Challenges Death
15 subscribers
95 photos
59 files
695 links
Download Telegram
شب روی کاخ سنگی مثل جوهر پخش شده بود. پنجره‌های رنگیِ بلند، نور ماه را تکه‌تکه می‌کردند و روی کف مرمری می‌ریختند؛ آبی، شرابی، سبز تیره. من کنار میز چوبی نشسته بودم، میان کتاب‌های چرمی و جلدسنگین، جایی که سکوت همیشه کمی زنده‌تر از بقیه جاهاست. پر کلاغی روی لبه‌ی پنجره تکان خورد، اما حتی صدایش هم شبیه هشدار نبود؛ بیشتر شبیه امضا بود.
لباسم از مخمل تیره بود، سنگین و آرام، با جزئیات گیپور که در نور ماه نفس می‌کشیدند. انگشتانم روی لبه‌ی یک کتاب قدیمی می‌لغزید؛ صفحه‌ها درباره‌ی روان انسان بودند، اما هر خطش انگار دارد درباره‌ی خودم حرف می‌زند. روی میز، جواهرات قدیمی کنار یک خودنویس قرار داشتند؛ انگار هر دو منتظر جمله‌ای بودند که هنوز نوشته نشده.
از دور، صدای موسیقی می‌آمد؛ نه واضح، نه گم‌شده مثل خاطره‌ای که هنوز اتفاق نیفتاده. گربه‌ی سیاه با چشم‌های سبز از میان سایه‌ها عبور کرد و کنارم نشست، بی‌صدا و مطمئن، مثل اینکه همیشه همین‌جا بوده. بیرون، برف آرام می‌بارید و روی شاخه‌ها می‌نشست؛ سفیدِ مطلق، بی‌رحم و زیبا، درست مثل صفحه‌ای که هنوز هیچ لکه‌ای از خون رویش نیفتاده باشد.
و من فکر کردم بعضی شب‌ها برای تصمیم نیستند… برای تبدیل شدن‌اند.
https://t.me/+RVmTiPKzyOFjZGE8
⚠️این پیام رو فور کنید
تا بگم وایب چه ماشینی رو میدید
- ۱۰ چنل اول
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️فور کنید
بگم اگه قاتل بودید به چه دلیل معروف میشدید
Forwarded from Challenges Death
ممنون از اینکه تو چالش ما شرکت کردید
ما هر روز چالش داریم
لطفا تو چالش های بعدی مون هم شرکت کنید🙂‍↔️
تا باعث خوشحالی من و خودتون بشید
💋3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://t.me/mochiiow
به خاطر مرموزترین ردپاهایت معروف می‌شدی.
❤1
https://t.me/vortexaki
به خاطر توانایی عجیبت در جلب اعتماد دیگران معروف می‌شدی.
🆒2