تو اگه گل بودی میشدی رز.
تو اگه نیاز بودی میشدی بغل.
اگه اهنگ بودی میشدی بی کلام.
اگه صدا بودی میشدی صدای موج دریا.
و اگه توصیف زیبایی بودی قطعا میشدی مآه.
تو اگه نیاز بودی میشدی بغل.
اگه اهنگ بودی میشدی بی کلام.
اگه صدا بودی میشدی صدای موج دریا.
و اگه توصیف زیبایی بودی قطعا میشدی مآه.
﮼کدئین
اگر احساسات رنگ داشتن عشق تو همرنگ گلبرگای نیلوفره. از بیرون ملایم و از درون غلیظ و پر حرارت، نیلی عمیقی که همه چیزو با هم داره یه غرور پر عشوه، مهربونی مرز دار یه خجالتی جسور تو برای من همینقدر عجیب و زیبایی. تو برای من همینقدر تکرار نشدنی و پر از رازهای قشنگ عاشقی ای، نمیدونم با کدوم کلمات ارزوت کنم که از مقدس بودنت کم نشه ولی از خدای شبنمای نیلوفر و خاک ریشه های اقاقیا میخوام که تو رو برای من حفظ کنه. بوسیدنی ترین گل من.
تو قشنگ ترین حسی هستی که توی قلبم شکل گرفته، مثل دیدن یه جوونه ی تازه سر از خاک دروارده باعث ذوقی، یه جور قلقلک از ته دل که تاحالا نداشتمش، مثل ته نشین شدن ستاره ها توی قلبم، یا پر زدن پروانه ها توی قفسه ی سینم، خیس خوردن گل محمدی خشک شده توی چایی، تازه و قشنگی. شبیه شبدر چهاربرگ شانس که میگن خیلی کمیابه و هرکسی پیداش کنه قراره یه عالمه اتفاق خوبو تجربه کنه، بعد از تو همه چی داره برام روشن و روشن تر میشه. مثل یک نور بهم میتابی و من کنارت حس زندگی کردن و زنده بودن و میفهمم. تو با هر نگاهت توی دلم ریشه میکنی با هر حرفت توی وجودم قد میکشی و با هر “دوست دارمی” که بهم میگی باعث روییدن شکوفه ها از پوستم میشی. تو زیبا ترین حسی هستی که من تاحالا داشتم.