Pillars of Creation
2.01K subscribers
290 photos
21 videos
14 files
111 links
"What we know is a drop, what we don't know is an ocean."
-Isaac Newton

دانشجوی پزشکی، علاقه‌مند به نجوم، تکامل و علوم شناختی

فهرست مطالب چنل:
https://t.me/c/2564876463/326

ناشناس:
https://t.me/HidenChat_Bot?start=442438802
Download Telegram
Pillars of Creation
قبلنا وقتی یه نفر می‌خواست درمورد یه چیزی اطلاعات کسب کنه یا سوالی توی ذهنش بود و می‌خواست جوابش رو پیدا کنه دوتا راه جلوش بود، یا خودش می‌رفت و رفرنس‌ها، کتاب‌ها و منابع مربوط به اون قضیه رو میخوند تا با کنار هم گذاشتن اطلاعاتی که کسب می‌کرد و تحلیلشون به…
من این متن رو اون موقع بر اساس مشاهده شخصی خودم از استفاده‌ی LLMها نوشتم. اما الان که دارم مطالعه‌های اخیری که روی این قضیه انجام شدن رو نگاه می‌ندازم داخلشون زیاد اشاره شده که کاهش توانایی تفکر انتقادی (critical thinking) و کاهش توانایی شناختی (cognitive ability) از مشکلایی هستن که توی عصر هوش مصنوعی خیلی قراره باهاشون سر و کار داشته باشیم.

مطالعه‌ای که چندماه پیش روی 666 نفر در سنین و تحصیلات مختلف انجام شده نشون می‌ده بین استفاده مکرر از ابزارهای هوش مصنوعی و توانایی تفکر انتقادی یک همبستگی منفی معنادار وجود داره که این ارتباط از طریق واگذاری شناختی (cognitive offloading) میانجی‌گری میشه. واگذاری شناختی به استفاده از ابزارهای بیرونی مثل یادداشت، ماشین حساب یا ابزارهایی مثل هوش مصنوعی برای کاهش بار شناختی مغز گفته می‌شه. مطالعه‌هایی که قبلا انجام شده بود نشون می‌داد واگذاری شناختی تا یه حدی می‌تونه با آزاد سازی ظرفیت مغز به افزایش بازدهی یادگیری و تفکر کمک کنه. اما داخل این مطالعه‌ی جدید معلوم شده که اگر واگذاری شناختی از حدش فراتر بره می‌تونه مهارت‌هایی مثل تفکر انتقادی مغز رو ضعیف کنه. این قضیه در افراد جوان‌تر که وابستگی بیشتری نسبت به هوش مصنوعی داشتن بیشتر دیده می‌شه.

مطالعه‌ی دیگه‌ای که توسط مایکروسافت انجام شده نشون داده که هرچقدر اعتماد افراد به ابزارهای هوش مصنوعی بیشتر باشه تمایلشون به استفاده از قوای شناختی و تفکر انتقادی خودشون کمتر می‌شه. این مطالعه اشاره داره که خودکارسازی کارهای روتین باعث می‌شه انسان اون بخش "تمرین قضاوت" رو انجام نده و "ماهیچه شناختی" ضعیف بشه. در واقع وابسته بودن بیش از حد به این مدل‌ها باعث می‌شه افراد فرصت تمرین قضاوت و تقویت قوه‌ی شناختی رو از دست بدن و موقع تصمیم‌گیری‌های جدی‌تر آماده نباشن.

