حالا هزلیات و هجویات که چیز عجیبی نیستن همیشه وجود داشتهن
ولی اینکه این برادر اینقدر رو سنایی زوم بوده و هی دیس میداده بهش خیلی خنده داره🤣
ولی اینکه این برادر اینقدر رو سنایی زوم بوده و هی دیس میداده بهش خیلی خنده داره🤣
Pillars of Creation
حالا هزلیات و هجویات که چیز عجیبی نیستن همیشه وجود داشتهن ولی اینکه این برادر اینقدر رو سنایی زوم بوده و هی دیس میداده بهش خیلی خنده داره🤣
و مثل اینکه آخرای عمر این سوزنی سمرقندی بالاخره بیخیال به فحش کشیدن سنایی شده و رفته ازش عذرخواهی کرده
و آن دو در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی زندگی کردند
انمیز تو لاورز
و آن دو در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی زندگی کردند
انمیز تو لاورز
به عنوان کسی که چندروز بعد امتحان فارما داره خیلی خودمو درگیر دعوای سوزنی سمرقندی و سنایی کردم
حلول عاشورای حسینی را به طرفدارانِ جهان پهلوان یزید ابن معاویه تبریک و تهنیت عرض مینماییم
Pillars of Creation
حلول عاشورای حسینی را به طرفدارانِ جهان پهلوان یزید ابن معاویه تبریک و تهنیت عرض مینماییم
البته این جمله بیشتر جنبه فان داره چون خود یزید هم به هر حال مازلم محسوب میشده و ایده جالبی نیست به خاطر مازلمِ بچه شیعه بپریم بغل مازلمِ بچه سنی.
Pillars of Creation
البته این جمله بیشتر جنبه فان داره چون خود یزید هم به هر حال مازلم محسوب میشده و ایده جالبی نیست به خاطر مازلمِ بچه شیعه بپریم بغل مازلمِ بچه سنی.
فکر کنم ترم سه بود یه واحد تاریخ تحلیلی صدر اسلام برداشته بودم این استادش یه کتابی رو برای امتحان معرفی کرده بود روز قبل امتحان گفتم یه نگاهی سریع بندازم ببینم چیز جدیدی داره یا نه. محتواش که چیز جدیدی نداشت، اکثریت حجم کتاب به همون دعوای همیشگی شیعهها و استدلالاشون مبنی بر اینکه ما خوبیم و عالی و سنیها بدن و فلان پرداخته بود. اما روند ارائه دادن این استدلالاشون بامزه بود. اولش اینجور بود که اومده بود استدلالهایی که مبنی بر به حق بودن خودشون بود مثل همون قضیه غدیر خم (که بحثای زیادی پشتشه هر گروهی از مازلمها تفسیر خودشونو از اون قضیه دارن) مطرح کرده بود. بعدش رفته بود سراغ نفی کردن سقیفه بنی ساعده (همون قضیه انتخاب ابوبکر به عنوان خلیفه اول) و جالب اینجاست هیچ توضیحی درمورد خود قضیه و ماجراش نداده بود😂یعنی کسی که ایدهای درمورد ماجرای سقیفه نداشته و کتاب رو میرفته جلو با یه حجم زیادی مطلب درمورد نفی شدن سقیفه مواجه میشده درحالی که اصلا نمیدونسته خود ماجرا چی بوده، بعد که وارد فصل بعدی میشده اونجا تازه توضیح میداده قضیه سقیفه چی بوده و دوباره همین استدلالای نفیش رو میگفته😂 هدف نویسنده این بوده که یه سوگیری منفیای رو درمورد این قضیه ایجاد کنه که طرف یه نگاه نفی شدهای داشته باشه به قضیه بعد میومده بهش میگفته قضیه چی بود. من که به هر حال جفت این گروها رو در دستهی کلی مازلم قرار میدم و برام اهمیتی نداره، اما از نظرم اگر استدلالای انتخاب علی کاملا به حق و قوی بودن بچه شیعه نمیومد اونها رو داد بزنه و توی یه کتاب به اصطلاح اکادمیک این میزان از سوگیری رو اعمال کنه تا خودشو بر حق نشون بده😂
قینوسات صهبا
گه ذرهای بیشتر از «بله دقیقا» بخوان توضیح بدن با «باشه دیگه اونشو ما کاری نداریم» ساکتشون میکنه.
