Pillars of Creation
1.95K subscribers
290 photos
20 videos
14 files
110 links
"What we know is a drop, what we don't know is an ocean."
-Isaac Newton

دانشجوی پزشکی، علاقه‌مند به نجوم، تکامل و علوم شناختی

فهرست مطالب چنل:
https://t.me/c/2564876463/326

ناشناس:
https://t.me/HidenChat_Bot?start=442438802
Download Telegram
Pillars of Creation
یه اصطلاحی توی جامعه‌شناسی وفلسفه‌ی سیاسی داریم به اسم پان‌اوپتیکون (panopticon). "پان" به معنای همه و "اوپتیکون" از ریشه "اوپتیک" به معنی دیدن. به عبارتی ترجمه‌ی این اصطلاح می‌شه "همه بین". داستان این اصطلاح برمیگرده به اواخر قرن 18. جرمی بنتام، فیلسوف و…
یه روانشناس به اسم Ara Norenzayan که تحقیقاتش اکثرا درمورد ریشه‌های دین و باورهای فراطبیعی انسان‌ها هستش با بررسی تاریخی باورهای مذهبی در جوامع انسانی نظریه‌ی جالبی رو مطرح کرده : با وقوع انقلاب‌های شناختی و کشاورزی و یکجا نشینی، انسان‌ها مفاهیم و کانسپت‌های قبلی‌ای که از "خدا" داشتن رو تغییر دادن تا کنترل جوامع راحت‌تر باشه.

در حدود 99 درصد تاریخ گونه‌ی هوموساپینس، انسان‌ها خدایانی رو می‌پرستیدن که هیچ‌ قضاوت و نظارتی درموردشون انجام نمی‌دادن اهمیتی هم به سرنوشتون نمی‌‌دادن. قبل از یکجا نشینی انسان‌ها در گروه‌ها و قبیله‌های کوچیک شکارچی-گردآورنده (hunter-gatherer) زندگی می‌کردن. این گروه‌های کوچیک عمدتا از خویشاوندان تشکیل می‌شد و همه داخلش همدیگه رو می‌شناختن. برای همین نظارت اجتماعی می‌تونست توسط همون گروه انجام بگیره و رفتارهای ضد اجتماعی از کسی پنهان نمی‌موند و توسط همون گروه قضاوت و مجازات می‌شد. به همین دلیل خداهایی که این گروه‌ها می‌پرستیدن هیچ اهمیتی به کارهاشون نمی‌دادن و قضاوتشون نمی‌کردن؛‌ کانسپت "خدا" توی این جوامع کوچیک صرفا نقش خالق و گرداننده‌ی طبیعت رو داشت.

بعد از انقلاب کشاورزی و بزرگ‌تر شدن‌ جوامع کانسپت "خدا" تغییر کرد. به دلیل ازدیاد تعداد انسان‌های قبیله، نظارت اجتماعی خیلی سخت و تا حدی غیر ممکن شد. افراد بیشتر با آدم‌های غریبه رو به رو می‌شدن چه در داخل قبیله و چه با افراد خارجی. برای همین انسان‌ها نیاز پیدا کردن مفهوم "خدا" رو بازسازی کنن تا بتونن از رفتارهای ضد اجتماعی چه با افراد داخل قبیله و چه با افراد خارجی جلوگیری کنن. خداهایی که قبلا قضاوت نمی‌کردن، تبدیل به خداهای قضاوت‌گر، بینای کل و دانای کل شدن و حتی برای کارهای انسان‌ها مجازات در نظر می‌گرفتن؛ چه در دوره‌ی زندگی‌شون و چه در دوره‌ی پس از مرگشون. در واقع خداهایی که همیشه درحال مشاهده هستن و در مجازات رفتارهای ضد اجتماعی سخت‌گیرن در جوامع بزرگ موثرتر از خداهایی هستن که اهمیتی به رفتار انسان‌ها نمی‌دن.

