🌱 خستهنباشید به همه همراهان وبینار مسیر پژوهش در علوم شناختی
جلسه دوم مفصلتر از چیزی شد که برنامهریزی کرده بودم و نزدیک به چهار ساعت کنار هم بودیم. امیدوارم در پایان این دو روز، تصویر روشنتری از فضای پژوهش در علوم شناختی و مسیری که میتونید برای خودتون بسازید پیدا کرده باشید. 🤍
برای اینکه برنامههای بعدی CogniPath رو متمرکز و متناسبتر با نیازهای شما طراحی کنیم، یک فرم کوتاه بازخورد آماده شده. اگر حداکثر ۵ دقیقه برای پاسخدادن به اون وقت بذارید، واقعاً ممنون میشم:
🔗 [لینک فرم]
#مسیر_پژوهشی 🌱
جلسه دوم مفصلتر از چیزی شد که برنامهریزی کرده بودم و نزدیک به چهار ساعت کنار هم بودیم. امیدوارم در پایان این دو روز، تصویر روشنتری از فضای پژوهش در علوم شناختی و مسیری که میتونید برای خودتون بسازید پیدا کرده باشید. 🤍
برای اینکه برنامههای بعدی CogniPath رو متمرکز و متناسبتر با نیازهای شما طراحی کنیم، یک فرم کوتاه بازخورد آماده شده. اگر حداکثر ۵ دقیقه برای پاسخدادن به اون وقت بذارید، واقعاً ممنون میشم:
🔗 [لینک فرم]
#مسیر_پژوهشی 🌱
❤9
یک سالگی کاگنیپث! 🎂
یک سال (و پنج روز) پیش، کاگنیپث با هدف راهنمایی مسیر در علوم شناختی متولد شد؛ مدتی بعد از اتمام جریانات جنگ پارسال.
این ترکیبِ «راهنمایی مسیر + علوم شناختی» هم کاملا برگرفته از تجربههای قبلی من بود؛ چندین سال دستوپنجه نرم کردن با ابهام و سردرگمی، تجربههای مهندسی و نگاه مدلسازانهای که ازشون اومده، تجربهی کار روی طراحی مسیر شغلی و توسعه فردی، و البته رشتهی مورد علاقهم، علم شناخت. ❤️
چند ماه قبل، باز هم تقریبا یک ماه بعد از شروع جریانات جنگ امسال، احساس کردم توی این وضعیت یه کاری باید بکنم. برای همین با خودم گفتم شاید بد نباشه «راهنمای مسیر در علوم شناختی» رو یک قدم جلوتر ببرم و تبدیلش کنم به «راهنمای مسیر در + با علوم شناختی»؛ یعنی علاوه بر پیدا کردن مسیر توی این حوزه، از چیزهایی که دربارهی ذهن و رفتار یاد میگیریم برای زندگی واقعی هم استفاده کنیم. اولین محصول این مسیر هم پادکستهای «برگشت به مدار زندگی» بود.
شاید این جنگها برای من بیشتر از هر چیزی یادآور این بودن که ممکنه اونقدری که فکر میکنم زمان نداشته باشم؛ برای خوندن و یادگرفتن چیزهایی که برام مهمن، تجربه کردن چیزهایی که دوست دارم و تبدیل بخشی از رنجها و مسئلههای خودم به چیزی که شاید برای آدم دیگهای مفید باشه. شاید فرصت نامحدودی نداشته باشم تا زمان مناسب، شرایط مناسب و امکاناتی که میخوام فراهم بشه و بعد شروع کنم به ساختن تجربههایی که دوست دارم.
و شاید برای همین بیشتر از قبل برام مهم شد که حتی در کوچکترین شکل ممکن، طوری زندگی کنم که زندگی خودم باشه؛ نه صرفاً چیزی که محیط اطراف یا انتظارات بقیه برام تعریف کردن. فعلاً کاگنیپث نسخهی اولیهای از یکی از همون تجربههاییه که داشتنش جزو آرزوهام بوده. (چندتای دیگهش رو هم توی وبینار به بچهها گفتم :))
توی این یک سال، بازخوردهایی که گرفتم باعث شده امیدوار باشم کاگنیپث با وجود همهی محدودیتهایی که هنوز داره، تونسته باشه برای آدمهایی که توی این یک سال باهاش همراه شدن، همون نقشی رو ایفا کنه که از اول براش ساخته شده بود:
راهنمایی مسیر. 🌱
پ.ن.: این چند روز اینقدر شلوغ بودم که تولد این بچه یادم رفت. 💔
یک سال (و پنج روز) پیش، کاگنیپث با هدف راهنمایی مسیر در علوم شناختی متولد شد؛ مدتی بعد از اتمام جریانات جنگ پارسال.
این ترکیبِ «راهنمایی مسیر + علوم شناختی» هم کاملا برگرفته از تجربههای قبلی من بود؛ چندین سال دستوپنجه نرم کردن با ابهام و سردرگمی، تجربههای مهندسی و نگاه مدلسازانهای که ازشون اومده، تجربهی کار روی طراحی مسیر شغلی و توسعه فردی، و البته رشتهی مورد علاقهم، علم شناخت. ❤️
چند ماه قبل، باز هم تقریبا یک ماه بعد از شروع جریانات جنگ امسال، احساس کردم توی این وضعیت یه کاری باید بکنم. برای همین با خودم گفتم شاید بد نباشه «راهنمای مسیر در علوم شناختی» رو یک قدم جلوتر ببرم و تبدیلش کنم به «راهنمای مسیر در + با علوم شناختی»؛ یعنی علاوه بر پیدا کردن مسیر توی این حوزه، از چیزهایی که دربارهی ذهن و رفتار یاد میگیریم برای زندگی واقعی هم استفاده کنیم. اولین محصول این مسیر هم پادکستهای «برگشت به مدار زندگی» بود.
شاید این جنگها برای من بیشتر از هر چیزی یادآور این بودن که ممکنه اونقدری که فکر میکنم زمان نداشته باشم؛ برای خوندن و یادگرفتن چیزهایی که برام مهمن، تجربه کردن چیزهایی که دوست دارم و تبدیل بخشی از رنجها و مسئلههای خودم به چیزی که شاید برای آدم دیگهای مفید باشه. شاید فرصت نامحدودی نداشته باشم تا زمان مناسب، شرایط مناسب و امکاناتی که میخوام فراهم بشه و بعد شروع کنم به ساختن تجربههایی که دوست دارم.
و شاید برای همین بیشتر از قبل برام مهم شد که حتی در کوچکترین شکل ممکن، طوری زندگی کنم که زندگی خودم باشه؛ نه صرفاً چیزی که محیط اطراف یا انتظارات بقیه برام تعریف کردن. فعلاً کاگنیپث نسخهی اولیهای از یکی از همون تجربههاییه که داشتنش جزو آرزوهام بوده. (چندتای دیگهش رو هم توی وبینار به بچهها گفتم :))
توی این یک سال، بازخوردهایی که گرفتم باعث شده امیدوار باشم کاگنیپث با وجود همهی محدودیتهایی که هنوز داره، تونسته باشه برای آدمهایی که توی این یک سال باهاش همراه شدن، همون نقشی رو ایفا کنه که از اول براش ساخته شده بود:
راهنمایی مسیر. 🌱
پ.ن.: این چند روز اینقدر شلوغ بودم که تولد این بچه یادم رفت. 💔
❤29🔥3
CogniPath | راهنمای مسیر
🧠 چرا «الان» گاهی از «بعداً» مهمتر میشه؟ فرض کن فردا یک امتحان مهم داری و با اینکه درس خوندن برات مهمه و میدونی اگر امروز شروع کنی، فردا استرس کمتری داری، مدام یک کار کوچک دیگه برای انجامدادن پیدا میکنی و با خودت میگی: «فقط چند دقیقه طول میکشه... بعد…
🧠 چرا گاهی برای فرار از یک کار، سراغ یک کار دیگه میریم؟
🔙 در قسمت قبل دیدیم که یکی از عواملی که میتونه در اهمالکاری نقش داشته باشه، تخفیف زمانی (Temporal Discounting) هست؛ یعنی هرچه نتیجه یا پاداش یک کار دورتر باشه، ممکنه در لحظهی تصمیمگیری ارزش ذهنی کمتری برامون داشته باشه.
⁉️ اما یه سؤال:
تا حالا شده به جای انجام یک کار مهم، سراغ کار دیگهای برید که نتیجهی اصلی اون هم قرار نیست به این زودیها به دست بیاد؟
▫️مثلاً باید روی مقالهتون کار کنید، اما ناگهان تصمیم میگیرید رزومهتون رو برای اپلای چند ماه آینده بهروز کنید.
▫️یا باید برای امتحان هفتهی آینده درس بخونید، ولی میبینید یک ساعته دارید یه کتاب سخت و تخصصی میخونید که قرار بود بعد از امتحانا شروعش کنید.
