🚩 پلیس یونان در سپیده دم امروز ۵ ژوئیه ۲۰۲۳، به طرز وحشیانه ای به کمپ پناهندگان کرد لاوریو در نزدیکی آتن به منظور تخلیه این کمپ، حمله کرده است.
در این کمپ فعالین سیاسی کورد از کشورهای مختلف با خانواده هایشان زندگی می کنند و از این محیط امن سیاسی-اجتماعی با امکانات حداقلی قبل از رفتن به کشورهای دیگر، گاهی برای چند ماه و گاهی برای چند سال، زندگی می کنند. تعدادی از کشانی که امروز به آنها در این کمپ حمله شده، زندانیان سیاسی ترکیه و ایران اند که که پس از سالها شکنجه تصمیم به ترک کشور کرده اند یا نیروهای مخالف داعش اند که از جنگ سوریه گریخته اند.
واقعیت تلخ، که باز هم خبر از ریاکاری سیاست مردان در قدرت اروپایی میدهد، این است که شهرداری لاوریو به این اخراج رای داده تا به کمپ را به نفع یک پروژه سودآور مالی تغییر کاربری بدهد، هرچند فشار ترکیه و لابی کشورهای اروپایی نیز در این تصمیم سهیم بوده اند.
ما همبستگی صمیمانه خود را با ساکنین کمپ که مکانی از امید و مقاومت ساخته اند، ابراز می کنیم.
در لاوریو و به واقع در همه جا، با رشد راستگرایی منطقه ای و جهانی، کردها به همبستگی فراملی قوی تری نیاز دارند.
@collective98
در این کمپ فعالین سیاسی کورد از کشورهای مختلف با خانواده هایشان زندگی می کنند و از این محیط امن سیاسی-اجتماعی با امکانات حداقلی قبل از رفتن به کشورهای دیگر، گاهی برای چند ماه و گاهی برای چند سال، زندگی می کنند. تعدادی از کشانی که امروز به آنها در این کمپ حمله شده، زندانیان سیاسی ترکیه و ایران اند که که پس از سالها شکنجه تصمیم به ترک کشور کرده اند یا نیروهای مخالف داعش اند که از جنگ سوریه گریخته اند.
واقعیت تلخ، که باز هم خبر از ریاکاری سیاست مردان در قدرت اروپایی میدهد، این است که شهرداری لاوریو به این اخراج رای داده تا به کمپ را به نفع یک پروژه سودآور مالی تغییر کاربری بدهد، هرچند فشار ترکیه و لابی کشورهای اروپایی نیز در این تصمیم سهیم بوده اند.
ما همبستگی صمیمانه خود را با ساکنین کمپ که مکانی از امید و مقاومت ساخته اند، ابراز می کنیم.
در لاوریو و به واقع در همه جا، با رشد راستگرایی منطقه ای و جهانی، کردها به همبستگی فراملی قوی تری نیاز دارند.
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 دادخواهی مادر #عباس_دریس
مادر عباس دریس، محکوم به اعدام، که حکمش به تایید دیوان عالی کشور رسیده است، با اعلام بیگناهی فرزندش خواهان لغو حکم اعدامش شد. عباس دریس دسفروشی است که از شاهدان کشتار نیزار ماهشهر در آبان ۹۸ بوده و به دنبال اعتراضات، سالها در زندان به سر برده و در جریان وحشت و فشارهای ناشی از بازداشت، همسرش فوت نموده است. مادر رنجدیده و محرومش هم اکنون سرپرستی سه کودک بیگناه او را نیز به دوش می کشد و دادخواه عباس است.
#اعدام_نکنید
#عباس_دریس
#کشتار_نیزار_ماهشهر
@GEtehadbazneshastegan
@collective98
مادر عباس دریس، محکوم به اعدام، که حکمش به تایید دیوان عالی کشور رسیده است، با اعلام بیگناهی فرزندش خواهان لغو حکم اعدامش شد. عباس دریس دسفروشی است که از شاهدان کشتار نیزار ماهشهر در آبان ۹۸ بوده و به دنبال اعتراضات، سالها در زندان به سر برده و در جریان وحشت و فشارهای ناشی از بازداشت، همسرش فوت نموده است. مادر رنجدیده و محرومش هم اکنون سرپرستی سه کودک بیگناه او را نیز به دوش می کشد و دادخواه عباس است.
#اعدام_نکنید
#عباس_دریس
#کشتار_نیزار_ماهشهر
@GEtehadbazneshastegan
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 اعتراض و مقاومت یک دختر نوجوان در تقابل با نیروهای حکومت با شعار «زن زندگی آزادی» در استان چهار محال بختياری.
در این ویدیو میبینیم که موتورسوراها تحسین اش می کنند و بعد فراري اش میدهند، مصداقی از یک همبستگی زیبای مردمی با زنان معترض، زنانی که تکثیر می شوند و راه زنان شجاع پیش از خود را ادامه میدهند!
@collective98
در این ویدیو میبینیم که موتورسوراها تحسین اش می کنند و بعد فراري اش میدهند، مصداقی از یک همبستگی زیبای مردمی با زنان معترض، زنانی که تکثیر می شوند و راه زنان شجاع پیش از خود را ادامه میدهند!
@collective98
در اذان صبح شان دو کارگر بی گناه افغانستانی #محمد_رامز_رشیدی و #سیدنعیم_هاشم_قتالی را به دار آویخنند تا بتوانند رژیم مستاصل خود را نجات دهند!
جرم محمد و نعیم در نزد رژیم ستم و استثمار جمهوری اسلامی، افغانستانی و کارگر بودن، بود. جرم شان پناه آوردن به ایران تحت حاکمیت رژیم دار بود که نسبت به جمعیت رتبه اول اعدام را در سراسر جهان از آن خود کرده است. جرم شان فرار از دست طالبان کابل و «زندگی» تحت طالبان تهران بود.
همه می دانند که حمله به #شاهچراغ در بحبوحه #خیزش_ژینا کار خود جمهوری اسلامی بود و برای منحرف کردن مبارزات مردم انجام پذیرفت. اما این دو کارگر را اعدام کردند تا بتوانند از یک طرف به خیال خام خود، رعب و وحشت در جامعه ایجاد کنند و از طرف دیگر روی جنایت خود در شاهچراغ را بپوشانند.
#فراموش_نمیکنیم_و_نمیبخشیم
#قیام_علیه_اعدام
#مرگ_بر_طالبان_چه_کابل_چه_تهران
#نه_به_نژاد_پرستی
#نه_به_مهاجر_ستیزی
#کارگران_افغانستانی
#جهانی_بدون_مرز
#جمهوری_اعدام
#جهانی_بدون_ستم
@kaarzaar
@collective98
جرم محمد و نعیم در نزد رژیم ستم و استثمار جمهوری اسلامی، افغانستانی و کارگر بودن، بود. جرم شان پناه آوردن به ایران تحت حاکمیت رژیم دار بود که نسبت به جمعیت رتبه اول اعدام را در سراسر جهان از آن خود کرده است. جرم شان فرار از دست طالبان کابل و «زندگی» تحت طالبان تهران بود.
