Pillars of Creation
1.95K subscribers
290 photos
20 videos
14 files
110 links
"What we know is a drop, what we don't know is an ocean."
-Isaac Newton

دانشجوی پزشکی، علاقه‌مند به نجوم، تکامل و علوم شناختی

فهرست مطالب چنل:
https://t.me/c/2564876463/326

ناشناس:
https://t.me/HidenChat_Bot?start=442438802
Download Telegram
این‌ چندوقت کتاب 1984 جورج اورول که چندسالی می‌شد توی کتابخونه‌م داشت خاک می‌خورد رو رفتم سراغش. اورول این رمانو از زبان فردی نوشته که داخل یه حکومت توتالیتر زندگی می‌کنه. توصیف‌هایی که اورول توی این کتاب از سیاستای حکومتای توتالیتر می‌کنه واقعا دقیقه، طوری که من، به عنوان یه فردی که داخل همچین حکومتی زندگی می‌کنه، احساس می‌کنم این کتاب از روی زندگی ما نوشته شده.
وینستن دکمه‌ای را چرخاند و صدا تا اندازه‌ای کم شد؛ هرچند کلامش همچنان واضح به گوش می‌رسید. این دستگاه (که تله اسکرین نام داشت) قابلیت کم و زیاد کردن صدا را داشت، ولی به هیچ وجه نمی‌شد کاملا خاموشش کرد‌. تله اسکرین می‌توانست اطلاعات را همزمان ارسال و دریافت کند. هر صدایی که از وینستن در می‌آمد، هر صدایی که از نجوایی بسیار آهسته بلندتر بود، به وسیله تله اسکرین دریافت می‌شد. از این گذشته، تا وقتی که او در محدوده دید آن صفحه‌ی فلزی باقی می‌ماند، نه تنها صدایش را می‌شنیدند، بلکه تصویرش را هم می‌دیدند. البته به هیچ وجه نمی‌شد فهمید در کدام لحظه‌ی مشخص دارند فرد معینی را تماشا می‌کنند. هیچ کس به درستی نمی‌دانست که "پلیس اندیشه" در چه مواقعی، یا به چه طریقی، روی خط تله اسکرین فلان شخص می‌رود. حتی می‌شد تصور کرد آن ها در تمام مدت مراقب همه مردم هستند. باید با این فرض زندگی می‌کردی - و چون عادت بدل به غریزه می‌شود، واقعا هم با این فرض زندگی می‌کردی - که هر صدایی از خودت در آوری آن‌ها می‌شنوند، و جز در تاریکی، همه حرکاتت را به دقت زیر نظر دارند.

1984 - جرج اورول
Pillars of Creation
وینستن دکمه‌ای را چرخاند و صدا تا اندازه‌ای کم شد؛ هرچند کلامش همچنان واضح به گوش می‌رسید. این دستگاه (که تله اسکرین نام داشت) قابلیت کم و زیاد کردن صدا را داشت، ولی به هیچ وجه نمی‌شد کاملا خاموشش کرد‌. تله اسکرین می‌توانست اطلاعات را همزمان ارسال و دریافت…
ایده‌ی تله اسکرین که اورول مطرح می‌کنه در واقع همون ایده‌ی پان اوپتیکون هستش که یه حکومت توتالیتر در سطحی به بزرگی یه جامعه و کشور اعمال کرده. مردمی که هر لحظه رو با ترس این که ممکنه الان نظارت بشن زندگی کنن خود به خود رفتارشون رو طوری تغییر می‌دن که زیاد برای حکومت دردسر ساز نباشن. یه حکومت توتالیتر نیاز داره این احساس رو به مردمش القا کنه تا بتونه روشون کنترل داشته باشه وگرنه اگر این احساس وجود نداشته باشه مردم حرف‌هایی رو میزنن و کارایی رو می‌کنن که نباید.
یکی از دلایلی که آخوند نت رو قطع کرده و مردم رو سوق داده به سمت اپ‌های داخلی همینه. چون داخل اینترنت آزاد اون احساس نظارت رو به اندازه‌ی اپای داخلی نمی‌تونه اعمال کنه.
یکی از بهترین پروژه‌هایی که این چندوقت دیدم.
https://github.com/Kurdeus/Meli-Action/tree/main