⬅️ انگار داستان کمی جالبتر شده: کاری که انتخاب کردیم نه لزوماً آسونتره، نه نتیجهش لزوماً نزدیکتره، نه لزوماً پاداش فوری داره. پس چرا در اون لحظه، سراغش میریم و کار اصلی رو عقب میاندازیم؟
⚠️ شاید نکته همینجا باشه:
گاهی چیزی که ازش فرار میکنیم، فقط خود کار نیست؛ احساس ناخوشایندیه که اون کار در ما ایجاد میکنه.
▫️یک مقالهی سخت ممکنه احساس ناتوانی ایجاد کنه یا ما رو با این نگرانی روبهرو کنه که: «اگه از پسش برنیام چی؟»
▫️شروع یک پروژهی بزرگ ممکنه اضطراب و ابهام زیادی ایجاد کنه.
▫️یک تماس مهم ممکنه با ترس از شنیدن جواب منفی و ناخوشایند همراه باشه.
▫️و گاهی حتی فقط مبهم بودن قدم اول، کار رو برای ما سخت میکنه.
در چنین شرایطی، عقب انداختن کار میتونه برای مدت کوتاهی حال ما رو بهتر کنه. کاری که به جاش انجام میدیم شاید اصلاً خیلی لذتبخش نباشه؛ همین که در اون لحظه، روبهرو شدن باهاش از کار اصلی کمتر ناخوشایند به نظر برسه، میتونه انتخابش رو راحتتر کنه.
✳️ به این نگاه در پژوهشهای اهمالکاری گاهی از زاویهی تنظیم کوتاهمدت خلق (Short-Term Mood Repair) پرداخته میشه.
یعنی به جای اینکه تصمیممون فقط بر اساس این باشه که: «چه کاری برای آیندهی من بهتره؟»، ذهن ممکنه در لحظه بیشتر درگیر این باشه که: «چطور همین الان کمتر احساس بدی داشته باشم؟»
و این انتخاب، میتونه حداقل برای مدت کوتاهی فشار رو کمتر کنه: کار رو کنار میذاریم و کمی از مواجهه باهاش فاصله میگیریم.
⚠️ اما همین «حس بهتر موقت» یک بخش مهم از چرخهی اهمالکاریه. چون اگر عقب انداختن کار، امروز حال ما رو بهتر کنه، چه چیزی باعث میشه فردا دوباره همین کار رو نکنیم؟ در قسمت بعد، دقیقاً سراغ همین چرخه میریم.
#زندگی_با_شناخت #مغز_اهمالکار
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
🔙 در قسمت قبل دیدیم که یکی از عواملی که میتونه در اهمالکاری نقش داشته باشه، تخفیف زمانی (Temporal Discounting) هست؛ یعنی هرچه نتیجه یا پاداش یک کار دورتر باشه، ممکنه در لحظهی تصمیمگیری ارزش ذهنی کمتری برامون داشته باشه.
⁉️ اما یه سؤال:
تا حالا شده به جای انجام یک کار مهم، سراغ کار دیگهای برید که نتیجهی اصلی اون هم قرار نیست به این زودیها به دست بیاد؟
▫️مثلاً باید روی مقالهتون کار کنید، اما ناگهان تصمیم میگیرید رزومهتون رو برای اپلای چند ماه آینده بهروز کنید.
▫️یا باید برای امتحان هفتهی آینده درس بخونید، ولی میبینید یک ساعته دارید یه کتاب سخت و تخصصی میخونید که قرار بود بعد از امتحانا شروعش کنید.
⬅️ انگار داستان کمی جالبتر شده: کاری که انتخاب کردیم نه لزوماً آسونتره، نه نتیجهش لزوماً نزدیکتره، نه لزوماً پاداش فوری داره. پس چرا در اون لحظه، سراغش میریم و کار اصلی رو عقب میاندازیم؟
⚠️ شاید نکته همینجا باشه:
گاهی چیزی که ازش فرار میکنیم، فقط خود کار نیست؛ احساس ناخوشایندیه که اون کار در ما ایجاد میکنه.
▫️یک مقالهی سخت ممکنه احساس ناتوانی ایجاد کنه یا ما رو با این نگرانی روبهرو کنه که: «اگه از پسش برنیام چی؟»
▫️شروع یک پروژهی بزرگ ممکنه اضطراب و ابهام زیادی ایجاد کنه.
▫️یک تماس مهم ممکنه با ترس از شنیدن جواب منفی و ناخوشایند همراه باشه.
▫️و گاهی حتی فقط مبهم بودن قدم اول، کار رو برای ما سخت میکنه.
در چنین شرایطی، عقب انداختن کار میتونه برای مدت کوتاهی حال ما رو بهتر کنه. کاری که به جاش انجام میدیم شاید اصلاً خیلی لذتبخش نباشه؛ همین که در اون لحظه، روبهرو شدن باهاش از کار اصلی کمتر ناخوشایند به نظر برسه، میتونه انتخابش رو راحتتر کنه.
✳️ به این نگاه در پژوهشهای اهمالکاری گاهی از زاویهی تنظیم کوتاهمدت خلق (Short-Term Mood Repair) پرداخته میشه.
یعنی به جای اینکه تصمیممون فقط بر اساس این باشه که: «چه کاری برای آیندهی من بهتره؟»، ذهن ممکنه در لحظه بیشتر درگیر این باشه که: «چطور همین الان کمتر احساس بدی داشته باشم؟»
و این انتخاب، میتونه حداقل برای مدت کوتاهی فشار رو کمتر کنه: کار رو کنار میذاریم و کمی از مواجهه باهاش فاصله میگیریم.
⚠️ اما همین «حس بهتر موقت» یک بخش مهم از چرخهی اهمالکاریه. چون اگر عقب انداختن کار، امروز حال ما رو بهتر کنه، چه چیزی باعث میشه فردا دوباره همین کار رو نکنیم؟ در قسمت بعد، دقیقاً سراغ همین چرخه میریم.
#زندگی_با_شناخت #مغز_اهمالکار
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
❤10🔥2👎1
CogniPath | راهنمای مسیر
🧠 چرا گاهی برای فرار از یک کار، سراغ یک کار دیگه میریم؟ 🔙 در قسمت قبل دیدیم که یکی از عواملی که میتونه در اهمالکاری نقش داشته باشه، تخفیف زمانی (Temporal Discounting) هست؛ یعنی هرچه نتیجه یا پاداش یک کار دورتر باشه، ممکنه در لحظهی تصمیمگیری ارزش ذهنی…
🔄 چرا اهمالکاری میتونه تبدیل به یک چرخه بشه؟
🔙 در قسمت قبل گفتیم عقب انداختن یک کار ناخوشایند ممکنه در لحظه یک «پاداش پنهان» داشته باشه؛ تسکین موقت. کار هنوز انجام نشده، اما برای مدتی لازم نیست با اضطراب، ابهام یا فشاری که ایجاد میکنه روبهرو بشیم.
❎ مسئله اینجاست که این تسکین کوتاهمدته، ولی خود کار سر جاش میمونه. وقتی دوباره بهش برمیگردیم، ممکنه زمان کمتری داشته باشیم، ددلاین نزدیکتر شده باشه و استرس عقب افتادن هم به فشار اولیه اضافه شده باشه. در نتیجه، همون کاری که دفعهی قبل ازش فاصله گرفتیم، این بار حتی سنگینتر به نظر میرسه؛ و دوباره عقب انداختنش میتونه وسوسهکننده بشه.
🔄 اینجاست که یک چرخه شکل میگیره:
کار سخت، مبهم یا ناخوشایند —> فشار یا مقاومت —> تعویق —> تسکین موقت —> زمان کمتر و فشار بیشتر —> ناخوشایندتر شدن کار —> تعویق دوباره
⬅️ اما اگر اهمالکاری یک چرخه باشه، قرار نیست حتماً یکباره کل چرخه رو بشکنیم. میشه یکی از حلقههاش رو هدف گرفت و یکی از جاهایی که میشه ازش شروع کرد، ابهام قبل از شروع کاره. مثلاً توی لیست کارهاتون:
❌ ننویسید: «نوشتن مقاله»
✅ بنویسید: «فایل مقاله رو باز کنم و سه خط اول رو بنویسم.»
❌ننویسید: «خوندن امتحان»
✅ بنویسید: «جزوه رو باز کنم و دو صفحه اول رو مرور کنم.»
قرار نیست با این کار، سختی کل مقاله یا امتحان از بین بره. فقط «باید یک کار بزرگ انجام بدم» رو به یک حرکت مشخص تبدیل میکنیم؛ چیزی که دقیقاً میدونیم برای شروعش باید چه کار کنیم.
⚠️ پس شاید برای وارد شدن به چرخه، یکی از سؤالهای مفید این باشه: «کوچکترین قدم بعدیِ مشخص من چی میتونه باشه؟»
📝 تمرین:
امروز اگر توی لیست کارهاتون یک مورد کلی دارید، فقط همون یک مورد رو به اولین حرکت مشخصش تبدیل کنید.