همه می دانند که حمله به #شاهچراغ در بحبوحه #خیزش_ژینا کار خود جمهوری اسلامی بود و برای منحرف کردن مبارزات مردم انجام پذیرفت. اما این دو کارگر را اعدام کردند تا بتوانند از یک طرف به خیال خام خود، رعب و وحشت در جامعه ایجاد کنند و از طرف دیگر روی جنایت خود در شاهچراغ را بپوشانند.
#فراموش_نمیکنیم_و_نمیبخشیم
#قیام_علیه_اعدام
#مرگ_بر_طالبان_چه_کابل_چه_تهران
#نه_به_نژاد_پرستی
#نه_به_مهاجر_ستیزی
#کارگران_افغانستانی
#جهانی_بدون_مرز
#جمهوری_اعدام
#جهانی_بدون_ستم
@kaarzaar
@collective98
بنا به اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان در تاریخ ۱۶ تیر ۱۴۰۲ یک دختر ۱۵ ساله به نام زیلان ایوز توسط پدرش در روستای «زیوه» شهرستان پیرانشهر استان آذربایجانغربی به قتل رسیده است.
عبدالسلام ایوز، پدر زیلان پس از ضرب و شتم شدید دخترش، او را با شلیک دو گلوله به قتل رسانده است. وی بعد از ارتکاب قتل خود را به نیروی انتظامی تحویل داده است.
عبدالسلام ایوز سابقه اعمال خشونت کلامی و فیزیکی نسبت به اعضای خانواده خود را داشته است و از سالها قبل زیلان را از ادامه تحصیل محروم کرده بود.
زیلان هفتمین زنی است که از ابتدای سال جاری در کردستان از سوی اعضای خانواده خود کشته شده است.
#علیه_زن_کشی
#ژن_ژیان_ئازادی
@KurdistanHRN
@collective98
عبدالسلام ایوز، پدر زیلان پس از ضرب و شتم شدید دخترش، او را با شلیک دو گلوله به قتل رسانده است. وی بعد از ارتکاب قتل خود را به نیروی انتظامی تحویل داده است.
عبدالسلام ایوز سابقه اعمال خشونت کلامی و فیزیکی نسبت به اعضای خانواده خود را داشته است و از سالها قبل زیلان را از ادامه تحصیل محروم کرده بود.
زیلان هفتمین زنی است که از ابتدای سال جاری در کردستان از سوی اعضای خانواده خود کشته شده است.
#علیه_زن_کشی
#ژن_ژیان_ئازادی
@KurdistanHRN
@collective98
🚩 پرده ای دیگر از خشونت پلیس فرانسه در ممانعت از برگزاری تظاهرات برای آداما در هفتمین سالگرد قتل او توسط پلیس
🔻آداما تائوره، جوان سیاه پوستی ۲۴ ساله ای بود که در سال ۲۰۱۶ پس از بازداشت (بدون ارتکاب جرم) در شرایطی مشابه قتل جورج فلوید از سوی نیروهای ژاندارمری فرانسه در حومه پاریس کشته شد. مرگ او حدود دو ساعت پس از دستگیری در شهر «بومونسوراواز» فرانسه و پس از تعقیب و گریزی میان او و نیروهای ژاندارمری روی داد. خانواده او اصرار دارند علت مرگ، کوبیدن او بر زمین و فشار بر بدنش توسط ژاندارمها بوده است، ضمن اینکه در اولین شهادت خود در سال ۲۰۱۶ ژاندارم های متهم اعلام کرده بودند «ما برای دستگیری او از زور لازم استفاده کردیم، ولی او وزن همه ما را متحمل شد.» با این حال پلیس ها تبرئه شدند.
🔻تا کنون شش کارشناسی با نتایج ضد و نقیض درباره علت مرگ آداما ترائوره ارائه شده که نتیجه ای برای دادخواهی نداشته و هیچ کس بخاطر مرگ او محکوم نشده. در گزارش آخر، پزشکان کارشناس به احتمال مرگ به علت «ورم ریوی» اشاره کردهاند و در واقع سیستم قضایی از پلیس فرانسه علنا محافظت و پشتیبانی کرده است. هیچ شاهد یا تصویر ویدئویی (بر خلاف قتل اخیر نائل) در این باره منتشر نشده است و تنها شهادت سه ژاندارمی که او را دستگیر کردند و کارشناسیهای پزشکی مبنای قضاوت بوده است. از آنجا که نهاد قضایی نتوانسته بدون سوگیری به پرونده بپردازد و گامی برای احقاق عدالت برداردو خانواده ی آداما عدالت را همواره در خیابان و با ایجاد همبستگی با نیروهای سیاسی مترقی موجود دنبال کرده اند.
🔻خانواده ی دادخواه او از سال ۲۰۱۶ تا کنون گروهی با عنوان «عدالت برای آداما» تشکیل داده اند که در موقعیت های مختلف برای اعتراض به خشونت پلیسی و نژادپرستی به خیابان می آیند. این گروه پیوند دینامیکی با خانواده های دیگر قربانیان خشونت پلیسی در فرانسه و حتی با گروههای چپ رادیکال و فعالین سیاسی کشور دارند و در سالهای اخیر توانسته اند تظاهرات های بزرگی برگزار کنند. حتی در یکی از این تظاهرات ها گروه معروفی از راست افراطی که در سطح اروپا فعال است با پارچه نوشته ای نژادپرستانه و بسیار بزرگ سعی کرد تظاهرات را بر هم بریزد اما با فشار مردم از تظاهرات اخراج شدند.
🔻امروز سالگرد قتل آداماست اما فرمانداری پاریس تجمع به یاد آداما تائوره در دپارتمان وال-دوآز در شمال پاریس در محل زندگی او و جایی که کشته شده را ممنوع اعلام کرد. پلیس این تجمع را که بعد از قتل او هر سال با حضور پرشمار مردم برگزار شده، «مخل نظم عمومی» خوانده و آن را ممنوع اعلام کردند. پلیس فرانسه حتی اجازه راهپیمایی به خانواده ی آداما در میدان جمهوری پاریس را نیز نداده است. با این حال خانواده آداما و به ویژه خواهر او که به نماد دادخواهی و مبارزه علیه خشونت پلیسی در فرانسه بدل شده، با فراخوانی تصویری اعلام کرد که تظاهرات را در میدان جمهوری پاریس علی رغم ممنوعیت پلیس برگزار می کنند و مردم هم به آنها پیوستند.
🔻تصاویری که میبینید، برخورد حشونت آمیز پلیس با تظاهرکنندگان است:
در یکی از این ویدیوها میبینیم که برادر آداما به طرز وحشیانه ای توسط پلیس دستگیر می شود. برادران آداما سالهاست به علت دادخواهی قتل برادرشان تحت فشارهای امنیتی و قضایی پلیس فرانسه اند و حتی مدت زیادی را به همین دلیل با احکامی ناعدالانه و سیاسی در زندان گذراندند.
در ویدیوی دیگر مردی را میبینیم که تنها بخاطر پوشیدن تیشرتی که روی آن نوشته شده «عدالت برای آداما» مبلغ ۱۳۵ یورو جریمه نقدی می شود! این چهره واقعی امروز فرانسه است که به عنوان مهد دموکراسی شناخته شده!