باهاش میتونید ویدیوهای یوتیوب، اپای گوگل پلی و فایلای داخل چنلای پابلیک تلگرام رو با نت داخلی دان کنید. حتی یه بخشی داره که لینک سایت رو میدید و براتون محتواش رو با فرمت mhtml اپلود میکنه. کار باهاش هم خیلی راحته. اول فورکش کنید رو اکانت گیتهابتون، بعد برید توی تنظیمات اکشن ها و دسترسی‌هایی که داخل راهنما بهتون گفته رو بهش بدین. بعد برین توی بخش اکشن ها لینک مورد نظر رو به اون وورکفلو بدین و منتظر بمونین تا داخل رپویی که فورکش کردید آپلود کنه تا بتونین دانلودش کنین. راهنمای کامل‌تر رو داخل خود رپو نوشته.
Pillars of Creation
وینستن دکمه‌ای را چرخاند و صدا تا اندازه‌ای کم شد؛ هرچند کلامش همچنان واضح به گوش می‌رسید. این دستگاه (که تله اسکرین نام داشت) قابلیت کم و زیاد کردن صدا را داشت، ولی به هیچ وجه نمی‌شد کاملا خاموشش کرد‌. تله اسکرین می‌توانست اطلاعات را همزمان ارسال و دریافت…
زندگی نه هیچ شباهتی به دروغ‌های همیشگی تله اسکرین داشت، و نه حتی به آرمان‌هایی که حزب در تلاش برای دستیابی به آن بود. آرمان‌هایی که حزب ترسیم می‌کرد چیزی بود عظیم، هولناک، درخشان - جهانی بر ساخته از فولاد و بتن، ماشین‌آلاتی غول‌آسا و سلاح‌هایی وحشت‌انگیز - ملتی متشکل از جنگجویان و هواخواهانی متعصب که با همبستگی تمام پیش می‌رفتند. اما واقعیت شهرهایی بود دلگیر و رو به تباهی که مردمانش سوء‌ تغذیه داشتند و با کفش‌های سوراخ لخ‌لخ‌کنان این سو و آن سو می‌رفتند، در خانه‌های فکسنی قرن نوزدهمی که همیشه از آن‌ها بوی کلم می‌آمد.

1984 - جرج اورول
استادای دانشکده پزشکی اینطورین که اوکی جنگ بود و زیر صدای بمب و موشک نتونستین خوب درس بخونین؟ هیچ اشکالی نداره نگران نباشید ما هم سوالای امتحان رو طوری طراحی می‌کنیم که رزیدنت و فلوشیپ و اتندِ اون بخش هم نتونن جواب بدن.
پریروز به خاطر این متد جدید MITM + psiphon (همون شیر و خورشید) گیتهاب رو بستن چون یکی از دامین‌های وایتی که داخل این متد استفاده می‌شد دامین گیتهاب بود. هرچند بعدش دامین‌های دیگه‌ای جایگزینش شد و آخوندهای خر نتونستن کامل ببندنش اما متاسفانه تمام متدهایی که مبتنی بر گیتهاب بودن از جمله همین meli action که بالاتر معرفی کردم الان دیگه رفتن رو هوا. یه پروژه‌ دیگه‌ای هم اومده بود و تا خواستم معرفی کنم فیلتر شد.

