روی طرح جلد ویرایش بیست و یکم هاریسون یه شکل نور مانندی هستش که جدیدا بهش دقت کردم و برام سوال شد که این نور عجیب دقیقا چیه. رفتم طرح جلد ویرایشهای قبلی رو نگاه کردم و دیدم این نور از ویرایش شیشم به طرح جلد اضافه شده و بعد از اون داخل طرح جلد همهی ویرایشها وجود داره و میشه دیدش. دیفالت ذهنیم این بود که طبیعتا نمیان یه شکل رندوم رو همینجوری الکی بندازن روی طرح جلد یکی از مهمترین رفرنسهای پزشکی و داخل پونزده تا ویرایش بعدی هم تکرارش کنن. طی سرچ درمورد این شکل و طرح جلد، رسیدم به سایت خود انتشارات که اونجا درموردش نوشته بودن.
این شکل، درواقع نوری هستش که بیمار موقع معاینه شدنِ چشمش توسط افتالموسکوپ میبینه. در واقع این نور، نمادی از علم هستش و یادآور این قضیه هستش که روشناییِ علم چطور به پزشکها برای درمان بیماریها و کاهش رنج بشریت کمک میکنه. خیلی نمادگرایی قشنگی بود.
این شکل، درواقع نوری هستش که بیمار موقع معاینه شدنِ چشمش توسط افتالموسکوپ میبینه. در واقع این نور، نمادی از علم هستش و یادآور این قضیه هستش که روشناییِ علم چطور به پزشکها برای درمان بیماریها و کاهش رنج بشریت کمک میکنه. خیلی نمادگرایی قشنگی بود.
حدود دوهفته پیش یه بارش شهابی داخل آسمون بود و از اونموقع میخواستم بشینم درمورد شهابها و دنبالهدارها و تفاوتشون اینجا بنویسم چون خیلی باهم اشتباه گرفته میشن. خلاصه که امشب درموردشون نوشتم.
شهاب (Meteor) در واقع ردی از نور هستش که بر اثر سوختگی قطعههای صخرهای و فلزی در تماس با جو زمین به وجود میاد. این قطعهها از جاهای مختلفی سرچشمه میگیرن، از جمله کمربند سیارکها بین مریخ و مشتری. جاذبهی زمین این قطعه سنگها رو که به اصطلاح بهشون شهابواره میگن به سمت خودش میکشه. شهابوارهها تحت تاثیر جاذبه به سرعت به سمت سطح زمین حرکت میکنن و به همین دلیل با مولکولهای هوای موجود در جو زمین به شدت اصطکاک پیدا میکنن. در اکثر مواقع شهابوارهها به طور کامل میسوزن و به سطح زمین نمیرسن و رد سوختگیشون توی آسمون به شکل شهاب دیده میشه. اگر شهابوارهها به قدری بزرگ باشن که جو زمین به طور کامل نتونه از بین ببرتشون به سطح زمین میرسن و بهشون میگن شهابسنگ. شهابها فقط چندثانیه توی آسمون قابل مشاهده هستن و بعد از چند ثانیه ناپدید میشن.
دنبالهدارها با شهابها خیلی متفاوتن. دنبالهدارها (comet) در واقع تودههایی از یخ، غبار و سنگ هستن که از بخشهای بیرونی منظومه شمسی مثل ابر اورت یا کمربند کویپر سرچشمه میگیرن. اندازهشون هم نسبت به شهاب خیلی بزرگتر هستش و میتونن تا چندصد کیلومتر قطر داشته باشن. دنبالهدارها برخلاف شهابها که فقط چندثانیه دووم دارن، میتونن هفتهها و ماهها توی آسمون قابل مشاهده باشن. منبع نور اصلی دنبالهدارها از خورشیده. برخلاف شهابها که خودشون میسوزن و نور تولید میکنن، دنبالهدارها در حالت عادی نوری از خودشون ندارن و نور خورشید رو بازتاب میکنن. بعضی دنبالهدارها دوره گردش دارن و هر چندسال یک بار توی آسمون نمایان میشن.
