Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جلسه دوم - مقدمهای بر اقتصاد خرد: ارزش
مدرس: موری روثبارد
مترجم: ایمان استاد
جلسه اول - مقدمهای بر اقتصاد خرد: عرضه و تقاضا
~ClassicBuzz
مدرس: موری روثبارد
مترجم: ایمان استاد
جلسه اول - مقدمهای بر اقتصاد خرد: عرضه و تقاضا
~ClassicBuzz
👍4❤3
کلاسیک باز | Classic Buzz
جلسه دوم - مقدمهای بر اقتصاد خرد: ارزش مدرس: موری روثبارد مترجم: ایمان استاد جلسه اول - مقدمهای بر اقتصاد خرد: عرضه و تقاضا ~ClassicBuzz
در جلسه دوم موری روثبارد اشاره میکند که «تناقض ارزش» نان، آب و الماس فقط وقتی گیجکننده بهنظر میرسد که کل نانها و کل الماسهای جهان را یکجا با هم مقایسه کنیم، در حالیکه انسانها در دنیای واقعی همیشه بین واحدهای نهایی (یک قرص نان، یک بطری آب یا یک قیراط الماس) انتخاب میکنند.
از نگاه او، نان و آب برای بقا حیاتیاند اما چون فراواناند، مطلوبیت نهایی و در نتیجه قیمت هر واحدشان پایین است؛ در مقابل، الماس کالایی کمیاب است و هر واحدش در نسبت به واحد قبلی ارزش بیشتری برای مصرفکنندگان دارد و بنابراین قیمت بالاتری پیدا میکند.
روثبارد نتیجه میگیرد که در بازار آزاد تعارض واقعی بین «تولید برای سود» و «تولید برای نیاز» وجود ندارد، زیرا سود دقیقاً زمانی بهدست میآید که تولیدکنندگان کالاها و خدماتی را عرضه کنند که در حاشیه بیشترین ارزش را از نظر مصرفکنندگان دارند.
او همچنین تأکید میکند که برای بنگاهها، نکته اساسی در منحنی تقاضا «کشش» است؛ اگر با کاهش قیمت، درآمد کل افزایش یابد، تقاضا کششپذیر است و اگر با کاهش قیمت، درآمد کل کاهش پیدا کند، تقاضا کمکشش است و این مسئله در تصمیمگیریهای قیمتی و استراتژیهای بنگاه نقش کلیدی دارد.
برای آگاهی از جزئیات بیشترِ نکات بالا لطفاً ویدئو را کامل گوش کنید و اگر مفید یافتید، آن را برای دیگران هم بفرستید.
~ClassicBuzz
از نگاه او، نان و آب برای بقا حیاتیاند اما چون فراواناند، مطلوبیت نهایی و در نتیجه قیمت هر واحدشان پایین است؛ در مقابل، الماس کالایی کمیاب است و هر واحدش در نسبت به واحد قبلی ارزش بیشتری برای مصرفکنندگان دارد و بنابراین قیمت بالاتری پیدا میکند.
روثبارد نتیجه میگیرد که در بازار آزاد تعارض واقعی بین «تولید برای سود» و «تولید برای نیاز» وجود ندارد، زیرا سود دقیقاً زمانی بهدست میآید که تولیدکنندگان کالاها و خدماتی را عرضه کنند که در حاشیه بیشترین ارزش را از نظر مصرفکنندگان دارند.
او همچنین تأکید میکند که برای بنگاهها، نکته اساسی در منحنی تقاضا «کشش» است؛ اگر با کاهش قیمت، درآمد کل افزایش یابد، تقاضا کششپذیر است و اگر با کاهش قیمت، درآمد کل کاهش پیدا کند، تقاضا کمکشش است و این مسئله در تصمیمگیریهای قیمتی و استراتژیهای بنگاه نقش کلیدی دارد.
برای آگاهی از جزئیات بیشترِ نکات بالا لطفاً ویدئو را کامل گوش کنید و اگر مفید یافتید، آن را برای دیگران هم بفرستید.
~ClassicBuzz
Telegram
کلاسیک باز | Classic Buzz
هر آنچه کُهَن است، کُهنه نیست.
❤3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وزیر اقتصاد: وجود چهار نرخ ارز در یک اقتصاد از هیچ الگوی علمی تبعیت نمیکند.
اجرای طرح بنزین سه ماه زمان برده است.
پ.ن: سوای از دیدگاه پوزیتیویستی ایشان برای یافتن الگوهای از پیش تعریف شده، تناقض درونی صحبت ایشان این است که با وجود چهار نرخ ارز در اقتصاد مشکل دارند، که به نظر من هم صحیح است، اما با سه نرخی شدن بنزین مشکلی ندارند!!!!!!!!
در علم اقتصاد ما یک بام و دو هوا نداریم. صحیح و غلط کاملا مشخص است.
الله اعلم
~ClassicBuzz
اجرای طرح بنزین سه ماه زمان برده است.