داخل مطالعه‌ی جدیدی که توسط محققین دانشگاه MIT انجام شده اومدن شرکت‌ کننده‌ها رو به سه گروه تقسیم کردن و ازشون خواستن یک مقاله بنویسن. گروه اول فقط با استفاده از مغز خودشون و بدون هیچ ابزاری، گروه دوم با استفاده از موتور جست و جو و گروه سوم با استفاده از LLMهایی مثل ChatGPT. این گروه‌ها در سه جلسه مختلف فعالیت رو انجام دادن و بار شناختی (cognitive load) مغزشون توسط دستگاه EEG رصد و اندازه‌گیری شد. همون طور که می‌شه پیش‌بینی کرد، بیشترین فعالیت مغزی و قوی‌ترین شبکه‌های مغزی در افرادی مشاهده شد که بدون هیچ ابزاری مقاله رو نوشته بودن و ضعیف‌ترین شبکه‌های مغزی در کسایی مشاهده شد که فقط از LLM استفاده کرده بودن. کسایی که با LLM کار کرده بودن حتی توی نقل قول و درک درست از کار خودشون مشکل داشتن، یعنی بخش بزرگی از درک و تحلیل توسط هوش مصنوعی انجام شده بود، نه ذهن خودشون. این مقاله هم این قضیه رو مطرح می‌کنه که اتکای زیاد به مدل‌های هوش مصنوعی در بلند مدت میتونه به فرسودگی مهارت "تفکر مستقل" منجر بشه.
Pillars of Creation
من این متن رو اون موقع بر اساس مشاهده شخصی خودم از استفاده‌ی LLMها نوشتم. اما الان که دارم مطالعه‌های اخیری که روی این قضیه انجام شدن رو نگاه می‌ندازم داخلشون زیاد اشاره شده که کاهش توانایی تفکر انتقادی (critical thinking) و کاهش توانایی شناختی (cognitive…
مخالفت کردن با هوش مصنوعی و گارد گرفتن درموردش توی این دوره‌ای که داخلش هستیم مثل مخالفت کردن با وجود برق و الکتریسیته توی دوره‌ی فراگیر شدنش هستش. من خودم با این موج مخالف نیستم و حتی توی این حوزه فعال هستم و سعی می‌کنم اطلاعاتم رو بالاتر ببرم؛ اما با این حال به شدت مخالفم که ما بیایم و کاری که ذهنمون به صورت دیفالت براش ساخته شده و برای پویا بودن نیاز داره انجامش بده رو بسپریم دست هوش مصنوعی. همون طور که مقاله‌های بالا هم این قضیه رو مطرح کردن، ذهن ما "نیاز داره که فکر کنه" و اگه این کار رو انجام نده قدرتش تحلیل می‌ره. برای همین اگر به مغزمون علاقه‌ای داریم و نمیخوایم فعالیتش ضعیف بشه نیازه که درمورد طرز استفاده‌مون از مدل‌های هوش مصنوعی تجدید نظر کنیم.

یه سری کارها هستش که می‌شه برای مواجه نشدن با اون مشکلا انجام داد. تلاش کنیم داخل کارهایی که ارزش تفکر داخلشون بالا هستش خودمون وارد کار بشیم و بار تفکر رو به AI نسپریم. برای مثال به جای این که برای گرفتن اطلاعات و نتیجه‌گیری همون اول سراغ یه LLM بریم، مثل قبل توی گوگل سرچ کنیم و سایت‌های مختلف رو زیر و رو کنیم و این خودمون باشیم که نتیجه‌گیری می‌کنیم و جواب سوالمون رو پیدا می‌کنیم. یا اگر چیزی پیدا نکردیم صرفا برای پیدا کردن منابع سراغ LLMها بریم و خوندن و نتیجه‌گیری از این منابع رو به عهده‌ی مغز خودمون بذاریم. همچنین همیشه باید به اطلاعاتی که از سمت LLMها دریافت می‌کنیم به دید انتقادی نگاه کنیم و تزها و آنتی‌تزهای مختلف رو درموردشون بررسی کنیم. مخالفت کردن با موج هوش مصنوعی غیر ممکنه؛ پس بهترین راه، وفق پیدا کردن باهاش هستش.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیست و یک سال پیش توی همچین روزی یکی از شاهکارترین کارهای میازاکی پخش شد؛ قلعه متحرک هاول. از انیمه‌هایی قلبم رو لمس کرد و بعد از یک عالمه ریواچ همچنان می‌تونم با ذوق تماشا کنمش.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Merry Go Round of Life from Howl's Moving Castle - Violins & Piano
صورت فلکی شکارچی که توی انگلیسی بهش اوریون (Orion) و توی عربی بهش جبار گفته می‌شه یکی از شناخته‌شده‌ترین صورت‌های فلکی هستش که از همه جای زمین قابل دیدنه. معمولا صورت‌های فلکی به اسمشون زیاد شباهت ندارن اما این صورت فلکی از استثناهایی هستش که شکلش خیلی شبیه به اسمشه.

