🚩 دربارهی بازتولید «مکتب دیکتاتورها»: تانگوی قدرتهای جهانی با حاکمان ایران
امین حصوری
منتشر شده در وبسایت نقد
🔻طی هفتههای اخیر شاهد بودهایم که چگونه دولت آمریکا و همتایان غربیاش بار دیگر از هر سو برای رژیم جمهوری اسلامی ایران فرش قرمز پهن میکنند. طی کمتر از یک ماه با زنجیرهی رویدادهایی مواجه شدهایم که گرچه فینفسه مغایرتی با سازوکارهای معمول در مناسبات جهانی قدرت ندارند، اما با نظر به فضایی که با قیام ژینا گشوده شد، موجی از سردرگمی و ناباوری و خشم و سرخوردگی را برانگیختهاند. چون با توجه به مختصات این فضا، که دامنهاش از سپهر سیاسی ایران فراتر میرود، این رویدادها نابهنگام و ظاهراً متناقض به نظر میرسند. خصوصاً که درست بهموازات این همسازی بینالمللی با حاکمان جمهوری اسلامی، دامنهی سرکوبها و اعدامهای دولتی در ایران بهطرز چشمگیری افزایش یافتهاند؛ طوریکه در سطح جهانی هم بازتاب وسیعی داشته است.
🔻در این نوشتار به این موضوع میپردازیم که ماهعسل کنونی قدرتهای غربی و حاکمان جمهوری اسلامی چه محدودیتها و مازادهای ممکنی برای پراتیک آتی مبارزات جاری در ایران خواهد داشت. برای شروع، به برخی زمینههایی اشاره میکنیم که رویکرد توسل به «نجاتدهنده»های دروغین را خلق کردهاند و کماکان بازتولید میکنند و به دلالتهای وضعیت حاضر در پیوند با رویکرد فوق میپردازیم.
🔻 تا جایی که به اعتراضات تودهای و مستمر خیابانی مربوط است، باید اذعان کرد که قیام ژینا از مدتی پیش بهراستی وارد فاز افول خود شده است. اما تفسیر این وضعیت بهمنزلهی شکست قیام ژینا مستلزم انکار و نادیدهگرفتن مازادهای قیام ژیناست؛ یعنی همهی اشکال متنوعی از مقاومت که با الهام از قیام ژینا و تجارب آن، افق عبور از نظام جمهوری اسلامی و دگرگونی بنیادین آن را دنبال میکنند. اما این خود بحث مستقل دیگری میطلبد. پس به این پرسش بازگردیم که در وضعیت مشخص کنونی که تأمین ثبات نظام جمهوری اسلامی در دستور کار قدرتهای جهانی قرار گرفته و حاکمان ایران آشکارا مارش پیروزی ساز کردهاند، پیشبرد مبارزات پراتیک برای تداوم و فراروی از قیام ژینا با چه محدودیتها و امکاناتی روبهروست؟ خاطرنشان میکنم که خصوصاً در حوزهی امکاناتْ تنها برخی بالقوهگیهای شرایط کنونی را برخواهم شمرد، نه تغییرات بالفعل یا محتوم. افزون بر این، واکاوی محدودیتها و امکانات مبارزات پراتیک در مقطع کنونی و حول این موضوع مشخص تنها میتواند بخش محدودی از یک واکاوی انتقادیِ ضروری دربارهی کل مسیر تاکنونیِ قیام ژینا باشد؛ چون فراروی از خیزش انقلابی ژینا مستلزم آسیبشناسی جامع و انتقادی و جمعی از نقاط قوت و ضعف آن و چرایی آنهاست.
🔻 بسیاری از مردمانِ ستمدیدهی ایران در نبودِ حداقل آزادیهای سیاسی و امکانات تشکلیابی، و متأثر از فضای تاریخی یادشده در سپهر سیاسی ایران و بافتار مسلط جهانی، رژیم ایران را استثنایی بر نظم جهانی و رویاروی آن تلقی میکردند. در نتیجه، در ذهنیت عمومی عمدتاً معقول بهنظر میرسید که با کمک همپیمانان خارجی بتوان این نظام شر را ساقط کرد تا بتوان برای آتیهي کشور «جایگاهی معقول» در نظم جهانی جستوجو کرد. در همین راستا، بسیاری از مردم (تحتتأثیر فضای مسلط تاریخی و گفتار بورژوایی) آموزهی امپریالیسم در گفتمان چپ را بخشی از یک نظریهی توطئه (توهم توطئه) تلقی میکردند که با «جزماندیشی چپها» پیوند داشت. اکنون اما با معلوم شدن اینکه «دشمن دشمن ما لزوماً دوست ما نیست»، نهفقط آن رؤیای توهمآمیز («نجاتدهندهی خارجی») عمدتاً بر فنا رفته، بلکه خود شالودهی نظم جهانی که موجد چنین همدستی شومی با جنایتکاران بوده نیز تاحدی مورد پرسش قرار گرفته است. در نتیجه، بزنگاه تاریخی مهمی برای تقویت و فراگیرسازیِ این آموزه فراهم شده که مردمان تحتستم هیچ دوستی در میان دولتها ندارند؛ بلکه تنها یاور آنان سایر ستمدیدگان بهپاخاسته در سراسر جهان هستند. تکثیر و گسترش این درک میتواند تکیهگاه خوبی برای پسزدن انگارههای ناسیونالیستی و ــ در مقابل ــ برجستهسازیِ ضرورت همبستگیهای انترناسیونالیستی باشد...
متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-3xV
#قیام_ژینا #زن_زندگی_آزادی
#جنبش_انقلابی #امپریالیسم #قدرتهای_جهانی
@naghd_com
@collective98
امین حصوری
منتشر شده در وبسایت نقد
🔻طی هفتههای اخیر شاهد بودهایم که چگونه دولت آمریکا و همتایان غربیاش بار دیگر از هر سو برای رژیم جمهوری اسلامی ایران فرش قرمز پهن میکنند. طی کمتر از یک ماه با زنجیرهی رویدادهایی مواجه شدهایم که گرچه فینفسه مغایرتی با سازوکارهای معمول در مناسبات جهانی قدرت ندارند، اما با نظر به فضایی که با قیام ژینا گشوده شد، موجی از سردرگمی و ناباوری و خشم و سرخوردگی را برانگیختهاند. چون با توجه به مختصات این فضا، که دامنهاش از سپهر سیاسی ایران فراتر میرود، این رویدادها نابهنگام و ظاهراً متناقض به نظر میرسند. خصوصاً که درست بهموازات این همسازی بینالمللی با حاکمان جمهوری اسلامی، دامنهی سرکوبها و اعدامهای دولتی در ایران بهطرز چشمگیری افزایش یافتهاند؛ طوریکه در سطح جهانی هم بازتاب وسیعی داشته است.
🔻در این نوشتار به این موضوع میپردازیم که ماهعسل کنونی قدرتهای غربی و حاکمان جمهوری اسلامی چه محدودیتها و مازادهای ممکنی برای پراتیک آتی مبارزات جاری در ایران خواهد داشت. برای شروع، به برخی زمینههایی اشاره میکنیم که رویکرد توسل به «نجاتدهنده»های دروغین را خلق کردهاند و کماکان بازتولید میکنند و به دلالتهای وضعیت حاضر در پیوند با رویکرد فوق میپردازیم.
