﮼کدئین
❤23
دوست داشتن ما با عالم و آدم فرق میکند،
من و تو وقتی دلتنگ هم میشویم
نمی توانیم همدیگر را در آغوش بگیریم
ما نمی توانیم هر روز قرارهای عاشقانه داشته باشیم
عصرها نمی توانیم پیادهروها را قدم بزنیم
ولی همدیگر را دوست داریم
با همهی کارهایی که نمیتوانیم بکنیم
همدیگر را دوست داریم
من تو را از همین جایی که هستم
از همان جایی که هستی دوست دارم
از پشت همان پنجره ای که ختم میشود به آسمان تو
من و تو وقتی دلتنگ هم میشویم
نمی توانیم همدیگر را در آغوش بگیریم
ما نمی توانیم هر روز قرارهای عاشقانه داشته باشیم
عصرها نمی توانیم پیادهروها را قدم بزنیم
ولی همدیگر را دوست داریم
با همهی کارهایی که نمیتوانیم بکنیم
همدیگر را دوست داریم
من تو را از همین جایی که هستم
از همان جایی که هستی دوست دارم
از پشت همان پنجره ای که ختم میشود به آسمان تو
❤86
بعضی وقتا از فاصلهای که بینمونه متنفر میشم.
بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنی.
همش اینطوریم که چرا نباید الان کنارش باشم؟
چرا بقیه دوستاش میتونن پیشش باشن اما من نه؟
چرا باید بینمون فاصله باشه؟
چرا نمیتونم باهاش قدم بزنم یا باهم رو پل هوای شیرکاکائو بخوریم؟
ببرمش کتابفروشی و براش قشنگ ترین کتابو بخرم؟
یا وقتایی که حالش بده سریع برم پیشش
یا حالا هرچی.
چرا باید بینمون کلی فاصله باشه و من به بقیه دوستات حسودی کنم؟
به همه اونایی که به تو نزدیکن.
بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنی.
همش اینطوریم که چرا نباید الان کنارش باشم؟
چرا بقیه دوستاش میتونن پیشش باشن اما من نه؟
چرا باید بینمون فاصله باشه؟
چرا نمیتونم باهاش قدم بزنم یا باهم رو پل هوای شیرکاکائو بخوریم؟
ببرمش کتابفروشی و براش قشنگ ترین کتابو بخرم؟
یا وقتایی که حالش بده سریع برم پیشش
یا حالا هرچی.
چرا باید بینمون کلی فاصله باشه و من به بقیه دوستات حسودی کنم؟
به همه اونایی که به تو نزدیکن.
2❤114