کانال چهار
دختر همسایهمون هنرپیشهست، بیشتر تئاتر، یه سریال هم بازی کرده؛ چند سال پیش خیلی رندوم برای من یه کاپشن خریده بود و چون من معمولا خونه نبودم، داده بود به مامانم، من وقتی فهمیدم اول جا خوردم بعد بهم بر خورد، بعد تو فکر فرو رفتم، بعد دوباره تعجب کردم و بعد با…
یادمه یه بار سر میدون توحید یه ۲۰۶ سفید که توش دو تا دختر بودن کنارم زدن رو ترمز، راننده اومد لب شیشه بدون سلام و هیچی گفت ما داریم میریم شهرک اکباتان، با ما میای؟!
حالا من تو دنیای خودم داشتم قدم میزدم با فاصله از دوستم و دوستدخترش؛ خودم ریختم پشمام موند! هول شدم گفتم امشب جایی کار دارم ببخشید... و دختره گازش رو گرفت رفت.
دوستم و دوستدخترش با تعجب به من نگاه کردن گفتن چرا سوار نشدی کسخل؟! منم با خنده گفتم من از اون پسرا نیستم که تو خیابون اتو بزنم...
ولی در حقیقت حس بدی بهم دست داد، از اینکه یکی رندوم ندیده و نشناخته تو خیابون بخواد به آدم بچسبه!
تا اون روز که اینکار رو با هیچ دختری نکرده بودم ولی اون تجربه باعث شد نه خودم، بلکه اگر رفیقام هم خواستن اینکار رو بکنن بگم WTF!؟
حالا این قضیه دختره همسایه هم باعث شد اگر از کسی خوشم اومد براش هدیه نگیرم برم بدم دست مامانش چون واقعا الآن من نمیدونم باید چیکار کنم که ضایع نباشه و بدون اینکه محبوبیت و شخصیتم خدشه دار بشه اون بیخیال بشه؟!
حالا من تو دنیای خودم داشتم قدم میزدم با فاصله از دوستم و دوستدخترش؛ خودم ریختم پشمام موند! هول شدم گفتم امشب جایی کار دارم ببخشید... و دختره گازش رو گرفت رفت.
دوستم و دوستدخترش با تعجب به من نگاه کردن گفتن چرا سوار نشدی کسخل؟! منم با خنده گفتم من از اون پسرا نیستم که تو خیابون اتو بزنم...
ولی در حقیقت حس بدی بهم دست داد، از اینکه یکی رندوم ندیده و نشناخته تو خیابون بخواد به آدم بچسبه!
تا اون روز که اینکار رو با هیچ دختری نکرده بودم ولی اون تجربه باعث شد نه خودم، بلکه اگر رفیقام هم خواستن اینکار رو بکنن بگم WTF!؟
حالا این قضیه دختره همسایه هم باعث شد اگر از کسی خوشم اومد براش هدیه نگیرم برم بدم دست مامانش چون واقعا الآن من نمیدونم باید چیکار کنم که ضایع نباشه و بدون اینکه محبوبیت و شخصیتم خدشه دار بشه اون بیخیال بشه؟!
پس واقعا اگر از کسی خوشمون میاد راهش چیه؟! من آدم صادقی هستم، دوست دارم برم محرز بگم سلام، من از شما خوشم میاد؛ ولی خب قبلا براتون نوشتم که اگر صاف و رک و راست بری همچین حرفی بزنی ۹۸٪ چه اتفاقی ممکنه بیوفته! پس سعی میکنم بفهمونم، ولی خب این فهموندن هم تا یه جایی جواب میده، اوکی طرف فهمید، قدم بعد چیه؟! الآن برم حرفم رو بزنم دیگه؟ تا میام برم یه مشت پارادوکس دست و پام رو میگیرن که الآن نه! هنوز زوده، بذار هروقت همهچی اوکی شد...
خب گیریم ۲ سال طول بکشه تا همهچی اوکی بشه تا اون موقع میخوای قایم موشک بازی کنی؟! بابا چه مرگته تو...
خب گیریم ۲ سال طول بکشه تا همهچی اوکی بشه تا اون موقع میخوای قایم موشک بازی کنی؟! بابا چه مرگته تو...
تاریخ پای این عکسا میگه مربوط به ۴ شنبه، ۷ دی ۱۴۰۱ هست. اولین برفی بود که پارسال اومد.