پ.ن: سوای از دیدگاه پوزیتیویستی ایشان برای یافتن الگوهای از پیش تعریف شده، تناقض درونی صحبت ایشان این است که با وجود چهار نرخ ارز در اقتصاد مشکل دارند، که به نظر من هم صحیح است، اما با سه نرخی شدن بنزین مشکلی ندارند!!!!!!!!
در علم اقتصاد ما یک بام و دو هوا نداریم. صحیح و غلط کاملا مشخص است.
الله اعلم
~ClassicBuzz
❤2
1_مقدماتی_بر_پول_دیجیتال_بانک_مرکزی_CBDC.pdf
199.6 KB
مقدماتی بر پول دیجیتال بانک مرکزی
《این مقاله به چیستی پول دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) و قیاس آن با پول فیزیکی میپردازد. در ادامه نیز خطراتی را که CBDCها برای مالکیت خصوصی و ثبات پول به وجود میآورند مورد بررسی قرار میدهد—》
@LibertyReader
@Austro_libertarian
《این مقاله به چیستی پول دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) و قیاس آن با پول فیزیکی میپردازد. در ادامه نیز خطراتی را که CBDCها برای مالکیت خصوصی و ثبات پول به وجود میآورند مورد بررسی قرار میدهد—》
@LibertyReader
@Austro_libertarian
Forwarded from گاراژ ــ مهدی تدینی
«آرژانتینِ خاویر: از خوابِ چپِ اقتصاددانان تا پیروزی»
اکونومیست در مقالهای که به بررسی وضعیت اقتصادی و سیاسی کشورهای جهان پرداخته، آرژانتین رو به لحاظ اقتصادی موفقترین کشور معرفی کرده. خاویر میلی با سیاست بازار آزاد آرژانتین رو با سرعتی خیرهکننده از لجنزار تورم بیرون کشید. وقتی اومد، چپها و خیلِ عظیمی از اقتصاددانان چقدر علیهش شعار دادند؟ اما امروز مردم آرژانتین طعم این اعتماد رو چشیدند و در انتخابات اخیر مجلس هم نشون دادند پشت میلی ایستادند.
چند تصویر رو با هم مرور کنیم:
▪️تصویر اول:
بیش از ۱۰۰ اقتصاددان، از جمله توماس پیکتی و جایاتی گوش، پیش از انتخابات ریاستجمهوری آرژانتین، نامهای سرگشاده منتشر کردند. این اقتصاددانان هشدار میدهند که انتخاب میلیِ راستِ افراطی، برای آرژانتین «ویرانگر» خواهد بود.
▪️تصویر دوم:
اکونومیست در مقالۀ خود از آرژانتین و سوریه به عنوان موفقترین کشورها به لحاظ سیاسی و اقتصادی نام برده. موفقیت سیاسی سوریه رو که میدونیم چیه و میدونیم چطور لابی کشورهای عرب و ترکیه از جولانی حمایت میکنند و اروپا و آمریکا هم تمام تحریمهای سوریه رو برداشتند و سرمایههای عربی به سمت سوریه سرازیر شده. اما موفقیت آرژانتین صرفاً اقتصادیه. اکونومیست نوشته:
▪️تصویر سوم:
نمودار نرخ تورم سالانۀ آرژانتین رو میبینید... تصویر گویاست.
▪️تصویر چهارم:
و حسن ختام، گفتهای از هایِک، اقتصاددان لیبرال: «هیچچیز به اندازهٔ جهل کارشناسان، سفت و سخت جا نیفتاده است.»
#لیبرالیسم #کاپیتالیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
اکونومیست در مقالهای که به بررسی وضعیت اقتصادی و سیاسی کشورهای جهان پرداخته، آرژانتین رو به لحاظ اقتصادی موفقترین کشور معرفی کرده. خاویر میلی با سیاست بازار آزاد آرژانتین رو با سرعتی خیرهکننده از لجنزار تورم بیرون کشید. وقتی اومد، چپها و خیلِ عظیمی از اقتصاددانان چقدر علیهش شعار دادند؟ اما امروز مردم آرژانتین طعم این اعتماد رو چشیدند و در انتخابات اخیر مجلس هم نشون دادند پشت میلی ایستادند.
چند تصویر رو با هم مرور کنیم:
▪️تصویر اول:
بیش از ۱۰۰ اقتصاددان، از جمله توماس پیکتی و جایاتی گوش، پیش از انتخابات ریاستجمهوری آرژانتین، نامهای سرگشاده منتشر کردند. این اقتصاددانان هشدار میدهند که انتخاب میلیِ راستِ افراطی، برای آرژانتین «ویرانگر» خواهد بود.