🔻 تا جایی که به اعتراضات تودهای و مستمر خیابانی مربوط است، باید اذعان کرد که قیام ژینا از مدتی پیش بهراستی وارد فاز افول خود شده است. اما تفسیر این وضعیت بهمنزلهی شکست قیام ژینا مستلزم انکار و نادیدهگرفتن مازادهای قیام ژیناست؛ یعنی همهی اشکال متنوعی از مقاومت که با الهام از قیام ژینا و تجارب آن، افق عبور از نظام جمهوری اسلامی و دگرگونی بنیادین آن را دنبال میکنند. اما این خود بحث مستقل دیگری میطلبد. پس به این پرسش بازگردیم که در وضعیت مشخص کنونی که تأمین ثبات نظام جمهوری اسلامی در دستور کار قدرتهای جهانی قرار گرفته و حاکمان ایران آشکارا مارش پیروزی ساز کردهاند، پیشبرد مبارزات پراتیک برای تداوم و فراروی از قیام ژینا با چه محدودیتها و امکاناتی روبهروست؟ خاطرنشان میکنم که خصوصاً در حوزهی امکاناتْ تنها برخی بالقوهگیهای شرایط کنونی را برخواهم شمرد، نه تغییرات بالفعل یا محتوم. افزون بر این، واکاوی محدودیتها و امکانات مبارزات پراتیک در مقطع کنونی و حول این موضوع مشخص تنها میتواند بخش محدودی از یک واکاوی انتقادیِ ضروری دربارهی کل مسیر تاکنونیِ قیام ژینا باشد؛ چون فراروی از خیزش انقلابی ژینا مستلزم آسیبشناسی جامع و انتقادی و جمعی از نقاط قوت و ضعف آن و چرایی آنهاست.
🔻 بسیاری از مردمانِ ستمدیدهی ایران در نبودِ حداقل آزادیهای سیاسی و امکانات تشکلیابی، و متأثر از فضای تاریخی یادشده در سپهر سیاسی ایران و بافتار مسلط جهانی، رژیم ایران را استثنایی بر نظم جهانی و رویاروی آن تلقی میکردند. در نتیجه، در ذهنیت عمومی عمدتاً معقول بهنظر میرسید که با کمک همپیمانان خارجی بتوان این نظام شر را ساقط کرد تا بتوان برای آتیهي کشور «جایگاهی معقول» در نظم جهانی جستوجو کرد. در همین راستا، بسیاری از مردم (تحتتأثیر فضای مسلط تاریخی و گفتار بورژوایی) آموزهی امپریالیسم در گفتمان چپ را بخشی از یک نظریهی توطئه (توهم توطئه) تلقی میکردند که با «جزماندیشی چپها» پیوند داشت. اکنون اما با معلوم شدن اینکه «دشمن دشمن ما لزوماً دوست ما نیست»، نهفقط آن رؤیای توهمآمیز («نجاتدهندهی خارجی») عمدتاً بر فنا رفته، بلکه خود شالودهی نظم جهانی که موجد چنین همدستی شومی با جنایتکاران بوده نیز تاحدی مورد پرسش قرار گرفته است. در نتیجه، بزنگاه تاریخی مهمی برای تقویت و فراگیرسازیِ این آموزه فراهم شده که مردمان تحتستم هیچ دوستی در میان دولتها ندارند؛ بلکه تنها یاور آنان سایر ستمدیدگان بهپاخاسته در سراسر جهان هستند. تکثیر و گسترش این درک میتواند تکیهگاه خوبی برای پسزدن انگارههای ناسیونالیستی و ــ در مقابل ــ برجستهسازیِ ضرورت همبستگیهای انترناسیونالیستی باشد...
متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-3xV
#قیام_ژینا #زن_زندگی_آزادی
#جنبش_انقلابی #امپریالیسم #قدرتهای_جهانی
@naghd_com
@collective98
نقد: نقد اقتصاد سیاسی - نقد بتوارگی - نقد ایدئولوژی
دربارهی بازتولید «مکتب دیکتاتورها»:
تانگوی قدرتهای جهانی با حاکمان ایران نوشتهی: امین حصوری در وضعیت مشخص کنونی که تأمین ثبات نظام جمهوری اسلامی در دستور کار قدرتهای جهانی قرار گرفته و حاکمان ایران آشکارا مارش پیروزی ساز کردهاند،…
🚩 روی آوردن زنان و مردان به شغل های خطرناک و بی ثباتی که فقر و مریضی و مرگ برایشان به همراه دارد، به پدیده ای رایج در شهرهای حاشیه ای بدل شده، جایی که نرخ بیکاری بسیار بالاست.
این وضعیت هر روز قربانیان بیشتری میگیرد. همزمان زنانه شدن این شغل ها بیش از پیش در حال افزایش است.
سمیه میرزاوند، زن ورزشکاری که برای گذران زندگی شوتی گری میکرد، در جاده هنگام اشتغال به این کار پرریسک در پی تعقیب و گریز پلیس کشته شده است.
@collective98
این وضعیت هر روز قربانیان بیشتری میگیرد. همزمان زنانه شدن این شغل ها بیش از پیش در حال افزایش است.
سمیه میرزاوند، زن ورزشکاری که برای گذران زندگی شوتی گری میکرد، در جاده هنگام اشتغال به این کار پرریسک در پی تعقیب و گریز پلیس کشته شده است.
@collective98
🚩ژینا مدرس گرجی با قرار وثیقه سنگین آزاد شد
امروز دوشنبه ۱۲ تیر، ژینا مدرس گرجی، روزنامهنگار و فعال حقوق زنان پس از ۸۴ روز بازداشت با قرار وثیقه سنگین ۵ میلیارد تومانی به صورت موقت از کانون اصلاح و تربیت سنندج آزاد شد.
او در مدت بازداشت چندین بار به دادسرای عمومی و انقلاب سنندج انتقال و به «همکاری با دولت متخاصم»، «نشر اکاذیب»، «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیتی ملی» از طریق تشکیل و عضویت در گروه غیرقانونی متهم شده است.
ژینا مدرس گرجی در تاریخ ۲۱ فروردین برای بار دوم طی خیزش اخیر پس از قتل حکومتی ژینا مهسا امینی بازداشت شد.
این فعال حقوق زنان یک ماه نخست بازداشت خود را در سلول انفرادی این زندان گذرانده و روزانه برای بازجویی به اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. این فعال با سابقه و شناختهشده جنبش زنان پیش از این در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات مردمی توسط ماموران امنیتی اداره اطلاعات در یکی از خیابانهای سنندج به شیوهایی خشونتآمیز بازداشت و پس از ۴۰ روز بازداشت در بند زنان زندان سنندج در تاریخ ۸ آبان با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت آزاد شد.
اسفند ماه سال گذشته وی با حضور در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سنندج مورد تفهیم اتهام جدید قرار گرفت و بازپرس پرونده میزان وثیقه او برای تبدیل قرار بازداشت را به یک میلیارد تومان افزایش داده بود.
ژینا مدرس گرجی در فاصله بین دو بازداشت خود مرتبا از طریق نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی تحت فشار و کنترل قرار داشت.
@kurdistanHN
@collective98
امروز دوشنبه ۱۲ تیر، ژینا مدرس گرجی، روزنامهنگار و فعال حقوق زنان پس از ۸۴ روز بازداشت با قرار وثیقه سنگین ۵ میلیارد تومانی به صورت موقت از کانون اصلاح و تربیت سنندج آزاد شد.
او در مدت بازداشت چندین بار به دادسرای عمومی و انقلاب سنندج انتقال و به «همکاری با دولت متخاصم»، «نشر اکاذیب»، «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیتی ملی» از طریق تشکیل و عضویت در گروه غیرقانونی متهم شده است.
ژینا مدرس گرجی در تاریخ ۲۱ فروردین برای بار دوم طی خیزش اخیر پس از قتل حکومتی ژینا مهسا امینی بازداشت شد.
این فعال حقوق زنان یک ماه نخست بازداشت خود را در سلول انفرادی این زندان گذرانده و روزانه برای بازجویی به اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. این فعال با سابقه و شناختهشده جنبش زنان پیش از این در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات مردمی توسط ماموران امنیتی اداره اطلاعات در یکی از خیابانهای سنندج به شیوهایی خشونتآمیز بازداشت و پس از ۴۰ روز بازداشت در بند زنان زندان سنندج در تاریخ ۸ آبان با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت آزاد شد.
اسفند ماه سال گذشته وی با حضور در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سنندج مورد تفهیم اتهام جدید قرار گرفت و بازپرس پرونده میزان وثیقه او برای تبدیل قرار بازداشت را به یک میلیارد تومان افزایش داده بود.