شبش به چندتا از دوستام که کوهنورد بودن گفتم فردا میخوام برم قله دارآباد، پایهاید؟ یکی گفت تو این برف؟ یکی گفت تو بیکاری من سر کارم، یکی گفت نع، یکی گفت تو هم نرو نمیتونی، تو برف که قله نمیرن و خلاصه...
تو تاریکی راه افتادم و اولین باری بود که تو مسیر هیچکس، به معنای واقعی کلمه هیچکس نبود!
شبش به چندتا از دوستام که کوهنورد بودن گفتم فردا میخوام برم قله دارآباد، پایهاید؟ یکی گفت تو این برف؟ یکی گفت تو بیکاری من سر کارم، یکی گفت نع، یکی گفت تو هم نرو نمیتونی، تو برف که قله نمیرن و خلاصه...
تو تاریکی راه افتادم و اولین باری بود که تو مسیر هیچکس، به معنای واقعی کلمه هیچکس نبود!
دیروز یکی بهم گفت با ارزش ترین دارایی تو چیه آقا مهرداد؟! با چند ثانیه مکث گفتم صداقتم. گفت خیر، جان شماست! بدون اون هیچ چیز هیچ ارزشی نداره.
تو ۱۲ سال گذشته تقریبا خیلی از دراگ هارو حداقل یکبار امتحان کردم، دراگ هایی که شما حتی از وجودشون خبر ندارید، چیزایی که CIA برای اعتراف گرفتن از جاسوسا استفاده میکنه، دارگی که با اون اسب رو بیهوش میکنن، اونی که شمن های سرخ پوست باهاش روح خودشون رو از جسمشون جدا میکردن، یا مرتاض های هندی، و و و...
از خودم میپرسم: دستآوردت چی بود گل پسر؟
جواب میدم: ذهنم رو باز تر کرد.
به خودم میگم: گوه نخور! تو با کلی آسیب ذهنی که هیچ کدوم تا قبل از مصرف دراگ وجود نداشت، چطور میتونی بگی ذهنم باز شد؟ تعریفت از ذهن باز چیه؟! تو ذهنی نداری که بخوای در مورد باز و بسته بودنش نظری بدی! تو اصلا فکر نمیکنی! ایدهای که سیستم به کمک مدیا تو ناخودآگاهت کاشته رو درون خودت پژاوک میدی و اون رو فکر کردن تلقی میکنی! های بودن تا کی؟ واقعا تا کی؟! تو اندازه تمام سن یه بچهای که کلاس پنجم ابتدایی هست های و پاره بودی... حلقهای که دورت تشکیل شده کسایی هستن که با کلهی خالی نمیتونید با هم معاشرت کنید! همه به نوعی وابسته به یه مدل دراگ هستید! بدون اون منطق ندارید، فهم ندارید، حوصله ندارید، آرامش ندارید، اشتها ندارید، خواب ندارید، دقت ندارید، انگیزه ندارید، میل به زندگی ندارید، خشم دارید، درد دارید، ناراحتی دارید... این چیزی بود که از زندگی میخواستی؟ این همه کتاب و فیلم و فلان و بهمان و دیتا وارد خودت کردی که به این نتیجه برسی بهترین راه برای ادامه زندگی اعتیاد به دراگه؟ یا بسه دیگه، یا به طور کل خودت رو تموم کن! تو همه چی ریدی، به همه چی ریدی، هرجا بودی ریدی، و یقین داشته باش با این رویه این ریدن ها قطع که نمیشه هیچ، توش خفه هم میشی...
یه بار یه کاری رو تا ته ته تهش برو، به هر چیزی که قبولش داری قسم میخورم موفق میشی... کون لغ همممه، بذار هرکی هرچی میخواد بگه، تو خودت رو دوست داشته باش، فاک به ۱۲ سال رفاقتی که مبناش های بودنه!
...
از خودم میپرسم: دستآوردت چی بود گل پسر؟
جواب میدم: ذهنم رو باز تر کرد.
