This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
you're the blood in my veins sweet but red.♥️
دلم برایِ آدم هایِ مهربان ، می سوزد ...
آدم هایِ اصیلی که برایِ دنیایِ ما ،
بیش از اندازه خوبند !
کسانی که هرگز نخواسته اند ، بد باشند ،
و نمی توانند همرنگِ این جماعت شوند ؛
حتی اگر پایِ جانشان وسط باشد ...
این روزها ولی ؛
این یکرنگی و خوب بودن ؛
تاوانِ سنگینی دارد !
خدایا خودمانیم ؛
تو ؛ یک دنیایِ خوب ، به آدم هایِ صاف و ساده ات بدهکاری !
این جهانِ هزار رنگ ؛
برایِ انسان هایِ اصیل و مهربان ،
جایِ زندگی کردن نیست ...
آدم هایِ اصیلی که برایِ دنیایِ ما ،
بیش از اندازه خوبند !
کسانی که هرگز نخواسته اند ، بد باشند ،
و نمی توانند همرنگِ این جماعت شوند ؛
حتی اگر پایِ جانشان وسط باشد ...
این روزها ولی ؛
این یکرنگی و خوب بودن ؛
تاوانِ سنگینی دارد !
خدایا خودمانیم ؛
تو ؛ یک دنیایِ خوب ، به آدم هایِ صاف و ساده ات بدهکاری !
این جهانِ هزار رنگ ؛
برایِ انسان هایِ اصیل و مهربان ،
جایِ زندگی کردن نیست ...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
you know it's not the same as it was.🌊
معنى دژاوو را كه ميدانيد؟!
اينكه لحظه هايى حس ميكنيد يك رخداد، يك صحنه، يا جمله اى را قبل تر شاهد بوديد.
نامش "دژاووست" و من در تمام دژاوو هاى زندگى ام عاشق يك نفر بوده ام. حس ميكنم بارها كسى را دوست داشته ام؛
بارها به او نرسيده ام؛
شايد براى همين بود كه امروز وقتى هواپيما دچار تكان هاى شديدى شد و مسافران با ترس و وحشت مهماندار را صدا ميكردند، من در كمال آرامش از پنجره آسمان ابرى را تماشا ميكردم؛ مطمئن بودم سالم فرود مىآييم.
آخر من كه هنوز به او نرسيده ام؛
اينكه لحظه هايى حس ميكنيد يك رخداد، يك صحنه، يا جمله اى را قبل تر شاهد بوديد.
نامش "دژاووست" و من در تمام دژاوو هاى زندگى ام عاشق يك نفر بوده ام. حس ميكنم بارها كسى را دوست داشته ام؛
بارها به او نرسيده ام؛
شايد براى همين بود كه امروز وقتى هواپيما دچار تكان هاى شديدى شد و مسافران با ترس و وحشت مهماندار را صدا ميكردند، من در كمال آرامش از پنجره آسمان ابرى را تماشا ميكردم؛ مطمئن بودم سالم فرود مىآييم.
آخر من كه هنوز به او نرسيده ام؛
قشنگیای تو مثل یه مردابه هرچی آدم بیشتر درکش میکنه بیشتر توش فرو میره، یهجاییم به خودش میاد و یهو میبینه غرق شده بین حجم زیادی از قشنگی.