I've seen you cry, I've seen you smile
I've watched you sleeping for a while
I'd be the father of your child
I'd spend a lifetime with you
I know your fears and you know mine
We've had our doubts but now we're fine
And I love you, I swear that's true
I cannot live without you
I've watched you sleeping for a while
I'd be the father of your child
I'd spend a lifetime with you
I know your fears and you know mine
We've had our doubts but now we're fine
And I love you, I swear that's true
I cannot live without you
Forwarded from در انتظار گودو
از زور تنهایی دارم مثل سگ کار میکنم و فراموش میکنم که شماها رفتهاید و برنمیگردید.
زندگی همین است. یا باید خودت را با سعادتهای زودیاب و معمول مثل بچه و شوهر و خانواده گول بزنی یا با سعادتهای دیریاب و غیرمعمول مثل شعر و سینما و هنر و از این مزخرفات! اما بههرحال همیشه تنها هستی. تنهایی تو را میخورد و خرد میکند. من قیافهام خیلی شکسته شده و موهایم سفید شده و فکر آیندهام خفهام میکند ولی بگذریم... بگذریم... بگذریم...
فروغ از زندگیِ گذشته، به کل بریده. وقتی کامی (پسر فروغ) را در خیابان میبینم که حالا قدش تا شانهام میرسد، تنم شروع میکند به لرزیدن و قلبم به ترکیدن میافتد. اما نمیخواهمش، نمیخواهمش. فایدهی این علایق و روابط چیست؟
آدم باید دنبال جفت خودش بگردد و هرکس یک جفت دارد. باید جفت خودش را پیدا کند با او همخوابه شود و بمیرد. معنی همخوابگی همین است. یعنی کامل شدن و مردن. چون زندگی فقط تلاش برای جبران نقصهاست.
من خیلی بدبخت هستم فری جانم و هیچکس نمیداند. حتی خودم هم نمیخواهم بدانم. چون وقتی با این مساله روبرو میشوم تنها کاری که میتوانم بکنم این است که خودم را از پنجره پایین بیاندازم.
-فروغ فرخزاد
نامهای به فریدون فرخزاد
زندگی همین است. یا باید خودت را با سعادتهای زودیاب و معمول مثل بچه و شوهر و خانواده گول بزنی یا با سعادتهای دیریاب و غیرمعمول مثل شعر و سینما و هنر و از این مزخرفات! اما بههرحال همیشه تنها هستی. تنهایی تو را میخورد و خرد میکند. من قیافهام خیلی شکسته شده و موهایم سفید شده و فکر آیندهام خفهام میکند ولی بگذریم... بگذریم... بگذریم...
فروغ از زندگیِ گذشته، به کل بریده. وقتی کامی (پسر فروغ) را در خیابان میبینم که حالا قدش تا شانهام میرسد، تنم شروع میکند به لرزیدن و قلبم به ترکیدن میافتد. اما نمیخواهمش، نمیخواهمش. فایدهی این علایق و روابط چیست؟
آدم باید دنبال جفت خودش بگردد و هرکس یک جفت دارد. باید جفت خودش را پیدا کند با او همخوابه شود و بمیرد. معنی همخوابگی همین است. یعنی کامل شدن و مردن. چون زندگی فقط تلاش برای جبران نقصهاست.
من خیلی بدبخت هستم فری جانم و هیچکس نمیداند. حتی خودم هم نمیخواهم بدانم. چون وقتی با این مساله روبرو میشوم تنها کاری که میتوانم بکنم این است که خودم را از پنجره پایین بیاندازم.
-فروغ فرخزاد
نامهای به فریدون فرخزاد