▪️تصویر دوم:
اکونومیست در مقالۀ خود از آرژانتین و سوریه به عنوان موفقترین کشورها به لحاظ سیاسی و اقتصادی نام برده. موفقیت سیاسی سوریه رو که میدونیم چیه و میدونیم چطور لابی کشورهای عرب و ترکیه از جولانی حمایت میکنند و اروپا و آمریکا هم تمام تحریمهای سوریه رو برداشتند و سرمایههای عربی به سمت سوریه سرازیر شده. اما موفقیت آرژانتین صرفاً اقتصادیه. اکونومیست نوشته:
دو مدعی قدرتمند امسال بسیار متفاوتاند: آرژانتین و سوریه. بهبود آرژانتین ماهیتی اقتصادی داشته است. رئیسجمهور این کشور، خاویر میلی، از سال ۲۰۲۳ اصلاحات گستردهٔ بازار آزاد را آغاز کرد، با این امید که کشورش را از بیش از یک قرن دولتگرایی و رکود بیرون بکشد. چنین اصلاحاتی—از جمله حذف کنترل قیمتها، مهار هزینههای دولتی و کنار گذاشتن یارانههای مخرب— فوقالعاده دشوارند، زیرا بسیار دردناکاند؛ بسیاری از اصلاحطلبان پیشین شکست خوردهاند.
با این حال، آقای میلی در سال ۲۰۲۵ به «ارهبرقی» خود پایبند ماند و رأیدهندگان نیز با او ماندند. آمریکا هم چنین کرد و با ارائهٔ یک خط نجات ۲۰ میلیارد دلاری مانع از بروز یک بحران مالی شد. نتایج چشمگیر بودهاند. نرخ تورم از ۲۱۱ درصد در سال ۲۰۲۳ به حدود ۳۰ درصد اکنون کاهش یافته است. نرخ فقر نسبت به سال گذشته ۲۱ واحد درصد پایین آمده است. بودجه مهار شده است. آقای میلی بهسوی شناور شدن پزو حرکت کرده و بیشتر کنترلهای سرمایه را حذف کرده است.
▪️تصویر سوم:
نمودار نرخ تورم سالانۀ آرژانتین رو میبینید... تصویر گویاست.
▪️تصویر چهارم:
و حسن ختام، گفتهای از هایِک، اقتصاددان لیبرال: «هیچچیز به اندازهٔ جهل کارشناسان، سفت و سخت جا نیفتاده است.»
#لیبرالیسم #کاپیتالیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
👍5
Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
منتشر شد:
⚜️تئوری بانکداری آزاد⚜️
نویسنده: جورج سِلجین
مترجم: محمد جوادی، محمد سرافراز
انتشارات: نشر آماره
تعداد صفحات: ۳۹۸
قطع: رقعی
قیمت: ۵۴۴هزار تومان
عرضۀ پول با استفاده از رقابت در انتشار ارز
مطالعۀ تاریخ پول و بانک، همیشه مثل تاریخ جنگها و جنگاوران جذّاب است؛ شاید چون پول هم بوی خون میدهد. تاروپودِ تاریخِ پول را میتوان از دو حیث مطالعه کرد. نخست منطق اقتصادیِ ارزشمندی و ارزش پول، که آن را مثل خون به جریان انداخته است؛ و دیگری منطق سیاسیِ کنترل پول که همیشه با جنگ و خون به کرسی نشسته است. سِلجین در این کتاب به منطق اقتصادی پول و بانک میپردازد ولی کاوش در تاریخ سیاسی پول را به عهده نمیگیرد.
زبان سلجین ساده است و روان. شور و حرارت ندارد. اتصالی به خونِ گرم ندارد. یکسره از عقل سرد برخاسته است. با یک مثال خیالی شروع میکند و زمین بازی را تعریف میکند. در این کتاب، اقتصادْ علم کُنشهای داوطلبانه است و سیاستْ علم کاربرد قوۀ قهریه.
📍برای خرید کتاب از طریق تارنمای انتشارات نشر آماره(لینک خرید) اقدام فرمایید.
#کتاب
❈ @IIFOM_CO ❈
⚜️تئوری بانکداری آزاد⚜️
نویسنده: جورج سِلجین
مترجم: محمد جوادی، محمد سرافراز
انتشارات: نشر آماره
تعداد صفحات: ۳۹۸
قطع: رقعی
قیمت: ۵۴۴هزار تومان
عرضۀ پول با استفاده از رقابت در انتشار ارز
مطالعۀ تاریخ پول و بانک، همیشه مثل تاریخ جنگها و جنگاوران جذّاب است؛ شاید چون پول هم بوی خون میدهد. تاروپودِ تاریخِ پول را میتوان از دو حیث مطالعه کرد. نخست منطق اقتصادیِ ارزشمندی و ارزش پول، که آن را مثل خون به جریان انداخته است؛ و دیگری منطق سیاسیِ کنترل پول که همیشه با جنگ و خون به کرسی نشسته است. سِلجین در این کتاب به منطق اقتصادی پول و بانک میپردازد ولی کاوش در تاریخ سیاسی پول را به عهده نمیگیرد.
