Pillars of Creation
Photo
داخل مرورگر کروم کلمههای شهاب و شهابسنگ رو سرچ کنین
نتیجهی جالبی داره
نتیجهی جالبی داره
Pillars of Creation
Photo
دنبالهدار هالی تقریبا معروفترین دنبالهدار تاریخ هستش. این دنبالهدار به خاطر ویژگیهای خاصی که داره از جمله قابل مشاهده بودن با چشم غیر مسلح و دورهی گردش مداری کوتاهش همواره طی تاریخ توجه خاصی روش بوده. این دنبالهدار هر 76 سال یکبار توی آسمون ظاهر میشه. عکس بالا از آخرین باری که ظاهر شد توی سال 1986 گرفته شده. هالی سال 2061 دوباره توی آسمون ظاهر میشه.
دنبالهدارها به دو دستهی دورهای و غیر دورهای تقسیم میشن. دنبالهدارهای غیر دورهای گرانش محدود به خورشید ندارن و فقط یک بار خورشید رو میبینن و دیگه برنمیگردن. دنبالهدارهای دورهای در مدار بیضی شکل به دور خورشید میچرخن و به دو دستهی بلند مدت (دوره گردش بیشتر از 200 سال) و کوتاه مدت تقسیم میشن. هالی با دوره گردش 76 ساله جزو دنبالهدارهای دورهای کوتاه مدته.
دنبالهدارها به دو دستهی دورهای و غیر دورهای تقسیم میشن. دنبالهدارهای غیر دورهای گرانش محدود به خورشید ندارن و فقط یک بار خورشید رو میبینن و دیگه برنمیگردن. دنبالهدارهای دورهای در مدار بیضی شکل به دور خورشید میچرخن و به دو دستهی بلند مدت (دوره گردش بیشتر از 200 سال) و کوتاه مدت تقسیم میشن. هالی با دوره گردش 76 ساله جزو دنبالهدارهای دورهای کوتاه مدته.
Pillars of Creation
دنبالهدار هالی تقریبا معروفترین دنبالهدار تاریخ هستش. این دنبالهدار به خاطر ویژگیهای خاصی که داره از جمله قابل مشاهده بودن با چشم غیر مسلح و دورهی گردش مداری کوتاهش همواره طی تاریخ توجه خاصی روش بوده. این دنبالهدار هر 76 سال یکبار توی آسمون ظاهر میشه.…
تا مدت زیادی تصور میشد که دنبالهدارها دورهای نیستن و فقط یک بار ظاهر میشن. اما در سال 1705 میلادی ستارهشناس انگلیسی، ادموند هالی، با استفاده از قوانین گرانش نیوتونی و قوانین کپلر، مسیر حرکت چند دنبالهی مختلف رو مطالعه و بررسی کرد.
هالی موقع مطالعه درمورد مسیر دنبالهدارها این تئوری رو مطرح کرد که دنبالهدارهایی که سال 1531, 1607 و 1682 توی آسمون ظاهر شدن برخلاف تصور که سه تا دنبالهدار مختلف باشن، در واقع یک دنبالهدار بوده که سه بار ظاهر شده.
هالی پیشبینی کرد که این دنبالهدار سال 1758 دوباره داخل آسمون ظاهر بشه و پیشبینیش هم درست درومد. هرچند اون موقع خود هالی زنده نبود تا درست بودن پیشبینیش رو ببینه. سال 1758 اسم این دنبالهدار به افتخار ادموند هالی، دنبالهدار هالی نامگذاری شد؛ به عنوان اولین دنبالهدار دورهایِ شناخته شده.
هالی موقع مطالعه درمورد مسیر دنبالهدارها این تئوری رو مطرح کرد که دنبالهدارهایی که سال 1531, 1607 و 1682 توی آسمون ظاهر شدن برخلاف تصور که سه تا دنبالهدار مختلف باشن، در واقع یک دنبالهدار بوده که سه بار ظاهر شده.
