کانال چهار
91 subscribers
946 photos
151 videos
3 files
157 links
خاندان ایران ساز پهلوی
تنها آلترناتیو ج.ا
پاینده ایران
جاوید شاه
Download Telegram
برای جلو گیری از سوءتفاهم و جهت رفع ابهام برای دختر مورد علاقه‌م؛ عکس پروفایلم آخرین تلاش های من برای آشتی با خواهر عزیزم هست. 😅
یکی لفت داد، یا کت پرسن بود، یا با آدم های سوبر حال نمی‌کرد. :)))
کانال چهار
یکی لفت داد، یا کت پرسن بود، یا با آدم های سوبر حال نمی‌کرد. :)))
بله، مطمئن شدم که برای سوبر بودن بنده لفت دادن!
باید بگم به نازنین هسته‌ی آووکادوم و یه تک بیتی ناب از خودم، اونجا که می‌گم:
"من کشته‌‌ی آن دم و تو تشنه‌ی آنی
این است تفاوت به پیری و جوانی"
ما قدیم یه بازی داشتیم که موسیقی متن پلی می‌کردیم، طرف باید می‌گفت برای کدوم فیلمه.
Forwarded from شیشه‌ی عمر
فرندز‌بینِ عزیزی گفته رفتم پستای آخر اینستاگرام متیو پری رو دیدم و فهمیدم واقعا داشته به مرگ فکر می‌کرده. تو کتابش نوشته بود اگه یه روز اوضاعم بد باشه به این فکر می‌کنم که اگه بت‌من بود چی‌کار می‌کرد، و چند تا پست آخرش همه سیگنال بت‌من و کپشنشون "من مت‌من هستم" ئه. طرفداراش فهمیدن منظورشو، کامنت گذاشته‌ن و ابراز نگرانی کرده‌ن. دوستاش کجا بودن پس؟

چندین نفر جواب این فرندز‌بین رو داده‌ن که متیو پری فقط برای ما که از دور می‌دیدیمش جالب بوده، از همون کتابش مشخص بود از این آدمای پر‌دردسر و ناآرومه. مردم هم که به زندگی دیگران چیزی بدهکار نیستن، چرا باید خودشونو درگیر بدبختیای تو بکنن؟ مگه خودشون زندگی ندارن؟

ببینید بچه‌های گلم، افسردگی واقعی این‌جوریه. تو چنگ می‌اندازی به اطرافیانت برای کمک، و همه‌ی اون دوست‌ها، chosen family ها، "حس‌گر"ها، ای تو همه بود و نبودم ها، دوقدمِ فیزیکی و هزار قدمِ مجازی ازت فاصله می‌گیرن مبادا دست آلوده به لجنت بخوره به گوشه دامنشون. بعد که مردی ناراحت می‌شن که چرا لجن و نکبتِ زندگیشو به خاطر ما تحمل نکرد؟ ما دلمون براش تنگ می‌شه! خودخواه لعنتی!

پس لطفا این‌که هر وقت ناراحتین نیاین بگین ووش ووش من افسرده شدم. افسردگی کیوت نیست، بامزه و ترحم‌بر‌انگیز و مایه جلب توجه نیست، شما رو خاص و ویژه نمی‌کنه، بهتون مهر تاییدِ "پس منم تو زندگیم سختی کشیده‌م" نمی‌ده. وقتی کسی تا گردن فرو رفته تو سیاهی، هر کی از بغلش رد می‌شه دماغشو چین می‌اندازه و می‌گه اَی. حتی خودِ خودِ شما دوست عزیز.
شیشه‌ی عمر
فرندز‌بینِ عزیزی گفته رفتم پستای آخر اینستاگرام متیو پری رو دیدم و فهمیدم واقعا داشته به مرگ فکر می‌کرده. تو کتابش نوشته بود اگه یه روز اوضاعم بد باشه به این فکر می‌کنم که اگه بت‌من بود چی‌کار می‌کرد، و چند تا پست آخرش همه سیگنال بت‌من و کپشنشون "من مت‌من…
اینکه به خودت لیبل افسردگی بزنی خوب نیست، تو مخیه! در مقابل ما یه سندرمی داریم به اسم: "اردک" که سرش به دانشگاه استنفورد می‌خوره! چون اونجا اینجوریه که اگر داری توش درس می‌خونی یعنی تو از بدو تولد خفن بودی و نیازی به فشار آوردن به خودت نداری، پس اون دانشجو هایی که دارن اونجا تحصیل می‌کنن ولی درواقع از شدت فشار دارن پاره می‌شن، به روی خودشون نمیارن که دارن پاره می‌شن! این پنهان کردن فشار تا جایی ادامه پیدا می‌کنه که یک روز خودشون رو می‌کشن!