زبان سلجین ساده است و روان. شور و حرارت ندارد. اتصالی به خونِ گرم ندارد. یکسره از عقل سرد برخاسته است. با یک مثال خیالی شروع میکند و زمین بازی را تعریف میکند. در این کتاب، اقتصادْ علم کُنشهای داوطلبانه است و سیاستْ علم کاربرد قوۀ قهریه.
📍برای خرید کتاب از طریق تارنمای انتشارات نشر آماره(لینک خرید) اقدام فرمایید.
#کتاب
❈ @IIFOM_CO ❈
❤1
سلام
بعد از چند روز قطع کامل ارتباط، بالاخره امشب توانستم به اینترنت بین الملل وصل شوم.
سنگینی غم نبودن هزاران هم وطن بیگناه بر قلب و دلمان توصیف ناپذیر است و یارای زندگی را از ما ربوده است.
به خانوادههای داغدار و مردم ایران تسلیت عرض میکنم. 🖤
بعد از چند روز قطع کامل ارتباط، بالاخره امشب توانستم به اینترنت بین الملل وصل شوم.
سنگینی غم نبودن هزاران هم وطن بیگناه بر قلب و دلمان توصیف ناپذیر است و یارای زندگی را از ما ربوده است.
به خانوادههای داغدار و مردم ایران تسلیت عرض میکنم. 🖤
❤9💔6
کسانی که اخبار آمریکا را دنبال میکنند میدونند که لیبرترینها توی دنیا به جاده صاف کن چپها شهرت دارند.
خیلی جالب دم خروسی که اینجا میبینیم هم همون شکلیه.
خردتحولی اساس مبانی آزادی است. هرجا نیست، حقوق طبیعی معنا ندارد و زمانی که حقوق طبیعی وجود ندارد شرایط را شرایط جنگی تعریف میکند. چه کسی؟ یس. جان بلادی لاک! و در شرایط جنگ هم صحبت از آزادی و مبانی آن بلاموضوعِ.
لطفا سکوت کنید اگر معرفت شناسی و روش شناسی علم اقتصاد سیاسی نمیدانید. از اینکه به این موضوع توجه میکنید سپاسگزارم!
خیلی جالب دم خروسی که اینجا میبینیم هم همون شکلیه.
خردتحولی اساس مبانی آزادی است. هرجا نیست، حقوق طبیعی معنا ندارد و زمانی که حقوق طبیعی وجود ندارد شرایط را شرایط جنگی تعریف میکند. چه کسی؟ یس. جان بلادی لاک! و در شرایط جنگ هم صحبت از آزادی و مبانی آن بلاموضوعِ.
لطفا سکوت کنید اگر معرفت شناسی و روش شناسی علم اقتصاد سیاسی نمیدانید. از اینکه به این موضوع توجه میکنید سپاسگزارم!
👍5👎1
کلاسیک باز | Classic Buzz
کسانی که اخبار آمریکا را دنبال میکنند میدونند که لیبرترینها توی دنیا به جاده صاف کن چپها شهرت دارند. خیلی جالب دم خروسی که اینجا میبینیم هم همون شکلیه. خردتحولی اساس مبانی آزادی است. هرجا نیست، حقوق طبیعی معنا ندارد و زمانی که حقوق طبیعی وجود ندارد شرایط…
البته باید گفت که مخاطب این کلام افرادی است که خود را صاحب اندیشه میدانند و نه مخاطب عام!
👎2
سالهاست با دل همیشه خالی زندگی کردیم و با تروماهای حاصل شده از اتفاقات آن هر شب کشتی گرفتیم. نکته اینجاست که اثر خردورزی باید بر آثار روحی این تروماها غلبه کند.
حرف زدن از چیزی که درون ماست، به نظر من، اصلا خوب نیست چون نه قرار است چیزی عوض شود و نه قرار است کسی عوض شود مگر اینکه خود درون ما تغییر کند. این موضوع هم یک تصمیم سخت شخصی است. پس دلیلی ندارد در مورد آن صحبتی صورت گیرد مخصوصا در عام. صحبتی که در پس آن هیچ انگیزه ای برای تغییر وجود نداشته باشد چه سودی دارد؟ اما در خود اندیشیدن به جای صحبتهای بی حاصل بسیار برای ذهن و پالودگی روان ما انسانها پسندیده است. چیزی که امروزه آن مدیتیشن مینامند. کار سختی نیست. هزینه هم ندارد. بنشینید. چشمان خود را ببندید و تنها به موضوعات مختلف بیندیشید. باور کردنی نیست که چه اندازه مصمم میشوید تا با رعایت تمامی اصول انسانی قسمتی از خالی بودن دلتان را پر و بر ترسهایتان غلبه کنید. این قسمتی از روند تکاملی رشد ما بوده و باید باشد. زندگی را نباید تحت هیچ شرایطی ناپسند و بی ارزش تلقی کرد. زندگی جای ناامیدی برای ما نوع بشر نیست.
