Pillars of Creation
توی یهودیت و اسلام کانسپتی وجود داره به نام "اسم اعظم" که توی روایتهاشون گفته میشه اگر کسی خدا رو به اسم اعظمش صدا کنه و درخواستی کنه همون لحظه انجام میشه. هرچند داخل روایتهاشون درمورد قدرت این اسم و نحوه استفاده ازش اختلافهایی وجود داره اما کانسپت کلیش…
برداشت من از مطالعههایی که تا الان درمورد اساطیر و ادیان مختلف و مقایسهشون باهم داشتهم اینه که ادیان منشا الهی و فراطبیعی ندارن بلکه همون اساطیر هستن، اما در شکلی پیشرفتهتر، پیچیدهتر و باورپذیرتر. کورتکس مغز پیشرفته با تمام خوبیهایی که برای گونه انسان داشته، دو تا دردسر بزرگ هم براش داشته : آشنایی با مفهوم "ندونستن دلیل برای اکثر پدیدههای اطراف" و آگاهی از مفهوم "مرگ و فناپذیری". ابداع مفهوم "خدا" توسط انسانها راه حلی بود برای مقابله با هردوی این مشکلها. وجود یک عامل و قدرتِ بالاتر میتونه جوابی برای سوالهای بی جواب و فراری از مفهوم "پوچی زندگی" برای انسانها باشه. جالب اینجاست که این مفهوم در طول تاریخ ثابت نبوده و بسته به نیاز، دستخوش تغییر و تکاملهای زیادی شده. برای مثال بعد از یکجا نشینی و به وجود اومدن شهرها، خداهایی که به زندگی انسانها اهمیتی نمیدادن تبدیل به خداهای ناظر و قضاوتگر شدن. یا بعدتر با گسترش امپراطوریها و تقویت قدرتهای مرکزی، گذار از چندخدایی به تک خدایی و یکتاپرستی به عنوان نماد وحدت و اقتدار مرکزی اتفاق افتاد. با گذشت زمان متفکرهای جدید عناصری مثل تاریخ و استدلالهای فلسفی رو به این تفکرات اضافه کردند که موجب منسجم شدن و باورپذیرتر شدن این تفکرات و به وجود اومدن تدریجی ادیان شد. تکامل مفهوم "خدا" همچنان ادامه داره و همون طور که میبینیم نوع باور هر نسل به این مفهوم با باور نسلهای قبل متفاوته. هر چند امروزه با پیشرفت علم با دلایل پدیدهها به نسبت خیلی بیشتر آشناییم و جوامع نسبت به قبل بیشتر به سمت آتئیسم حرکت کردن اما پیشبینی من اینه که در آینده همچنان اکثریت مردم جوامع قراره خداباور باشن حتی اگر به دین خاصی گرایش نداشته باشن. چون دلیل اصلی وجود این مفهوم که "فرار از مرگ و پوچی زندگی" هستش همچنان قراره وجود داشته باشه. به عبارتی تا وقتی که گونهی انسان به شکل بیولوژیک وجود داشته باشه و خواهان بقای ابدی باشه مفهوم خدا هم همچنان قراره وجود داشته باشه.
به نظر میاد آخوند بعد از نزدیک سه ماه نقض کردن یکی از حیاتیترین حقهای مردم تصمیم گرفته آیپیای بیشتری رو وایتلیست کنه و بهش بگه "باز کردن اینترنت بین الملل" درحالی که همچنان درصد زیادی از آیپیا بلکلیستن و صرفا وضع نت رو برگردونده به همون وضعیت افتضاحی که که قبلا وجود داشت. البته برای من همچنان همونا هم قطعن و با متدا وصلم.
سیستم فیلترینگ چین طوریه که خود حکومت یه سری back door رو باز گذاشته که مردم برن ازشون هر از گاهی استفاده کنن و سراغ ابداع روشایی نرن که بستنشون خیلی سخت باشه، تقریبا شبیه وضعیتی که ما داشتیم و قبلا صرفا با کانفیگ وصل میشدیم. به نسبت سیاست هوشمندانهایه. اما آخوند با هوش سرشار خودش این مدت با بستن همه back doorها تلاش کرد رویای خودش رو عملی کنه و ملت رو برگردونه به عصر حجر، درحالی که باعث شد لایههای دور زدن عمیق و عمیقتر بشه و متدایی ابداع بشن که با کوچکترین وایتلیست میتونن فایروالش رو دور بزنن. الان تا وقتی که یه سری سایت مثل hcaptcha.com وایتلیست باشن میشه روشون از sni spoofing استفاده کرد. تا وقتی که گوگل وایتلیست باشه میشه از MHR یا goose relay استفاده کرد. در بدترین حالت وقتی همه چی رو قطع کنن همچنان میشه از متدای مبتنی بر DNS استفاده کرد. چون اصلا زیرساختی به اون صورت ندارن که بتونن کامل و 100 درصدی همه راههای ارتباط با بیرون رو ببندن. هرچند خبرایی هست که یه سری تجهیزات از چین وارد کردن تا به طور کامل بتونن همه راهها رو ببندن اما من فکر نمیکنم عملی باشه، در نهایت برای کار کردن سرویسای خودشون نیاز دارن ارتباط با بیرون برقرار باشه. در کل میشه گفت همیشه رو خریت آخوند حساب کنید.
سیستم فیلترینگ چین طوریه که خود حکومت یه سری back door رو باز گذاشته که مردم برن ازشون هر از گاهی استفاده کنن و سراغ ابداع روشایی نرن که بستنشون خیلی سخت باشه، تقریبا شبیه وضعیتی که ما داشتیم و قبلا صرفا با کانفیگ وصل میشدیم. به نسبت سیاست هوشمندانهایه. اما آخوند با هوش سرشار خودش این مدت با بستن همه back doorها تلاش کرد رویای خودش رو عملی کنه و ملت رو برگردونه به عصر حجر، درحالی که باعث شد لایههای دور زدن عمیق و عمیقتر بشه و متدایی ابداع بشن که با کوچکترین وایتلیست میتونن فایروالش رو دور بزنن. الان تا وقتی که یه سری سایت مثل hcaptcha.com وایتلیست باشن میشه روشون از sni spoofing استفاده کرد. تا وقتی که گوگل وایتلیست باشه میشه از MHR یا goose relay استفاده کرد. در بدترین حالت وقتی همه چی رو قطع کنن همچنان میشه از متدای مبتنی بر DNS استفاده کرد. چون اصلا زیرساختی به اون صورت ندارن که بتونن کامل و 100 درصدی همه راههای ارتباط با بیرون رو ببندن. هرچند خبرایی هست که یه سری تجهیزات از چین وارد کردن تا به طور کامل بتونن همه راهها رو ببندن اما من فکر نمیکنم عملی باشه، در نهایت برای کار کردن سرویسای خودشون نیاز دارن ارتباط با بیرون برقرار باشه. در کل میشه گفت همیشه رو خریت آخوند حساب کنید.
Pillars of Creation
برخلاف وینستن، جولیا معنای پنهان زاهدمآبی جنسی حزب را دریافته بود. مسئله فقط این نبود که غریزهی جنسی دنیایی خاص خود پدید میآورد که خارج از کنترل حزب بود و بنابراین میبایست در صورت امکان نابود شود. نکتهی مهمتر این بود که نیاز جنسی انگیزهای هیستریک ایجاد…
او روح تنهایی بود که حقیقتی را بر زبان میآورد که هیچکس نمیشنید. اما تا وقتی که آن را بر زبان میآورد، تداوم زندگی به نحو مرموزی از هم نمیگسست. اگر میخواستی میراث بشری را زنده نگه داری، راهش این بود که عاقل بمانی، نه اینکه کاری کنی صدایت را بشنوند. دوباره پشت میز نشست و قلمش را در جوهر فرو برد و نوشت:
در دل گفت که پیش از این انگار مرده بود. به نظرش میآمد که صرفا اکنون بود، اکنون بود که تازه توانسته بود اندیشههایش را به روشنی بیان کند، که آن گام سرنوشتساز را برداشته بود. پیامدهای هر عملی در خود همان عمل نهفته است. وینستن نوشت:
1984 - جرج اورول
به آینده یا به گذشته، به روزگاری که اندیشه آزاد است، به زمانهای که انسانها با یکدیگر فرق میکنند و در تنهایی به سر نمیبرند - به روزگاری که حقیقت زنده است و شده را ناشده نتوان کرد:
از اعماق دوران همشکلی و همسانی، از اعماق دوران انزوا و تنهایی، بر شما درود!