بچه شیعهی میانگین درحال مقابله با استدلالهای نفی:
Forwarded from Gregory Hausdorff
something's fishy 🧜🏽♀️
سردرد مضمن
انقدر این بحث تکراری شده و انقدر افرادی مثل تو نفهمیدید چیز به این سادگی رو که واقعا منم سردرد "مضمن" میگیرم خانم آماریون. دیگه کی میخوای بفهمی هر دو قربانی یه سیستم معیوبن و باید وقتی از یه سمت میگی، از سمت دوم هم بگی جای کوبیدنش.
Forwarded from Gregory Hausdorff
اگر بیماری با پرخاشگری برخورد کنه، میگیم درد داشته، ترسیده، خسته بوده.
اگر پزشک یا پرستار فرسوده بشه تو این سیستم مزخرف، میگیم ذاتش خرابه و نباید این شغل رو انتخاب میکرد👍🏿
اینا ناشی از خودبرتربینی و عقده کادر درمانه.
"سختته؟ میخواستی نری"
این چه منطقیه =)
تو مایه های مشکل داری برو کشورت رو عوض کن.
خوابگاه بده؟
سختته، دانشگاه نرو.
اینترنت قطعه؟
سختته، آنلاین نشو!
طرف ۲۰ تا پست مینویسه که کادر درمان فکر میکنن از بقیه برترن و بعد خودش با اعتمادبهنفسی که حتی نیچه هم نداشت درباره انگیزه، شخصیت، اخلاق، جهانبینی و ساختار روانی چندصدهزار نفر حکم قطعی صادر میکنه.
=))))))))
اگر پزشک یا پرستار فرسوده بشه تو این سیستم مزخرف، میگیم ذاتش خرابه و نباید این شغل رو انتخاب میکرد👍🏿
اینا ناشی از خودبرتربینی و عقده کادر درمانه.
"سختته؟ میخواستی نری"
این چه منطقیه =)
تو مایه های مشکل داری برو کشورت رو عوض کن.
خوابگاه بده؟
سختته، دانشگاه نرو.
اینترنت قطعه؟
سختته، آنلاین نشو!
طرف ۲۰ تا پست مینویسه که کادر درمان فکر میکنن از بقیه برترن و بعد خودش با اعتمادبهنفسی که حتی نیچه هم نداشت درباره انگیزه، شخصیت، اخلاق، جهانبینی و ساختار روانی چندصدهزار نفر حکم قطعی صادر میکنه.
=))))))))
Forwarded from قینوسات صهبا
something's fishy 🧜🏽♀️
و اینکه آدمی که اومده بیمارستان، حالش خوب نیست حالا هرچقدر مشکلش اورژانسی باشه یا نباشه. از آدم مریض نمیشه توقع فاضل بودن داشت.
(حال نداشتم وارد این بحث شم، دیدم زهرا یچیزایی گفته، گفتم منم برای بار nم زاویه دیدمو بگم.)
از ادمی که ۲۴ ساعته تو بیمارستان با یه عالمه ادم «نافاضل» و «بدحال» طرف بوده هم نمیشه توقع فضل داشت.
پزشکا انسانن مثل مریضا و نه فرشته نیستن و نه مریضا هم بیچاره و مظلوم نیستن.
داینامیک روابط انسانیه دیگه. یکی بدتر رفتار میکنه اون یکی کوتاه میاد و بلعکس.