زندگی ما بسیار ارزشمند است. ارزش آن در زمان مرگ قیمت پیدا میکند. انجام دادن کارهای بزرگ رسالت تمامی انسانهاست. کارهایی که نام ما را در تاریخ به عنوان فردی که قدمی حتی کوچک در جهت بهبود زندگی سایر انسانها ثبت کند؛ هر فرد در رشته و مهارت و علاقه خود. زیبایی این موضوع همین است. افراد میتوانند، و به نظر من باید، خود انتخاب کنند که چگونه نام خود را جاوید نمایند. آزار دهنده است پرداختن به فرعیات و فراموش کردن ارزش حضور و وجودمان.
اما فرعیات چیست را میتوان از بحث حقوق طبیعی جان لاک به خوبی دریافت. به نظر میرسد در شرایط برقراری حقوق طبیعی، کسب ثروت با پیگیری اهداف شخصی بهترین راهی است که بشر برای تعالی خود و جامعه خود یافته است. اما در شرایطی که حقوق طبیعی بشر در محدوده مکانی مشخصی نه تنها وجود ندارد بلکه پایمال کردن آن ارزش شمرده میشود - شرایطی که جان لاک آن را شرایط جنگی مینامد - همین کسب ثروت صرف بلای جان همان مردمان شده و به نظر فرعیات به حساب می آید. اصل همواره برای من تلاش برای برقراری حقوق طبیعی است. پرورش اندیشه و خردورزی تکاملی از هر سلاح کشتار جمعی هم قوی تر است زیرا شاید انسانها بمیرند اما اندیشه ها هرگز.
محل بحث همواره در چنین مواردی این است که چه باید کرد؟ همه باید کتاب بخوانند و خردورزی کنند؟ پاسخی عوام فریبانه که عملا غیرممکن است همواره اشاره به سرانه مطالعه پایین یک مردم است. اما این یک فرار رو به جلو برای پنهان کردن راهکار واقعی و عملیاتی است. مطالعه مفید است اما وظیفه همه افراد جامعه نیست. اما فعالیت داوطلبانه به عنوان یک وظیفه اساسی انسان مدرن است که تقریبا به دلیل سیاستهای دولت رفاه از اساس فراموش و حذف شده است. من به عنوان یک فرد که علاقه ای به خردورزی تکاملی به عنوان یکی از اهداف شخصی خود ندارم موظف هستم در سخنان افرادی که چنین رسالتی برای خود قائل هستند بیندیشم و در بهبود آن با پرسش سوالات نقشی ایفا کنم.
~ClassicBuzz
حرف زدن از چیزی که درون ماست، به نظر من، اصلا خوب نیست چون نه قرار است چیزی عوض شود و نه قرار است کسی عوض شود مگر اینکه خود درون ما تغییر کند. این موضوع هم یک تصمیم سخت شخصی است. پس دلیلی ندارد در مورد آن صحبتی صورت گیرد مخصوصا در عام. صحبتی که در پس آن هیچ انگیزه ای برای تغییر وجود نداشته باشد چه سودی دارد؟ اما در خود اندیشیدن به جای صحبتهای بی حاصل بسیار برای ذهن و پالودگی روان ما انسانها پسندیده است. چیزی که امروزه آن مدیتیشن مینامند. کار سختی نیست. هزینه هم ندارد. بنشینید. چشمان خود را ببندید و تنها به موضوعات مختلف بیندیشید. باور کردنی نیست که چه اندازه مصمم میشوید تا با رعایت تمامی اصول انسانی قسمتی از خالی بودن دلتان را پر و بر ترسهایتان غلبه کنید. این قسمتی از روند تکاملی رشد ما بوده و باید باشد. زندگی را نباید تحت هیچ شرایطی ناپسند و بی ارزش تلقی کرد. زندگی جای ناامیدی برای ما نوع بشر نیست.
زندگی ما بسیار ارزشمند است. ارزش آن در زمان مرگ قیمت پیدا میکند. انجام دادن کارهای بزرگ رسالت تمامی انسانهاست. کارهایی که نام ما را در تاریخ به عنوان فردی که قدمی حتی کوچک در جهت بهبود زندگی سایر انسانها ثبت کند؛ هر فرد در رشته و مهارت و علاقه خود. زیبایی این موضوع همین است. افراد میتوانند، و به نظر من باید، خود انتخاب کنند که چگونه نام خود را جاوید نمایند. آزار دهنده است پرداختن به فرعیات و فراموش کردن ارزش حضور و وجودمان.