رفرنس :
📚Big Gods: How Religion Transformed Cooperation and Conflict - Ara Norenzayan
چندروزِ اخیر سر یه پروژه‌ باید یه داکینگ مولکولی بین لیگاند و رسپتور انجام می‌دادم. از اونجایی که در نگاه اول خیلی فرایند پر دنگ و فنگ و عجیبیه مجبور شدم چنتا پلی‌لیست توی یوتیوب ببینم تا روند کارش دستم بیاد. دوتاشون که به دردم خوردن رو می‌ذارم اگر کسی خواست استارتشو بزنه ازشون استفاده کنه.
پلی‌لیست اول یه پلی‌لیست جمع و جوریه که خیلی کوتاه و مختصر میاد فرایند رو می‌گه و زیاد وارد جزئیات نمی‌شه‌. داکینگ رو هم با نرم‌افزار Autodock vina انجام می‌ده. اول این رو ببینید.
پلی‌لیست دوم مباحث رو خیلی عمیق‌تر و با جزئیات بیشتری توضیح می‌ده و علاوه بر انجام خود فرایند درمورد الگوریتم‌هاش هم توضیحای خوبی می‌ده. فرایند رو هم با نرم‌افزار Autodock4 انجام می‌ده.
Pillars of Creation
ناسا امروز عکس جالبی رو به عنوان astronomy picture of the day منتشر کرده. توی مرکز تصویر یه درخت بائوباب رو می‌شه دید که بیشتر از هزار سال می‌تونه عمر کنه. بالای درخت کهکشان آندرومدا دیده می‌شه که چند میلیارد سال عمر داره و در کنارش یه اسپرایت رو می‌شه دید…
Nasa's astronomy picture of the day
December 23

عکس امروز ناسا از اون قبلیه هم جالب‌تره. اون برق‌های قرمز رنگی که می‌بینید اسپرایت هستن و اون هاله‌ی حلقه‌‌مانند قرمز پدیده‌ای هستش به اسم ELVES. مثل اسپرایت‌ها، ELVESها هم زمان کمی هستش که کشف شده‌ن و تا چندسال پیش ازشون خبر نداشتیم. ELVESها نسبت به اسپرایت‌ها توی ارتفاع خیلی بالاتری رخ می‌دن و محوطه‌ی خیلی بیشتری از جو رو درگیر خودشون می‌کنن که داخل عکس می‌تونید ببینید. زمان دووم آوردن ELVESها نسبت به اسپرایت‌ها کمتره و نهایتا یک میلی ثانیه دووم بیارن.

دلیل به وجود اومدن ELVES اینه که ابرهای باردار پالس الکترومغناطیس به لایه‌های بالاتر جو زمین و مخصوصا یونوسفر می‌فرستن و باعث برانگیخته شدن نیتروژن و ایجاد همین رنگ قرمز می‌شن.
به دلیل این که این پدیده‌ها نسبت به اسپرایت‌ها مدت کمتری باقی می‌مونن عکس گرفتن ازشون سخت‌تره. در کل هر جفت این پدیده‌ها خیلی نادرن و همزمان باهم رخ ‌نمی‌دن. این که هردوتاشون داخل یه عکس ثبت شده‌ن خیلی نادر و قشنگه.
دوستان و‌همراهان هشیوار،
در این گفت‌وگو به پرسشی بنیادی در تاریخ ذهن انسان می‌پردازیم:
چرا ذهن انسان خدا را خلق کرد؟
با استفاده از روان‌شناسی تکاملی، علوم شناختی دین (CSR)، انسان‌شناسی و علوم اعصاب بحث‌ کردیم که چگونه مغز انسان—به‌عنوان محصول انتخاب طبیعی—به‌صورت طبیعی گرایش به ساختن موجودات نادیدنی، نیروهای ماورایی و معناهای مقدس دارد.
همراه با دکتر کیمیایی‌–اسدی (پزشک و متخصص عصب شناسی) و وریــا امیری (پژوهشگر فلسفهٔ دین و اخلاق) به محورهای زیر پرداختیم:
– چرا سیستم تشخیص عامل در مغز ما به‌طور طبیعی خالق «فاعل آسمانی» می‌شود؟
– نقش نظریهٔ ذهن، الگو‌جویی، ترس از مرگ و نیاز به کنترل در شکل‌گیری دین
– چرا باور به ناظر آسمانی هزاران سال ابزار کنترل اجتماعی و انسجام گروهی بوده؟
– آیا تجربهٔ دینی محصول شبکه‌های عصبی و پردازش مغز است؟
– مسیر تکاملِ دین؛ از خدای قبیله‌ای تا خدای اخلاقی ادیان ابراهیمی

