کانال چهار
من یه نظر شخصی دارم که اگر چیزی کاملا به شما ثابت شده باشه، دیگه حال و حوصله این رو نداری به هرکی از راه رسید ثابتش کنی. "این نظر در مورد رفیقا و آدم های مهم زندگیت صادق نیست."
پیرو این نظر، هر موقع سعی میکنم چیزی رو ثابت کنم، وسطش یهو به این نتیجه میرسم که نکنه هنوز کاملا به خودم ثابت نشده و ناخودآگاهِ من سعی داره به این روش یه فکتی از بحث دربیاره که خلاف نظرم رو با من روبرو کنه؟ برای همین بیخیال میشم و بهش فکر میکنم.
مثلا من با اینکه وقتی بچه گربه میبینم نیشم باز میشه، به هرکی میخواد گربه بیاره میگم نکنید این کار رو و شروع میکنم دلیل آوردن... ولی وقتی فکر میکنم میبینم این نظر رو حساب نزدیک به ۴ سال زندگی تو یک خونه کوچیک با ۳ تا گربهی DHS هست که یکی از اونا آلفا بوده و رو حساب حساسیت روی قلمرو باعث میشد جنگ و دعوا زیاد بینشون اتفاق بیوفته. شاید زندگی با یه گربه پرشین خیلی هم گوگولی باشه... برای همین ناخودآگاهم اول دلیل میاره که نع! گربه خوب نیست، بعدش به خودم میام و بیخیال میشم، چون هنوز به طور کامل به من ثابت نشده که زندگی با گربه واقعا چیز بدی هست.
ولی اگر یکی بیاد بگه خدا وجود داره و اون دنیایی در کار هست و قراره شب اول قبر ازت سوال ۴ گزینهای بپرسن، هیچ تلاشی برای اثبات هیچی نمیکنم و اجازه میدم تو جهل خودش پادوچرخه بزنه، چون واقعا بهم ثابت شده و حس و حال ثابت کردنش به بقیه نیست.
مثلا من با اینکه وقتی بچه گربه میبینم نیشم باز میشه، به هرکی میخواد گربه بیاره میگم نکنید این کار رو و شروع میکنم دلیل آوردن... ولی وقتی فکر میکنم میبینم این نظر رو حساب نزدیک به ۴ سال زندگی تو یک خونه کوچیک با ۳ تا گربهی DHS هست که یکی از اونا آلفا بوده و رو حساب حساسیت روی قلمرو باعث میشد جنگ و دعوا زیاد بینشون اتفاق بیوفته. شاید زندگی با یه گربه پرشین خیلی هم گوگولی باشه... برای همین ناخودآگاهم اول دلیل میاره که نع! گربه خوب نیست، بعدش به خودم میام و بیخیال میشم، چون هنوز به طور کامل به من ثابت نشده که زندگی با گربه واقعا چیز بدی هست.
ولی اگر یکی بیاد بگه خدا وجود داره و اون دنیایی در کار هست و قراره شب اول قبر ازت سوال ۴ گزینهای بپرسن، هیچ تلاشی برای اثبات هیچی نمیکنم و اجازه میدم تو جهل خودش پادوچرخه بزنه، چون واقعا بهم ثابت شده و حس و حال ثابت کردنش به بقیه نیست.
👍2
گری اولدمن آخرِ این فیلم که نقش چرچیل رو داشت، یه جمله منسوب به خود چرچیل رو میگه:
"کسانی که نظرشون رو تغییر نمیدن، هیچوقت نمیتونن تو چیزی تغییر ایجاد کنند!"
.
همچنین نابغه فیزیک ذرات، ریچارد فاینمن روزی گفت:
"اگر همواره مثل گذشته فکر کنید، همیشه همون چیزهایی رو بدست میارید که از قبل کسب کرده بودید."
@Channel4Hub
"کسانی که نظرشون رو تغییر نمیدن، هیچوقت نمیتونن تو چیزی تغییر ایجاد کنند!"
.
همچنین نابغه فیزیک ذرات، ریچارد فاینمن روزی گفت:
"اگر همواره مثل گذشته فکر کنید، همیشه همون چیزهایی رو بدست میارید که از قبل کسب کرده بودید."