ساختار یه دنبالهدار شامل هسته، گیسو و دمهاش میشه.
هستهی دنبالهدار از یخِ آب، دیاکسید کربن جامد، کربن مونوکسید جامد و برخی مواد دیگه مثل متان، آمونیاک و ذرات سنگ و غبار تشکیل میشه.
وقتی دنبالهدار نزدیک به خورشید میشه، بخشی از هستهی جامدش ذوب میشه و به صورت یه ابر و هاله اطرافش رو فرا میگیره که بهش میگن گیسو (coma). بخشی از گیسو به پشت دنبالهدار راه پیدا میکنه و دم رو تشکیل میده.
به طور کلی دنبالهدارها دارای دوتا دم هستن : دم گرد و غباری و دم یونی.
اشعهی خورشید باعث میشه بخشی از گازهای موجود در دم یونیزه بشن. این دم یونیزه به دلیل باردار بودن و تاثیرپذیری از طرف نیروی مغناطیسی خورشید از دم گرد و غباری جدا میشه و در کنارش قرار میگیره.
عکسی که میبینید از دنبالهدار هیل - باپ (Hale–Bopp) هستش که سال 1997 در آسمون ظاهر شد و حدود 500 روز درخشید. داخلش هسته، گیسو و دمها به خوبی قابل مشاهده هستن. دم گرد و غباری به رنگ سفید و دم یونی به رنگ آبی.
هستهی دنبالهدار از یخِ آب، دیاکسید کربن جامد، کربن مونوکسید جامد و برخی مواد دیگه مثل متان، آمونیاک و ذرات سنگ و غبار تشکیل میشه.
وقتی دنبالهدار نزدیک به خورشید میشه، بخشی از هستهی جامدش ذوب میشه و به صورت یه ابر و هاله اطرافش رو فرا میگیره که بهش میگن گیسو (coma). بخشی از گیسو به پشت دنبالهدار راه پیدا میکنه و دم رو تشکیل میده.
به طور کلی دنبالهدارها دارای دوتا دم هستن : دم گرد و غباری و دم یونی.
اشعهی خورشید باعث میشه بخشی از گازهای موجود در دم یونیزه بشن. این دم یونیزه به دلیل باردار بودن و تاثیرپذیری از طرف نیروی مغناطیسی خورشید از دم گرد و غباری جدا میشه و در کنارش قرار میگیره.
عکسی که میبینید از دنبالهدار هیل - باپ (Hale–Bopp) هستش که سال 1997 در آسمون ظاهر شد و حدود 500 روز درخشید. داخلش هسته، گیسو و دمها به خوبی قابل مشاهده هستن. دم گرد و غباری به رنگ سفید و دم یونی به رنگ آبی.
Pillars of Creation
Photo
داخل مرورگر کروم کلمههای شهاب و شهابسنگ رو سرچ کنین
نتیجهی جالبی داره
نتیجهی جالبی داره
Pillars of Creation
Photo
دنبالهدار هالی تقریبا معروفترین دنبالهدار تاریخ هستش. این دنبالهدار به خاطر ویژگیهای خاصی که داره از جمله قابل مشاهده بودن با چشم غیر مسلح و دورهی گردش مداری کوتاهش همواره طی تاریخ توجه خاصی روش بوده. این دنبالهدار هر 76 سال یکبار توی آسمون ظاهر میشه. عکس بالا از آخرین باری که ظاهر شد توی سال 1986 گرفته شده. هالی سال 2061 دوباره توی آسمون ظاهر میشه.
دنبالهدارها به دو دستهی دورهای و غیر دورهای تقسیم میشن. دنبالهدارهای غیر دورهای گرانش محدود به خورشید ندارن و فقط یک بار خورشید رو میبینن و دیگه برنمیگردن. دنبالهدارهای دورهای در مدار بیضی شکل به دور خورشید میچرخن و به دو دستهی بلند مدت (دوره گردش بیشتر از 200 سال) و کوتاه مدت تقسیم میشن. هالی با دوره گردش 76 ساله جزو دنبالهدارهای دورهای کوتاه مدته.