ژینا مدرس گرجی در فاصله بین دو بازداشت خود مرتبا از طریق نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی تحت فشار و کنترل قرار داشت.
@kurdistanHN
@collective98
🚩 دیوارنوشته از فلسطین
《فلسطین می گوید: کسی که بیروت را سرکوب کند نمی تواند بیت المقدس را آزاد کند》
در نقد و محکومیت مداخلات ارتجاعی حزب الله لبنان و جمهوری اسلامی در فلسطین
@collective98
collective98@riseup.net
《فلسطین می گوید: کسی که بیروت را سرکوب کند نمی تواند بیت المقدس را آزاد کند》
در نقد و محکومیت مداخلات ارتجاعی حزب الله لبنان و جمهوری اسلامی در فلسطین
@collective98
collective98@riseup.net
🚩 پرونده سازی برای مریم اکبری منفرد پس از 15 سال حبس بدون مرخصی و 18 ماه پیش از آزادی
#مریم_اکبری_منفرد، زندانی سیاسی تبعیدی که دوران محکومیت ۱۵ ساله خود را در زندان سمنان سپری میکند، پس از تحمل ۱۳ سال و ۶ ماه حبس بدون حتی یک روز مرخصی، با پروندهسازیهای جدید و شش عنوان اتهامی مواجه شده است.
مریم اکبری منفرد روز شنبه ۱۰ تیر از زندان سمنان به دادسرای اوین در تهران منتقل و پس از تفهیم ۵ عنوان اتهامی مجددا به زندان سمنان بازگردانده شد. او در این پرونده به تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، نشر اکاذیب، توهین به رهبری و تشویق مردم به بر هم زدن نظم عمومی کشور متهم شده است.
این زندانی سیاسی تبعیدی خردادماه امسال نیز در پروندهای دیگر به تبلیغ علیه نظام متهم شد و اکنون در شرایطی که ۱۸ ماه تا پایان مدت حبس ۱۵ سالهاش باقی مانده، با پروندهسازی جدید نهادهای امنیتی و قوه قضائیه جمهوری اسلامی و شش عنوان اتهامی جدید (احتمال افزایش ایام حبس) مواجه شده است. بر اساس آنچه در جریان جلسات بازپرسی به مریم اکبری منفرد اعلام شده، مصداق اتهامات مطروحه علیه او، نامهها، حمایتها، گزارشات و اخباری است که در فضای مجازی و رسانهها از او منتشر شده. او سال گذشته هم در پروندهای دیگر به دادسرای سمنان احضار شد و پروندهاش پس از تبرئه مختومه شد.
مریم اکبری منفرد ۱۰ دی ۱۳۸۸ و پس رخدادهای عاشورای ۸۸ بازداشت و توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. اکبریمنفرد متولد ۱۳۵۴، مادر سه دختر است و تاکنون از حق آزادی مشروط و حتی یک روز مرخصی در دوران حبس محروم مانده
مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی که اکنون چهاردهمین حبس خود را در زندان سمنان میگذراند، دو برادرش در سالهای ۶۰ و ۶۳ با حکم دادگاههای انقلاب در ایران اعدام شدند. برادر کوچک و خواهرش نیز در تابستان سال ۶۷ و همزمان با موج اعدام زندانیان سیاسی اعدام شدند.
از حساب توئیتر #گلرخ_ایرایی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@Blackfishvoice1
@collective98
#مریم_اکبری_منفرد، زندانی سیاسی تبعیدی که دوران محکومیت ۱۵ ساله خود را در زندان سمنان سپری میکند، پس از تحمل ۱۳ سال و ۶ ماه حبس بدون حتی یک روز مرخصی، با پروندهسازیهای جدید و شش عنوان اتهامی مواجه شده است.
مریم اکبری منفرد روز شنبه ۱۰ تیر از زندان سمنان به دادسرای اوین در تهران منتقل و پس از تفهیم ۵ عنوان اتهامی مجددا به زندان سمنان بازگردانده شد. او در این پرونده به تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، نشر اکاذیب، توهین به رهبری و تشویق مردم به بر هم زدن نظم عمومی کشور متهم شده است.
این زندانی سیاسی تبعیدی خردادماه امسال نیز در پروندهای دیگر به تبلیغ علیه نظام متهم شد و اکنون در شرایطی که ۱۸ ماه تا پایان مدت حبس ۱۵ سالهاش باقی مانده، با پروندهسازی جدید نهادهای امنیتی و قوه قضائیه جمهوری اسلامی و شش عنوان اتهامی جدید (احتمال افزایش ایام حبس) مواجه شده است. بر اساس آنچه در جریان جلسات بازپرسی به مریم اکبری منفرد اعلام شده، مصداق اتهامات مطروحه علیه او، نامهها، حمایتها، گزارشات و اخباری است که در فضای مجازی و رسانهها از او منتشر شده. او سال گذشته هم در پروندهای دیگر به دادسرای سمنان احضار شد و پروندهاش پس از تبرئه مختومه شد.
مریم اکبری منفرد ۱۰ دی ۱۳۸۸ و پس رخدادهای عاشورای ۸۸ بازداشت و توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. اکبریمنفرد متولد ۱۳۵۴، مادر سه دختر است و تاکنون از حق آزادی مشروط و حتی یک روز مرخصی در دوران حبس محروم مانده
مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی که اکنون چهاردهمین حبس خود را در زندان سمنان میگذراند، دو برادرش در سالهای ۶۰ و ۶۳ با حکم دادگاههای انقلاب در ایران اعدام شدند. برادر کوچک و خواهرش نیز در تابستان سال ۶۷ و همزمان با موج اعدام زندانیان سیاسی اعدام شدند.
از حساب توئیتر #گلرخ_ایرایی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@Blackfishvoice1
@collective98
🚩 ریشههای اجتماعی شورشهای فرانسه
نوشته ای از نادر تیف
از متن:
🔻شورشهای اخیر پس از قتل عمد نائل ادامه منطقی مبارزات چندین ماهه بخش وسیعی از دستمزدبگیران، کارگران و فرودستان فرانسه علیه افزایش سن بازنشستگی است. شورشهای اخیر تلنگری اعتراضی به چهار دهه تعرض نئولیبرالی به حقوق و دستاوردهای کارگران است.
🔻قبل از ظهر ۲۷ ژوئن ۲۰۲۳، یک مأمور پلیس موتورسوار با استفاده از بهانه قانونی «عدم اطاعت» تصمیم گرفت که به سوی نائل در نانتر، شهری در حومهی پاریس، شلیک کند. همین توجیه کافی بود که پرونده قتل بدون بازشدن بسته شود؛ اما در عصر تلفنهای هوشمند و شبکههای اجتماعی، سر و ته ماجرا به این راحتی هم نمیآید: فیلمی چند ثانیهای نشان میدهد که مأمور پلیس و همکارش به هیچ وجه در معرض زیر گرفته شدن نبودند؛ خیلی زود معلوم شد که نائل و دو سرنشین دیگر هیچ سلاحی نداشتند تا مأموران احساس خطر کنند و با پیشدستی شلیک کنند.
🔻هر چند نائل اصلاتاً الجزایریست، اما با توجه به قوانین موجود یک فرانسوی تمامعیار است. نائل متولد و بزرگشده در فرانسه و ساکن شهر نانتر بود که محلات کارگرنشین فراوانی، از جمله محله نائل دارد. پس او در شهری نسبتاً فقیرنشین زندگی میکرد و علاوه بر تحصیل در دبیرستان با تحویل پیتزا تلاش میکرد که کمکخرج مادرش هم باشد که جز او فرزندی نداشت؛ مادری که گفت نائل فرزندی مهربان بود و روابطی عالی با هم داشتند. طرف دیگر ماجرا، مأمور پلیسی است که پیشتر نظامی بوده و سالها در جنگ افغانستان شرکت کرده وسپس به پلیس پیوسته و حتی برای خوشخدمتی مدالهایی هم گرفته است.