۲. نقد علمی نواندیشی دینی در ایران
در بخش دوم، به‌صورت صریح و مستند به نقد جریان نواندیشی دینی در ایران پرداختیم؛ جریانی که تلاش دارد جهان علمی امروز را با چارچوب‌های پیشاعلمی آشتی دهد.
– چرا نواندیشان دینی علت واقعی پیدایش دین را توضیح نمی‌دهند؟
(به‌جای آن دین را با زبان فلسفی بازتعریف می‌کنند.)
– تناقض اصلی: حفظ خدا بدون معجزه، حفظ دین بدون شریعت، حفظ معنویت بدون ماوراء
– ناسازگاری بنیادین نواندیشی دینی با داده‌های روان‌شناسی تکاملی و علوم شناختی دین
– چرا این جریان به نظر بیشتر واکنشی است تا علمی؟
– و آیا آیندهٔ نقد دینی در ایران از مسیر نواندیشی عبور می‌کند؟

۳. آیندهٔ دین در ایران
در بخش سوم، با تکیه بر داده‌های جامعه‌شناختی، تغییر نسل‌ها، رشد سواد علمی و گسترش اینترنت، به این پرسش مهم پرداختیم:
آیندهٔ دین در ایران چه خواهد بود؟
محورهای این بخش:
– خصوصی‌شدن دین و تبدیل آن به معنویت فردی
– کاهش اقتدار روحانیت و ساختارهای دینی رسمی
– شکاف عمیق میان نسل Z ایران و نسل‌های قبلی
– نقش علم و رسانه در افول باورهای ماورایی
– آیا ایران به‌سمت عصر پَسادینی (Post-religious) حرکت می‌کند؟
– یا شاهد تحول دین، نه حذف آن، خواهیم بود؟

این اپیزود تلاشی است برای فهم طبیعی‌گرایانه، علمی و مستند ریشه‌های دین، نقد روایت‌های غیرعلمی از معنویت، و تحلیل آیندهٔ دین در ایران.

اگر به موضوعاتی مانند فلسفهٔ ذهن، فرگشت، علوم اعصاب، دین‌پژوهی، فلسفه و نقد روشنفکری دینی علاقه دارید، این گفت‌وگو نقطهٔ ورود کامل و عمیقی برای شماست.

