کانال چهار
امروز اولین حجم فلزی زندگیم رو ساختم، شاید باورتون نشه ولی همین ۴ ساعت زمان برد. خیلی مزه داد، در آینده با چیزهای خفن تر خدمت میرسم، با من همراه باشید. 😅
این رو گذاشتم بالا شومینه، تو دفتر.
امروز یه مهندس خیلی خفنی که از دوستان مهندس خودمون بودن، نهار اونجا بودن و کلی با این حال کردن. گفت این رو من میخوام! منم اینجوری بودم که اگر اجازه بدید مخالفت کنم، این اولین کار من هست و دوستش دارم و اینا... گفت اوکی، یه دونه لنگه همین تر و تمیز تر درست کن، بده رنگ کورهای مشکی مات هم بزنن، سری بعد اومدم میبرم.
مهندس هم داشت از اون پشت بالبال میزد که قبول کن، منم قبول کردم.
طرف آدم خفنی بود جدی، حوصله ندارم ازش تعریف کنم، فقط خواستم بگم لاکار موندم و بهم سفارش دادن. :))
امروز یه مهندس خیلی خفنی که از دوستان مهندس خودمون بودن، نهار اونجا بودن و کلی با این حال کردن. گفت این رو من میخوام! منم اینجوری بودم که اگر اجازه بدید مخالفت کنم، این اولین کار من هست و دوستش دارم و اینا... گفت اوکی، یه دونه لنگه همین تر و تمیز تر درست کن، بده رنگ کورهای مشکی مات هم بزنن، سری بعد اومدم میبرم.
مهندس هم داشت از اون پشت بالبال میزد که قبول کن، منم قبول کردم.
طرف آدم خفنی بود جدی، حوصله ندارم ازش تعریف کنم، فقط خواستم بگم لاکار موندم و بهم سفارش دادن. :))
کانال چهار
نک کوه ها به زور معلومه، خب خوبه اونقدر هم هوا آلوده نیست.
باد و بارون کارساز نیست، فقط باید از آسمون سگ بباره.
در هر بدنی عشق است، یابش تو اگر تانی
سخت است بسی این راه، بابش تو اگر دانی
این قوهی تفویضت پیروز به هر جبر است
این راه دراز است مرد، محتاجِ به سر صبر است
در عشق پر از شادیست، صد نور به هر قبر است
رحمت چو نم باران، لعنت به هر چتر است
...
محتاج خم ابرو، در پشت دلت در صف
مهرداد در این برهه، مهری ندهی از کف
سخت است بسی این راه، بابش تو اگر دانی
این قوهی تفویضت پیروز به هر جبر است
این راه دراز است مرد، محتاجِ به سر صبر است
در عشق پر از شادیست، صد نور به هر قبر است
رحمت چو نم باران، لعنت به هر چتر است
...
محتاج خم ابرو، در پشت دلت در صف
مهرداد در این برهه، مهری ندهی از کف
کانال چهار
در هر بدنی عشق است، یابش تو اگر تانی سخت است بسی این راه، بابش تو اگر دانی این قوهی تفویضت پیروز به هر جبر است این راه دراز است مرد، محتاجِ به سر صبر است در عشق پر از شادیست، صد نور به هر قبر است رحمت چو نم باران، لعنت به هر چتر است ... محتاج خم ابرو،…
داشتم وبلاگم رو میخوندم به این رسیدم، اصلا یادم نبود اینو.
مشکل وزنی داره ولی اوکیه، مشکلی نیست.
مشکل وزنی داره ولی اوکیه، مشکلی نیست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصور من از این طرف که وقت و بی وقت ریاکشن فاک نشون میده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماکیما سان رو برای همین دوست دارم؛ آدمارو از راه دور متلاشی میکنه.
الآن یا باید کافئین بخورم تا سر کلاس بندری بزنم، یا نخورم و چورت بزنم.
گناه دارم خیلی.
گناه دارم خیلی.
آیا میدانستید وقتی با دود پیغام بدید، اون قلبی که میفرستید امکان داره کون دیده بشه؟
کاش مرد ها هم پریود میشدن!
اینجوری تو ماه، یه تایمی میشد رفتار غیر حرفهای رو بندازیم گردن هورمون ها.
اینجوری تو ماه، یه تایمی میشد رفتار غیر حرفهای رو بندازیم گردن هورمون ها.
کانال چهار
یادم باشه فردا دلیل این خواب های بدی که میبینم و با تپش قلب بیدار میشم و دیگه تا صبح شاید خوابم نبره رو بنویسم.
بعضی شبا خواب میبینم (شاید حالتون بد بشه) تو یه خیابون تاریک ایستادم که فقط یه تیر چراغ داره، هیچ صدایی نیست، یهو صدای جیغ وحشتناکی که تهش منجر به گرفتن صدای اون زن میشه میاد. میبینم زیر اون نور چند تا مرد که صورتشون مشخص نیست دارن به اون زن تجاوز میکنن... میدوم سمتش که نجاتش بدم ولی نمیرسم، عربده میزنم ولی صدایی ازم در نمیاد، اینقدر میدوم و داد میزنم که یهو با تپش قلب و غرق در عرق سرد از خواب بیدار میشم. تا صبح دیگه خوابم نمیبره و تا شب صدای جیغ و صورت اون زن که با التماس نگاهم میکرد تو سرم من رو میگاد.
بعضی شبا خواب میبینم دارم فرار میکنم، همه دارن جیغ و داد میکنن، کنارم تیر میخوره به در و دیوار و شیشه ماشین ها، یهو همه جا پر از دود سفید میشه و تیر میخوره به جفت پا هام؛ دردش رو با تمام وجود حس میکنم، خودم رو روی زمین میکشم و یهو یه ماشین از روم رد میشه و با تپش قلب و غرق در عرق سرد از خواب بیدار میشم.
بعضی شبا خواب میبینم گردنم طناب دار انداختن؛ بعضی شبا تو ماشین کنار دوستم نشستم یهو منفجر میشیم؛ بعضی شبا از بالای یه ساختمون میپرم پایین؛ بعضی شبا زنده زنده دارن دفنم میکنن...
بهش میگن (PTSD) یا Post-traumatic stress disorder، یعنی اختلال استرس پس ضربه، وقتی یه رویداد وحشتناک رو تجربه میکنی، یا میبینی یا میشنوی یا میخونی، یکی از علائمی که در پی داره کابوسه...
بعضی شبا خواب میبینم دارم فرار میکنم، همه دارن جیغ و داد میکنن، کنارم تیر میخوره به در و دیوار و شیشه ماشین ها، یهو همه جا پر از دود سفید میشه و تیر میخوره به جفت پا هام؛ دردش رو با تمام وجود حس میکنم، خودم رو روی زمین میکشم و یهو یه ماشین از روم رد میشه و با تپش قلب و غرق در عرق سرد از خواب بیدار میشم.
بعضی شبا خواب میبینم گردنم طناب دار انداختن؛ بعضی شبا تو ماشین کنار دوستم نشستم یهو منفجر میشیم؛ بعضی شبا از بالای یه ساختمون میپرم پایین؛ بعضی شبا زنده زنده دارن دفنم میکنن...
بهش میگن (PTSD) یا Post-traumatic stress disorder، یعنی اختلال استرس پس ضربه، وقتی یه رویداد وحشتناک رو تجربه میکنی، یا میبینی یا میشنوی یا میخونی، یکی از علائمی که در پی داره کابوسه...