فقط آدما تحت فشار بیشتر بدیا یادشون میمونه چون حوصلهشون از قبل لبریز شده و همین به کینههای دو طرفه بین کادر درمان (به عنوان کارمندان حیطهی بسیار پرفشار) و بیماران (به عنوان مراجعین تحت فشار) دامن میزنه.
تنها علاج کم کردن بار سیستمه، چه با قوانین سختگیرانهی اروپایی و چه با هزینههای هنگفت امریکایی که جهت فحشو از مردم به حکومت منتقل میکنه. (باشد که روزی کامپیوترها بدون تحت فشار قرار گرفتن و طبیعتا فحش خوردن بار سیستمو کم کنن)
فلذا ما هم وظیفهمونه جهت فحشو درست هدایت کنیم و انقدر به درون روابط انسانی داخل جامعه منعکسش نکنیم. فحشش فقط مال دولته و بس.
از ادمی که ۲۴ ساعته تو بیمارستان با یه عالمه ادم «نافاضل» و «بدحال» طرف بوده هم نمیشه توقع فضل داشت.
پزشکا انسانن مثل مریضا و نه فرشته نیستن و نه مریضا هم بیچاره و مظلوم نیستن.
داینامیک روابط انسانیه دیگه. یکی بدتر رفتار میکنه اون یکی کوتاه میاد و بلعکس.
فقط آدما تحت فشار بیشتر بدیا یادشون میمونه چون حوصلهشون از قبل لبریز شده و همین به کینههای دو طرفه بین کادر درمان (به عنوان کارمندان حیطهی بسیار پرفشار) و بیماران (به عنوان مراجعین تحت فشار) دامن میزنه.
تنها علاج کم کردن بار سیستمه، چه با قوانین سختگیرانهی اروپایی و چه با هزینههای هنگفت امریکایی که جهت فحشو از مردم به حکومت منتقل میکنه. (باشد که روزی کامپیوترها بدون تحت فشار قرار گرفتن و طبیعتا فحش خوردن بار سیستمو کم کنن)
فلذا ما هم وظیفهمونه جهت فحشو درست هدایت کنیم و انقدر به درون روابط انسانی داخل جامعه منعکسش نکنیم. فحشش فقط مال دولته و بس.
مقارنه (conjunction) ناهید (ونوس) و هرمز (مشتری/ژوپیتر) این چندوقت یکی از پدیدههایی بوده که توی آسمون موقع غروب میتونستید ببینین. کانجانکشن در نجوم یعنی وقتی دو جرم از دید ما روی زمین خیلی نزدیک به هم داخل آسمون دیده میشن. ناهید یه سیارهی داخلی با دوره گردش سریعتر نسبت به هرمز هستش که این باعث میشه هر 13 ماه یک بار به هرمز نزدیک بشه (از دید ما) و باهاش مقارنه ایجاد کنه و ردش کنه و ازش دور بشه. هر سه سال یک بار زمانبندی و زاویهی این مقارنه نسبت به خورشید طوری میشه که داخل آسمون تاریک شب به وضوح دیده میشه. 8 و 9 ژوئن این مقارنه به نزدیکترین حالت خودش رسید که ناسا هم عکسای قشنگِ زیادی رو ازش منتشر کرد که چنتاییشون رو میذارم.
ناسا این عکس رو 7 ژوئن همین ماه منتشر کرد ولی در واقع این عکس برای سال 2012 هستش، سالی که ونوس و ژوپیتر دوباره باهم توی آسمون شب کانجانکشن داده بودن، این عکس رو هم یه عکاس خلاق لهستانی در نقطه اوج مقارنه موقعی که دوتا سیاره در نزدیکترین حالت خودشون بودن گرفته. فرد داخل عکس هم دخترشه که دست چپش ژوپیتر و دست راستش ونوسه.
