Pillars of Creation
یه نکتهای درمورد وعده غذایی قبل از کوهنوردی که خودم طی تجربه بهش رسیدم رو بگم احتمالا به دردتون بخوره. صبحونه باید توی دوتا پارت خورده بشه. پارت اول باید حدود 1.5 تا 1 ساعت قبل از استارت صعود خورده بشه و باید بیشتر شامل چیزهایی باشه که انرژیشون دیر و پیوسته…
ناگفته نمونه من خودم اون اوایل که میرفتم کوه اون صبحونه پارت دوم رو نمیخوردم و وسط راه شدید میفتادم به سرگیجه و تهوع و یه بیست دیقه نیم ساعتی مینشستم وسط راه که یکم اوکیتر بشه حالم و بعد ادامه بدم. ولی از وقتی که این ترفند رو میزنم خیلی اوکی و سرحال میرم و برمیگردم.
و در ضمن همیشه روند صعود باید آروم شروع بشه و اگه میخواد سرعت بگیره کم کم سرعت بگیره. سریع شروع نکنید هیچوقت.
و در ضمن همیشه روند صعود باید آروم شروع بشه و اگه میخواد سرعت بگیره کم کم سرعت بگیره. سریع شروع نکنید هیچوقت.
ترم پیش سر کلاس باکتریشناسی عملی باید باکتریها رو روی پلیت کشت میدادیم و هر جلسهای یه آزمایشی روش انجام میدادیم تا واکنششون به مواد شیمیایی مختلف رو ببینیم. بعد کل این فرایند کشت و حرکتایی که روشون میزدیم برای من خیلی جالب و فان بود و اینجور بودم که دنیای این باکتریا همین پلیت هستش و هیچ ایدهای درمورد ما و بلاهایی که داریم سرشون میاریم ندارن. از اونموقع هر از گاهی این فکر به سرم میزنه که نکنه یه روانیای اومده همینجوری برای فان ما رو کشت داده و هر از گاهی میاد یه بلایی سرمون میاره و یه خندهای میکنه و میره و ما هیچ ایدهای درموردش نداریم؟😂
Pillars of Creation
ترم پیش سر کلاس باکتریشناسی عملی باید باکتریها رو روی پلیت کشت میدادیم و هر جلسهای یه آزمایشی روش انجام میدادیم تا واکنششون به مواد شیمیایی مختلف رو ببینیم. بعد کل این فرایند کشت و حرکتایی که روشون میزدیم برای من خیلی جالب و فان بود و اینجور بودم که…
استنلی کوبریک توی فیلم a space odyssey یه تئوری جالبی رو مطرح میکنه. اینکه تکامل انسانتبارها از استرالوپیتکوسها تا هوموساپینسها یه فرایند طبیعی نبوده بلکه یه فرایندی بوده که داخلش دستکاری صورت گرفته. حالا این که دقیقا دستکاری از چه نوع رو اسپویل نمیکنم.
البته فیلمش اونقدری مستندطور و علمی نیست بیشتر توی ژانر علمی تخیلیه. فیلمنامهش رو استنلی کوبریک و ارتور سی کلارک نوشتن و اگه با کارای سی کلارک آشنا باشین میدونین که کاراش همیشه یه ژانر علمی تخیلیای دارن که یه سری تئوریا رو درمورد سوالهای بزرگ مطرح میکنن. اگر به مبحث تکامل علاقه دارید خیلی فیلم جالبی میتونه باشه براتون.
البته فیلمش اونقدری مستندطور و علمی نیست بیشتر توی ژانر علمی تخیلیه. فیلمنامهش رو استنلی کوبریک و ارتور سی کلارک نوشتن و اگه با کارای سی کلارک آشنا باشین میدونین که کاراش همیشه یه ژانر علمی تخیلیای دارن که یه سری تئوریا رو درمورد سوالهای بزرگ مطرح میکنن. اگر به مبحث تکامل علاقه دارید خیلی فیلم جالبی میتونه باشه براتون.