این صورت فلکی، یه صورت فلکی زمستانه هستش و در اواسط بهار و تابستون موقع روز داخل آسمون هستش و به خاطر نور خورشید دیده نمی‌شه. از اوایل پاییز تا اوایل بهار این صورت فلکی در آسمون شب دیده می‌شه و چون اکثر ستاره‌هاش پر نورن خیلی راحت می‌شه پیداش کرد.

چون این صورت فلکی خیلی راحت پیدا میشه و از همه جا قابل دیدن هستش در فرهنگ‌های مختلف جهان افسانه‌ها و اساطیر مختلفی بهش نسبت داده شده. اولین حکاکی شناخته شده از این صورت فلکی به 32 تا 38 هزار سال پیش داخل یک غار برمیگرده. این حکاکی با عاج ماموت انجام شده.
Pillars of Creation
صورت فلکی شکارچی که توی انگلیسی بهش اوریون (Orion) و توی عربی بهش جبار گفته می‌شه یکی از شناخته‌شده‌ترین صورت‌های فلکی هستش که از همه جای زمین قابل دیدنه. معمولا صورت‌های فلکی به اسمشون زیاد شباهت ندارن اما این صورت فلکی از استثناهایی هستش که شکلش خیلی شبیه…
این صورت فلکی هفت تا ستاره اصلی داره. پرنورترین ستاره‌ش ستاره‌ی ‌Rigel یا پای شکارچی هستش که در نجوم عربی به این ستاره رجل الجبار گفته می‌شه. این ستاره در بخش پایین و سمت راست اوریون قرار داره. بعد از رجل الجبار، ستاره‌ی بیتلجوس (Betelgeuse) که بهش ابط الجوزا گفته میشه پرنورترین هستش و ستاره بلاتریکس (Bellatrix) هم در رتبه‌ی سومه.

به سه ستاره‌ای که در مرکز این صورت فلکی در یک ردیف قرار دارن کمربند اوریون گفته می‌شه. یکی از روشای پیدا کردن این صورت فلکی پیدا کردن همین کمربند هستش.
Pillars of Creation
این صورت فلکی هفت تا ستاره اصلی داره. پرنورترین ستاره‌ش ستاره‌ی ‌Rigel یا پای شکارچی هستش که در نجوم عربی به این ستاره رجل الجبار گفته می‌شه. این ستاره در بخش پایین و سمت راست اوریون قرار داره. بعد از رجل الجبار، ستاره‌ی بیتلجوس (Betelgeuse) که بهش ابط الجوزا…
به این ناحیه غلاف اوریون گفته می‌شه چون به غلاف شمشیر این شکارچی تشبیه شده. داخل غلاف اوریون سحابی اوریون (Orion nebula) قرار داره. این سحابی، نزدیک‌ترین سحابی به زمین هستش و در یه شب صاف با چشم غیر مسلح قابل دیدنه.
Forwarded from قینوسات صهبا
Pillars of Creation
اولین حکاکی شناخته شده از این صورت فلکی به 32 تا 38 هزار سال پیش داخل یک غار برمیگرده. این حکاکی با عاج ماموت انجام شده.
این قسمتای تاریخ باستانو میشنوم خیلی زندگی برام عجیب میشه(:
شما فرض کن، یه زمانی ادما واقعا هیچ کار خاصی جز پیدا کردن غذا و جای خواب نداشتن! شبا فقط میتونستن زل بزنن به ستاره‌ها چون نور دیگه‌ای وجود نداشته براشون. سرما و گرما هم حتی مفاهیم متفاوتی بودن. همه چی مفهوم خیلی متفاوتی داشته!
فکر کردن بهش خیلی جالب و هیجان‌انگیزه.
Pillars of Creation
Photo
کسایی ‌که به سحابی اوریون برای اولین بار نگاه می‌کنن یه نکته‌ی عجیبی رو درموردش متوجه می‌شن. اگر شما مستقیم بهش نگاه کنین یه حالت محو و ناپدید و کم نوری پیدا می‌کنه اما اگر به اطرافش نگاه کنین خیلی پرنورتر دیده می‌شه. من تا یه مدت طولانی‌ای که بهش نگاه می‌کردم فکر می‌کردم چشمای من مشکل داره که همچین قضیه‌ای پیش میاد. اما ترم پیش سر کلاس فیزیولوژی اعصاب و حواس ویژه متوجه شدم مشکل از چشم‌های من نیست بلکه ساختار شبکیه‌ی چشم باعث همچین پدیده‌ای می‌شه.
شبکیه‌ی چشم انسان از چندلایه تشکیل شده‌. دو نوع سلول دریافت کننده‌ی نور داریم : سلول‌های مخروطی (Cones) و سلول‌های استوانه‌ای (Rods). این‌ دو نوع سلول نور رو دریافت می‌کنن و به پیام عصبی تبدیل می‌کنن و وارد‌ لایه‌های بعدی می‌کنن که داخل عکس ‌می‌تونید ببینیدشون. پیام بینایی پس از طی کردن لایه‌های مختلف در نهایت به لایه‌ی سلول‌های گانگلیونی (Ganglion cell) می‌رسه. آکسون‌ نورون‌های گانگلیونی، عصب بینایی رو تشکیل می‌ده و پیام بینایی رو به مغز می‌بره.

