کانال چهار
91 subscribers
947 photos
151 videos
3 files
158 links
خاندان ایران ساز پهلوی
تنها آلترناتیو ج.ا
پاینده ایران
جاوید شاه
Download Telegram
بخش یک:
اگر روزی تو کانال کسی نظری نوشتید و نگارنده جواب شمارو نداد، "دلخوری" محلی از اعراب نداره! چون شاید واقعا جوابی برای نظر شما وجود نداشته باشه، شاید حتی ری‌اکشن درخوری هم وجود نداشته باشه!
من زیاد نظری برای نوشته های ملت ندارم و اگر داشته باشم هم معمولا این کار رو نمی‌کنم؛ با این وجود اگر نظری دادم و طرف جوابم رو نداد باید به من بر بخوره؟! باید توقع داشته باشم جواب من رو که دیگه باید می‌داد؟! باید لفت بدم؟ نع واقعا دوستان!
بخش دو:
چندین نفر از روز اول این کانال به من گفتن که حالا که فلانی هم جوینه پس ما نیستیم! چرا اصلا تو با این در ارتباطی و کلی چرت و پرت دیگه؛ من در جواب همه گفتم من از فلانی تا حالا بی احترامی ندیدم و مبنای ارتباطم احترام و ادب و دوستی بوده! اگر به این دلیل نیستی، به نازنین هسته‌ی آووکادوم! من رو وارد خاله‌زنک بازیای خودتون نکنید.
چی باید می‌گفتم؟ برام به فلانی بگم بزن به چاک اینجا کسی با تو حال نمی‌کنه؟! یا به اونا می‌گفتم ترو خدا جوین‌شید دیگه... واقعا درک نمی‌کنم ملت رو که چقدر احساس تنگی جا می‌کنن تو فضای به این بزرگی!!!
بخش سه:
الآن متوجه شدم فلانی دیگه اینجا نیست :دی
@Channel4Hub
دختر همسایه‌مون هنرپیشه‌ست، بیشتر تئاتر، یه سریال هم بازی کرده؛ چند سال پیش خیلی رندوم برای من یه کاپشن خریده بود و چون من معمولا خونه نبودم، داده بود به مامانم، من وقتی فهمیدم اول جا خوردم بعد بهم بر خورد، بعد تو فکر فرو رفتم، بعد دوباره تعجب کردم و بعد با مامانم بحثم شد که WTF ؟! چرا قبول کردی؟! مگه من کاپشن نداشتم؟! مامانم هم اینطوری بود که چه ربطی داره، هدیه برات آورده دیگه چرا ناراحت می‌شی؟! و من بازم بیشتر ناراحت شدم که الآن من باید چیکار کنم؟! برم براش پالتو بخرم تا جبران بشه؟!
خلاصه اینقدر همو ندیدیم و منم تو این فضا نبودم برم دم خونه‌شون بگم خیلی ممنون که برای من کاپشن خریدی 😐، وقتی دیدمش اصلا یادم نبود اون داستان رو و فقط سلام علیک کردم و رفتم.
دیشب دوباره برام کتونی خریده آورده داده مامانم !
من الآن نمی‌دونم برخورد صحیح چیه واقعا.
سرم رو بکوبم به تیزی دیوار از دست مامانم و برم یه چیزی برای این دختره بگیرم بدم به‌ش؟ برم شماره کارت بگیرم پولش رو بزنم؟ برم تشکر کنم بگم ناموسا دیگه اینکارو نکن؟ من چیکار کنم جدی که جبران بشه و کریپی نباشه؟
کانال چهار
دختر همسایه‌مون هنرپیشه‌ست، بیشتر تئاتر، یه سریال هم بازی کرده؛ چند سال پیش خیلی رندوم برای من یه کاپشن خریده بود و چون من معمولا خونه نبودم، داده بود به مامانم، من وقتی فهمیدم اول جا خوردم بعد بهم بر خورد، بعد تو فکر فرو رفتم، بعد دوباره تعجب کردم و بعد با…
یادمه یه بار سر میدون توحید یه ۲۰۶ سفید که توش دو تا دختر بودن کنارم زدن رو ترمز، راننده اومد لب شیشه بدون سلام و هیچی گفت ما داریم می‌ریم شهرک اکباتان، با ما میای؟!
حالا من تو دنیای خودم داشتم قدم می‌زدم با فاصله از دوستم و دوست‌دخترش؛ خودم ریختم پشمام موند! هول شدم گفتم امشب جایی کار دارم ببخشید... و دختره گازش رو گرفت رفت.
دوستم و دوست‌دخترش با تعجب به من نگاه کردن گفتن چرا سوار نشدی کسخل؟! منم با خنده گفتم من از اون پسرا نیستم که تو خیابون اتو بزنم...
ولی در حقیقت حس بدی بهم دست داد، از اینکه یکی رندوم ندیده و نشناخته تو خیابون بخواد به آدم بچسبه!
تا اون روز که اینکار رو با هیچ دختری نکرده بودم ولی اون تجربه باعث شد نه خودم، بلکه اگر رفیقام هم خواستن اینکار رو بکنن بگم WTF!؟
حالا این قضیه دختره همسایه هم باعث شد اگر از کسی خوشم اومد براش هدیه نگیرم برم بدم دست مامانش چون واقعا الآن من نمی‌دونم باید چیکار کنم که ضایع نباشه و بدون اینکه محبوبیت و شخصیتم خدشه دار بشه اون بیخیال بشه؟!
