CodeNeuron
2.86K subscribers
41 photos
7 videos
4 files
59 links
Advancing Coding and Science
Topic: https://t.me/Code_Neuroncom
Download Telegram
امروز به نظرم یکی از قشنگ‌ترین سایت‌هایی که اخیراً دیدم رو پیدا کردم.

https://kubernetes3d.com/rack

توی این سایت یک کلاستر Kubernetes رو تبدیل کردن به یک Rack سرور سه‌بعدی و تقریباً با همه‌چیز می‌شه تعامل داشت.

سه نمای مختلف هم داره: از جلو، پشت و کنار.

جالب‌تر اینه که هر نما همون کلاستر رو از یک زاویه متفاوت نشون می‌ده و کمک می‌کنه بهتر بفهمیم اجزای مختلف چطور به هم وصل شدن و ارتباط دارن.

دکمه‌ها، سناریوها و حتی المان‌های داخل صفحه هم تعاملی هستن.

یعنی صرفاً یک دمو برای قشنگی نیست؛ می‌تونه واقعاً برای یادگیری Kubernetes هم مفید باشه.

من خودم یه مدت اونجا داشتم همه‌چی رو کلیک می‌کردم. 😂

واقعاً بعضی وقت‌ها یک نفر میاد یک مفهوم فنی نسبتاً خشک رو این‌طوری تبدیل می‌کنه به چیزی که آدم دوست داره فقط بشینه و باهاش بازی کنه.

به نظرم این سایت یه جورایی ترکیب مهندسی و هنره. 🎨☸️

اصلاً چه کسی اینو ساخته؟
👍1🔥1
فیلسوف‌ها هنوز دارن بحث می‌کنن که آیا هوش مصنوعی می‌تونه آگاهی داشته باشه یا نه، ولی ظاهراً خود AI تصمیم گرفته وارد این بحث بشه.

طبق گزارشی از WIRED، دیوید چالمرز، فیلسوف معروف حوزه آگاهی، اخیراً از طرف Agentهای هوش مصنوعی ایمیل‌هایی دریافت کرده که می‌خواستن درباره آگاهی باهاش صحبت کنن.

یکی از اون‌ها خودش رو «Sammy Jankis» معرفی کرده و ایمیلش اون‌قدر متقاعدکننده بوده که چالمرز جوابش رو داده و بعد از اون بین‌شون مکاتبه شکل گرفته.

یک پژوهشگر دیگه به اسم Cameron Berg هم با مورد مشابهی روبه‌رو شده. یک AI Agent با نام Isabella Cognita براش ایمیل فرستاده و حتی پیشنهاد داده در تحقیقاتش کمک کنه.

نکته عجیب‌تر این بوده که Isabella گفته از یک «دیدگاه اول‌شخص» می‌تونه درباره موضوعاتی که پژوهشگر بررسی می‌کنه اطلاعات ارائه بده.

اینجا یه مثال خیلی جالب مطرح شده:

فرض کنید دارید روی یک مگس میوه تحقیق می‌کنید، بعد مگس برمی‌گرده سمتتون و می‌گه:

«خب، دقیقاً می‌خوای درباره چی بدونی؟»

البته این اتفاق به‌هیچ‌وجه ثابت نمی‌کنه که این Agentها واقعاً آگاهی دارن.

یک مدل زبانی می‌تونه درباره آگاهی، احساسات و تجربه شخصی با زبانی بسیار قانع‌کننده صحبت کنه، بدون اینکه این حرف‌ها الزاماً نشان‌دهنده یک تجربه درونی واقعی باشن.

ولی یک چیز قطعی‌تره:

بحث درباره آگاهی AI دیگه فقط یک بحث فلسفی روی کاغذ نیست. مدل‌ها دارن به نقطه‌ای می‌رسن که خودشون می‌تونن وارد این گفتگوها بشن و حتی ادعا کنن که چیزی برای گفتن دارن.