🔜 در قسمتهای بعد میریم سراغ این سؤال که آیا همهی ما به یک شکل اهمالکاری میکنیم یا الگوهای متفاوتی پشتش وجود داره؟
#زندگی_با_شناخت #مغز_اهمالکار
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
🔙 در قسمت قبل گفتیم عقب انداختن یک کار ناخوشایند ممکنه در لحظه یک «پاداش پنهان» داشته باشه؛ تسکین موقت. کار هنوز انجام نشده، اما برای مدتی لازم نیست با اضطراب، ابهام یا فشاری که ایجاد میکنه روبهرو بشیم.
❎ مسئله اینجاست که این تسکین کوتاهمدته، ولی خود کار سر جاش میمونه. وقتی دوباره بهش برمیگردیم، ممکنه زمان کمتری داشته باشیم، ددلاین نزدیکتر شده باشه و استرس عقب افتادن هم به فشار اولیه اضافه شده باشه. در نتیجه، همون کاری که دفعهی قبل ازش فاصله گرفتیم، این بار حتی سنگینتر به نظر میرسه؛ و دوباره عقب انداختنش میتونه وسوسهکننده بشه.
🔄 اینجاست که یک چرخه شکل میگیره:
کار سخت، مبهم یا ناخوشایند —> فشار یا مقاومت —> تعویق —> تسکین موقت —> زمان کمتر و فشار بیشتر —> ناخوشایندتر شدن کار —> تعویق دوباره
⬅️ اما اگر اهمالکاری یک چرخه باشه، قرار نیست حتماً یکباره کل چرخه رو بشکنیم. میشه یکی از حلقههاش رو هدف گرفت و یکی از جاهایی که میشه ازش شروع کرد، ابهام قبل از شروع کاره. مثلاً توی لیست کارهاتون:
❌ ننویسید: «نوشتن مقاله»
✅ بنویسید: «فایل مقاله رو باز کنم و سه خط اول رو بنویسم.»
❌ننویسید: «خوندن امتحان»
✅ بنویسید: «جزوه رو باز کنم و دو صفحه اول رو مرور کنم.»
قرار نیست با این کار، سختی کل مقاله یا امتحان از بین بره. فقط «باید یک کار بزرگ انجام بدم» رو به یک حرکت مشخص تبدیل میکنیم؛ چیزی که دقیقاً میدونیم برای شروعش باید چه کار کنیم.
⚠️ پس شاید برای وارد شدن به چرخه، یکی از سؤالهای مفید این باشه: «کوچکترین قدم بعدیِ مشخص من چی میتونه باشه؟»
📝 تمرین:
امروز اگر توی لیست کارهاتون یک مورد کلی دارید، فقط همون یک مورد رو به اولین حرکت مشخصش تبدیل کنید.
🔜 در قسمتهای بعد میریم سراغ این سؤال که آیا همهی ما به یک شکل اهمالکاری میکنیم یا الگوهای متفاوتی پشتش وجود داره؟
#زندگی_با_شناخت #مغز_اهمالکار
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
❤7
تصویر چرخه اهمالکاری
🤏 یکی از راهها برای شکستن چرخه اهمالکاری، روشی هست که من بهش میگم نوشتن ریزاقدامها. یعنی برای شروع یک کار بزرگ یا سخت، کوچکترین قدم قابل انجام رو بنویسید و فقط همون رو انجام بدید:
▫️ظرفهای زیادی نشسته مونده؟ بگید «میرم فقط یک لیوان رو بشورم.»
▫️باید چندین مقاله رو مرور کنید؟ بگید «میرم چکیده اولین مقاله رو نگاه کنم.»
▫️سخته برید باشگاه؟ بگید «برم کوله ورزشیم رو برای فردا آماده کنم.»
🔛 این کار میتونه مقاومت برای شروع رو کمتر کنه. و نکتهش اینه که هرجا در ادامه دوباره گیر کردید، قدم بعدی رو هم به یک ریزاقدام تبدیل کنید.
اگه امتحانش کردید و جواب داد، بیاید روی همین پیام یه 🔥 بذارید.
#زندگی_با_شناخت #مغز_اهمالکار
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
🤏 یکی از راهها برای شکستن چرخه اهمالکاری، روشی هست که من بهش میگم نوشتن ریزاقدامها. یعنی برای شروع یک کار بزرگ یا سخت، کوچکترین قدم قابل انجام رو بنویسید و فقط همون رو انجام بدید:
▫️ظرفهای زیادی نشسته مونده؟ بگید «میرم فقط یک لیوان رو بشورم.»
▫️باید چندین مقاله رو مرور کنید؟ بگید «میرم چکیده اولین مقاله رو نگاه کنم.»
▫️سخته برید باشگاه؟ بگید «برم کوله ورزشیم رو برای فردا آماده کنم.»
🔛 این کار میتونه مقاومت برای شروع رو کمتر کنه. و نکتهش اینه که هرجا در ادامه دوباره گیر کردید، قدم بعدی رو هم به یک ریزاقدام تبدیل کنید.
اگه امتحانش کردید و جواب داد، بیاید روی همین پیام یه 🔥 بذارید.
#زندگی_با_شناخت #مغز_اهمالکار
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
❤6🔥2
ادامهی مینیسری روانشناسی در علوم شناختی
🔙 چند ماه پیش مینیسری روانشناسی در علوم شناختی رو با یک سؤال شروع کردیم:
اگر از روانشناسی وارد علوم شناختی شویم، دقیقاً چه جایگاهی داریم و چه مسیرهایی پیش روی ماست؟
در دو قسمت اول، کمی عقب رفتیم و دیدیم روانشناسی شناختی چطور شکل گرفت:
🔹 قسمت ۱: بنبستی که روانشناسی شناختی را بهوجود آورد.
🔹 قسمت ۲: تولد روانشناسی شناختی
حالا وقتش رسیده از تاریخ فاصله بگیریم و برسیم به بخش کاربردیتر ماجرا:
روانشناس در علوم شناختی دقیقاً چه کار میکند و از این نقطه چه مسیرهایی میتواند دنبال کند؟
میخوایم در کنار بقیهی محتواهای کانال، برگردیم و این مینیسری رو تکمیل کنیم.
@CogniPath
🔙 چند ماه پیش مینیسری روانشناسی در علوم شناختی رو با یک سؤال شروع کردیم:
اگر از روانشناسی وارد علوم شناختی شویم، دقیقاً چه جایگاهی داریم و چه مسیرهایی پیش روی ماست؟
در دو قسمت اول، کمی عقب رفتیم و دیدیم روانشناسی شناختی چطور شکل گرفت:
🔹 قسمت ۱: بنبستی که روانشناسی شناختی را بهوجود آورد.
🔹 قسمت ۲: تولد روانشناسی شناختی
حالا وقتش رسیده از تاریخ فاصله بگیریم و برسیم به بخش کاربردیتر ماجرا:
روانشناس در علوم شناختی دقیقاً چه کار میکند و از این نقطه چه مسیرهایی میتواند دنبال کند؟
میخوایم در کنار بقیهی محتواهای کانال، برگردیم و این مینیسری رو تکمیل کنیم.
@CogniPath
Telegram
CogniPath | راهنمای مسیر
معرفی مینیسری روانشناسی در علوم شناختی
📣 قراره وارد یک مینیسری محتوایی بشیم؛ نقشهخوانی مسیری که از روانشناسی شروع میشه و به دل علوم شناختی و کاربردهای اون میرسه.
🗝 چرا این مینیسری؟
خیلیهاتون از روانشناسی وارد شناخت شدین یا میشید، اما مسیر براتون…
📣 قراره وارد یک مینیسری محتوایی بشیم؛ نقشهخوانی مسیری که از روانشناسی شروع میشه و به دل علوم شناختی و کاربردهای اون میرسه.
🗝 چرا این مینیسری؟
خیلیهاتون از روانشناسی وارد شناخت شدین یا میشید، اما مسیر براتون…
❤4👍1
مینیسری روانشناسی در علوم شناختی
قسمت ۳: روانشناس در علوم شناختی دقیقاً چه کار میکند؟
🔙 در قسمت قبل دیدیم روانشناسی شناختی چطور از دل محدودیتهای رفتارگرایی بیرون آمد و مطالعهی دوبارهی ذهن را ممکن کرد. اما اینجا سؤال مهمتری مطرح میشود: این تاریخ امروز برای یک دانشجوی روانشناسی چه معنایی دارد؟ اگر از روانشناسی وارد علوم شناختی شویم، دقیقاً چه چیزی با خودمان میآوریم؟ و یک روانشناس شناختی در عمل چه کار میکند؟
🧠 روانشناس قبل از هر چیز، سؤال دربارهی ذهن میآورد.
حافظه چطور تغییر میکند؟ توجهمان چرا منحرف میشود؟ چطور تصمیم میگیریم؟ هیجان چگونه روی شناخت اثر میگذارد و چرا دو نفر یک موقعیت را متفاوت ادراک میکنند؟
بخش بزرگی از سؤالهایی که علوم شناختی میخواهد پاسخ دهد، سالهاست در روانشناسی مطالعه میشوند. اما سهم روانشناسی فقط «پرسیدن سؤال» نیست.
