Pillars of Creation
1.96K subscribers
290 photos
20 videos
14 files
110 links
"What we know is a drop, what we don't know is an ocean."
-Isaac Newton

دانشجوی پزشکی، علاقه‌مند به نجوم، تکامل و علوم شناختی

فهرست مطالب چنل:
https://t.me/c/2564876463/326

ناشناس:
https://t.me/HidenChat_Bot?start=442438802
Download Telegram
Forwarded from Inz;
آنچه او را میترساند مرگ نبود ؛
این بود زندگی اش را آنگونه که باید نزیسته بود …
Forwarded from melika’Smood🐋
روز اول
شمس: عبادت چیست؟
مولانا: سجده کردن در برابر خالقِ بی‌نیاز.

روز چهلم
شمس: عبادت چیست؟
مولانا: مرهم شدن برای زخم کسی،
بی‌آن‌که به فکر سودی برای خود باشی...
این دیسک طلایی وویجر که معرف حضورتون هست. توی عکس سمت راست می‌تونین طرحی که روی دیسک هست رو به صورت واضح‌تر ببینید. این طرح حرفای زیادی برای گفتن داره.
تصور کنید می‌خواید خودتونو به یه تمدن فرازمینی که هیچ ایده‌ای درموردشون ندارید معرفی کنید. طبیعتا اولین چیزی که باید در نظر بگیرید زبان و نحوه‌ی ارتباط گرفتن باهاشون هستش. حالا یه سوال پیش میاد : دقیقا به چه زبانی باید صحبت کنیم باهاشون؟ ما خودمون توی زمین بعضی وقتا به دلیل تفاوت زبان نمی‌تونیم با انسان‌هایی که شبیه خودمون هستن ارتباط برقرار کنیم چه برسه به موجوداتی که حتی نمیدونیم درکشون یا منطق مفاهیم‌شون بر چه اساسی هستش. اما یه چیزی رو میدونیم، ما و اون موجوداتی که دیسک رو قراره پیدا کنن قطعا توی یه کیهان هستیم. پس اگه بخوایم مطمئن بشیم پیاممون رو درک میکنن باید این پیام رو به زبانی بدیم که توی کل کیهان مشترک باشه. چه الگوهایی وجود دارن که همه جا مشترک باشن؟ اون چه زبانی هستش که هر تمدن هوشمندی تا حدی بهش سیطره داره و درکش می‌کنه؟ جواب مشخصه، ریاضیات و قوانین فیزیک. پس اگه بخوایم از درک شدن این پیام مطمئن باشیم باید اون رو به زبان ریاضی و فیزیک بهشون انتقال بدیم چون در تمام جهان هستی این زبان و قوانین صدق می‌کنن. همون طور که گالیله گفته :
این جهان به زبان ریاضیات نوشته شده است.
Pillars of Creation
Photo
این شاید مهم‌ترین بخش از طرح روی دیسک باشه. چون درک بقیه‌ی اجزای دیسک به درک درست این بخش نیاز داره.

اینجا ما دوتا اتم هیدروژن رو میبینیم که در دو حالت مختلف کوانتومی قرار دارن. یکیشون انرژی بالاتری از اون یکی داره. گذار و ترنزیشن اتم هیدروژن از حالت کوانتومی با انرژی بالاتر به حالت کوانتومی با انرژی پایین‌تر یه موجی رو از خودش ساطح می‌کنه. هر موج یک دوره تناوب زمانی داره و دوره تناوب اون موج به عنوان یه زمان قراردادی و واحد زمانی این دیسک در نظر گرفته می‌شه.

دقت کنید این شکل یک مولکول نیست. بلکه شکل دوتا اتم هیدروژن جدا از هم هستش. خطی که بین این دوتا اتم وجود داره، گذار اتم رو از یه حالت به حالت دیگه نشون میده و اون خط کوچیکی که زیر خط گذار میبینید به معنی "یک" هستش.

در کل اگه بخوایم این شکل رو توی یه جمله خلاصه کنیم میشه : واحد زمانی قراردادی، اون زمانی هستش که از گذار اتم هیدروژن به دست میاد.
Pillars of Creation
این شاید مهم‌ترین بخش از طرح روی دیسک باشه. چون درک بقیه‌ی اجزای دیسک به درک درست این بخش نیاز داره. اینجا ما دوتا اتم هیدروژن رو میبینیم که در دو حالت مختلف کوانتومی قرار دارن. یکیشون انرژی بالاتری از اون یکی داره. گذار و ترنزیشن اتم هیدروژن از حالت کوانتومی…
به زبون ساده‌تر، ما انسان‌ها روی زمین، ثانیه رو به عنوان زمان قراردادی در نظر می‌گیریم. اما این یه قراداد بین ما انسان‌هاس. همون طور که گفتم قراردادها و الگوهایی که روی زمین استفاده میشن برای خود ما انسان ها قابل درک هستش و ما نباید انتظار داشته باشیم یه تمدن غیر زمینی واحدهای قراردادی ما رو درک کنه. پس نیاز به تعریف یه قرارداد مشترک داریم که هم ما بتونیم درکش کنیم هم اون تمدن.

