بعضی وقتا از فاصلهای که بینمونه متنفر میشم.
بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنی.
همش اینطوریم که چرا نباید الان کنارش باشم؟
چرا بقیه دوستاش میتونن پیشش باشن اما من نه؟
چرا باید بینمون فاصله باشه؟
چرا نمیتونم باهاش قدم بزنم یا باهم رو پل هوای شیرکاکائو بخوریم؟
ببرمش کتابفروشی و براش قشنگ ترین کتابو بخرم؟
یا وقتایی که حالش بده سریع برم پیشش
یا حالا هرچی.
چرا باید بینمون کلی فاصله باشه و من به بقیه دوستات حسودی کنم؟
به همه اونایی که به تو نزدیکن.
بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنی.
همش اینطوریم که چرا نباید الان کنارش باشم؟
چرا بقیه دوستاش میتونن پیشش باشن اما من نه؟
چرا باید بینمون فاصله باشه؟
چرا نمیتونم باهاش قدم بزنم یا باهم رو پل هوای شیرکاکائو بخوریم؟
ببرمش کتابفروشی و براش قشنگ ترین کتابو بخرم؟
یا وقتایی که حالش بده سریع برم پیشش
یا حالا هرچی.
چرا باید بینمون کلی فاصله باشه و من به بقیه دوستات حسودی کنم؟
به همه اونایی که به تو نزدیکن.
2❤114
آنلاک کردن سطح جدیدی از رابطه یعنی برام مهم نیست کی جلومونه، وقتی تو رو میبینم نمیتونم گازت نگیرم، بغلت نکنم یا نبوسمت. حتی توی اسنپ باشیم از لمس دستهات نمیگذرم، حتی توی جمع باشیم از بوسیدن لبهات و بوییدن موهات نمیگذرم. مهم نیست کجا؛ من نمیتونم دست بکشم از نگاه کردن بهت، از پرستیدن چهرهات وقتی نور چراغهای خیابون رو بازتاب میکنه، از بغل و نوازش کردنت وقتی با بقیه حرف میزنی. من فاصله گرفتن از تو رو حتی برای یک ثانیه نمیتونم قشنگترینم.
❤109