🔬 روانشناسی راهی برای تبدیل ذهن به چیزی قابل مطالعه فراهم میکند.
ما مستقیماً حافظه، توجه یا تصمیم را نمیبینیم؛ آنچه میبینیم زمان واکنش، خطا، انتخاب، الگوی پاسخ یا عملکرد فرد در یک تکلیف است.
یکی از مهارتهای اساسی روانشناس این است که یک مفهوم ذهنی را به یک سؤال پژوهشی و بعد به یک متغیر قابلاندازهگیری تبدیل کند. مثلاً اگر سؤال ما دربارهی «کنترل توجه» باشد، باید تصمیم بگیریم: چه تکلیفی و چه رفتاری میتواند شاخص آن باشد؟ چه متغیرهایی میتوانند نتیجه را مخدوش کنند؟ و از دادهای که میگیریم واقعاً تا کجا اجازه داریم دربارهی ذهن نتیجهگیری کنیم؟
📊 اینجاست که طراحی آزمایش، اندازهگیری رفتار و تحلیل داده به بخش مهمی از جعبهابزار روانشناس تبدیل میشوند. اما کار پژوهشگر همینجا تمام نمیشود.
🔍 رفتار فقط یکی از سطوح مطالعهی ذهن است و دادهی رفتاری همیشه به تنهایی توضیح نهایی دربارهی ذهن را فراهم نمیکند.
در روانشناسی شناختی، ما معمولاً فرایندهای ذهنی را مستقیماً نمیبینیم؛ بلکه از روی الگوهای رفتاری دربارهی آنها استنباط میکنیم.
فرض کنید متوجه شدهایم افراد در شرایط عدمقطعیت تصمیمهای متفاوتی میگیرند. پژوهشگر باید بررسی کند این تفاوت با کدام فرایند شناختی سازگار است و آیا توضیحهای دیگری برای آن وجود دارد یا نه. اینجاست که روانشناس شناختی از رفتار قابل مشاهده، دربارهی فرایندهای ذهنی استنباط میکند و مدلهای مختلف را با دادهها میآزماید.
اما گاهی دادهی رفتاری بهتنهایی کافی نیست، سوال پژوهش فراتر از سطح رفتار است و روشهای دیگری وارد میشوند:
🧠 گاهی باید دید یک فرایند شناختی با چه تغییراتی در فعالیت مغز همراه است (EEG یا fMRI).
💻 گاهی باید دید آیا میتوان آن را با یک مدل محاسباتی توضیح داد؟
🌐 و گاهی باید دید یک یافتهی آزمایشگاهی در محیط واقعی و در تعامل با فناوری یا دیگران هم برقرار است یا نه.
در این نقطه دیگر یک رشته بهتنهایی کافی نیست، و روانشناس ممکن است برای پاسخ به سؤالش با متخصص علوم اعصاب، برنامهنویس، مدلساز محاسباتی، زبانشناس یا پژوهشگر حوزههای دیگر همکاری کند یا خود به دنبال یادگیری ابزارهای مورد نیازش برود.
🔑 اما این به معنی کنار گذاشتن روانشناسی نیست. برعکس؛ روانشناس بخشی از یک جعبهابزار مشخص را با خود وارد علوم شناختی میکند: توانایی صورتبندی سؤالهای شناختی، طراحی آزمایش و تکلیف، اندازهگیری و تحلیل رفتار، و استنباط دربارهی فرایندهای ذهنی.
اما بسیاری از سؤالهای شناختی را نمیتوان فقط از یک زاویه بررسی کرد. علوم شناختی این جعبهابزار را با روشها و زبانهای دیگری گسترش میدهد؛ از مطالعهی مغز و مدلسازی محاسباتی گرفته تا بررسی شناخت در محیطهای واقعی.
برای همین دو روانشناس ممکن است هر دو وارد علوم شناختی شوند، اما چند سال بعد مسیرهای کاملاً متفاوتی داشته باشند: یکی رفتار و حافظه را در آزمایشگاه مطالعه کند؛ یکی سراغ EEG یا fMRI برود؛ یکی مدلهای محاسباتی تصمیمگیری بسازد؛ و دیگری شناخت انسان را در تعامل با فناوری مطالعه کند.
❌ پس سؤال واقعی دیگر این نیست که: بعد از روانشناسی وارد علوم شناختی بشوم یا نه؟
✅ سؤال دقیقتر این است: کدام مسئله دربارهی ذهن برای من مهم است و برای پاسخدادن به آن به چه ابزارهایی نیاز دارم؟
🔜 در قسمتهای بعد سراغ مسیرهای پیشروی روانشناسان در علوم شناختی میرویم.
#روانشناسی_شناختی #علوم_شناختی #CogniPath
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
قسمت ۳: روانشناس در علوم شناختی دقیقاً چه کار میکند؟
🔙 در قسمت قبل دیدیم روانشناسی شناختی چطور از دل محدودیتهای رفتارگرایی بیرون آمد و مطالعهی دوبارهی ذهن را ممکن کرد. اما اینجا سؤال مهمتری مطرح میشود: این تاریخ امروز برای یک دانشجوی روانشناسی چه معنایی دارد؟ اگر از روانشناسی وارد علوم شناختی شویم، دقیقاً چه چیزی با خودمان میآوریم؟ و یک روانشناس شناختی در عمل چه کار میکند؟
🧠 روانشناس قبل از هر چیز، سؤال دربارهی ذهن میآورد.
حافظه چطور تغییر میکند؟ توجهمان چرا منحرف میشود؟ چطور تصمیم میگیریم؟ هیجان چگونه روی شناخت اثر میگذارد و چرا دو نفر یک موقعیت را متفاوت ادراک میکنند؟
بخش بزرگی از سؤالهایی که علوم شناختی میخواهد پاسخ دهد، سالهاست در روانشناسی مطالعه میشوند. اما سهم روانشناسی فقط «پرسیدن سؤال» نیست.
🔬 روانشناسی راهی برای تبدیل ذهن به چیزی قابل مطالعه فراهم میکند.
ما مستقیماً حافظه، توجه یا تصمیم را نمیبینیم؛ آنچه میبینیم زمان واکنش، خطا، انتخاب، الگوی پاسخ یا عملکرد فرد در یک تکلیف است.
یکی از مهارتهای اساسی روانشناس این است که یک مفهوم ذهنی را به یک سؤال پژوهشی و بعد به یک متغیر قابلاندازهگیری تبدیل کند. مثلاً اگر سؤال ما دربارهی «کنترل توجه» باشد، باید تصمیم بگیریم: چه تکلیفی و چه رفتاری میتواند شاخص آن باشد؟ چه متغیرهایی میتوانند نتیجه را مخدوش کنند؟ و از دادهای که میگیریم واقعاً تا کجا اجازه داریم دربارهی ذهن نتیجهگیری کنیم؟
📊 اینجاست که طراحی آزمایش، اندازهگیری رفتار و تحلیل داده به بخش مهمی از جعبهابزار روانشناس تبدیل میشوند. اما کار پژوهشگر همینجا تمام نمیشود.
🔍 رفتار فقط یکی از سطوح مطالعهی ذهن است و دادهی رفتاری همیشه به تنهایی توضیح نهایی دربارهی ذهن را فراهم نمیکند.
در روانشناسی شناختی، ما معمولاً فرایندهای ذهنی را مستقیماً نمیبینیم؛ بلکه از روی الگوهای رفتاری دربارهی آنها استنباط میکنیم.
فرض کنید متوجه شدهایم افراد در شرایط عدمقطعیت تصمیمهای متفاوتی میگیرند. پژوهشگر باید بررسی کند این تفاوت با کدام فرایند شناختی سازگار است و آیا توضیحهای دیگری برای آن وجود دارد یا نه. اینجاست که روانشناس شناختی از رفتار قابل مشاهده، دربارهی فرایندهای ذهنی استنباط میکند و مدلهای مختلف را با دادهها میآزماید.
اما گاهی دادهی رفتاری بهتنهایی کافی نیست، سوال پژوهش فراتر از سطح رفتار است و روشهای دیگری وارد میشوند:
🧠 گاهی باید دید یک فرایند شناختی با چه تغییراتی در فعالیت مغز همراه است (EEG یا fMRI).
💻 گاهی باید دید آیا میتوان آن را با یک مدل محاسباتی توضیح داد؟
🌐 و گاهی باید دید یک یافتهی آزمایشگاهی در محیط واقعی و در تعامل با فناوری یا دیگران هم برقرار است یا نه.
در این نقطه دیگر یک رشته بهتنهایی کافی نیست، و روانشناس ممکن است برای پاسخ به سؤالش با متخصص علوم اعصاب، برنامهنویس، مدلساز محاسباتی، زبانشناس یا پژوهشگر حوزههای دیگر همکاری کند یا خود به دنبال یادگیری ابزارهای مورد نیازش برود.