https://youtu.be/qH9X_cw-ooI?si=O2Vl74auu5MdwxgJ
Pillars of Creation
https://www.youtube.com/watch?v=40rs3dekKto
این ویدیو هم خیلی جالب بود. داخلش ساپولسکی میاد و باورهای مذهبی و فراطبیعی رو از منظر بیولوژیک بررسی می‌کنه‌.
Pillars of Creation
https://www.youtube.com/watch?v=40rs3dekKto
این ویدیوی 31 ام از پلی‌لیست human behavioral biology هستش که ساپولسکی جدیدا داخل یوتیوب گذاشته، ورژن قبلیش برای دانشگاه استنفورد بودش و چون یکم قدیمی بود و بعضی از چیزهای داخلش طی زمان و تحقیقات جدید منسوخ شدن ساپولسکی اومد و این جدیده رو داد. بعدا یه معرفی کامل از این پلی‌لیست اینجا می‌ذارم ولی رفتید چنلش لیست بقیه ویدیوهای پلی‌لیست رو هم یه نگاه بندازید مطالب جالبی داره.
Antarctica☕❄
می‌دونستید در طول تاریخ، همیشه میزان تولد نوزاد پسر از دختر بیشتر بوده؟ (البته خیلی جزئی، مثلا ۱۰۵ تا پسر به ازای ۱۰۰ دختر) یادمه استاد اپیدمیولوژیمون سر کلاس اینو گفت. دلیلشم اینطوری بهمون گفت: به خاطر اینکه توی جنگ مردای زیادی کشته می‌شدن پس لازم بوده بیشتر…
به طور کلی میزان موالید پسر نسبت به دختر در طول تاریخ همیشه در حد جزئی بیشتر بوده. دلیلش رو داخل این متن می‌تونید بخونید. یه نکته‌ای رو هم من اضافه کنم :
این نسبت ثابت نیست و در طول تاریخ به خاطر پدیده‌های مختلف می‌تونه کم و زیاد بشه. برای مثال در دوره‌های قحطی و کمبود مواد غذایی، میزان موالید بیشتر به سمت نوزاد دختر می‌ره و ما شاهد متولد شدن دخترهای بیشتری نسبت به پسرا هستیم. دلیلش اینه که یه جنین و نوزاد پسر برای رشد به میزان کالری بیشتری نیاز داره و نسبت به یک نوزاد دختر بار متابولیکی بیشتری رو روی بدن مادر داره. برای همین داشتنِ یک نوزاد پسر ریسک بیشتری رو چه برای خودش و چه مادر به همراه داره: این احتمال که نوزاد به سن تولید مثل نرسه و یا مادر بار متابولیک رو نتونه تحمل کنه. برای همین انتخاب طبیعی میزان موالید رو در برهه‌های قحطی و کمبود غذا شیفت می‌ده روی تعداد بیشتر موالید دختر. بعد از گذر کردن از برهه‌ی قحطی ما شاهد کاهش پیدا کردن نسبت میزان پسرها به دخترها هستیم و داشتنِ یه نوزاد پسر از منظر انتخاب طبیعی و شانس تولید مثل با ارزش‌تر می‌شه.برای همین دوباره میزان موالید شیفت می‌شن روی تعداد بیشتر موالید پسر. در کل این نسبت همیشه در نوسان و بالا پایین رفتن طی برهه‌های مختلفه اما به طور کلی می‌شه گفت موالید پسر بیشتر از دختر هستن.
Pillars of Creation
یه روانشناس به اسم Ara Norenzayan که تحقیقاتش اکثرا درمورد ریشه‌های دین و باورهای فراطبیعی انسان‌ها هستش با بررسی تاریخی باورهای مذهبی در جوامع انسانی نظریه‌ی جالبی رو مطرح کرده : با وقوع انقلاب‌های شناختی و کشاورزی و یکجا نشینی، انسان‌ها مفاهیم و کانسپت‌های…
اساسا احداث شهر، مرحله‌ای تازه در تحول آگاهی بشر است. با پیدایش شهرها رابطه‌ی انسان‌ها با یکدیگر، با طبیعت و با خدایان تغییر می‌کند. در واقع ساختن شهر نوعی مشارکت انسان در آفرینش است. در اغلب اسطوره‌های جهان نوعی بی‌نظمی یا خائوس اولیه داریم که از دل آن نظم یا جهان به وجود می‌آید. این کار در حوزه‌ی وظیفه و کارکرد خدایان است. انسان با ساختن شهر در واقع دست به آفرینش می‌زند که کاری خدایی است.

اساطیر خاورمیانه - عباس مخبر
Pillars of Creation
تقریبا همه‌ی مدل‌های AI که امروزه فراگیر شدن و ازشون به طور گسترده استفاده می‌شه، از جمله LLMها مثل ChatGPT و Gemini و مدل‌های تولید تصویر و ویدیو مثل Dall- E و Sora، همگی توسط یه زیرشاخه از هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ به اسم دیپ لرنینگ (Deep Learning) معماری…
یکی دیگه از از دلایلی که توی حوزه هوش مصنوعی مدل‌های دیپ لرنینگ جایگزین الگوریتم‌های کلاسیک ماشین لرنینگ شدن میزان پرفورمنسشون در مقابل میزان اطلاعات هستش.
همون طور که داخل نمودار می‌تونید ببینید در حجم دیتای کم، الگوریتم‌های کلاسیک بهتر عمل می‌کنن و با دیتای بیشتر بهبود پیدا می‌کنن اما از یه جایی دیگه هرچقدر هم میزان دیتا افزایش پیدا کنه بهبود خاصی داخلشون دیده نمی‌شه. بعد از دیجیتالی شدن دیتاها حجم زیادی از اطلاعات تولید شد و نیاز به الگوریتم‌هایی بود که بتونه از این حجم دیتا بدون اشباع شدن استفاده کنه. داخل نمودار هم می‌تونید ببینید که الگوریتم‌های دیپ لرنینگ این مشکل رو تا حد زیادی حل کرده‌ن و هرچقدر میزان دیتای آموزششون بیشتر باشه بهتر می‌تونن خودشون رو بهبود بدن و پرفورمنس و عملکرد بیشتری داشته باشن.
من فکر می‌کردم ساپولسکی فقط نوروساینتیست و پریماتولوژیست باشه. الان می‌بینم توی حیطه جراحی مغز و اعصاب هم هست، برادر به هیچ فیلدی از مغز و کاگنیتیو ساینس نه نگفته😂😂😂 شخصیت بامزه و هیومر قوی‌ای هم داره و توی ارتباط گرفتن با دانشجوها و تدریس هم ماهره. برای همینه دانشجوهاش اینقدر دوستش دارن. جدی چطور یه نفر می‌تونه اینقدر پرفکت و همه چی تموم باشه؟
جدی کاش می‌تونستم کلاساشو حضوری برم و از نزدیک ببینمش
شباهت کودکی کوروش هخامنشی و کیخسرو در شاهنامه