@Channel4Hub
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش تو مدرسه همه چیز رو اینجوری یاد میدادن، نمیگفتن مجموع a و b مساوی با c میشه و همین.
شب و روز همه بخیر، جز اونایی که یه روز خوبن یه روز بد، یه روز گرم یه روز سرد، نمی شه درکشون کرد.
👍1😁1
سال ۸۸ کتک خورد، من سنی نداشتم و از مرحله خیلی پرت بودم، ولی خبرش رسید که بدجور کتک خورده. سال ۹۸ گرفتنش و رفت زندان، شکنجه شد، خانوادهش تهدید شدن، ولی اون از فعالیتش دست نکشید، حتی از تو زندان. سال ۱۴۰۰ آزاد شد، بازم ادامه داد و همه جا انزجار و اعتراض رو فریاد کشید، بار ها به خونهشون ورود زدن برای دستگیر کردنش؛ فراری شد. سال ۱۴۰۱ دوباره دستگیر شد و رفت زندان، شکنجه شد، کلی سر و صدا کرد و دیگه اخبارش رو از بیبیسی و ایران اینترنشنال میشد دنبال کرد، ولی اون بازم بیخیال نشد، حتی از توی زندان. اول امسال آزاد شد، ولی دیگه افتاده بود تو این مسیر! فکر میکرد کاری از دستش بر میاد، فکر میکرد میتونه تغییری ایجاد کنه. باهاش صحبت کردم و از دستم ناراحت شد، دیگه هیچی نگفتم. اینقدر وقت و بی وقت شبانه و سر صبح در خونهشون رو شکستن و وارد خونه شدن و اون رو هفته ها بردن کتک زدن و دوباره آوردنش خونه، که باباش درِ اون خونه رو بست و رفت ناکجا آباد اجاره نشینی. الآن که دارم این رو مینویسم، حتی خانوادهش نمیدونن کجاست و چیکار میکنه، حالش خوبه؟ سرش به سنگ خورده؟ کشتنش؟ مامانم میگه تو میدونی، جون عرشیا بیا از نگرانی درشون بیار؛ دروغ میگم، میگم نمیدونم.
ولی من خبر دارم، که تنها داراییش که یه خونه بود رو زیر قیمت فروخت و فرار کرد و رفت از اینجا... بهش گفتم الآن دیگه نمیخوای فعالیت کنی؟! گفت به حرفت رسیدم...
افسرده شده، حالش اصلا خوب نیست، ولی داره تو یه مسیر درست قدم برمیداره، و اونم ساختن یه زندگی جدیده.
این هست فرق بین کسی که گل جوونیش رو مبارزه کرده و بعد از این همه سختی کشیدن تصمیم میگیره فرار کنه و دیگه هیچ حرفی نزنه، با کسی که یک بار هم حتی از دور خیابون های شلوغ رو ندیده و از ایران فرار کرده!
اولی فهمیده حرفش تاثیری نداره و تصمیم گرفته یه زندگی جدید رو شروع کنه.
دومی اعتراض میکنه برای تولید محتوا، با اینکه تو یه کشور آزاد زندگی میکنه و شب که میخوابه هزارتا دغدغه برای فردای جایی که شهروندش هست نداره.
ولی من خبر دارم، که تنها داراییش که یه خونه بود رو زیر قیمت فروخت و فرار کرد و رفت از اینجا... بهش گفتم الآن دیگه نمیخوای فعالیت کنی؟! گفت به حرفت رسیدم...
افسرده شده، حالش اصلا خوب نیست، ولی داره تو یه مسیر درست قدم برمیداره، و اونم ساختن یه زندگی جدیده.
این هست فرق بین کسی که گل جوونیش رو مبارزه کرده و بعد از این همه سختی کشیدن تصمیم میگیره فرار کنه و دیگه هیچ حرفی نزنه، با کسی که یک بار هم حتی از دور خیابون های شلوغ رو ندیده و از ایران فرار کرده!
اولی فهمیده حرفش تاثیری نداره و تصمیم گرفته یه زندگی جدید رو شروع کنه.