🔑 اما این به معنی کنار گذاشتن روانشناسی نیست. برعکس؛ روانشناس بخشی از یک جعبهابزار مشخص را با خود وارد علوم شناختی میکند: توانایی صورتبندی سؤالهای شناختی، طراحی آزمایش و تکلیف، اندازهگیری و تحلیل رفتار، و استنباط دربارهی فرایندهای ذهنی.
اما بسیاری از سؤالهای شناختی را نمیتوان فقط از یک زاویه بررسی کرد. علوم شناختی این جعبهابزار را با روشها و زبانهای دیگری گسترش میدهد؛ از مطالعهی مغز و مدلسازی محاسباتی گرفته تا بررسی شناخت در محیطهای واقعی.
برای همین دو روانشناس ممکن است هر دو وارد علوم شناختی شوند، اما چند سال بعد مسیرهای کاملاً متفاوتی داشته باشند: یکی رفتار و حافظه را در آزمایشگاه مطالعه کند؛ یکی سراغ EEG یا fMRI برود؛ یکی مدلهای محاسباتی تصمیمگیری بسازد؛ و دیگری شناخت انسان را در تعامل با فناوری مطالعه کند.
❌ پس سؤال واقعی دیگر این نیست که: بعد از روانشناسی وارد علوم شناختی بشوم یا نه؟
✅ سؤال دقیقتر این است: کدام مسئله دربارهی ذهن برای من مهم است و برای پاسخدادن به آن به چه ابزارهایی نیاز دارم؟
🔜 در قسمتهای بعد سراغ مسیرهای پیشروی روانشناسان در علوم شناختی میرویم.
#روانشناسی_شناختی #علوم_شناختی #CogniPath
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
❤🔥6❤1
♾️ یک نکته از مسیر
لازم نیست همیشه بدونی آخرش میخوای به کجا برسی. گاهی فقط کافیه بدونی قدم بعدیای که برای تو ارزش امتحان کردن داره چیه.
@CogniPath
لازم نیست همیشه بدونی آخرش میخوای به کجا برسی. گاهی فقط کافیه بدونی قدم بعدیای که برای تو ارزش امتحان کردن داره چیه.
@CogniPath
❤12❤🔥1
CogniPath | راهنمای مسیر
🔄 چرا اهمالکاری میتونه تبدیل به یک چرخه بشه؟ 🔙 در قسمت قبل گفتیم عقب انداختن یک کار ناخوشایند ممکنه در لحظه یک «پاداش پنهان» داشته باشه؛ تسکین موقت. کار هنوز انجام نشده، اما برای مدتی لازم نیست با اضطراب، ابهام یا فشاری که ایجاد میکنه روبهرو بشیم. ❎…
⏰ اگه اهمالکاری یک چرخه تکرار شونده میسازه، پس چرا وقتی ددلاین نزدیک میشه، ناگهان میتونیم کار رو انجام بدیم؟
سه هفتهست یک گزارش، پروژه یا تکلیف رو عقب انداختید. هر روز فکر شروع کردنش سنگین بوده و مدام به فردا منتقل شده.
بعد شب قبل از تحویل میرسه و یک اتفاق عجیب میافته: همون کاری که سه هفته نمیتونستید شروع کنید، حالا چند ساعت پشتسرهم انجامش میدید.
⁉️ چی عوض شده؟
توانایی ما که یکشبه بیشتر نشده. مهمترین چیزی که تغییر کرده، فاصلهی ما تا پیامد کاره.
در قسمت مربوط به تخفیف زمانی گفتیم هرچه نتیجه یا پیامدی دورتر باشه، ممکنه در تصمیمهای الان وزن کمتری پیدا کنه. وقتی ددلاین نزدیک میشه، این فاصله خیلی کمتر میشه: تحویل ندادن دیگه مشکلی برای «آینده» نیست؛ مشکلیه که چند ساعت دیگه باهاش روبهرو میشیم.
در مدلهای انگیزشی اهمالکاری هم زمان یکی از عوامل مهمه. با نزدیکتر شدن ددلاین، ارزش انگیزشی اقدام میتونه تغییر کنه و انگیزهای که هفتهها برای شروع کردن کافی نبوده، ناگهان قدرت بیشتری پیدا کنه.
⚠️ اما اینجا یک برداشت وسوسهکننده وجود داره:
«پس من آدمیام که زیر فشار بهتر کار میکنم.»
لزوماً نه.
اینکه فشار ددلاین بالاخره باعث شده کار رو شروع کنیم یا تمام کنیم، به این معنی نیست که فشار باعث شده بهتر کار کنیم. ممکنه فقط هزینهی ادامهدادن اهمالکاری آنقدر نزدیک و فوری شده باشه که بالاخره از هزینهی شروع کردن بیشتر به نظر برسه.
پس شاید سؤال دقیقتر این نباشه که: چرا بدون فشار نمیتونم کار کنم؟
⬅️ بلکه این باشه: چی باعث میشه این کار تا وقتی فوریت پیدا نکرده، برای من بهاندازهی کافی مهم به نظر نرسه؟
#زندگی_با_شناخت #مغز_اهمالکار
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
سه هفتهست یک گزارش، پروژه یا تکلیف رو عقب انداختید. هر روز فکر شروع کردنش سنگین بوده و مدام به فردا منتقل شده.
بعد شب قبل از تحویل میرسه و یک اتفاق عجیب میافته: همون کاری که سه هفته نمیتونستید شروع کنید، حالا چند ساعت پشتسرهم انجامش میدید.
⁉️ چی عوض شده؟
توانایی ما که یکشبه بیشتر نشده. مهمترین چیزی که تغییر کرده، فاصلهی ما تا پیامد کاره.
در قسمت مربوط به تخفیف زمانی گفتیم هرچه نتیجه یا پیامدی دورتر باشه، ممکنه در تصمیمهای الان وزن کمتری پیدا کنه. وقتی ددلاین نزدیک میشه، این فاصله خیلی کمتر میشه: تحویل ندادن دیگه مشکلی برای «آینده» نیست؛ مشکلیه که چند ساعت دیگه باهاش روبهرو میشیم.
در مدلهای انگیزشی اهمالکاری هم زمان یکی از عوامل مهمه. با نزدیکتر شدن ددلاین، ارزش انگیزشی اقدام میتونه تغییر کنه و انگیزهای که هفتهها برای شروع کردن کافی نبوده، ناگهان قدرت بیشتری پیدا کنه.
⚠️ اما اینجا یک برداشت وسوسهکننده وجود داره:
«پس من آدمیام که زیر فشار بهتر کار میکنم.»
لزوماً نه.
اینکه فشار ددلاین بالاخره باعث شده کار رو شروع کنیم یا تمام کنیم، به این معنی نیست که فشار باعث شده بهتر کار کنیم. ممکنه فقط هزینهی ادامهدادن اهمالکاری آنقدر نزدیک و فوری شده باشه که بالاخره از هزینهی شروع کردن بیشتر به نظر برسه.
پس شاید سؤال دقیقتر این نباشه که: چرا بدون فشار نمیتونم کار کنم؟
⬅️ بلکه این باشه: چی باعث میشه این کار تا وقتی فوریت پیدا نکرده، برای من بهاندازهی کافی مهم به نظر نرسه؟
#زندگی_با_شناخت #مغز_اهمالکار
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
❤11
📌 آغاز رویداد «راهنمای انتخاب رشته ارشد علوم شناختی»
در روزهای پیش رو، این رویداد را در دو گام دنبال میکنیم:
گام اول: نگاهی به مسیر پیش رو و چارچوبهایی برای انتخاب
گام دوم: نشستهای انتقال تجربه با حضور مهمانانی از دانشگاهها و گرایشهای مختلف
🎓 جزئیات و ثبتنام وبینار اول
🎙 برنامه اولیه نشستهای انتقال تجربه
♾️ CogniPath | راهنمای مسیر شناختی
🆔 Telegram | Instagram
در روزهای پیش رو، این رویداد را در دو گام دنبال میکنیم:
گام اول: نگاهی به مسیر پیش رو و چارچوبهایی برای انتخاب
گام دوم: نشستهای انتقال تجربه با حضور مهمانانی از دانشگاهها و گرایشهای مختلف
🎓 جزئیات و ثبتنام وبینار اول
🎙 برنامه اولیه نشستهای انتقال تجربه
♾️ CogniPath | راهنمای مسیر شناختی
🆔 Telegram | Instagram
❤🔥4
📌 راهنمای انتخاب رشته ارشد علوم شناختی | گام اول
👁 نگاهی به مسیر پیش رو و چارچوبهایی برای انتخاب
در اولین وبینار، قرار است درباره معیارهایی صحبت کنیم که میتوانند به بررسی و اولویتبندی انتخابها کمک کنند؛ از مرور گرایشها و معیارهای مقایسه دانشگاهها تا مسیرهای پژوهشی و نقش آنها در انتخاب رشته.