🔻نهاد پلیس فرانسه در کلیتش نژادپرست است. همین دو سال پیش بود که یک جنایتشناس به نام سباستین روشه با انتشار یک تحقیق نشان داد که یک عربتبار ۱۰ برابر بیشتر و یک سیاهپوست ۸ برابر بیشتر از یک سفیدپوست میتواند در معابر عمومی توسط پلیس کنترل شود. همین تحقیق تأکید میکرد که پلیس فرانسه در میان کشورهای اتحادیه اروپا در رابطه با برخوردش با عربتباران، سیاهپوستان و مهاجران در قعر جدول قرار دارد و خشنترین و نژادپرستترین است. بیدلیل نیست که یک سندیکا به نام «پلیس فرانسه» پس از قتل عمد نائل در توئیتی چنین نوشت:
آفرین به دو همکاری که به روی این جنایتکار ۱۷ ساله آتش گشودند...یگانه مسئولان مرگ این رذل والدینش هستند، چرا که توانایی تربیتش را نداشتند.
🔻زمانی سرمایهداران فرانسوی برای تأمین نیروی کاری که نیاز داشتند از کشورهای شمال آفریقا کارگر جذب میکردند و به فرانسه میآوردند. اکنون سالهاست که تغییر سیاست دادهاند و به جای آوردن نیروی کار از این کشورها، کارخانهها را به آنجا منتقل میکنند و با پرداخت دستمزدهای به مراتب کمتر، سودهای بس هنگفتتری به جیب میزنند؛ یک مثال کارخانه «صوماکا» در مراکش است که سهامش ۱۰۰% در اختیار خودروسازی رنو است. با وجود این، سرمایهداران و دولتهای کاملاً در خدمت آنها برخی از مشاغل و خدمات را نمیتوانند جابهجا و منتقل کنند و هنوز هم به نیروی کارگران آفریقای شمالی و آفریقای سیاه برای جادهسازی، پاکبانی، خدمات به سالمندان، آشپزخانههای دولتی و رستورانها و دیگر مشاغل سخت و طاقتفرسا نیاز دارند.
🔻اما وقتی همین کارگران دست به اعتصاب میزنند یا فرزندانشان همچون نائل در خیابانها تردد میکنند، پلیس را برای سرکوب اعتراضات و قتلشان گسیل میکنند. نیروهای پلیس و بقیه نیروهای سرکوب که اخیرا در بریگاردهای متعددی همچون موتورسواران ضدشورش سازماندهی شدند سطح بگیر و ببند را از همیشه بالاتر بردند. دستکم پنجتن از معترضان یکی از اعضای بدن خود را از دست دادند چرا که یا هدف گلولههای پلاستیکی یا پرتاب مستقیم نارنجکهای گاز اشکآور که قاعدتاً باید عمودی شلیک شوند، قرار گرفتند. هزاران معترض را اغلب به وحشیانهترین شکلی دستگیر کردند. برخی از آنان را با استفاده از قانون «محاکمه فوری» دادگاهی و به زندان محکوم کردند. کار به جایی رسید که پلیس روز ۲۴ مارس به خانه یک کاربر فیسبوک در شمال فرانسه رفت و برای توصیف مکرون به عنوان «زباله»، او را به طور موقت بازداشت کرد. مأموران پلیس محدودیتهای فراوانی نیز برای خبرنگارانی که مستقل هستند و عمدتاً برای رسانههای آلترناتیو اینترنتی فعالیت میکنند، ایجاد کردند.
ادامه متن را در لینک زیر بخوانید:
https://www.radiozamaneh.com/771017
@collective98
نوشته ای از نادر تیف
از متن:
🔻شورشهای اخیر پس از قتل عمد نائل ادامه منطقی مبارزات چندین ماهه بخش وسیعی از دستمزدبگیران، کارگران و فرودستان فرانسه علیه افزایش سن بازنشستگی است. شورشهای اخیر تلنگری اعتراضی به چهار دهه تعرض نئولیبرالی به حقوق و دستاوردهای کارگران است.
🔻قبل از ظهر ۲۷ ژوئن ۲۰۲۳، یک مأمور پلیس موتورسوار با استفاده از بهانه قانونی «عدم اطاعت» تصمیم گرفت که به سوی نائل در نانتر، شهری در حومهی پاریس، شلیک کند. همین توجیه کافی بود که پرونده قتل بدون بازشدن بسته شود؛ اما در عصر تلفنهای هوشمند و شبکههای اجتماعی، سر و ته ماجرا به این راحتی هم نمیآید: فیلمی چند ثانیهای نشان میدهد که مأمور پلیس و همکارش به هیچ وجه در معرض زیر گرفته شدن نبودند؛ خیلی زود معلوم شد که نائل و دو سرنشین دیگر هیچ سلاحی نداشتند تا مأموران احساس خطر کنند و با پیشدستی شلیک کنند.
🔻هر چند نائل اصلاتاً الجزایریست، اما با توجه به قوانین موجود یک فرانسوی تمامعیار است. نائل متولد و بزرگشده در فرانسه و ساکن شهر نانتر بود که محلات کارگرنشین فراوانی، از جمله محله نائل دارد. پس او در شهری نسبتاً فقیرنشین زندگی میکرد و علاوه بر تحصیل در دبیرستان با تحویل پیتزا تلاش میکرد که کمکخرج مادرش هم باشد که جز او فرزندی نداشت؛ مادری که گفت نائل فرزندی مهربان بود و روابطی عالی با هم داشتند. طرف دیگر ماجرا، مأمور پلیسی است که پیشتر نظامی بوده و سالها در جنگ افغانستان شرکت کرده وسپس به پلیس پیوسته و حتی برای خوشخدمتی مدالهایی هم گرفته است.
🔻نهاد پلیس فرانسه در کلیتش نژادپرست است. همین دو سال پیش بود که یک جنایتشناس به نام سباستین روشه با انتشار یک تحقیق نشان داد که یک عربتبار ۱۰ برابر بیشتر و یک سیاهپوست ۸ برابر بیشتر از یک سفیدپوست میتواند در معابر عمومی توسط پلیس کنترل شود. همین تحقیق تأکید میکرد که پلیس فرانسه در میان کشورهای اتحادیه اروپا در رابطه با برخوردش با عربتباران، سیاهپوستان و مهاجران در قعر جدول قرار دارد و خشنترین و نژادپرستترین است. بیدلیل نیست که یک سندیکا به نام «پلیس فرانسه» پس از قتل عمد نائل در توئیتی چنین نوشت:
آفرین به دو همکاری که به روی این جنایتکار ۱۷ ساله آتش گشودند...یگانه مسئولان مرگ این رذل والدینش هستند، چرا که توانایی تربیتش را نداشتند.
🔻زمانی سرمایهداران فرانسوی برای تأمین نیروی کاری که نیاز داشتند از کشورهای شمال آفریقا کارگر جذب میکردند و به فرانسه میآوردند. اکنون سالهاست که تغییر سیاست دادهاند و به جای آوردن نیروی کار از این کشورها، کارخانهها را به آنجا منتقل میکنند و با پرداخت دستمزدهای به مراتب کمتر، سودهای بس هنگفتتری به جیب میزنند؛ یک مثال کارخانه «صوماکا» در مراکش است که سهامش ۱۰۰% در اختیار خودروسازی رنو است. با وجود این، سرمایهداران و دولتهای کاملاً در خدمت آنها برخی از مشاغل و خدمات را نمیتوانند جابهجا و منتقل کنند و هنوز هم به نیروی کارگران آفریقای شمالی و آفریقای سیاه برای جادهسازی، پاکبانی، خدمات به سالمندان، آشپزخانههای دولتی و رستورانها و دیگر مشاغل سخت و طاقتفرسا نیاز دارند.
