کلکتیو ۹۸
2.57K subscribers
3.14K photos
2.21K videos
120 files
749 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
🚩 بازداشت ۵ زن ترنس و اخذ اعتراف اجباری

روز ۲۹ خرداد، ماموران اطلاعات سپاه ۵ زن ترنس را که پنج‌شنبه هفته گذشته در خیابان و در برابر آزار و مزاحمت یک «آمر به معروف» در افسریه تهران از خود دفاع کرده بودند، بازداشت کردند. متاسفانه تا کنون از هویت این زنان ترنس بازداشت‌شده و وضعیت آنان اطلاعی در دست نیست.

به گزارش شبکه شش رنگ فرد آزارگر (یا «آمر به معروف») اقدام به دخالت در پوشش این پنج شهروند شده بود و پس از از بی‌اعتنایی این زنان ترنس به مزاحمت این فرد و تذکرهای او درباره رعایت «حجاب» و «هنجار جامعه» از آنها فیلمبرداری کرده است که آنها با کمک مردم، موفق به وادار کردن او به پاک کردن فیلم‌هایشان می‌شوند. پس از آن ویدئوی مداخله و حمایت مردم از این پنج فرد ترنس در شبکه‌های اجتماعی همه‌گیر شد. پس از آن امروز همشهری آنلاین با پخش گزارشی تهیه شده توسط «ستاد اطلاعاتی سپاه پاسداران، به نام گرداب» با ادبیاتی ترنس‌ستیزانه از دستگیری این زنان ترنس به دلیل آنچه توسط این رسانه «ترویج ابتذال و بی بند و باری در سطح شهر» خوانده شد خبر داد. چندی بعد یکی از رسانه‌های امنیتی وابسته به سپاه ویدئویی از اعترافات اجباری این افراد را منتشر کرد. همچنین به گزارش هه‌نگاو، روز گذشته متین خلیل‌بیگی شهروند کوئیر و کرد ساکن اشنویه بر اثر فشارهای ناشی از خشونت خانگی به زندگی خود پایان داد.به گزارش صدای شهریور، بر اساس گفته‌های یک منبع نزدیک به متین، این فرد کوئیر ۲۴ ساله به دلیل فشارهای روانی و عدم پذیرش گرایش جنسی و هویت جنسیتی‌اش از سوی اعضای خانواده و جامعه در افسردگی شدیدی به سر می‌برد و همواره مورد خشونت قرار می‌گرفت.

پس از انتشار خبر بازداشت این زنان ترنس بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی و فعالان مدنی نسبت به بازداشت این افراد و خشونت علیه آنان اعتراض و ابراز نگرانی کردند. یلدا حمیدی، جامعه‌شناس فمینیست، در این باره در صفحه توئیتر خود نوشته است:  «کامیونیتی ترنس به دلیل هویت‌های اینترسکشنالشان بیش از هر زندانی دیگری آماج خشونت، تحقیر، و بی‌عدالتی واقع می‌شوند. همه ما اخبار بازرسی بدنی، دوربین‌هایی که به مراجع غیراخلاقی وصل می‌شوند، تجاوز، تحقیر و تخطئه بدن‌های زندانیان را خوانده‌ایم. یادآور می‌شوم که برای کامیونیتی ترنس این فضای ارعاب حتی در خیابان هم ممکن است اتفاق بیفتد، و شدت‌اش در زندان به حداکثر می‌رسد.  تصور کنید که برای شکنجه یک زن زندانی، او را به بند مردان بفرستند. من یک زن سیس هستم و از نوشتن این جمله تمام بدنم از وحشت به لرزه می‌افتد. در تمام زندان‌های دنیا به سادگی و در اثر غفلت عمومی، ممکن است زنان ترنس را به زندان‌های مردانه بفرستند. گاهی نهاد زندان، برای از سربازکردن مسئولیت، زندانی ترنس را به انفرادی طولانی‌مدت انتقال می‌دهد که نتیجه این امر می‌تواند واداشتن زندانی به شهادت علیه خود، گردن‌ گرفتن جرائم نکرده، و تخریب روانی زندانی باشد. وقتی از برساخت اجتماعی جنسیت حرف می‌زنیم، منظور همین چیزهاست. نهاد زندان به عنوان یکی از مخوف‌ترین نهادهای جامعه مدرن، بدن زندانی ترنس را ابژه خشونت حداکثری‌ می‌کند، و سکوت ما مجوز ادامه این خشونت است. ‎#کوییر_ترنس_رهایی»