در ویدیوی سوم هم مردم یکصدا فریاد میزنند: «همه از پلیس متنفرند»، شعاری که به یکی از شعارهای اصلی تمام تظاهرات های فرانسه در سالهای اخیر بدل شده.
🔻در طی سه هفته اخیر دست کم سه نفر توسط پلیس فرانسه کشته شده اند که خبرسازترین آنها قتل نائل نوجوان ۱۷ ساله فرانسوی الجزایری بود که انتشار تصاویر ویدیویی حادثه موجب شد پلیس نتواند همچون قتل های دیگر به راحتی بر آن سرپوش بگذارد و همزمان بر خشم مردم افزود و بیش از پیش ضرورت اعتراض علیه «خشونت و نژادپرستی پلیس» در این کشور را نشان داد. خانواده های کشته شدگان همراه با مردم خشمگین به اشکال مختلف اعتراض خود را نشان داده اند اما واکنش پلیس فرانسه همواره سرکوب بوده و تنها در جریان ناآرامیهای اخیر پلیس حدود ۴۰۰۰ نفر را بازداشت کرده است.
راهپیمایی «عزا و خشم»امروز در چند شهر دیگر فرانسه نیز برگزار شده است.
🔻شعارهای اصلی تظاهرات:
« Zyed, Bouna, Théo et Adama, on oublie pas, on pardonne pas »:
زیاد، بونا، تئو و آداما (چهار قربانی قتل پلیسی)، نه میبخشیم نه فراموش می کنیم.
عدالت برای آداما
عدالت برای نائل
عدالت نباشد، صلحی نخواهد بود!
حتی #دادخواهی هم فراملی است
@collective98
🔻آداما تائوره، جوان سیاه پوستی ۲۴ ساله ای بود که در سال ۲۰۱۶ پس از بازداشت (بدون ارتکاب جرم) در شرایطی مشابه قتل جورج فلوید از سوی نیروهای ژاندارمری فرانسه در حومه پاریس کشته شد. مرگ او حدود دو ساعت پس از دستگیری در شهر «بومونسوراواز» فرانسه و پس از تعقیب و گریزی میان او و نیروهای ژاندارمری روی داد. خانواده او اصرار دارند علت مرگ، کوبیدن او بر زمین و فشار بر بدنش توسط ژاندارمها بوده است، ضمن اینکه در اولین شهادت خود در سال ۲۰۱۶ ژاندارم های متهم اعلام کرده بودند «ما برای دستگیری او از زور لازم استفاده کردیم، ولی او وزن همه ما را متحمل شد.» با این حال پلیس ها تبرئه شدند.
🔻تا کنون شش کارشناسی با نتایج ضد و نقیض درباره علت مرگ آداما ترائوره ارائه شده که نتیجه ای برای دادخواهی نداشته و هیچ کس بخاطر مرگ او محکوم نشده. در گزارش آخر، پزشکان کارشناس به احتمال مرگ به علت «ورم ریوی» اشاره کردهاند و در واقع سیستم قضایی از پلیس فرانسه علنا محافظت و پشتیبانی کرده است. هیچ شاهد یا تصویر ویدئویی (بر خلاف قتل اخیر نائل) در این باره منتشر نشده است و تنها شهادت سه ژاندارمی که او را دستگیر کردند و کارشناسیهای پزشکی مبنای قضاوت بوده است. از آنجا که نهاد قضایی نتوانسته بدون سوگیری به پرونده بپردازد و گامی برای احقاق عدالت برداردو خانواده ی آداما عدالت را همواره در خیابان و با ایجاد همبستگی با نیروهای سیاسی مترقی موجود دنبال کرده اند.
🔻خانواده ی دادخواه او از سال ۲۰۱۶ تا کنون گروهی با عنوان «عدالت برای آداما» تشکیل داده اند که در موقعیت های مختلف برای اعتراض به خشونت پلیسی و نژادپرستی به خیابان می آیند. این گروه پیوند دینامیکی با خانواده های دیگر قربانیان خشونت پلیسی در فرانسه و حتی با گروههای چپ رادیکال و فعالین سیاسی کشور دارند و در سالهای اخیر توانسته اند تظاهرات های بزرگی برگزار کنند. حتی در یکی از این تظاهرات ها گروه معروفی از راست افراطی که در سطح اروپا فعال است با پارچه نوشته ای نژادپرستانه و بسیار بزرگ سعی کرد تظاهرات را بر هم بریزد اما با فشار مردم از تظاهرات اخراج شدند.
🔻امروز سالگرد قتل آداماست اما فرمانداری پاریس تجمع به یاد آداما تائوره در دپارتمان وال-دوآز در شمال پاریس در محل زندگی او و جایی که کشته شده را ممنوع اعلام کرد. پلیس این تجمع را که بعد از قتل او هر سال با حضور پرشمار مردم برگزار شده، «مخل نظم عمومی» خوانده و آن را ممنوع اعلام کردند. پلیس فرانسه حتی اجازه راهپیمایی به خانواده ی آداما در میدان جمهوری پاریس را نیز نداده است. با این حال خانواده آداما و به ویژه خواهر او که به نماد دادخواهی و مبارزه علیه خشونت پلیسی در فرانسه بدل شده، با فراخوانی تصویری اعلام کرد که تظاهرات را در میدان جمهوری پاریس علی رغم ممنوعیت پلیس برگزار می کنند و مردم هم به آنها پیوستند.
🔻تصاویری که میبینید، برخورد حشونت آمیز پلیس با تظاهرکنندگان است:
در یکی از این ویدیوها میبینیم که برادر آداما به طرز وحشیانه ای توسط پلیس دستگیر می شود. برادران آداما سالهاست به علت دادخواهی قتل برادرشان تحت فشارهای امنیتی و قضایی پلیس فرانسه اند و حتی مدت زیادی را به همین دلیل با احکامی ناعدالانه و سیاسی در زندان گذراندند.
در ویدیوی دیگر مردی را میبینیم که تنها بخاطر پوشیدن تیشرتی که روی آن نوشته شده «عدالت برای آداما» مبلغ ۱۳۵ یورو جریمه نقدی می شود! این چهره واقعی امروز فرانسه است که به عنوان مهد دموکراسی شناخته شده!
در ویدیوی سوم هم مردم یکصدا فریاد میزنند: «همه از پلیس متنفرند»، شعاری که به یکی از شعارهای اصلی تمام تظاهرات های فرانسه در سالهای اخیر بدل شده.
🔻در طی سه هفته اخیر دست کم سه نفر توسط پلیس فرانسه کشته شده اند که خبرسازترین آنها قتل نائل نوجوان ۱۷ ساله فرانسوی الجزایری بود که انتشار تصاویر ویدیویی حادثه موجب شد پلیس نتواند همچون قتل های دیگر به راحتی بر آن سرپوش بگذارد و همزمان بر خشم مردم افزود و بیش از پیش ضرورت اعتراض علیه «خشونت و نژادپرستی پلیس» در این کشور را نشان داد. خانواده های کشته شدگان همراه با مردم خشمگین به اشکال مختلف اعتراض خود را نشان داده اند اما واکنش پلیس فرانسه همواره سرکوب بوده و تنها در جریان ناآرامیهای اخیر پلیس حدود ۴۰۰۰ نفر را بازداشت کرده است.