🔻اما وقتی همین کارگران دست به اعتصاب میزنند یا فرزندانشان همچون نائل در خیابانها تردد میکنند، پلیس را برای سرکوب اعتراضات و قتلشان گسیل میکنند. نیروهای پلیس و بقیه نیروهای سرکوب که اخیرا در بریگاردهای متعددی همچون موتورسواران ضدشورش سازماندهی شدند سطح بگیر و ببند را از همیشه بالاتر بردند. دستکم پنجتن از معترضان یکی از اعضای بدن خود را از دست دادند چرا که یا هدف گلولههای پلاستیکی یا پرتاب مستقیم نارنجکهای گاز اشکآور که قاعدتاً باید عمودی شلیک شوند، قرار گرفتند. هزاران معترض را اغلب به وحشیانهترین شکلی دستگیر کردند. برخی از آنان را با استفاده از قانون «محاکمه فوری» دادگاهی و به زندان محکوم کردند. کار به جایی رسید که پلیس روز ۲۴ مارس به خانه یک کاربر فیسبوک در شمال فرانسه رفت و برای توصیف مکرون به عنوان «زباله»، او را به طور موقت بازداشت کرد. مأموران پلیس محدودیتهای فراوانی نیز برای خبرنگارانی که مستقل هستند و عمدتاً برای رسانههای آلترناتیو اینترنتی فعالیت میکنند، ایجاد کردند.
ادامه متن را در لینک زیر بخوانید:
https://www.radiozamaneh.com/771017
@collective98
Radiozamaneh
ریشههای اجتماعی شورشهای فرانسه
نادر تیف ــ شورشهای اخیر پس از قتل عمد نائل ادامه منطقی مبارزات چندین ماهه بخش وسیعی از دستمزدبگیران، کارگران و فرودستان فرانسه علیه افزایش سن بازنشستگی است. شورشهای اخیر تلنگری اعتراضی به چهار دهه تعرض نئولیبرالی به حقوق و دستاوردهای کارگران است.
🚩 توماج صالحی به فساد فیالارض متهم شده، اتهامی که خطر مجازات اعدام را دارد.
دادگاه دوم توماج صالحی خواننده انقلابی و رَپِر محبوب مردم روز یکشنبه ۱۱ تیرماه در اصفهان به ریاست «براتی» جلاد برگزار شد.
امیر رئیسیان وکیل توماج گفته است تصمیم دادگاه بر اساس قوانین حکومت در عرض یک هفته به وکلای او ابلاغ خواهد شد. توماج متهم شده است که به نشر اکاذیب پرداخته و با رسانههای خارجی مصاحبه کرده و این مصداق همکاری با دولت متخاصم است. او همچنین متهم است که با دعوت مردم به بیان خواستهها و مطالبات خودشان، مرتکب دعوت به آشوب و اغتشاش شده و بعلاوه علیه نظام تبلیغ کرده و به خمینی و خامنهای توهین کرده است.
توماج در نیمه شب ۸ آبان ۱۴۰۱ در استان چهارمحال و بختیاری توسط مزدوران رژیم با ضرب و شتم دستگیرشد.
پس از دستگیری او با وجود بدترین و وحشیانهترین شکنجهها که منجر به آسیب دیدگی چشم چپ و شکستگی انگشتانش شد، به اعترافات اجباری تن نداد.
@collective98
دادگاه دوم توماج صالحی خواننده انقلابی و رَپِر محبوب مردم روز یکشنبه ۱۱ تیرماه در اصفهان به ریاست «براتی» جلاد برگزار شد.
امیر رئیسیان وکیل توماج گفته است تصمیم دادگاه بر اساس قوانین حکومت در عرض یک هفته به وکلای او ابلاغ خواهد شد. توماج متهم شده است که به نشر اکاذیب پرداخته و با رسانههای خارجی مصاحبه کرده و این مصداق همکاری با دولت متخاصم است. او همچنین متهم است که با دعوت مردم به بیان خواستهها و مطالبات خودشان، مرتکب دعوت به آشوب و اغتشاش شده و بعلاوه علیه نظام تبلیغ کرده و به خمینی و خامنهای توهین کرده است.
توماج در نیمه شب ۸ آبان ۱۴۰۱ در استان چهارمحال و بختیاری توسط مزدوران رژیم با ضرب و شتم دستگیرشد.
پس از دستگیری او با وجود بدترین و وحشیانهترین شکنجهها که منجر به آسیب دیدگی چشم چپ و شکستگی انگشتانش شد، به اعترافات اجباری تن نداد.
@collective98
🚩 گزارشی از وضعیت بند چهار زندان اوین و تشدید فشار بر زندانیان سیاسی
گزارش کوتاه پیش رو درباره تغییرات اخیر بند چهار اوین است، تغییراتی که پس از انتصاب سرهنگ حمید محمودی به ریاست این بند رقم خورده. سرهنگ محمودی، که به خاطر سرکوب و فحاشی به زندانیان سیاسی و غیرسیاسی در جریان قیام زندانیان اوین در مهرماه، بالاخص بعد از آتش سوزی، نامش بر سر زبانها افتاد باهدف تشدید فشار بر زندانیان سیاسی به این سمت گماشته شده است. او زندانیان سیاسی را تهدید کرده که دوباره برای شان پرونده سازی میکند، به زندانیان غیرسیاسی فحاشی کرده و قدرت تنبیهی خود را بیش از پیش به زندانیان اعمال کرده: قطع دلبخواهی ملاقات، احضار به شورای انضباطی، انتقال و جداسازی زندانیان از یکدیگر و شیوههایی که بناست مقاومت زندانیان را در هم شکند و از آنها سوژههایی مطیع بسازد:
"بند چهار زندان اوین جنب بند امنیتی 209 و مقابل بهداری اوین قرار دارد که در حال حاضر بیش از 300 زندانی با اتهامات مختلف در آن محبوس هستند. در سالن یک حدود 40 زندانی با اتهام ارتباط با خارج از کشور که در پرینت قضایی آنان اتهام جاسوسی به آنان منتسب شده است نگهداری میشوند در سالن دو حدود 40 زندانی با اتهام مالی اغلب چک و رد مال وجود دارد. در هریک از سالنهای سه و چهار هریک بیش از 100 زندانی با اتهام مالی و سیاسی محبوس است و در سالن فرعی 5 و 7 ، 22 زندانی مالی که مسن و اغلب بیمار هستند زندانی هستند. درمجموع بیش از 335 زندانی در بند چهار زندانی هستند که بیش از 70 نفر از آنان زندانیان سیاسی هستند.
بیش از 50 نفر از زندانیان سیاسی در طبقه همکف سالن سه در چهار اتاق با تراکم بالا و خارج از استاندارد شرایط سختی را سپری میکنند این شرایط با انتساب حمید محمودی معروف به سرهنگ محمودی و متعاقب انتقال 27 زندانی سیاسی از بند 8 به بند 4 سختتر هم شده است. محمودی که به خاطر سرکوب و فحاشی به زندانیان سیاسی و غیرسیاسی در جریان قیام زندانیان اوین در مهرماه 1401 نامش بر سر زبانها افتاد باهدف تشدید فشار بر زندانیان سیاسی به این سمت گماشته شده است. وی در بدو ورود به بند 4 محدودیتهایی برای برخی از زندانیان که از بند 8 و زندان گوهردشت به بند 4 منتقلشده بودند اعمال نمود زندانیانی که مستقیماً در مهر 1401 وی مورد ضرب و شتم وی قرارگرفته بودند و علیه آنان پروندهسازی کرده بود.
وی زندانیان سیاسی را تهدید کرده است که « از هر ابزار برای کنترل استفاده خواهد نمود» و زندانیان را به «پروندهسازی مجدد» تهدید کرده است. قطع ملاقات حضوری زندانیان بهصورت خودسرانه، تشدید فضای امنیتی در زندان، ایجاد شبکه خبرچینی بین زندانیان، پروندهسازی و ... ازجمله اقداماتی است که در دوره یکماهه ریاست بندی محمودی تشدید شده است. در آخرین اقدام وی برای بیش از 20 نفر از زندانیان سیاسی پروندهسازی نموده و آنان را به شورای انضباطی احضار کردهاند که ممکن است منجر به احکام قضایی نیز گردد. البته این سیاست کلی سازمان زندانهاست و با دخالت ضابط صورت میگیرد و فرزادی ریاست زندان، محمدی مسئول حفاظت زندان، شفیعی مسئول حقوقی زندان، محمودی را همراهی و حمایت میکنند.