در دل گفت که پیش از این انگار مرده بود. به نظرش میآمد که صرفا اکنون بود، اکنون بود که تازه توانسته بود اندیشههایش را به روشنی بیان کند، که آن گام سرنوشتساز را برداشته بود. پیامدهای هر عملی در خود همان عمل نهفته است. وینستن نوشت:
جرماندیشی به مرگ منتهی نمیشود: جرماندیشی خود مرگ است.
1984 - جرج اورول
Pillars of Creation
او روح تنهایی بود که حقیقتی را بر زبان میآورد که هیچکس نمیشنید. اما تا وقتی که آن را بر زبان میآورد، تداوم زندگی به نحو مرموزی از هم نمیگسست. اگر میخواستی میراث بشری را زنده نگه داری، راهش این بود که عاقل بمانی، نه اینکه کاری کنی صدایت را بشنوند. دوباره…
فروید ساختار شخصیت انسان رو متشکل از سه عنصر میدونست : اید (id)، ایگو (ego) و سوپر ایگو (super ego).
اید بخشی از شخصیته که از بدو تولد وجود داره و بر اساس اصل لذت عمل میکنه، میل به ارضای سریع امیال و خواستهها بدون توجه به عواقب داره و دوری از هر چیزی که منجر به رنج بشه و براش لذت آور نباشه. اید به طور پیوسته تکانهها و ایمپالسهایی از این قبیل رو ارسال میکنه. سوپر ایگو بخشی هستش که در نقطه مخالف اید قرار داره. بخشی از شخصیت که ارزشهای اخلاقی اکتسابی از والدین و جامعه در اون قرار داره. سوپر ایگو در بر گیرندهی دو بخشه :
آرمانها: استانداردها و اصولی که فرد برای رفتارهای خوب داره و پیروی کردن از این اصول و قوانین منجر به حس لذت، ارزش و رضایتمندی میشه.
وجدان: در برگیرندهی رفتارهایی که خانواده و جامعه اونها رو ناپسند میدونه و انجام دادنشون منجر به حس تنبیه و احساس گناه میشه.
ایگو بخشی از شخصیت هستش که با دنیای بیرون در تماسه و بر اساس واقعیت و دنیای بیرون، بین تکانههای اید و استانداردهای سوپر ایگو میانجیگری میکنه. در واقع هر سه بخش اید، ایگو و سوپر ایگو به طور پیوسته درحال کنش و ارتباط هستن. اید میخواد به همه چیز فوری و بی درنگ دست پیدا کنه و پیوسته تکانهها رو به ایگو میفرسته. در مقابل سوپر ایگو خواستار سرکوب و کنترل کامل اید هستش تا لذتجوییهاش اصول و ارزشهای اخلاقی رو نقض نکنه. در این بین ایگو باید این کشمکش رو کنترل کنه و بین این دو بخش تعادل ایجاد کنه. گاهی به تکانههای اید عمل کنه تا به لذت برسه و گاهی با توجه به استانداردهای سوپر ایگو این تکانهها رو سرکوب کنه.
عدم تعادل بین اید و سوپر ایگو و خم شدن کفهی این ترازو به یک سمت یکی از دلایل مشکلات روانی در افراده. فردی که اید خیلی قویای داشته باشه فردی بیصبر و هوسران میشه و در مقابل فردی که سوپر ایگوی قویای داشته باشه یک فرد به شدت کمالگرا و وسواسی میتونه بشه.
اورول ایدهی جالبی رو با الهام از مفهوم اید و سوپر ایگوی فروید مطرح میکنه: جرماندیشی. برای این حزب توتالیتر، اید و تکانههاش به طور کلی چیزهای خطرناک و اشتباهی تلقی میشن چون به صورت ناخوداگاه هستن و از این رو کنترلی نمیتونن روش داشته باشن. برای همین حزب تلاش کرده با ایجاد یک سوپر ایگوی جمعی و خیلی قوی در افرادش کاری کنه ایگوی این افراد کاملا بر اساس سوپر ایگوی حاصل از اصول حزب عمل کنه. حتی اگر افراد حزب کار اشتباهی رو انجام ندن و صرفا به اون کار اشتباه که برخلاف اصول حزب هستش "فکر کنن" مرتکب یک جرم شدن و بهش میگن "جرم اندیشی". به عبارتی تکانههای اید که مخالف جریان حزب هستن، با وجود یک سوپر ایگوی قوی بر اساس اصول حزب باید در نطفه خفه بشن. این طوری یک جامعه رو میتونن داشته باشن که افرادش کاملا بر اساس اصولشون عمل میکنن و حتی جرات فکر کردن به تخطی رو به خودشون نمیدن چه برسه به انجامش.
اید بخشی از شخصیته که از بدو تولد وجود داره و بر اساس اصل لذت عمل میکنه، میل به ارضای سریع امیال و خواستهها بدون توجه به عواقب داره و دوری از هر چیزی که منجر به رنج بشه و براش لذت آور نباشه. اید به طور پیوسته تکانهها و ایمپالسهایی از این قبیل رو ارسال میکنه. سوپر ایگو بخشی هستش که در نقطه مخالف اید قرار داره. بخشی از شخصیت که ارزشهای اخلاقی اکتسابی از والدین و جامعه در اون قرار داره. سوپر ایگو در بر گیرندهی دو بخشه :
آرمانها: استانداردها و اصولی که فرد برای رفتارهای خوب داره و پیروی کردن از این اصول و قوانین منجر به حس لذت، ارزش و رضایتمندی میشه.
وجدان: در برگیرندهی رفتارهایی که خانواده و جامعه اونها رو ناپسند میدونه و انجام دادنشون منجر به حس تنبیه و احساس گناه میشه.
ایگو بخشی از شخصیت هستش که با دنیای بیرون در تماسه و بر اساس واقعیت و دنیای بیرون، بین تکانههای اید و استانداردهای سوپر ایگو میانجیگری میکنه. در واقع هر سه بخش اید، ایگو و سوپر ایگو به طور پیوسته درحال کنش و ارتباط هستن. اید میخواد به همه چیز فوری و بی درنگ دست پیدا کنه و پیوسته تکانهها رو به ایگو میفرسته. در مقابل سوپر ایگو خواستار سرکوب و کنترل کامل اید هستش تا لذتجوییهاش اصول و ارزشهای اخلاقی رو نقض نکنه. در این بین ایگو باید این کشمکش رو کنترل کنه و بین این دو بخش تعادل ایجاد کنه. گاهی به تکانههای اید عمل کنه تا به لذت برسه و گاهی با توجه به استانداردهای سوپر ایگو این تکانهها رو سرکوب کنه.
عدم تعادل بین اید و سوپر ایگو و خم شدن کفهی این ترازو به یک سمت یکی از دلایل مشکلات روانی در افراده. فردی که اید خیلی قویای داشته باشه فردی بیصبر و هوسران میشه و در مقابل فردی که سوپر ایگوی قویای داشته باشه یک فرد به شدت کمالگرا و وسواسی میتونه بشه.
اورول ایدهی جالبی رو با الهام از مفهوم اید و سوپر ایگوی فروید مطرح میکنه: جرماندیشی. برای این حزب توتالیتر، اید و تکانههاش به طور کلی چیزهای خطرناک و اشتباهی تلقی میشن چون به صورت ناخوداگاه هستن و از این رو کنترلی نمیتونن روش داشته باشن. برای همین حزب تلاش کرده با ایجاد یک سوپر ایگوی جمعی و خیلی قوی در افرادش کاری کنه ایگوی این افراد کاملا بر اساس سوپر ایگوی حاصل از اصول حزب عمل کنه. حتی اگر افراد حزب کار اشتباهی رو انجام ندن و صرفا به اون کار اشتباه که برخلاف اصول حزب هستش "فکر کنن" مرتکب یک جرم شدن و بهش میگن "جرم اندیشی". به عبارتی تکانههای اید که مخالف جریان حزب هستن، با وجود یک سوپر ایگوی قوی بر اساس اصول حزب باید در نطفه خفه بشن. این طوری یک جامعه رو میتونن داشته باشن که افرادش کاملا بر اساس اصولشون عمل میکنن و حتی جرات فکر کردن به تخطی رو به خودشون نمیدن چه برسه به انجامش.
قینوسات صهبا
ه ببین بیشتر اینطورین که عععع تعطیل شدین؟ دیگه هر روز نباید بیاین دانشگاه؟ دیگه وقتتون توی مسیر تلف نمیشه؟ چه عالی! پس یه فرصت مطالعاتی، یه فرجه کامل و طولانی دارین که ۶۰۰ صفحه رفرنسو بخونین و تحلیل کنین🙊
یکی از استادامون عینا همینو گفت. شبیهش نه ها! دقیقا همین. البته به جز اون تعداد صفحههاش. بقیهش کپی همین.