دنبالهدارها به دو دستهی دورهای و غیر دورهای تقسیم میشن. دنبالهدارهای غیر دورهای گرانش محدود به خورشید ندارن و فقط یک بار خورشید رو میبینن و دیگه برنمیگردن. دنبالهدارهای دورهای در مدار بیضی شکل به دور خورشید میچرخن و به دو دستهی بلند مدت (دوره گردش بیشتر از 200 سال) و کوتاه مدت تقسیم میشن. هالی با دوره گردش 76 ساله جزو دنبالهدارهای دورهای کوتاه مدته.
Pillars of Creation
دنبالهدار هالی تقریبا معروفترین دنبالهدار تاریخ هستش. این دنبالهدار به خاطر ویژگیهای خاصی که داره از جمله قابل مشاهده بودن با چشم غیر مسلح و دورهی گردش مداری کوتاهش همواره طی تاریخ توجه خاصی روش بوده. این دنبالهدار هر 76 سال یکبار توی آسمون ظاهر میشه.…
تا مدت زیادی تصور میشد که دنبالهدارها دورهای نیستن و فقط یک بار ظاهر میشن. اما در سال 1705 میلادی ستارهشناس انگلیسی، ادموند هالی، با استفاده از قوانین گرانش نیوتونی و قوانین کپلر، مسیر حرکت چند دنبالهی مختلف رو مطالعه و بررسی کرد.
هالی موقع مطالعه درمورد مسیر دنبالهدارها این تئوری رو مطرح کرد که دنبالهدارهایی که سال 1531, 1607 و 1682 توی آسمون ظاهر شدن برخلاف تصور که سه تا دنبالهدار مختلف باشن، در واقع یک دنبالهدار بوده که سه بار ظاهر شده.
هالی پیشبینی کرد که این دنبالهدار سال 1758 دوباره داخل آسمون ظاهر بشه و پیشبینیش هم درست درومد. هرچند اون موقع خود هالی زنده نبود تا درست بودن پیشبینیش رو ببینه. سال 1758 اسم این دنبالهدار به افتخار ادموند هالی، دنبالهدار هالی نامگذاری شد؛ به عنوان اولین دنبالهدار دورهایِ شناخته شده.
هالی موقع مطالعه درمورد مسیر دنبالهدارها این تئوری رو مطرح کرد که دنبالهدارهایی که سال 1531, 1607 و 1682 توی آسمون ظاهر شدن برخلاف تصور که سه تا دنبالهدار مختلف باشن، در واقع یک دنبالهدار بوده که سه بار ظاهر شده.
هالی پیشبینی کرد که این دنبالهدار سال 1758 دوباره داخل آسمون ظاهر بشه و پیشبینیش هم درست درومد. هرچند اون موقع خود هالی زنده نبود تا درست بودن پیشبینیش رو ببینه. سال 1758 اسم این دنبالهدار به افتخار ادموند هالی، دنبالهدار هالی نامگذاری شد؛ به عنوان اولین دنبالهدار دورهایِ شناخته شده.
Pillars of Creation
تا مدت زیادی تصور میشد که دنبالهدارها دورهای نیستن و فقط یک بار ظاهر میشن. اما در سال 1705 میلادی ستارهشناس انگلیسی، ادموند هالی، با استفاده از قوانین گرانش نیوتونی و قوانین کپلر، مسیر حرکت چند دنبالهی مختلف رو مطالعه و بررسی کرد. هالی موقع مطالعه…
هرچند دورهای بودن دنبالهدار هالی مدت نسبتا کوتاهیه که ثابت شده. اما در طول تاریخ مشاهدههای زیادی از ظاهر شدن این دنبالهدار ثبت شده.