هیدروژن فراوان‌ترین عنصر کیهان هستش و برای هر تمدنی میتونه قابل دسترسی و آزمایش باشه. زمانی هم که از گذار کوانتومی هیدروژن به دست میاد، یه زمان ثابت، دقیق و قابل اندازه‌گیری هستش. پس به همین خاطر، زمانی که از گذار اتم هیدروژن بین دو حالت کوانتومی مهمش به دست میاد، به عنوان یه واحد زمانیِ قراردادی قابل درک برای همه در نظر گرفته شده.

اگه کجکاوید بدونید این زمان دقیقا چقدره باید بگم حدود 0.7 نانوثانیه‌س. اگه هم می‌خواید بیشتر درمورد این گذار بخونین، سرچ بزنین گذار هایپرفاین هیدروژن. من بیشتر از این درموردش توضیحی نمیدم تا بحثو بیش از حد پیچیده نکنم.
Pillars of Creation
Photo
بعد از طرح اتم های هیدروژن می‌رسیم به این بخش طرح. توی بخش بالایی، ما یه طرح از خود دیسک رو می‌بینیم که کنارش یه سوزن قرار داده شده که نحوه ی درست خوندن اطلاعات دیسک رو می‌گه و اطرافش یه سری خط های افقی و عمودی می‌بینید. این خط ها در واقع زمان هر دور چرخیدن دیسک برای استخراج درست اطلاعات رو می‌گن. زمانِ درستِ هر دور چرخش دیسک 3.6 ثانیه‌س که تبدیل به مضربی از واحد زمان قراردادی شده و به صورت باینری و خط های افقی عمودی اطرافش گنجونده شده تا به ساده ترین حالت ممکن درک بشه.
و توی بخش پایینی بازهم دیسک و نحوه‌ی درست استفاده از سوزن برای استخراج اطلاعات ازش رو می‌بینیم.
سوزنی که برای استخراج نیازه کنار دیسک داخل خود سفینه گنجونده شده.
Pillars of Creation
Photo
بعد از استخراج درست اطلاعات که توی سمت چپ دیسک درموردش توضیح داده شده، سمت راست دیسک رو می‌بینیم که درمورد دیکد و تفسیر اطلاعات استخراج شده توضیح میده. این که چطور محتوایی که توی این پست گفتم و داخل دیسک هستش رو ببینن و بشنون.
هر عکسی که داخل دیسک قرار داده شده مجموعه‌ای از خط‌های عمودی هستش که با کنار هم قرار گرفتن این خط‌های عمودی عکس تشکیل میشه. دوتا شکل موجی که بالا میبینین در واقع طرز درست استخراج این خط‌ها هستن و شکلی که پایینِ این دوتا می‌بینین طرز درست قرار دادن این خط‌ها کنار هم هستش.
در نهایت توی پایین‌ترین شکل، یه تصویری میبینیم که داخلش دایره قرار داره. اگه اطلاعات درست استخراج و دیکد بشه اولین تصویری که باید ببینن همینه. پایین‌ترین طرح برای این قرار داده شده که اون تمدن از صحت استخراج و تفسیر اطلاعات مطمئن بشه.
خببب تا الان درمورد نحوه خوندن اطلاعات داخل دیسک بهشون گفتیم. اما یک چیز خیلی مهم دیگه مونده. ما که اومدیم و این همه درمورد خودمون اطلاعات دادیم، باید لوکیشن سیاره‌مون و جایی که هستیم رو هم بهشون بگیم. اما یه بحثی پیش میاد، چطور باید این کارو بکنیم؟ توی این فضای بی‌کرانی که اکثرش برامون ناشناخته‌س ما چجور قراره بگیم کجاییم؟ اصلا ما خودمون می‌دونیم کجاییم؟ توی زمین اگه بخوایم لوکیشنمون رو پیدا کنیم خیلی راحت GPS رو باز می‌کنیم و برامون روی نقشه میگه کجاییم. اما توی فضا که ما GPS نداریم. پس چه کنیم؟
بحث GPS پیش اومد، بیاین اول ببینیم GPS دقیقا چجور کار می‌کنه.
این آدم رو در نظر بگیرید. روی یه خط صاف هستش و توی پارک. فاصله‌ش از نقطه A برابر با 2 هستش و فاصله‌ش از نقطه‌ی B برابر با 3.
پس اگه بخوایم فاصله‌ش از A و B رو به ترتیب بگیم میتونیم بگیم : (3, 2)
اگه دقت کنید, با حرکت کردن آدم روی خط، فاصله‌ش از نقاط تغییر می‌کنه. این یعنی فاصله‌های (3 ,2) فقط مختص پارک هستش. هرکدوم از محل های دیگه مثل خونه، رستوران و باشگاه فاصله‌های متفاوت و یونیک خودشون رو از نقاط A و B دارن.
و این یعنی اگه ما فقط فاصله‌ی فرد با هرکدوم از نقاط رو داشته باشیم می‌تونیم بگیم این آدم الان کجاست.
اینجا آدم روی یه صفحه‌ی دو بعدی هستش. مثل عکس قبل، اینجا هم یه سری نقاط داریم که فاصله‌ی فرد با اونا مشخصه. اینجا هم ترکیب فاصله‌ی مکان فرد توی هرجای صفحه از نقطه‌ها یه چیز یونیکه. یعنی ترکیب فاصله‌ی (8 , 5 , 7) فقط مختص همون نقطه‌ای هستش که آدم روش وایساده.
چون ترکیب فاصله‌ها غیرتکراری و خاصن پس با داشتن ترکیب فاصله‌ی یه مکان میتونیم بگیم اون نقطه کجای صفحه هستش.
سیستم موقعیت‌یاب جهانی (global positioning system) یا به اختصار GPS هم طرز کارش همین شکلیه. این سیستم از ۲۴ تا ماهواره تشکیل شده که اطراف زمین قرار دارن و نقطه به نقطه‌ی اون رو پوشش می‌دن. وقتی ما ردیاب GPS گوشی‌مون رو روشن می‌کنیم، فاصله‌مون با هرکدوم از ماهواره‌ها حساب میشه‌ همون طور که بررسی کردم، هر نقطه‌ی روی زمین ترکیب فاصله‌ی یونیک و خاصی رو از این ماهواره‌ها داره و بعد از محاسبه فاصله و ترکیبشون، این سیستم بهمون لوکیشن دقیقمون روی زمین رو میده.
Pillars of Creation
Photo
خب، الان طرز کار GPS رو میدونیم. ولی توی فضا که GPS نداریم پس دادن لوکیشن سیاره‌مون با GPS کنسله. به نظر میاد برگشتیم سر خونه‌ی اول🤣🤣 ولی نه، برنگشتیم سر خونه‌ی اول. الان می‌دونیم که برای دادن لوکیشن، میتونیم از یه سری چیز‌های خاص و اجرام آسمانی خاص استفاده کنیم تا لوکیشن نسبی‌مون رو نسبت به اونا بگیم و با ترکیب موقعیتمون نسبت به اونا، لوکیشن دقیقمون رو بگیم. حالا این سوال پیش میاد که دقیقا موقعیتمون رو نسبت به چه چیزایی بگیم؟ ویژگی‌هایی که نیاز داریم اینه که اون چیزها خاص و منحصر به فرد باشن طوری که شبیهشون وجود نداشته باشه؛ و اینکه شناخته شده باشن و اون تمدن دقیقا بدونه ما داریم به چه چیزی اشاره میکنیم. حدس اول اینه که بیایم لوکیشنمون رو نسبت به ستاره‌ها بگیم. ولی نه، به کار نمیاد. چون ستاره‌ها می‌تونن خیلی شبیه باشن. برای مثال هزاران ستاره مثل خورشید وجود داره و اگه بخوایم بر اساس ستاره‌ها بگیم ممکنه اصلا نفهمن منظورمون کدومش بوده. پس بازم این سوال پیش میاد که دقیقا لوکیشن نسبی رو نسبت به چه چیزهایی بدیم؟