یه سری متد و حرکت دیگه درمورد نت داخلی هست که سعی میکنم تا آخر امروز درموردشون بنویسم اینجا. این وصل شدن نصفه و نیمه به این معنی نیست که بیخیال متدا بشین چون وضعیت ناپایداره، با کوچکترین نسیمی که از سمت اسرائیل وزش کنه آخوند کونش رو در خطر میبینه و چون زورش به جای دیگه نمیرسه دوباره میاد نتو برمیگردونه به همون حالت قبلی. پس از فرصت فعلی استفاده کنین و در وهله اول سیستم عاملتون و اپای مهم رو آپدیت کنین. یکی از مزخرفترین حرفهایی که آخوند این چندوقت زد این بود که "نت رو به خاطر حفظ امنیت بستیم" در حالی که سیستم عاملها به طور پیوسته داخلشون باگ و سوراخ امنیتی پیدا میشه و برای برطرف کردنشون نیازه به نت وصل باشن و به طور پیوسته آپدیتای امنیتی رو دریافت کنن. الان سیستمای ایران با وجود یه دوره طولانی دریافت نکردن آپدیت امنیتی در آسیبپذیرترین حالت خودشون قرار دارن. یه هکر اگر بخواد علیه زیرساختای تکنولوژیک مثل سیستم بانکی حمله سایبری انجام بده دستش خیلی بازتره چون اون سوراخایی که میتونه ازشون نفوذ کنه همچنان به طور گسترده وجود دارن. خلاصه که در وهله اول سیستم عامل و اپا رو آپدیت کنین و در وهله دوم متدای مختلف دور زدن رو ستاپ کنین تا بعد از قطعی دوباره قطع نشین.
Pillars of Creation
certificate_generator.bat
متد MITM domainfronting:
این متد یه سری سرویسای گوگل مثل جیمیل، میت و مهمتر از همه گوگل درایو رو بالا میاره. علاوه بر اون یه سری سایت دیگه مثل reddit رو هم بالا میاره. یوتیوب رو هم بالا میاره اما ویدیو رو لود نمیکنه صرفا تامبنیلها رو میاره و میشه داخلش گشت. این قضیه برای مواقعی که میخواید لینک ویدیوی یوتیوب رو بردارید و با متدهای دیگه دانلودش کنید به درد میخوره.
برای استفاده از این متد اول باید v2rayN رو روی دسکتاپتون داشته باشید. اگر نداریدش از این لینک داخل گیتهاب (بخش Assets) دانلودش کنید.
در مرحله اول، فایل certificate generator رو به پوشه bin داخل پوشه v2rayN منتقل کنید و اونجا رانش کنید تا یک فایل سرتیفیکیت به اسم mycert.crt اونجا ایجاد بشه.
در مرحله بعد روی سرتیفیکیت کلیک راست کنید و install رو بزنین. بعد گزینه local machine رو انتخاب کنین. در صفحه بعد گزینه place all certificates in the following store رو فعال کنین و Trusted Root Certification Authorities رو به عنوان محل اینستال انتخاب کنید و نصب رو به پایان برسونید.
بعد از نصب سرتیفیکیت، فایل MITM-DomainFronting.json رو با نوت پد باز کنین و تمام محتوای فایل رو کپی کنین. بعد اپ v2rayN رو باز کنید و محتوای کپی شده رو با کنترل V داخلش پیست کنین تا کانفیگ به لیست اضافه بشه. روش کلیک راست کنین و set as active رو بزنین. بعد از پایین اپ set system proxy رو انتخاب کنین. کار تمومه و میتونین ازش استفاده کنین.
یه نکته مهم: حتما از فایل سرتیفیکیت خودتون استفاده کنین نه برای کس دیگه و برای کسی هم نفرستیدش.
کانفیگی که گذاشتم آپدیت 21 ام هستش. هر ازگاهی به گیتهاب پروژه سر بزنین و اگر اپدیت شده باشه از کانفیگ اپدیت شده استفاده کنین.
گیتهاب پروژه
این متد برای اندروید هم قابل استفادهس و راهنمای کاملتر رو داخل گیتهابش میتونین بخونین.
این متد یه سری سرویسای گوگل مثل جیمیل، میت و مهمتر از همه گوگل درایو رو بالا میاره. علاوه بر اون یه سری سایت دیگه مثل reddit رو هم بالا میاره. یوتیوب رو هم بالا میاره اما ویدیو رو لود نمیکنه صرفا تامبنیلها رو میاره و میشه داخلش گشت. این قضیه برای مواقعی که میخواید لینک ویدیوی یوتیوب رو بردارید و با متدهای دیگه دانلودش کنید به درد میخوره.
برای استفاده از این متد اول باید v2rayN رو روی دسکتاپتون داشته باشید. اگر نداریدش از این لینک داخل گیتهاب (بخش Assets) دانلودش کنید.
در مرحله اول، فایل certificate generator رو به پوشه bin داخل پوشه v2rayN منتقل کنید و اونجا رانش کنید تا یک فایل سرتیفیکیت به اسم mycert.crt اونجا ایجاد بشه.
در مرحله بعد روی سرتیفیکیت کلیک راست کنید و install رو بزنین. بعد گزینه local machine رو انتخاب کنین. در صفحه بعد گزینه place all certificates in the following store رو فعال کنین و Trusted Root Certification Authorities رو به عنوان محل اینستال انتخاب کنید و نصب رو به پایان برسونید.
بعد از نصب سرتیفیکیت، فایل MITM-DomainFronting.json رو با نوت پد باز کنین و تمام محتوای فایل رو کپی کنین. بعد اپ v2rayN رو باز کنید و محتوای کپی شده رو با کنترل V داخلش پیست کنین تا کانفیگ به لیست اضافه بشه. روش کلیک راست کنین و set as active رو بزنین. بعد از پایین اپ set system proxy رو انتخاب کنین. کار تمومه و میتونین ازش استفاده کنین.
یه نکته مهم: حتما از فایل سرتیفیکیت خودتون استفاده کنین نه برای کس دیگه و برای کسی هم نفرستیدش.
کانفیگی که گذاشتم آپدیت 21 ام هستش. هر ازگاهی به گیتهاب پروژه سر بزنین و اگر اپدیت شده باشه از کانفیگ اپدیت شده استفاده کنین.
گیتهاب پروژه
این متد برای اندروید هم قابل استفادهس و راهنمای کاملتر رو داخل گیتهابش میتونین بخونین.
روشهای دانلود از تلگرام در مواقع نت داخلی:
روش اول، گوگل درایو:
مرحله 0 - بالا اوردن تلگرام با متد MHR یا هر روش دیگهای
مرحله 1 - وصل کردن گوگل درایوتون به تلگرامتون
مرحله 2 - فرستادن فایلی که میخواید دان کنین به باتِ مرحله 2 (@TheGdriveXBot) و منتظر موندن برای گرفتن لینک دانلود
مرحله 3 - استفاده از متد MITM domainfronting برای دانلود از لینکِ گوگل درایو
روش دوم، گیتهاب:
مرحله 0 - بالا اوردن تلگرام با متد MHR یا هر روش دیگهای
مرحله 1 - فورک کردن پروژه meli action روی اکانت گیتهابتون. اگر اکانت گیتهاب ندارید یکی بسازین با جیمیل زیاد کار سختی نیست.
مرحله 2 - کپی کردن لینک اون فایل تلگرامی که میخواید دانلود کنید. اگر فایل داخل یه چنل پرایوته، یه چنل پابلیک رندوم درست کنید و اون فایل رو داخل اون چنل فوروارد کنین. چون این متد فقط در صورتی کار میکنه که فایل داخل یه چنل پابلیک باشه.
مرحله 3 - پیست کردن لینک فایل داخل اکشن تلگرام دانلودر داخل رپوی مرحله 1 که فورکش کردید.
مرحله 4 - منتظر موندن برای اتمام فرایند. بعد از اتمام کار، داخل رپو یه پوشه به اسم downloads ایجاد میشه که اونجا فایل رو اپلود میکنه.
مرحله 5 - دانلود فایل از پوشه downloads از رپویی که فورک کردید. در صورتی که حجم فایل بالاتر از 100 مگ باشه، در چند پارت اپلود میشه که باید تک تک دانلود کنین و در کنار هم اکسترکتش کنین.