اولین مشاهدهی ثبت شده از هالی به سالهای قبل از میلاد توی چین برمیگرده. چینیها حدود دوهزار سال آسمون رو زیر نظر داشتن و پدیدههای غیر عادی رو داخل سالنامههای نجومی خودشون ثبت میکردن. منجمان چینی در سال 240 قبل از میلاد از ظاهر شدن یک "ستارهی جارویی" داخل آسمون نوشتهن که همون سال یکی از ملکههاشون فوت میکنه. به همین خاطر ظاهر شدن این دنبالهدار رو با مرگ ملکهشون گره زدن.
مشاهدهی بعدیای که از این دنبالهدار ثبت شده به سال 164 قبل از میلاد برمیگرده. توی عکس بالا کتیبهای رو از تمدن بابل میبینید که داخلش از مشاهده شدن این دنبالهدار نوشته شده.
اولین مشاهدهی ثبت شده از هالی به سالهای قبل از میلاد توی چین برمیگرده. چینیها حدود دوهزار سال آسمون رو زیر نظر داشتن و پدیدههای غیر عادی رو داخل سالنامههای نجومی خودشون ثبت میکردن. منجمان چینی در سال 240 قبل از میلاد از ظاهر شدن یک "ستارهی جارویی" داخل آسمون نوشتهن که همون سال یکی از ملکههاشون فوت میکنه. به همین خاطر ظاهر شدن این دنبالهدار رو با مرگ ملکهشون گره زدن.
مشاهدهی بعدیای که از این دنبالهدار ثبت شده به سال 164 قبل از میلاد برمیگرده. توی عکس بالا کتیبهای رو از تمدن بابل میبینید که داخلش از مشاهده شدن این دنبالهدار نوشته شده.
Pillars of Creation
هرچند دورهای بودن دنبالهدار هالی مدت نسبتا کوتاهیه که ثابت شده. اما در طول تاریخ مشاهدههای زیادی از ظاهر شدن این دنبالهدار ثبت شده. اولین مشاهدهی ثبت شده از هالی به سالهای قبل از میلاد توی چین برمیگرده. چینیها حدود دوهزار سال آسمون رو زیر نظر داشتن…
یکی از مهمترین مشاهدههای ثبت شده از دنبالهدار هالی به سال 1066 میلادی برمیگرده. در طی حملهی ویلیام فاتح به انگلیس و نبرد هیستینگز، یک ستارهی مو بلند "a long-haired star" داخل آسمون ظاهر شده بود که پیشگوها اون رو نشونهی کشته شدن هارولد، پادشاه انگلیس توسط ویلیام و تسلط نورمنها به انگلیس میدونستن. این پیشگویی درست درومد و هارولد توسط ویلیام کشته شد.
داخل بخشی از فرشینهی "بایو" که از اون دوران به جا مونده اون ستارهی مو بلند رو میشه دید و مردم انگلیس با وحشت درحال نگاه کردن به آسمونن.
داخل بخشی از فرشینهی "بایو" که از اون دوران به جا مونده اون ستارهی مو بلند رو میشه دید و مردم انگلیس با وحشت درحال نگاه کردن به آسمونن.
در کل دنبالهدارها طی تاریخ چیزهای شومی دونسته میشدن و مشاهده شدنشون توسط مردم به نشونه اتفاقهای بد تفسیر میشد؛ از جمله بینظمی حکومت، مرگ پادشاه یا افراد مهم، آشوب، جنگ، قحطی و بیماریهای مرگبار.