داخل شاهنامه مستقیما اسمی از کوروش برده نشده اما یه سری داستان‌ها هستن که خیلی با زندگی کوروش مطابقت دارن. برای مثال بخشی از داستان فریدون و ضحاک و بخشی از داستان کیخسرو و افراسیاب. بیشتر از همه، داستان کیخسرو با کوروش منطبقه به طوری که ابوریحان بیرونی توی کتاب "آثار الباقیه" کیخسرو رو با کوروش یکی در نظر می‌گیره.

به گفته‌ی هرودوت، یک شب آستیاگ، آخرین پادشاه ماد، در خواب می‌بینه که از دخترش ماندانا، آبی خارج شده که کل پادشاهی ماد رو داخل خودش غرق کرده. مغ‌ها خواب رو اینطور تعبیر کردن که فرزند ماندانا یه روز قراره به کل آسیا چیره بشه. آستیاگ از این تعبیر می‌ترسه و به جای اینکه همسر دخترش رو از بزرگان ماد انتخاب کنه، از یکی از بزرگان پارس انتخاب می‌کنه تا این تهدید رو خنثی کنه. بعد از به دنیا اومدن کوروش، آستیاگ یک خوابِ‌ دیگه می‌بینه‌. این دفعه خواب می‌بینه از شکم ماندانا یک درخت انگور روییده و کل آسیا رو فرا گرفته. مغ‌ها این دفعه به آستیاگ می‌گن که نوه‌ش کوروش همون کسیه که قراره حکومتت رو سرنگون کنه و بهش مسلط بشه. آستیاگ برای جلوگیری از این پیشگویی کوروشِ نوزاد رو از ماندانا می‌گیره و اون رو به یکی از زیردستانش به اسم هارپاگ می‌ده و دستور می‌‌ده کوروش رو بکشن. هارپاگ این نوزاد رو به یک چوپان می‌ده و ازش می‌خواد اون رو داخل جنگل رها کنه تا طعمه‌ی حیوونای وحشی بشه. همسر اون چوپان وقتی از این قضیه خبردار می‌شه با گریه و زاری از چوپان می‌خواد که این پسر رو نکشه و به جاش فرزند خودش که تازه به دنیا اومده بود و مرده بود رو ببره داخل جنگل. چوپان هم قبول می‌کنه و در خفا کوروش توسط این خانواده بزرگ می‌شه. سال‌ها بعد وقتی کوروش درحال بازی کردن با بچه‌ها بوده، توی یک بازی اونو به عنوان شاه انتخاب می‌کنن. کوروش هم داخل بازی دستور می‌ده یکی از بچه‌ها رو تنبیه کنن. پدرِ اون بچه یکی از درباریان ماد بود و بعد از اینکه قضیه رو می‌فهمه پیش آستیاگ شکایت می‌کنه که پسرِ یک چوپان باعث شده پسر من کتک بخوره. آستیاگ دستور می‌ده کوروش رو بیارن پیشش تا تنبیهش کنه. بعد از اینکه آستیاگ کوروش رو می‌بینه، شک می‌کنه که این همون نوه خودش باشه که سال‌ها پیش قرار بود کشته بشه‌. برای همین از چوپان قضیه رو می‌پرسه و چوپان هم از ترس شکنجه همه چی رو تعریف می‌کنه براش. آستیاگ با مغ‌ها مشورت می‌کنه که آیا هنوز باید نگران باشه بابت کوروش یا نه. مغ‌ها می‌گن که خواب پادشاه همون موقعی که اون بچه‌ها کوروش رو به عنوان شاه انتخاب کردن تعبیر شد و دیگه نیازی به نگرانی نیست. آستیاگ خیالش از بابت تهدید راحت می‌شه و کوروش رو نمی‌کشه و اون رو دوباره به ماندانا می‌ده. سال‌ها بعد کوروش جنگی رو علیه پادشاهی ماد شروع می‌کنه و آستیاگ رو سرنگون می‌کنه و پادشاهی ماد رو به پایان می‌رسونه.