هالی پیشبینی کرد که این دنبالهدار سال 1758 دوباره داخل آسمون ظاهر بشه و پیشبینیش هم درست درومد. هرچند اون موقع خود هالی زنده نبود تا درست بودن پیشبینیش رو ببینه. سال 1758 اسم این دنبالهدار به افتخار ادموند هالی، دنبالهدار هالی نامگذاری شد؛ به عنوان اولین دنبالهدار دورهایِ شناخته شده.
Pillars of Creation
تا مدت زیادی تصور میشد که دنبالهدارها دورهای نیستن و فقط یک بار ظاهر میشن. اما در سال 1705 میلادی ستارهشناس انگلیسی، ادموند هالی، با استفاده از قوانین گرانش نیوتونی و قوانین کپلر، مسیر حرکت چند دنبالهی مختلف رو مطالعه و بررسی کرد. هالی موقع مطالعه…
هرچند دورهای بودن دنبالهدار هالی مدت نسبتا کوتاهیه که ثابت شده. اما در طول تاریخ مشاهدههای زیادی از ظاهر شدن این دنبالهدار ثبت شده.
اولین مشاهدهی ثبت شده از هالی به سالهای قبل از میلاد توی چین برمیگرده. چینیها حدود دوهزار سال آسمون رو زیر نظر داشتن و پدیدههای غیر عادی رو داخل سالنامههای نجومی خودشون ثبت میکردن. منجمان چینی در سال 240 قبل از میلاد از ظاهر شدن یک "ستارهی جارویی" داخل آسمون نوشتهن که همون سال یکی از ملکههاشون فوت میکنه. به همین خاطر ظاهر شدن این دنبالهدار رو با مرگ ملکهشون گره زدن.
مشاهدهی بعدیای که از این دنبالهدار ثبت شده به سال 164 قبل از میلاد برمیگرده. توی عکس بالا کتیبهای رو از تمدن بابل میبینید که داخلش از مشاهده شدن این دنبالهدار نوشته شده.
اولین مشاهدهی ثبت شده از هالی به سالهای قبل از میلاد توی چین برمیگرده. چینیها حدود دوهزار سال آسمون رو زیر نظر داشتن و پدیدههای غیر عادی رو داخل سالنامههای نجومی خودشون ثبت میکردن. منجمان چینی در سال 240 قبل از میلاد از ظاهر شدن یک "ستارهی جارویی" داخل آسمون نوشتهن که همون سال یکی از ملکههاشون فوت میکنه. به همین خاطر ظاهر شدن این دنبالهدار رو با مرگ ملکهشون گره زدن.
مشاهدهی بعدیای که از این دنبالهدار ثبت شده به سال 164 قبل از میلاد برمیگرده. توی عکس بالا کتیبهای رو از تمدن بابل میبینید که داخلش از مشاهده شدن این دنبالهدار نوشته شده.
Pillars of Creation
هرچند دورهای بودن دنبالهدار هالی مدت نسبتا کوتاهیه که ثابت شده. اما در طول تاریخ مشاهدههای زیادی از ظاهر شدن این دنبالهدار ثبت شده. اولین مشاهدهی ثبت شده از هالی به سالهای قبل از میلاد توی چین برمیگرده. چینیها حدود دوهزار سال آسمون رو زیر نظر داشتن…
یکی از مهمترین مشاهدههای ثبت شده از دنبالهدار هالی به سال 1066 میلادی برمیگرده. در طی حملهی ویلیام فاتح به انگلیس و نبرد هیستینگز، یک ستارهی مو بلند "a long-haired star" داخل آسمون ظاهر شده بود که پیشگوها اون رو نشونهی کشته شدن هارولد، پادشاه انگلیس توسط ویلیام و تسلط نورمنها به انگلیس میدونستن. این پیشگویی درست درومد و هارولد توسط ویلیام کشته شد.
داخل بخشی از فرشینهی "بایو" که از اون دوران به جا مونده اون ستارهی مو بلند رو میشه دید و مردم انگلیس با وحشت درحال نگاه کردن به آسمونن.
داخل بخشی از فرشینهی "بایو" که از اون دوران به جا مونده اون ستارهی مو بلند رو میشه دید و مردم انگلیس با وحشت درحال نگاه کردن به آسمونن.
