Forwarded from کانال تکنولوژی هوش مصنوعی
🔐 پیشنهاد میکنم هرچه سریعتر از اطلاعات مهمتون بکاپ بگیرید ... :1⃣ به takeout.google.com مراجعه کنید ، گزینه های موردنیازت مثل Gmail، Drive، Photos و در بخش My Activity گزینه Gemini Apps رو انتخاب و خروجی بگیر.🔢 برای بکاپ گرفتن از هوش مصنوعی های مختلف مراحل زیر رو طی کنید :➡️ ChatGPT :
Settings → Data Controls → Export Data
• بعد از آماده شدن، لینک دانلود برات ارسال میشه ؛ این لینک ۲۴ ساعت اعتبار داره.➡️ Claude :
Settings → Privacy → Export Data
• خروجی شامل تاریخچه گفتگوها و اطلاعات حساب میشود و لینک دانلود از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.
📌 در کنار اینها، برای ایمیل های مهمتون میتونید یک آدرس پشتیبان داشته باشید و برای آرشیو Gmail هم از IMAP و ابزارهایی مثل Thunderbird استفاده کنید.
+ فعلا جای نگرانی برای «قطع قریب الوقوع» وجود نداره ؛ اما داشتن بکاپ، همیشه بهتر از غافلگیر شدنه.
@RoidBest
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
کانال تکنولوژی هوش مصنوعی
رسماً دارن ما رو تبدیل به هیچ میکنن
گیت چیه و چرا هر شخصی بهتره از همون اول بشناسدش؟
دقت کردی نگفتم فقط برنامهنویس؟ گفتم هر شخصی. 😄
بذارید با یه مثال ساده توضیح بدم:
فرض کنید دارید روی لپتاپتون یک کتاب مینویسید.
هر روز یه مقدار بهش اضافه میکنید و هر بار هم تغییراتتون رو توی همون فایل ذخیره میکنید.
حالا چند ماه میگذره...
یه روز با خودتون میگید:
«من ایدهی روز اول رو بیشتر دوست داشتم، کاش میتونستم برگردم به همون نسخه.»
ولی مشکل اینجاست که دیگه نمیدونید نسخهی روز اول کجاست! 😐
یا شاید برای هر تغییر، یک فایل جدا ساخته باشید:
book-final
book-final-2
book-final-new
book-final-new-real 😂
و حالا خودتون هم نمیدونید کدوم نسخه، همونیه که میخواستید!
اینجاست که Git وارد میشه.
شما یک فولدر میسازید، مثلاً:
My Journey
و Git رو بهش اضافه میکنید.
از این به بعد هر تغییری که انجام میدید، میتونید به Git بسپاریدش تا تاریخچهی تغییرات پروژهتون رو نگه داره.
امروز چیزی مینویسید → ذخیره
فردا تغییرش میدید → ذخیره
پسفردا کلاً نظرتون عوض میشه → مشکلی نیست!
چون Git نسخههای قبلی رو به خاطر سپرده. 🧠
پس اگر یه روز از تغییر جدیدتون پشیمون شدید، میتونید به نسخهی قبلی برگردید.
و این دقیقاً یکی از دلایلیه که Git فقط برای برنامهنویسها نیست.
هر جایی که با فایلها و تغییرات زیاد سروکار دارید، داشتن تاریخچهی تغییرات میتونه نجاتدهنده باشه.
Git یعنی: «نگران خراب کردن نسخهی قبلی نباش؛ من یادم میمونه چی تغییر کرده.»
دستوراتی که ممکنه خیلی کمک مون کنه:
رفیق خوب مون: git status
دوست خوب مون : git log
#گیت
@MPL_Code
دقت کردی نگفتم فقط برنامهنویس؟ گفتم هر شخصی. 😄
بذارید با یه مثال ساده توضیح بدم:
فرض کنید دارید روی لپتاپتون یک کتاب مینویسید.