ممکنه براتون سوال بشه که هدف از مرحله 0 چیه و وقتی که تلگرام بالا میاد چه نیازی هست اینهمه راه برای دانلود فایل رفت. باید بگم که یه سری متدها مثل MHR سرعتشون برای دانلود از تلگرام اصلا خوب نیست. یا برای مثال مواقعی که شما یه کانفیگ با حجم محدود دارین میتونید به جای دانلود مستقیم با اون کانفیگ از این روشا استفاده کنین تا حجمشو سیو کنید.
روش اول، گوگل درایو:
مرحله 0 - بالا اوردن تلگرام با متد MHR یا هر روش دیگهای
مرحله 1 - وصل کردن گوگل درایوتون به تلگرامتون
مرحله 2 - فرستادن فایلی که میخواید دان کنین به باتِ مرحله 2 (@TheGdriveXBot) و منتظر موندن برای گرفتن لینک دانلود
مرحله 3 - استفاده از متد MITM domainfronting برای دانلود از لینکِ گوگل درایو
روش دوم، گیتهاب:
مرحله 0 - بالا اوردن تلگرام با متد MHR یا هر روش دیگهای
مرحله 1 - فورک کردن پروژه meli action روی اکانت گیتهابتون. اگر اکانت گیتهاب ندارید یکی بسازین با جیمیل زیاد کار سختی نیست.
مرحله 2 - کپی کردن لینک اون فایل تلگرامی که میخواید دانلود کنید. اگر فایل داخل یه چنل پرایوته، یه چنل پابلیک رندوم درست کنید و اون فایل رو داخل اون چنل فوروارد کنین. چون این متد فقط در صورتی کار میکنه که فایل داخل یه چنل پابلیک باشه.
مرحله 3 - پیست کردن لینک فایل داخل اکشن تلگرام دانلودر داخل رپوی مرحله 1 که فورکش کردید.
مرحله 4 - منتظر موندن برای اتمام فرایند. بعد از اتمام کار، داخل رپو یه پوشه به اسم downloads ایجاد میشه که اونجا فایل رو اپلود میکنه.
مرحله 5 - دانلود فایل از پوشه downloads از رپویی که فورک کردید. در صورتی که حجم فایل بالاتر از 100 مگ باشه، در چند پارت اپلود میشه که باید تک تک دانلود کنین و در کنار هم اکسترکتش کنین.
ممکنه براتون سوال بشه که هدف از مرحله 0 چیه و وقتی که تلگرام بالا میاد چه نیازی هست اینهمه راه برای دانلود فایل رفت. باید بگم که یه سری متدها مثل MHR سرعتشون برای دانلود از تلگرام اصلا خوب نیست. یا برای مثال مواقعی که شما یه کانفیگ با حجم محدود دارین میتونید به جای دانلود مستقیم با اون کانفیگ از این روشا استفاده کنین تا حجمشو سیو کنید.
روشهای دانلود از یوتیوب در نت داخلی :
روش اول، ترکیب دامین فرانتینگ و گیتهاب :
مرحله 1 - استفاده از متد MITM domainfronting برای دسترسی سطحی به یوتیوب و کپی کردن لینک ویدیوی مد نظر
مرحله 2 - فورک کردن پروژه meli action روی اکانت گیتهابتون. اگر اکانت گیتهاب ندارید یکی بسازین با جیمیل زیاد کار سختی نیست.
مرحله 3 - پیست کردن لینک ویدیویی که کپی کردین داخل اکشن یوتیوب دانلودر
مراحل بعدی دقیقا منطبق با مراحل 4 و 5 از پست دانلود تلگرام با نت داخلی هستن. ویدیو روی رپویی که فورک کردین اپلود میشه و دانلود میکنین ازش
روش دوم، در صورتی که تلگرام رو با هر متدی میتونین بالا بیارین:
مرحله 1 - استفاده از متد MITM domainfronting برای دسترسی سطحی به یوتیوب و کپی کردن لینک ویدیوی مد نظر
مرحله 2 - دادن لینک به @MegaSaverBot یا هر بات یوتیوب دانلودر دیگهای برای گرفتن فایل ویدیو
مرحله 3 - استفاده از روشهای دانلود از تلگرام مثل گوگل درایو
اگر از متد MHR استفاده میکنین ویدیوهای یوتیوب رو میتونین با سرعت بالا ببینین نیازی به دانلود نیست. اگر از کانفیگای با حجم محدود استفاده میکنین میتونین از این روشا استفاده کنین تا بدون مصرف حجم، ویدیو رو ببینین.
روش اول، ترکیب دامین فرانتینگ و گیتهاب :
مرحله 1 - استفاده از متد MITM domainfronting برای دسترسی سطحی به یوتیوب و کپی کردن لینک ویدیوی مد نظر
مرحله 2 - فورک کردن پروژه meli action روی اکانت گیتهابتون. اگر اکانت گیتهاب ندارید یکی بسازین با جیمیل زیاد کار سختی نیست.
مرحله 3 - پیست کردن لینک ویدیویی که کپی کردین داخل اکشن یوتیوب دانلودر
مراحل بعدی دقیقا منطبق با مراحل 4 و 5 از پست دانلود تلگرام با نت داخلی هستن. ویدیو روی رپویی که فورک کردین اپلود میشه و دانلود میکنین ازش
روش دوم، در صورتی که تلگرام رو با هر متدی میتونین بالا بیارین:
مرحله 1 - استفاده از متد MITM domainfronting برای دسترسی سطحی به یوتیوب و کپی کردن لینک ویدیوی مد نظر
مرحله 2 - دادن لینک به @MegaSaverBot یا هر بات یوتیوب دانلودر دیگهای برای گرفتن فایل ویدیو
مرحله 3 - استفاده از روشهای دانلود از تلگرام مثل گوگل درایو
اگر از متد MHR استفاده میکنین ویدیوهای یوتیوب رو میتونین با سرعت بالا ببینین نیازی به دانلود نیست. اگر از کانفیگای با حجم محدود استفاده میکنین میتونین از این روشا استفاده کنین تا بدون مصرف حجم، ویدیو رو ببینین.
جمع بندی حرکتایی که با نت داخلی میشه زد
از الان ستاپشون کنید که بتونید توی موج بعدی قطعی نت ازشون استفاده کنید
پروژهها و متدها :
باتهای کاربردی :
برای وصل کردن تلگرام به گوگل درایو : @TheGdriveXBot
برای اپلود از یوتیوب و اینستا روی تلگرام : @MegaSaverBot
برای اپلود از لینکهای دانلود به تلگرام : @uploadbot
حرکتایی که با ترکیب متدها و باتها میشه زد :
روشهای دانلود از تلگرام در نت داخلی
روشهای دانلود از یوتیوب در نت داخلی
از الان ستاپشون کنید که بتونید توی موج بعدی قطعی نت ازشون استفاده کنید
پروژهها و متدها :
- متد master http relay (MHR) :
معرفی و اموزش متد
نکاتی درمورد این متد
یوتیوب وب رو با سرعت بالا میاره، توییتر وب رو با سرعت خوب، تلگرام دسکتاپ رو با سرعت پایین، سایتایی که روی فایروال کلاودفلر نیستن رو هم با سرعت خوب میاره.
اگر اموزش ویدیویی روی پیام معرفی براتون باز نشد از این لینک یوتیوب اموزششو مشاهده کنید.
این متد فقط موقعی کار میکنه که گوگل وصل باشه.
گیتهاب پروژه
- متد MITM domainfronting :
معرفی و اموزش این متد
باهاش میتونید به بعضی سرویسای گوگل مثل جیمیل و گوگل درایو دسترسی داشته باشید. همچنین سایت reddit.
گیتهاب پروژه
- پروژه meli action
معرفی پروژه
باهاش میتونید فایلای چنلای پابلیک تلگرام، ویدیوهای یوتیوب و چند مورد دیگه رو از طریق گیتهاب دانلود کنین.
گیتهاب پروژه
- پروژه the feed :
معرفی و آموزش
یه پروژه مبتنی بر DNS که باهاش میتونین به محتوای بعضی چنلهای تلگرام و اکانتهای توییتر دسترسی داشته باشید.
چنل پروژه
چنل کانفیگهای پروژه
- پروژه White DNS :
یه پروژه مبتنی بر DNS که در قطعی شدید هم میشه ازش استفاده کرد. آموزشها داخل چنل پروژه موجود هستن.