در کل دنبالهدارها طی تاریخ چیزهای شومی دونسته میشدن و مشاهده شدنشون توسط مردم به نشونه اتفاقهای بد تفسیر میشد؛ از جمله بینظمی حکومت، مرگ پادشاه یا افراد مهم، آشوب، جنگ، قحطی و بیماریهای مرگبار.
همونطور که توی این پست گفتم، آسمون برای مردم باستان مکان مقدسی بود و هر تمدنی معمولا تلاش میکرد یه الگوی منظمی رو برای اجرام داخلش پیدا کنه و معمولا هم الگوش رو پیدا میکردن: ثابت بودن ستارهها و حرکت کردن سیارهها و جابهجاشدنشون بین صورتهای فلکی. اما دنبالهدارها از این قائده مستثنی بودن، اونا ناگهانی و بدون الگوی خاصی ظاهر میشدن و بعد از مدتی ناپدید میشدن. این قضیه باعث میشد فکر کنن نظم آسمون به هم خورده و به هم خوردن نظمِ یه چیز مقدس براشون از اتفاقهای بدِ بزرگ خبر میداد. از طرفی اتفاقهای بدی که بعد از ظاهر شدنشون اتفاق میافتاد هم این تئوری شوم بودنشون رو تقویت میکرد. ولی خب بحث اینجاست که اتفاق بد رو چجور تفسیر میکردن؟ یه اتفاق مثل شکست خوردن داخل جنگ برای اون کشوری که شکست میخوره طبیعتا اتفاق بدیه اما برای کشور مقابل اتفاق خیلی خوبی محسوب میشه. هردوی این کشورها هم همون لحظه داشتن دنبالهدار رو نگاه میکردن، اگر این استدلال رو بیاریم که وجود دنباله دار باعث شکست اون کشور شده بود پس وجودش باعث پیروزی اونیکی کشوره هم شده. الان اون دنبالهدار شومه یا نه؟
همونطور که توی این پست گفتم، آسمون برای مردم باستان مکان مقدسی بود و هر تمدنی معمولا تلاش میکرد یه الگوی منظمی رو برای اجرام داخلش پیدا کنه و معمولا هم الگوش رو پیدا میکردن: ثابت بودن ستارهها و حرکت کردن سیارهها و جابهجاشدنشون بین صورتهای فلکی. اما دنبالهدارها از این قائده مستثنی بودن، اونا ناگهانی و بدون الگوی خاصی ظاهر میشدن و بعد از مدتی ناپدید میشدن. این قضیه باعث میشد فکر کنن نظم آسمون به هم خورده و به هم خوردن نظمِ یه چیز مقدس براشون از اتفاقهای بدِ بزرگ خبر میداد. از طرفی اتفاقهای بدی که بعد از ظاهر شدنشون اتفاق میافتاد هم این تئوری شوم بودنشون رو تقویت میکرد. ولی خب بحث اینجاست که اتفاق بد رو چجور تفسیر میکردن؟ یه اتفاق مثل شکست خوردن داخل جنگ برای اون کشوری که شکست میخوره طبیعتا اتفاق بدیه اما برای کشور مقابل اتفاق خیلی خوبی محسوب میشه. هردوی این کشورها هم همون لحظه داشتن دنبالهدار رو نگاه میکردن، اگر این استدلال رو بیاریم که وجود دنباله دار باعث شکست اون کشور شده بود پس وجودش باعث پیروزی اونیکی کشوره هم شده. الان اون دنبالهدار شومه یا نه؟
Pillars of Creation
دنبالهدار هالی تقریبا معروفترین دنبالهدار تاریخ هستش. این دنبالهدار به خاطر ویژگیهای خاصی که داره از جمله قابل مشاهده بودن با چشم غیر مسلح و دورهی گردش مداری کوتاهش همواره طی تاریخ توجه خاصی روش بوده. این دنبالهدار هر 76 سال یکبار توی آسمون ظاهر میشه.…
همین قضیهی شوم بودن درمورد هالی هم صادق بوده. سال 1910 که هالی قرار بود دوباره ظاهر بشه پیشبینی شده بود که گازی که داخل دم این دنبالهدار وجود داره قراره تمام اشکال حیات رو روی زمین از بین ببره و انسانا قراره کامل نابود بشن. یه سری افراد اومده بودن قرص ضد دنباله دار میفروختن به مردم، بعضیا وعدهی اکسیر "فرار از خشم پروردگار" میدادن. خیلیا هم رفته بودن ماسکای ضد گاز خریده بودن. رسما کل دنیا افتاده بود به هرج و مرج که این دنباله دار قراره بزنه نابودمون کنه. آخرشم دنبالهدار اومد و رد شد و هیچ اتفاقی هم نیفتاد. البته بهتره بگیم اتفاقای بدی که هرروزه توی دنیا میافتادن رو تئوریستینای توطئه اونموقع انداختن گردن هالی.
