کانال چهار
94 subscribers
939 photos
150 videos
3 files
156 links
خاندان ایران ساز پهلوی
تنها آلترناتیو ج.ا
پاینده ایران
جاوید شاه
Download Telegram
کانال چهار
این عکس رو قبلا دیدید؟ تقریبا ۳۴ سال پیش فضاپیمای ویجر تو مسیر حرکت به سمت لبه منظومه شمسی از فاصله نزدیک به ۶/۴ میلیارد کیلومتری این عکس رو ثبت کرد. ویجر در سپتامبر سال ۱۹۷۷ ماجراجویی بی پایانی رو شروع کرد و در حال حاضر به فاصله ۲۴ میلیارد کیلومتری از زمین،…
این عکس به پیشنهاد "کارل سیگن" یکی از اعضا عکسبردای فضاپیما گرفته شده و خودش در مورد این عکس می‌گه:

دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین‌جاست، خانه اینجاست، ما اینجاییم، تمام کسانی که دوستشان دارید، تمام کسانی که می‌شناسید، تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید، تمام کسانی که وجود داشته‌اند، زندگی‌شان را در اینجا سپری کرده‌اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب، ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند، تمامی شکارچیان و صیادان، تمامی قهرمانان و بزدلان، تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن، تمامی پادشاهان و رعایا، تمامی زوج های جوان عاشق، تمامی پدران و مادران، کودکان امیدوار، مخترعان و مکتشفان، تمامی معلمان اخلاق، تمامی سیاستمداران فاسد، تمامی «ابرستاره ها»، تمامی رهبران کبیر، تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما، آنجا زیسته اند در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است.
زمین ذره،ای خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمین جاری شده، البته با عظمت و فاتحانه، بیاندیشید. این خونریزان، اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بی پایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه، توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمی‌توان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده‌اند بیاندیشید، چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاق‌اند، چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند. تمامی شکوه و جلال ما، تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما، توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم، به واسطه این عکس به چالش کشیده می‌شود. سیاره ما لکه‌ای گم شده در تاریکی کهکشانهاست.
در این تیرگی و عظمت بی‌پایان، هیچ نشانه‌ای از اینکه کمکی از جایی می‌رسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد، دیده نمی‌شود.
زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست، حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات؟ بله، استقرار؟ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه زمین تنها جایی است که می‌توانیم روی پای‌مان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربه‌ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می‌سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این، غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من، این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ، تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم.
@Channel4Hub
❤2
Quiet people have the loudest minds.
_Stephen Hawking
❤6❤‍🔥1
اون روزی که سرمایه‌م به ۲۵۰ هزار دلار برسه، می‌رم کل بدنم رو برای ۲۰۰ سال منجمد می‌کنم.

پ.ن| ۲۰۰ بعد دوباره احیا می‌شم با سرمایه ۰، اگر اوضاع خوب نباشه هنوز، و بخوام دوباره سرمازیستی رو پیاده کنم باید دوباره کار کنم.
وقتی گوشیم باید ساعت ۶ بیدارم کنه و با اینکه سایلنت نیست، می‌خوابم دیگه صدای نوتیف ها نمیاد!
۲۰۰ سال بعد تو کتاب های تاریخ می‌نویسن هوش مصنوعی اول با هدف راحتی زندگی انسان ها درست شد، بعدش اونارو به بردگی در راستای اهداف خودش گرفت.
من رو تو انجمن فریکی های مقیم مرکز هم freak صدا می‌کردن، اولش برام باحال بود! فکر می‌کردم خاصم و تافته جدا بافته، بعدش کم‌کم مشکل شد، دیدم هرجایی قبولم نمی‌کنن و در مقابل، خودم هم تو هر جایی و هر جمعی راحت نیستم.
اینجوریه که الآن اگر با یه چیزی تو اینترنت حال کنم، کسی رو ندارم براش بفرستم یا اگر دارم، می‌دونم که اون با این حال نمی‌کنه.
یه استکان چایی می‌گیرم دستم می‌رم پشت بوم سیگار می‌کشم، موزیک گوش می‌دم، بر می‌گردم میام پایین، کتاب رو باز می‌کنم و می‌بینم یه روزی اون آدم دوست داشتنی که صداش مثل ربات ها بود از روی اون صندلی چرخ دار قشنگش گفته: ما جهان رو جوری که هست می‌بینیم، چون وجود داریم.
تو گوشم چستر جیغ می‌کشه:
Crawling in my skin
These wounds, they will not heal
Fear is how I fall
Confusing what is real...
Forwarded from شیشه‌ی عمر
و بالاخره برف. ✊️
از مسیر امروز
❤‍🔥1
شیشه‌ی عمر
و بالاخره برف. ✊️ از مسیر امروز
فشار می‌خوریم و لذت می‌بریم. 😅
تو دنیای موازی، پشت آمبولانس ها یکی با دوشکا نشسته تا ماشینایی که تو ترافیک می‌چسبونن پشتش رو آبکش کنه.
مهندس گفت این ۲ تومن برا چیه؟! گفتم لیفتراک گرفتم از سالن ۳، ۲ تن ورق آوردم سالن ۱، قاطی کرد گفت کارگرا میاوردن دیگه.
گفتم مهندس اهرام هم کارگرا ساختن ولی متریال رو ماموت ها جابجا می‌کردن!
سکوت کرد.
یکی از شیرین ترین اتفاق های اخیر برای من، آشنایی با نوجوون های اواخر دهه هشتاد هست که بهم می‌گن آقا مهرداد! جلو من فحش نمی‌دن و در مورد آینده شغلی و تحصیلی‌شون با من مشورت می‌کنن!
این خیلی برام لذت بخش و جدید و باحاله.
👍2
از سمت سهام داران کانال، اخطار کم کاری گرفتم.
🧩
من زنده نیستم، اما رشد می‌کنم.
انسان نیستم، اما می‌خورم.
حیوان نیستم، اما حرکت می‌کنم.
گیاه نیستم، ولی به هوا نیاز دارم.

من چی هستم؟!

پ.ن| همراه با جوایز نفیس. 🧑🏻‍🦯
تو کارخونه یه سشوار داریم که باهاش پلاستیک آب می‌کنیم، من صبحا می‌گیرم رو زانوهام، ببین یک حالی می‌ده، یک حالی می‌ده که نگو.
آقا چندوقت پیش تو یکی از برنامه های صداسیما یکی اومد گفت من دست و پام رو با زنجیر و قفل می‌بندم و برعکس می‌رم تو این آکاواریوم، بعد خودم رو باز می‌کنم میام بیرون، و اینکه نتونست و داشت خفه می‌شد تا اینکه کشیدنش بیرون. 😅
من هرجوری سرچ می‌کنم نمی‌تونم پیداش کنم، شما می‌تونید برام پیداش کنید لطفا؟ دیدید اصلا؟!