اما فرعیات چیست را میتوان از بحث حقوق طبیعی جان لاک به خوبی دریافت. به نظر میرسد در شرایط برقراری حقوق طبیعی، کسب ثروت با پیگیری اهداف شخصی بهترین راهی است که بشر برای تعالی خود و جامعه خود یافته است. اما در شرایطی که حقوق طبیعی بشر در محدوده مکانی مشخصی نه تنها وجود ندارد بلکه پایمال کردن آن ارزش شمرده میشود - شرایطی که جان لاک آن را شرایط جنگی مینامد - همین کسب ثروت صرف بلای جان همان مردمان شده و به نظر فرعیات به حساب می آید. اصل همواره برای من تلاش برای برقراری حقوق طبیعی است. پرورش اندیشه و خردورزی تکاملی از هر سلاح کشتار جمعی هم قوی تر است زیرا شاید انسانها بمیرند اما اندیشه ها هرگز.
محل بحث همواره در چنین مواردی این است که چه باید کرد؟ همه باید کتاب بخوانند و خردورزی کنند؟ پاسخی عوام فریبانه که عملا غیرممکن است همواره اشاره به سرانه مطالعه پایین یک مردم است. اما این یک فرار رو به جلو برای پنهان کردن راهکار واقعی و عملیاتی است. مطالعه مفید است اما وظیفه همه افراد جامعه نیست. اما فعالیت داوطلبانه به عنوان یک وظیفه اساسی انسان مدرن است که تقریبا به دلیل سیاستهای دولت رفاه از اساس فراموش و حذف شده است. من به عنوان یک فرد که علاقه ای به خردورزی تکاملی به عنوان یکی از اهداف شخصی خود ندارم موظف هستم در سخنان افرادی که چنین رسالتی برای خود قائل هستند بیندیشم و در بهبود آن با پرسش سوالات نقشی ایفا کنم.
~ClassicBuzz
❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جلسه سوم - مقدمهای بر اقتصاد خرد: قیمتگذاری در بازار
مدرس: موری روثبارد
مترجم: ایمان استاد
جلسه اول - مقدمهای بر اقتصاد خرد: عرضه و تقاضا
جلسه دوم - مقدمهای بر اقتصاد خرد: ارزش
~ClassicBuzz | GP
مدرس: موری روثبارد
مترجم: ایمان استاد
جلسه اول - مقدمهای بر اقتصاد خرد: عرضه و تقاضا
جلسه دوم - مقدمهای بر اقتصاد خرد: ارزش
~ClassicBuzz | GP
👍3❤2
کلاسیک باز | Classic Buzz
جلسه سوم - مقدمهای بر اقتصاد خرد: قیمتگذاری در بازار مدرس: موری روثبارد مترجم: ایمان استاد جلسه اول - مقدمهای بر اقتصاد خرد: عرضه و تقاضا جلسه دوم - مقدمهای بر اقتصاد خرد: ارزش ~ClassicBuzz | GP
با قلبی آکنده از درد و غم قسمت سوم تقدیم به شما عزیزان 🖤💔
در این قسمت اقتصاد خرد، موری روثبارد به طور منسجم توضیح میدهد که قیمتها در بازار آزاد چگونه تعیین میشوند و چرا این سیستم کارآمد است.
هر کالا در هر لحظه مشخص، مقدار عرضه ثابتی دارد (مثل تعداد نانهای آماده فروش در یک روز) که خط عرضه را عمودی میکند. منحنی تقاضا هم همیشه نزولی است؛ یعنی هرچه قیمت پایینتر باشد، مردم بیشتر میخرند. قیمت واقعی و پایدار، دقیقاً در نقطهٔ تلاقی این دو خط شکل میگیرد؛ جایی که مقدار عرضهشده دقیقاً برابر مقدار تقاضاشده است.
اگر قیمت بالاتر از این نقطه باشد، مازاد فروختهنشده ایجاد میشود (مثلاً نان زیاد است اما فروش نمیرود). فروشندهها برای خلاص شدن از مازاد، قیمت را پایین میآورند تا تقاضا افزایش یابد. اگر قیمت پایینتر از تعادل باشد، کمبود پیش میآید (مردم بیشتر میخواهند اما جنس نیست)؛ در نتیجه فروشندهها قیمت را بالا میبرند تا تقاضا کم شود. این مکانیسم خودکار و سریع (با انگیزهٔ سود و جلوگیری از زیان) همیشه بازار را پاکسازی میکند و کمبود یا مازاد طولانیمدت را از بین میبرد.
قیمت دو نقش اساسی دارد:
نقش انگیزشی: قیمت بالاتر، تولیدکنندگان را تشویق میکند بیشتر تولید کنند.
نقش تخصیصی: منابع کمیاب را به کسانی میدهد که بیشترین ارزش را برایشان قائلاند (سهمیهبندی داوطلبانه، بدون نیاز به کوپن دولتی).
قیمتها تغییر میکنند چون عرضه یا تقاضا تغییر میکند. کاهش عرضه (مثل یخبندان برزیل و قهوه) قیمت را بالا میبرد؛ افزایش عرضه، قیمت را پایین میآورد. افزایش تقاضا (تغییر سلیقه، تورم، پول بیشتر) هم قیمت را افزایش میدهد و در بلندمدت تولید را بیشتر میکند تا عرضه پاسخ دهد.