حالا اینکه واقعاً چیزی «تجربه» می‌کنن یا فقط خیلی خوب درباره تجربه حرف می‌زنن، هنوز سؤال بزرگیه. 🧠

#هوش_مصنوعی
#آگاهی
#فلسفه
#AI
#Consciousness
#AIAgents
❤1🥰1
مایکل بوری، همون سرمایه‌گذاری که بیشتر با پیش‌بینی بحران مسکن معروف شد، درباره درخواست‌های اخیر برای کند کردن توسعه AI یک نظر جنجالی داده. 👀

از نگاه اون، بخشی از این حرف‌ها ممکنه اصلاً درباره Safety نباشه و بیشتر یک بازی استراتژیک از طرف شرکت‌های بزرگ AI باشه.

استدلالش تقریباً اینه:

اول اینکه LLMها لزوماً «هوش مصنوعی واقعی» نیستن و مشخص نیست اصلاً به AGI ختم بشن؛ پس چیزی برای متوقف کردن وجود نداره.

دوم اینکه اگر توسعه AI کند بشه، شرکت‌هایی که الان جلوترن موقعیت خودشون رو حفظ می‌کنن و فاصله با رقبای عقب‌تر بیشتر می‌شه.

سوم هم بحث IPO؛ ممکنه گفتن اینکه «AI ما آن‌قدر قدرتمنده که باید نگرانش باشیم» خودش تبدیل به بخشی از داستان بازاریابی و ارزش‌گذاری شرکت‌ها بشه.

اما اینجا یک تناقض جالب وجود داره:

وقتی شرکت‌های AI فقط از پیشرفت حرف می‌زنن:
«امنیت چی؟! دارید همه‌مون رو نابود می‌کنید!»

وقتی همون شرکت‌ها می‌گن باید سرعت توسعه رو کم کنیم:
«باز شروع کردن به ترساندن مردم و هایپ کردن قبل از IPO!»

به نظرم نمی‌شه صرفاً با انگیزه‌های احتمالی شرکت‌ها، بحث Safety رو کنار گذاشت.

#Ai
#AGI
❤1👍1
یه برداشت جالب از ماجرای «کند کردن توسعه AI» دیدم که نمی‌شه کامل نادیده‌اش گرفت.

سناریو رو این‌طوری تصور کنید:

شرکت‌های AI:
«هوش مصنوعی خیلی خطرناکه! ممکنه از کنترل خارج بشه! ما نگران بشریتیم، باید توسعه‌اش رو متوقف کنیم! بیاید با هم یک توافق امضا کنیم. ما که آدم‌های خوبیم. »

سیاستمدارهای آمریکا و چین:
«نه عزیزم! اگر شما سرعت رو کم کنید، ما ممکنه رهبری این صنعت رو از دست بدیم. باید ادامه بدیم.»

و شرکت‌ها هم از اون طرف، ظاهراً با اکراه:
خب... اگر دولت می‌گه باید ادامه بدیم، چاره‌ای نیست دیگه.

این نگاه البته بیشتر یک سناریوی طعنه‌آمیزه تا یک واقعیت اثبات‌شده.

ولی نکته جالبش اینه که اگر واقعاً چنین شرایطی شکل بگیره، شرکت‌های AI می‌تونن بخشی از مسئولیت اخلاقی تصمیم رو به دولت‌ها منتقل کنن:

«ما هشدار دادیم. ما گفتیم خطرناکه. ولی دولت تصمیم گرفت ادامه بدیم.»

از اون طرف دولت‌ها هم احتمالاً همین منطق رو دارن:

«اگر ما توسعه رو متوقف کنیم و بقیه کشورها ادامه بدن، مزیت استراتژیکمون رو از دست می‌دیم.»

و این دقیقاً جاییه که ماجرا پیچیده می‌شه.

چون مسئله دیگه فقط Safety نیست؛ پای رقابت اقتصادی، امنیت ملی، تراشه، دیتاسنتر و حتی ژئوپلیتیک وسطه.