این عکس برای 12 ژوئن همین ماهه که سه روز بعد از اوج مقارنه ثبت شده. همون طور که میبینید ونوس (سیاره سمت راستی) یکم از ژوپیتر بالاتر رفته و ازش دور شده.
مقارنه رو به اصطلاح میگن "بوسه کیهانی"؛ عکاس هم این عکسو در کنار این دوتا سنگ ایستاده که حالت بوسه به هم گرفتن ثبت کرده. بوسه کیهانی در کنار بوسهی زمینی.
مقارنه رو به اصطلاح میگن "بوسه کیهانی"؛ عکاس هم این عکسو در کنار این دوتا سنگ ایستاده که حالت بوسه به هم گرفتن ثبت کرده. بوسه کیهانی در کنار بوسهی زمینی.
البته دوتا عکس آخر مرتبط با کانجانکشن نبودن و فقط ونوس داخلشون بود که چون خیلی قشنگ بودن گفتم بذارمشون.
Pillars of Creation
این عکس برای 12 ژوئن همین ماهه که سه روز بعد از اوج مقارنه ثبت شده. همون طور که میبینید ونوس (سیاره سمت راستی) یکم از ژوپیتر بالاتر رفته و ازش دور شده. مقارنه رو به اصطلاح میگن "بوسه کیهانی"؛ عکاس هم این عکسو در کنار این دوتا سنگ ایستاده که حالت بوسه به…
ژوپیتر این روزا دیگه کم کم توی نور شدید غروب محو میشه و دیگه توی آسمون شب دیده نمیشه اما ونوس همچنان به عنوان درخشانترین جرم آسمون شب بعد از ماه جایگاه خودشو حفظ میکنه.
برای دیدنش کافیه کمی بالاتر و نزدیک به محلی که خورشید غروب میکنه نگاه بندازید.
برای دیدنش کافیه کمی بالاتر و نزدیک به محلی که خورشید غروب میکنه نگاه بندازید.
Pillars of Creation
هرمز (مشتری/ژوپیتر)
شباهتهای زیاد بین اساطیر تمدنهای مختلف چیزی بوده که همیشه توجه اسطورهشناسها و کسایی که در این حیطه مطالعه دارن رو جلب کرده. اسطورههایی که توسط انسانهایی با فرهنگ و زبان متفاوت شکل گرفتن اما شخصیت و عملکرد و قدرتهای خیلی مشابهی دارن. این شباهتها باعث شکل گیری شاخهای اختصاصی از اسطورهشناسی به اسم اسطورهشناسی تطبیقی (Comparative mythology) شد که تمرکزش روی شباهتها، تفاوتها، الگوهای مشترک و ریشههای این الگوها در اساطیر تمدنهای مختلف هستش.
توضیحهای مختلفی برای این شباهتها مطرحه.اولین توضیح، خاستگاه مشترک و اشتراک ریشهای هستش. وقتی اقوامی از یک نیای مشترک جدا میشن، باورها و عقاید اسطورهایشون رو هم با خودشون میبرن و اون رو با فرهنگ بومی تطبیق میدن. مثل شباهت برخی از اساطیر ایران با هند به دلیل ریشه گرفتنشون از اقوام هنداروپایی. علاوه بر توضیح ریشه مشترک، حتی وقتی دو تمدن باهم ریشه مشترک هم نداشتن میتونستن با تماس تجاری، جنگ، مهاجرت یا همسایگی جغرافیایی اساطیر و باورهای همدیگه رو وام بگیرن و از هم تاثیر بپذیرن.
یکی از عمیقترین فرضیهها در این زمینه توسط یونگ مطرح شد: ناخوداگاه جمعی (collective unconscious) و کهن الگو (archetype). بر اساس این دیدگاه، یونگ عقیده داشت ذهن انسان صرف نظر از فرهنگ، دارای ساختارهای روانی مشترکی هستش که ناخوداگاه جمعی نامیده میشه. الگوها و آرکیتایپهایی مثل "قهرمان"، "پدر آسمانی"، "مادر زمین" یا "نبرد نظم و آشوب" در ذهن همه انسانها به طور طبیعی شکل میگیرن چون از تجربههای مشترک بشری مثل تولد، مرگ، رعد و برق، خورشید و تاریکی نشات میگیرن. این توضیح میده که چرا حتی تمدنهایی که هیچ تماسی با هم نداشتن اسطورههایی با ساختارای مشابه خلق کردهن.
