Reza Pahlavi | رضا پهلوی
خواه این همکاری از نوع گزارشدهی یا خبرچینی باشد؛
خواه از نوع مشارکت در ایستهای بازرسی باشد؛
خواه از نوع بهکارگیری کودکان و نوجوانان در سرکوب معترضان باشد؛
و خواه از نوع تحصیل، انتقال یا خرید و فروش اموالی باشد که در جریان سرکوب از معترضان و خانوادههای آنان مصادره شده است.
خواه از نوع مشارکت در ایستهای بازرسی باشد؛
خواه از نوع بهکارگیری کودکان و نوجوانان در سرکوب معترضان باشد؛
و خواه از نوع تحصیل، انتقال یا خرید و فروش اموالی باشد که در جریان سرکوب از معترضان و خانوادههای آنان مصادره شده است.
در جریان باشید، دو تومنیهای دوزاری.
👍2
کانال چهار
سمبوسه رو هیچوقت دوست نداشتم. الکی زیادی روغن داره.
پرش ذهنی وسط بحث سیاسی رو میبینی...
پاچینو تو فیلم بوی خوش یک زن میگه:
زن مثل شراب میمونه، هرچی بیشتر بمونه، جا افتاده تر.
من در سلامت نسبی از عقل میخوام مخالفت خودم با پاچینو رو اعلام کنم و بگم از این به بعد فقط ۱۸ تا ۲۵.
زن مثل شراب میمونه، هرچی بیشتر بمونه، جا افتاده تر.
من در سلامت نسبی از عقل میخوام مخالفت خودم با پاچینو رو اعلام کنم و بگم از این به بعد فقط ۱۸ تا ۲۵.
😁3👎1
جدیدن هم وقتی میپرسن چند سالته میگم ۲۳، و مردم میپذیرن؛ موهای دور سرم هم میزنم که تار سفیدها مشخص نشن.
👏2
همون قدر که جوونیم رو گاییدن.
جوونیم هم منو گاییده...
داره تموم میشه، حسش میکنم، ولی نمیخوام بپذیرم، اخیرا خیلی کلنجار میرم سر این موضوع...
جوونیم هم منو گاییده...
داره تموم میشه، حسش میکنم، ولی نمیخوام بپذیرم، اخیرا خیلی کلنجار میرم سر این موضوع...
💘2
با چیزایی که دارم میخونم، بعید میدونم اینا متفقالقول نت رو وصل کرده باشند...
اصلا لازم نبود اینهمه امید وارد امثال من بشه... :))))
اصلا لازم نبود اینهمه امید وارد امثال من بشه... :))))
یه فیلم خوب دیدم.
Tow Prosecutors
داستان از جایی شروع میشه که یه زندانی سیاسی که زمانی جایگاه بالایی داشته، یه نامه مینویسه که توش شکایت از اوضاع زندان بوده. این زندانی در ابتدا نماد همون نسل قدیمی وفاداران به انقلاب و حزب هست؛ کسی که فکر میکرد با خدمت به سیستم، امنیت داره. اما تو فضای تصفیهها، اون هم مثل خیلیهای دیگه بهعنوان عنصر مشکوک یا دشمن داخلی بازداشت شده...
نامه اتفاقی میوفته دست یه دادستان جوون و اونم جدی میگیره پیگیر قضیه میشه. همین تصمیم ساده، اون رو وارد لایههای مختلف یه سیستم فاسد و ترسخورده میکنه.
در طول مسیر، دادستان جوون میفهمه که:
زندانی اول فقط یکی از قربانیان نیست،
بلکه نمونهای از یک الگوی بزرگتر است؛
الگوی حذف اونایی که دیروز ستونهای حزب بودند و امروز مزاحم تلقی میشن. و هرچی پیشتر میره، روشنتر میشه که حقیقت تو اون سیستم فایدهای نداره، چون نتیجه از قبل تعیین شده است.
تو چنین فضایی، وفاداری نه نجات میده و نه حتی مصونیت؛ برعکس، گاهی باعث میشه قربانی راحتتر شناسایی بشه، چون اسمش آشناست و گذشتهاش روشن...!
پیشنهاد میکنم ببینید.
@Channel4Hub
Tow Prosecutors
داستان از جایی شروع میشه که یه زندانی سیاسی که زمانی جایگاه بالایی داشته، یه نامه مینویسه که توش شکایت از اوضاع زندان بوده. این زندانی در ابتدا نماد همون نسل قدیمی وفاداران به انقلاب و حزب هست؛ کسی که فکر میکرد با خدمت به سیستم، امنیت داره. اما تو فضای تصفیهها، اون هم مثل خیلیهای دیگه بهعنوان عنصر مشکوک یا دشمن داخلی بازداشت شده...
نامه اتفاقی میوفته دست یه دادستان جوون و اونم جدی میگیره پیگیر قضیه میشه. همین تصمیم ساده، اون رو وارد لایههای مختلف یه سیستم فاسد و ترسخورده میکنه.
در طول مسیر، دادستان جوون میفهمه که:
زندانی اول فقط یکی از قربانیان نیست،
بلکه نمونهای از یک الگوی بزرگتر است؛
الگوی حذف اونایی که دیروز ستونهای حزب بودند و امروز مزاحم تلقی میشن. و هرچی پیشتر میره، روشنتر میشه که حقیقت تو اون سیستم فایدهای نداره، چون نتیجه از قبل تعیین شده است.
تو چنین فضایی، وفاداری نه نجات میده و نه حتی مصونیت؛ برعکس، گاهی باعث میشه قربانی راحتتر شناسایی بشه، چون اسمش آشناست و گذشتهاش روشن...!
پیشنهاد میکنم ببینید.
@Channel4Hub
👍2
میناب، سوژهی پروپاگاندا و مظلوم نمایی این رژیم فاسد بود. من بگردم برای تکتک اون بچهها...
❤3
من هر روزش رو تهران بودم، کف خیابون. جز ۲ روز آخر سال که با حامد و دوست دخترش رفتیم جنگل و سال تحویل رو اونجا بودیم...
بارون میومد، هوا به شدت رطوبت داشت و داشتیم سعی میکردیم آتیش روشن کنیم؛ اون لحظه نگاه به حامد کردم و گفتم: ما وسط جنگ بودیم، زندگیمون مگه کم تو شرایط سخت بود، که اومدیم کمپ زندگی در شرایط سخت...؟!
بارون میومد، هوا به شدت رطوبت داشت و داشتیم سعی میکردیم آتیش روشن کنیم؛ اون لحظه نگاه به حامد کردم و گفتم: ما وسط جنگ بودیم، زندگیمون مگه کم تو شرایط سخت بود، که اومدیم کمپ زندگی در شرایط سخت...؟!
❤3
خوشبختانه رژیم اونقدر سرش شلوغ هست که پیگیر امثال من نشه فعلا...
ولی اگر توافقی صورت بگیره و اینا بمونن سر کار و آبها از آسیاب بیوفته... اونوقت یکی یکی پیدامون میکنن...
البته من یه پلن بی دارم...
سیانور!
ولی اگر توافقی صورت بگیره و اینا بمونن سر کار و آبها از آسیاب بیوفته... اونوقت یکی یکی پیدامون میکنن...
البته من یه پلن بی دارم...
سیانور!
❤2