﮼کدئین
دلم میخواست برات از دوست داشتنم بنویسم.
از اینکه تو منو نجات دادی،زخم بال هامو بستی
بهم گفتی: عیبی نداره اعتمادت از بین رفته، من کنارت میمونم و میشم چسب زخم رو زخمات.
من دلم میخواست راجب همهی قشنگی های تو وجودت بنویسم.
اما منو ببخش، ناتوانم.
نمیدونم چرا، دیگه نمیخوام بنویسم.
من یکبار نوشتم و از اون دوست داشتن فقط نوشته ها باقی موند.
اینبار نمینویسم،نشونت میدم.
شاید به اندازه چیزی که باید نشونت ندم.
اما نشونت میدم چقدر برام قشنگی و آره.
از اینکه تو منو نجات دادی،زخم بال هامو بستی
بهم گفتی: عیبی نداره اعتمادت از بین رفته، من کنارت میمونم و میشم چسب زخم رو زخمات.
من دلم میخواست راجب همهی قشنگی های تو وجودت بنویسم.
اما منو ببخش، ناتوانم.
نمیدونم چرا، دیگه نمیخوام بنویسم.
من یکبار نوشتم و از اون دوست داشتن فقط نوشته ها باقی موند.
اینبار نمینویسم،نشونت میدم.
شاید به اندازه چیزی که باید نشونت ندم.
اما نشونت میدم چقدر برام قشنگی و آره.
من همیشه به بودنت نیاز دارم حتى وقتایی که دلتنگی یا ناراحتی بهم فشار میاره. حتى اون لحظه هایی که صدام میزنی جواب نمیدم. همونجا کافیه سفت تر از همیشه بغلم کنی تا ببینی برق چشمام برای تو مثل روز اول میدرخشه میشه ادما هر چقدر و هر جا هم که رفتن ما تا ته تهش برای همدیگه بمونیم؟ اخه تورو نمیدونم اما دنیای توی دل من خیلی کوچیکه هر چقدر هم که بخوام دور خودم بچرخم اخرش به تویی بر میگردم که تنها ساکن دلمی من همیشه دوستت داشتم و خواهم داشت هر ثانیه شدید و عمیق تر از قبل پس ،بمون شکوفه های قلبم فقط به تو لبخند میزنن.
﮼کدئین