هر روز یه مقدار بهش اضافه میکنید و هر بار هم تغییراتتون رو توی همون فایل ذخیره میکنید.
حالا چند ماه میگذره...
یه روز با خودتون میگید:
«من ایدهی روز اول رو بیشتر دوست داشتم، کاش میتونستم برگردم به همون نسخه.»
ولی مشکل اینجاست که دیگه نمیدونید نسخهی روز اول کجاست! 😐
یا شاید برای هر تغییر، یک فایل جدا ساخته باشید:
book-final
book-final-2
book-final-new
book-final-new-real 😂
و حالا خودتون هم نمیدونید کدوم نسخه، همونیه که میخواستید!
اینجاست که Git وارد میشه.
شما یک فولدر میسازید، مثلاً:
My Journey
و Git رو بهش اضافه میکنید.
از این به بعد هر تغییری که انجام میدید، میتونید به Git بسپاریدش تا تاریخچهی تغییرات پروژهتون رو نگه داره.
امروز چیزی مینویسید → ذخیره
فردا تغییرش میدید → ذخیره
پسفردا کلاً نظرتون عوض میشه → مشکلی نیست!
چون Git نسخههای قبلی رو به خاطر سپرده. 🧠
پس اگر یه روز از تغییر جدیدتون پشیمون شدید، میتونید به نسخهی قبلی برگردید.
و این دقیقاً یکی از دلایلیه که Git فقط برای برنامهنویسها نیست.
هر جایی که با فایلها و تغییرات زیاد سروکار دارید، داشتن تاریخچهی تغییرات میتونه نجاتدهنده باشه.
Git یعنی: «نگران خراب کردن نسخهی قبلی نباش؛ من یادم میمونه چی تغییر کرده.»
دستوراتی که ممکنه خیلی کمک مون کنه:
رفیق خوب مون: git status
دوست خوب مون : git log
#گیت
@MPL_Code
Unix
چیه؟ و چرا همه اسمشو میشنون؟
بذار با یه مثال ساده بگم.
اول از همه، Unix یک سیستمعامل و در کنار اون، یک خانواده و فلسفه مهم در دنیای سیستمعاملهاست که از دهه ۱۹۷۰ شکل گرفت.
اما چیزی که یونیکس رو خاص کرد فقط خود سیستمعامل نبود، بلکه طرز فکری بود که پشت طراحی اون قرار داشت.
فرض کن یه جعبه ابزار داری.
توش یه چکش هست، یه پیچگوشتی، یه آچار و یه انبردست.
هیچکدوم قرار نیست همه کاره باشن. هر کدوم برای یه کار مشخص ساخته شدن، ولی وقتی کنار هم قرار میگیرن، میتونی باهاشون یه کار بزرگ انجام بدی.
یونیکس هم تقریبا همین طرز فکر رو داره.
به جای اینکه یه برنامه بزرگ داشته باشی که بخواد همه کارها رو انجام بده، ابزارهای کوچیک و سادهای داری که هر کدوم یه کار مشخص انجام میدن و میتونن کنار هم استفاده بشن.
مثلا:
برای ساختن یه پوشه استفاده میشه.
یا:
مخفف Change Directory هست، یعنی تغییر مسیر یا رفتن به یه پوشه دیگه.
مثلا:
یه پوشه به اسم myproject میسازه.
بعد:
وارد همون پوشه میشیم.
این دستورات رو میتونیم از طریق Command Line در ویندوز یا Terminal در لینوکس و macOS اجرا کنیم.
البته یه نکته مهم اینجاست: ویندوز خودش یونیکس نیست و بر پایه معماری Windows NT ساخته شده، اما ابزارهایی مثل WSL و Git Bash به ما اجازه میدن داخل ویندوز هم با محیطها و ابزارهای شبیه یونیکس کار کنیم.