این جا بود که کارل سیگن و تیمش ایده‌ی استفاده‌ از تپ‌اخترها رو پیشنهاد دادن.
ستاره‌ها هم عمر دارن‌. بعد از اینکه عمرشون تموم می‌شه چندتا سناریو برای بعد از مرگشون وجود داره. یکی از سناریوها، تبدیل شدن به ستاره‌ی نوترونیه.

تپ‌اخترها (pulsar) نوعی از ستاره‌های نوترونی هستن که به طور منظم دور خودشون میچرخن و امواج رادیویی رو به طور منظم و پالسی از خودشون ساطح می‌کنن. دوره چرخش و ساطح کردن امواجِ هر تپ‌اختر با تپ‌اخترهای دیگه متفاوته. میشه گفت هر تپ‌اختر خاصه و دوره تناوبش مثل یه اثر انگشت کیهانی یونیکه.
Pillars of Creation
Photo
در نهایت می‌رسیم به این طرح به شدت مهم. توی این طرح، کارل سیگن و تیمش اومدن و موقعیت خورشیدمون رو بر اساس 14 تا تپ‌اختر اطرافش نشون دادن. هر خط به یه تپ‌اختر اشاره داره و در تقاطع خط‌ها خورشید ما قرار داره. دوره تناوب هرکدوم از این تپ‌اخترا به صورت مضربی از واحد قراردادی و به شکل باینری یا دودویی کنار این خط‌ها نمایش داده شده. برای مثال اگه دوره تناوب یه تپ‌اختر 2 دور در ثانیه باشه(این عدد فقط یه مثاله)، این عدد رو اول تبدیل به مضربی از واحد قراردادی کردن و بعدش حاصلش رو باینری کردن.

  همون طور که گفتم دوره تناوب هر تپ‌اختر خاصه. پس تمدنی که این دیسک رو پیدا کنه میتونه با پیدا کردن تپ‌اخترهایی که ما بهشون نشون دادیم و بررسی زاویه‌ی هرکدوم نسبت به خورشید، یه معادله بسازه. بعد اون معادله رو حل کنه و محل تقاطع رو پیدا کنه و بتونه لوکیشن ما رو توی این فضا بفهمه‌.