نتایج پژوهشی در دانشگاه کالیفرنیا در ارواین نشان می‌دهد که در زندان‌های ایالت کالیفرنیای آمریکا زندانیان ترنس ۱۳ برابر بیش از مردان سیس‌جندر زندانی مورد تعرض جنسی قرار می‌گیرند. همچنین بنابر یافته‌های این پیمایش ۵۹ درصد از زندانیان ترنس در زندان‌های ایالت کالیفرنیا مورد تعرض جنسی قرار گرفته‌اند در حالی که این نسبت برای کل زندانیان ۴.۴ درصد بوده است. به دلیل عدم امکان انجام پیمایش فراگیر درباره خشونت جنسی در زندان‌های ایران آماری از خشونت جنسی علیه زندانیان ترنس در دست نیست اما پژوهش‌ها در دیگر کشورها نشان می‌دهد زندانیان کوئیر بیشتر در معرض انواع خشونت قرار دارند. اما جرم‌انگاری بدن‌های کوئیر در ایران و ترویج و تبلیغ رسمی کوئیرستیزی، افراد نان‌باینری، افراد همجنسگرا و افراد دوجنسگرا در معرض خشونتی مضاعف‌ هولنام قرار می‌دهد و خشونت علیه این افراد بیش از پیش نرمالیزه می‌کند.

@harasswatch
@collective98
🚩 مکرون، رئیسی، پیوندتان مبارک

پنج روز است که شهرهای مختلف فرانسه صحنه‌ی اعتراضات گسترده‌ است. به دنبال قتل یک نوجوان ۱۷ ساله رنگین پوست با شلیک مستقیم پلیس فرانسه، اعتراضات گسترده‌ای عمدتا در محلات مهاجرنشین و غیرسفیدپوست آغاز شده است. مرگ این نوجوان به عنوان یکی از بازنموندهای خشونت عریان و نژادپرستانه‌ی پلیس فرانسه، بار دیگر خشم فروخورده‌ی جوانان حاشیه‌نشین را شعله‌ور کرد. شهرهای مارسی، لیل، روبه و شهرها و محلات حومه‌ی پاریس هنوز صحنه‌ی اعتراضات هستند. شمار بازداشت‌شدگان تنها در شب گذشته به ۱۳۰۰ نفر رسیده است و مکرون «آشوبگران» را به سواستفاده از قتل نائل برای ایجاد بی‌نظمی در کشور متهم کرد. او همچنین گفته است که دولت جهت حذف محتوای تحریک‌آمیز در شبکه‌های اجتماعی اقدامات محدودکننده اجرا خواهد کرد.

چکمه‌های سرکوبی که هم‌اکنون بر گرده‌ی جوانان فرانسوی سنگینی می‌کند، تفاوت ماهوی با چکمه‌هایی که چندی پیش بر گلوی ما نیز فشرده می‌شد ندارد. همانطور که مکرون در میانه‌ی اعتراضات از نقش شبکه‌های اجتماعی در آشوب و ناامنی می‌گوید، رئیسی نیز در میانه‌ی قیام از نقش همین شبکه‌های اجتماعی در «اغتشاشات» می‌گفت. قطعا در ددمنشی و خشونت هار وصف‌ناشدنی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی هیچگونه تشکیکی وجود ندارد، اما در مقابل نیز نباید با ترازوی جنازه‌کِشی به سراغ قیام‌های مختلف ستمدیدگان برویم و دولت‌های «رئوف» غربی را برنده اعلام کنیم. سوژه‌های قیام‌های پی‌درپی ایران، از دی ۹۶ و مرداد ۹۷ و آبان ۹۸ گرفته تا تشنگان و گرسنگان و قیام ژینا اگر متحدی در کشورهای غربی داشته باشد، دقیقا همین جوانانی هستند که حالا با وسایل آتش‌بازی در برابر پلیس فرانسه ایستاده‌اند. از یاد نبریم همانطور که ما در این قیام‌ها به آنان می‌آموزانیم و از آنان می‌آموزیم، دولت‌های سرکوبگر نیز چنین می‌کنند. دولت‌هایی که هر کدام بنا به مقتضیات خاص تاریخی سیاسی جغرافیای تحت حکمرانی‌شان، شکلی از سرکوب را برای جلوگیری از حق‌خواهی ستمدیدگان به کار می‌برند، نمی‌توانند در کنار ما بیاستند.

