Pillars of Creation
2.01K subscribers
290 photos
21 videos
14 files
111 links
"What we know is a drop, what we don't know is an ocean."
-Isaac Newton

دانشجوی پزشکی، علاقه‌مند به نجوم، تکامل و علوم شناختی

فهرست مطالب چنل:
https://t.me/c/2564876463/326

ناشناس:
https://t.me/HidenChat_Bot?start=442438802
Download Telegram
نقش ژنتیک در تکوین ارتباطات انسانی

ارسطو انسان رو حیوانی در نظر می‌گرفت که "لوگوس" داره. ارسطو لوگوس رو به عنوان عقل و استدلال و توانایی بیانش به صورت گفتاری و زبانی در نظر می‌گرفت. بعدها فیلسوف‌های دیگه از اصطلاح "حیوان ناطق" برای انسان استفاده ‌کردن. همون طور که انسان‌ها از بدو تاریخ به این نتیجه رسیده بودن، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های گونه هوموساپینس با بقیه گونه‌ها، توانایی ارتباط‌های عمیق، گسترده و پیچیده با بقیه افراد گونه هستش. هیچ گونه‌ی دیگه‌ای به اندازه ما دارای ‌ارتباط‌ها و زبان‌های در این حد ساختارمند و پیچیده نیست. عوامل مختلفی روی این پیچیدگی تاثیر گذارن، از جمله بزرگتر بودن قشر فرونتال و انعطاف‌پذیرتر بودن حنجره برای تولید صداهای مختلف. در این بین، از نقش ژنتیک و جهش‌هایی که در طول تکامل روی بعضی ژن‌ها پیش اومد نمی‌شه چشم‌پوشی کرد؛ از جمله ژن‌هایی که باعث تکوین بخش‌های مربوط به زبان مغز می‌شن. مثل ژن FOXP2.

ژن FoxP2 اولین بار توی یه خانواده کشف شد که تعداد زیادی از اعضاشون توی ارتباط زبانی مشکل داشتن و بعد از مطالعه روشون متوجه شدن افرادی که مشکل داشتن در واقع توی این ژنشون جهش ایجاد شده بود. ژن FOXP2 در واقع تولید کننده‌ی پروتئینی به همین اسمه، این پروتئین یک فاکتور رونویسی هستش که باعث رونویسی و فعال شدن تعداد زیادی ژن می‌شه که در نهایت باعث تکوینِ درست بخش‌های مربوط به زبان و گفتار توی مغز می‌شه. برای همین جهش توی این ژن منجر به اختلال توی صحبت کردن می‌شه.

ورژن‌های مختلفی از این ژن توی گونه‌های مختلف وجود داره و همچنان توی ارتباط نقش داره. داخل پرنده‌های آواز خوان این ژن توی یادگیری آواز نقش داره. توی خفاش‌ها توی پژواک‌کاوی می‌تونه نقش داشته باشه و داخل موش‌ها روی ارتباطات فراصوتی که با موش‌های دیگه دارن.
توی یک آزمایش محقق‌ها ژن FOXP2 چندتا موش رو حذف کردن و به جای اون ورژن انسانی این ژن رو داخلشون جاگذاری کردن. نتیجه این شد که موش‌های دارای ورژن انسانی این ژن ارتباطات فراصوت پیچیده‌تری باهم داشتن نسبت به موش‌هایی که ورژن خودشون از این ژن رو داشتن.
Behrad's Random Bullshit
“Never use the data to prove the theory; but use the theory to interpret the data.”
دقت کردم روند ما آدما اکثر اوقات همین طوریه. یعنی ما نمیایم بر اساس شواهد و دیتاها نتیجه‌گیری کنیم. بلکه اول یه نتیجه‌گیری‌ای توی ذهنمون می‌کنیم و یه سوگیری‌ای داریم و بعد میایم شواهد رو در جهت اثبات اون عقیده‌ای که داریم تفسیر می‌کنیم. در این بین اون چیزایی که عقیده‌مون رو تایید می‌کنن توی ذهنمون خیلی بولدتر هستن و بیشتر بهشون توجه می‌کنیم و روشون مانور می‌دیم؛ و چیزایی که عقیده‌مون رو رد می‌کنن خیلی کمرنگ دیده می‌شن و ایگنورشون می‌کنیم.
سال نوی میلادی به کام 🥂

