﮼کدئین
دیدی وقتی ینفرو دوست داری از وقتی که بیدار میشی تا لحظه ای که خوابت میبره همه فکر و ذکرت میشه اون شخص، دیدی روش بشدت حساس میشی و کسی نزدیکش بشه دلت میخواد پاره اش کنی، دیدی وقتی عاشق میشی با عشقت مثل بچه ات رفتار میکنی و همش نگرانشی و مواظبشی، من به تو همین حسو دارم.
نیاز دارم وایسم کنار و یکی به خاطر من شلوغش کنه؛ یکی سنگم رو به سینه بزنه و بشه کاسهی داغتر از آشم. مثل وقتی که بچه بودم اگر چیزی میخواستم و کسی پاسخگو نبود مامان زودی اعتراض میکرد «این بچه هلاک شد!» نیاز دارم یکی بیاد دستم رو بگیره بیفته جلو و سر زندگی داد و بیداد کنه بهش بگه این بچه هلاک شد.
عشق همینه...
به خودت میای میبینی پل شدی از روت رد شه
پله شدی ازت بره بالا
کوه شدی بهت تکیه بده
خورشیدِ روزای سردش شدی
ستارهی شبای غمگینش شدی
به خودت میای میبینی مدتهاست هر صبح و هرشب برای موفقیت و پیشرفتش دعا کردی
آرزو کردی
به خدا تمنا کردی
انقد درد و غماش اولویتت شده که شاید خودتم یادت بره
عشق خیلی قشنگه.
به خودت میای میبینی پل شدی از روت رد شه
پله شدی ازت بره بالا
کوه شدی بهت تکیه بده
خورشیدِ روزای سردش شدی
ستارهی شبای غمگینش شدی
به خودت میای میبینی مدتهاست هر صبح و هرشب برای موفقیت و پیشرفتش دعا کردی
آرزو کردی
به خدا تمنا کردی
انقد درد و غماش اولویتت شده که شاید خودتم یادت بره
عشق خیلی قشنگه.