راهپیمایی «عزا و خشم»امروز در چند شهر دیگر فرانسه نیز برگزار شده است.
🔻شعارهای اصلی تظاهرات:
« Zyed, Bouna, Théo et Adama, on oublie pas, on pardonne pas »:
زیاد، بونا، تئو و آداما (چهار قربانی قتل پلیسی)، نه میبخشیم نه فراموش می کنیم.
عدالت برای آداما
عدالت برای نائل
عدالت نباشد، صلحی نخواهد بود!
حتی #دادخواهی هم فراملی است
@collective98
دستورکار سیاسی هوش مصنوعی
– سانتیاگو زابالا و کلودیو گالو، ترجمهی خسرو صادقی بروجنی
یادداشت مترجم
نظر مارکس در مورد هوش مصنوعی چیست؟
«در زمان خود مارکس، مفهوم هوش مصنوعی وجود نداشت، اما برخی از نظریههای او میتواند بهعنوان یک نظریهی اولیه در مورد هوش مصنوعی در نظر گرفته شود. مارکس باور داشت که تکنولوژی و صنعت، به نحوی که برای افزایش سود و بهرهوری به کار گرفته میشود، به طور طبیعی سبب افزایش هوشیاری و تخصص کارگران میشود. او همچنین باور داشت که تکنولوژی و صنعت، بهطور طبیعی به سمت یک جامعهی بهتر و بیشتر به حقوق اجتماعی و اقتصادی برای همهی افراد حرکت میکند. در کل، مارکس به دلیل باور در تحولات تاریخی و جامعه شناختی، ممکن است از یک نظریهی هوش مصنوعی پایه رونده باشد».
آنچه خواندید پاسخِ هوش مصنوعی به پرسش ابتدای متن حاضر است. این پاسخ نهتنها دقیق نیست بلکه خطاهایی دارد. با این همه، کم نیستند نقلقولهایی از پاسخهای کاملاً اشتباه و مهملِ هوش مصنوعی که این روزها در فضای مجازی دست به دست میشود: «کتاب بوفکور از کیست؟ کتاب بوفکور نوشتهی نویسندهی پرتغالی خوزه ساماراگو است» یا «شازده احتجاب نوشتهی کیست؟ شازده احتجاب از شاهزادهای به نام عبدالله است که در داستان «شازده کوچولو» نوشتهی آنتوان دو سنت-اگزوپری رخ داده است». و … پاسخ هایی که به ما گوشزد میکنند هنوز خیلی زود است تا فهم و درکمان را بهکل تعطیل و به دست هوش مصنوعی بسپاریم. با این همه همچنان که مارکس در مانیفست هشدار داده بود بورژوازی هالهی مقدس تمامی حرفهها را از بین برده و همهی آنها را به کار مزدی تبدیل میکند، در سایهی هوش مصنوعی بیش از هر زمان دیگری این نگرانی وجود دارد.
بانک سرمایهگذاری گلدمن ساکس در گزارش اخیر خود گفته است هوش مصنوعی میتواند تا ۳۰۰ میلیون شغل تماموقت در جهان را از بین ببرد زیرا بسیاری از این کارها به شکل اتوماتیک انجام خواهد شد. این تعداد معادل است با یکچهارم تمامکاری که انسانها در اروپا و ایالاتمتحده آمریکا انجام میدهند. اما مگر بد است که رؤیای قدیمیِ کاهشِ کار و افزایش فراغت محقق شود؟ آیا میتوان امید داشت همچنان که در پاسخ «هوش مصنوعی» آمد، این فناوری به رفاه و ثروت بیشتر برای مردم جهان منتهی شود؟ یا مثل همیشه، نیروهای تعیینکنندهای مانند مالکیت و بهرهبرداری از هوش مصنوعی به آن جهت مشخصی خواهند داد؟ آیا این قابلیت جدید یک کاربرد خنثی و بیطرف است یا مانند هر پیشرفت فنی و انقلاب فناورانهی دیگر مناسبات اجتماعی موجود را بازتولید میکند؟ چرا نباید به این هوش ِانسانساز اعتماد کنیم و چرا لازم است نگاهی انتقادی به آن داشته باشیم؟ چه ارتباطی میان منطق هوش مصنوعی با نیروی همسانکنندهی بازار وجود دارد و بسیاری از پرسشهای دیگر موضوعاتی است که در مطلب حاضر به طور اجمالی به آن پرداخته شده است.
پایان یادداشت مترجم
همانطور که مارکس زمانی بهدرستی گفت: «آسیاب دستی جامعهی فئودالی را به وجود میآورد و اسب بخار، سرمایهداری صنعتی را». ما در طول تاریخ بارها و بارها دیدهایم که چگونه نوآوری فناوری شیوهی تولید غالب و به همراه آن نوع اقتدار سیاسی موجود در یک جامعه را تعیین میکنند.
بنابراین هوش مصنوعی چه نوع جامعهای به ما تحویل خواهد داد؟ چه کسی بر روی این فناوری جدید سرمایهگذاری خواهد کرد، که نه تنها در حال تبدیل شدن به یک نیروی مولد مسلط در جوامع ما است (درست مانند آسیاب دستی و اسب بخار در زمان خودشان) بلکه همانطور که در اخبار میخوانیم، به نظر میرسد سریعاً از کنترل ما خارج میشود؟
آیا همانطور که به نظر میرسد خیلیها معتقدند هوش مصنوعی میتواند زندگی خود را آغاز کند، و بهتنهایی مسیر تاریخ ما را تعیین کند؟ یا اینکه در نهایت به عنوان یک نوآوری فناورانهی دیگر در خدمت یک دستور کار خاص و به نفع زیرمجموعهی خاصی از انسانها، به پایان میرسد؟
اخیراً نمونههایی از محتوای فراواقعی تولید شده توسط هوش مصنوعی، مانند «مصاحبه» با قهرمان سابق فرمول یک جهان، مایکل شوماخر، که پس از تصادف ویرانگر اسکی در سال ۲۰۱۳، قادر به صحبت با مطبوعات نبوده است، «عکسهایی» که دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا را در حال بازداشت در نیویورک نشان میدهد و مقالات بهظاهر معتبر دانشجویی «نوشته شده» توسط جی.پی.تی.[۱] که یک روبات هوش مصنوعی معروف است نگرانیهای جدی در میان روشنفکران، سیاستمداران و دانشگاهیان در مورد خطرات احتمالی این فناوری جدید برای جوامع ما ایجاد کرده است.