✅ در این وبینار به این پرسشها میپردازیم:
• چطور گرایش مناسب خودمان را انتخاب کنیم؟
• دانشگاهها را با چه معیارهایی مقایسه کنیم؟
• مسیرهای پژوهشی و استاد چه نقشی در انتخاب رشته دارند؟
• از تجربه دانشجویان و فارغالتحصیلان چطور درست استفاده کنیم؟
• چطور انتخابهایمان را اولویتبندی کنیم؟
⏰ ساعت ۱۶ تا ۱۸
👤 مدرس: سپیده اکبری
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی شناختی دانشگاه شهید بهشتی
مدیر CogniPath
💳 هزینه ثبتنام: ۲۵۰ هزار تومان
🔗 لینک ثبتنام
🎥 ویدیوی ضبطشدهی وبینار نیز در اختیار ثبتنامکنندگان قرار خواهد گرفت.
♾️ CogniPath | راهنمای مسیر شناختی
🆔 Telegram | Instagram
👁 نگاهی به مسیر پیش رو و چارچوبهایی برای انتخاب
در اولین وبینار، قرار است درباره معیارهایی صحبت کنیم که میتوانند به بررسی و اولویتبندی انتخابها کمک کنند؛ از مرور گرایشها و معیارهای مقایسه دانشگاهها تا مسیرهای پژوهشی و نقش آنها در انتخاب رشته.
✅ در این وبینار به این پرسشها میپردازیم:
• چطور گرایش مناسب خودمان را انتخاب کنیم؟
• دانشگاهها را با چه معیارهایی مقایسه کنیم؟
• مسیرهای پژوهشی و استاد چه نقشی در انتخاب رشته دارند؟
• از تجربه دانشجویان و فارغالتحصیلان چطور درست استفاده کنیم؟
• چطور انتخابهایمان را اولویتبندی کنیم؟
📅 جمعه ۳۰ مرداد
⏰ ساعت ۱۶ تا ۱۸
👤 مدرس: سپیده اکبری
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی شناختی دانشگاه شهید بهشتی
مدیر CogniPath
💳 هزینه ثبتنام: ۲۵۰ هزار تومان
🔗 لینک ثبتنام
🎥 ویدیوی ضبطشدهی وبینار نیز در اختیار ثبتنامکنندگان قرار خواهد گرفت.
♾️ CogniPath | راهنمای مسیر شناختی
🆔 Telegram | Instagram
❤5
📌 راهنمای انتخاب رشته ارشد علوم شناختی | گام دوم
🎙 نشستهای انتقال تجربه
در ادامه رویداد، طی سه روز سراغ تجربه دانشگاهها و گرایشهای مختلف علوم شناختی میرویم:
روز اول: دانشگاه بهشتی و دانشگاههای تبریز
روز دوم: دانشگاه تهران و تربیت مدرس
روز سوم: دانشگاه علامه و موسسه علوم شناختی ICSS
شرکت در این نشستها رایگان است.
اسامی مهمانان، زمانبندی و نحوه ثبتنام بهزودی اعلام میشود.
🔙 معرفی کامل رویداد
🎓 جزئیات و ثبتنام وبینار اول
♾️ CogniPath | راهنمای مسیر شناختی
🆔 Telegram | Instagram
🎙 نشستهای انتقال تجربه
در ادامه رویداد، طی سه روز سراغ تجربه دانشگاهها و گرایشهای مختلف علوم شناختی میرویم:
روز اول: دانشگاه بهشتی و دانشگاههای تبریز
روز دوم: دانشگاه تهران و تربیت مدرس
روز سوم: دانشگاه علامه و موسسه علوم شناختی ICSS
شرکت در این نشستها رایگان است.
اسامی مهمانان، زمانبندی و نحوه ثبتنام بهزودی اعلام میشود.
🔙 معرفی کامل رویداد
🎓 جزئیات و ثبتنام وبینار اول
♾️ CogniPath | راهنمای مسیر شناختی
🆔 Telegram | Instagram
❤5
CogniPath | راهنمای مسیر
Photo
⁉️ دو ابهام درباره انتخاب رشته و این رویداد
1️⃣ ابهام اول: اگر گزینههای من بهخاطر رتبه، شهر یا شرایط شخصی محدود باشه، این چارچوبها چه کمکی میکنن؟
واقعیت اینه که انتخاب رشته در خلأ اتفاق نمیافته. رتبه، ظرفیت، شهر، شرایط شخصی و گزینههای موجود، محدودهی انتخاب ما رو شکل میدن.
هدف این جلسه هم نادیده گرفتن این محدودیتها نیست؛ قراره ببینیم در محدودهی گزینههای واقعی خودمون، چه اطلاعاتی جمع کنیم و چطور انتخابهامون رو آگاهانهتر بررسی و اولویتبندی کنیم.
ضمن اینکه بخشی از اطلاعاتی که در این مسیر دربارهی استادها، دانشگاهها و حوزههای پژوهشی پیدا میکنیم، میتونه بعداً هم در شناخت و ساخت مسیر پژوهشیمون به کار بیاد؛ موضوعی که قبلاً در وبینار «مسیر پژوهشی» هم دربارهش صحبت کرده بودیم.
2️⃣ ابهام دوم: چرا وبینار اول زود برگزار میشه؟
این زمانبندی عمدیه چون قرار نیست صبر کنیم تا روزهای آخر انتخاب رشته و بعد تازه شروع کنیم به شناخت گزینهها.
وبینار اول در ابتدای این بازه برگزار میشه تا برای روزهای بعد فرصت داشته باشید اطلاعات مربوط به گرایشها، دانشگاهها، استادها و مسیرهای پژوهشی رو هدفمندتر جمعآوری کنید و بعد با اطلاعات بیشتری سراغ اولویتبندی برید.
💬 اگر سؤال دیگهای دارید، میتونید همینجا بپرسید. 🌱
♾️ CogniPath | راهنمای مسیر شناختی
🆔 Telegram | Instagram
1️⃣ ابهام اول: اگر گزینههای من بهخاطر رتبه، شهر یا شرایط شخصی محدود باشه، این چارچوبها چه کمکی میکنن؟
واقعیت اینه که انتخاب رشته در خلأ اتفاق نمیافته. رتبه، ظرفیت، شهر، شرایط شخصی و گزینههای موجود، محدودهی انتخاب ما رو شکل میدن.
هدف این جلسه هم نادیده گرفتن این محدودیتها نیست؛ قراره ببینیم در محدودهی گزینههای واقعی خودمون، چه اطلاعاتی جمع کنیم و چطور انتخابهامون رو آگاهانهتر بررسی و اولویتبندی کنیم.
ضمن اینکه بخشی از اطلاعاتی که در این مسیر دربارهی استادها، دانشگاهها و حوزههای پژوهشی پیدا میکنیم، میتونه بعداً هم در شناخت و ساخت مسیر پژوهشیمون به کار بیاد؛ موضوعی که قبلاً در وبینار «مسیر پژوهشی» هم دربارهش صحبت کرده بودیم.
2️⃣ ابهام دوم: چرا وبینار اول زود برگزار میشه؟
این زمانبندی عمدیه چون قرار نیست صبر کنیم تا روزهای آخر انتخاب رشته و بعد تازه شروع کنیم به شناخت گزینهها.
وبینار اول در ابتدای این بازه برگزار میشه تا برای روزهای بعد فرصت داشته باشید اطلاعات مربوط به گرایشها، دانشگاهها، استادها و مسیرهای پژوهشی رو هدفمندتر جمعآوری کنید و بعد با اطلاعات بیشتری سراغ اولویتبندی برید.
💬 اگر سؤال دیگهای دارید، میتونید همینجا بپرسید. 🌱
♾️ CogniPath | راهنمای مسیر شناختی
🆔 Telegram | Instagram
👍4
📌 اطلاعیه درباره زمان برگزاری نشستهای انتقال تجربه
با توجه به تغییر زمانبندی اعلام نتایج انتخاب رشته و با هدف فراهم شدن فرصت بهتر برای استفاده داوطلبان از تجربه مهمانان، نشستهای انتقال تجربه با کمی جابهجایی زمانی نسبت به اولین زمان اعلامشده برگزار خواهد شد.
زمان دقیق نشستها متناسب با زمان اعلام نتایج، متعاقباً اعلام خواهد شد.
وبینار اول رویداد «راهنمای انتخاب رشته ارشد علوم شناختی» در زمان مقرر، فردا، جمعه ۳۰ مرداد، طبق برنامه برگزار خواهد شد.
♾️ CogniPath | راهنمای مسیر شناختی
🆔 Telegram | Instagram
با توجه به تغییر زمانبندی اعلام نتایج انتخاب رشته و با هدف فراهم شدن فرصت بهتر برای استفاده داوطلبان از تجربه مهمانان، نشستهای انتقال تجربه با کمی جابهجایی زمانی نسبت به اولین زمان اعلامشده برگزار خواهد شد.
زمان دقیق نشستها متناسب با زمان اعلام نتایج، متعاقباً اعلام خواهد شد.