جا‌‌ داره امروز یه نگاهی بندازیم به تاریخچه تقویم میلادی‌. قبل از پدید اومدن تقویم میلادی، اروپاییا از تقویم‌های مختلفی استفاده می‌کردن؛ از جمله تقویم رومی. تقویم رومی تقویم دقیقی نبود و داخلش طول سال با طول گردش انتقالی زمین به دور خورشید یکی نبود برای همین تقویم از طبیعت عقب می‌افتاد و با فصل‌ها هماهنگ نبود. در سال 46 پیش از میلاد جمعی از ستاره‌شناس‌ها و ریاضی‌دان‌ها تقویم رومی رو اصلاح کردن و اون رو به ژولیوس سزار ارائه دادن. داخل این تقویم جدید هر سال 365.25 روز بود که هر چهار سال یک بار یک روز اضافه به عنوان کبیسه در نظر گرفته می‌شد. این تقویم مورد تایید ژولیوس سزار قرار گرفت و تقویم ژولیانی نام گرفت. اما مشکل اینجا بود ‌که طول مدت دقیق گردش انتقالی زمین 365.25 نبود بلکه 365.2422 بود و این باعث می‌شد داخل تقویم ژولیانی هر 128 سال 1 روز اشتباها به تقویم اضافه بشه. با گذشت زمان و قرن‌ها همین خطای کوچیک باعث شد تقویم دوباره از فصل‌ها و رویدادهای نجومی مثل اعتدال بهاری عقب بیفته و دوباره فکرها به سمت اصلاح تقویم بره. در سال 1582 میلادی، 16 قرن بعد از ابداع تقویم ژولیانی، گروهی از ستاره شناس‌ها تقویم رو اصلاح کردن و کبیسه‌گیری دقیق‌تری رو انجام دادن و اون رو به پاپ گرگوری ارائه دادن. پاپ گرگوری هم این تقویم رو تایید کرد و مبدا تقویم‌ رو هم‌ به میلاد مسیح تغییر داد؛ اینجا بود که تقویم گرگوری که به تقویم میلادی هم معروفه پدید اومد. تقویم گرگوری هم با وجود اصلاح شدن همچنان کامل دقیق نیست و هر 3300 سال یک روز خطا داره.
Pillars of Creation
تقویم گرگوری هم با وجود اصلاح شدن همچنان کامل دقیق نیست و هر 3300 سال یک روز خطا داره.
دقیق‌ترین و اصولی‌ترین تقویم دنیا تقویم خورشیدی یا جلالی هستش که توسط خیام ابداع شده و ما داریم استفاده می‌کنیم. دقیق‌ترین به این خاطر که کبیسه‌گیری خیام دقیق‌ترین کبیسه گیری نجومی داخل یه تقویم بوده که توی هر 5500 سال یک روز خطا داره. تقریبا دوبرابر دقیق‌تر از گرگوری. درمورد اینکه چرا اصولی‌ترین هست هم بعدا پست می‌ذارم و بیشتر توضیح می‌دم‌.
در جواب به کسایی که نگرانن "اینا برن فلانی میاد و من با فلانی مخالفم" : شما وقتی تا گردن داخل یه باتلاقین اولین اولویتتون اینه که از اون باتلاق دربیاین و داخلش خفه‌ نشین. نگرانی درمورد اینکه فلانی میاد فقط باعث می‌شه داخل همون باتلاقی که هستین بیشتر بمونین‌. اول باید بذارین اون کسی که دستش رو به سمتتون دراز کرده تا از باتلاق درتون بیاره بهتون کمک کنه و بعد تصمیم بگیرین چیکار می‌خواید بکنین ادامه کار رو.
جالبه بدونین کتلتی که ترامپ چند سال پیش درست کرد هم دقیقا توی همین روز بود
برادر به امروز خیلی علاقه داره
در جریان هم باشید بعضی کامنتا و توییتا از کجا خط می‌گیرن
یه ونزوئلایی این پست رو توی ردیت گذاشته و برام جالبه که چطور خط به خط این اوضاعی که توصیف کرده درمورد ایران هم صدق می‌کنه. انگار یه ایرانی اومده وضع رو توصیف کرده.
Pillars of Creation
عقاب روزگاری در دشتی پهناور، عقابی قوی‌پنجه‌ زندگی می‌کرد. برای مدت‌ها، عقاب بر حیوانات دشت سیطره داشت و حیوانات از شکار شدن توسط او بر حذر بودند. اما جوانیِ عقاب به پایان رسیده بود و او به مرگ نزدیک‌تر می‌شد. گشت غمناک دل و جان عقاب                چو ازو…
این چند روز به نظرم داستان ضحاک و فریدون رو باید یه بار دیگه بخونیم‌. به فکرم رسید به سبک همین پست‌ها داستان ضحاک و فریدون رو هم از اول تا آخر بنویسم. داستان طولانی‌ایه و پست‌هاش طی چند روز قراره گذاشته بشه. اما نمیدونم آیا علاقه‌ای به داستانش دارید که بنویسم یا نه.
Pillars of Creation
آیا به داستانش علاقه‌ای دارید که بنویسم؟
خب پس من قبل از استارتش دوتا پست به عنوان مقدمه بذارم‌. پست اول درمورد ضحاک و فریدون در منابع مختلف و پست دوم درمورد سلسله‌ی پیشدادیان شاهنامه.
Pillars of Creation
ست اول درمورد ضحاک و فریدون در منابع مختلف
ضحاک و فریدون از شخصیت‌هایی هستن که توی اکثر منابع مربوط به اساطیر ایران بهشون اشاره شده‌؛ از جمله منابع زردشتی مثل اوستا، منابع پهلوی مثل بندهشن و مهم‌تر از همه شاهنامه فردوسی.