به خودم میگم: گوه نخور! تو با کلی آسیب ذهنی که هیچ کدوم تا قبل از مصرف دراگ وجود نداشت، چطور میتونی بگی ذهنم باز شد؟ تعریفت از ذهن باز چیه؟! تو ذهنی نداری که بخوای در مورد باز و بسته بودنش نظری بدی! تو اصلا فکر نمیکنی! ایدهای که سیستم به کمک مدیا تو ناخودآگاهت کاشته رو درون خودت پژاوک میدی و اون رو فکر کردن تلقی میکنی! های بودن تا کی؟ واقعا تا کی؟! تو اندازه تمام سن یه بچهای که کلاس پنجم ابتدایی هست های و پاره بودی... حلقهای که دورت تشکیل شده کسایی هستن که با کلهی خالی نمیتونید با هم معاشرت کنید! همه به نوعی وابسته به یه مدل دراگ هستید! بدون اون منطق ندارید، فهم ندارید، حوصله ندارید، آرامش ندارید، اشتها ندارید، خواب ندارید، دقت ندارید، انگیزه ندارید، میل به زندگی ندارید، خشم دارید، درد دارید، ناراحتی دارید... این چیزی بود که از زندگی میخواستی؟ این همه کتاب و فیلم و فلان و بهمان و دیتا وارد خودت کردی که به این نتیجه برسی بهترین راه برای ادامه زندگی اعتیاد به دراگه؟ یا بسه دیگه، یا به طور کل خودت رو تموم کن! تو همه چی ریدی، به همه چی ریدی، هرجا بودی ریدی، و یقین داشته باش با این رویه این ریدن ها قطع که نمیشه هیچ، توش خفه هم میشی...
یه بار یه کاری رو تا ته ته تهش برو، به هر چیزی که قبولش داری قسم میخورم موفق میشی... کون لغ همممه، بذار هرکی هرچی میخواد بگه، تو خودت رو دوست داشته باش، فاک به ۱۲ سال رفاقتی که مبناش های بودنه!
...
کانال چهار
تو ۱۲ سال گذشته تقریبا خیلی از دراگ هارو حداقل یکبار امتحان کردم، دراگ هایی که شما حتی از وجودشون خبر ندارید، چیزایی که CIA برای اعتراف گرفتن از جاسوسا استفاده میکنه، دارگی که با اون اسب رو بیهوش میکنن، اونی که شمن های سرخ پوست باهاش روح خودشون رو از جسمشون…
سلام.
مهرداد هستم، امروز دقیقا ۱ ماه هست که سوبرم.
مهرداد هستم، امروز دقیقا ۱ ماه هست که سوبرم.
برای جلو گیری از سوءتفاهم و جهت رفع ابهام برای دختر مورد علاقهم؛ عکس پروفایلم آخرین تلاش های من برای آشتی با خواهر عزیزم هست. 😅
کانال چهار
یکی لفت داد، یا کت پرسن بود، یا با آدم های سوبر حال نمیکرد. :)))
بله، مطمئن شدم که برای سوبر بودن بنده لفت دادن!
باید بگم به نازنین هستهی آووکادوم و یه تک بیتی ناب از خودم، اونجا که میگم:
"من کشتهی آن دم و تو تشنهی آنی
این است تفاوت به پیری و جوانی"
باید بگم به نازنین هستهی آووکادوم و یه تک بیتی ناب از خودم، اونجا که میگم:
"من کشتهی آن دم و تو تشنهی آنی
این است تفاوت به پیری و جوانی"
ما قدیم یه بازی داشتیم که موسیقی متن پلی میکردیم، طرف باید میگفت برای کدوم فیلمه.
Forwarded from شیشهی عمر
فرندزبینِ عزیزی گفته رفتم پستای آخر اینستاگرام متیو پری رو دیدم و فهمیدم واقعا داشته به مرگ فکر میکرده. تو کتابش نوشته بود اگه یه روز اوضاعم بد باشه به این فکر میکنم که اگه بتمن بود چیکار میکرد، و چند تا پست آخرش همه سیگنال بتمن و کپشنشون "من متمن هستم" ئه. طرفداراش فهمیدن منظورشو، کامنت گذاشتهن و ابراز نگرانی کردهن. دوستاش کجا بودن پس؟
چندین نفر جواب این فرندزبین رو دادهن که متیو پری فقط برای ما که از دور میدیدیمش جالب بوده، از همون کتابش مشخص بود از این آدمای پردردسر و ناآرومه. مردم هم که به زندگی دیگران چیزی بدهکار نیستن، چرا باید خودشونو درگیر بدبختیای تو بکنن؟ مگه خودشون زندگی ندارن؟
ببینید بچههای گلم، افسردگی واقعی اینجوریه. تو چنگ میاندازی به اطرافیانت برای کمک، و همهی اون دوستها، chosen family ها، "حسگر"ها، ای تو همه بود و نبودم ها، دوقدمِ فیزیکی و هزار قدمِ مجازی ازت فاصله میگیرن مبادا دست آلوده به لجنت بخوره به گوشه دامنشون. بعد که مردی ناراحت میشن که چرا لجن و نکبتِ زندگیشو به خاطر ما تحمل نکرد؟ ما دلمون براش تنگ میشه! خودخواه لعنتی!