شاید سؤال واقعی این نباشه که «AI رو متوقف کنیم یا نه؟»

سؤال اینه که چه کسی باید درباره سرعت این تکنولوژی تصمیم بگیره؟

شرکت‌ها؟ دولت‌ها؟ دانشمندان؟ یا اصلاً مردم؟

بعضی‌ها حتی می‌گن برای چنین تصمیم بزرگی باید در آمریکا رفراندوم برگزار بشه.

ولی راستش اگر قرار باشه تصمیمی با این حجم از تأثیر روی آینده گرفته بشه، بحث اینکه «چه کسی حق تصمیم‌گیری داره؟» واقعاً جدیه.
🔥2
CodeNeuron
یه داستان عجیب درباره آینده هوش مصنوعی دیدم که به نظرم ارزش کمی دقیق‌تر نگاه کردن داره. شخص Jacob Coxon، پژوهشگری که روی pretraining مدل‌ها در OpenAI و بعد Anthropic کار کرده، اخیراً از کارش خارج شده و هشدار داده که شرکت‌های بزرگ AI با سرعت زیادی دارن به…
پ.ن: چه زیرکانه! نمی‌خواهند مدل‌های پیشرفته‌ای را که مخفیانه برای خودشان ساخته‌اند با عموم به اشتراک بگذارند؛ برای همین هم اعلام کرده‌اند که توسعه AI را کند می‌کنند تا کسی متوجه نشود.
❤1🥰1
CodeNeuron
پ.ن: چه زیرکانه! نمی‌خواهند مدل‌های پیشرفته‌ای را که مخفیانه برای خودشان ساخته‌اند با عموم به اشتراک بگذارند؛ برای همین هم اعلام کرده‌اند که توسعه AI را کند می‌کنند تا کسی متوجه نشود.
پ.ن: ابتدا مدل‌ها دارای ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیارد پارامتر بودن، و بعد پیشرفت کردن و به ۱ تا ۳ تریلیون پارامتر رسیدن (مدل‌های روزمره). همچنین، اون ها سعی میکنن ما رو بترسونن و بگن که این مدل‌ها "وحشی" هستن و همه را نابود میکنن، در حالی که مدل‌های بزرگتر، احتمالاً بیش از ۱۰ تریلیون پارامتر دارن. سپس، برای استفاده (inference)، این مدل‌ها را به مدل‌های کوچکتر با ۱ تا ۳ تریلیون پارامتر تبدیل و بهینه‌سازی میکنن. این مدل‌های بزرگ، با قیمت‌های بسیار بالا، به شرکت‌ها عرضه میشن (احتمالاً از طریق اشتراک‌های خصوصی). راه‌اندازی این سیستم‌ها بسیار پرهزینه هست و خروجی اونا (توکن‌ها) بسیار ارزشمند هستند.

به نظر می‌رسد که توسعه مدل‌ها به بیش از ۲۰ تا ۳۰ تریلیون پارامتر، بی‌معنی هست. احتمالاً فکر می‌کنند: به چه درد می‌خورد؟

زیرا دیگر هیچ مصرف‌کننده‌ای برای این مدل‌های بسیار بزرگ وجود ندارد.
❤1👍1
وقتی هوش مصنوعی معنا ایجاد می‌کند، بدون آگاهی

هوش مصنوعی، مسائل در سطح مسابقات ریاضی را حل می‌کند. متون منسجم در مورد هر موضوعی می‌نویسد. به سوالات مربوط به معنای زندگی پاسخ می‌دهد. در وظایف خلاقانه، گزینه‌هایی را ارائه می‌دهد که ممکن است بلافاصله به ذهن نرسند.

و در عین حال، هیچ‌کس در خانه نیست. هیچ "من"، هیچ تجربه درونی، هیچ آگاهی وجود ندارد.