اما بد نیست همزمان با این اعتراضات دوباره به میانه‌ی قیام ژینا بازگردیم؛ زمانی که اظهارات اکنون مکرون، آن زمان از دهان رئیسی درمی‌آمد، اپوزیسیون راست جمهوری اسلامی پس از دخیل بستن‌های پی‌درپی به بارگاه دولت‌های غربی، بلاخره توانستند وارد کاخ الیزه شوند و از مکرون گدایی حمایت و توجه کنند. جسدمعاشان و جایزه‌بگیرانی که متحدین خود را به درستی در میان دولت‌های سرکوب‌گر یافتند و در معیت‌شان از «انقلاب» و «زن زندگی آزادی» یاوه سراییدند. آنانی که تلاش کردند از دولت مکرون که در همان زمان در حال سرکوب تظاهرات بازنشستگان در خیابان‌های فرانسه بود، حامی «مردم ایران» و «نخستین کشور برای به رسمیت شناختن انقلاب» بسازند، جایشان هم‌اکنون بیش از هرزمان دیگری در کنار مکرون است.

#اتحاد_ستمگران
#اتحاد_ستمدیدگان
#فرانسه
#زباله_یاب
@sarkhatism
@collective98
🚩 پنجمین شب اعتراضات فرانسه (یکم جولای، ده تیر) به قتل نائل، نوجوان 17 ساله الجزایری تبار

نزدیک به هزار نفر دیشب (جمعه) در تظاهرات های سراسری دستگیر شدند. این در حالی اتفاق افتاده که مترو و وسایل حمل و نقل عمومی زودتر از موعد تعطیل شدند.
مارسی، شهر اقلیت های نژادی، نانتر (خانه نائل)، و پاریس در میان کانون اعتراضات اخیر بودند.

۱۴ هزار افسر در کنار واحدهای پلیس و سایر نیروهای امنیتی در سراسر کشور به کار گرفته شده تا اعتراضات را کنترل کند.

ماکرون، رئیس جمهور ثروت‌مندان، گفت که خس و خاشاک ها از این بحران دارند سوءاستفاده می کنند!

توحش پلیسی و راسیستی دولت فرانسه به نحوی شده که دیگر صدای سازمان ملل هم درآمده است.

@collective98
🚩 گلرخ ایرایی را در دادگاه تجدیدنظر به پنج سال زندان محکوم کردند

گلرخ ایرایی چهارم مهر ۱۴۰۱، توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در تهران همراه با ضرب و شتم بازداشت شد. نیروهای امنیتی در جریان بازداشت اقدام به تفتیش منزل و ضبط برخی از لوازم شخصی او کرده بودند. اوایل آبان ایرایی در شعبه دو بازپرسی دادسرای اوین به ریاست محمود حاج مرادی به «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام» متهم شد.

در ادامه احکام سنگین زندان و پرونده‌سازی‌های امنیتی برای معترضان و مخالفان سیاسی در ایران، خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر از محکومیت گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی سابق به پنج سال حبس و مجازات‌های تکمیلی خبر داده است.این زندانی سیاسی پیش‌تر در دادگاه بدوی به هفت سال زندان و مجازات‌های تکمیلی محکوم شده بود. این حکم توسط عباسعلی حوزان و خسرو خلیلی مهدیرجی قضات شعبه ۳۶ دادگاه تجدید‌نظر استان تهران صادر شده است.