پس واقعا اگر از کسی خوشمون میاد راهش چیه؟! من آدم صادقی هستم، دوست دارم برم محرز بگم سلام، من از شما خوشم میاد؛ ولی خب قبلا براتون نوشتم که اگر صاف و رک و راست بری همچین حرفی بزنی ۹۸٪ چه اتفاقی ممکنه بیوفته! پس سعی می‌کنم بفهمونم، ولی خب این فهموندن هم تا یه جایی جواب می‌ده، اوکی طرف فهمید، قدم بعد چیه؟! الآن برم حرفم رو بزنم دیگه؟ تا میام برم یه مشت پارادوکس دست و پام رو می‌گیرن که الآن نه! هنوز زوده، بذار هروقت همه‌چی اوکی شد...
خب گیریم ۲ سال طول بکشه تا همه‌چی اوکی بشه تا اون موقع می‌خوای قایم موشک بازی کنی؟! بابا چه مرگته تو...
رابطه منطق و احساس من:
لطفا کتاب معرفی کنید.
تاریخ پای این عکسا می‌گه مربوط به ۴ شنبه، ۷ دی ۱۴۰۱ هست. اولین برفی بود که پارسال اومد.
شب‌ش به چندتا از دوستام که کوهنورد بودن گفتم فردا می‌خوام برم قله دارآباد، پایه‌اید؟ یکی گفت تو این برف؟ یکی گفت تو بیکاری من سر کارم، یکی گفت نع، یکی گفت تو هم نرو نمی‌تونی، تو برف که قله نمی‌رن و خلاصه...
تو تاریکی راه افتادم و اولین باری بود که تو مسیر هیچکس، به معنای واقعی کلمه هیچکس نبود!
دیروز یکی بهم گفت با ارزش ترین دارایی تو چیه آقا مهرداد؟! با چند ثانیه مکث گفتم صداقتم. گفت خیر، جان شماست! بدون اون هیچ چیز هیچ ارزشی نداره.
تو ۱۲ سال گذشته تقریبا خیلی از دراگ هارو حداقل یکبار امتحان کردم، دراگ هایی که شما حتی از وجودشون خبر ندارید، چیزایی که CIA برای اعتراف گرفتن از جاسوسا استفاده می‌کنه، دارگی که با اون اسب رو بیهوش می‌کنن، اونی که شمن های سرخ پوست باهاش روح خودشون رو از جسم‌شون جدا می‌کردن، یا مرتاض های هندی، و و و...
از خودم می‌پرسم: دستآوردت چی بود گل پسر؟
جواب می‌دم: ذهنم رو باز تر کرد.
به خودم می‌گم: گوه نخور! تو با کلی آسیب ذهنی که هیچ کدوم تا قبل از مصرف دراگ وجود نداشت، چطور می‌تونی بگی ذهنم باز شد؟ تعریفت از ذهن باز چیه؟! تو ذهنی نداری که بخوای در مورد باز و بسته بودنش نظری بدی! تو اصلا فکر نمی‌کنی! ایده‌ای که سیستم به کمک مدیا تو ناخودآگاهت کاشته رو درون خودت پژاوک می‌دی و اون رو فکر کردن تلقی می‌کنی! های بودن تا کی؟ واقعا تا کی؟! تو اندازه تمام سن یه بچه‌ای که کلاس پنجم ابتدایی هست های و پاره بودی... حلقه‌ای که دورت تشکیل شده کسایی هستن که با کله‌ی خالی نمی‌تونید با هم معاشرت کنید! همه به نوعی وابسته به یه مدل دراگ هستید! بدون اون منطق ندارید، فهم ندارید، حوصله ندارید، آرامش ندارید، اشتها ندارید، خواب ندارید، دقت ندارید، انگیزه ندارید، میل به زندگی ندارید، خشم دارید، درد دارید، ناراحتی دارید... این چیزی بود که از زندگی می‌خواستی؟ این همه کتاب و فیلم و فلان و بهمان و دیتا وارد خودت کردی که به این نتیجه برسی بهترین راه برای ادامه زندگی اعتیاد به دراگه؟ یا بسه دیگه، یا به طور کل خودت رو تموم کن! تو همه چی ریدی، به همه چی ریدی، هرجا بودی ریدی، و یقین داشته باش با این رویه این ریدن ها قطع که نمی‌شه هیچ، توش خفه هم می‌شی...
یه بار یه کاری رو تا ته ته تهش برو، به هر چیزی که قبولش داری قسم می‌خورم موفق می‌شی... کون لغ همممه، بذار هرکی هرچی می‌خواد بگه، تو خودت رو دوست داشته باش، فاک به ۱۲ سال رفاقتی که مبناش های بودنه!
...
با من همراه باشید...
برای جلو گیری از سوءتفاهم و جهت رفع ابهام برای دختر مورد علاقه‌م؛ عکس پروفایلم آخرین تلاش های من برای آشتی با خواهر عزیزم هست. 😅
یکی لفت داد، یا کت پرسن بود، یا با آدم های سوبر حال نمی‌کرد. :)))
کانال چهار
یکی لفت داد، یا کت پرسن بود، یا با آدم های سوبر حال نمی‌کرد. :)))
بله، مطمئن شدم که برای سوبر بودن بنده لفت دادن!
باید بگم به نازنین هسته‌ی آووکادوم و یه تک بیتی ناب از خودم، اونجا که می‌گم:
"من کشته‌‌ی آن دم و تو تشنه‌ی آنی
این است تفاوت به پیری و جوانی"
ما قدیم یه بازی داشتیم که موسیقی متن پلی می‌کردیم، طرف باید می‌گفت برای کدوم فیلمه.