قینوسات صهبا
فک کنم دیگه ۶ ۷ سالی شده که این فیلم تو واچ لیستمه😂 از وقتی که از لپتاپ قبلیم استفادهی منظم میکردم این فیلمو دانلود کرده بودم و روی دسکتاپم بود (دسکتاپمم منظم بوده همیشه، یعنی گذاشته بودم جدی که هر بار دسکتاپو میبینم به چشمم بیاد😂)، فک کنم حتی وقتی دانلودش…
طوری که همهی حرکتا رو زدی و هنوز ندیدیش فکر کنم فقط کوبریک باید بیاد توی خوابت و مجبورت کنه ببینیش
روی طرح جلد ویرایش بیست و یکم هاریسون یه شکل نور مانندی هستش که جدیدا بهش دقت کردم و برام سوال شد که این نور عجیب دقیقا چیه. رفتم طرح جلد ویرایشهای قبلی رو نگاه کردم و دیدم این نور از ویرایش شیشم به طرح جلد اضافه شده و بعد از اون داخل طرح جلد همهی ویرایشها وجود داره و میشه دیدش. دیفالت ذهنیم این بود که طبیعتا نمیان یه شکل رندوم رو همینجوری الکی بندازن روی طرح جلد یکی از مهمترین رفرنسهای پزشکی و داخل پونزده تا ویرایش بعدی هم تکرارش کنن. طی سرچ درمورد این شکل و طرح جلد، رسیدم به سایت خود انتشارات که اونجا درموردش نوشته بودن.
این شکل، درواقع نوری هستش که بیمار موقع معاینه شدنِ چشمش توسط افتالموسکوپ میبینه. در واقع این نور، نمادی از علم هستش و یادآور این قضیه هستش که روشناییِ علم چطور به پزشکها برای درمان بیماریها و کاهش رنج بشریت کمک میکنه. خیلی نمادگرایی قشنگی بود.
این شکل، درواقع نوری هستش که بیمار موقع معاینه شدنِ چشمش توسط افتالموسکوپ میبینه. در واقع این نور، نمادی از علم هستش و یادآور این قضیه هستش که روشناییِ علم چطور به پزشکها برای درمان بیماریها و کاهش رنج بشریت کمک میکنه. خیلی نمادگرایی قشنگی بود.
حدود دوهفته پیش یه بارش شهابی داخل آسمون بود و از اونموقع میخواستم بشینم درمورد شهابها و دنبالهدارها و تفاوتشون اینجا بنویسم چون خیلی باهم اشتباه گرفته میشن. خلاصه که امشب درموردشون نوشتم.
شهاب (Meteor) در واقع ردی از نور هستش که بر اثر سوختگی قطعههای صخرهای و فلزی در تماس با جو زمین به وجود میاد. این قطعهها از جاهای مختلفی سرچشمه میگیرن، از جمله کمربند سیارکها بین مریخ و مشتری. جاذبهی زمین این قطعه سنگها رو که به اصطلاح بهشون شهابواره میگن به سمت خودش میکشه. شهابوارهها تحت تاثیر جاذبه به سرعت به سمت سطح زمین حرکت میکنن و به همین دلیل با مولکولهای هوای موجود در جو زمین به شدت اصطکاک پیدا میکنن. در اکثر مواقع شهابوارهها به طور کامل میسوزن و به سطح زمین نمیرسن و رد سوختگیشون توی آسمون به شکل شهاب دیده میشه. اگر شهابوارهها به قدری بزرگ باشن که جو زمین به طور کامل نتونه از بین ببرتشون به سطح زمین میرسن و بهشون میگن شهابسنگ. شهابها فقط چندثانیه توی آسمون قابل مشاهده هستن و بعد از چند ثانیه ناپدید میشن.
دنبالهدارها با شهابها خیلی متفاوتن. دنبالهدارها (comet) در واقع تودههایی از یخ، غبار و سنگ هستن که از بخشهای بیرونی منظومه شمسی مثل ابر اورت یا کمربند کویپر سرچشمه میگیرن. اندازهشون هم نسبت به شهاب خیلی بزرگتر هستش و میتونن تا چندصد کیلومتر قطر داشته باشن. دنبالهدارها برخلاف شهابها که فقط چندثانیه دووم دارن، میتونن هفتهها و ماهها توی آسمون قابل مشاهده باشن. منبع نور اصلی دنبالهدارها از خورشیده. برخلاف شهابها که خودشون میسوزن و نور تولید میکنن، دنبالهدارها در حالت عادی نوری از خودشون ندارن و نور خورشید رو بازتاب میکنن. بعضی دنبالهدارها دوره گردش دارن و هر چندسال یک بار توی آسمون نمایان میشن.