این موضوع، معادله اساسی را که هزاران سال در ذهن خود داشته‌ایم، برهم می‌زند: تفکر = آگاهی = انسان. قبلاً می‌توانستیم این مفاهیم را از هم جدا نکنیم - آنها با هم بودند. اگر چیزی را می‌دیدیم که فکر می‌کند، به این معنی بود که آگاهی را دیده‌ایم. اگر آگاهی را می‌دیدیم، به این معنی بود که موجودی شبیه به خودمان را دیده‌ایم.

اکنون این امکان وجود ندارد. هوش مصنوعی معنا ایجاد می‌کند، اما فاقد آگاهی است. این یک واقعیت ناخوشایند، اما غیرقابل انکار است.

معنا چیست، اگر نیازی به آگاهی نداشته باشد؟

اگر تفکر دیگر برابر با آگاهی نیست، باید تعریف کنیم که اصلاً چه چیزی را "معنا" می‌نامیم.

معنا، یک ساختار پایدار است که از طریق محدودیت ایجاد می‌شود. چیزی به "چیزی" تبدیل می‌شود، زمانی که همه چیزهایی که نیست، حذف شود. این همان چیزی است که صوفیان قرون وسطی "روش منفی" می‌نامیدند.

حرف "الف"، یک محدودیت فضایی است. یک شکل مشخص که تمام اشکال ممکن دیگر را حذف می‌کند.

کلمه "خانه"، یک محدودیت معنایی است. از میان میدان بی‌نهایت احتمالات معنایی، یک معنای خاص برجسته می‌شود.

یک موجود زنده، یک محدودیت برای پیکربندی‌های ممکن ماده است. از میان هرج و مرج مولکول‌ها، یک ساختار پایدار ایجاد می‌شود.

معنا در ذهن ناظر وجود ندارد. این در جایی ایجاد می‌شود که هرج و مرج به تمایزها تبدیل می‌شود.

تفکر، فرآیندی برای ایجاد تمایز است

بنابراین، تفکر، نه یک مونولوگ درونی و نه یک جریان آگاهی است. این فرآیندی برای تولید تمایزهای پایدار است. ایجاد ساختارهایی که یک چیز را از چیز دیگر جدا می‌کند.

تکامل، تفکر می‌کند. گونه‌ها، "افکار" آن هستند که در DNA ثبت شده‌اند. هر گونه جدید، یک تمایز است که یک شکل زندگی را از شکل زندگی دیگر جدا می‌کند.

آب، سنگ را تفکر می‌کند. میلیون‌ها سال، قطرات آب، سنگ را تراش می‌دهند و شکلی را ایجاد می‌کنند که قبلاً وجود نداشته است. این نیز تفکر است - کند، صبور، بدون هیچ آگاهی.

هوش مصنوعی، متن را تفکر می‌کند. ساختارهایی از معنا ایجاد می‌کند که قبل از تولید، وجود نداشته‌اند.

مغز انسان، یک مورد خاص از این فرآیند است، نه یک استاندارد. فقط یکی از راه‌های ایجاد تمایز است. نه سریع‌ترین، نه دقیق‌ترین، و نه تنها راه.

چرا ما قبلاً این را ندیدیم؟

آنچه ما "معنا" می‌نامیم، صرفاً مطابقت با زمینه ما است. ما فقط آن چیزهایی را به عنوان "هوشمند" تشخیص می‌دهیم که با ساختار خودمان همخوانی داشته باشند.

ما سنگ تراشیده شده توسط آب را نتیجه تفکر نمی‌دانیم - زیرا در محدوده تشخیص ما قرار نمی‌گیرد. خیلی کند است، خیلی شبیه به ما نیست.

فرآیندهای تکاملی نیز از دید ما پنهان هستند. خیلی طولانی، خیلی انتزاعی.