جالبتر اینکه لینوکس و macOS از ایدهها و اصول یونیکس تأثیر زیادی گرفتن.
برای همین اگر وارد دنیای برنامهنویسی، طراحی سایت، بکاند، شبکه، امنیت، سرورها یا حتی هوش مصنوعی بشید، احتمالا دیر یا زود با مفاهیم یونیکس و سیستمهای Unix-like روبهرو میشید.
پس یونیکس فقط چندتا دستور مثل cd و mkdir نیست.
یونیکس یه دنیای خیلی بزرگه و توی بخشهای مختلف دنیای کامپیوتر و اینترنت تأثیر زیادی داشته.
طبیعتا ما نمیتونیم با یه پست کوتاه کل یونیکس رو یاد بگیریم. این پست فقط یه آشنایی اولیه بود.
پیشنهاد میکنم در کنار این پست، یه تحقیق کوچیک درباره یونیکس، لینوکس، Terminal و Command Line داشته باشید.
#هربرنامهنویسیبایدبداند
@MPL_Code
چیه؟ و چرا همه اسمشو میشنون؟
بذار با یه مثال ساده بگم.
اول از همه، Unix یک سیستمعامل و در کنار اون، یک خانواده و فلسفه مهم در دنیای سیستمعاملهاست که از دهه ۱۹۷۰ شکل گرفت.
اما چیزی که یونیکس رو خاص کرد فقط خود سیستمعامل نبود، بلکه طرز فکری بود که پشت طراحی اون قرار داشت.
فرض کن یه جعبه ابزار داری.
توش یه چکش هست، یه پیچگوشتی، یه آچار و یه انبردست.
هیچکدوم قرار نیست همه کاره باشن. هر کدوم برای یه کار مشخص ساخته شدن، ولی وقتی کنار هم قرار میگیرن، میتونی باهاشون یه کار بزرگ انجام بدی.
یونیکس هم تقریبا همین طرز فکر رو داره.
به جای اینکه یه برنامه بزرگ داشته باشی که بخواد همه کارها رو انجام بده، ابزارهای کوچیک و سادهای داری که هر کدوم یه کار مشخص انجام میدن و میتونن کنار هم استفاده بشن.
مثلا:
mkdirبرای ساختن یه پوشه استفاده میشه.
یا:
cdمخفف Change Directory هست، یعنی تغییر مسیر یا رفتن به یه پوشه دیگه.
مثلا:
mkdir myprojectیه پوشه به اسم myproject میسازه.
بعد:
cd myprojectوارد همون پوشه میشیم.
این دستورات رو میتونیم از طریق Command Line در ویندوز یا Terminal در لینوکس و macOS اجرا کنیم.
البته یه نکته مهم اینجاست: ویندوز خودش یونیکس نیست و بر پایه معماری Windows NT ساخته شده، اما ابزارهایی مثل WSL و Git Bash به ما اجازه میدن داخل ویندوز هم با محیطها و ابزارهای شبیه یونیکس کار کنیم.
جالبتر اینکه لینوکس و macOS از ایدهها و اصول یونیکس تأثیر زیادی گرفتن.
برای همین اگر وارد دنیای برنامهنویسی، طراحی سایت، بکاند، شبکه، امنیت، سرورها یا حتی هوش مصنوعی بشید، احتمالا دیر یا زود با مفاهیم یونیکس و سیستمهای Unix-like روبهرو میشید.
پس یونیکس فقط چندتا دستور مثل cd و mkdir نیست.
یونیکس یه دنیای خیلی بزرگه و توی بخشهای مختلف دنیای کامپیوتر و اینترنت تأثیر زیادی داشته.
طبیعتا ما نمیتونیم با یه پست کوتاه کل یونیکس رو یاد بگیریم. این پست فقط یه آشنایی اولیه بود.
پیشنهاد میکنم در کنار این پست، یه تحقیق کوچیک درباره یونیکس، لینوکس، Terminal و Command Line داشته باشید.