روایت‌هایی که از ضحاک و فریدون وجود داره توی منابع مختلف متفاوته اما یه سری چیزای کلی بینشون مشترکه. ضحاک در اساطیر زردشتی و اوستا به نام "آژی‌دهاک" شناخته می‌شه‌. آژی‌دهاک یک دیو و موجودی کاملا غیر انسانیه و با سه سر، شش چشم و سه دهان توصیف می‌شه. آژی‌دهاک توسط اهریمن مستقیما خلق شده و نماد نابودی و شر هستش و هدفش نابودی آفریدگان اهورا مزدا. از طرف دیگه ضحاک توی شاهنامه فردوسی یک موجود غیر انسانی نیست، بلکه یک انسان معمولیه که توسط اهریمن فریب می‌خوره و شیطانی می‌شه. برخلاف اساطیر زردشتی، مارهای روی شونه‌ی ضحاک بخشی از خود وجودیت ضحاک نیستن و از بوسه‌ی اهریمن پدید اومدن. اما توی اساطیر زردشتی اون مارها بخشی از وجودیت آژی‌دهاک هستن. در هردو منابع زردشتی و شاهنامه، فریدون کسی هستش که به جنگ ضحاک می‌ره و اون رو شکست می‌ده؛ و داخل هردوی این‌ها فریدون ضحاک رو نمی‌کشه، بلکه اون رو به بند می‌کشه و داخل کوه دماوند زندانی می‌کنه.
Pillars of Creation
پست دوم درمورد سلسله‌ی پیشدادیان شاهنامه.
دودمان‌های پادشاهی شاهنامه فردوسی به ترتیب پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان هستن. دودمان پیشدادیان اولین دودمان پادشاهی شاهنامه هستش و پادشاه‌های این دودمان به ترتیب شامل این‌ها می‌شن :