چنین نگرانیهایی باعث شد که استیو وزنیاک،[۲] بنیانگذار اپل، یوشوا بنجیو[۳] از سرآمدانِ هوش مصنوعی و ایلان ماسک مدیر عامل تسلا/توییتر در ماه مارس نامهی سرگشادهای امضا کردند که در آن آزمایشگاههای هوش مصنوعی را به این متهم کردند که «برای توسعه و ایجاد ذهنهای دیجیتالی قدرتمندتر
– سانتیاگو زابالا و کلودیو گالو، ترجمهی خسرو صادقی بروجنی
یادداشت مترجم
نظر مارکس در مورد هوش مصنوعی چیست؟
«در زمان خود مارکس، مفهوم هوش مصنوعی وجود نداشت، اما برخی از نظریههای او میتواند بهعنوان یک نظریهی اولیه در مورد هوش مصنوعی در نظر گرفته شود. مارکس باور داشت که تکنولوژی و صنعت، به نحوی که برای افزایش سود و بهرهوری به کار گرفته میشود، به طور طبیعی سبب افزایش هوشیاری و تخصص کارگران میشود. او همچنین باور داشت که تکنولوژی و صنعت، بهطور طبیعی به سمت یک جامعهی بهتر و بیشتر به حقوق اجتماعی و اقتصادی برای همهی افراد حرکت میکند. در کل، مارکس به دلیل باور در تحولات تاریخی و جامعه شناختی، ممکن است از یک نظریهی هوش مصنوعی پایه رونده باشد».
آنچه خواندید پاسخِ هوش مصنوعی به پرسش ابتدای متن حاضر است. این پاسخ نهتنها دقیق نیست بلکه خطاهایی دارد. با این همه، کم نیستند نقلقولهایی از پاسخهای کاملاً اشتباه و مهملِ هوش مصنوعی که این روزها در فضای مجازی دست به دست میشود: «کتاب بوفکور از کیست؟ کتاب بوفکور نوشتهی نویسندهی پرتغالی خوزه ساماراگو است» یا «شازده احتجاب نوشتهی کیست؟ شازده احتجاب از شاهزادهای به نام عبدالله است که در داستان «شازده کوچولو» نوشتهی آنتوان دو سنت-اگزوپری رخ داده است». و … پاسخ هایی که به ما گوشزد میکنند هنوز خیلی زود است تا فهم و درکمان را بهکل تعطیل و به دست هوش مصنوعی بسپاریم. با این همه همچنان که مارکس در مانیفست هشدار داده بود بورژوازی هالهی مقدس تمامی حرفهها را از بین برده و همهی آنها را به کار مزدی تبدیل میکند، در سایهی هوش مصنوعی بیش از هر زمان دیگری این نگرانی وجود دارد.
بانک سرمایهگذاری گلدمن ساکس در گزارش اخیر خود گفته است هوش مصنوعی میتواند تا ۳۰۰ میلیون شغل تماموقت در جهان را از بین ببرد زیرا بسیاری از این کارها به شکل اتوماتیک انجام خواهد شد. این تعداد معادل است با یکچهارم تمامکاری که انسانها در اروپا و ایالاتمتحده آمریکا انجام میدهند. اما مگر بد است که رؤیای قدیمیِ کاهشِ کار و افزایش فراغت محقق شود؟ آیا میتوان امید داشت همچنان که در پاسخ «هوش مصنوعی» آمد، این فناوری به رفاه و ثروت بیشتر برای مردم جهان منتهی شود؟ یا مثل همیشه، نیروهای تعیینکنندهای مانند مالکیت و بهرهبرداری از هوش مصنوعی به آن جهت مشخصی خواهند داد؟ آیا این قابلیت جدید یک کاربرد خنثی و بیطرف است یا مانند هر پیشرفت فنی و انقلاب فناورانهی دیگر مناسبات اجتماعی موجود را بازتولید میکند؟ چرا نباید به این هوش ِانسانساز اعتماد کنیم و چرا لازم است نگاهی انتقادی به آن داشته باشیم؟ چه ارتباطی میان منطق هوش مصنوعی با نیروی همسانکنندهی بازار وجود دارد و بسیاری از پرسشهای دیگر موضوعاتی است که در مطلب حاضر به طور اجمالی به آن پرداخته شده است.
پایان یادداشت مترجم
همانطور که مارکس زمانی بهدرستی گفت: «آسیاب دستی جامعهی فئودالی را به وجود میآورد و اسب بخار، سرمایهداری صنعتی را». ما در طول تاریخ بارها و بارها دیدهایم که چگونه نوآوری فناوری شیوهی تولید غالب و به همراه آن نوع اقتدار سیاسی موجود در یک جامعه را تعیین میکنند.
بنابراین هوش مصنوعی چه نوع جامعهای به ما تحویل خواهد داد؟ چه کسی بر روی این فناوری جدید سرمایهگذاری خواهد کرد، که نه تنها در حال تبدیل شدن به یک نیروی مولد مسلط در جوامع ما است (درست مانند آسیاب دستی و اسب بخار در زمان خودشان) بلکه همانطور که در اخبار میخوانیم، به نظر میرسد سریعاً از کنترل ما خارج میشود؟
آیا همانطور که به نظر میرسد خیلیها معتقدند هوش مصنوعی میتواند زندگی خود را آغاز کند، و بهتنهایی مسیر تاریخ ما را تعیین کند؟ یا اینکه در نهایت به عنوان یک نوآوری فناورانهی دیگر در خدمت یک دستور کار خاص و به نفع زیرمجموعهی خاصی از انسانها، به پایان میرسد؟
اخیراً نمونههایی از محتوای فراواقعی تولید شده توسط هوش مصنوعی، مانند «مصاحبه» با قهرمان سابق فرمول یک جهان، مایکل شوماخر، که پس از تصادف ویرانگر اسکی در سال ۲۰۱۳، قادر به صحبت با مطبوعات نبوده است، «عکسهایی» که دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا را در حال بازداشت در نیویورک نشان میدهد و مقالات بهظاهر معتبر دانشجویی «نوشته شده» توسط جی.پی.تی.[۱] که یک روبات هوش مصنوعی معروف است نگرانیهای جدی در میان روشنفکران، سیاستمداران و دانشگاهیان در مورد خطرات احتمالی این فناوری جدید برای جوامع ما ایجاد کرده است.
چنین نگرانیهایی باعث شد که استیو وزنیاک،[۲] بنیانگذار اپل، یوشوا بنجیو[۳] از سرآمدانِ هوش مصنوعی و ایلان ماسک مدیر عامل تسلا/توییتر در ماه مارس نامهی سرگشادهای امضا کردند که در آن آزمایشگاههای هوش مصنوعی را به این متهم کردند که «برای توسعه و ایجاد ذهنهای دیجیتالی قدرتمندتر
در رقابت لجام گسیختهای افتادهاند که هیچکس– حتی سازندگان آنها– نمیتواند این مسئله را درک، پیشبینی یا بهطور قابل اعتمادی کنترل کنند» و از توسعهدهندگان هوش مصنوعی خواستند تا به کار خود پایان دهند. اخیراً، جفری هینتون که به عنوان یکی از سه «پدرخواندهی هوش مصنوعی» شناخته میشود، از گوگل خارج شد تا «آزادانه دربارهی خطرات هوش مصنوعی صحبت کند» و گفت که حداقل تا حدی از مشارکت خود دراین زمینه پشیمان است.