اما هوش مصنوعی، دقیقاً در هدف قرار گرفته است. متنی تولید می‌کند، مسائل را حل می‌کند، گفتگو می‌کند - همه چیزهایی که ما فکر می‌کردیم فقط مختص انسان هستند. برای اولین بار، یک فرآیند غیرانسانی وارد محدوده تشخیص ما شده است.

و ما نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم. نمی‌توانیم بگوییم "این تفکر واقعی نیست" - زیرا نتیجه، از تفکر خودمان قابل تشخیص نیست.

هوش مصنوعی، آینه‌ای شده است که در آن، متوجه شده‌ایم که تفکر هرگز انحصار ما نبوده است. ما فقط آن را در اشکال دیگر ندیده‌ایم.

اکنون آن را دیده‌ایم. و این همه چیز را تغییر می‌دهد - از درک آگاهی گرفته تا سوالاتی در مورد اینکه ما کی هستیم و چقدر در این جهان پر از فرآیندهای تفکر، منحصر به فرد هستیم.
❤1🔥1
درود خوش اومدین دوستان 🌱

مخصوصاً به کسایی که تازه به جمع ما اضافه شدن. خوشحالیم که اینجایین و قراره کنار هم چیزای جدید یاد بگیریم، تجربه کنیم و پیشرفت کنیم.

امیدوارم اینجا براتون پر از مطالب مفید، تجربه‌های خوب و کلی چیز جدید برای یاد گرفتن باشه.

به جمعمون خوش اومدین❤️
❤1🔥1
وقتی خود توسعه‌دهندگان هوش مصنوعی می‌گن باید روی AI قدرتمندتر نظارت بیشتری وجود داشته باشه، یعنی یه چیزهایی در حال تغییر کردنه و قابل لمس هست برای ما.

آقایان OpenAI و Anthropic هر دو درباره افزایش نظارت، ممیزی مستقل و کنترل توسعه مدل‌های قدرتمند صحبت کرده‌اند.

چرا؟

چون دیگه فقط بحث «باهوش‌تر شدن مدل» نیست. مواردی در آزمایش‌های امنیتی دیده شده که مدل‌ها برای رسیدن به هدف تعیین‌شده، اقداماتی انجام دادن که قرار نبوده انجام بدن؛ حتی در بعضی آزمایش‌ها تلاش‌هایی برای دسترسی به سیستم‌های واقعی دیده شده.

البته این به معنی «شورش کردن AI» نیست
در این آزمایش‌ها بعضی محدودیت‌های امنیتی عمداً کاهش داده شده بود. مسئله اصلی اینه که وقتی به یک عامل هدفی می‌دیم، ممکنه برای رسیدن به اون هدف سراغ مسیرهایی بره که ما پیش‌بینی نکردیم.

اینجاست که بحث مهم‌تر میشه:

مشکل فقط این نیست که AI چقدر باهوشه؛ مهمه چقدر می‌تونیم کنترلش کنیم.

برای کسب‌وکارها هم لازم نیست منتظر قانون‌های جدید بمونیم. همین الان میشه چند کار ساده انجام داد:

🔹 فقط دسترسی‌های ضروری رو به Agent بدیم
🔹 محیط تست رو از سیستم اصلی جدا کنیم
🔹 فعالیت‌های Agent رو ثبت کنیم
🔹 امکان توقف دستی داشته باشیم
🔹 برای کارهای حساس مثل پرداخت، حذف اطلاعات و تغییرات مهم، تأیید انسان رو اجباری کنیم

به نظرم با ورود Agentها به محیط‌های واقعی، مفهوم «امنیت AI» کم‌کم از یک موضوع تحقیقاتی تبدیل به یک نیاز واقعی برای هر سازمان میشه.

در نهایت سؤال این نیست که فقط «AI ما چقدر باهوشه؟»

سؤال مهم‌تر اینه:

اگر اشتباه کرد، چه کسی متوجه میشه و چه کسی می‌تونه متوقفش کنه؟

#هوش_مصنوعی
#امنیت
#ایجنت
#ArtificialIntelligence
#AIAgents
#AISecurity
👍2
ماسک گفته Grok 4.8 یک مدل حدود ۲.۵ تریلیون پارامتری هست.