توضیحهای مختلفی برای این شباهتها مطرحه.اولین توضیح، خاستگاه مشترک و اشتراک ریشهای هستش. وقتی اقوامی از یک نیای مشترک جدا میشن، باورها و عقاید اسطورهایشون رو هم با خودشون میبرن و اون رو با فرهنگ بومی تطبیق میدن. مثل شباهت برخی از اساطیر ایران با هند به دلیل ریشه گرفتنشون از اقوام هنداروپایی. علاوه بر توضیح ریشه مشترک، حتی وقتی دو تمدن باهم ریشه مشترک هم نداشتن میتونستن با تماس تجاری، جنگ، مهاجرت یا همسایگی جغرافیایی اساطیر و باورهای همدیگه رو وام بگیرن و از هم تاثیر بپذیرن.
یکی از عمیقترین فرضیهها در این زمینه توسط یونگ مطرح شد: ناخوداگاه جمعی (collective unconscious) و کهن الگو (archetype). بر اساس این دیدگاه، یونگ عقیده داشت ذهن انسان صرف نظر از فرهنگ، دارای ساختارهای روانی مشترکی هستش که ناخوداگاه جمعی نامیده میشه. الگوها و آرکیتایپهایی مثل "قهرمان"، "پدر آسمانی"، "مادر زمین" یا "نبرد نظم و آشوب" در ذهن همه انسانها به طور طبیعی شکل میگیرن چون از تجربههای مشترک بشری مثل تولد، مرگ، رعد و برق، خورشید و تاریکی نشات میگیرن. این توضیح میده که چرا حتی تمدنهایی که هیچ تماسی با هم نداشتن اسطورههایی با ساختارای مشابه خلق کردهن.
Pillars of Creation
شباهتهای زیاد بین اساطیر تمدنهای مختلف چیزی بوده که همیشه توجه اسطورهشناسها و کسایی که در این حیطه مطالعه دارن رو جلب کرده. اسطورههایی که توسط انسانهایی با فرهنگ و زبان متفاوت شکل گرفتن اما شخصیت و عملکرد و قدرتهای خیلی مشابهی دارن. این شباهتها باعث…
مشاهدات یکسان و مشترک از از فرایندهای طبیعی یکی دیگه از دلایلی بود که مردم تمدنها اساطیر با ویژگیهای مشابه رو پدید میآوردن.
سیاره مشتری حدود دوازده سال طول میکشه تا یک دور کامل صورتهای فلکی دایره البروج رو طی کنه که به نسبت بقیه سیارهها زمان بیشتری رو صرف میکنه و سرعت آهستهتری داره. این حرکت کند و منظم، برای مردم تمدنهای باستان به صورت وقار، اقتدار و ثبات تفسیر میشد برخلاف سیارههای دیگه مثل ناهید و تیر (عطارد/مرکوری) که حرکت سریعتری دارن. این قضیه باعث شد تمدنهای باستان تجسم قدرتمندترین و بزرگترین اسطورههاشون رو داخل این سیاره ببینن. از طرف دیگه این سیاره براشون نماد خوشاقبالی، عدالت، قدرت و فرمانروایی بود که این ویژگیها به طور دیفالت با صفات یه خدای برتر همخونی داشت.
