کانال چهار
92 subscribers
943 photos
151 videos
3 files
155 links
خاندان ایران ساز پهلوی
تنها آلترناتیو ج.ا
پاینده ایران
جاوید شاه
Download Telegram
بیماری در خواب دید:
در مطب شما هستم و به من می‌گویید: "تو پرنده عجیبی هستی، تا حالا موجودی شبیه تو ندیده‌ام."

مثل همیشه از احساسی که در رویا داشت پرسیدم. پاسخ داد: "صمیمی و راحت بودم."

این بیمار که مراسم و رفتارهای وسواسی-جبری غیرمعمول زیادی داشت، برای بسیاری از سرمایه‌های خود، ارزش کمی قائل بود (هوش بالایش، طیف وسیع آگاهی‌ها، علایقش و اینکه زندگی‌اش را فدای خدمت به دیگران کرده بود.) به خود تلقین می‌کرد که من تنها به رفتارهای عجیب و غریبش علاقه‌مندم، همان قدر که ممکن است به یک نمایش عجیب سیرک علاقه نشان دهم. رویا ما را به بخش مهمی از زندگی روزمره‌اش هدایت کرد که در آن، از بیان خصوصیات پیچیده‌اش، به عنوان راهی برای تعامل با دیگران استفاده می‌کرد. دنبال کردن این موضوع به بیان احساس تحقیری منتهی شد که نسبت به خود داشت و این ترس که مبادا دیگران به خاطر پوچی، سطحی بودن و تخیلات دیگرآزارانه طردش کنند.

_اروین دیوید یالوم
اگر علاقه‌مند به فیلم های کمدی-رمانتیک هستید، پیشنهاد من به شما Annie Hall به نویسندگی و کارگردانی وودی آلن هست. قشنگ ترین فیلمی که تو این ژانر دیدم همینه! و به نظر من که البته به نظر خیلی‌های دیگه هم، این کار بهترین اثر وودی آلن هست.
فیلم با استندآپ کمدی "آلوی سینگر" (وودی آلن) شروع می‌شه: "دوتا پیرزن تو آسایشگاه کت‌اسکیل با هم صحبت می‌کردن. یکی‌شون می‌گه: «پسر! غذای این‌جا واقعا افتضاحه!» اون‌یکی می‌گه: «آره، می‌دونم. تازه همین رو هم کم می‌دن به آدم!» نگاه من به زندگی در اصل همین‌طوره: پُر از تنهایی و بدبختی و رنج و ناراحتی؛ و تازه همین هم خیلی زود تموم می‌شه!"
.
و در آخر هم فیلم با یه جوک دیگه از "آلوی سینگر" تموم می‌شه:
"یه یارویی می‌ره پیش روان‌پزشک و می‌گه: «دکتر، برادر من دیوونه‌ست! اون فکر می‌کنه مرغه!» دکتر می‌گه: «چرا نمی‌فرستینش تیمارستان؟» بعد اون یارو می‌گه: «می‌خواستم بفرستمش؛ ولی به تخم‌مرغ‌هاش نیاز دارم!»
خب، به‌نظرم این الان خیلی شبیه احساسیه که من نسبت به رابطه‌ها دارم. این روابط کاملا غیرمنطقی، دیوونه‌وار و ابزوردن، ولی گمونم همه‌مون به این روابط ادامه می‌دیم چون به تخم‌مرغ‌هاش نیاز داریم."
کانال چهار
اگر علاقه‌مند به فیلم های کمدی-رمانتیک هستید، پیشنهاد من به شما Annie Hall به نویسندگی و کارگردانی وودی آلن هست. قشنگ ترین فیلمی که تو این ژانر دیدم همینه! و به نظر من که البته به نظر خیلی‌های دیگه هم، این کار بهترین اثر وودی آلن هست. فیلم با استندآپ کمدی…
سال ۱۹۷۷ این فیلم نامزد ۵ تا اسکار بود که ۴ تاش رو برنده شد! و جالب اینجاست روی پوستر ها و تیتراژش، جای "کمدی-عاشقانه" از "عاشقانه‌ای عصبی" استفاده کردن.
"آلوی سینگر" یه دیالوگ جالب دیگه هم داره:
می‌دونی، من حتی وقتی بچه هم بودم عاشق زن‌های اشتباهی می‌شدم. فکر کنم مشکل من همینه. وقتی مادرم منو برد تا نمایش سفیدبرفی رو ببینم، همه عاشق سفیدبرفی شده بودن، ولی من فورا عاشق ملکه بدجنس شدم!
شیشه‌ی عمر
Photo
کلیسا جامع اونا VS مسجد جامع ما
گرچه همه موافقند که زندگی زنجیره لعنتی از دست دادنهای یکی پس از دیگری‌ست، اما افراد معدودی آگاهند که یکی از بدترین و آزاردهنده ترین از دست دادن ها که در دهه های بعدی زندگی انتظارمان را می‌کشد، خواب راحت شب است.

