When you smoke weed to get rid of the sadness, but now you're just really high and sad.
بعد از ۲ سال از صحرای اپیک گذر کردم و به باتلاق لجند وارد شدم.
به میتیک برسم بازی رو پاک میکنم -_-
به میتیک برسم بازی رو پاک میکنم -_-
عذرخواهی میکنم، شما...
Anonymous Poll
78%
با آب کونتون رو میشورید، با مایع دستاتون؟
0%
یا جفتش رو با مایع؟
22%
کون هستم، دیدن نتایج.
یه رفیق قدیمی دارم که تو معاشرت باهاش حس میکنم من لئوناردو دیکاپریو هستم و اون مارک روفالو!
و شاید ندونید، این دو نفر "فقط" همون یه فیلم رو باهم بازی کردند.
و شاید ندونید، این دو نفر "فقط" همون یه فیلم رو باهم بازی کردند.
کتاب سینوهه رو خوندید؟ خود متن رو دقیق خاطرم نیست ولی یه جاش داستان اینجوریه که سینوهه مستچت و پاره گوشه نیل خوابش میبره، صبح که بیدار میشه میبینه یکی که گوش و دماغ نداره واساده بالاسرش... پشماش میریزه پامیشه فرار میکنه اول، بعد میبینه طرف بیآزاره برمیگرده میاد باهاش صحبت میکنه، میگه برای صورتت چه اتفاقی افتاده؟ طرف هم شروع میکنه تعریف کردن که آره: من برا خودم زمین داشتم اینجا، کشاورزی میکردم و با کسی هم کاری نداشتم، یه روز یکی از این کله گنده های مصر اومد وسط زمینم به زن و دخترم تجاوز کرد و گوش و دماغ منم برید، زمینم رو برای خودش برداشت، دختر و زنم رو با خودش برد، منم به بردگی گرفت!
حالا بعد چندین سال اون مرده و من آزاد شدم، از دختر و زنم هم خبری ندارم! تو که سواد داری میای بریم سر قبرش ببینم خدایان چی رو سنگ قبرش نوشتن؟!
سینوهه هم میگه باشه، بریم.
وقتی میرسن اونجا، سینوهه اینجور روی قبر رو میخونه که او همواره مردی خردمند و نیکوکار و کمک خرج مستضعفین و حافظ جان و مال و ناموس ملت بوده والخ...
بعد طرف میزنه زیر گریه و رو به آسمون از خدا طلب بخشش میکنه تا اون رو ببخشه که فکر میکرده این یارو بهش بدی کرده!
سینوهه پشماش میریزه میگه داداش تو آلردی دماغ و گوشت رو سر این یارو بگا دادی، زن و دخترت که هیچی دیگه، چی میگی؟!
میگه وقتی خدایان روی سنگ قبرش اینجوری نوشتن حتما یه چیزی بوده که من خبر نداشتم دیگه...
.
کتاب میره جلو؛ یه جا سینوهه فلشبک میزنه به همین قسمت و میگه: اونجا فهمیدم حماقت انسان هیچوقت تمومی نداره، و این ربطی به زمان و تاریخ نداره!
@Channel4Hub
حالا بعد چندین سال اون مرده و من آزاد شدم، از دختر و زنم هم خبری ندارم! تو که سواد داری میای بریم سر قبرش ببینم خدایان چی رو سنگ قبرش نوشتن؟!
سینوهه هم میگه باشه، بریم.
وقتی میرسن اونجا، سینوهه اینجور روی قبر رو میخونه که او همواره مردی خردمند و نیکوکار و کمک خرج مستضعفین و حافظ جان و مال و ناموس ملت بوده والخ...
بعد طرف میزنه زیر گریه و رو به آسمون از خدا طلب بخشش میکنه تا اون رو ببخشه که فکر میکرده این یارو بهش بدی کرده!
سینوهه پشماش میریزه میگه داداش تو آلردی دماغ و گوشت رو سر این یارو بگا دادی، زن و دخترت که هیچی دیگه، چی میگی؟!
میگه وقتی خدایان روی سنگ قبرش اینجوری نوشتن حتما یه چیزی بوده که من خبر نداشتم دیگه...
.
کتاب میره جلو؛ یه جا سینوهه فلشبک میزنه به همین قسمت و میگه: اونجا فهمیدم حماقت انسان هیچوقت تمومی نداره، و این ربطی به زمان و تاریخ نداره!
@Channel4Hub
دیگه فکر کنم گروه Anathema رو همه بشناسن، ولی اگر خوب بشناسید میدونید که اون اوایل خیلی موزیک های خشنی بیرون میدادن و کلا هوی متال بودن؛ یه بیسیست داشتن اون موقع که ترانه سراشون هم بود، ولی فازش متفاوت بود با اینا برای همین سال ۱۹۹۸ از Anathema جدا میشه و میره خودش یه گروه به اسم Antimatter راه میندازه.
کانال چهار
Antimatter – Line Of Fire
نکته:
اختلاف و جدایی، الزاما چیز بدی نیست.
شاید اگر دانکن پترسون سال ۹۸ میلادی بخاطر اختلاف نظرش از آناثما جدا نمیشد، هیچوقت همچین موزیکی ساخته نمیشد که من باهاش حال کنم!
اختلاف و جدایی، الزاما چیز بدی نیست.
شاید اگر دانکن پترسون سال ۹۸ میلادی بخاطر اختلاف نظرش از آناثما جدا نمیشد، هیچوقت همچین موزیکی ساخته نمیشد که من باهاش حال کنم!