پس؛ نه به هر ناراحتی‌ای که از راه می‌رسه بگید افسردگی و نه اینجوری باشید که سیاهی و لجن و لیترالی افسردگی رو گردن نگیرید و پنهان‌ش کنید!
Apocalypse
John Ottman
تو دست و بال‌تون موسیقی با این شدت حماسی ندارید!؟ من روزایی که قراره شاخ دیو رو بشکونم، تو مسیر این رو با صدای بلند گوش می‌دم و خیلی کمک می‌کنه.
اولین ترک از آلبوم موسیقی متن فیلم ایکس‌من: آپوکالیپس هست.
امروز رفتم تا شاخ دیو رو بشکنم، یه جسم فولادی ۴۰/۴۵ کیلویی از فاصله‌ی ۲۰ سانتی ول شد تو سرم و سرم شکست.
حالا حدس بزنید کی آخرین قطار پنج‌شنبه رو از دست داده؟!
از همکاران، خانواده و دوست‌های خودتون بپرسید که شما رو به چه امتیاز و مهارت هایی می‌شناسند؟ و نظر اونارو یادداشت کنید. هرچقدر تعداد نظر دهنده ها بیشتر باشه، نتیجه گیری دقیق تر از آب درمیاد. اونوقت نتیجه رو بررسی کنید و اون امتیازی که به طور مشترک از چند نفر شنیدید رو به عنوان مهارت و کفایت واقعی خودتون قبول کنید‌.
اگر همه شما رو با این ویژگی ذهنی و عاطفی می‌شناسند، پس اون صفت متعلق به شماست و می‌تونید روش حساب کنید. در واقع شما این شکلی از بیرون دیده می‌شید، اونم از چند بُعد و از دید افراد مختلف.
بعد هر جایی که بن‌بستی برسید، می‌تونید با اطمینان از اون مهارت استفاده کنید ولی مهمه که بدونید استعداد ها و امتیاز ها همیشه یه بُعد پنهان هم دارند. بر اثر اطمینان کاذب و غروری که ایجاد می‌کنن ناخواسته باعث افراط و زیاده‌روی تو ارتباط‌ها و رفتار های فردی/اجتماعی می‌شن و یهو می‌بینی همین استعداد ها باعث یه‌سری بحران دیگه بشن!
پس، یادتون باشه مهارت ها و امتیاز های ما خود به خود شعور و قدرت تشخیص ندارند، این ما هستیم که باید بدونیم کجا، چه موقع و چه اندازه از اون مهارت ها استفاده کنیم.
کانال چهار
از همکاران، خانواده و دوست‌های خودتون بپرسید که شما رو به چه امتیاز و مهارت هایی می‌شناسند؟ و نظر اونارو یادداشت کنید. هرچقدر تعداد نظر دهنده ها بیشتر باشه، نتیجه گیری دقیق تر از آب درمیاد. اونوقت نتیجه رو بررسی کنید و اون امتیازی که به طور مشترک از چند نفر…
حالا من خودم دارم این داستان رو برای خودم پیاده می‌کنم و ممنون می‌شم اگر من رو می‌شناسید، یا اگر خیلی وقت هست خط فکری من رو دنبال می‌کنید، لطفا به من بگید که مهرداد رو به چه امتیاز و مهارت هایی می‌شناسید؟!
چندوقت پیش یه آقای دکتری فوت کردند که یه کتابخونه داشتند با نزدیک به سه هزار تا کتاب. مهندس همه‌ی اون کتاب‌ها رو خریدند و بیشترشون رو به فلان کتاب خونه اهدا کردند و به اصرار من نزدیک به ۲۰۰ تا از اون کتاب‌ها رو آوردند کارخونه و من در گُنج خودم نمی‌پوستم.
فلسفی، ادبی، هنر، تاریخ، معماری، جامعه شناسی و الخ...
قشنگ اندازه ۲ سال کتاب دارم فکر کنم، همه هم جلد اول/دوم.
قبل ظهر رفتم تو کارگاه دیدم ۱۰ نفر نشستند دور هم دارن واشر می‌شمارند، حالا تو موجودی انبار فقط تعداد اون مدل واشر ۸۲۰ هزار تا بود! یعنی اگر هر ۱۰ نفرشون هم هر ثانیه ۱ واشر می‌شماردند، نزدیک به ۲۳ ساعت طول می‌کشید. پشمام ریخت که قراره همه‌رو دونه دونه بشمارند! گفتم معمولا اینجوری اینکار رو انجام می‌دید؟! گفتند آره.