از طرف دیگه ما داستان کودکی کیخسرو و افراسیاب رو داریم که خیلی به داستان‌ کودکی کوروش شبیهه. افراسیاب پادشاه توران بود و دختری داشت به اسم فرنگیس‌. فرنگیس و سیاوش، پسر کیکاووس پادشاه ایران، صاحب پسری شدن به اسم کیخسرو. افراسیاب قبل از به دنیا اومدن کیخسرو، با توطئه‌ سیاوش رو می‌کشه. به دلیل پیشگویی‌هایی که درمورد آینده کیخسرو وجود داشت و می‌گفتن یه روزی قراره علیهش بایسته و سرنگونش کنه، افراسیاب از بزرگ شدن کیخسرو می‌ترسید و حتی خواب‌هایی هم در این مورد دیده بود. اما تصمیم به کشتن کیخسرو نمی‌گیره و به جاش اون رو از دخترش فرنگیس می‌گیره و به دست چوپان‌ها می‌ده تا بین اونا بزرگ بشه و از تبار و خانواده‌ش خبری نداشته باشه. سال‌ها بعد کیخسرو رو به نزد افراسیاب میارن تا باهاش صحبت کنه. کیخسرو جلوی افراسیاب خودش رو به دیوونگی می‌زنه و حرفای نامربوط می‌زنه. افراسیاب بعد از دیدن وضعیت کیخسرو خیالش راحت می‌شه که همچین آدم بی عقلی هیچوقت نمی‌تونه کاری از پیش ببره و من رو سرنگون کنه. برای همین کیخسرو رو زنده می‌ذاره و اون رو نمی‌کشه و پیش مادرش فرنگیس می‌فرسته‌. سال‌ها بعد کیخسرو با سپاه ایران به توران حمله می‌کنه و برای انتقام خون پدرش افراسیاب رو می‌کشه و اون رو سرنگون می‌کنه.
جالبه بدونید کوروش کبیر در واقع کوروش اول نیست بلکه کوروش دومه. کوروش اول پدربزرگش بود. هخامنش نیای بزرگشون بود و پسرش چیش‌پیش که شاه منطقه انشان و پارس بود هرکدوم از این منطقه‌ها رو به یکی از پسراش می‌ده. منطقه پارس رو به آریارمنه و منطقه انشان رو به کوروش اول. کمبوجیه اول با ماندانا دختر آستیاگ پادشاه منطقه ماد ازدواج می‌کنه و کوروش کبیر می‌شه پسرشون. کوروش دوم با کاساندان ازدواج می‌کنه و کمبوجیه دوم می‌شه پسرشون. بعد از کوروش کمبوجیه سلطنت رو به دست می‌گیره و مصر رو هم تصرف می‌کنه. بعد از مرگ کمبوجیه تا یه مدتی سلطنت ناپایدار می‌مونه چون یه فردی به اسم گئومات مغ خودش رو به عنوان بردیا پسر کوروش معرفی می‌کنه و حکومت رو به دروغ دستش می‌گیره. اینجاست که داریوش کبیر که از نسل آریارمنه بود میاد و گئومات رو می‌کشه و به سلطنت می‌شینه و کشور رو سر و سامون می‌ده و حکومت رو یکپارچه می‌کنه.
Pillars of Creation
Rheology-of-cats (1).pdf
خیلی مقاله بامز‌ه‌ای بود😂اومده به صورت علمی بررسی کرده گربه‌ها مایع در نظر گرفته می‌شن یا جامد، چون یه سری ویژگی‌های مایعات رو هم از خودشون نشون می‌دن مثل گرفتن شکل ظرف به خودشون. نتیجه نهایی هم این بوده که گربه‌ها در بازه‌های زمانی کوتاه جامدن و در بازه‌های زمانی بلند مایع در نظر گرفته می‌شن😂😂😂
البته بیشتر برای طنز نوشتن این مقاله رو ولی علمیه.