1- کیومرث
2- هوشنگ
3- تهمورث
4- جمشید
5- ضحاک
6- فریدون
7- منوچهر
8- نوذر
9- زوطهماسپ

علاوه بر دودمان‌ها، شاهنامه فردوسی رو بر اساس ماهیت شخصیت‌ها می‌شه به ترتیب به سه دوره تقسیم کرد: دوره‌ی اساطیری، دوره‌ی پهلوانی و دوره‌ی تاریخی‌. معیار این دوره‌ها ماهیت شخصیت‌ها و اتفاق‌هاییه که می‌افته. برای مثال در دوره‌ی اساطیری شخصیت‌ها نیمه‌الهی و فرا انسانی هستن و رخداد‌هایی مثل آفرینش و کشف طبیعت داخل این دوره رخ می‌دن.
دوره‌ی اساطیری شاهنامه شامل پنج پادشاه اول پیشدادی می‌شه. یعنی کیومرث، هوشنگ، تهمورث، جمشید و ضحاک. دوره‌ی پهلوانی از پادشاهی فریدون به بعد آغاز می‌شه.

یه خلاصه‌ی مختصر از پادشاهای پیشدادی قبل از ضحاک باید بدونیم‌. این سلسله با کیومرث آغاز می‌شه‌‌. داستان کیومرث اولین داستان شاهنامه‌س. کیومرث (گیومرت) در اساطیر زردشتی به عنوان اولین نمونه انسان و توی شاهنامه به عنوان اولین پادشاهی که به همه جهان فرمانروایی می‌کنه شناخته می‌شه. کیومرث انسان‌ها رو با لباس و غذا آشنا می‌کنه و پادشاهی پرباری داشت.
پادشاهی کیومرث سی سال بود و بعد از اون نوه‌ش هوشنگ پادشاهی رو به دست می‌گیره. پسر کیومرث، سیامک، به دست یک دیو سیاه کشته می‌شه و هوشنگ با لشگری از حیوانات و موجودات فراطبیعی به دیو حمله می‌کنه و انتقام پدرش رو می‌گیره. هوشنگ آتش رو کشف می‌کنه و بعد ازش برای استخراج فلزات استفاده می‌کنه و مردم رو با کشاورزی اشنا می‌کنه.
بعد از هوشنگ، تهمورث پادشاه می‌شه. تهمورث سی سال فرمانروایی می‌کنه و از کارهاش می‌شه به مسلط بودن روی دیوها و ایجاد آرامش توی دنیا اشاره کرد.
جمشید پسرِ تهمورث و پادشاه بعدی پیشدادی هستش. پادشاهی جمشید هفتصد سال بود و طی این مدت کارهای مفیدی برای مردم انجام داد. جمشید رشتن و بافتن رو کشف کرد. همچنین داروها و صنعت زرگری. در دوره‌ی جمشید دیوها کار می‌کردند و از انسان‌ها کسی کار نمی‌کرد. کسی پیر نمی‌شد و هیچکس نمی‌مرد و زمین همیشه بارور بود. حکومت جمشید با به قدرت رسیدن ضحاک به پایان می‌رسه.
Pillars of Creation
دودمان‌های پادشاهی شاهنامه فردوسی به ترتیب پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان هستن. دودمان پیشدادیان اولین دودمان پادشاهی شاهنامه هستش و پادشاه‌های این دودمان به ترتیب شامل این‌ها می‌شن : 1- کیومرث 2- هوشنگ 3- تهمورث 4- جمشید 5- ضحاک 6- فریدون 7- منوچهر…
ضحاک ماردوش و فریدون