ما قبول داریم که هوش مصنوعی- مانند تمام فناوریهای دورانساز- دارای جنبههای منفی و خطرات قابلتوجهی است، اما برخلاف وزنیاک، بنجیو، هینتون و دیگران، معتقد نیستیم که بتواند مسیر تاریخ را به تنهایی، بدون هیچ درونداد[۴] یا اطلاعاتی تعیین کند. ما دغدغهی چنین مسئلهای را نداریم زیرا میدانیم که برنامههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما درست مانند سایر دستگاهها و سیستمهای فناوری، در فناوریهای هوش مصنوعی نیز تعبیه شده است. همانطور که دونا هاراوی[۵] فیلسوف توضیح داد: «فناوری خنثی نیست. ما درون چیزی هستیم که میسازیم، و آن چیز درون ماست».
قبل از توضیح بیشتر در مورد اینکه چرا ما از برعهده گرفتن کارها توسط بهاصطلاح هوش مصنوعی نمیترسیم، باید تعریف کنیم و توضیح دهیم که در واقع هوش مصنوعی- همانطور که اکنون با آن سروکار داریم- چیست. این امر نه فقط به دلیل پیچیدگیهای محصول در دست بلکه به دلیل اسطورهسازی رسانهها از هوش مصنوعی کار چالشبرانگیزی است.
امروز مکرر به مردم میگویند که ما اینجا تقریبا با ماشین هوشمندی سروکار داریم که بهزودی زندگی روزمرهی ما را به همان شکلی در میآورد که در فیلمهای «۲۰۰۱؛ یک اودیسه فضایی»، «بلید رانر» و «ماتریکس» به تصور کشیده شد. این روایت نادرست است. در همان زمان که ما بدون شک در حال ساختن کامپیوترها و ماشینحسابهای توانمندتری هستیم، هیچ نشانهای حاکی از این وجود ندارد که ما ذهن دیجیتالی را ایجاد کردهایم یا بهزودی ایجاد خواهیم کرد که واقعاً از قدرت فکر کردن برخوردار است.
نوام چامسکی (به همراه ایان رابرتز[۶] و جفری واتومول[۷]) اخیراً در مقالهای در نیویورک تایمز استدلال کردند که «ما از علم زبانشناسی و فلسفهی دانش میدانیم که [برنامه های یادگیری ماشینی مانند چت جی.بی.تی] با نحوهی استدلال و استفادهی انسانها از زبان بسیار متفاوت است». چت جی.بی.تی بهرغم پاسخهای متقاعدکنندهای که به سؤالات مختلف انسانها میدهد، «موتور آماری سختگیرانهای برای تطبیق الگو است که صدها ترابایت داده را جمعآوری کرده و محتملترین پاسخ مکالمه یا محتملترین پاسخ به یک سؤال علمی را پیشبینی میکند». با تقلید از مارتین هایدگر فیلسوف آلمانی (و خطر شعلهور شدن دوباره جنگ دیرینهی بین فیلسوفان قارهای و تحلیلی)، میتوانیم این گونه بگوییم: «هوش مصنوعی فکر نمیکند. صرفاً محاسبه میکند»[۸]
فدریکو فاگین،[۹] مخترع اولین ریزپردازندهی تجاری، اینتل اسطورهای ۴۰۰۴، این موضوع را در سال ۲۰۲۲ بهوضوح در کتاب خود با نام «تقلیلناپذیر»[۱۰] توضیح داد: «تمایز واضحی بین «دانش» نمادین ماشین … و دانش معنایی انسان وجود دارد. اولی اطلاعات عینی است که میتواند کپی و به اشتراک گذاشته شود. دومی یک تجربهی ذهنی و خصوصی است که در کیفیت آگاهی انسان رخ میدهد.» به نظر میرسد فاگین با تفسیر جدیدترین نظریههای فیزیک کوانتومی، نتیجهگیری فلسفی به دست آورده است که به طرز عجیبی با نوافلاطونیسم باستان همخوانی دارد- شاهکاری که ممکن است تضمین کند او بهرغم دستاوردهای باورنکردنیاش به عنوان یک مخترع برای همیشه یک نوآور در محافل علمی در نظر گرفته شود.
اما همهی اینها چه معنایی برای آینده ما دارد؟ اگر این اسطورهی اَبَرهوشمند[۱۱] ما واقعاً نتواند «فکر کند» (و بنابراین بهعنوان یک نیروی مستقل ظاهر شود که میتواند مسیر تاریخ بشر را تعیین کند)، دقیقاً چه کسی از آن نفع میبرد و به چه کسی اقتدار سیاسی میدهد؟ به عبارت دیگر، تصمیمات آن بر چه ارزشهایی تکیه خواهد کرد؟
چامسکی و همکارانش سؤالی مشابه از چت جی.بی.تی پرسیدند. هوش مصنوعی به آنها گفت: «من بهعنوان یک هوش مصنوعی، باورهای اخلاقی یا توانایی قضاوت اخلاقی ندارم، بنابراین نمیتوان من را اخلاقی یا غیراخلاقی به شمار آورد. نبود باورهای اخلاقی در من صرفاً نتیجهی طبیعت من به عنوان یک مدل یادگیری ماشینی است»
این بیانات را قبلاً کجا شنیدهایم؟ آیا این به طرز وحشتناکی شبیه به دیدگاه اخلاقی خنثای لیبرالیسم سرسخت نیست؟
ما قبول داریم که هوش مصنوعی- مانند تمام فناوریهای دورانساز- دارای جنبههای منفی و خطرات قابلتوجهی است، اما برخلاف وزنیاک، بنجیو، هینتون و دیگران، معتقد نیستیم که بتواند مسیر تاریخ را به تنهایی، بدون هیچ درونداد[۴] یا اطلاعاتی تعیین کند. ما دغدغهی چنین مسئلهای را نداریم زیرا میدانیم که برنامههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما درست مانند سایر دستگاهها و سیستمهای فناوری، در فناوریهای هوش مصنوعی نیز تعبیه شده است. همانطور که دونا هاراوی[۵] فیلسوف توضیح داد: «فناوری خنثی نیست. ما درون چیزی هستیم که میسازیم، و آن چیز درون ماست».
قبل از توضیح بیشتر در مورد اینکه چرا ما از برعهده گرفتن کارها توسط بهاصطلاح هوش مصنوعی نمیترسیم، باید تعریف کنیم و توضیح دهیم که در واقع هوش مصنوعی- همانطور که اکنون با آن سروکار داریم- چیست. این امر نه فقط به دلیل پیچیدگیهای محصول در دست بلکه به دلیل اسطورهسازی رسانهها از هوش مصنوعی کار چالشبرانگیزی است.
امروز مکرر به مردم میگویند که ما اینجا تقریبا با ماشین هوشمندی سروکار داریم که بهزودی زندگی روزمرهی ما را به همان شکلی در میآورد که در فیلمهای «۲۰۰۱؛ یک اودیسه فضایی»، «بلید رانر» و «ماتریکس» به تصور کشیده شد. این روایت نادرست است. در همان زمان که ما بدون شک در حال ساختن کامپیوترها و ماشینحسابهای توانمندتری هستیم، هیچ نشانهای حاکی از این وجود ندارد که ما ذهن دیجیتالی را ایجاد کردهایم یا بهزودی ایجاد خواهیم کرد که واقعاً از قدرت فکر کردن برخوردار است.