در همین راستا روز شنبه سوم تیر، علی معزی زندانی سیاسی پس از اینکه به افسرنگهبانی فراخوانده شد به صورت ناگهانی به بند 209 وزارت اطلاعات منتقل گردید و روز یکشنبه چهارم تیرماه به مهدی حسنی دیگر زندانی سیاسی با تهدید و ارعاب و بدون ارایه دلیل گفته شد باید به بند شش منتقل گردد. زندانیان سیاسی به این موضوع اعتراض نموده اند و نگران آن هستند که این شیوه انتقال و جداسازی به یک روال تبدیل گردد. باید به این مساله توجه نمود که جابجایی در زندان آن هم بدون دلیل زیست هر زندانی را با مشکلات عدیده روبرو می کند و می توان آن را شکلی از آزار و اذیت زندانی تلقی نمود و اگر همراه با پرونده سازی باشد تبعات بیشتری در پی خواهد داشت.
ادامه گزارش: https://bit.ly/3CXctxk
@collective98
گزارش کوتاه پیش رو درباره تغییرات اخیر بند چهار اوین است، تغییراتی که پس از انتصاب سرهنگ حمید محمودی به ریاست این بند رقم خورده. سرهنگ محمودی، که به خاطر سرکوب و فحاشی به زندانیان سیاسی و غیرسیاسی در جریان قیام زندانیان اوین در مهرماه، بالاخص بعد از آتش سوزی، نامش بر سر زبانها افتاد باهدف تشدید فشار بر زندانیان سیاسی به این سمت گماشته شده است. او زندانیان سیاسی را تهدید کرده که دوباره برای شان پرونده سازی میکند، به زندانیان غیرسیاسی فحاشی کرده و قدرت تنبیهی خود را بیش از پیش به زندانیان اعمال کرده: قطع دلبخواهی ملاقات، احضار به شورای انضباطی، انتقال و جداسازی زندانیان از یکدیگر و شیوههایی که بناست مقاومت زندانیان را در هم شکند و از آنها سوژههایی مطیع بسازد:
"بند چهار زندان اوین جنب بند امنیتی 209 و مقابل بهداری اوین قرار دارد که در حال حاضر بیش از 300 زندانی با اتهامات مختلف در آن محبوس هستند. در سالن یک حدود 40 زندانی با اتهام ارتباط با خارج از کشور که در پرینت قضایی آنان اتهام جاسوسی به آنان منتسب شده است نگهداری میشوند در سالن دو حدود 40 زندانی با اتهام مالی اغلب چک و رد مال وجود دارد. در هریک از سالنهای سه و چهار هریک بیش از 100 زندانی با اتهام مالی و سیاسی محبوس است و در سالن فرعی 5 و 7 ، 22 زندانی مالی که مسن و اغلب بیمار هستند زندانی هستند. درمجموع بیش از 335 زندانی در بند چهار زندانی هستند که بیش از 70 نفر از آنان زندانیان سیاسی هستند.
بیش از 50 نفر از زندانیان سیاسی در طبقه همکف سالن سه در چهار اتاق با تراکم بالا و خارج از استاندارد شرایط سختی را سپری میکنند این شرایط با انتساب حمید محمودی معروف به سرهنگ محمودی و متعاقب انتقال 27 زندانی سیاسی از بند 8 به بند 4 سختتر هم شده است. محمودی که به خاطر سرکوب و فحاشی به زندانیان سیاسی و غیرسیاسی در جریان قیام زندانیان اوین در مهرماه 1401 نامش بر سر زبانها افتاد باهدف تشدید فشار بر زندانیان سیاسی به این سمت گماشته شده است. وی در بدو ورود به بند 4 محدودیتهایی برای برخی از زندانیان که از بند 8 و زندان گوهردشت به بند 4 منتقلشده بودند اعمال نمود زندانیانی که مستقیماً در مهر 1401 وی مورد ضرب و شتم وی قرارگرفته بودند و علیه آنان پروندهسازی کرده بود.
وی زندانیان سیاسی را تهدید کرده است که « از هر ابزار برای کنترل استفاده خواهد نمود» و زندانیان را به «پروندهسازی مجدد» تهدید کرده است. قطع ملاقات حضوری زندانیان بهصورت خودسرانه، تشدید فضای امنیتی در زندان، ایجاد شبکه خبرچینی بین زندانیان، پروندهسازی و ... ازجمله اقداماتی است که در دوره یکماهه ریاست بندی محمودی تشدید شده است. در آخرین اقدام وی برای بیش از 20 نفر از زندانیان سیاسی پروندهسازی نموده و آنان را به شورای انضباطی احضار کردهاند که ممکن است منجر به احکام قضایی نیز گردد. البته این سیاست کلی سازمان زندانهاست و با دخالت ضابط صورت میگیرد و فرزادی ریاست زندان، محمدی مسئول حفاظت زندان، شفیعی مسئول حقوقی زندان، محمودی را همراهی و حمایت میکنند.
در همین راستا روز شنبه سوم تیر، علی معزی زندانی سیاسی پس از اینکه به افسرنگهبانی فراخوانده شد به صورت ناگهانی به بند 209 وزارت اطلاعات منتقل گردید و روز یکشنبه چهارم تیرماه به مهدی حسنی دیگر زندانی سیاسی با تهدید و ارعاب و بدون ارایه دلیل گفته شد باید به بند شش منتقل گردد. زندانیان سیاسی به این موضوع اعتراض نموده اند و نگران آن هستند که این شیوه انتقال و جداسازی به یک روال تبدیل گردد. باید به این مساله توجه نمود که جابجایی در زندان آن هم بدون دلیل زیست هر زندانی را با مشکلات عدیده روبرو می کند و می توان آن را شکلی از آزار و اذیت زندانی تلقی نمود و اگر همراه با پرونده سازی باشد تبعات بیشتری در پی خواهد داشت.
ادامه گزارش: https://bit.ly/3CXctxk
@collective98
Telegraph
گزارشی از وضعیت بند چهار زندان اوین و تشدید فشار بر زندانیان سیاسی
بند چهار زندان اوین جنب بند امنیتی 209 و مقابل بهداری اوین قرار دارد که در حال حاضر بیش از 300 زندانی با اتهامات مختلف در آن محبوس هستند. در سالن یک حدود 40 زندانی با اتهام ارتباط با خارج از کشور که در پرینت قضایی آنان اتهام جاسوسی به آنان منتسب شده است نگهداری…
دیوان عالی کشور حکم اعدام عباس دریس از معترضان آبان ۹۸ را تأیید کرد. عباس دریس در یک روند قضایی ناعادلانه و پُرابهام به اتهام «محاربه، اخلال در نظم و مشارکت در قتل یکی از نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی» در ماهشهر به اعدام محکوم شد.
فرشته تابانیان، وکیل مدافع عباس دریس در اینباره گفت:
«حکم اعدام عباس دریس در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور از بابت اتهام محاربه بدون توجه به ایرادات ذکرشده تأیید شد. درخواست اعاده دادرسی خواهم داد. این حکم به من ابلاغ نشد و من از طریق ابلاغ استحضاری شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر متوجه شدم.»
عباس دریس در زندان سپیدار اهواز زندانی است. او و برادرش محسن دریس در ارتباط با اعتراضات آبان ۹۸ در ماهشهر بازداشت شدند. مأموران معاونت اطلاعات قرارگاه ابوالفضل عباس این شهر آنها را ۱۷ آذرماه ۹۸ دستگیر کردند.
اولین جلسه دادگاه این دو برادر ۲۰ اردیبهشت سال گذشته با ریاست قاضی سیدمهران مهماننواز بنا به دلایل امنیتی در زندان ماهشهر و دومین جلسه رسیدگی به اتهامات آنها ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ در شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر برگزار شد.