#هربرنامهنویسیبایدبداند
@MPL_Code
Forwarded from Click University (hosein TooVinS)
اسمِ کسی که ChatGPT رو ساخته سم آلتمن ( Sam Altman ) هست
فکر میکنم ارزش داره اسم فردی که دنیارو داره متحول کرد رو بگم تا بشناسید، دمش گرم.
@ClickUniversity
فکر میکنم ارزش داره اسم فردی که دنیارو داره متحول کرد رو بگم تا بشناسید، دمش گرم.
@ClickUniversity
اگر بخوام این عکس رو با یه متن ساده توضیح بدم، حرفش اینه:
اگه دنبال فرصت کاری هستی، فقط یاد گرفتن و کدنویسی کردن کافی نیست. باید کاری کنی که بقیه هم ببینن چی بلدی.
اول از همه، منتظر نمون تا یه شرکت آگهی استخدام بده و بعد خودت رو معرفی کنی. از قبل دیده شو. پروژههات رو منتشر کن، توی گیتهاب فعالیت کن، درباره چیزهایی که یاد میگیری بنویس و با آدمهای این حوزه ارتباط داشته باش.
از طرف دیگه، فقط گفتن «من Django بلدم» خیلی چیز زیادی رو ثابت نمیکنه. یه پروژه واقعی بساز و نشونش بده. اینطوری هم مهارتت دیده میشه، هم رزومه قویتری داری و هم آدمهای بیشتری با کارت آشنا میشن.
یه چیز دیگه هم مهمه؛ فقط نتیجه کارت رو نشون نده، طرز فکرت رو هم نشون بده.
مثلاً وقتی یه پروژه میسازی، بگو چه مشکلی داشتی، چرا یه روش خاص رو انتخاب کردی و چطوری مشکلت رو حل کردی.
چون در آخر، چیزی که مهمه فقط این نیست که کد میزنی یا نه.
مهمه که بقیه ببینن چطور فکر میکنی و چطور مسئله حل میکنی.
خلاصه:
فقط نگو «من بلدم»؛ کاری کن که بقیه خودشون ببینن که بلدی.
آره خلاصه الان مثل قدیم نیست فقط کدنویسی بلد باشی ، باید خودی نشون بدی
@MPL_Code
اگه دنبال فرصت کاری هستی، فقط یاد گرفتن و کدنویسی کردن کافی نیست. باید کاری کنی که بقیه هم ببینن چی بلدی.
اول از همه، منتظر نمون تا یه شرکت آگهی استخدام بده و بعد خودت رو معرفی کنی. از قبل دیده شو. پروژههات رو منتشر کن، توی گیتهاب فعالیت کن، درباره چیزهایی که یاد میگیری بنویس و با آدمهای این حوزه ارتباط داشته باش.
از طرف دیگه، فقط گفتن «من Django بلدم» خیلی چیز زیادی رو ثابت نمیکنه. یه پروژه واقعی بساز و نشونش بده. اینطوری هم مهارتت دیده میشه، هم رزومه قویتری داری و هم آدمهای بیشتری با کارت آشنا میشن.
یه چیز دیگه هم مهمه؛ فقط نتیجه کارت رو نشون نده، طرز فکرت رو هم نشون بده.
مثلاً وقتی یه پروژه میسازی، بگو چه مشکلی داشتی، چرا یه روش خاص رو انتخاب کردی و چطوری مشکلت رو حل کردی.
چون در آخر، چیزی که مهمه فقط این نیست که کد میزنی یا نه.
مهمه که بقیه ببینن چطور فکر میکنی و چطور مسئله حل میکنی.
خلاصه:
فقط نگو «من بلدم»؛ کاری کن که بقیه خودشون ببینن که بلدی.