https://github.com/edrisranjbar/g2ray
این پروژه روی خود اکانت گیتهاب ران میشه و بهتون یه کانفیگ vless میده که ظرفیتش حدودا 60 ساعته. طرز کارش هم اینجوره که اول باید فورکش کنید و بعد یه کد اسپیس براش بسازید و منتظر باشین توی ترمینال بهتون کانفیگتونو بده. اگر به هر نحوی میتونید به گیتهاب و کد اسپیساش متصل بشید اینم متد خوبیه. هر چند خودم از وقتی که دوباره رفت تو بلک لیست استفاده نکردم ببینم همچنان کار میکنه یا نه.
Pillars of Creation
پسر ایرانیا محشرن یه روشایی برای دور زدن این فیلترینگ سنگین دارن پیدا میکنن که به عقل شیطان هم نمیرسه. یه عزیزی توی گیتهاب یه روش درست کرده که ترافیک شبکه رو روی دامین گوگل رله میکنه و دیتا رو زیرش جا به جا میکنه! الان با همون وصل شدم. معلوم نیست تا کِی جواب…
پروژه MHR توی اپدیت جدیدش توییتر و هوش مصنوعی گراک رو هم بالا میاره. نکته‌ای که هست اینه که اپدیت کردنش صرفا دانلود سورس جدید و ران کردنش نیست، بلکه ساختن یه دیپلویمنت جدید با Code.gs جدید و اضافه کردنش به سورس جدیده. فایل سورس جدید رو می‌ذارم اگر دسترسی ندارید به گیتهاب.
چند نفر از دوستان توی دایرکت درمورد ران کردن MHR روی آیفون پرسیدن. سیستم عامل IOS به خاطر حفظ امنیتش اجازه دسترسی به یه سری چیزها و دور زدنشون رو نمی‌ده برای همین متاسفانه روی آیفون نمیشه اجراش کرد
Forwarded from Reza Pordal
سلام،
من با این روش تونستم پروژه MHR-CFW رو از طریق لپ‌تاپ با آیفون/آیپد به اشتراک بذارم.

• لپ‌تاپ و آیفون/آیپد باید به یک Wi-Fi مشترک وصل باشند.

🔹 ۱) فعال کردن اشتراک‌گذاری

داخل فایل config.json مقدار زیر را روی true بگذارید:

"lan_sharing": true

سپس پروژه را اجرا کنید.

اگر فایل پایتون پروژه را ران کنید، معمولاً IP و پورت‌ها داخل لاگ نمایش داده می‌شوند و نیازی نیست دستی IP را پیدا کنید:

LAN HTTP proxy : 192.168.8.111:8085
LAN SOCKS5 proxy : 192.168.8.111:1080


در این مثال:
• IP لپ‌تاپ: 192.168.8.111
• پورت HTTP: 8085
• پورت SOCKS5: 1080

اگر لاگ‌ها نمایش داده نشدند:

macOS:
ipconfig getifaddr en0


Windows:
ipconfig


و مقدار IPv4 Address را پیدا کنید.

🔹 ۲) تنظیم Proxy در آیفون/آیپد

مسیر زیر را باز کنید:

Settings → Wi-Fi → ⓘ → Configure Proxy → Manual

سپس:
• Server = IP لپ‌تاپ
• Port = 8085

🔹 ۳) ساخت SOCKS5

من از Shadowrocket استفاده کردم، ولی FoXray ،V2Box و Stash هم قابل استفاده‌اند.

گزینه + را بزنید و داخل برنامه:
• Type = SOCKS5
• Server = IP لپ‌تاپ
• Port = 1080

سپس Connect کنید. تا اینجا نسخه وب یوتوب و بقیه برنامه‌ها بالا میاد.

🔹 ۴) فعال کردن اپ YouTube

برای باز شدن اپ YouTube باید فایل ca.crt داخل پروژه را روی آیفون/آیپد نصب کنید.

فایل را با AirDrop، بله و ... به گوشی بفرستید و نصب کنید.

بعد از نصب:

Settings → General → About → Certificate Trust Settings

و گزینه mhr-cfw را فعال کنید.

