ولی چقدر روزها کسل کننده شده،
بیدار میشم و میخوابم و حقیقتا هیچی وسط این دوتا ارزش تعریف کردن نداره.
بیدار میشم و میخوابم و حقیقتا هیچی وسط این دوتا ارزش تعریف کردن نداره.
وقتشه استارت آپ کبوترهای نامهرسان خانگی رو به اجرا در بیارم. آزمایشی.
هاهاها. :|
هاهاها. :|
Forwarded from Ayn (عین🎛)
دیگه از اینکه ایرانی هستم بدم نمیاد. من از اینکه میتونم فارسی متوجه بشم و حتی پیام های فارسی رو بخونم هم دارم اذیتم میشم و بدم میاد. حتی از این پست که به فارسی نوشتم هم بدم میاد.
Social Pariah,
Sir Sly – Astronaut
بشنوید و تلاش کنید حتی برای کمتر از ۴ دقیقه هم که شده فراموش کنید که کجایید، که چه خبره.
یه نفر بهم گفت «چی دوست داری بشنوی؟»
نمیدونم؛ نمیدونم چی دوست دارم. نمیدونم منتظر چی و کی هستم. انگار فقط یک دلشورهای دارم که بهم میگه اشکال نداره اگه همهچی بده، ممکنه خیلی بدتر یا خیلی بهتر بشه.
دوست دارم با آدمهای جدید حرف بزنم، آدمهایی که هنوز نمیدونند چقدر تاریکی پشت ذهنمه. اما هیچوقت نتونستم شروع کننده مکالمه باشم، همیشه صبر کردم، انقدر صبر کردم که خیلی دیر شده، که همه چی تموم شده.
دوست دارم مثل قبل بخندونم بقیه رو؛ ولی هیچی تو ذهنم نیست، چیزی هم باشه تا وقتی به زبونم برسه مزش پریده و مغزم خورد و خاکشیرش کرده.
دوست دارم برم؛ نمیدونم کجا. از این شهر، از این کشور، از این دنیا.
نمیدونم؛ نمیدونم چی دوست دارم. نمیدونم منتظر چی و کی هستم. انگار فقط یک دلشورهای دارم که بهم میگه اشکال نداره اگه همهچی بده، ممکنه خیلی بدتر یا خیلی بهتر بشه.
دوست دارم با آدمهای جدید حرف بزنم، آدمهایی که هنوز نمیدونند چقدر تاریکی پشت ذهنمه. اما هیچوقت نتونستم شروع کننده مکالمه باشم، همیشه صبر کردم، انقدر صبر کردم که خیلی دیر شده، که همه چی تموم شده.
دوست دارم مثل قبل بخندونم بقیه رو؛ ولی هیچی تو ذهنم نیست، چیزی هم باشه تا وقتی به زبونم برسه مزش پریده و مغزم خورد و خاکشیرش کرده.
دوست دارم برم؛ نمیدونم کجا. از این شهر، از این کشور، از این دنیا.
بذارید از خوبیهای شهر کوچیک براتون بگم؛
هیچی. ه ی چ ی.
شهر کوچیک یعنی هر جایی میری و هر غلطی میخوای بکنی ممکنه نوهٔ عمهٔ بابای دوست پسرخالت اونجا باشه و بشناسدت. :))
هیچی. ه ی چ ی.
شهر کوچیک یعنی هر جایی میری و هر غلطی میخوای بکنی ممکنه نوهٔ عمهٔ بابای دوست پسرخالت اونجا باشه و بشناسدت. :))
Social Pariah,
Muse – Muscle Museum
مه نشسته و بارون میاد.
این آهنگ همه چیزه.
این آهنگ همه چیزه.
جوابها تا دوشنبه میاد و من الان در مضطربترین و در عین حال، حوصلهسررفتهترین حالت خودم هستم. :)))