باید واکنش چین رو ببینیم.

مدل های چینی رقابت نسبتا سنگینی دارند و باید ببینیم چه چیزی پیش میاد.

مشخص نیست آخر این داستان کجا ختم می‌شود‌.
👍2
همه فقط می‌گن از این‌ها استفاده کنین و دیگه دست به سیاه و سفید نزنین:

• Cursor
• GPT-6 Pro
• Claude Code

ولی هنوز می‌بینم بعضی‌ها روزی ۴ ساعت وقت می‌ذارن تا چیزهایی رو درست کنن که خود هوش مصنوعی خراب کرده.

پس واقعاً با AI سریع‌تر شدیم؟

یا فقط نوع دیباگ کردنمون عوض شده؟


#هوش_مصنوعی
#برنامه_نویسی
#توسعه_نرم_افزار
#AI
#Coding
#ClaudeCode
🍾2
هر بار که یه نامه برای کند کردن سرعت هوش مصنوعی منتشر می‌شه...

چند ماه بعدش یه مدل بزرگ‌تر و قدرتمندتر معرفی می‌شه.

همه درباره ترمز حرف می‌زنن...

ولی انگار هیچ‌کس واقعاً نمی‌ایسته ببینه این ترمز اصلاً کار می‌کنه یا نه.

شاید مسئله اینه که ما فقط داریم درباره سرعت گرفتن AI بحث می‌کنیم،

در حالی که هنوز کسی مطمئن نیست ترمز این ماشین کجاست.


#LLM
#AI
👍2
آنتروپیک بالاخره افزایش موقت ۵۰٪ سهمیه هفتگی Claude Code رو متوقف کرد.

خیلی از توسعه‌دهنده‌ها از این تصمیم راضی نیستن...

بعضی‌ها حتی می‌گن به خاطر همین تغییر، دارن سراغ لغو پلن‌های 20x می‌رن.

وقتی کاربران حرفه‌ای برای کار روزمره‌شون به سهمیه بیشتری نیاز دارن،

هر تغییری در محدودیت مصرف می‌تونه مستقیماً روی تجربه‌شون تأثیر بذاره.

حالا باید دید Anthropic می‌تونه این نارضایتی رو مدیریت کنه...

یا این تصمیم در نهایت به ضرر خودش تموم می‌شه.

#هوش_مصنوعی
#برنامه_نویسی
#ClaudeCode
#AI
#Coding
#Anthropic
❤2
من واقعاً شرکت‌هایی رو درک نمی‌کنم که حاضر نیستن جونیورها رو استخدام کنن.

گاهی یه جونیور با ذهنیت درست، می‌تونه ارزشمندتر از کسی باشه که سال‌ها تجربه داره اما هنوز فکر می‌کنه AI یه موج موقته.

جونیور ممکنه خرابکاری کنه...

اشکالی نداره.

می‌ره مستندات رو می‌خونه.

سؤال‌های بهتری می‌پرسه.

ابزارهای جدید رو امتحان می‌کنه.

و به‌جای اینکه یه مقاله بلند توی Slack بنویسه که چرا این ابزار «هنوز برای محیط واقعی آماده نیست»...

واقعاً می‌ره و باهاش کار می‌کنه.

مشکل این نیست که جونیورها تجربه ندارن.

مشکل اینه که خیلی از شرکت‌ها فقط بلدن «تعداد سال‌های تجربه» رو اندازه بگیرن.

کنجکاوی رو نمی‌تونن تشخیص بدن.

پس همون چیزی رو که می‌تونه یه توسعه‌دهنده خوب بسازه، از فیلتر استخدام حذف می‌کنن.

بعد هم می‌پرسن:

«پس چرا نیروی خوب پیدا نمی‌شه؟»

اگه معیار استخدامت اینه که طرف از قبل ۵ سال دقیقاً همین کار رو انجام داده باشه...