اتهام عباس دریس «محاربه و قدرتنمایی با اسلحه جنگی کلاشنیکف و اخلال در نظم عمومی و حمل اسلحه جنگی کلاشنیکف» و «مشارکت در قتل یکی از نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی» به نام رضا صیادی و اتهام محسن دریس «محاربه و قدرتنمایی با سلاح جنگی کلاشنیکف، اخلال در نظم عمومی از طریق تیراندازی و حمل و نگهداری سلاح جنگی کلاش» عنوان شد. شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر عباس را به اعدام محکوم کرد و محسن دریس از اتهامات انتسابی تبرئه شد.
عباس دریس در جریان دادرسی، حضور خود در اعتراضات ۲۷ آبان ماه ۹۸ شهرک چمران ماهشهر را پذیرفت اما هرگونه دخالت در آتشزدن لاستیک و بستن جادههای شهرک چمران را انکار کرد. پس از آنکه عباس دریس را در اختیار سازمان اطلاعات سپاه پاسداران قرار داده و مأموران اطلاعات سپاه از او بازجویی کردند، او به تیراندازی با سلاح کلاشنیکف به سوی نیروهای امنیتی اقرار کرد. دریس در جریان آخرین دفاعیات خود بار دیگر منکر دخالت در تیراندازی به سوی رضا صیادی شد.
عباس دریس متولد ۱۳۵۲ در آبادان است و سه فرزند دارد.
اعتراضات آبانماه ۹۸، از روز جمعه ۲۴ آبان این سال با اعلام افزایش بیسابقه قیمت بنزین در دهها شهر ایران بهشکل گستردهای آغاز شد و برای چند روز ادامه یافت. این اعتراضات در ماهشهر همانند دیگر شهرهای ایران با کشتن معترضان سرکوب شد. مأموران امنیتی معترضان را که به نیزارهای اطراف شهرک جراحی یا چمران ماهشهر پناه برده بودند به رگبار بستند و به استناد برخی گزارشها دستکم ۱۰۰ نفر را کشتند. از این کشتار که در فاصله روزهای ۲۵ تا ۲۹ آبان ۱۳۹۸ رخ داد با عنوان «کشتار نیزار» یاد میشود. گفته میشود هیچیک از افرادی که به نیزار پناه برده بودند، زنده نماندند.
@RadioZamaneh
@collective98
فرشته تابانیان، وکیل مدافع عباس دریس در اینباره گفت:
«حکم اعدام عباس دریس در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور از بابت اتهام محاربه بدون توجه به ایرادات ذکرشده تأیید شد. درخواست اعاده دادرسی خواهم داد. این حکم به من ابلاغ نشد و من از طریق ابلاغ استحضاری شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر متوجه شدم.»
عباس دریس در زندان سپیدار اهواز زندانی است. او و برادرش محسن دریس در ارتباط با اعتراضات آبان ۹۸ در ماهشهر بازداشت شدند. مأموران معاونت اطلاعات قرارگاه ابوالفضل عباس این شهر آنها را ۱۷ آذرماه ۹۸ دستگیر کردند.
اولین جلسه دادگاه این دو برادر ۲۰ اردیبهشت سال گذشته با ریاست قاضی سیدمهران مهماننواز بنا به دلایل امنیتی در زندان ماهشهر و دومین جلسه رسیدگی به اتهامات آنها ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ در شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر برگزار شد.
اتهام عباس دریس «محاربه و قدرتنمایی با اسلحه جنگی کلاشنیکف و اخلال در نظم عمومی و حمل اسلحه جنگی کلاشنیکف» و «مشارکت در قتل یکی از نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی» به نام رضا صیادی و اتهام محسن دریس «محاربه و قدرتنمایی با سلاح جنگی کلاشنیکف، اخلال در نظم عمومی از طریق تیراندازی و حمل و نگهداری سلاح جنگی کلاش» عنوان شد. شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر عباس را به اعدام محکوم کرد و محسن دریس از اتهامات انتسابی تبرئه شد.
عباس دریس در جریان دادرسی، حضور خود در اعتراضات ۲۷ آبان ماه ۹۸ شهرک چمران ماهشهر را پذیرفت اما هرگونه دخالت در آتشزدن لاستیک و بستن جادههای شهرک چمران را انکار کرد. پس از آنکه عباس دریس را در اختیار سازمان اطلاعات سپاه پاسداران قرار داده و مأموران اطلاعات سپاه از او بازجویی کردند، او به تیراندازی با سلاح کلاشنیکف به سوی نیروهای امنیتی اقرار کرد. دریس در جریان آخرین دفاعیات خود بار دیگر منکر دخالت در تیراندازی به سوی رضا صیادی شد.
عباس دریس متولد ۱۳۵۲ در آبادان است و سه فرزند دارد.
اعتراضات آبانماه ۹۸، از روز جمعه ۲۴ آبان این سال با اعلام افزایش بیسابقه قیمت بنزین در دهها شهر ایران بهشکل گستردهای آغاز شد و برای چند روز ادامه یافت. این اعتراضات در ماهشهر همانند دیگر شهرهای ایران با کشتن معترضان سرکوب شد. مأموران امنیتی معترضان را که به نیزارهای اطراف شهرک جراحی یا چمران ماهشهر پناه برده بودند به رگبار بستند و به استناد برخی گزارشها دستکم ۱۰۰ نفر را کشتند. از این کشتار که در فاصله روزهای ۲۵ تا ۲۹ آبان ۱۳۹۸ رخ داد با عنوان «کشتار نیزار» یاد میشود. گفته میشود هیچیک از افرادی که به نیزار پناه برده بودند، زنده نماندند.
@RadioZamaneh
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 همبستگی تیم ملی فوتبال زنان برزیل با مبارزات زنان و قیام ژینا
تصویر هواپیمای تیم ملی فوتبال زنان برزیل را نشان می دهد که برای جام جهانی (2023) به استرالیا رفته اند. جدا از عکس ژینا امینی و امیررضا نصرآزادانی بر قسمت فوقانی هواپیما، جمله ای در محکومیت حجاب اجباری روی بدنه حک شده:
هیچی زنی نباید مجبور شود تا سرش را بپوشاند
امیررضا نصرآزادانی فوتبالیست 26 ساله سابق تراکتورسازی تبریز است که در قیام ژینا و در رابطه با پرونده امنیتی خانه اصفهان در اصفهان دستگیر و در مجموع به 26 سال زندان محکوم شده.
@collective98
تصویر هواپیمای تیم ملی فوتبال زنان برزیل را نشان می دهد که برای جام جهانی (2023) به استرالیا رفته اند. جدا از عکس ژینا امینی و امیررضا نصرآزادانی بر قسمت فوقانی هواپیما، جمله ای در محکومیت حجاب اجباری روی بدنه حک شده:
هیچی زنی نباید مجبور شود تا سرش را بپوشاند
امیررضا نصرآزادانی فوتبالیست 26 ساله سابق تراکتورسازی تبریز است که در قیام ژینا و در رابطه با پرونده امنیتی خانه اصفهان در اصفهان دستگیر و در مجموع به 26 سال زندان محکوم شده.
@collective98
یک دانشآموز ۱۵ ساله اهل شهر سرابله استان ایلام به نام ارشک قیصربیگی که در تاریخ ۸ تیر پس از احضار به دادگاه این شهر بازداشت شده بود برای انجام اعترافات اجباری از سوی بازجویان اداره اطلاعات مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته است. همچنین دادستان این شهر به خانواده این کودک بازداشت شده اعلام کرده است که تا زمانی که برادر بزرگ وی، ارشیا قیصربیگی خود را به اداره اطلاعات معرفی نکند فرزند دیگرشان در بازداشت خواهد ماند.
یک منبع مطلع به پرونده این دانشآموز بازداشت شده با تایید این خبر به شبکه حقوق بشر کردستان گفت:« روز پنجشنبه ۸ تیر این دانشآموز مقطع سوم دبیرستان از سوی دادگاه سرابله احضار و پس از مراجعه وی به همراه پدرش به دادگاه با دستور دادستان بازداشت و به کانون اصلاح و تربیت ایلام مننقل شد.»