گفتم باسکول بیارید ببینید ۱ کیلوش چندتا می‌شه، بعد وزن کل رو ضربدر اون تعداد بکنید، تعداد کل‌ش به دست میاد.
گفتند نه ضریب خطا می‌ره بالا!!! :))))
گفتم به مقدساتی که قبول دارید تو همین ۲ دقیقه که داریم با هم حرف می‌زنیم همه‌تون یادتون رفته چند تا شمرده بودید، چرا می‌خواید کار رو از سخت ترین راه انجام بدید همیشه؟ برا خودتون بهتره که و و و...
دیگه بعدش کوتاه اومدن و همین کار رو کردن. :/
دیروز تو پارک صحبت سر پهلوی بود، منم داشتم می‌شنیدم... یه پیر مردی بود که داشت خاطرات خودش از اون دوران رو می‌گفت؛ منم وسط بازی بودم ولی گوشم اونجا بود و وسطش هی کوتاه نطق می‌کردم، که آقا جان پهلوی خوب بود، چرا قبول نمی‌کنی جدی؟!
بعد رو کرد به طرف بحث گفت این جوون رعنا که پشت میز تر و تمیز درس خونده یادش نیست که ما اون زمان شپش وجودمون رو تو مدرسه برداشته بود!
گفتم شما برو کل دودمان ایران رو نگاه کن، بیشترین سازندگی رو تو دوران پهلوی داشتیم با اینکه کوتاه ترین دوران حکومت رو تو این مملکت بین همه داشتند! همین پارکی که من رعنا و شما داریم ازش لذت می‌بریم رو پهلوی ساخته، شما ببخشید که بین سازندگی و شپش شما، اولی رو ترجیح دادن.
ناراحت شد.
کانال چهار
دیروز تو پارک صحبت سر پهلوی بود، منم داشتم می‌شنیدم... یه پیر مردی بود که داشت خاطرات خودش از اون دوران رو می‌گفت؛ منم وسط بازی بودم ولی گوشم اونجا بود و وسطش هی کوتاه نطق می‌کردم، که آقا جان پهلوی خوب بود، چرا قبول نمی‌کنی جدی؟! بعد رو کرد به طرف بحث گفت…
اول ابتدایی خانم معلم گفت هرکی صحبت کنه می‌گم بیاد پا تخته لخت بشه! من به بغل دستیم گفتم یکی باید خودش رو لخت کنه. اونم دستش رو برد بالا گفت خانم؟ خانم؟ این اینجوری می‌گه...
خانم معلم هم من رو آورد پا تخته گفت لباسات رو در بیار؛ اون لحظه برای اولین بار داشتم خجالت رو تجربه می‌کردم و با ترس و لرز و حس هایی که تا قبل اون روز تا حالا تجربه‌شون نکرده بودم، دونه دونه دکمه های روپوش‌م رو باز می‌کردم، به شلوارم که رسیدم خانم معلم خنده‌ش گرفت گفت بسه، برو بشین دیگه صحبت نکن.
کانال چهار
اول ابتدایی خانم معلم گفت هرکی صحبت کنه می‌گم بیاد پا تخته لخت بشه! من به بغل دستیم گفتم یکی باید خودش رو لخت کنه. اونم دستش رو برد بالا گفت خانم؟ خانم؟ این اینجوری می‌گه... خانم معلم هم من رو آورد پا تخته گفت لباسات رو در بیار؛ اون لحظه برای اولین بار داشتم…
اول راهنمایی یه معلم علوم داشتیم که عادت داشت کل تخته گچی رو پر می‌کرد، اندازه یه ۰ هم جای خالی نمی‌ذاشت روی تخته. یه روز می‌خواست خلاء رو توضیح بده، بعد از اینکه کل تخته رو سیاه کرد، برگشت گفت بچه ها تو فضای خلاء هیییچ چیز نیست، هوا نیست، صدا نیست، فلان نیست، بهمان نیست، هیییچی نیست!
من دستم رو بردم بالا گفتم آقا جاذبه چی؟!
می‌دونید چیکار کرد؟!
من رو از یقه و خشتک گرفت و کل تخته رو با من پاک کرد، و بعدش با شلنگ من رو زد و از کلاس بیرونم کرد!
من همسر آینده‌م رو یه شب درمیون ماساژ می‌دم، ماساژ دادن هم یادش می‌دم و آخر هفته ها ازش ماساژ رو مطالبه می‌کنم.
اینجوری می‌تونیم طول عمر بیشتری داشته باشیم.
💆💆‍♀
امروز روز جهانی آقایان هست گویا...!
وضعیت.
چقدر می‌شه به فال حافظ استناد کرد؟! 😅