من پناهگاهم رو توی آغوش تو پیدا کردم. تو بهم یاد دادی که پناهگاه یه مکان نیست، یه احساسه. هرچیزی میتونه پناهگاهت باشه. میتونه یه بوی همیشگی باشه، یه وسیله و یا حتی یه شخص. هرآدمی پناهگاه خودشو داره و برای هر آدمی متفاوته. برای من پناهگاه یعنی تو. از لحظه ای که باهات آشنا شدم تا حالا تو پناهم بودی. بمون برام همیشه.
﮼کدئین
داشتن تو قشنگترین حسیه که تونستم تجربه کنم، بودنت کنار من اینجوریه که تو وجودم کلی گل جوونه زده. وقتی باتوام انگار که دیگه تاریکی شب ناراحتم نمیکنه، عصبی نیستم، ناامید نیستم، از هیچی نمیترسم، غروب جمعه دلگیر نیست، کسی نمیتونه زمینم بزنه، بی حوصله نیستم، آسمون آبیتره، نور خورشید قشنگتره، بوی نم بارون لذت بخشه، غذاها بهم میچسبن. با تو همه چی قشنگترین ورژن خودشو داره. از روزی که تو رو شناختم، یه کم مهربونتر شدم، صبورتر شدم، تمایل بیشتری به تحویل دادن لبخند به بقیه دارم، قدر دونستن رو تمرین کردم، چون میخواستم این دنیا بدونه چقدر شکرگزارم برای اینکه بهم نشون داد که عشق واقعی وجود داره.
﮼کدئین
درسته یه موقع هایی بداخلاق میشمو باهم دعوا میکنیم ولی اینو بدون هیچکس اندازه ی من دوست نداره هیچکس باعث نمیشه که تو از من جدا شی و من همه جوره حواسم بهت هست حتی موقع هایی که ازت عصبیم تمام تمرکزم رو اینه که تو حالت خوب باشه.