چنل پروژه
- دسترسی به ویکی پدیا در حالت آفلاین
آموزش روش
باتهای کاربردی :
برای وصل کردن تلگرام به گوگل درایو : @TheGdriveXBot
برای اپلود از یوتیوب و اینستا روی تلگرام : @MegaSaverBot
برای اپلود از لینکهای دانلود به تلگرام : @uploadbot
حرکتایی که با ترکیب متدها و باتها میشه زد :
روشهای دانلود از تلگرام در نت داخلی
روشهای دانلود از یوتیوب در نت داخلی
Pillars of Creation
جمع بندی حرکتایی که با نت داخلی میشه زد از الان ستاپشون کنید که بتونید توی موج بعدی قطعی نت ازشون استفاده کنید پروژهها و متدها : - متد master http relay (MHR) : معرفی و اموزش متد نکاتی درمورد این متد یوتیوب وب رو با سرعت بالا میاره، توییتر وب رو با سرعت…
ممنون میشم این پست رو داخل چنلاتون اشتراک گذاری کنین تا بیشتر دیده بشه و توی دور بعدی قطعی نت افراد کمتری قطع بشن.
از منظر روانپزشکی مواجههی یک فرد با فوبیایی که داره منجر به پاسخهای شدید به شرایط خطر مثل بالا رفتن ضربان قلب، فشار خون و تعداد تنفس میشه و حتی در شرایطی میتونه منجر به حملات پنیک بشه. اما یک فوبیای استثنا وجود داره که دقیقا برعکسِ این قضیه عمل میکنه: فوبیای خون (hemophobia). افرادی که این فوبیا رو دارن در مواجهه با خون دچار افت فشار خون و ضربان قلب میشن که حتی ممکنه به سینکوپ (غش کردن) ختم بشه. متفاوت بودن این فوبیا علاوه بر اینکه دلیل نورولوژیک داره یه دلیل تکاملی جالب هم داره.
فوبیاهای غیر از فوبیای خون و جراحت باعث فعال شدن آمیگدال میشن. این مرکز داخل مغز در ترس، خطر و موقعیتهای استرسزا فعالیتش بیشتر میشه. هرچند فعالیت این بخش توسط بخشهای مرتبط با منطق از مغز مثل قشر پره فرانتال میتونه سرکوب بشه اما در فردی که فوبیا داره کنترل منطقی قشر تا حد زیادی از دست میره و آمیگدال فرد در مواجهه با عامل فوبیا دچار فعالیت بیش از حد و تحریک سمپاتیک میشه. در پی تحریک سمپاتیک توسط آمیگدال، فرد با بالا رفتن ضربان قلب و فشار خون وارد فاز "ستیز یا گریز" (fight-or-flight) میشه.
فردی که فوبیای خون داره در مواجهه با خون ابتدا همین مسیرش فعال میشه، تحریک آمیگدال و فعال شدن سمپاتیک. اما پس از مدت کوتاهی، عامل دیگهای بازی رو تغییر میده: قشر اینسولار (insular cortex). این بخش مغز یکی از مهمترین مراکز آگاهی از وضعیت درونی بدن مثل ضربان قلب و تنفس هستش. در فردی که فوبیای خون داره، همزمان با فعال شدن سیستم سمپاتیک، قشر اینسولار وارد بازی میشه و اثرات سمپاتیک رو سرکوب میکنه. با ارتباطهایی که با سیستم پاراسمپاتیک داره باعث فعال شدن این سیستم میشه که اثرات برعکس سیستم سمپاتیک رو اعمال میکنه: کاهش ضربان قلب و فشار خون، تا حدی که فشار به قدری پایین بیاد که خون به مغز نرسه و فرد غش کنه.
درمورد فعال شدن اینسولار در مواجهه با خون دلایل مختلفی وجود داره. یکی از فرضیهها به نقشِ تکاملی اینسولار برمیگرده. این بخش در تفسیر وضعیت درونی بدن نقش داره و دیدن خون براش به صورت وجود زخم و خونریزی در بدن تفسیر میشه. تئوریای که وجود داره اینه که اینسولار تصمیم میگیره فشار خون رو پایین بیاره تا اگر زخمی وجود داشته باشه کمترین میزان خون از دست بره و قبل از رسیدن میزان خون به نقطه بحرانی، زخم لخته ببنده و فرد زنده بمونه. فعال شدن اینسولار در مواجهه با خون صرفا مختص افراد دارای فوبیای خون نیست، در خیلی از افراد گزارش شده که با مواجه شدن با خون پاراسمپاتیک فعال میشه. اما فقط در درصد کمی از افراد افت فشار به حدی میرسه که برای فرد مشکل ایجاد کنه و تبدیل به اختلال بشه. محیط، تجربیات کودکی و ژنتیک همگی در میزان پاسخ اینسولار و به وجود اومدن فوبیای خون نقش دارن.
رفرنس:
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC5135249/
فوبیاهای غیر از فوبیای خون و جراحت باعث فعال شدن آمیگدال میشن. این مرکز داخل مغز در ترس، خطر و موقعیتهای استرسزا فعالیتش بیشتر میشه. هرچند فعالیت این بخش توسط بخشهای مرتبط با منطق از مغز مثل قشر پره فرانتال میتونه سرکوب بشه اما در فردی که فوبیا داره کنترل منطقی قشر تا حد زیادی از دست میره و آمیگدال فرد در مواجهه با عامل فوبیا دچار فعالیت بیش از حد و تحریک سمپاتیک میشه. در پی تحریک سمپاتیک توسط آمیگدال، فرد با بالا رفتن ضربان قلب و فشار خون وارد فاز "ستیز یا گریز" (fight-or-flight) میشه.
فردی که فوبیای خون داره در مواجهه با خون ابتدا همین مسیرش فعال میشه، تحریک آمیگدال و فعال شدن سمپاتیک. اما پس از مدت کوتاهی، عامل دیگهای بازی رو تغییر میده: قشر اینسولار (insular cortex). این بخش مغز یکی از مهمترین مراکز آگاهی از وضعیت درونی بدن مثل ضربان قلب و تنفس هستش. در فردی که فوبیای خون داره، همزمان با فعال شدن سیستم سمپاتیک، قشر اینسولار وارد بازی میشه و اثرات سمپاتیک رو سرکوب میکنه. با ارتباطهایی که با سیستم پاراسمپاتیک داره باعث فعال شدن این سیستم میشه که اثرات برعکس سیستم سمپاتیک رو اعمال میکنه: کاهش ضربان قلب و فشار خون، تا حدی که فشار به قدری پایین بیاد که خون به مغز نرسه و فرد غش کنه.
درمورد فعال شدن اینسولار در مواجهه با خون دلایل مختلفی وجود داره. یکی از فرضیهها به نقشِ تکاملی اینسولار برمیگرده. این بخش در تفسیر وضعیت درونی بدن نقش داره و دیدن خون براش به صورت وجود زخم و خونریزی در بدن تفسیر میشه. تئوریای که وجود داره اینه که اینسولار تصمیم میگیره فشار خون رو پایین بیاره تا اگر زخمی وجود داشته باشه کمترین میزان خون از دست بره و قبل از رسیدن میزان خون به نقطه بحرانی، زخم لخته ببنده و فرد زنده بمونه. فعال شدن اینسولار در مواجهه با خون صرفا مختص افراد دارای فوبیای خون نیست، در خیلی از افراد گزارش شده که با مواجه شدن با خون پاراسمپاتیک فعال میشه. اما فقط در درصد کمی از افراد افت فشار به حدی میرسه که برای فرد مشکل ایجاد کنه و تبدیل به اختلال بشه. محیط، تجربیات کودکی و ژنتیک همگی در میزان پاسخ اینسولار و به وجود اومدن فوبیای خون نقش دارن.
رفرنس:
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC5135249/
PubMed Central (PMC)
Vasovagal Syncope As A Manifestation Of An Evolutionary Selected Trait
Some observations suggest that typical (emotional or orthostatic) vasovagal syncope (VVS) is not a disease, but rather a manifestation of a non-pathological trait. We conducted an extensive bibliographic research on the vasovagal reactions in ...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سال 54 وقتی که آریامهر استارت پروژه نیروگاه اتمی بوشهر رو زد (بله ایده و استارت این پروژه کار خودش بود نه آخوند) آخوندا شدید مخالفت کردن با این قضیه. چون از نظرشون انرژی هستهای مخالف اصول اسلام و "حرام" و نشونهی "غرب زدگی" بود. اینجا داره بهشون درمورد دلایل لزوم وجود برق اتمی داخل کشور توضیح میده. اون بخشی که میگه "باید مردمی زنده بمانند که صاحب دین باشند" واقعا دردناکه؛ انگار واضحا میتونست ببینه این جماعت اهمیتی به جون مردم نمیدن.