دومی اعتراض میکنه برای تولید محتوا، با اینکه تو یه کشور آزاد زندگی میکنه و شب که میخوابه هزارتا دغدغه برای فردای جایی که شهروندش هست نداره.
❤2
یه روز رفتم پلاسمای خونم رو اهدا کنم، اولش بهم یه پرسشنامه دادن و گفتن لطفا این رو با صداقت تکمیل کنید، ما در نهایت خون شما رو آزمایش میکنیم و اگر مشکلی داشته باشه اون رو میریزم دور، ولی اگر این فرم رو با صداقت پر کنید، شاید اصلا نیازی به خونگیری نباشه. گفتم اوکی.
توش پرسیده بودن تا حالا عمل جراحی داشتی؟ تا حالا بیهوشت کردن؟ مریضی خاصی نداری؟ مشکل کلیوی چی؟ به چیا حساسیت داری؟ کل حالت چطوره؟! بعدش بگو ببینم دراگ مراگ چیا زدی؟ مکمل و دارو های بدنسازی چی؟
منم صداقت رو گذاشتم رو ۱۰۰٪ و به همه سوالات درست جواب دادم، تا جایی که جا کم آوردم و برگه رو پشتنویسی کردم.
وقتی پرسشنامه رو تحویل دادم، طرف خوند، خوند، خوند، هی چشماش گرد تر میشد و بر میگشت یه ریز نگاهی به من مینداخت، یهو نیشش باز شد گفت ئه lsd هم مصرف کردید؟! منم نیشم رو باز کردم گفتم آرره، شما هم مصرف کردید؟! گفت نه در موردش تو دانشگاه تحقیق داشتیم، باید چیز جالبی باشه! بعد رفت پشت برگه، گفت ااا سوستانول هم زدید؟! گفتم یه تایمی بدنسازی میرفتم، زدم. با لبخند گفت چیزی ازش نمونده انگار، منم با لبخند تیشرتم رو زدم بالا و سیکس پکام رو نشونش دادم.
خلاصه که از من خون نگرفتن، ولی خانم دکتر خیلی کنجکاو شده بود، گفت اگر امکانش هست یه قطره خون نمونه برای پژوهش از شما بردارم و من این اجازه رو دادم.
توش پرسیده بودن تا حالا عمل جراحی داشتی؟ تا حالا بیهوشت کردن؟ مریضی خاصی نداری؟ مشکل کلیوی چی؟ به چیا حساسیت داری؟ کل حالت چطوره؟! بعدش بگو ببینم دراگ مراگ چیا زدی؟ مکمل و دارو های بدنسازی چی؟
منم صداقت رو گذاشتم رو ۱۰۰٪ و به همه سوالات درست جواب دادم، تا جایی که جا کم آوردم و برگه رو پشتنویسی کردم.
وقتی پرسشنامه رو تحویل دادم، طرف خوند، خوند، خوند، هی چشماش گرد تر میشد و بر میگشت یه ریز نگاهی به من مینداخت، یهو نیشش باز شد گفت ئه lsd هم مصرف کردید؟! منم نیشم رو باز کردم گفتم آرره، شما هم مصرف کردید؟! گفت نه در موردش تو دانشگاه تحقیق داشتیم، باید چیز جالبی باشه! بعد رفت پشت برگه، گفت ااا سوستانول هم زدید؟! گفتم یه تایمی بدنسازی میرفتم، زدم. با لبخند گفت چیزی ازش نمونده انگار، منم با لبخند تیشرتم رو زدم بالا و سیکس پکام رو نشونش دادم.
خلاصه که از من خون نگرفتن، ولی خانم دکتر خیلی کنجکاو شده بود، گفت اگر امکانش هست یه قطره خون نمونه برای پژوهش از شما بردارم و من این اجازه رو دادم.
😁1
اگر به فیلم موزیکال علاقه دارید، پیشنهاد من Begin Again هست.
تو دل فیلم، کیرا نایتلی و مارک رافالو دارن با هم موزیک گوش میدن و تو خیابون راه میرن، یه جا میشینن روی یه پله کنار پیادهرو و به مردم و فضای اونجا نگاه میکنن.