وبینار اول رویداد «راهنمای انتخاب رشته ارشد علوم شناختی» در زمان مقرر، فردا، جمعه ۳۰ مرداد، طبق برنامه برگزار خواهد شد.
♾️ CogniPath | راهنمای مسیر شناختی
🆔 Telegram | Instagram
❤5
CogniPath | راهنمای مسیر
♾️ یک نکته از مسیر لازم نیست همیشه بدونی آخرش میخوای به کجا برسی. گاهی فقط کافیه بدونی قدم بعدیای که برای تو ارزش امتحان کردن داره چیه. @CogniPath
♾️ یک نکته از مسیر
مغز ما عاشق جوابهای سریعه؛ حتی وقتی سؤال اصلی هنوز خوب فهمیده نشده.
گاهی اولین قدم حل یک مسئله، پیدا کردن جواب نیست؛ پیدا کردن سؤال دقیقتره.
@CogniPath
مغز ما عاشق جوابهای سریعه؛ حتی وقتی سؤال اصلی هنوز خوب فهمیده نشده.
گاهی اولین قدم حل یک مسئله، پیدا کردن جواب نیست؛ پیدا کردن سؤال دقیقتره.
@CogniPath
❤9👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وبینار «چطور برای ارشد علوم شناختی انتخاب رشته کنیم؟» دیروز برگزار شد. 💫🌻
در این جلسه دربارهی ماهیت انتخاب رشته، شناخت گرایشها و دانشگاهها، و نحوهی تصمیمگیری آگاهانه صحبت کردیم.
در این ویدیو یک بخش کوتاه از اوایل جلسه رو میبینید. یکی از بخشهای مهم وبینار، بررسی دفترچه انتخاب رشته سال گذشته برای کنکورهای علوم شناختی و روانشناسی، و یادگیری نحوهی تحلیل دانشگاهها از داخل خود دفترچه بود و وقتی جالب شد که این اطلاعات رو با واقعیتهای موجود هم مقایسه کردیم.
به دلیل مشکل صدا در نسخهی ضبط زنده، نسخهی آفلاین وبینار به زودی آماده و اطلاعات دسترسیش برای ثبتنامکنندگان ارسال میشه.
اگر ثبتنام نکرده بودید و تمایل دارید ویدیو رو دریافت کنید، میتونید به پشتیبانی پیام بدید:
@CogniPath_Support
♾️ CogniPath | راهنمای مسیر شناختی
🆔 Telegram | Instagram
در این جلسه دربارهی ماهیت انتخاب رشته، شناخت گرایشها و دانشگاهها، و نحوهی تصمیمگیری آگاهانه صحبت کردیم.
در این ویدیو یک بخش کوتاه از اوایل جلسه رو میبینید. یکی از بخشهای مهم وبینار، بررسی دفترچه انتخاب رشته سال گذشته برای کنکورهای علوم شناختی و روانشناسی، و یادگیری نحوهی تحلیل دانشگاهها از داخل خود دفترچه بود و وقتی جالب شد که این اطلاعات رو با واقعیتهای موجود هم مقایسه کردیم.
به دلیل مشکل صدا در نسخهی ضبط زنده، نسخهی آفلاین وبینار به زودی آماده و اطلاعات دسترسیش برای ثبتنامکنندگان ارسال میشه.
اگر ثبتنام نکرده بودید و تمایل دارید ویدیو رو دریافت کنید، میتونید به پشتیبانی پیام بدید:
@CogniPath_Support
♾️ CogniPath | راهنمای مسیر شناختی
🆔 Telegram | Instagram
❤6
❤3💔2🔥1
NOTECSArshad1405_v1.pdf
35.8 MB
دفترچه انتخاب رشته ارشد ۱۴۰۵- ورژن اول
امسال چندین تغییر در قسمت دفترچه علوم شناختی وجود داشته؛ تغییر ظرفیتها و شرایط پذیرش چندین دانشگاه و اضافهشدن یکی دو موسسه جدید.
🔘 مشاهده ظرفیتها از کنکور علوم شناختی
🔘 مشاهده ظرفیتها از کنکور روانشناسی
🔙 مقایسه دفترچه امسال با سال گذشته
♾️ CogniPath | Telegram | Instagram
امسال چندین تغییر در قسمت دفترچه علوم شناختی وجود داشته؛ تغییر ظرفیتها و شرایط پذیرش چندین دانشگاه و اضافهشدن یکی دو موسسه جدید.
🔘 مشاهده ظرفیتها از کنکور علوم شناختی
🔘 مشاهده ظرفیتها از کنکور روانشناسی
🔙 مقایسه دفترچه امسال با سال گذشته
♾️ CogniPath | Telegram | Instagram
❤5
یه پست آماده کردم که فکر میکنم جواب خیلی از سوالهایی که درباره مسیر روانشناسی در علوم شناختی هست رو روشنتر میکنه.
آمادهاید؟
آمادهاید؟
مینیسری روانشناسی در علوم شناختی
قسمت ۴: روانشناسان در علوم شناختی چه مسیرهایی پیش رو دارند؟
🔙 در قسمت قبل دیدیم که روانشناس با چه جعبهابزاری وارد علوم شناختی میشود: از صورتبندی سؤال و طراحی آزمایش تا سنجش رفتار و استنباط دربارهی فرایندهای ذهنی. اما این دانش در عمل به چه مسیرهایی میتواند برسد؟
اگر خیلی کلی نگاه کنیم، روانشناسان در علوم شناختی ممکن است در چهار جهت اصلی فعالیت کنند: فهم و پژوهش دربارهی شناخت، ارزیابی عملکردهای شناختی، مداخله روی آنها و کاربرد دانش شناخت در مسائل واقعی.
اینها چهار شغل کاملاً جدا نیستند؛ بیشتر چهار نوع فعالیتاند که میتوانند با یکدیگر همپوشانی داشته باشند.
🧠 ۱. پژوهش و مطالعهی ذهن و شناخت
یکی از اصلیترین مسیرها، پژوهش دربارهی فرایندهای شناختی است.
یک روانشناس میتواند در حوزههای مختلف شناختی (از توجه و حافظه تا زبان، تصمیمگیری، شناخت اجتماعی و غیره) سؤال پژوهشی داشته باشد.
بسته به سؤال، ممکن است از آزمایشهای رفتاری استفاده کند، رابطهی شناخت و مغز را بررسی کند یا از مدلهای محاسباتی کمک بگیرد.
در نتیجه مسیر پژوهشی یک روانشناس میتواند از روانشناسی شناختی تا حوزههایی مثل علوم اعصاب شناختی، نوروسایکولوژی پژوهشی یا شناخت محاسباتی و سایر پژوهشهای مرتبط امتداد پیدا کند.
🔍 ۲. ارزیابی عملکردهای شناختی
روانشناس شناختی فقط لزوماً دربارهی عملکرد ذهن در سطح نظری پژوهش نمیکند؛ بعضی روانشناسان در محیطهای بالینی و مراکز شناختی با ارزیابی عملکردهای شناختی افراد هم سروکار دارند.
اینجا سؤال دیگر این نیست که «حافظه بهطور کلی چگونه کار میکند؟» بلکه:
عملکرد شناختی این فرد چگونه است و دقیقاً چه الگویی از نقاط قوت و ضعف در آن دیده میشود؟
مثلاً فردی با شکایت از ضعف حافظه مراجعه میکند. صرف اینکه بگوییم «حافظهاش ضعیف شده» کافی نیست؛ باید بررسی شود:
- مشکل در کدام فرایند است؟
- رمزگردانی، نگهداری یا بازیابی؟
- آیا اصلاً مشکل اصلی حافظه است یا مثلاً اختلال در توجه یا کارکردهای اجرایی روی عملکرد حافظه اثر گذاشته؟
روانشناس شناختی، بسته به آموزش و حوزهی فعالیتش، ممکن است برای پاسخ به این سؤالها از آزمونهای شناختی، مصاحبه، مشاهدهی عملکرد و ابزارهای دیگر استفاده کند.
نوروسایکولوژی هم یکی از حوزههای مهم در همین فضاست؛ بهویژه زمانی که رابطهی مغز، آسیب یا بیماریهای عصبی و عملکرد شناختی مطرح باشد.
🧩 ۳. مداخله و توانبخشی شناختی
گاهی کار با ارزیابی تمام نمیشود. اگر مشخص شود فرد در یک یا چند عملکرد شناختی مشکل دارد، سؤال بعدی میتواند این باشد:
چطور میتوانیم عملکرد او را بهبود دهیم یا کمک کنیم با محدودیت ایجادشده بهتر کنار بیاید؟
اینجاست که مداخلات و توانبخشی شناختی مطرح میشوند؛ برای مثال:
- تمرین، توانبخشی و بازتوانی برخی عملکردهای شناختی
- کار روی عملکردهای اجرایی
- استفاده از راهبردهای جبرانی برای جلوگیری از افت عملکرد
- طراحی برنامههایی برای بهبود عملکرد فرد در زندگی روزمره
ارزیابی و مداخله هم الزاماً متعلق به دو فرد کاملاً جدا نیستند. بسته به آموزش، صلاحیت حرفهای و محیط کاری، یک روانشناس ممکن است در چند مرحلهی این فرایند نقش داشته باشد یا این کار در قالب یک تیم چندتخصصی انجام شود.
