﮼کدئین
به حرف نیست که به اهمیت دادنشه؛ جای ابراز علاقههای زیاد، جای عاشقتم گفتاری، فقط بلدتون باشه، بدونه الان داری با بغض حرف میزنی از چیزی دلخوری، بدونه وقتی زیاد سکوت میکنی دلت گرفته، بدونه وقتی داری پشت سرهم بهش زنگ میزنی نگرانشی و خیلی چیزای دیگه. اینکه بلدت باشه مهمه، اینکه بدونه چه چیزی خوشحالت میکنه مهمه، اینکه بیشتر از خودت تورو بلد باشه مهمه، وگرنه دوست دارم، عاشقتم، مال منی همه بلدن. کسی که بلدت باشه رو پیدا کن.
﮼کدئین
به تپيدن نياز داره.
ولی من عاشق اون ذوق ته چشماتم که وقتی صدات میکنم بابایی و با جانم دخترم جوابمو میدی. اصلا قند تو دلم آب میشد وقتی از آینده حرف میزنی، اونم آینده ای که منو توش پررنگ تر از الان کنار خودت میبینی و برام ترسیمش میکنی. ببین تو منو برگردوندی به دنیای رنگی پنگی بچگیام، انگار غبار گردوخاکی که جلوی لنز چشامو گرفته بودو با عشقت کنار زدی و بهم نشون دادی دنیا هنوزم قشنگیاشو داره، که برای من بودنت یکی از همین قشنگیاس، توی قلبم مراقبتم و این بیرون با بغلم مواظبم که خسته نشی.
﮼کدئین
با اینکه ازت دورم اما هر لحظه و هر جا کنارمی. تموم جاهای قشنگی که میرمو توی ذهنم نشونه گذاری میکنم، که یه روز با تو برم. تموم اتفاقاتی که توی طول روز برام میفته رو یه دور توی ذهنم برات توضیح میدم که اگر اینجا بودی؛ یعنی چه تصمیمی میگرفتی؟ من اونقدر بهت نزدیکم که حق من نیست بگم میون ما فاصله ست! اما خب چه میشه کرد؟ باز جای شکرش باقیه که یه گوشه ی این زندگی پیدات کردم و گرنه میون این آدما غریب بودم. جگر گوشه شیرین ترین عشق شبای دلتنگی من بهت میرسم چون تو حق من از این جهانی و خدای عاشقا به هیچ وجه اهل ناحقی نیست.