به گفته این منبع،« این کودک بازداشت شده روزانه به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر منتقل و شبها به کانون اصلاح و تربیت ایلام بازگردانده میشود. همچنین بامداد روز ۹ تیر، ماموران امنیتی به قصد بازداشت فرزند ۱۷ ساله دیگر این خانواده، ارشیا قیصربیگی به منزل خانوادگی وی یورش برده و به دلیل عدم حضور وی در خانه موفق به بازداشت وی نشدهاند.»
ارشک قیصربیگی سال گذشته چندین بار به صورت تلفنی از سوی اطلاعات نیروهای انتظامی سرابله احضار شده بود. همچنین ارشیا قصربیگی در مهر سال گذشته در جریان خیزش زن، زندگی، آزادی از سوی نیروهای امنیتی در شهر سرابله بازداشت و پس از ۱۰ روز از زندان آزاد شده بود.
این منبع در ادامه افزود،« روز گذشته ارشک قصربیگی در یک تماس کوتاه تلفنی با خانوادهاش اعلام کرده است که بازجویان امنیتی برای انجام اعترافات اجباری وی را به شدت شکنجه کردهاند.»
در یک ماه گذشته اداره اطلاعات ایلام به بهانه برگزاری اعتراضات مردمی در این شهر در جریان خیزش زن، زندگی، آزادی، دور جدید بازداشت شهروند را آغاز کرده و چند هفته پیش دستکم ۶ شهروند از جمله مهراد قصربیگی، عموی این کودک بازداشت از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
از میان این ۶ شهروند بازداشت شده نوید محمدنژاد (ورزشکار)، مهرداد قیصربیگی، ایوب گراوند و یونس گراوند کماکان با قرار بازداشت موقت در بازداشتگاه زندان مرکزی ایلام بهسر میبرند و محمد طهماسبی (معلم) و حامد رحمانی نیز چند روز پیش با قرار وثیقه ۴ میلیارد تومانی به صورت موقت آزاد شدهاند.
https://kurdistanhumanrights.org/fa/?p=21378
@kurdistanHN
@collective98
یک منبع مطلع به پرونده این دانشآموز بازداشت شده با تایید این خبر به شبکه حقوق بشر کردستان گفت:« روز پنجشنبه ۸ تیر این دانشآموز مقطع سوم دبیرستان از سوی دادگاه سرابله احضار و پس از مراجعه وی به همراه پدرش به دادگاه با دستور دادستان بازداشت و به کانون اصلاح و تربیت ایلام مننقل شد.»
به گفته این منبع،« این کودک بازداشت شده روزانه به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر منتقل و شبها به کانون اصلاح و تربیت ایلام بازگردانده میشود. همچنین بامداد روز ۹ تیر، ماموران امنیتی به قصد بازداشت فرزند ۱۷ ساله دیگر این خانواده، ارشیا قیصربیگی به منزل خانوادگی وی یورش برده و به دلیل عدم حضور وی در خانه موفق به بازداشت وی نشدهاند.»
ارشک قیصربیگی سال گذشته چندین بار به صورت تلفنی از سوی اطلاعات نیروهای انتظامی سرابله احضار شده بود. همچنین ارشیا قصربیگی در مهر سال گذشته در جریان خیزش زن، زندگی، آزادی از سوی نیروهای امنیتی در شهر سرابله بازداشت و پس از ۱۰ روز از زندان آزاد شده بود.
این منبع در ادامه افزود،« روز گذشته ارشک قصربیگی در یک تماس کوتاه تلفنی با خانوادهاش اعلام کرده است که بازجویان امنیتی برای انجام اعترافات اجباری وی را به شدت شکنجه کردهاند.»
در یک ماه گذشته اداره اطلاعات ایلام به بهانه برگزاری اعتراضات مردمی در این شهر در جریان خیزش زن، زندگی، آزادی، دور جدید بازداشت شهروند را آغاز کرده و چند هفته پیش دستکم ۶ شهروند از جمله مهراد قصربیگی، عموی این کودک بازداشت از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
از میان این ۶ شهروند بازداشت شده نوید محمدنژاد (ورزشکار)، مهرداد قیصربیگی، ایوب گراوند و یونس گراوند کماکان با قرار بازداشت موقت در بازداشتگاه زندان مرکزی ایلام بهسر میبرند و محمد طهماسبی (معلم) و حامد رحمانی نیز چند روز پیش با قرار وثیقه ۴ میلیارد تومانی به صورت موقت آزاد شدهاند.
https://kurdistanhumanrights.org/fa/?p=21378
@kurdistanHN
@collective98
🚩 هنر خیابانی اثر مرموز میرزا حمید در تهران، ایران
با امضای خلیلزاد و میرزا حمید
عکس و فیلم مروارید خلیل زاد
@collective98
با امضای خلیلزاد و میرزا حمید
عکس و فیلم مروارید خلیل زاد
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 فرشته تابانیان وکیل مدافع #عباس_دریس، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری آبان۱۳۹۸ و از شاهدان «کشتار نیزار #ماهشهر»، با انتشار توییتی در صفحه کاربری خود از تایید حکم #اعدام موکلش در دیوان عالی کشور خبر داد.
او نوشت:
«حکم اعدام موکلم عباس دریس در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور به اتهام محاربه، بدون توجه به ایرادات ذکر شده، تایید شد. از این حکم اعاده دادرسی خواهم کرد. متاسفانه حتی این حکم به من ابلاغ نشد و من از طریق ابلاغ استحضاری شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر متوجه شدم.»
کنشگران مشارکتکننده در تهیه ویديو:
«منا سيلاوی» فعال سياسی، «سعيده بندر» روزنامهنگار، «ام سناء» فعال حقوق زنان، «هدى كريمی صدر» فعال فرهنگى، «شيما سيلاوی» فعال حقوق بشر، «حميده سواری» فعال فرهنگى، «على حيدرى» نويسنده، «على قاسم» فعال سياسى و «عمار تاسائی» رماننويس
#جمهوری_کشتار
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#آبان_ادامه_دارد
#آبان_خونین_۹۸
#اعتراضات_سراسری
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@collective98@riseup.net
او نوشت:
«حکم اعدام موکلم عباس دریس در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور به اتهام محاربه، بدون توجه به ایرادات ذکر شده، تایید شد. از این حکم اعاده دادرسی خواهم کرد. متاسفانه حتی این حکم به من ابلاغ نشد و من از طریق ابلاغ استحضاری شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر متوجه شدم.»
کنشگران مشارکتکننده در تهیه ویديو:
«منا سيلاوی» فعال سياسی، «سعيده بندر» روزنامهنگار، «ام سناء» فعال حقوق زنان، «هدى كريمی صدر» فعال فرهنگى، «شيما سيلاوی» فعال حقوق بشر، «حميده سواری» فعال فرهنگى، «على حيدرى» نويسنده، «على قاسم» فعال سياسى و «عمار تاسائی» رماننويس
#جمهوری_کشتار
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#آبان_ادامه_دارد
#آبان_خونین_۹۸
#اعتراضات_سراسری
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@collective98@riseup.net
🚩 ملیکا برجی، کودک ۱۲سالهای که طی قیام ژینا در اسفندماه ۱۴۰۲ در شهر کرج هدف گلوله ماموران انتظامی جمهوری کشتار قرار گرفته بود، صبح سهشنبه ۱۳ تیرماه پس از حدود سه ماه و نیم جان باخت، بخوانید کشته شد. ملیکا برجی جانش را از دست داد زیرا چندین گلوله از پشت سر به او اصابت کرده بود.
کشتار قیام انقلابی ژینا ادامه دارد...
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#دادخواهی
#جمهوری_کشتار
#حکومت_بچەکش
@collective98
کشتار قیام انقلابی ژینا ادامه دارد...
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#دادخواهی
#جمهوری_کشتار
#حکومت_بچەکش
@collective98