Pillars of Creation
یوتیوب وب رو با سرعت بالا میاره، توییتر وب رو با سرعت خوب، تلگرام دسکتاپ رو با سرعت پایین،
یکی از دوستان توی دایرکت سوال جالبی رو پرسید: چطور یه روش ویدیوهای حجمبالای یوتیوب رو خوب میاره اما تلگرام که صرفا پیامه و حجم کمی مصرف میکنه رو خیلی ضعیف میاره؟
جواب این سوال به معماری متفاوت شبکه و بکاند این دوتا اپ مربوطه.
توی حوزه شبکه اصطلاحی داریم به اسم payload. به معنی دیتایی که طی 1 ریکوئست بین کلاینت و سرور جا به جا میشه. تلگرام به عنوان یه پیامرسان تغییرات لحظهای داخلش خیلی اهمیت داره. تغییراتی مثل ارسال دریافت پیام یا ادیت و حذف و چیزهای دیگه که در هر لحظه میتونن اتفاق بیفتن. در مقابل یوتیوب یه اپ مخصوص استریم ویدیو هستش که تغییرات لحظهای اونقدری اهمیت نداره داخلش. یه ویدیو محتواش تغییری نمیکنه و از اول تا آخرش سرور میدونه در هر لحظه چه فریمی رو باید ارسال کنه.
از این رو با توجه به کاربریای متفاوتی که این دوتا اپ دارن معماری شبکهشون هم متفاوت انجام شده. تلگرام به علت اهمیت زیاد تغییرات لحظهای از تعداد ریکوئستهای زیاد در هر ثانیه استفاده میکنه که در هر ریکوئست حجم payload کم و در حد چند صد بایته؛ تا بتونه خیلی سریع تغییرات رو اعمال و آپدیت کنه. در مقابل یوتیوب چون تغییر خاصی نیاز نیست اعمال کنه از تعداد ریکوئستهای کم در هر ثانیه با حجم payload بالا در هر ریکوئست استفاده میکنه که حجم هر payload میتونه بین 1 تا 10 مگابایت باشه. به زبون ساده:
یوتیوب: تعداد ریکوئستای کم با حجم payload زیاد
تلگرام: تعداد ریکوئستای زیاد با حجم payload کم
محدودیتی که توی متد MHR هست محدودیت میزان payload نیست بلکه محدودیت زمانی در انجام هر ریکوئسته؛ چون ریکوئستی که میفرستین چند مرحله و سرور رو طی میکنه تا به نتیجه برسه و باعث میشه زمان به نسبت زیادی طول بکشه؛ که باعث میشه این روش با معماری شبکه یوتیوب سازگارتر باشه تا تلگرام.
جواب این سوال به معماری متفاوت شبکه و بکاند این دوتا اپ مربوطه.
توی حوزه شبکه اصطلاحی داریم به اسم payload. به معنی دیتایی که طی 1 ریکوئست بین کلاینت و سرور جا به جا میشه. تلگرام به عنوان یه پیامرسان تغییرات لحظهای داخلش خیلی اهمیت داره. تغییراتی مثل ارسال دریافت پیام یا ادیت و حذف و چیزهای دیگه که در هر لحظه میتونن اتفاق بیفتن. در مقابل یوتیوب یه اپ مخصوص استریم ویدیو هستش که تغییرات لحظهای اونقدری اهمیت نداره داخلش. یه ویدیو محتواش تغییری نمیکنه و از اول تا آخرش سرور میدونه در هر لحظه چه فریمی رو باید ارسال کنه.
از این رو با توجه به کاربریای متفاوتی که این دوتا اپ دارن معماری شبکهشون هم متفاوت انجام شده. تلگرام به علت اهمیت زیاد تغییرات لحظهای از تعداد ریکوئستهای زیاد در هر ثانیه استفاده میکنه که در هر ریکوئست حجم payload کم و در حد چند صد بایته؛ تا بتونه خیلی سریع تغییرات رو اعمال و آپدیت کنه. در مقابل یوتیوب چون تغییر خاصی نیاز نیست اعمال کنه از تعداد ریکوئستهای کم در هر ثانیه با حجم payload بالا در هر ریکوئست استفاده میکنه که حجم هر payload میتونه بین 1 تا 10 مگابایت باشه. به زبون ساده:
یوتیوب: تعداد ریکوئستای کم با حجم payload زیاد
تلگرام: تعداد ریکوئستای زیاد با حجم payload کم
محدودیتی که توی متد MHR هست محدودیت میزان payload نیست بلکه محدودیت زمانی در انجام هر ریکوئسته؛ چون ریکوئستی که میفرستین چند مرحله و سرور رو طی میکنه تا به نتیجه برسه و باعث میشه زمان به نسبت زیادی طول بکشه؛ که باعث میشه این روش با معماری شبکه یوتیوب سازگارتر باشه تا تلگرام.
استاد روانپزشکیمون ترم پیش یه کیس جالب اختلال دوقطبی مطرح کرده بود: طرف توی فاز افسردگی پیشش نیومده بود که اوکی بشه، بلکه توی فاز مانیا اومده بود تا یه دارویی بگیره و همیشه توی فاز مانیا باقی بمونه. برادر خیلی خوش گذشته بود بهش😂 به نظر میومد طرف یه بار فاز مانیا و دپرشن بعدش رو تجربه کرده بود و دوباره وارد فاز مانیا شده بود و نمیخواست دپرشنِ بعدی سراغش بیاد. البته که همچین دارویی نداریم و طرف اگه خیلی پیگیر باشه در نهایت کارش به شیشه و کوکائین میکشه تا یه فازی شبیه مانیا رو تجربه کنه. جالبه که با وجود پیشرفت نوروساینس همچنان ما دقیق نمیدونیم چرا توی اختلال دوقطبی بیمار بین این دوتا فاز نوسان میکنه؛ ولی یه سری تئوریا درموردش وجود داره.
یکی از مطرحترین تئوریها که برای سوییچ شدن بین دو فاز مانیا و دپرشن وجود داره به هم خوردن تعادل هوموستئازی داخل مدارهای مغز و تلاش مغز برای برگردوندن وضعیت به حالت اوله. یک عامل اولیه (مثل کم خوابی) باعث میشه بعضی از مدارهای مرتبط با لذت و خواب و نوروترنسمیترهاشون (عمدتا دوپامین، سروتونین و نوراپینفرین) دچار فعالیت بیش از حد بشن که باعث میشه علائم اپیزود مانیا بروز پیدا کنه: مود بالا، افزایش انرژی، کمبود نیاز به خواب، افزایش اعتماد به نفس و خود بزرگ بینی، پرحرفی بیش از حد و تمایل زیاد به انجام فعالیتهای لذت بخشِ خطرناک. فعالیت بیش از حد این مدارها میتونه برای روزها و هفتهها ادامه پیدا کنه توی زندگی فرد اختلال ایجاد کنه تا جایی که منجر به بستری شدنش برای جلوگیری از آسیب به خودش یا دیگران بشه. بعد از مدتی، مغز تلاش میکنه با انجام واکنشهای جبرانی وضعیت رو به حالت تعادل برگردونه. مثل کم کردن گیرندهها و پایین آوردن میزان نوروترنسمیترهای این مدارها. گاهی این واکنش جبرانی بیش از حد پیش میره و فرد وارد قطب مقابل مانیا، یعنی افسردگی میشه. اپیزودهای افسردگی طولانیتر از اپیزودهای مانیا هستن. توی این اپیزود هم احتمالش هست دوباره مغز تلاش کنه واکنش تعادلی جبرانی انجام بده و بیش از حد پیش بره و فرد دوباره وارد فاز مانیا بشه؛ و دوباره همین سیکل نوسانی ادامه پیدا کنه.
جالبه که علاوه بر اینکه ما هنوز فرایند سوییچ رو دقیق نمیدونیم، با مکانیسم درمان یه سری داروهاش هم همچنان کامل آشنا نیستیم😂مثل همین لیتیم که به طور گسترده برای درمانش استفاده میشه و صرفا میدونیم که عمل میکنه. در کل اختلالیه که نه دقیق میدونیم چطور کار میکنه نه دقیق میدونیم چطور درمان میشه.