ریشه کلمه هرمز به اهورامزدا برمیگرده که طی چند مرحله از فارسی باستان تا فارسی پهلوی و فارسی نو به ترتیب به "اهورمزد"، "هورمزد" ، "هرمزد" و"هرمز" تغییر شکل پیدا کرده. در واقع ایرانیان باستان تجسم اهورا مزدا، بزرگترین خدای زرتشتی رو روی سیاره مشتری میدیدن و به همین دلیل اسم هرمز رو روی این سیاره گذاشته بودن.
اهورامزدا در اسطورهشناسی تطبیقی معادل "مردوک" در تمدن بابل هستش. هردو خدای برتر، آفریننده نظم از آشوب و عامل مشروعیت پادشاهها بودن. از طرف دیگه اهورامزدا از نظر جایگاه (خدای برتر، پدر آسمانی و داور اخلاقی) معادل زئوس در اساطیر یونان و ژوپیتر در اساطیر روم هستش که هر سه تاشون خدای آسمان و ر راس سلسله مراتب الهی بودن. و جالب اینجاست که همونطور که در ایران باستان تجسم اهورامزدا رو روی سیاره مشتری میدیدن، در اساطیر یونان تجسم زئوس، در بابل تجسم مردوک و در روم تجسم ژوپیتر رو روی این سیاره میدیدن.
سیاره مشتری حدود دوازده سال طول میکشه تا یک دور کامل صورتهای فلکی دایره البروج رو طی کنه که به نسبت بقیه سیارهها زمان بیشتری رو صرف میکنه و سرعت آهستهتری داره. این حرکت کند و منظم، برای مردم تمدنهای باستان به صورت وقار، اقتدار و ثبات تفسیر میشد برخلاف سیارههای دیگه مثل ناهید و تیر (عطارد/مرکوری) که حرکت سریعتری دارن. این قضیه باعث شد تمدنهای باستان تجسم قدرتمندترین و بزرگترین اسطورههاشون رو داخل این سیاره ببینن. از طرف دیگه این سیاره براشون نماد خوشاقبالی، عدالت، قدرت و فرمانروایی بود که این ویژگیها به طور دیفالت با صفات یه خدای برتر همخونی داشت.
ریشه کلمه هرمز به اهورامزدا برمیگرده که طی چند مرحله از فارسی باستان تا فارسی پهلوی و فارسی نو به ترتیب به "اهورمزد"، "هورمزد" ، "هرمزد" و"هرمز" تغییر شکل پیدا کرده. در واقع ایرانیان باستان تجسم اهورا مزدا، بزرگترین خدای زرتشتی رو روی سیاره مشتری میدیدن و به همین دلیل اسم هرمز رو روی این سیاره گذاشته بودن.
اهورامزدا در اسطورهشناسی تطبیقی معادل "مردوک" در تمدن بابل هستش. هردو خدای برتر، آفریننده نظم از آشوب و عامل مشروعیت پادشاهها بودن. از طرف دیگه اهورامزدا از نظر جایگاه (خدای برتر، پدر آسمانی و داور اخلاقی) معادل زئوس در اساطیر یونان و ژوپیتر در اساطیر روم هستش که هر سه تاشون خدای آسمان و ر راس سلسله مراتب الهی بودن. و جالب اینجاست که همونطور که در ایران باستان تجسم اهورامزدا رو روی سیاره مشتری میدیدن، در اساطیر یونان تجسم زئوس، در بابل تجسم مردوک و در روم تجسم ژوپیتر رو روی این سیاره میدیدن.
Pillars of Creation
برای مردم تمدنهای باستان آسمون یه جهان زنده بود نه یه فضای بیجان و هرچیزی که توی آسمون وجود داشت از نظرشون باید روح و قدرتالهی میداشت. وقتی به آسمون نگاه میکردن میدیدن که اکثر ستارهها ثابت بودن اما برخی از اونها حرکت میکنن. این اجرام متحرک درواقع…
درمورد اسطورهشناسی تطبیقی ناهید (ونوس) و این که چرا تجسم اساطیر رو روی سیارات میدیدن این پست رو بخونید.