@manharfmizanam🐈⬛🩸
زیر یکی از درختای کهنسال وسط یه جنگل سوخته ی مه گرفته، یه دختر بچه با پوششی کاملا سیاه در حالی که چکه چکه خون غلیظ قرمز رنگی از بین لباش روی زمین سرد جنگل میریزه، چشماش خیره به بچه گربه ی سیاه بی جون جلوی پاشه و رد اشکاش پشیمونیش رو فریاد میزنن! اما سردی چشماش عذاب وجدانشو قبول نداره..
زیر یکی از درختای کهنسال وسط یه جنگل سوخته ی مه گرفته، یه دختر بچه با پوششی کاملا سیاه در حالی که چکه چکه خون غلیظ قرمز رنگی از بین لباش روی زمین سرد جنگل میریزه، چشماش خیره به بچه گربه ی سیاه بی جون جلوی پاشه و رد اشکاش پشیمونیش رو فریاد میزنن! اما سردی چشماش عذاب وجدانشو قبول نداره..
@hydrogenbond📖🩹
آخرین باری که دیده بودنش توی راهروی کتابخونه ی نفرین شده بود، با چشمهایی قرمز و بدنی زخم که با کاغذ باندپیچی شده بود...میگفتن اون اولین نفری نیست که توسط کتابا نفرین شده، شایعه ها میگفتن یه روزی خودش قراره به یکی از کتابهای اونجا تبدیل شه
آخرین باری که دیده بودنش توی راهروی کتابخونه ی نفرین شده بود، با چشمهایی قرمز و بدنی زخم که با کاغذ باندپیچی شده بود...میگفتن اون اولین نفری نیست که توسط کتابا نفرین شده، شایعه ها میگفتن یه روزی خودش قراره به یکی از کتابهای اونجا تبدیل شه
@kiyanapl🕳️🌱
تک گُلِ کمیاب و منحصر به فرد دنیا که ته یه چاه باستانی محبوص شده و به امید دیدن ماه تمام تلاششو برای قد کشیدن میکنه تا از اون چاه بیرون بیاد..
افسانه ها میگن اگه اون گل یه روزی از چاه بیرون بیاد با دیدن نور ماه به درخت تبدیل میشه!
اما واقعیت افسانه به غیر از دیدن نور ماه هم اتفاق میوفته..
تک گُلِ کمیاب و منحصر به فرد دنیا که ته یه چاه باستانی محبوص شده و به امید دیدن ماه تمام تلاششو برای قد کشیدن میکنه تا از اون چاه بیرون بیاد..
افسانه ها میگن اگه اون گل یه روزی از چاه بیرون بیاد با دیدن نور ماه به درخت تبدیل میشه!
اما واقعیت افسانه به غیر از دیدن نور ماه هم اتفاق میوفته..
@weret_hekau_az🪶🎋
اون یکی از اعضای اون باغ سحر آمیز بود؛ باغی که مخصوص حیوانات عجیب و غریب و زیبا بود.
اما برای رد شدن از سد محافظ باغ اون حتما باید از کالبد انسانیش به یه کبوتر زیبا تبدیل میشد.
اون یکی از اعضای اون باغ سحر آمیز بود؛ باغی که مخصوص حیوانات عجیب و غریب و زیبا بود.
اما برای رد شدن از سد محافظ باغ اون حتما باید از کالبد انسانیش به یه کبوتر زیبا تبدیل میشد.
@Eccedentesiast_Miii🌅✨
یه غروب خورشیدی که دلش دیدن غروب خورشید رو میخواد!!
شاید اگه به خودش برگرده و درونش رو ببینه متوجه شه چیزی که دنبالش میگشته در اصل خودش بوده
یه غروب خورشیدی که دلش دیدن غروب خورشید رو میخواد!!
شاید اگه به خودش برگرده و درونش رو ببینه متوجه شه چیزی که دنبالش میگشته در اصل خودش بوده
@justalittledeath🗡️
تا حالا فکر کردی شمشیر ها هم میتونن یه دنیای وجودین داشته باشن! یه دنیایی که فقط مخصوص صاحب شمشیره و چهره ی پنهانیه صاحبش رو تو خودش پنهان کرده؟!
دنیای درون شمشیر تو هم دنیای کوچیک یه بچه ی غمگین و عصبی و پر از خشمه
تا حالا فکر کردی شمشیر ها هم میتونن یه دنیای وجودین داشته باشن! یه دنیایی که فقط مخصوص صاحب شمشیره و چهره ی پنهانیه صاحبش رو تو خودش پنهان کرده؟!