گلرخ ایرایی از بازداشت‌شدگان در جریان قیام ژینا که از بیش از ۲۸۰ روز پیش در زندان به سر می‌برد، پیش‌تر با حکم قاضی ایمان افشاری، رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به هفت سال حبس تعزیزی (شش سال حبس بابت اتهام اجتماع و تبانی، یک سال حبس بابت اتهام تبلیغ علیه نظام)، دو سال ممنوعیت خروج از کشور، دو سال ممنوعیت حضور در تهران، دو سال ممنوعیت حضور در احزاب، گروه‌ها و دسته‌جات و ضبط گوشی تلفن همراه محکوم شده بود.

گلرخ ایرایی چهارم مهر ۱۴۰۱، توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در تهران همراه با ضرب و شتم بازداشت شد. نیروهای امنیتی در جریان بازداشت اقدام به تفتیش منزل و ضبط برخی از لوازم شخصی او کرده بودند. اوایل آبان ایرایی در شعبه دو بازپرسی دادسرای اوین به ریاست محمود حاج مرادی به «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام» متهم شد. ایرایی پیش از این نیز به خاطر فعالیت‌های خود بازداشت و محکوم شده بود. در آخرین مورد او در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

اردیبهشت‌ماه سال جاری گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، با نگارش نامه‌ای از داخل زندان به برخوردهای سیستماتیک جمهوری اسلامی با مخالفان اعتراض کرد. این زندانی سیاسی در بخشی از نامه خود با اشاره به ضرب و شتم، تعرض و فحاشی علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری اخیر، نوشته بود:

"در زندان قرچک و پس از خیزش انقلابی اخیر بسیاری از بازداشت‌شدگان که آگاهانه و با مطالبه‌ای مشخص به کف خیابان آمده بودند، با فشار نیروهای امنیتی و بعضا بازپرس بر خانواده و متعاقبا فشار خانواده بر زندانی، وادار به تغییر موضع و انکار خود می‌شدند. البته این بخشی از فشارهایی‌ست که بازداشت‌شدگان با آن مواجه بودند. برخی تا سرحد مرگ کتک خورده بودند، به برخی تعرض شده بود، مورد فحاشی قرار می‌گرفتند و تهدید به از دست دادن حقوق شهروندی می‌شدند."

گلرخ ایرایی از ۳ آبان ۱۳۹۵ به زندان افتاد. او ابتدا در زندان اوین محبوس بود و فروردین ۱۳۹۸ آزاد شد اما مجدداً آبان همان سال به خاطر پرونده جدیدی که هنگام حبس برای او تشکیل شده بود، به زندان قرچک ورامین منتقل شد. ایرایی را آذر ۹۹ همراه با ضرب و شتم از قرچک به بند ۲ الف اوین (بازداشتگاه اطلاعات سپاه) منتقل کردند، پس از ۴۳ روز بازجویی به قرچک بازگرداندند و بلافاصله به زندان آمل تبعید کردند.

گلرخ ایرایی هنگام گذراندن حبس بار دیگر با پرونده دیگری علیه خود به اتهام «تبلیغ علیه نظام» مواجه شد. این دومین باری بود که نهادهای امنیتی و قضایی برای گلرخ ایرایی حین گذراندن دوران حبس پرونده‌سازی می‌کردند.

@radiozamaneh
@collective98
🚩 بیانیه فمنیست ها برای ژینا پاریس

در همبستگی با خوانواده نائل، نوجوان الجزایری مراکشی تبار که اخیراً توسط پلیس به قتل رسید

@collective98
🚩 درباره‌ی بازتولید «مکتب دیکتاتورها»: تانگوی قدرت‌های جهانی با حاکمان ایران

امین حصوری

منتشر شده در وبسایت نقد

🔻طی هفته‌های اخیر شاهد بوده‌ایم‌ که چگونه دولت آمریکا و‌ هم‌تایان غربی‌اش بار دیگر از هر سو برای رژیم جمهوری اسلامی ایران فرش قرمز پهن می‌کنند. طی کم‌تر از یک ماه با زنجیره‌ی رویدادهایی مواجه شده‌ایم‌ که گرچه فی‌نفسه مغایرتی با سازوکارهای معمول در مناسبات جهانی قدرت‌ ندارند، اما با نظر به فضایی که با قیام ژینا گشوده شد، موجی از سردرگمی و ناباوری و خشم و سر‌خوردگی را برانگیخته‌اند. چون با توجه به مختصات این فضا، که دامنه‌اش از سپهر سیاسی ایران فراتر می‌رود، این رویدادها نابهنگام و ظاهراً متناقض به ‌نظر می‌رسند. خصوصاً که درست به‌موازات این هم‌سازی بین‌المللی با حاکمان جمهوری اسلامی، دامنه‌ی سرکوب‌ها و اعدام‌های دولتی در ایران به‌طرز چشم‌گیری افزایش یافته‌اند؛ طوری‌که در سطح جهانی هم بازتاب وسیعی داشته است.