نوام چامسکی (به همراه ایان رابرتز[۶] و جفری واتومول[۷]) اخیراً در مقالهای در نیویورک تایمز استدلال کردند که «ما از علم زبانشناسی و فلسفهی دانش میدانیم که [برنامه های یادگیری ماشینی مانند چت جی.بی.تی] با نحوهی استدلال و استفادهی انسانها از زبان بسیار متفاوت است». چت جی.بی.تی بهرغم پاسخهای متقاعدکنندهای که به سؤالات مختلف انسانها میدهد، «موتور آماری سختگیرانهای برای تطبیق الگو است که صدها ترابایت داده را جمعآوری کرده و محتملترین پاسخ مکالمه یا محتملترین پاسخ به یک سؤال علمی را پیشبینی میکند». با تقلید از مارتین هایدگر فیلسوف آلمانی (و خطر شعلهور شدن دوباره جنگ دیرینهی بین فیلسوفان قارهای و تحلیلی)، میتوانیم این گونه بگوییم: «هوش مصنوعی فکر نمیکند. صرفاً محاسبه میکند»[۸]
فدریکو فاگین،[۹] مخترع اولین ریزپردازندهی تجاری، اینتل اسطورهای ۴۰۰۴، این موضوع را در سال ۲۰۲۲ بهوضوح در کتاب خود با نام «تقلیلناپذیر»[۱۰] توضیح داد: «تمایز واضحی بین «دانش» نمادین ماشین … و دانش معنایی انسان وجود دارد. اولی اطلاعات عینی است که میتواند کپی و به اشتراک گذاشته شود. دومی یک تجربهی ذهنی و خصوصی است که در کیفیت آگاهی انسان رخ میدهد.» به نظر میرسد فاگین با تفسیر جدیدترین نظریههای فیزیک کوانتومی، نتیجهگیری فلسفی به دست آورده است که به طرز عجیبی با نوافلاطونیسم باستان همخوانی دارد- شاهکاری که ممکن است تضمین کند او بهرغم دستاوردهای باورنکردنیاش به عنوان یک مخترع برای همیشه یک نوآور در محافل علمی در نظر گرفته شود.
اما همهی اینها چه معنایی برای آینده ما دارد؟ اگر این اسطورهی اَبَرهوشمند[۱۱] ما واقعاً نتواند «فکر کند» (و بنابراین بهعنوان یک نیروی مستقل ظاهر شود که میتواند مسیر تاریخ بشر را تعیین کند)، دقیقاً چه کسی از آن نفع میبرد و به چه کسی اقتدار سیاسی میدهد؟ به عبارت دیگر، تصمیمات آن بر چه ارزشهایی تکیه خواهد کرد؟
چامسکی و همکارانش سؤالی مشابه از چت جی.بی.تی پرسیدند. هوش مصنوعی به آنها گفت: «من بهعنوان یک هوش مصنوعی، باورهای اخلاقی یا توانایی قضاوت اخلاقی ندارم، بنابراین نمیتوان من را اخلاقی یا غیراخلاقی به شمار آورد. نبود باورهای اخلاقی در من صرفاً نتیجهی طبیعت من به عنوان یک مدل یادگیری ماشینی است»
این بیانات را قبلاً کجا شنیدهایم؟ آیا این به طرز وحشتناکی شبیه به دیدگاه اخلاقی خنثای لیبرالیسم سرسخت نیست؟
لیبرالیسم میخواهد تمام ارزشهای مذهبی، مدنی و سیاسی را که در قرون شانزدهم و هفدهم خظرناک و مخرب به شمار میرفتند محدود به حوزهی خصوصی افراد کند. میخواهد تمام وجوه جامعه در شکل ویژهای از عقلانیت پررمز و راز بازار تنظیم شود.
به نظر میرسد هوش مصنوعی همان شکل تجاری عقلانیت پر رمز و راز را ترویج میکند. حقیقت این است که هوش مصنوعی به عنوان مرحلهی بعدی ِنوآوریِ «کسبوکارهای بزرگ» جهانی در حال ظهور است که مشاغل را از انسان میدزدد و کارگران، پزشکان، وکلای دادگستری، روزنامهنگاران و بسیاری دیگر را بیکار میکند. ارزشهای اخلاقی رباتهای جدید مشابه ارزشهای بازار است. اکنون تصور همهی تحولات احتمالی دشوار است، اما سناریویی ترسناک در حال ظهور است.
دیوید کروگر،[۱۲] استادیار یادگیری ماشینی در دانشگاه کمبریج، اخیراً در «نیو ساینتیست»[۱۳] اظهار داشت: اساساً هر محقق هوش مصنوعی (از جمله خود من) از شرکتهای فناوری بزرگ بودجه دریافت کرده است. با وجود چنین تضاد منافع شدیدی، جامعه در برخی مواقع از اطمینان دوباره به این نوع فناوریها دست میکشد و مانند من به این نتیجه میرسد که نادیده گرفتن مخاطرات هوش مصنوعی، بیش از یک استدلال خوب، نتیجهی خوشخیالی است.
اگر جامعه در مقابل هوش مصنوعی و مروجین آن بایستد، میتواند این نکته را به اثبات برساند که مارکس اشتباه میکند و مانع از آن شود که توسعهی فناوری پیشرو در عصر کنونی تعیین کند که چه کسی دارای اقتدار سیاسی است.
اما به نظر میرسد هوش مصنوعی در حال حاضر جایگاه خود را دارد. و دستورکار سیاسی آن کاملاً با برنامهی سرمایهداری بازار آزاد هماهنگ است که اصول (اعلام نشده) و هدف آن پاره کردن هر شکلی از همبستگی اجتماعی و اجتماع است.
خطر هوش مصنوعی این نیست که بهعنوان یک هوش دیجیتال غیر قابلکنترل میتواند از طریق تصاویر، مقالات، اخبار و تاریخچههای «جعلی» که تولید میکند شعور ما را نسبت به خودمان و واقعیتمان خدشهدار کند. خطر ]واقعی[ این است که به نظر میرسد این اختراع غیر قابلانکار تاریخی تمام تصمیمات و اقدامات خود را بر اساس همان ارزشهای مخرب و خطرناکی بناکرده که سرمایهداری غارتگر را به پیش میبرد.
***
سانتیاگو زابالا
استاد پژوهشی فلسفه در مؤسسهی کاتالان برای تحقیقات و مطالعات پیشرفته وابسته به دانشگاه پومپئو فاربا، کتابهای او عبارتاند از: «بزرگ بودن، آزادی در عصر واقعیتهای بدیل» (۲۰۲۰) و «رک و راست: مانیفستی برای قرن بیستویکم» (به همراه آدرین پار) (۲۰۲۳)، وب سایت: www.santiagozabala.com.
کلودیو گالو
کلودیو گالو سردبیر سابق میز خارجی La Stampa و خبرنگار آن در لندن است. او قبلاً برای AsiaTimes، Enduring America و RT.com مینوشت. علایق اصلی او سیاست خاورمیانه و فلسفهی غرب است.