🌐 ۴. کاربرد دانش شناخت در مسائل واقعی
دانش شناخت فقط در دانشگاه یا کلینیک استفاده نمیشود. آنچه دربارهی توجه، حافظه، یادگیری، تصمیمگیری یا محدودیتهای پردازش انسان میدانیم میتواند در حوزههای دیگری هم به کار بیاید؛ مثلاً:
🖥 تعامل انسان و فناوری و UX
🏫 آموزش و طراحی یادگیری
🎮 طراحی بازیها و محصولات شناختی
🏢 تصمیمگیری و رفتار در سازمانها
📱 طراحی ابزارها و فناوریهای شناختی
👥 مطالعهی رفتار انسان در محیطهای واقعی یا خاص؛ مثل ورزش، رانندگی و غیره.
در این مسیر ممکن است عنوان شغلی فرد دیگر لزوماً «روانشناس شناختی» نباشد، اما دانش و مهارت شناختی بخش مهمی از کاری باشد که انجام میدهد.
🔑 مرز بین این مسیرها همیشه روشن و بسته نیست.
- یک روانشناس شناختی ممکن است هم پژوهش کند و هم در محیط بالینی فعالیت داشته باشد.
- یک نوروسایکولوژیست ممکن است ارزیابی انجام دهد و در برنامهریزی مداخله هم نقش داشته باشد.
- فرد دیگری ممکن است دانش شناختیاش را وارد آموزش، فناوری یا طراحی محصول کند.
بنابراین شاید بهتر باشد بهجای اینکه فقط بپرسیم «عنوان شغلی من در علوم شناختی چه خواهد بود؟»، بپرسیم:
من بیشتر میخواهم شناخت را بفهمم، ارزیابی کنم، برای تغییر آن مداخله کنم یا دانش شناخت را در یک مسئلهی واقعی به کار ببرم؟
🔜 در قسمت بعد سراغ این سؤال میرویم که چطور از بین این مسیرها، جهت مناسبتری برای خودمان پیدا کنیم.
#روانشناسی_شناختی #علوم_شناختی #CogniPath
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
قسمت ۴: روانشناسان در علوم شناختی چه مسیرهایی پیش رو دارند؟
🔙 در قسمت قبل دیدیم که روانشناس با چه جعبهابزاری وارد علوم شناختی میشود: از صورتبندی سؤال و طراحی آزمایش تا سنجش رفتار و استنباط دربارهی فرایندهای ذهنی. اما این دانش در عمل به چه مسیرهایی میتواند برسد؟
اگر خیلی کلی نگاه کنیم، روانشناسان در علوم شناختی ممکن است در چهار جهت اصلی فعالیت کنند: فهم و پژوهش دربارهی شناخت، ارزیابی عملکردهای شناختی، مداخله روی آنها و کاربرد دانش شناخت در مسائل واقعی.
اینها چهار شغل کاملاً جدا نیستند؛ بیشتر چهار نوع فعالیتاند که میتوانند با یکدیگر همپوشانی داشته باشند.
🧠 ۱. پژوهش و مطالعهی ذهن و شناخت
یکی از اصلیترین مسیرها، پژوهش دربارهی فرایندهای شناختی است.
یک روانشناس میتواند در حوزههای مختلف شناختی (از توجه و حافظه تا زبان، تصمیمگیری، شناخت اجتماعی و غیره) سؤال پژوهشی داشته باشد.
بسته به سؤال، ممکن است از آزمایشهای رفتاری استفاده کند، رابطهی شناخت و مغز را بررسی کند یا از مدلهای محاسباتی کمک بگیرد.
در نتیجه مسیر پژوهشی یک روانشناس میتواند از روانشناسی شناختی تا حوزههایی مثل علوم اعصاب شناختی، نوروسایکولوژی پژوهشی یا شناخت محاسباتی و سایر پژوهشهای مرتبط امتداد پیدا کند.
🔍 ۲. ارزیابی عملکردهای شناختی
روانشناس شناختی فقط لزوماً دربارهی عملکرد ذهن در سطح نظری پژوهش نمیکند؛ بعضی روانشناسان در محیطهای بالینی و مراکز شناختی با ارزیابی عملکردهای شناختی افراد هم سروکار دارند.
اینجا سؤال دیگر این نیست که «حافظه بهطور کلی چگونه کار میکند؟» بلکه:
عملکرد شناختی این فرد چگونه است و دقیقاً چه الگویی از نقاط قوت و ضعف در آن دیده میشود؟
مثلاً فردی با شکایت از ضعف حافظه مراجعه میکند. صرف اینکه بگوییم «حافظهاش ضعیف شده» کافی نیست؛ باید بررسی شود:
- مشکل در کدام فرایند است؟
- رمزگردانی، نگهداری یا بازیابی؟
- آیا اصلاً مشکل اصلی حافظه است یا مثلاً اختلال در توجه یا کارکردهای اجرایی روی عملکرد حافظه اثر گذاشته؟
روانشناس شناختی، بسته به آموزش و حوزهی فعالیتش، ممکن است برای پاسخ به این سؤالها از آزمونهای شناختی، مصاحبه، مشاهدهی عملکرد و ابزارهای دیگر استفاده کند.
نوروسایکولوژی هم یکی از حوزههای مهم در همین فضاست؛ بهویژه زمانی که رابطهی مغز، آسیب یا بیماریهای عصبی و عملکرد شناختی مطرح باشد.
🧩 ۳. مداخله و توانبخشی شناختی
گاهی کار با ارزیابی تمام نمیشود. اگر مشخص شود فرد در یک یا چند عملکرد شناختی مشکل دارد، سؤال بعدی میتواند این باشد:
چطور میتوانیم عملکرد او را بهبود دهیم یا کمک کنیم با محدودیت ایجادشده بهتر کنار بیاید؟
اینجاست که مداخلات و توانبخشی شناختی مطرح میشوند؛ برای مثال:
- تمرین، توانبخشی و بازتوانی برخی عملکردهای شناختی
- کار روی عملکردهای اجرایی
- استفاده از راهبردهای جبرانی برای جلوگیری از افت عملکرد
- طراحی برنامههایی برای بهبود عملکرد فرد در زندگی روزمره
ارزیابی و مداخله هم الزاماً متعلق به دو فرد کاملاً جدا نیستند. بسته به آموزش، صلاحیت حرفهای و محیط کاری، یک روانشناس ممکن است در چند مرحلهی این فرایند نقش داشته باشد یا این کار در قالب یک تیم چندتخصصی انجام شود.
🌐 ۴. کاربرد دانش شناخت در مسائل واقعی
دانش شناخت فقط در دانشگاه یا کلینیک استفاده نمیشود. آنچه دربارهی توجه، حافظه، یادگیری، تصمیمگیری یا محدودیتهای پردازش انسان میدانیم میتواند در حوزههای دیگری هم به کار بیاید؛ مثلاً:
🖥 تعامل انسان و فناوری و UX
🏫 آموزش و طراحی یادگیری
🎮 طراحی بازیها و محصولات شناختی
🏢 تصمیمگیری و رفتار در سازمانها
📱 طراحی ابزارها و فناوریهای شناختی
👥 مطالعهی رفتار انسان در محیطهای واقعی یا خاص؛ مثل ورزش، رانندگی و غیره.
در این مسیر ممکن است عنوان شغلی فرد دیگر لزوماً «روانشناس شناختی» نباشد، اما دانش و مهارت شناختی بخش مهمی از کاری باشد که انجام میدهد.
🔑 مرز بین این مسیرها همیشه روشن و بسته نیست.
- یک روانشناس شناختی ممکن است هم پژوهش کند و هم در محیط بالینی فعالیت داشته باشد.
- یک نوروسایکولوژیست ممکن است ارزیابی انجام دهد و در برنامهریزی مداخله هم نقش داشته باشد.
- فرد دیگری ممکن است دانش شناختیاش را وارد آموزش، فناوری یا طراحی محصول کند.
بنابراین شاید بهتر باشد بهجای اینکه فقط بپرسیم «عنوان شغلی من در علوم شناختی چه خواهد بود؟»، بپرسیم:
من بیشتر میخواهم شناخت را بفهمم، ارزیابی کنم، برای تغییر آن مداخله کنم یا دانش شناخت را در یک مسئلهی واقعی به کار ببرم؟
🔜 در قسمت بعد سراغ این سؤال میرویم که چطور از بین این مسیرها، جهت مناسبتری برای خودمان پیدا کنیم.
#روانشناسی_شناختی #علوم_شناختی #CogniPath
♾️ کاگنیپث | راهنمای مسیر شناختی
❤6