🔻در این نوشتار به این موضوع می‌پردازیم که ماه‌عسل کنونی قدرت‌های غربی و حاکمان جمهوری اسلامی چه محدودیت‌ها و مازادهای ممکنی برای پراتیک آتی مبارزات جاری در ایران خواهد داشت. برای شروع، به برخی زمینه‌هایی اشاره می‌کنیم که رویکرد توسل به «نجات‌دهنده‌»های دروغین را خلق کرده‌اند و کماکان بازتولید می‌کنند و به دلالت‌های وضعیت حاضر در پیوند با رویکرد فوق می‌پردازیم.

🔻 تا جایی که به‌ اعتراضات توده‌ای و مستمر خیابانی مربوط است، باید اذعان کرد که قیام ژینا از مدتی پیش به‌راستی وارد فاز افول خود شده است. اما تفسیر این وضعیت به‌منزله‌ی شکست قیام ژینا مستلزم انکار و نادیده‌گرفتن مازادهای قیام ژیناست؛ یعنی همه‌ی اشکال متنوعی از مقاومت‌ که با الهام از قیام ژینا و تجارب آن، افق عبور از نظام جمهوری اسلامی‌ و دگرگونی بنیادین آن را دنبال می‌کنند. اما این خود بحث مستقل دیگری‌ می‌طلبد. پس به این پرسش بازگردیم که در وضعیت مشخص کنونی که تأمین ثبات نظام جمهوری اسلامی در دستور کار قدرت‌های جهانی قرار گرفته و حاکمان ایران آشکارا مارش پیروزی ساز کرده‌اند، پیشبرد مبارزات پراتیک برای تداوم و فراروی از قیام ژینا با چه محدودیت‌ها و امکاناتی روبه‌روست؟ خاطرنشان می‌کنم که خصوصاً در حوزه‌ی امکاناتْ تنها برخی بالقوه‌گی‌های شرایط کنونی را برخواهم شمرد، نه تغییرات بالفعل یا محتوم. افزون بر این، واکاوی محدودیت‌ها و امکانات مبارزات پراتیک در مقطع کنونی و حول این موضوع مشخص تنها می‌تواند بخش محدودی از یک واکاوی انتقادیِ ضروری درباره‌ی کل مسیر تاکنونیِ قیام ژینا باشد؛ چون فراروی از خیزش انقلابی ژینا مستلزم آسیب‌شناسی جامع‌ و انتقادی و جمعی از نقاط قوت و ضعف آن و چرایی آن‌هاست.