آره خلاصه الان مثل قدیم نیست فقط کدنویسی بلد باشی ، باید خودی نشون بدی
@MPL_Code
Forwarded from Click University (Mina Barati)
وقتی AI زحمت کدنویسی رو میکشه، اشتباهه که فقط تعداد کارهایی که انجام میدی رو چند برابر کنی.
قبل از AI، هفتهای یک پروژه میساختی؛ حالا با AI سه پروژه میسازی.
روی کاغذ، کاراییت بیشتر شده؛ اما در واقع چی؟ باز هم تمام وقتت رو پر کردی. فقط سریعتر.
مدیریت زمانت هنوز دست خودته، ولی بهجای اینکه زمان آزادشده رو صرف فکر کردن، یادگیری و نوآوری کنی، داری پروژههای بیشتری تحویل میدی.
قرار نبود AI ما رو به ماشینهای سریعتر تبدیل کنه. قرار بود کارهای تکراری رو از دوش ما برداره تا برای چیزهایی که واقعاً به فکر انسانی نیاز دارن، وقت داشته باشیم.
پ.ن: هوشواره (هوش مصنوعی) قرار نیست جای مغزت کار کنه؛ قرار بود به مغزت وقت بیشتری بده.
@ClickUniversity
قبل از AI، هفتهای یک پروژه میساختی؛ حالا با AI سه پروژه میسازی.
روی کاغذ، کاراییت بیشتر شده؛ اما در واقع چی؟ باز هم تمام وقتت رو پر کردی. فقط سریعتر.
مدیریت زمانت هنوز دست خودته، ولی بهجای اینکه زمان آزادشده رو صرف فکر کردن، یادگیری و نوآوری کنی، داری پروژههای بیشتری تحویل میدی.
قرار نبود AI ما رو به ماشینهای سریعتر تبدیل کنه. قرار بود کارهای تکراری رو از دوش ما برداره تا برای چیزهایی که واقعاً به فکر انسانی نیاز دارن، وقت داشته باشیم.
پ.ن: هوشواره (هوش مصنوعی) قرار نیست جای مغزت کار کنه؛ قرار بود به مغزت وقت بیشتری بده.
@ClickUniversity
بالاخره اولین پروژه Django من هم آنلاین شد.
از ساخت پروژه تا Deploy روی PythonAnywhere رو خودم انجام دادم و الان میتونید نسخه آنلاینش رو ببینید.
🔗 لینک پروژه:
https://djangosite.pythonanywhere.com/
هنوز اول مسیر Django م ، ولی این یکی رو بالاخره از حالت «فقط روی لپتاپ من» درش آوردم.
@MPL_Code
از ساخت پروژه تا Deploy روی PythonAnywhere رو خودم انجام دادم و الان میتونید نسخه آنلاینش رو ببینید.
🔗 لینک پروژه:
https://djangosite.pythonanywhere.com/
هنوز اول مسیر Django م ، ولی این یکی رو بالاخره از حالت «فقط روی لپتاپ من» درش آوردم.
@MPL_Code
🐍 داستان Python از کجا شروع شد؟
#تاریخچهپایتون
@MPL_Code
داستان Python برمیگرده به سال ۱۹۸۹. یه برنامهنویس هلندی به اسم Guido van Rossum تصمیم گرفت یه زبان برنامهنویسی بسازه که هم ساده باشه، هم کدهاش راحت خونده بشن.
اولین نسخه Python در سال ۱۹۹۱ منتشر شد.
جالبه بدونی اسم Python اصلاً از مار نیومده. Guido اسمش رو از یه گروه کمدی به اسم Monty Python گرفته بود. بعدها برای نمادش از مار پایتون استفاده شد. 🐍
سال ۲۰۰۰ نسخه Python 2 منتشر شد و خیلی محبوب شد. بعد در سال ۲۰۰۸، Python 3 اومد. این دو نسخه یه سری تفاوت داشتن و مدتی هر دو استفاده میشدن. تا اینکه در سال ۲۰۲۰ پشتیبانی از Python 2 تموم شد و Python 3 ادامه پیدا کرد.
