﮼کدئین
من میخواستم برات بنویسم که چقدر دلم برات تنگ شده؛
واسه چند ساعت حرف زدن پشت گوشی؛
واسه اینکه با یه نگاه ضربان قلبم بره روی هزار؛
واسه اینکه بشینم بهت فکر کنم و دلم ضعف بره برات؛
میخواستم بگم میدونم هیچوقت مال من نبودی ولی من هنوز بعد این همه وقت دوستت دارم!
میخواستم بگما اما همه این حرفا شدن بغض شکسته وسط آهنگ گوش دادن!
واسه چند ساعت حرف زدن پشت گوشی؛
واسه اینکه با یه نگاه ضربان قلبم بره روی هزار؛
واسه اینکه بشینم بهت فکر کنم و دلم ضعف بره برات؛
میخواستم بگم میدونم هیچوقت مال من نبودی ولی من هنوز بعد این همه وقت دوستت دارم!
میخواستم بگما اما همه این حرفا شدن بغض شکسته وسط آهنگ گوش دادن!
﮼کدئین
به حرف نیست که به اهمیت دادنشه؛ جای ابراز علاقههای زیاد، جای عاشقتم گفتاری، فقط بلدتون باشه، بدونه الان داری با بغض حرف میزنی از چیزی دلخوری، بدونه وقتی زیاد سکوت میکنی دلت گرفته، بدونه وقتی داری پشت سرهم بهش زنگ میزنی نگرانشی و خیلی چیزای دیگه. اینکه بلدت باشه مهمه، اینکه بدونه چه چیزی خوشحالت میکنه مهمه، اینکه بیشتر از خودت تورو بلد باشه مهمه، وگرنه دوست دارم، عاشقتم، مال منی همه بلدن. کسی که بلدت باشه رو پیدا کن.
﮼کدئین
به تپيدن نياز داره.
ولی من عاشق اون ذوق ته چشماتم که وقتی صدات میکنم بابایی و با جانم دخترم جوابمو میدی. اصلا قند تو دلم آب میشد وقتی از آینده حرف میزنی، اونم آینده ای که منو توش پررنگ تر از الان کنار خودت میبینی و برام ترسیمش میکنی. ببین تو منو برگردوندی به دنیای رنگی پنگی بچگیام، انگار غبار گردوخاکی که جلوی لنز چشامو گرفته بودو با عشقت کنار زدی و بهم نشون دادی دنیا هنوزم قشنگیاشو داره، که برای من بودنت یکی از همین قشنگیاس، توی قلبم مراقبتم و این بیرون با بغلم مواظبم که خسته نشی.