گفتار نخست : کشته‌ شدن مرداس، پدر ضحاک به فریب اهریمن


در آن روزگاران (1) در دشت سوارانِ نیزه‌گذار (2) شاهی نیک‌سرشت به نام مرداس بود که بسیار عادل و با داد و دهش بود.
یکی مرد بود اندر آن روزگار
ز دشت سواران نیزه گذار
گرانمایه هم شاه و هم نیک مرد
ز ترس جهاندار با باد سرد
که مرداس نام گرانمایه بود
به داد و دهش برترین پایه بود
مرداسِ پاکدل پسری داشت به نام ضحاک که به او پیوَرَاسپ (3) نیز می‌گفتند. ضحاک بسیار ناپاک، دلیر و سبکسر و بی‌پروا بود و پیوسته روزگار خود را به سوارکاری می‌گذراند.
پسر بد مر این پاکدل را یکی
کش از مهر بهره نبود اندکی
جهانجوی را نام ضحّاک بود
دلیر و سبکسار و ناپاک بود
روزی اهریمن به سان یک آدمِ نیک‌خواه به نزد ضحاک آمد و با او صحبت کرد. ضحاک از قصد اهریمن آگاه نبود و به او گوش فرا داد. اهریمن سخن‌های بسیار زیبایی گفت و دل آن جوانِ بی‌مغز را فریب داد و گفت : من سخن‌های بسیاری دارم که جز من کسی آن‌ها را نمی‌داند. ابتدا سوگند بخور که سخن‌های مرا برای کسی بازگویی نکنی و هرچه را که به تو گویم فرمان ببری.
دل مهتر از راه نیکی ببرد
جوان گوش گفتار او را سپرد
بدو گفت پیمانت خواهم نخست
پس آنگه سخن برگشایم درست
ضحاک سوگند خورد. اهریمن گفت : چرا باید پدرت پادشاه باشد در زمانی که تو شایسته‌تری؟ عمر این خواجه‌ی سالخورده طولانی‌است. تو تمامش کن. جایگاه با ارزش او را بگیر و خود به جای او بنشین. تو باید یگانه پادشاه باشی.
بدو گفت جز تو کسی کدخدای
چه باید همی با تو اندر سرای
بگیر این سر مایه‌ور جاه او
تو را زیبد اندر جهان گاه او
ضحاک اندیشید. فکر به کشتن پدرش دل او را پر از درد کرد و به اهریمن گفت: این‌ کار سزاوار نیست. سخنی دیگر بگو. اهریمن پاسخ داد: اگر سخن مرا نپذیری هم سوگند من بر گردنت خواهد ماند و هم تو خوار و پست می‌مانی و پدرت، ارجمند. اهریمن با این گفتار ضحاک را فریب داد. ضحاک گفت: هرگز از سخنت باز نمی‌گردم. پس به من بگو چه کنم. اهریمن گفت: من چاره کار تو را می‌سازم به شرط آن که خاموش باشی و با کسی سخن نگویی‌. کار را به پایان خواهم رساند و نیازی به یاری کسی ندارم
بدو گفت من چاره سازم تو را
به خورشید سر برفرازم تو را
تو در‌ کار خاموش می‌باش و پس
نباید مرا یاری از هیچ کس
مرداس در کاخش بوستانی دلگشا داشت که هر شب بدون آن که چراغی بردارد به آن جا می‌رفت و سر و تنش را می‌شست و به نیایش می‌پرداخت. پس اهریمن در آن جا چاهی عمیق کند و روی آن را با خاشاک پوشاند. آن شب مرداس به باغ رفت و درون چاه افتاد و بدین سان آن مرد نیک‌دل و یزدان پرست جان داد.
به هر نیک و بد شاه آزاد مرد
به فرزند بر نازده باد سرد
همی پروریدش به ناز و به رنج
بدو بود شاد و بدو داد گنج
چنان بدگهر شوخ فرزند او
بگشت از ره داد و پیوند او
به خون پدر گشت همداستان
ز دانا شنیدم من این داستان
که فرزند بد گر شود نرّه شیر
به خون پدر هم نباشد دلیر
این چنین بود که ضحاک فرومایه‌ی ظالم به خون پدرش همداستان شد و تخت پادشاهی پدرش را به چنگ آورد و تاج شاهی تازیان را به سر نهاد. اهریمن که دید ضحاک به فرمان اوست گفت: دیدی با سخن من به آنچه که می‌خواستی رسیدی؟ اکنون نیز اگر از پیمان من برنتابی، کاری می‌کنم بر جهان پادشاه شوی و همه فرمانبردار تو باشند.