سلول‌های مخروطی و استوانه‌ای از نظر عملکرد و نقشی که دارن باهم متفاوتن. استوانه‌ای‌ها توی دید سیاه و سفید و با جزئیات کم نقش دارن و نسبتا تحریک‌پذیرتر هستن و با شدت‌ نور پایین تحریک می‌شن. مخروطی‌ها توی دید رنگی و با جزئیات بالا نقش دارن ولی از طرف دیگه نیاز به نور زیاد دارن و اونقدری راحت تحریک‌پذیر نیستن.

استوانه‌ای‌ها و مخروطی‌ها در کنار همدیگه توی قسمت‌های مختلف شبکیه وجود دارن.
Pillars of Creation
شبکیه‌ی چشم انسان از چندلایه تشکیل شده‌. دو نوع سلول دریافت کننده‌ی نور داریم : سلول‌های مخروطی (Cones) و سلول‌های استوانه‌ای (Rods). این‌ دو نوع سلول نور رو دریافت می‌کنن و به پیام عصبی تبدیل می‌کنن و وارد‌ لایه‌های بعدی می‌کنن که داخل عکس ‌می‌تونید ببینیدشون.…
داخل شبکیه‌ی چشم ناحیه‌‌ی فرو رفته‌ای وجود داره به اسم فووه‌آ (fovea). در این ناحیه ما تراکم خالص سلول‌های مخروطی رو داریم و سلول استوانه‌ای نداریم. این ناحیه دقیقا در راستای دید و در مرکز تصویر متمرکز شده از سمت عدسی قرار داره. یعنی وقتی شما به یه شیء مستقیم نگاه می‌کنین و توجهتون روش هستش، عدسی چشم تصویر اون شیء رو انداخته روی ناحیه فووه‌آ و تصویر اطراف اون شیء روی اطراف ناحیه‌ی فووه‌آ و بخش‌های دیگه‌ی شبکیه هستش.

به عبارتی مرکز تصویر چشم‌ها روی بخشی می‌افته که سلول‌هاش همه مخروطی‌ هستن و برای دیدن جزئیات اختصاص پیدا کردن. برای همین هستش که ما توی مرکز دید چشم‌هامون بیشترین جزئیات رو می‌بینیم و یه شیء هرچقدر از مرکز دورتر باشه جزئیات کمتری درموردش دیده می‌شه.