Static 木漏れ日
اینجا اسمش دیلیه اگه دنبال اخبار اغتشاشی برو چنل خبر فوری
اینجور آدما رو بشناسید و تا میتونید ازشون فاصله بگیرید.
یکبار دیگه ثابت شد آدما احترامی برای محتوایی که دنبال میکنن قائل نیستن
من رو ننم زاییده.
Photo
هر موقع عکسش رو میبینم هی تو ذهنم بهش میگم ببخشید جواد نمیدونم چرا ازش عذرخواهی میکنم
ببخشید
ولی انتقام تک تکتون رو میگیریم بالاخره.
ببخشید
ولی انتقام تک تکتون رو میگیریم بالاخره.
گلوله اون حروزاده ها باعث نشد دردت بگیره دوییدی ادامه دادی
بهم گفتن آخرین کلمه ای که گفتی آخ بود وقتی مجید اینا خواستن ببرنت بیمارستان پات خورد به جدول و بعدش چشماتو بستی و رفتی
بهم گفتن آخرین کلمه ای که گفتی آخ بود وقتی مجید اینا خواستن ببرنت بیمارستان پات خورد به جدول و بعدش چشماتو بستی و رفتی
ببخشید که تمام این اتفاقات برای تو تو چند متری من افتاد و نتونستم کاری برات بکنم
😭2
دیگه نمیتونم نفس بکشم تو این هوایی که بوی خون عزیزانم رو میده
😭1
زبونم بند اومده
حتی نمیدونم چی باید بگم
نمیتونم با کلمات بیانش کنم غمم رو
حتی نمیدونم چی باید بگم
نمیتونم با کلمات بیانش کنم غمم رو
Forwarded from coliseum
دوازده دقیقه با موبایلش توی پزشک قانونی کهریزک راه میره و دنبال پسرش (سپهر) میگرده، در حالیکه از این جنایت تاریخی یک فیلم مستند میگیره، تو پسزمینه صدای ضجه و ناله میاد، با دیدن جوون های به خون غلتیده دلسوزی میکنه، خشمگین میشه، رنج میبره، اشک میریزه، نفرین میکنه، فریاد میزنه. انگار اون دوازده دقیقه عصارهای است از احساسات و حال همهی ما ایرانیها که این روز ها رو تجربه میکنیم.
واقعا باید حداقل یکی از این خرونزاده هارو با دستای خودم بکشم تا یکم آروم شم
Forwarded from Hidden Chat
من تو زندان بودم به جان مادرم اگر دروغ بگم
یکی بود اونجا دوستشو جلوش کشتن و گفتن گه که مقصر تو بودی اون پسر فرداش خودکشی کرد
اونجا گروهی به دخترا تجاوز میکردن.
موی دخترا مثل فرش زیر دست پای ما بود من خودم انفرادی بودم ۱۴ ساعت بدون آب و غذا گفتم که تشنمه شاید دلشون سوخت و بهم آب بدن آب اورد یکی از بسیجی ها گفت تشنته بگو سلام بر حسین تا بهت آب بدم گفتم آب رو جلوم ریخت زمین یکی دیگه هم تعریف میکرد که توی آب تف کردن و مجبورش کردن ابو بخوره منو با خواهرم مدام تحدید میکردم خیلی کتک میزدن ۲۳ تا ساچمه تو پاهام بود بهم میگفتن اگر کسایی که باهاشون رفتی رو لو ندی خواهرتو حامله میکنیم
یه دختر رو هم داشتن با موهاش میکشیدن کف زمین دوست پسرش اونجا بود بلند شد تا دفاع کنه همونجا یه تیر زدن تو سرش به خدا خیلی داغونم اینا خیلی حروم. دن خیلی اذیت میکنن مردمو
یکی بود اونجا دوستشو جلوش کشتن و گفتن گه که مقصر تو بودی اون پسر فرداش خودکشی کرد
اونجا گروهی به دخترا تجاوز میکردن.
موی دخترا مثل فرش زیر دست پای ما بود من خودم انفرادی بودم ۱۴ ساعت بدون آب و غذا گفتم که تشنمه شاید دلشون سوخت و بهم آب بدن آب اورد یکی از بسیجی ها گفت تشنته بگو سلام بر حسین تا بهت آب بدم گفتم آب رو جلوم ریخت زمین یکی دیگه هم تعریف میکرد که توی آب تف کردن و مجبورش کردن ابو بخوره منو با خواهرم مدام تحدید میکردم خیلی کتک میزدن ۲۳ تا ساچمه تو پاهام بود بهم میگفتن اگر کسایی که باهاشون رفتی رو لو ندی خواهرتو حامله میکنیم
یه دختر رو هم داشتن با موهاش میکشیدن کف زمین دوست پسرش اونجا بود بلند شد تا دفاع کنه همونجا یه تیر زدن تو سرش به خدا خیلی داغونم اینا خیلی حروم. دن خیلی اذیت میکنن مردمو
😭7