Pillars of Creation
هالی سال 2061 دوباره توی آسمون ظاهر میشه.
به هر حال جدای از همهی داستانا من امیدوارم تا 2061 زنده بمونم تا بتونم ظاهر شدن دوبارهی هالی رو ببینم😂
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دل بدیم به غروب دنباله دار نئووایز بر فراز جنگلهای هیرکانی .
ترکیب برنده فقط با موزیک فیلم اینتراسلار بوجود میومد.
دل بدید و کمی آرامش بگیرید.
-عماد نعمت اللهی-
✅️ @uttweet
ترکیب برنده فقط با موزیک فیلم اینتراسلار بوجود میومد.
دل بدید و کمی آرامش بگیرید.
-عماد نعمت اللهی-
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
توییتر دانشگاه تهرانی ها
دل بدیم به غروب دنباله دار نئووایز بر فراز جنگلهای هیرکانی . ترکیب برنده فقط با موزیک فیلم اینتراسلار بوجود میومد. دل بدید و کمی آرامش بگیرید. -عماد نعمت اللهی- ✅️ @uttweet
تا بحث دنبالهدارها بازه بگم که این دنبالهدار نئووایز سال 2020 توی آسمون ظاهر شد که تقریبا همزمان با پاندمی کووید بود و کسایی که شوم بودن دنبالهدارها رو قبول داشتن معتقد بودن دلیل اون مرگهای ناشی از کووید ظاهر شدن این دنبالهدار هستش😂
Forwarded from مسیحاداموس
منابع برای لغت خیلی زیاده واقعا فرقی نداره کدومو انتخاب کنی. مهم روش خوندنته.
هر کلمه که از منبع vocabulary میخونی، برو word family مربوطش هم یاد بگیر. هر کلمه ای رو نمیشه اینکار کرد. اما کلمه ای که خانواده بزرگتری داشته باشه با ارزش تره و یادگیریش مهم تر. دیگه به صورت حداقلی باید شکل فعل، صفت و اسم یه کلمه رو یاد بگیرید.
مثلا:
Simple: ساده(adjective)
Simply: به سادگی(adverb)
Simplicity: سادگی( noun)
Simplify: ساده کردن(verb)
یا:
Motive/ motivation: انگیزه n.
Motivate: انگیزه بخشیدن v.
Motivated: با انگیزه adj.
Unmotivated: بی انگیزه adj.
Motivational: انگیزشی adj
تا وقتی لغت وارد «استفاده واقعی» نشه، هنوز مال خودت نیست.
من خودم زیاد از این روش استفاده نکردم. وقتی میخوای word family یاد بگیری خیلی زمانبره.
بنظرم بهترین روش اینه که فقط لغاتی که خیلی فراموش میکنید رو بنویسید و روی فلش کارت تعریف انگلیسی رو بنویسید نه فارسی.
یا جمله انگلیسی با اون کلمه به عنوان مثال بنویسید و جای کلمه هدف رو خالی بذارید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from JESSICA's FLOOR (Rézvan)
«مرا بخوان» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/239445
https://taaghche.com/book/239445
Forwarded from JESSICA's FLOOR (Rézvan)
JESSICA's FLOOR
«مرا بخوان» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/239445
الان که دارم این پیام رو مینویسم، دستهام میلرزه، قلبم خیلی نرمه و اشک اومده تا چشمهام رو شفافتر کنه.