🔻 بسیاری از مردمانِ ستم‌دیده‌ی ایران در نبودِ حداقل آزادی‌های سیاسی و امکانات تشکل‌یابی، و متأثر از فضای تاریخی یادشده در سپهر سیاسی ایران و بافتار مسلط جهانی، رژیم ایران را استثنایی بر نظم جهانی و رویاروی آن تلقی می‌کردند. در نتیجه، در ذهنیت عمومی عمدتاً معقول به‌نظر می‌رسید که با کمک هم‌پیمانان خارجی بتوان این نظام شر را ساقط کرد تا بتوان برای آتیه‌ي کشور «جایگاهی معقول» در نظم جهانی جست‌وجو کرد. در همین راستا، بسیاری از مردم (تحت‌تأثیر فضای مسلط تاریخی و گفتار بورژوایی) آموزه‌ی امپریالیسم در گفتمان چپ را بخشی از یک نظریه‌ی توطئه (توهم توطئه) تلقی می‌کردند که با «جزم‌‌اندیشی چپ‌ها» پیوند داشت. اکنون اما با معلوم ‌شدن این‌که «دشمن دشمن ما لزوماً دوست ما نیست»، نه‌فقط آن رؤیای توهم‌آمیز («نجات‌دهنده‌ی خارجی») عمدتاً بر فنا رفته، بلکه خود شالوده‌ی نظم جهانی که موجد چنین هم‌دستی شومی با جنایت‌کاران بوده نیز تاحدی مورد پرسش قرار گرفته‌ است. در نتیجه، بزنگاه تاریخی مهمی برای تقویت و فراگیرسازیِ این آموزه فراهم شده که مردمان تحت‌ستم هیچ دوستی در میان دولت‌ها ندارند؛ بلکه تنها یاور آنان سایر ستم‌دیدگان به‌پاخاسته در سراسر جهان هستند. تکثیر و گسترش این درک می‌تواند تکیه‌گاه خوبی برای پس‌زدن انگاره‌های ناسیونالیستی و ــ در مقابل ــ برجسته‌سازیِ ضرورت هم‌بستگی‌های انترناسیونالیستی باشد...

متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:

https://wp.me/p9vUft-3xV



#قیام_ژینا #زن_زندگی_آزادی
#جنبش_انقلابی #امپریالیسم #قدرت‌های_جهانی


@naghd_com
@collective98
🚩 روی آوردن زنان و مردان به شغل های خطرناک و بی ثباتی که فقر و مریضی و مرگ برایشان به همراه دارد، به پدیده ای رایج در شهرهای حاشیه ای بدل شده، جایی که نرخ بیکاری بسیار بالاست.
این وضعیت هر روز قربانیان بیشتری می‌گیرد. همزمان زنانه شدن این شغل ها بیش از پیش در حال افزایش است.

سمیه میرزاوند، زن ورزشکاری که برای گذران زندگی شوتی گری میکرد، در جاده هنگام اشتغال به این کار پرریسک در پی تعقیب و گریز پلیس کشته شده است.

@collective98
🚩ژینا مدرس گرجی با قرار وثیقه سنگین آزاد شد

امروز دوشنبه ۱۲ تیر، ژینا مدرس گرجی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان پس از ۸۴ روز بازداشت با قرار وثیقه سنگین ۵ میلیارد تومانی به صورت موقت از کانون اصلاح و تربیت سنندج آزاد شد.

او در مدت بازداشت چندین بار به دادسرای عمومی و انقلاب سنندج انتقال و به «همکاری با دولت متخاصم»، «نشر اکاذیب»، «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیتی ملی» از طریق تشکیل و عضویت در گروه غیرقانونی متهم شده است.

ژینا مدرس گرجی در تاریخ ۲۱ فروردین برای بار دوم طی خیزش اخیر پس از قتل حکومتی ژینا مهسا امینی بازداشت شد.

این فعال حقوق زنان یک ماه نخست بازداشت خود را در سلول انفرادی این زندان گذرانده و روزانه برای بازجویی به اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. این فعال با سابقه و شناخته‌شده جنبش زنان پیش از این در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات مردمی توسط ماموران امنیتی اداره اطلاعات در یکی از خیابان‌های سنندج به شیوه‌ایی خشونت‌آمیز بازداشت و پس از ۴۰ روز بازداشت در بند زنان زندان سنندج در تاریخ ۸ آبان با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت آزاد شد.

اسفند ماه سال گذشته وی با حضور در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سنندج مورد تفهیم اتهام جدید قرار گرفت و بازپرس پرونده میزان وثیقه‌ او برای تبدیل قرار بازداشت را به یک میلیارد تومان افزایش داده بود.
ژینا مدرس گرجی در فاصله بین دو بازداشت خود مرتبا از طریق نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی تحت فشار و کنترل قرار داشت.

@kurdistanHN
@collective98
🚩 دیوارنوشته از فلسطین


《فلسطین می گوید: کسی که بیروت را سرکوب کند نمی تواند بیت المقدس را آزاد کند》

در نقد و محکومیت مداخلات ارتجاعی حزب الله لبنان و جمهوری اسلامی در فلسطین

@collective98
collective98@riseup.net