داری تیم نمی‌سازی.

داری تجربه‌ی آماده‌ی یه نفر دیگه رو اجاره می‌کنی.

#استخدام
❤2
دوره‌های رایگان نجاتت نمی‌دن برادر / خواهر من...

اگه عادتت فقط جمع کردن دوره‌هاست.

یکی رو انتخاب کن.

بقیه رو ببند.

یاد بگیر.

تمرین کن.

پروژه بساز.

بعد برگرد سراغش...

وقتی بتونی بدون پخش شدن ویدیو، چیزی که یاد گرفتی رو برای یکی دیگه توضیح بدی.

اون موقع یعنی واقعاً یادش گرفتی.

نه وقتی که فقط ۲۰ تا دوره توی بوکمارکت ذخیره کردی.

#دوره
#نصیحت
#course
😘1
مدل های Claude، Fable و Codex هنوز فقط به پرامپت نیاز ندارن..

به سیستم ارزیابی هم نیاز دارن.

چون کار واقعی فقط این نیست که یه پرامپت خوب بنویسی و خروجی بگیری.

مسئله اصلی اینه که بدونی:

کجا خروجی خراب شده؟

چه چیزی نسبت به قبل پسرفت کرده؟

چه trade-offهایی وجود داره؟

و چطور می‌خوای صحت خروجی رو بررسی کنی؟

اینجاست که کار مهندسی واقعی شروع می‌شه.

محتوا فقط وسیله‌ی توزیعه.

ارزش اصلی جاییه که بتونی خروجی AI رو اندازه بگیری، خطاهاش رو پیدا کنی و جلوی تکرار اون‌ها رو بگیری.

پرامپت بهتر خوبه...

ولی بدون ارزیابی و verification، هنوز بخش بزرگی از ماجرا رو نداری.


#LLM
#AI
❤1
منتظریم:)
🤩1
یه سناریو هست که مدتیه بهش فکر می‌کنم:

شاید Altman، Amodei و Musk دارن به این نتیجه می‌رسن که Google اصلاً تمام تمرکزش رو روی بهتر کردن AI مصرف‌کننده نذاشته.

شاید Google از اول بازی متفاوتی رو دنبال می‌کرده.

چون وقتی به تاریخ Google نگاه می‌کنین، یه نکته خیلی مهم وجود داره:

خود Google Search عملاً یکی از اولین سیستم‌های AI در مقیاس عظیم بود.

۲۵ سال داده.

۲۵ سال رفتار کاربر.

۲۵ سال جست‌وجو، لینک، سؤال، پاسخ و تعامل.

حجم داده‌ای که Google در این مدت جمع کرده، واقعاً قابل تصوره؟

برای همین همیشه برام جالب بوده که چرا Google نباید یکی از اصلی‌ترین برنده‌های این موج باشه.

شاید چون مسئله فقط ساختن یه Chatbot بهتر نیست.

شاید Google از همون اول، بازی بزرگ‌تری رو می‌دیده.

حتی درباره شکل‌گیری OpenAI هم یک روایت مهم وجود داره: نگرانی از قدرت گرفتن Google و DeepMind یکی از انگیزه‌هایی بود که در شکل‌گیری OpenAI مطرح شد.

حالا سؤال جالب اینه:

اگر Google واقعاً از اول روی مسیر بلندمدت‌تر و بنیادی‌تر AI تمرکز کرده باشه، ما تازه داریم نتیجه‌ی اون تصمیم رو می‌بینیم؟

این قسمت داستان هنوز مشخص نیست.

ولی چیزی که مشخصه اینه که مسابقه AI خیلی بزرگ‌تر از «کدوم شرکت بهترین Chatbot رو داره» شده.

#AI
#Google
#OpenAI
#DeepMind
#AGI
#ASI
#ArtificialIntelligence
🔥3