سر تا پا سبک و لرزانم چون این اولین اثر چاپ شدهی منه.
صفحهی هشتاد، داستان بالهای سنگین اثر منه و بالاخره چاپ شد.
نسخهی چاپی رو با قیمت ۴۵۰ تومن و الکترونیک رو به قیمت ۷۰ تومن میتونید تهیه کنید.
سر تا پا سبک و لرزانم چون این اولین اثر چاپ شدهی منه.
صفحهی هشتاد، داستان بالهای سنگین اثر منه و بالاخره چاپ شد.
نسخهی چاپی رو با قیمت ۴۵۰ تومن و الکترونیک رو به قیمت ۷۰ تومن میتونید تهیه کنید.
Pillars of Creation
قبلنا وقتی یه نفر میخواست درمورد یه چیزی اطلاعات کسب کنه یا سوالی توی ذهنش بود و میخواست جوابش رو پیدا کنه دوتا راه جلوش بود، یا خودش میرفت و رفرنسها، کتابها و منابع مربوط به اون قضیه رو میخوند تا با کنار هم گذاشتن اطلاعاتی که کسب میکرد و تحلیلشون به…
من این متن رو اون موقع بر اساس مشاهده شخصی خودم از استفادهی LLMها نوشتم. اما الان که دارم مطالعههای اخیری که روی این قضیه انجام شدن رو نگاه میندازم داخلشون زیاد اشاره شده که کاهش توانایی تفکر انتقادی (critical thinking) و کاهش توانایی شناختی (cognitive ability) از مشکلایی هستن که توی عصر هوش مصنوعی خیلی قراره باهاشون سر و کار داشته باشیم.
مطالعهای که چندماه پیش روی 666 نفر در سنین و تحصیلات مختلف انجام شده نشون میده بین استفاده مکرر از ابزارهای هوش مصنوعی و توانایی تفکر انتقادی یک همبستگی منفی معنادار وجود داره که این ارتباط از طریق واگذاری شناختی (cognitive offloading) میانجیگری میشه. واگذاری شناختی به استفاده از ابزارهای بیرونی مثل یادداشت، ماشین حساب یا ابزارهایی مثل هوش مصنوعی برای کاهش بار شناختی مغز گفته میشه. مطالعههایی که قبلا انجام شده بود نشون میداد واگذاری شناختی تا یه حدی میتونه با آزاد سازی ظرفیت مغز به افزایش بازدهی یادگیری و تفکر کمک کنه. اما داخل این مطالعهی جدید معلوم شده که اگر واگذاری شناختی از حدش فراتر بره میتونه مهارتهایی مثل تفکر انتقادی مغز رو ضعیف کنه. این قضیه در افراد جوانتر که وابستگی بیشتری نسبت به هوش مصنوعی داشتن بیشتر دیده میشه.
مطالعهی دیگهای که توسط مایکروسافت انجام شده نشون داده که هرچقدر اعتماد افراد به ابزارهای هوش مصنوعی بیشتر باشه تمایلشون به استفاده از قوای شناختی و تفکر انتقادی خودشون کمتر میشه. این مطالعه اشاره داره که خودکارسازی کارهای روتین باعث میشه انسان اون بخش "تمرین قضاوت" رو انجام نده و "ماهیچه شناختی" ضعیف بشه. در واقع وابسته بودن بیش از حد به این مدلها باعث میشه افراد فرصت تمرین قضاوت و تقویت قوهی شناختی رو از دست بدن و موقع تصمیمگیریهای جدیتر آماده نباشن.