⚠️ نکته:
فعلاً این روش برای من فقط باعث باز شدن YouTube می‌شود و اپ‌هایی مثل Telegramو Instagramهمچنان کار نمی‌کنند ولی اینستاگرام وب میاد.
Reza Pordal
سلام، من با این روش تونستم پروژه MHR-CFW رو از طریق لپ‌تاپ با آیفون/آیپد به اشتراک بذارم. • لپ‌تاپ و آیفون/آیپد باید به یک Wi-Fi مشترک وصل باشند. 🔹 ۱) فعال کردن اشتراک‌گذاری داخل فایل config.json مقدار زیر را روی true بگذارید: "lan_sharing": true سپس…
یکی از دوستان لطف کردن برای وصل کردن آیفون راهنمایی کردن
اول باید یه پیسی متصل به این متد داشته باشید و بعد طبق همین راه برید جلو تا ترافیک گوشی رو از روش تانل کنین
Pillars of Creation
زندگی نه هیچ شباهتی به دروغ‌های همیشگی تله اسکرین داشت، و نه حتی به آرمان‌هایی که حزب در تلاش برای دستیابی به آن بود. آرمان‌هایی که حزب ترسیم می‌کرد چیزی بود عظیم، هولناک، درخشان - جهانی بر ساخته از فولاد و بتن، ماشین‌آلاتی غول‌آسا و سلاح‌هایی وحشت‌انگیز …
برخلاف وینستن، جولیا معنای پنهان زاهدمآبی جنسی حزب را دریافته بود. مسئله فقط این نبود که غریزه‌ی جنسی دنیایی خاص خود پدید می‌آورد که خارج از کنترل حزب بود و بنابراین می‌بایست در صورت امکان نابود شود. نکته‌ی مهم‌تر این بود که نیاز جنسی انگیزه‌ای هیستریک ایجاد می‌کرد که مطلوب حزب بود، زیرا می‌توانست به جنون جنگ طلبی و پرستش رهبر بدل شود. جولیا آن را این‌طور بیان کرد : "وقتی عشق می‌ورزی، انرژی مصرف می‌کنی؛ بعدش هم احساس خوشحالی می‌کنی و محل سگ به هیچی نمی‌ذاری. اون‌ها خوش ندارند همچین احساسی داشته باشی. دلشون می‌خواد تمام مدت سرشار از انرژی باقی بمونی. همه این رژه‌ها و راهپیمایی‌ها و سوت‌کشیدن‌ها و کف‌زدن‌ها و پرچم تکون‌دادن‌ها فقط شکل منحرف شده‌ی رابطه جنسیه. وقتی تو از عمق وجودت احساس خوشحالی کنی، دیگه چه دلیلی داره برای اون مزخرفات تره خرد کنی؟"

1984 - جرج اورول
Pillars of Creation
برخلاف وینستن، جولیا معنای پنهان زاهدمآبی جنسی حزب را دریافته بود. مسئله فقط این نبود که غریزه‌ی جنسی دنیایی خاص خود پدید می‌آورد که خارج از کنترل حزب بود و بنابراین می‌بایست در صورت امکان نابود شود. نکته‌ی مهم‌تر این بود که نیاز جنسی انگیزه‌ای هیستریک ایجاد…
توی نظریه روانکاوی فروید، به دلیل محدودیت‌های جامعه بشری و تمدن، انرژی جنسی (libido) اجازه ابراز محدودی داره. از این رو برای اینکه یه نفر از منظر روانی متعادل بمونه به مجاری خروج دیگه‌ی این انرژی نیاز داره. یکی از مکانیسمای دفاعی ذهن برای این مشکل که فروید معرفی می‌کنه والایش (sublimation) نام داره. طی این مکانیسم فرد انرژی‌هایی از قبیل لیبیدو و خشم خودش رو به شکلی هدایت می‌کنه که قابل قبول برای اجتماع باشه. فروید سابلیمیشن رو مکانیسمی مفید برای جوامع و تمدن‌ها می‌دونست که می‌تونه باعث هدایت بخشی از لیبیدوی مردم جامعه به سمتِ کارهای علمی، هنری، تفکرات جدید و در کل پیشرفت اون جامعه بشه.

حکومت توتالیتر حاکم که اورول توی این کتاب معرفی می‌کنه دقیقا از مکانیسم سابلیمیشن استفاده می‌کنه، اما با شدتِ فوق العاده بیشتر. حزب حاکم، سکس رو به عنوان عملی برای لذت کاملا ممنوع اعلام کرده و مجازات سنگینی برای این کار در نظر گرفته. حتی با تبلیغ‌های گسترده کاری کرده این کار در نظر مردم به شدت مشمئز کننده به نظر بیاد، طوری که حتی یک جنبش وجود داره به اسم "سازمان جوانان ضد سکس" و اعضای این جنبش متعهد می‌شن که هیچوقت سکس نداشته باشن. تنها راهی که دو نفر می‌تونن رابطه داشته باشن اینه که به هدف بچه دار شدن باشه تا حزب بتونه اعضای جدید داشته باشه. به عبارتی، حکومت با سرکوب شدید لیبیدو و بستن تمام راه‌های تخلیه نرمال این انرژی، اون رو به جهتی که میخواد هدایت می‌کنه. جهت‌هایی از قبیل پرستش رهبر و پشتیبانی از حزب و دشمنی با دشمن‌های حزب.
Pillars of Creation
اساسا احداث شهر، مرحله‌ای تازه در تحول آگاهی بشر است. با پیدایش شهرها رابطه‌ی انسان‌ها با یکدیگر، با طبیعت و با خدایان تغییر می‌کند. در واقع ساختن شهر نوعی مشارکت انسان در آفرینش است. در اغلب اسطوره‌های جهان نوعی بی‌نظمی یا خائوس اولیه داریم که از دل آن نظم…
حکمای سومری درمورد شیوه آفرینش نظریات و اصولی را مطرح کردند که مبنا و پایه‌ی عقاید مردم در سراسر خاورمیانه شد. به عقیده آن‌ها اصل قدرت آفرینش یک کلمه بود که اصطلاحا کلمه آسمانی و یا اسم اعظم نام داشت. کار خدای آفریننده این بود که نقشه کار را بکشد و اسم چیزی را که قرار بود آفریده شود بر زبان براند. احتمالا فکر قدرت آفرینشِ کلمه‌ی آسمانی از تجربیات زمینی گرفته شده بود: این که پادشاهان با یک فرمان درخواست‌های خویش را عملی می‌کردند.