در بازار آزاد، مصرفکننده واقعاً حاکم است: با انتخابهایش (تقاضا) مشخص میکند چه چیزی و چقدر تولید شود. تبلیغات تقاضا را تعیین نمیکند، بلکه فقط تلاش میکند توجه مصرفکننده را جلب کند. در مقابل، در اقتصادهای کنترلشده یا برنامهریزیشده، بدون قیمت آزاد، هماهنگی عرضه و تقاضا مختل میشود و کمبودهای دائمی (مثل مسواک در شوروی یا انبار کردن در کنترل قیمت) پدیدار میگردد.
سیستم قیمت در بازار آزاد، بدون نیاز به دخالت مرکزی، عرضه و تقاضا را هماهنگ میکند، کمبود و مازاد را حذف مینماید و منابع را به بهترین شکل ممکن تخصیص میدهد.
~ClassicBuzz | GP
در این قسمت اقتصاد خرد، موری روثبارد به طور منسجم توضیح میدهد که قیمتها در بازار آزاد چگونه تعیین میشوند و چرا این سیستم کارآمد است.
هر کالا در هر لحظه مشخص، مقدار عرضه ثابتی دارد (مثل تعداد نانهای آماده فروش در یک روز) که خط عرضه را عمودی میکند. منحنی تقاضا هم همیشه نزولی است؛ یعنی هرچه قیمت پایینتر باشد، مردم بیشتر میخرند. قیمت واقعی و پایدار، دقیقاً در نقطهٔ تلاقی این دو خط شکل میگیرد؛ جایی که مقدار عرضهشده دقیقاً برابر مقدار تقاضاشده است.
اگر قیمت بالاتر از این نقطه باشد، مازاد فروختهنشده ایجاد میشود (مثلاً نان زیاد است اما فروش نمیرود). فروشندهها برای خلاص شدن از مازاد، قیمت را پایین میآورند تا تقاضا افزایش یابد. اگر قیمت پایینتر از تعادل باشد، کمبود پیش میآید (مردم بیشتر میخواهند اما جنس نیست)؛ در نتیجه فروشندهها قیمت را بالا میبرند تا تقاضا کم شود. این مکانیسم خودکار و سریع (با انگیزهٔ سود و جلوگیری از زیان) همیشه بازار را پاکسازی میکند و کمبود یا مازاد طولانیمدت را از بین میبرد.
قیمت دو نقش اساسی دارد:
نقش انگیزشی: قیمت بالاتر، تولیدکنندگان را تشویق میکند بیشتر تولید کنند.
نقش تخصیصی: منابع کمیاب را به کسانی میدهد که بیشترین ارزش را برایشان قائلاند (سهمیهبندی داوطلبانه، بدون نیاز به کوپن دولتی).
قیمتها تغییر میکنند چون عرضه یا تقاضا تغییر میکند. کاهش عرضه (مثل یخبندان برزیل و قهوه) قیمت را بالا میبرد؛ افزایش عرضه، قیمت را پایین میآورد. افزایش تقاضا (تغییر سلیقه، تورم، پول بیشتر) هم قیمت را افزایش میدهد و در بلندمدت تولید را بیشتر میکند تا عرضه پاسخ دهد.
در بازار آزاد، مصرفکننده واقعاً حاکم است: با انتخابهایش (تقاضا) مشخص میکند چه چیزی و چقدر تولید شود. تبلیغات تقاضا را تعیین نمیکند، بلکه فقط تلاش میکند توجه مصرفکننده را جلب کند. در مقابل، در اقتصادهای کنترلشده یا برنامهریزیشده، بدون قیمت آزاد، هماهنگی عرضه و تقاضا مختل میشود و کمبودهای دائمی (مثل مسواک در شوروی یا انبار کردن در کنترل قیمت) پدیدار میگردد.
سیستم قیمت در بازار آزاد، بدون نیاز به دخالت مرکزی، عرضه و تقاضا را هماهنگ میکند، کمبود و مازاد را حذف مینماید و منابع را به بهترین شکل ممکن تخصیص میدهد.
~ClassicBuzz | GP
Telegram
کلاسیک باز | Classic Buzz
هر آنچه کُهَن است، کُهنه نیست.
❤2💔2
کلاسیک باز | Classic Buzz
هایلایتی از گفت و گوی Peter Schiff و Tom Bilyeu این قسمت از گفت و گوی جذاب این دو نفر با صحبت در رابطه با انتخاب زهران ممدانی به عنوان شهردار نیویورک آغاز میشود. در این راستا پیترشف به بیان تفاوت میان جمهوری و دموکراسی میپردازد. نمود این تفاوت را در قانون…
به دلیل اهمیت بالا خواهشمندم این ویدئو را مشاهده کنید. دانستن این موضوعات برای ما ضروری است.