یکی از مطرحترین تئوریها که برای سوییچ شدن بین دو فاز مانیا و دپرشن وجود داره به هم خوردن تعادل هوموستئازی داخل مدارهای مغز و تلاش مغز برای برگردوندن وضعیت به حالت اوله. یک عامل اولیه (مثل کم خوابی) باعث میشه بعضی از مدارهای مرتبط با لذت و خواب و نوروترنسمیترهاشون (عمدتا دوپامین، سروتونین و نوراپینفرین) دچار فعالیت بیش از حد بشن که باعث میشه علائم اپیزود مانیا بروز پیدا کنه: مود بالا، افزایش انرژی، کمبود نیاز به خواب، افزایش اعتماد به نفس و خود بزرگ بینی، پرحرفی بیش از حد و تمایل زیاد به انجام فعالیتهای لذت بخشِ خطرناک. فعالیت بیش از حد این مدارها میتونه برای روزها و هفتهها ادامه پیدا کنه توی زندگی فرد اختلال ایجاد کنه تا جایی که منجر به بستری شدنش برای جلوگیری از آسیب به خودش یا دیگران بشه. بعد از مدتی، مغز تلاش میکنه با انجام واکنشهای جبرانی وضعیت رو به حالت تعادل برگردونه. مثل کم کردن گیرندهها و پایین آوردن میزان نوروترنسمیترهای این مدارها. گاهی این واکنش جبرانی بیش از حد پیش میره و فرد وارد قطب مقابل مانیا، یعنی افسردگی میشه. اپیزودهای افسردگی طولانیتر از اپیزودهای مانیا هستن. توی این اپیزود هم احتمالش هست دوباره مغز تلاش کنه واکنش تعادلی جبرانی انجام بده و بیش از حد پیش بره و فرد دوباره وارد فاز مانیا بشه؛ و دوباره همین سیکل نوسانی ادامه پیدا کنه.
جالبه که علاوه بر اینکه ما هنوز فرایند سوییچ رو دقیق نمیدونیم، با مکانیسم درمان یه سری داروهاش هم همچنان کامل آشنا نیستیم😂مثل همین لیتیم که به طور گسترده برای درمانش استفاده میشه و صرفا میدونیم که عمل میکنه. در کل اختلالیه که نه دقیق میدونیم چطور کار میکنه نه دقیق میدونیم چطور درمان میشه.
Pillars of Creation
استاد روانپزشکیمون ترم پیش یه کیس جالب اختلال دوقطبی مطرح کرده بود: طرف توی فاز افسردگی پیشش نیومده بود که اوکی بشه، بلکه توی فاز مانیا اومده بود تا یه دارویی بگیره و همیشه توی فاز مانیا باقی بمونه. برادر خیلی خوش گذشته بود بهش😂 به نظر میومد طرف یه بار فاز…
کشف لیتیم به عنوان درمان اختلال دوقطبی داستان جالبی پشتش داره. در واقع کشفش به صورت هدفمند نبود و خیلی اتفاقی و رندوم بود. یه پزشک استرالیایی به اسم جان کید (John Cade) که یه سرباز هم بود، در دوره جنگ جهانی دوم بعد از سقوط سنگاپور به دست ژاپن زندانی شد. در دورهی زندانی بودنش به همسنگرهاش که بعضیاشون وارد اپیزودهای مانیا میشدن دقت کرد و یه تئوری رو پیش خودش مطرح کرد: وجود اپیزودهای مانیا به علت یه ماده داخل مغز افراده که این ماده با ادرار از بدن بیرون میره.
جنگ تموم شد و کِید از زندان بیرون اومد و شروع به انجام آزمایشاتش در این زمینه کرد. روش کارش این بود که ادرار کسایی که توی فاز مانیا بودن رو به خوکچههای هندی تزریق میکرد تا اثرش رو روی اون ها بررسی کنه. مشاهدهای که داشت این بود که حیوونهایی که ادرار بیماران مانیک رو دریافت کرده بودن سریعتر مسموم میشن و ظاهرا ادرار افراد توی فاز مانیا سمیتر از افراد عادیه. که البته الان میدونیم همچین چیزی اشتباهه و توی مشاهداتش خطا داشت و اختلال بایپولار تاثیری توی ادرار نداره.
کِید حدس زد این ماده سمی که باعث فاز مانیا میشه اوریک اسید باشه که داخل ادرار هم وجود داره. برای تست کردن این فرضیه اومد اوریک اسید رو به تنهایی به خوکچهها تزریق کنه تا اثرشو ببینه. اما اوریک اسید حلالیت کمی داخل آب داره و کید برای درست کردن محلولهای اوریک اسید مجبور شد از چنتا ترکیب دیگه هم در کنارش استفاده کنه تا بتونه داخل آب حلش کنه. یکی از چیزهایی که امتحان کرد لیتیوم بود. اون مشاهده کرد خوکچههایی که لیتیوم به همراه اوریک اسید بهشون تزریق شده بود به نسبت بقیه خوکچهها آرومتر و کمتحرکتر بودن.
کید شک کرد که شاید چیزی که باعث شده این خوکچهها آروم و داون بشن لیتیوم باشه. این ایده توی ذهنش اومد که شاید تزریق لیتیم به بیمارهایی که توی فاز مانیا هستن بتونه آرومشون کنه. برای همین شروع به تزریق لیتیم به این بیمارها کرد و مشاهده کرد لیتیم اثرات خیلی خوبی در کاهش علائم مانیا داره. اون این کشفش رو منتشر کرد. اما تا حدود 20 سال کسی این کشف رو جدی نگرفت. شرکتای داروسازی زیاد علاقهای به این قضیه نداشتن چون لیتیم یه عنصر طبیعی بود و نمیتونستن پتنتش کنن و انحصاریش کنن و ازش خوب پول دربیارن.
بعد از حدود 20 سال کم کم استفاده از لیتیم برای درمان بیمارهای فاز مانیا جا افتاد. تا قبل از اون زمان هیچ درمان موثری برای مانیا وجود نداشت و خیلی از بیمارها ماهها و سالها توی آسایشگاههای روانی بستری میشدن. امروزه لیتیم همچنان به عنوان یکی از اصلیترین داروهای اختلال دوقطبی استفاده میشه. هرچند مکانیسم دقیق اثرش همچنان کامل مشخص نشده و صرفا بخشیش رو میدونیم. دوز این دارو هم حتما باید توسط روانپزشک به دقت تعیین بشه چون فاصلهی بین دوز درمانی و دوز سمیش خیلی کمه.
جنگ تموم شد و کِید از زندان بیرون اومد و شروع به انجام آزمایشاتش در این زمینه کرد. روش کارش این بود که ادرار کسایی که توی فاز مانیا بودن رو به خوکچههای هندی تزریق میکرد تا اثرش رو روی اون ها بررسی کنه. مشاهدهای که داشت این بود که حیوونهایی که ادرار بیماران مانیک رو دریافت کرده بودن سریعتر مسموم میشن و ظاهرا ادرار افراد توی فاز مانیا سمیتر از افراد عادیه. که البته الان میدونیم همچین چیزی اشتباهه و توی مشاهداتش خطا داشت و اختلال بایپولار تاثیری توی ادرار نداره.
کِید حدس زد این ماده سمی که باعث فاز مانیا میشه اوریک اسید باشه که داخل ادرار هم وجود داره. برای تست کردن این فرضیه اومد اوریک اسید رو به تنهایی به خوکچهها تزریق کنه تا اثرشو ببینه. اما اوریک اسید حلالیت کمی داخل آب داره و کید برای درست کردن محلولهای اوریک اسید مجبور شد از چنتا ترکیب دیگه هم در کنارش استفاده کنه تا بتونه داخل آب حلش کنه. یکی از چیزهایی که امتحان کرد لیتیوم بود. اون مشاهده کرد خوکچههایی که لیتیوم به همراه اوریک اسید بهشون تزریق شده بود به نسبت بقیه خوکچهها آرومتر و کمتحرکتر بودن.
کید شک کرد که شاید چیزی که باعث شده این خوکچهها آروم و داون بشن لیتیوم باشه. این ایده توی ذهنش اومد که شاید تزریق لیتیم به بیمارهایی که توی فاز مانیا هستن بتونه آرومشون کنه. برای همین شروع به تزریق لیتیم به این بیمارها کرد و مشاهده کرد لیتیم اثرات خیلی خوبی در کاهش علائم مانیا داره. اون این کشفش رو منتشر کرد. اما تا حدود 20 سال کسی این کشف رو جدی نگرفت. شرکتای داروسازی زیاد علاقهای به این قضیه نداشتن چون لیتیم یه عنصر طبیعی بود و نمیتونستن پتنتش کنن و انحصاریش کنن و ازش خوب پول دربیارن.
