من رو تو انجمن فریکی های مقیم مرکز هم freak صدا میکردن، اولش برام باحال بود! فکر میکردم خاصم و تافته جدا بافته، بعدش کمکم مشکل شد، دیدم هرجایی قبولم نمیکنن و در مقابل، خودم هم تو هر جایی و هر جمعی راحت نیستم.
اینجوریه که الآن اگر با یه چیزی تو اینترنت حال کنم، کسی رو ندارم براش بفرستم یا اگر دارم، میدونم که اون با این حال نمیکنه.
یه استکان چایی میگیرم دستم میرم پشت بوم سیگار میکشم، موزیک گوش میدم، بر میگردم میام پایین، کتاب رو باز میکنم و میبینم یه روزی اون آدم دوست داشتنی که صداش مثل ربات ها بود از روی اون صندلی چرخ دار قشنگش گفته: ما جهان رو جوری که هست میبینیم، چون وجود داریم.
تو گوشم چستر جیغ میکشه:
Crawling in my skin
These wounds, they will not heal
Fear is how I fall
Confusing what is real...
اینجوریه که الآن اگر با یه چیزی تو اینترنت حال کنم، کسی رو ندارم براش بفرستم یا اگر دارم، میدونم که اون با این حال نمیکنه.
یه استکان چایی میگیرم دستم میرم پشت بوم سیگار میکشم، موزیک گوش میدم، بر میگردم میام پایین، کتاب رو باز میکنم و میبینم یه روزی اون آدم دوست داشتنی که صداش مثل ربات ها بود از روی اون صندلی چرخ دار قشنگش گفته: ما جهان رو جوری که هست میبینیم، چون وجود داریم.
تو گوشم چستر جیغ میکشه:
Crawling in my skin
These wounds, they will not heal
Fear is how I fall
Confusing what is real...
شیشهی عمر
و بالاخره برف. ✊️ از مسیر امروز
فشار میخوریم و لذت میبریم. 😅
تو دنیای موازی، پشت آمبولانس ها یکی با دوشکا نشسته تا ماشینایی که تو ترافیک میچسبونن پشتش رو آبکش کنه.
مهندس گفت این ۲ تومن برا چیه؟! گفتم لیفتراک گرفتم از سالن ۳، ۲ تن ورق آوردم سالن ۱، قاطی کرد گفت کارگرا میاوردن دیگه.
گفتم مهندس اهرام هم کارگرا ساختن ولی متریال رو ماموت ها جابجا میکردن!
سکوت کرد.
گفتم مهندس اهرام هم کارگرا ساختن ولی متریال رو ماموت ها جابجا میکردن!
سکوت کرد.
یکی از شیرین ترین اتفاق های اخیر برای من، آشنایی با نوجوون های اواخر دهه هشتاد هست که بهم میگن آقا مهرداد! جلو من فحش نمیدن و در مورد آینده شغلی و تحصیلیشون با من مشورت میکنن!
این خیلی برام لذت بخش و جدید و باحاله.
این خیلی برام لذت بخش و جدید و باحاله.
👍2
🧩
من زنده نیستم، اما رشد میکنم.
انسان نیستم، اما میخورم.
حیوان نیستم، اما حرکت میکنم.
گیاه نیستم، ولی به هوا نیاز دارم.
من چی هستم؟!
پ.ن| همراه با جوایز نفیس. 🧑🏻🦯
من زنده نیستم، اما رشد میکنم.
انسان نیستم، اما میخورم.
حیوان نیستم، اما حرکت میکنم.
گیاه نیستم، ولی به هوا نیاز دارم.
من چی هستم؟!
پ.ن| همراه با جوایز نفیس. 🧑🏻🦯
تو کارخونه یه سشوار داریم که باهاش پلاستیک آب میکنیم، من صبحا میگیرم رو زانوهام، ببین یک حالی میده، یک حالی میده که نگو.
آقا چندوقت پیش تو یکی از برنامه های صداسیما یکی اومد گفت من دست و پام رو با زنجیر و قفل میبندم و برعکس میرم تو این آکاواریوم، بعد خودم رو باز میکنم میام بیرون، و اینکه نتونست و داشت خفه میشد تا اینکه کشیدنش بیرون. 😅
من هرجوری سرچ میکنم نمیتونم پیداش کنم، شما میتونید برام پیداش کنید لطفا؟ دیدید اصلا؟!
من هرجوری سرچ میکنم نمیتونم پیداش کنم، شما میتونید برام پیداش کنید لطفا؟ دیدید اصلا؟!
با خواهرم باهم رسیدیم خونه، من به مامانم گفتم روزت مبارک و روبوسی کردیم، خواهرم براش گوشی خریده بود و پریدن بغل هم.
جمع این فساد چای و برنج و سکه های گمشده نزدیک ۱۰ میلیارد دلار میشه، نه؟
۱۰ میلیارد دلار برای تجهیز مقاومت کافیه دیگه؟ نه؟
۱۰ میلیارد دلار برای تجهیز مقاومت کافیه دیگه؟ نه؟