_اروین دیوید یالوم
آدم ها ۳ دسته‌اند.
اول، خیال پرداز های لب و دهنی.
دوم، سَمبل کار ها.
سوم، تمام کننده های خوب.

گروه اول هیجانی تصمیم می‌گیرن، صبح از خواب بیدار می‌شن و تصمیم می‌گیرن برن قله، ولی تو مسیر چشمشون به یه کله‌پزی می‌خوره و کلا داستان عوض می‌شه! چون تو دنیای واقعی زندگی نمی‌کنن و نمی‌دونن برای رسیدن به قله باید تلاش کرد. پس با همون سرعت که تصمیم می‌گیرن، با همون سرعت هم بیخیالش می‌شن. آدم های این گروه، کلی پروژه‌ی نصفه و نیمه تو زندگیشون دارن.

گروه دوم، هر کاری رو شروع می‌کنن به سرانجام می‌رسونن، حالا یا واقعا از پسش بر میان یا مجبورن، ولی آخرای مسیر اون انرژی اولیه رو ندارن، برای همین کار رو سَمبل می‌کنن و تهش هیچوقت از نتیجه راضی نیستن؛ چون بی برنامه جلو می‌رن و برای اتفاقات بین راه، راهکاری ندارن.

گروه سوم، استراتژی سرشون می‌شه! می‌دونن که "پایان" تو هر زمینه ای، مهم تر از "شروع" هست. تو بحث، تو انتخابات، تو مسابقات و و و، چیزی که تو ذهن باقی می‌مونه پایانه! آدم های این دسته، انسان های منطقی‌ای هستند که نه تنها برای پایان دادن به پروژه خود تو آینده برنامه‌ریزی می‌کنن، بلکه تمام عواقب اجرای اون برنامه رو هم در نظر می‌گیرن.
🫴👈
مانگای امام موسی کاظم اونقدری فروش نداشت که فردا تعطیل باشه.
🤘
داشتم تو اسپاتیفای دیسکاور ویکلیم رو گوش می‌دادم و یهو دیدم دارم با یه موزیک هد می‌زنم! دقت کردم دیدم انگلیسی نمی‌خونه، نگاه کردم دیدم کره‌ای هستند و گس وات؟! دارم BTS رو شخم می‌زنم و یه ارتباط عمیقی برقرار شده انگار. 😅
دیشب گفتم سرم درد می‌کنه، مامانم ۳ تا قرص بهم داد و من تا الآن خواب بودم.
۳ تا میسکال از مهندس داشتم و امروز کلی کار داشتیم. 🤦🏻‍♂
اینکه این زندگی‌ای که توشی واقعا اون چیزی نیست که دوستش داشته باشی و برای اون چیزی که واقعا دوستش داری باید واقعا بجنگی و تقریبا جوونیت رو تو رسیدن بهش از دست بدی؛ واقعا ناراحت کننده نیست؟!
چهار روز دیگه وارد پنجمین ماه از سوبری می‌شم، خیلی بهتر بود این مدت، تمرکزم بیشتر بود، تصمیماتم درست تر بود، جا نمی‌زنم، تلاشم زیاده، هدف رو گم نکردم...
ولی گاهی حس می‌کنم هیچ قرص و هیچ مدیتیشن و هیچ فاکین کاری، کار الکل و گل رو نمی‌کنه! و این ترسناکه...
شاید اگر یکم دیگه روی صفر و صد بودنم کار کنم و بتونم تعادل رو تو هر زمینه‌ای تو زندگیم برقرار کنم، دیگه ترسناک نباشه.
🫴👈
مقایسه‌ ضرر انواع دراگ به خود و دیگران.
It's believing in yourself when no one else does, it's amazing.

_NF