیمان گلوانی و موسی اسماعیلی در زیر شکنجه در زندان‌های جمهوری و از جمله در زندان اورمیه نشانه آشکار مقاومت فرزندان دلیر این مردم در برابر ددمنشی‌های رژیم رو به سرنگونی جمهوری اسلامی است.

@kolbarnews
@collective98
احمدرضا احمدی (۱۳۱۹-۱۴۰۲)، شاعر، نویسنده، مترجم، پژوهشگر‌، نقاش، سینماگر و از اعضای موسس کانون نویسندگان ایران، در سن هشتادوسه‌ سالگی در تهران درگذشت.

نخستین مجموعه‌ی شعر او «طرح»، که در آن دوران مجموعه‌ای نوگرا به شمار می‌آمد، در سال ۱۳۴۰ با استقبال گسترده‌ی مخاطبان و منتقدان روبه‌رو شد و او را در جایگاه بنیاد‌گذار شعر موج نو ایران قرار داد.

گروه طرفه که سال ۱۳۴۳ به همت او، بهرام بیضایی، محمدعلی سپانلو، اکبر رادی، مهرداد صمدی، اسماعیل نوری‌علا، نادر ابراهیمی، جعفر کوش‌آبادی، مریم جزایری، جمیله دبیری و چند تن دیگر شکل گرفت از نخستین جرگه‌هایی بود که به شناخت و تبیین مبانی هنر مدرن پرداخت.

احمدرضا احمدی از اعضای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. مجموعه‌‌های «ردیف موسیقی ایرانی»، «زندگی و آثار موسیقی‌دانان ایران و جهان» و «صدای شاعر» که معرفی شعر معاصر و شعر قدیم فارسی است با تدوین و به سرپرستی او در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فراهم آمده‌‌‌اند.

احمدرضا احمدی از برجسته‌ترین شاعران معاصر بود که تاثیر به‌سزایی بر شاعران و هنرمندان هم‌دوره و نسل‌های پس از خود گذاشته است. او که عمری را به کار فرهنگ و هنر صرف کرد در سال‌های طولانی حضور و فعالیتش، پرداختن به کار ادبی و هنری خود را بر دیگر ظرفیت‌های هنر در بازتاب دغدغه‌های سیاسی‌ـ‌اجتماعی ترجیح داد.

از آثار او می‌توان به: قافیه در باد گم می‌شود، هزار پله به دریا مانده است، من فقط اسب سفید را گریستم، آپارتمان دریا، روبان قرمز، عاشقانه‌های حافظ، بر دیوار کافه، مسافرخانه بندر بارانداز و چندین مجموعه شعر و ده‌ها مقاله و نقد و بررسی، اشاره کرد.

کانون نویسندگان ایران درگذشت احمدرضا احمدی را به خانواده، دوستان او و جامعه‌ی فرهنگی مستقل کشور تسلیت می‌گوید.

یادش گرامی باد!

کانون نویسندگان ایران

۲۱ تیرماه ۱۴۰۲


@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 شرایط طاقت فرسای کاری کارگران عسلویه در گرمای شدید تابستان

"اینجا عسلویه است، ساعت هفت صبح... شما زیر کولر هم تعطیلتون کردن ولی اینجا تو عسلویه کارگرا باید از پنج صبح تا هفت شب تو این شرایط سخت و این گرما کار کنن...این همه تبعیض چرا واقعا؟... بخدا اینجا روزی صدبار می‌میریم"

عسلویه جهنم کارگران و بهشت سرمایه داران است!
دوزخی است که صاحبان سرمایه و رانتخوارانش برای غارت بیشتر سفره انقلاب راه انداخته اند، بدون اینکه کوچکترین اهمیتی به سلامتی و جان کارگران بدهند. نمی‌توان زیر لوای دیکتاتوری جمهوری اسلامی کار کرد و سرشار از نفرت از آن نشد.

@collective98