همونطور که توی این پست گفتم، آسمون برای مردم باستان مکان مقدسی بود و هر تمدنی معمولا تلاش میکرد یه الگوی منظمی رو برای اجرام داخلش پیدا کنه و معمولا هم الگوش رو پیدا میکردن: ثابت بودن ستارهها و حرکت کردن سیارهها و جابهجاشدنشون بین صورتهای فلکی. اما دنبالهدارها از این قائده مستثنی بودن، اونا ناگهانی و بدون الگوی خاصی ظاهر میشدن و بعد از مدتی ناپدید میشدن. این قضیه باعث میشد فکر کنن نظم آسمون به هم خورده و به هم خوردن نظمِ یه چیز مقدس براشون از اتفاقهای بدِ بزرگ خبر میداد. از طرفی اتفاقهای بدی که بعد از ظاهر شدنشون اتفاق میافتاد هم این تئوری شوم بودنشون رو تقویت میکرد. ولی خب بحث اینجاست که اتفاق بد رو چجور تفسیر میکردن؟ یه اتفاق مثل شکست خوردن داخل جنگ برای اون کشوری که شکست میخوره طبیعتا اتفاق بدیه اما برای کشور مقابل اتفاق خیلی خوبی محسوب میشه. هردوی این کشورها هم همون لحظه داشتن دنبالهدار رو نگاه میکردن، اگر این استدلال رو بیاریم که وجود دنباله دار باعث شکست اون کشور شده بود پس وجودش باعث پیروزی اونیکی کشوره هم شده. الان اون دنبالهدار شومه یا نه؟
همونطور که توی این پست گفتم، آسمون برای مردم باستان مکان مقدسی بود و هر تمدنی معمولا تلاش میکرد یه الگوی منظمی رو برای اجرام داخلش پیدا کنه و معمولا هم الگوش رو پیدا میکردن: ثابت بودن ستارهها و حرکت کردن سیارهها و جابهجاشدنشون بین صورتهای فلکی. اما دنبالهدارها از این قائده مستثنی بودن، اونا ناگهانی و بدون الگوی خاصی ظاهر میشدن و بعد از مدتی ناپدید میشدن. این قضیه باعث میشد فکر کنن نظم آسمون به هم خورده و به هم خوردن نظمِ یه چیز مقدس براشون از اتفاقهای بدِ بزرگ خبر میداد. از طرفی اتفاقهای بدی که بعد از ظاهر شدنشون اتفاق میافتاد هم این تئوری شوم بودنشون رو تقویت میکرد. ولی خب بحث اینجاست که اتفاق بد رو چجور تفسیر میکردن؟ یه اتفاق مثل شکست خوردن داخل جنگ برای اون کشوری که شکست میخوره طبیعتا اتفاق بدیه اما برای کشور مقابل اتفاق خیلی خوبی محسوب میشه. هردوی این کشورها هم همون لحظه داشتن دنبالهدار رو نگاه میکردن، اگر این استدلال رو بیاریم که وجود دنباله دار باعث شکست اون کشور شده بود پس وجودش باعث پیروزی اونیکی کشوره هم شده. الان اون دنبالهدار شومه یا نه؟
Pillars of Creation
دنبالهدار هالی تقریبا معروفترین دنبالهدار تاریخ هستش. این دنبالهدار به خاطر ویژگیهای خاصی که داره از جمله قابل مشاهده بودن با چشم غیر مسلح و دورهی گردش مداری کوتاهش همواره طی تاریخ توجه خاصی روش بوده. این دنبالهدار هر 76 سال یکبار توی آسمون ظاهر میشه.…
همین قضیهی شوم بودن درمورد هالی هم صادق بوده. سال 1910 که هالی قرار بود دوباره ظاهر بشه پیشبینی شده بود که گازی که داخل دم این دنبالهدار وجود داره قراره تمام اشکال حیات رو روی زمین از بین ببره و انسانا قراره کامل نابود بشن. یه سری افراد اومده بودن قرص ضد دنباله دار میفروختن به مردم، بعضیا وعدهی اکسیر "فرار از خشم پروردگار" میدادن. خیلیا هم رفته بودن ماسکای ضد گاز خریده بودن. رسما کل دنیا افتاده بود به هرج و مرج که این دنباله دار قراره بزنه نابودمون کنه. آخرشم دنبالهدار اومد و رد شد و هیچ اتفاقی هم نیفتاد. البته بهتره بگیم اتفاقای بدی که هرروزه توی دنیا میافتادن رو تئوریستینای توطئه اونموقع انداختن گردن هالی.
Pillars of Creation
هالی سال 2061 دوباره توی آسمون ظاهر میشه.
به هر حال جدای از همهی داستانا من امیدوارم تا 2061 زنده بمونم تا بتونم ظاهر شدن دوبارهی هالی رو ببینم😂