امروز Python رو توی خیلی از کارها میبینیم؛ از ساخت سایت و هوش مصنوعی گرفته تا تحلیل داده، اتوماسیون و شبکه. چیزهایی مثل Django و FastAPI هم با Python ساخته شدن.
و یه چیز جالبتر اینکه Guido هنوز زندهست. متولد ۱۹۵۶ه و هنوز هم با پروژه Python در ارتباطه. البته دیگه خودش تصمیمگیرنده اصلی Python نیست. در سال ۲۰۱۸ از نقش رهبری پروژه کنار رفت و بعد از اون، مدیریت Python به یک شورای چندنفره سپرده شد.
زبانی که یه نفر بیشتر از ۳۰ سال پیش با هدف ساده بودن ساخت، امروز تبدیل شده به یکی از زبانهای مهم و پرکاربرد برنامهنویسی.
#تاریخچهپایتون
@MPL_Code
وقتی داری از لینوکس استفاده میکنی و حالشو میبری مطمئن م یه بارم که شده، فکر کردی که سازنده ش کیه ( اگه نه یعنی خیلی قدر نشناسی خداوکیلی).
#لینوستوروالدز
@MPL_Code
لینوس توروالدز یکی از آدمهای مهم دنیای کامپیوتره؛ کسی که بیشتر از همه با دو پروژه بزرگ شناخته میشه: Linux و Git.
سال ۱۹۹۱، وقتی حدود ۲۱ سالش بود، شروع کرد روی یک سیستمعامل کار کردن. اول هدفش این نبود که یک پروژه بزرگ جهانی بسازه؛ بیشتر میخواست برای خودش یک سیستمعامل داشته باشه و چیزهای مختلف رو امتحان کنه. اما این پروژه کمکم بزرگ شد و در نهایت به چیزی تبدیل شد که امروز به اسم Linux میشناسیم.
اسم Linux هم از ترکیب Linus و Unix ساخته شده. خود لینوکس در واقع هسته سیستمعامله و سیستمعاملهایی مثل Ubuntu و Debian از این هسته استفاده میکنن.
ولی کار مهم لینوس فقط به لینوکس محدود نمیشه. سال ۲۰۰۵، برای مدیریت کدهای پروژه لینوکس یک ابزار جدید ساخت به اسم Git. Git به برنامهنویسها کمک میکنه کدهاشون رو مدیریت کنن و تغییرات پروژه رو نگه دارن. امروزه Git یکی از ابزارهای اصلی برنامهنویسیه و سرویسهایی مثل GitHub هم بر پایه اون کار میکنن.
لینوس هنوز هم در توسعه هسته لینوکس نقش داره. البته لینوکس امروزی دیگه کار یک نفر نیست و هزاران برنامهنویس از سراسر دنیا در توسعه اون همکاری میکنن.
جالب اینجاست که همه این اتفاقها از یک پروژه کوچیک شروع شد؛ پروژهای که یک جوان ۲۱ ساله برای یادگیری و کار خودش شروع کرده بود و بعدها تبدیل شد به یکی از مهمترین پروژههای دنیای کامپیوتر. بعد هم همون آدم Git رو ساخت؛ ابزاری که امروز بخش بزرگی از دنیای برنامهنویسی بهش وابسته است.
#لینوستوروالدز
@MPL_Code
𝐶𝑜𝑑𝑒 𝐶𝑎𝑡
وقتی داری از لینوکس استفاده میکنی و حالشو میبری مطمئن م یه بارم که شده، فکر کردی که سازنده ش کیه ( اگه نه یعنی خیلی قدر نشناسی خداوکیلی). لینوس توروالدز یکی از آدمهای مهم دنیای کامپیوتره؛ کسی که بیشتر از همه با دو پروژه بزرگ شناخته میشه: Linux و Git. سال…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM