سلام دلبر ،
امشبم ازون شباست که میزبان خاطراتتم،
ازون شباست که بجز تو دیگه چیزی نمیخوام ، من این شبارو دوس ندارم،
شبایی که توهم بودنتو میزنم،
شبایی که کلی حرف باهات دارم ولی نیستی که بشنوی،
شبایی که فقط به یاد تو ام و تو !
میدونی اینهمه گفتم دیگه دلتنگت نمیشم،
دیگه عکساتو نگاه نمیکنم ...
ولی خب دله دیگه،حرف حالیش نمیشه.
این دلم خیلی واست تنگ شده ولی تو نیستی و نبودت یه حس تنفر نسبت بهت توم بوجود میاره.
چقدر از بدیات بگم؟
چقدر از حماقتام بگم؟
چرا این دلِ نفهم باید یکیو دوس داشته باشه که نادیده میگیرتش،میخنده و رد میشه،چرا؟
ببین وسط حال بدیام نیستی،
وقتایی که بغض میکنم نیستی،
گریه میکنم نیستی،
دلم بودنتو میخواد نیستی،کلا نیستی؛
منو نمیبینی سرت گرمه ، این دل داره میسوزه و میسازه ولی درنهایت مثل سفال داره اتیش میبینه،گرما میبینه تا سفت و سخت شه نشکنه.
دیگه نمیشکنه بهت قول میدم !
امشبم ازون شباست که میزبان خاطراتتم،
ازون شباست که بجز تو دیگه چیزی نمیخوام ، من این شبارو دوس ندارم،
شبایی که توهم بودنتو میزنم،
شبایی که کلی حرف باهات دارم ولی نیستی که بشنوی،
شبایی که فقط به یاد تو ام و تو !
میدونی اینهمه گفتم دیگه دلتنگت نمیشم،
دیگه عکساتو نگاه نمیکنم ...
ولی خب دله دیگه،حرف حالیش نمیشه.
این دلم خیلی واست تنگ شده ولی تو نیستی و نبودت یه حس تنفر نسبت بهت توم بوجود میاره.
چقدر از بدیات بگم؟
چقدر از حماقتام بگم؟
چرا این دلِ نفهم باید یکیو دوس داشته باشه که نادیده میگیرتش،میخنده و رد میشه،چرا؟
ببین وسط حال بدیام نیستی،
وقتایی که بغض میکنم نیستی،
گریه میکنم نیستی،
دلم بودنتو میخواد نیستی،کلا نیستی؛
منو نمیبینی سرت گرمه ، این دل داره میسوزه و میسازه ولی درنهایت مثل سفال داره اتیش میبینه،گرما میبینه تا سفت و سخت شه نشکنه.
دیگه نمیشکنه بهت قول میدم !
Maybe someone better than you is supposed to come into my life , but i only want you.
یه مرحلهای توی زندگی هست که بهش میگن بلوغ فکری.
اونجایی که دیگه واسه کارات دعا نمیکنی، تلاش میکنی.
اگه شکست خوردی و زخمی شدی بقیه رو مقصر نمیدونی، چون مطمئنی فقط خودت باعث برد و باخت خودتی.
دیگه از آدمای قلابی دور خودت نگه نمیداری، چون واقعیا رو شناختی و زمانت رو فقط برای اونا صرف میکنی.
اونجایی که دیگه واسه کارات دعا نمیکنی، تلاش میکنی.
اگه شکست خوردی و زخمی شدی بقیه رو مقصر نمیدونی، چون مطمئنی فقط خودت باعث برد و باخت خودتی.
دیگه از آدمای قلابی دور خودت نگه نمیداری، چون واقعیا رو شناختی و زمانت رو فقط برای اونا صرف میکنی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This kind of hugs>>>>
وقتي از ته دل بخندی،
وقتی هر چیزی را به خودت نگیری،
وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی،
وقتی برای شاد بودن نیاز به بهانه نداشته باشی؛
آن زمان است که واقعا زندگی می کنی.
بازی زندگی،بازی بومرنگهاست؛
اندیشهها،کردارها و سخنان ما،دیر یا زود با دقت شگفتآوری به سوی ما بازمیگردند.
زمانی که آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند، هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد.
وقتی هر چیزی را به خودت نگیری،
وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی،
وقتی برای شاد بودن نیاز به بهانه نداشته باشی؛
آن زمان است که واقعا زندگی می کنی.
بازی زندگی،بازی بومرنگهاست؛
اندیشهها،کردارها و سخنان ما،دیر یا زود با دقت شگفتآوری به سوی ما بازمیگردند.
زمانی که آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند، هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
you're the blood in my veins sweet but red.♥️
دلم برایِ آدم هایِ مهربان ، می سوزد ...
آدم هایِ اصیلی که برایِ دنیایِ ما ،
بیش از اندازه خوبند !
کسانی که هرگز نخواسته اند ، بد باشند ،
و نمی توانند همرنگِ این جماعت شوند ؛
حتی اگر پایِ جانشان وسط باشد ...
این روزها ولی ؛
این یکرنگی و خوب بودن ؛
تاوانِ سنگینی دارد !
خدایا خودمانیم ؛
تو ؛ یک دنیایِ خوب ، به آدم هایِ صاف و ساده ات بدهکاری !
این جهانِ هزار رنگ ؛
برایِ انسان هایِ اصیل و مهربان ،
جایِ زندگی کردن نیست ...
آدم هایِ اصیلی که برایِ دنیایِ ما ،
بیش از اندازه خوبند !
کسانی که هرگز نخواسته اند ، بد باشند ،
و نمی توانند همرنگِ این جماعت شوند ؛
حتی اگر پایِ جانشان وسط باشد ...
این روزها ولی ؛
این یکرنگی و خوب بودن ؛
تاوانِ سنگینی دارد !
خدایا خودمانیم ؛
تو ؛ یک دنیایِ خوب ، به آدم هایِ صاف و ساده ات بدهکاری !
این جهانِ هزار رنگ ؛
برایِ انسان هایِ اصیل و مهربان ،
جایِ زندگی کردن نیست ...