داخل مطالعهی جدیدی که توسط محققین دانشگاه MIT انجام شده اومدن شرکت کنندهها رو به سه گروه تقسیم کردن و ازشون خواستن یک مقاله بنویسن. گروه اول فقط با استفاده از مغز خودشون و بدون هیچ ابزاری، گروه دوم با استفاده از موتور جست و جو و گروه سوم با استفاده از LLMهایی مثل ChatGPT. این گروهها در سه جلسه مختلف فعالیت رو انجام دادن و بار شناختی (cognitive load) مغزشون توسط دستگاه EEG رصد و اندازهگیری شد. همون طور که میشه پیشبینی کرد، بیشترین فعالیت مغزی و قویترین شبکههای مغزی در افرادی مشاهده شد که بدون هیچ ابزاری مقاله رو نوشته بودن و ضعیفترین شبکههای مغزی در کسایی مشاهده شد که فقط از LLM استفاده کرده بودن. کسایی که با LLM کار کرده بودن حتی توی نقل قول و درک درست از کار خودشون مشکل داشتن، یعنی بخش بزرگی از درک و تحلیل توسط هوش مصنوعی انجام شده بود، نه ذهن خودشون. این مقاله هم این قضیه رو مطرح میکنه که اتکای زیاد به مدلهای هوش مصنوعی در بلند مدت میتونه به فرسودگی مهارت "تفکر مستقل" منجر بشه.
مطالعهای که چندماه پیش روی 666 نفر در سنین و تحصیلات مختلف انجام شده نشون میده بین استفاده مکرر از ابزارهای هوش مصنوعی و توانایی تفکر انتقادی یک همبستگی منفی معنادار وجود داره که این ارتباط از طریق واگذاری شناختی (cognitive offloading) میانجیگری میشه. واگذاری شناختی به استفاده از ابزارهای بیرونی مثل یادداشت، ماشین حساب یا ابزارهایی مثل هوش مصنوعی برای کاهش بار شناختی مغز گفته میشه. مطالعههایی که قبلا انجام شده بود نشون میداد واگذاری شناختی تا یه حدی میتونه با آزاد سازی ظرفیت مغز به افزایش بازدهی یادگیری و تفکر کمک کنه. اما داخل این مطالعهی جدید معلوم شده که اگر واگذاری شناختی از حدش فراتر بره میتونه مهارتهایی مثل تفکر انتقادی مغز رو ضعیف کنه. این قضیه در افراد جوانتر که وابستگی بیشتری نسبت به هوش مصنوعی داشتن بیشتر دیده میشه.
مطالعهی دیگهای که توسط مایکروسافت انجام شده نشون داده که هرچقدر اعتماد افراد به ابزارهای هوش مصنوعی بیشتر باشه تمایلشون به استفاده از قوای شناختی و تفکر انتقادی خودشون کمتر میشه. این مطالعه اشاره داره که خودکارسازی کارهای روتین باعث میشه انسان اون بخش "تمرین قضاوت" رو انجام نده و "ماهیچه شناختی" ضعیف بشه. در واقع وابسته بودن بیش از حد به این مدلها باعث میشه افراد فرصت تمرین قضاوت و تقویت قوهی شناختی رو از دست بدن و موقع تصمیمگیریهای جدیتر آماده نباشن.
داخل مطالعهی جدیدی که توسط محققین دانشگاه MIT انجام شده اومدن شرکت کنندهها رو به سه گروه تقسیم کردن و ازشون خواستن یک مقاله بنویسن. گروه اول فقط با استفاده از مغز خودشون و بدون هیچ ابزاری، گروه دوم با استفاده از موتور جست و جو و گروه سوم با استفاده از LLMهایی مثل ChatGPT. این گروهها در سه جلسه مختلف فعالیت رو انجام دادن و بار شناختی (cognitive load) مغزشون توسط دستگاه EEG رصد و اندازهگیری شد. همون طور که میشه پیشبینی کرد، بیشترین فعالیت مغزی و قویترین شبکههای مغزی در افرادی مشاهده شد که بدون هیچ ابزاری مقاله رو نوشته بودن و ضعیفترین شبکههای مغزی در کسایی مشاهده شد که فقط از LLM استفاده کرده بودن. کسایی که با LLM کار کرده بودن حتی توی نقل قول و درک درست از کار خودشون مشکل داشتن، یعنی بخش بزرگی از درک و تحلیل توسط هوش مصنوعی انجام شده بود، نه ذهن خودشون. این مقاله هم این قضیه رو مطرح میکنه که اتکای زیاد به مدلهای هوش مصنوعی در بلند مدت میتونه به فرسودگی مهارت "تفکر مستقل" منجر بشه.