***
پیوند با متن اصلی: https://www.aljazeera.com/opinions/2023/5/17/what-is-the-political-agenda-of-artificial-intelligence
[۱] GPT
[۲] Steve Wozniak
[۳]Yoshua Bengio
استاد دانشگاه و پژوهشگر هوش مصنوعی از دانشگاه مونترآل (م)
[۴] input
[۵] Donna Haraway
[۶] Ian Roberts
[۷] Jeffrey Watumull
[۸] به باور هایدگر میان اندیشه و هستیِ انسانی پیوند ناگسستنی وجود دارد و اندیشه از طریق عامل انسانی خلق میشود اما دانش تولیدشده توسط ماشین محصول مجموعهای داده و اطلاعات جدا از عامل انسانی است و نمیتواند به سطح تفکر و اندیشه برسد. (م)
[۹] Federico Faggin
[۱۰] Irreducible
[۱۱] Chiron کیرون یا خیرون
یکی از شخصیتهای اساطیری یونان باستان، موجودی افسانهای با بالا تنهی انسان و پایینتنه اسب و با تواناییهای خارقالعاده در دانش و آموختن آن بود. به نظر میرسد منظور نویسندگان از بهکارگیری این اصطلاح اشاره به وجود نیمه انسان- نیمه ماشینِ هوش مصنوعی دارد. (م)
[۱۲]David Krueger
[۱۳] New Scientist
منبع: نقد اقتصاد سیاسی
بازتکثیر کلکتیو۹۸
@collective98
Collective98@riseup.net
به نظر میرسد هوش مصنوعی همان شکل تجاری عقلانیت پر رمز و راز را ترویج میکند. حقیقت این است که هوش مصنوعی به عنوان مرحلهی بعدی ِنوآوریِ «کسبوکارهای بزرگ» جهانی در حال ظهور است که مشاغل را از انسان میدزدد و کارگران، پزشکان، وکلای دادگستری، روزنامهنگاران و بسیاری دیگر را بیکار میکند. ارزشهای اخلاقی رباتهای جدید مشابه ارزشهای بازار است. اکنون تصور همهی تحولات احتمالی دشوار است، اما سناریویی ترسناک در حال ظهور است.
دیوید کروگر،[۱۲] استادیار یادگیری ماشینی در دانشگاه کمبریج، اخیراً در «نیو ساینتیست»[۱۳] اظهار داشت: اساساً هر محقق هوش مصنوعی (از جمله خود من) از شرکتهای فناوری بزرگ بودجه دریافت کرده است. با وجود چنین تضاد منافع شدیدی، جامعه در برخی مواقع از اطمینان دوباره به این نوع فناوریها دست میکشد و مانند من به این نتیجه میرسد که نادیده گرفتن مخاطرات هوش مصنوعی، بیش از یک استدلال خوب، نتیجهی خوشخیالی است.
اگر جامعه در مقابل هوش مصنوعی و مروجین آن بایستد، میتواند این نکته را به اثبات برساند که مارکس اشتباه میکند و مانع از آن شود که توسعهی فناوری پیشرو در عصر کنونی تعیین کند که چه کسی دارای اقتدار سیاسی است.
اما به نظر میرسد هوش مصنوعی در حال حاضر جایگاه خود را دارد. و دستورکار سیاسی آن کاملاً با برنامهی سرمایهداری بازار آزاد هماهنگ است که اصول (اعلام نشده) و هدف آن پاره کردن هر شکلی از همبستگی اجتماعی و اجتماع است.
خطر هوش مصنوعی این نیست که بهعنوان یک هوش دیجیتال غیر قابلکنترل میتواند از طریق تصاویر، مقالات، اخبار و تاریخچههای «جعلی» که تولید میکند شعور ما را نسبت به خودمان و واقعیتمان خدشهدار کند. خطر ]واقعی[ این است که به نظر میرسد این اختراع غیر قابلانکار تاریخی تمام تصمیمات و اقدامات خود را بر اساس همان ارزشهای مخرب و خطرناکی بناکرده که سرمایهداری غارتگر را به پیش میبرد.
***
سانتیاگو زابالا
استاد پژوهشی فلسفه در مؤسسهی کاتالان برای تحقیقات و مطالعات پیشرفته وابسته به دانشگاه پومپئو فاربا، کتابهای او عبارتاند از: «بزرگ بودن، آزادی در عصر واقعیتهای بدیل» (۲۰۲۰) و «رک و راست: مانیفستی برای قرن بیستویکم» (به همراه آدرین پار) (۲۰۲۳)، وب سایت: www.santiagozabala.com.
کلودیو گالو
کلودیو گالو سردبیر سابق میز خارجی La Stampa و خبرنگار آن در لندن است. او قبلاً برای AsiaTimes، Enduring America و RT.com مینوشت. علایق اصلی او سیاست خاورمیانه و فلسفهی غرب است.
***
پیوند با متن اصلی: https://www.aljazeera.com/opinions/2023/5/17/what-is-the-political-agenda-of-artificial-intelligence
[۱] GPT
[۲] Steve Wozniak
[۳]Yoshua Bengio
استاد دانشگاه و پژوهشگر هوش مصنوعی از دانشگاه مونترآل (م)
[۴] input
[۵] Donna Haraway
[۶] Ian Roberts
[۷] Jeffrey Watumull
[۸] به باور هایدگر میان اندیشه و هستیِ انسانی پیوند ناگسستنی وجود دارد و اندیشه از طریق عامل انسانی خلق میشود اما دانش تولیدشده توسط ماشین محصول مجموعهای داده و اطلاعات جدا از عامل انسانی است و نمیتواند به سطح تفکر و اندیشه برسد. (م)
[۹] Federico Faggin
[۱۰] Irreducible
[۱۱] Chiron کیرون یا خیرون
یکی از شخصیتهای اساطیری یونان باستان، موجودی افسانهای با بالا تنهی انسان و پایینتنه اسب و با تواناییهای خارقالعاده در دانش و آموختن آن بود. به نظر میرسد منظور نویسندگان از بهکارگیری این اصطلاح اشاره به وجود نیمه انسان- نیمه ماشینِ هوش مصنوعی دارد. (م)
[۱۲]David Krueger
[۱۳] New Scientist
منبع: نقد اقتصاد سیاسی
بازتکثیر کلکتیو۹۸
@collective98
Collective98@riseup.net
Aljazeera
What is the political agenda of artificial intelligence?
AI appears to be promoting a brand of mysterious rationality that we have encountered before.
🚩 درگذشت مادر یکی از شهدای انقلاب ژینا در کردستان
مادر #محمد حسینی از شهدای انقلاب ژینا که اوایل مهرماه در سقز کشته شده بود، پس از سکته قلبی و مغزی و هفت ماه در کما بودن در بیمارستان رجایی تهران، امروز دار فانی را وداع گفت.
@collective98@riseup.net
مادر #محمد حسینی از شهدای انقلاب ژینا که اوایل مهرماه در سقز کشته شده بود، پس از سکته قلبی و مغزی و هفت ماه در کما بودن در بیمارستان رجایی تهران، امروز دار فانی را وداع گفت.
@collective98@riseup.net