مارک رافالو میگه:
"بخاطر همینه که عاشق موزیکم، معمولی ترین صحنه هارو یهو با معنی میکنه،(خیابون و عابرین رو نشون میده) تمام این لحظههای معمولی با موزیک تبدیل میشن به مروارید های با ارزش و قشنگ."
درست هم میگه، به شخصه بدون موزیک نمیتونم تو خیابون های این شهر و کنار آدماش راه برم...
خلاصه که من این فیلم رو دوست دارم، ببینید شما هم.
تو دل فیلم، کیرا نایتلی و مارک رافالو دارن با هم موزیک گوش میدن و تو خیابون راه میرن، یه جا میشینن روی یه پله کنار پیادهرو و به مردم و فضای اونجا نگاه میکنن.
مارک رافالو میگه:
"بخاطر همینه که عاشق موزیکم، معمولی ترین صحنه هارو یهو با معنی میکنه،(خیابون و عابرین رو نشون میده) تمام این لحظههای معمولی با موزیک تبدیل میشن به مروارید های با ارزش و قشنگ."
درست هم میگه، به شخصه بدون موزیک نمیتونم تو خیابون های این شهر و کنار آدماش راه برم...
خلاصه که من این فیلم رو دوست دارم، ببینید شما هم.
👍3
کانال چهار
ما قدیم یه بازی داشتیم که موسیقی متن پلی میکردیم، طرف باید میگفت برای کدوم فیلمه.
به عنوان راهنمایی، انیمهست.
کانال چهار
سلام. مهرداد هستم، امروز دقیقا ۲ ماه هست که سوبرم.
سلام.
مهرداد هستم، امروز دقیقا ۳ ماه هست که سوبرم.
مهرداد هستم، امروز دقیقا ۳ ماه هست که سوبرم.
👏4🤩2
صدای باد برام دلهره آور هست و الآن با سرعت ۴۰ کیلومتر در ساعت در حال وزیدنه.
🤝1
یه همکلاسی خنگ دارم که مدام وقت کلاس رو میگیره، هیچ مطلبی رو متوجه نمیشه و در مورد هر چیزی سه مدل سوال انحرافی میپرسه.
شما همون همیشگی پرسن هستید؟ یا هر سری یه چیز جدید رو امتحان میکنید؟
من کل منو رو امتحان میکنم تا برسم به چیزی که بتونم همون همیشگی صداش کنم.
من کل منو رو امتحان میکنم تا برسم به چیزی که بتونم همون همیشگی صداش کنم.
👍3
کانال چهار
جوری که دوست دارم محاوره های اذیت کننده رو تموم کنم. . اینم با FlipaClip ساختم، بد کوفتیه، ۵ ساعت وقت گذاشتم برای ۶۰ فریم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چون امشب بارون اومد و چون با گوشی سخته و بیشتر از این حوصله نداشتم.
یه آیپدپرو برام بگیرید تا براتون انیمه بسازم. -_-
یه آیپدپرو برام بگیرید تا براتون انیمه بسازم. -_-
⚡1
کانال چهار
جدیدا هروقت میرم سلمونی حس بومرهای نوب سگ رو دارم. میشینم رو صندلی نگاه به چپ و راست میکنم، یکی داره رنگ میکنه، یکی داره خط میندازه، اونور یکی داره فر میکنه، یکی داره کراتینه میکنه؛ آرایشگر از تو آینه نگاهم میکنه میگه جانم؟ چیکار کنم؟ میگم یه دست…
امروز به آرایشگره گفتم موهام رو کراتینه کن، گفت مواد کراتینهم تموم شده. گفتم خب این رنگی کن، گفت ببین اون رنگی رو نمیتونم خوب در بیارم باید بری پیش یه آرایشگر خانم.
یه لحظه به چشم دیدم که بلند شدم دارم با قیچی تندتند فرو میکنم تو لپش، فکرم رو قورت دادم گفتم پس مثل همیشه یه دست کوتاه کن.
🤦🏻♂😶
یه لحظه به چشم دیدم که بلند شدم دارم با قیچی تندتند فرو میکنم تو لپش، فکرم رو قورت دادم گفتم پس مثل همیشه یه دست کوتاه کن.
🤦🏻♂😶
🤣2