Pillars of Creation
من این متن رو اون موقع بر اساس مشاهده شخصی خودم از استفادهی LLMها نوشتم. اما الان که دارم مطالعههای اخیری که روی این قضیه انجام شدن رو نگاه میندازم داخلشون زیاد اشاره شده که کاهش توانایی تفکر انتقادی (critical thinking) و کاهش توانایی شناختی (cognitive…
مخالفت کردن با هوش مصنوعی و گارد گرفتن درموردش توی این دورهای که داخلش هستیم مثل مخالفت کردن با وجود برق و الکتریسیته توی دورهی فراگیر شدنش هستش. من خودم با این موج مخالف نیستم و حتی توی این حوزه فعال هستم و سعی میکنم اطلاعاتم رو بالاتر ببرم؛ اما با این حال به شدت مخالفم که ما بیایم و کاری که ذهنمون به صورت دیفالت براش ساخته شده و برای پویا بودن نیاز داره انجامش بده رو بسپریم دست هوش مصنوعی. همون طور که مقالههای بالا هم این قضیه رو مطرح کردن، ذهن ما "نیاز داره که فکر کنه" و اگه این کار رو انجام نده قدرتش تحلیل میره. برای همین اگر به مغزمون علاقهای داریم و نمیخوایم فعالیتش ضعیف بشه نیازه که درمورد طرز استفادهمون از مدلهای هوش مصنوعی تجدید نظر کنیم.
یه سری کارها هستش که میشه برای مواجه نشدن با اون مشکلا انجام داد. تلاش کنیم داخل کارهایی که ارزش تفکر داخلشون بالا هستش خودمون وارد کار بشیم و بار تفکر رو به AI نسپریم. برای مثال به جای این که برای گرفتن اطلاعات و نتیجهگیری همون اول سراغ یه LLM بریم، مثل قبل توی گوگل سرچ کنیم و سایتهای مختلف رو زیر و رو کنیم و این خودمون باشیم که نتیجهگیری میکنیم و جواب سوالمون رو پیدا میکنیم. یا اگر چیزی پیدا نکردیم صرفا برای پیدا کردن منابع سراغ LLMها بریم و خوندن و نتیجهگیری از این منابع رو به عهدهی مغز خودمون بذاریم. همچنین همیشه باید به اطلاعاتی که از سمت LLMها دریافت میکنیم به دید انتقادی نگاه کنیم و تزها و آنتیتزهای مختلف رو درموردشون بررسی کنیم. مخالفت کردن با موج هوش مصنوعی غیر ممکنه؛ پس بهترین راه، وفق پیدا کردن باهاش هستش.
یه سری کارها هستش که میشه برای مواجه نشدن با اون مشکلا انجام داد. تلاش کنیم داخل کارهایی که ارزش تفکر داخلشون بالا هستش خودمون وارد کار بشیم و بار تفکر رو به AI نسپریم. برای مثال به جای این که برای گرفتن اطلاعات و نتیجهگیری همون اول سراغ یه LLM بریم، مثل قبل توی گوگل سرچ کنیم و سایتهای مختلف رو زیر و رو کنیم و این خودمون باشیم که نتیجهگیری میکنیم و جواب سوالمون رو پیدا میکنیم. یا اگر چیزی پیدا نکردیم صرفا برای پیدا کردن منابع سراغ LLMها بریم و خوندن و نتیجهگیری از این منابع رو به عهدهی مغز خودمون بذاریم. همچنین همیشه باید به اطلاعاتی که از سمت LLMها دریافت میکنیم به دید انتقادی نگاه کنیم و تزها و آنتیتزهای مختلف رو درموردشون بررسی کنیم. مخالفت کردن با موج هوش مصنوعی غیر ممکنه؛ پس بهترین راه، وفق پیدا کردن باهاش هستش.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیست و یک سال پیش توی همچین روزی یکی از شاهکارترین کارهای میازاکی پخش شد؛ قلعه متحرک هاول. از انیمههایی قلبم رو لمس کرد و بعد از یک عالمه ریواچ همچنان میتونم با ذوق تماشا کنمش.