پس لطفا اینکه هر وقت ناراحتین نیاین بگین ووش ووش من افسرده شدم. افسردگی کیوت نیست، بامزه و ترحمبرانگیز و مایه جلب توجه نیست، شما رو خاص و ویژه نمیکنه، بهتون مهر تاییدِ "پس منم تو زندگیم سختی کشیدهم" نمیده. وقتی کسی تا گردن فرو رفته تو سیاهی، هر کی از بغلش رد میشه دماغشو چین میاندازه و میگه اَی. حتی خودِ خودِ شما دوست عزیز.
چندین نفر جواب این فرندزبین رو دادهن که متیو پری فقط برای ما که از دور میدیدیمش جالب بوده، از همون کتابش مشخص بود از این آدمای پردردسر و ناآرومه. مردم هم که به زندگی دیگران چیزی بدهکار نیستن، چرا باید خودشونو درگیر بدبختیای تو بکنن؟ مگه خودشون زندگی ندارن؟
ببینید بچههای گلم، افسردگی واقعی اینجوریه. تو چنگ میاندازی به اطرافیانت برای کمک، و همهی اون دوستها، chosen family ها، "حسگر"ها، ای تو همه بود و نبودم ها، دوقدمِ فیزیکی و هزار قدمِ مجازی ازت فاصله میگیرن مبادا دست آلوده به لجنت بخوره به گوشه دامنشون. بعد که مردی ناراحت میشن که چرا لجن و نکبتِ زندگیشو به خاطر ما تحمل نکرد؟ ما دلمون براش تنگ میشه! خودخواه لعنتی!
پس لطفا اینکه هر وقت ناراحتین نیاین بگین ووش ووش من افسرده شدم. افسردگی کیوت نیست، بامزه و ترحمبرانگیز و مایه جلب توجه نیست، شما رو خاص و ویژه نمیکنه، بهتون مهر تاییدِ "پس منم تو زندگیم سختی کشیدهم" نمیده. وقتی کسی تا گردن فرو رفته تو سیاهی، هر کی از بغلش رد میشه دماغشو چین میاندازه و میگه اَی. حتی خودِ خودِ شما دوست عزیز.
شیشهی عمر
فرندزبینِ عزیزی گفته رفتم پستای آخر اینستاگرام متیو پری رو دیدم و فهمیدم واقعا داشته به مرگ فکر میکرده. تو کتابش نوشته بود اگه یه روز اوضاعم بد باشه به این فکر میکنم که اگه بتمن بود چیکار میکرد، و چند تا پست آخرش همه سیگنال بتمن و کپشنشون "من متمن…
اینکه به خودت لیبل افسردگی بزنی خوب نیست، تو مخیه! در مقابل ما یه سندرمی داریم به اسم: "اردک" که سرش به دانشگاه استنفورد میخوره! چون اونجا اینجوریه که اگر داری توش درس میخونی یعنی تو از بدو تولد خفن بودی و نیازی به فشار آوردن به خودت نداری، پس اون دانشجو هایی که دارن اونجا تحصیل میکنن ولی درواقع از شدت فشار دارن پاره میشن، به روی خودشون نمیارن که دارن پاره میشن! این پنهان کردن فشار تا جایی ادامه پیدا میکنه که یک روز خودشون رو میکشن!
پس؛ نه به هر ناراحتیای که از راه میرسه بگید افسردگی و نه اینجوری باشید که سیاهی و لجن و لیترالی افسردگی رو گردن نگیرید و پنهانش کنید!
پس؛ نه به هر ناراحتیای که از راه میرسه بگید افسردگی و نه اینجوری باشید که سیاهی و لجن و لیترالی افسردگی رو گردن نگیرید و پنهانش کنید!