پی‌نوشت‌ها :
1 - داستان کشته شدن مرداس و به پادشاهی رسیدن ضحاک توی شاهنامه موازی با داستان جمشید پیش می‌ره‌. یعنی اول یه مقدمه‌ای از جمشید توی شاهنامه اومده بعد رفته سراغ ضحاک و بعد تقابل ضحاک و جمشید رو به تصویر کشیده.
2 - دشت سواران نیزه‌گذار که داخل شاهنامه اشاره شده در واقع منطقه‌ای در یمنِ کنونیه. یعنی مرداس و پسرش ضحاک در واقع تازی (عرب) بودن و بر منطقه‌ای در یمن حکمرانی می‌کردن.
3 - واژه پیورَاسپ در زبان فارسی پهلوی به معنی "صاحب ده هزار اسب" هستش. چون ضحاک اسب‌های زیادی داشت این لقب رو روش گذاشته بودن.
Forwarded from دومنیکو
آنچه که در روزهای پیش بر ایلام گذشته را فقط در یک کلمه می‌توان جای داد و آن هم جنایت است. قتل جوانان انسانی‌‌ترین کاری است که در این روزها انجام می‌دهند. شلیک گاز اشک‌آور در محیط بیمارستان، ضرب و شتم پرستاران و پزشکان به علت ندادن نام بیماران زخمی، رسیدن گاز اشک‌آور به بخش اطفال بیمارستان و کمبود کپسول اکسیژن، زخمی و سپس زندانی کردن جوانان در مدارس، بازداشت کودکان ۱۵ و ۱۶ سال، ربودن زخمی‌ها در بیمارستان، جابجایی مهمات با ماشین شخصی و معامله با خانواده قربانیان برای پس دادن جنازه فرزند دلبندشان. از وطن فقط غم، گلوله و طناب دار سهم ما شد.
من به بهشت و جهنم اعتقادی ندارم اما با این وجود امیدوارم واقعا جهنمی وجود داشته باشه تا ضحاک خونخوار ایران و امثالش داخلش زجر بکشن‌. چون مرگ به تنهایی برای پس دادن تقاص اینهمه خونی که خوردن کافی نیست.
بچه‌ها این زیر هم نکات مهمی که لازمه بدونید بقیه چیزاشو براتون گذاشتم (مطالبی بود از سال‌های قبل داشتم)
اگر دوست داشتید برای بقیه هم بفرستید:

-ابزارهایی که میتونید برای دفاع استفاده کنید

-نکات ایمنی برای حضور در اعتراضات

-یادآوری و خلاصه نکات ایمنی

-اگه اینترنت ها رو قطع/ ضعیف کردن

-نکاتی که اگر تا به حال در خیابان حضور نداشتید باید بدانید.
و پارت 2

-نکاتی که اگر دستگیر شدید باید بدانید

-راهکارهای کمک به مجروحین

-نکاتی که در مورد گاز اشک‌آور باید بدونیم

-حقوق فرد بازداشتی

-تهیه اسپری فلفل و
نکات گاز اشک آور

- امنیت گوشی + موارد آن

-کارهایی که میتوانید در صورت عدم حضور در اعتراضات انجام بدید

-نحوه برخورد با مصدومین ناشی از شوکر

-نکات برای شناسایی لباس شخصی‌ها

-حفاظت چشم در برابر گلوله ساچمه‌ای

- تجهیزات مورد نیاز در منزل

-چطور بدون شناسایی به بیمارستان مراجعه کنیم؟

-با تیرهای ساچمه‌ ای چه کنیم

-ساخت سلاح بدون خطر

-نحوه برخورد با مصدومین ناشی از شوکر و درمان صدمات ناشی از آن

-نکاتی در حین بازجویی بازداشت

-نکاتی راجع به مقاومت در بازجویی

-مطالب مفید درمورد خون‌ریزی

-وسایلی که باید همراه خودمون ببریم
‏فره آریایی یا فرّه ایرانی نیز که صفت «آفریدهٔ اهورامزدا» را دارد نیرویی ایزدی است که تنها به ایرانی تعلق دارد. به همۀ ایرانی‌ها، آن‌هایی که زاده شده‌اند یا زاده خواهند شد.
این فرّه دشمنان ایران را سرکوب می‌کند، ایرانیان را بر بدخواهان ایرانی پیروز می‌کند و بر این سرزمین خرّمی می‌بخشد.

هیچ یک از شاهان ایران و پهلوانان بزرگ بدون یاری فرّهٔ ایرانی در نگاهبانی این سرزمین موفق نخواهند بود و پیروزی نخواهند داشت. نقل قول‌های تاریخی وجود دارد که خشایارشا در یونان از فرّهٔ باستانی ایران یاری می‌خواهد و داریوش سوم نیز سپاهیانش را در مقابل اسکندر با توسل به فرّهٔ ایرانی به پیش می‌رانَد.
در این زمینه فرمانروا و شاه هم هم‌چون یک ایرانی نیاز به حمایت فرّهٔ ایرانی دارد.
در اشتادیشت آمده است که اهورامزدا به زردشت سپیتمان می‌گوید:
من فرّهٔ ایرانی را بیافریدم، که اهریمن پر گزند را شکست دهد خشم خونین درفش را شکست دهد. اپوش دیو را شکست دهد، سرزمین‌های انیران را شکست دهد.

دکتر ژاله آموزگار
زبان، فرهنگ و اسطوره
صفحهٔ ۳۵۳

ردِ کهکشان راه شیری بر سنگ‌نگاره‌ی اهورامزدا و اردشیربابکان، نقش رستم؛

از توییتر فلات ایران
در هیچ برهه‌ای از زندگی‌م به اندازه‌ی الان ازتون متنفر نبوده‌م. هر روزم رو به امید و آرزوی شکنجه و زجرکش شدن شما از خواب بیدار می‌شم. شما قاتلای کثیف حرومزاده که دستتون به خون یه ملت آلوده‌س.
le vent nous portera
وای خوشم میاااااااد از «بودن»!
بودن
بودن
بودن
و
بودن
فراموشت نمی‌کنیم رها. کسایی که باعث شدن "نباشی" رو نمی‌بخشیم و انتقامت رو ازشون می‌گیریم. امیدوارم الان جایی باشی که همچنان از "بودن" لذت ببری.
چهره‌ی واقعی اسلام این چندوقت کاملا معلوم شده. هرچند اولین باری نیست که خودش رو نشون داده اما الان در واقعی‌ترین حالت خودشه. وحوشی که هزار و چهارصد سال پیش به خاطر وعده‌های بهشتیِ شارلاتانی به اسم محمد و به اسم موجودی خیالی به نام "الله" ایرانیا رو سر بریدن، الان با وعده‌های همون شارلاتان و به اسم همون موجود خیالی به سر ایرانیا شلیک کردن. این جمله که "اسلام واقعی اینطور نیست" کاملا جمله اشتباهیه چون اسلامی که ما داریم می‌بینیم واقعی‌ترین نوع اسلامه.