دنیای درون شمشیر تو هم دنیای کوچیک یه بچه ی غمگین و عصبی و پر از خشمه
@freakshowpublic🎩🎼
تنها شعبده بازی بود که آدمهارو توسط آواز های مخصوص به خودش به دنیای خیالشون میبرد و لذت زندگی کردن تو رویای خودشونو بهشون میداد
تنها شعبده بازی بود که آدمهارو توسط آواز های مخصوص به خودش به دنیای خیالشون میبرد و لذت زندگی کردن تو رویای خودشونو بهشون میداد
@Chithaerias🎁
میتونه عجیب ترین اتفاق یا متفاوت ترین چیز باشه
شاید یه گربه ی بنفش یا یه گل پر نوری که ازش بارون میباره یا یه درختی که با خوردن میوه ش آدم هارو متفاوت میکنه
میتونه عجیب ترین اتفاق یا متفاوت ترین چیز باشه
شاید یه گربه ی بنفش یا یه گل پر نوری که ازش بارون میباره یا یه درختی که با خوردن میوه ش آدم هارو متفاوت میکنه
@lEvilDeedsl✨🌊
انعکاس ستاره ها توی آب! انقدر زیبا و دیدنین که بیننده رو وادار میکنن خودشو به دست آب بسپره تا با ستاره ها یکی شه
آرامش بین ستاره ها بودن رو براشون رقم میزنی
انعکاس ستاره ها توی آب! انقدر زیبا و دیدنین که بیننده رو وادار میکنن خودشو به دست آب بسپره تا با ستاره ها یکی شه
آرامش بین ستاره ها بودن رو براشون رقم میزنی
@CandyBlood🌌
میگفتن اون زیبا ترین سحابیه، فقط یه عکس ازش موجود بود که اونم کاملا واضح نبود اما زیبایی و منحصر به فرد بودنش رو میشد از همون عکس تار هم دید
میگفتن اون زیبا ترین سحابیه، فقط یه عکس ازش موجود بود که اونم کاملا واضح نبود اما زیبایی و منحصر به فرد بودنش رو میشد از همون عکس تار هم دید
@idknow_what_to_say🏺🍸
یه جام شراب قدیمی زرین! یکی از دست نیافتنی ترین گنجینه ها
خیلیا دنبالش میگشتن
افسانه ها میگفتن با پیدا کردنش تبدیل به ثروتمند ترین آدم میشی ولی تاحالا کسی نتونسته بود پیداش کنه
یه جام شراب قدیمی زرین! یکی از دست نیافتنی ترین گنجینه ها
خیلیا دنبالش میگشتن
افسانه ها میگفتن با پیدا کردنش تبدیل به ثروتمند ترین آدم میشی ولی تاحالا کسی نتونسته بود پیداش کنه
@currentlio🌌
همهمه ها خبر از به حقیقت پیوستن اون نقاشی رو میدادن
گوشه به گوشه ی خیابونا مردم حیرت زده به آسمون شب خیره شده بودن
اون شب نقاشی ونگوگ به حقیقت پیوسته بود
اما هیچکس نفهمید اون شب آرزوی پسر بچه ی ناتوان یتیم خانه ی قدیمی اون فرشته رو تبدیل به نقاشی ونگوگ کرده
همهمه ها خبر از به حقیقت پیوستن اون نقاشی رو میدادن
گوشه به گوشه ی خیابونا مردم حیرت زده به آسمون شب خیره شده بودن
اون شب نقاشی ونگوگ به حقیقت پیوسته بود
اما هیچکس نفهمید اون شب آرزوی پسر بچه ی ناتوان یتیم خانه ی قدیمی اون فرشته رو تبدیل به نقاشی ونگوگ کرده
@Starsinmind🐳🌈
خیلیا هستن که آرزوی دیدن رویا رو دارن اما هنوز راه ارتباط برقرار کردن با وال رویاهارو بلد نیستن
شاید اگه بلد بودن چطور با وال رویا حرف بزنن انقدر کابوس نمیدیدن
خیلیا هستن که آرزوی دیدن رویا رو دارن اما هنوز راه ارتباط برقرار کردن با وال رویاهارو بلد نیستن
شاید اگه بلد بودن چطور با وال رویا حرف بزنن انقدر کابوس نمیدیدن
@A_MAHAT📚
ازش به عنوان مرموز ترین کتابدار یاد میشد
شایعه ها میگفتن شب ها از کتابخونه صدا های مختلفی شنیده میشه مثل صدای رودخونه، صدای گنجشکا، صدای سربازها و صدا های عجیب و غریب دیگه ای که به گوش آدمها آشنا نبود
میگفتن فقط اون کتابداره که میدونه منبع این صدا ها از کجاست و چرا شب ها این اتفاق میوفته
ازش به عنوان مرموز ترین کتابدار یاد میشد
شایعه ها میگفتن شب ها از کتابخونه صدا های مختلفی شنیده میشه مثل صدای رودخونه، صدای گنجشکا، صدای سربازها و صدا های عجیب و غریب دیگه ای که به گوش آدمها آشنا نبود
میگفتن فقط اون کتابداره که میدونه منبع این صدا ها از کجاست و چرا شب ها این اتفاق میوفته
@her_note_book🎼
قبل اتفاق افتادن هر چیزی یه صدایی میاد، صدایی خاموش که خبر از اون اتفاق میده، گاهی این صدای خاموش یه هشدارِ؛ میتونه یه هشدار برای یه حادثه باشه یا یه هشدار برای علاقه مند نشدن
هر چی که هست اون صدای پنهان خبرای زیادی رو در دلش پنهان کرده تا قبل وقوع اتفاق اونهارو بروز بده
قبل اتفاق افتادن هر چیزی یه صدایی میاد، صدایی خاموش که خبر از اون اتفاق میده، گاهی این صدای خاموش یه هشدارِ؛ میتونه یه هشدار برای یه حادثه باشه یا یه هشدار برای علاقه مند نشدن
هر چی که هست اون صدای پنهان خبرای زیادی رو در دلش پنهان کرده تا قبل وقوع اتفاق اونهارو بروز بده