👍3💔2
Forwarded from گاراژ ــ مهدی تدینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در باب عدالت اجتماعی — هایِک، متفکر و اقتصاددان لیبرال
خلاصه گفتهٔ هایک اینهکه: عدالت اجتماعی یعنی دولت باید برخورد متفاوتی با شهروندان داشته باشه تا عدالت ایجاد بشه. این یعنی اصلِ "برابری در مقابل قانون" نقض میشه. چرا؟ چون نابرابری شهروندان رو نشانه عدم عدالت میدونه. پس دولت باید دائم در همهجا مداخله کنه تا این نابرابری شکل نگیره تا تعدیل و تصحیح بشه. اما انسانها ذاتاً برابر نیستند. حقوقشون و جایگاه قانونیشون رو میتونیم برابر کنیم، اما خود انسانها رو نمیتونیم برابر کنیم. بنابراین، اصل رو بر برابریِ شهروندان در برابر قانون قرار میدیم، بقیهش رو میسپریم به خود شهروندان.
در این بین، بدترین راهکار هم اینهکه دسترنج افراد کوشا رو بگیریم بین افراد کمتلاش توزیع کنیم. این یعنی مجازات کردن انسانهای خلاق، پرتوان، آرزومند و کوشا، و جایزه دادن به افراد کمتلاش. دولت به اسم عدالت اجتماعی برای اینکه افراد مستعد زیاد از بقیه جامعه فاصله نگیرند، دائم چوب لای چرخشون میگذاره. در حالی که در نهایت نفع شهروند بدشانس، کمتوان و بازنده هم در اینهکه افراد مستعد و خلاق و کوشا رشد کنند، چون رفاه عمومی از همین رهگذر رشد میکنه، نه با رابینهودبازی دولت.
همچنین دعوت میکنم این دو پست رو ببینید:
▪️علیه عدالت اجتماعی
▪️مار حسادت و سیب تساوی
#هایک #عدالت_اجتماعی
@Garajetadayoni | گاراژ
«دیدگاه کلاسیک این است که دولت باید با همهٔ افراد بهطور برابر رفتار کند، با وجود اینکه خودِ افراد از جهات مختلف بسیار نابرابرند. درست است...
اما از این اصل نمیتوان چنین نتیجه گرفت که چون مردم نابرابرند، دولت باید با آنها بهطور نابرابر رفتار کند تا آنها را برابر سازد، و این همان چیزی باشد که «عدالت اجتماعی» نامیده میشود. عدالت اجتماعی در این معنا به این مطالبه تبدیل میشود که دولت با افراد مختلف، بهطور متفاوت رفتار کند تا همه را در یک موقعیت یکسان قرار دهد.
اصل رفتار برابر فقط دربارهٔ اموری صدق میکند که دولت به هر حال موظف به انجام آنهاست.
اما اگر برابر کردن مردم به هدف سیاستگذاری دولت تبدیل شود، آنگاه دولت ناگزیر خواهد بود با افراد بهشدت نابرابر و متفاوت رفتار کند.»
خلاصه گفتهٔ هایک اینهکه: عدالت اجتماعی یعنی دولت باید برخورد متفاوتی با شهروندان داشته باشه تا عدالت ایجاد بشه. این یعنی اصلِ "برابری در مقابل قانون" نقض میشه. چرا؟ چون نابرابری شهروندان رو نشانه عدم عدالت میدونه. پس دولت باید دائم در همهجا مداخله کنه تا این نابرابری شکل نگیره تا تعدیل و تصحیح بشه. اما انسانها ذاتاً برابر نیستند. حقوقشون و جایگاه قانونیشون رو میتونیم برابر کنیم، اما خود انسانها رو نمیتونیم برابر کنیم. بنابراین، اصل رو بر برابریِ شهروندان در برابر قانون قرار میدیم، بقیهش رو میسپریم به خود شهروندان.
در این بین، بدترین راهکار هم اینهکه دسترنج افراد کوشا رو بگیریم بین افراد کمتلاش توزیع کنیم. این یعنی مجازات کردن انسانهای خلاق، پرتوان، آرزومند و کوشا، و جایزه دادن به افراد کمتلاش. دولت به اسم عدالت اجتماعی برای اینکه افراد مستعد زیاد از بقیه جامعه فاصله نگیرند، دائم چوب لای چرخشون میگذاره. در حالی که در نهایت نفع شهروند بدشانس، کمتوان و بازنده هم در اینهکه افراد مستعد و خلاق و کوشا رشد کنند، چون رفاه عمومی از همین رهگذر رشد میکنه، نه با رابینهودبازی دولت.
همچنین دعوت میکنم این دو پست رو ببینید:
▪️علیه عدالت اجتماعی
▪️مار حسادت و سیب تساوی
#هایک #عدالت_اجتماعی
@Garajetadayoni | گاراژ
❤1👍1