بعد از حدود 20 سال کم کم استفاده از لیتیم برای درمان بیمارهای فاز مانیا جا افتاد. تا قبل از اون زمان هیچ درمان موثری برای مانیا وجود نداشت و خیلی از بیمارها ماهها و سالها توی آسایشگاههای روانی بستری میشدن. امروزه لیتیم همچنان به عنوان یکی از اصلیترین داروهای اختلال دوقطبی استفاده میشه. هرچند مکانیسم دقیق اثرش همچنان کامل مشخص نشده و صرفا بخشیش رو میدونیم. دوز این دارو هم حتما باید توسط روانپزشک به دقت تعیین بشه چون فاصلهی بین دوز درمانی و دوز سمیش خیلی کمه.
دقت کردین توی بنرای کلیکی تبلیغ سایتای بت از چیزای اروتیک استفاده میشه؟ من یه چنتایی از این بنرا برای سایتای مختلف بت این چندوقت به پستم خوردن و از اونجایی که حدس زدم این الگوی تکراری باید یه قضیه پشتش داشته باشه رفتم پیش رو گرفتم و دیدم بله! کاملا هدفمند این کار انجام میشه. یه دلیلش که کاملا معلومه، چیزای اروتیک سریعتر توجهو جلب میکنن و باعث دیده شدنِ بیشتر بنر میشن. اما اصل کار یه چیز دیگهس. قمار و محرکهای جنسی هر جفتشون سیستم "انتظار برای لذت" مغز رو فعال میکنن. بخش زیادی از لذتی که قمار داره اون "انتظار برای برنده شدن" هستش نه خودِ برنده شدن. محرکای اروتیک هم در واقع همین سیستمو فعال میکنن و اون حالت "انتظار برای لذت" رو فراهم میکنن. به عبارتی محرک اروتیک این سیستمو فعال میکنه و احتمال اینکه طرف بخواد بره بت بزنه رو بیشتر میکنن. از طرف دیگه محرکای اروتیک کنترل منطقی کورتکس رو کمتر میکنن و باعث انجام رفتارهای تکانهای بیشتر میشن. این دقیقا چیزیه که توی قمار نیازه. طرف بدون فکر کردن به عواقب بیاد و با تکانههایی که داره پول بیشتری رو بریزه وسط. حالا شاید فکر کنین که اوکی من گول این بنرو نمیخورم ولی از لحاظ آماری و توی جمعیتای بالا حساب کنیم میصرفه براشون. برای مثال شاید از هر 1000 نفری که یه بنر عادی رو ببینن 5 نفر کلیک کنن روش اما با آوردن یه عنصر اروتیک توی بنر که هیچ هزینه خاصی هم نداره مثلا 25 نفر کلیک میکنن روش. شاید شما گول نخورین ولی اون 25 نفر میخورن، که برای صاحب سایت بت یعنی پولِ بیشتر.
Forwarded from مسیحاداموس
Pillars of Creation
استاد روانپزشکیمون ترم پیش یه کیس جالب اختلال دوقطبی مطرح کرده بود: طرف توی فاز افسردگی پیشش نیومده بود که اوکی بشه، بلکه توی فاز مانیا اومده بود تا یه دارویی بگیره و همیشه توی فاز مانیا باقی بمونه. برادر خیلی خوش گذشته بود بهش😂 به نظر میومد طرف یه بار فاز…
دوستمون راجع به فاز مانیا(mania حالت سرخوشی) توی بیماران دارای اختلال دو قطبی پست گذاشته و من نتونستم جلوی خودمو بگیرم که این اطلاعات زبانشناسی مربوط بهش رو نگم.
✦Mania(noun): دیوانگی، شیدایی، عشق، هیجان بی دلیل و زیاد به چیزی
کلمه ی mania ریشه ی بسیاری از کلمات انگلیسیه که همشون به معنی دیوانگی و شیدایی هستن. مثل maniac که یعنی دیوانه.
ولی میدونید ریشه خود کلمه mania از کجا اومده؟ از فعلش.
✦maínomai
فعلش هست که به یونانی یعنی دیوانه شدن شیدا شدن به شور و هیجان افتادن.
ولی فعلش یه ریشه ی قدیمی تر هم داره.
و فکر میکنید اون ریشه چی میتونه باشه؟
یکمی فکر کنین شاید تونستین حدس بزنین.
نه؟
نشد؟
خودم بگم؟
✦Men🤣🤣🤣🤣🤣
متاسفم ولی ریشه هندواروپاییش همینه.
یادمه سر کلاس وقتی استادمون که یه مرد سن بالای سرسفیده گفتش یهو همه دخترا باهم از خنده ترکیدیم. انقدر خندیدیم که دیگه پسرا هم خندشون گرفت و دخترایی که تازه کات کرده بودن میگفتن الان همه چی منطقی شد برامون🤣
دیگه انقدر خندمون بند نیومد که استاد برامون منفی گذاشت.
🔻ولی!حالا درسته گفتم men ولی به اینجا معنی مرد نیست. یه ریشهاس و صرفا تشابه ظاهری با کلمه men به معنی مردان داره.
اینجا به معنی ذهن،فکر کردن، حالت ذهنیه.
این ریشه تشکیل دهنده ی خیلی کلمات دیگه هم هست مثل
▸ mind
▸ mental
▸ memory
▸ mention
🔻حالا چیشد که توی زبان از ذهن به دیوانگی رسیدیم؟ چرا از دل واژه ذهن لغات دیوانگی تشکیل شدن؟ درحالی که ما میدونیم این اختلال قطعا دلایل جسمی و فیزیکی هم داره.
البته که الان ما میدونیم ولی اونا تو یونان باستان نمیدونستن. تو زبان های باستانی خیلی از مفاهیم اندیشیدن،آگاهی،هیجان شدید،جنون، و حتی عاشقی رو فعالیت فقط ذهنی میدونستن.
🔻نکته دیگه هم اینه که mania توی یونان باستان همیشه مفهوم منفی نداشت. معنی عاشقی و یه حالت عرفانی هم داشت برای همین بجای دیوانگی بیشتر به حالت شیدایی ترجمه و استفاده میشه.
ᯓ💡| #NerdyFact
✦Mania(noun): دیوانگی، شیدایی، عشق، هیجان بی دلیل و زیاد به چیزی
کلمه ی mania ریشه ی بسیاری از کلمات انگلیسیه که همشون به معنی دیوانگی و شیدایی هستن. مثل maniac که یعنی دیوانه.
ولی میدونید ریشه خود کلمه mania از کجا اومده؟ از فعلش.
✦maínomai
فعلش هست که به یونانی یعنی دیوانه شدن شیدا شدن به شور و هیجان افتادن.
ولی فعلش یه ریشه ی قدیمی تر هم داره.
و فکر میکنید اون ریشه چی میتونه باشه؟
یکمی فکر کنین شاید تونستین حدس بزنین.
نه؟
نشد؟
خودم بگم؟
✦Men🤣🤣🤣🤣🤣
متاسفم ولی ریشه هندواروپاییش همینه.
یادمه سر کلاس وقتی استادمون که یه مرد سن بالای سرسفیده گفتش یهو همه دخترا باهم از خنده ترکیدیم. انقدر خندیدیم که دیگه پسرا هم خندشون گرفت و دخترایی که تازه کات کرده بودن میگفتن الان همه چی منطقی شد برامون🤣
دیگه انقدر خندمون بند نیومد که استاد برامون منفی گذاشت.
🔻ولی!حالا درسته گفتم men ولی به اینجا معنی مرد نیست. یه ریشهاس و صرفا تشابه ظاهری با کلمه men به معنی مردان داره.
اینجا به معنی ذهن،فکر کردن، حالت ذهنیه.
این ریشه تشکیل دهنده ی خیلی کلمات دیگه هم هست مثل
▸ mind
▸ mental
▸ memory
▸ mention
🔻حالا چیشد که توی زبان از ذهن به دیوانگی رسیدیم؟ چرا از دل واژه ذهن لغات دیوانگی تشکیل شدن؟ درحالی که ما میدونیم این اختلال قطعا دلایل جسمی و فیزیکی هم داره.
البته که الان ما میدونیم ولی اونا تو یونان باستان نمیدونستن. تو زبان های باستانی خیلی از مفاهیم اندیشیدن،آگاهی،هیجان شدید،جنون، و حتی عاشقی رو فعالیت فقط ذهنی میدونستن.
🔻نکته دیگه هم اینه که mania توی یونان باستان همیشه مفهوم منفی نداشت. معنی عاشقی و یه حالت عرفانی هم داشت برای همین بجای دیوانگی بیشتر به حالت شیدایی ترجمه و استفاده میشه.
ᯓ💡| #NerdyFact