اساطیر خاورمیانه - عباس مخبر
Pillars of Creation
حکمای سومری درمورد شیوه آفرینش نظریات و اصولی را مطرح کردند که مبنا و پایه‌ی عقاید مردم در سراسر خاورمیانه شد. به عقیده آن‌ها اصل قدرت آفرینش یک کلمه بود که اصطلاحا کلمه آسمانی و یا اسم اعظم نام داشت. کار خدای آفریننده این بود که نقشه کار را بکشد و اسم چیزی…
توی یهودیت و اسلام کانسپتی وجود داره به نام "اسم اعظم" که توی روایت‌هاشون گفته می‌شه اگر کسی خدا رو به اسم اعظمش صدا کنه و درخواستی کنه همون لحظه انجام می‌شه. هرچند داخل روایت‌‌هاشون درمورد قدرت این اسم و نحوه استفاده ازش اختلاف‌هایی وجود داره اما کانسپت کلی‌ش یکسانه و یه چیزی مثل "اجی مجی لاترجی" خودمون هستش. طبق روایات تعداد افراد کمی بودن که این اسم رو میدونستن و ازش استفاده می‌کردن و چیزی نبود که هرکسی ازش خبر داشته باشه، فقط یه سری آدمای خاص. معروف‌ترین روایتی که درموردش هست مربوط به ماجرای سلیمان و بلقیس، ملکه سبا، هستش. سلیمان از زیردستانش می‌خواد که قبل از رسیدن ملکه سبا به قصر، تخت اون رو از محل سکونتش به اینجا بیارن. ازشون میپرسه که چه کسی می‌تونه این کار رو سریع‌تر انجام بده. یکی از جن‌ها که زیردستش کار می‌کرد می‌گه من این کار رو در طی یک روز انجام می‌دم و سلیمان می‌گه نه خیلی دیره. اینجای داستان یکی از وزیرهاش به اسم آصف ابن برخیا می‌گه من این کار رو توی یک چشم بر هم زدن انجام می‌دم و همون لحظه با استفاده از اسم اعظم اون تخت رو ظاهر می‌کنه. یه روایت دیگه‌ هم وجود داره که موسی با استفاده از این اسم تونست رود رو بشکافه و بنی اسرائیل رو از دست فرعون نجات بده.

داستانایی از این قبیل زیادن ولی خب همون طور که می‌بینید منشا این مفهوم به فرایندهای فراطبیعی و الهی برنمی‌گرده بلکه به اساطیر و مردم سومر برمی‌گرده که چند هزار سال قبل از به وجود اومدن یهودیت و اسلام وجود داشتن. با دیدن پادشاه‌های خودشون که صرفا با فرمان دادن می‌تونستن کارهای زیادی رو انجام بدن این مفهوم رو خلق کردن و با بقیه به اشتراک گذاشتنش. بعدتر هم قبایل سامی با مفهومش آشنا شدن و توی خاورمیانه پخشش کردن و در نهایت وارد یهودیت و بعد اسلام شد. جایی که تونست یک حالت عرفانی و فراطبیعی به خودش بگیره.