Pillars of Creation
2.01K subscribers
290 photos
21 videos
14 files
111 links
"What we know is a drop, what we don't know is an ocean."
-Isaac Newton

دانشجوی پزشکی، علاقه‌مند به نجوم، تکامل و علوم شناختی

فهرست مطالب چنل:
https://t.me/c/2564876463/326

ناشناس:
https://t.me/HidenChat_Bot?start=442438802
Download Telegram
Pillars of Creation
دل ما - گی دو موپاسان
یکی از کاراکترای این کتابِ "دل ما" از گلی به اسم "گلِ فراموشم نکن" (forget me not) برای تزئین لباسش استفاده می‌کنه. کنجکاو شدم ببینم دقیقا چرا همچین اسم عجیبی روی این گل گذاشتن. سرچ زدم و دیدم داستانش برمیگرده به اروپای قرون وسطی‌. یه شوالیه با معشوقه‌ش کنار رود دانوب قدم می‌زدن و اون شوالیه یک دسته گل آبی رنگ رو کنار رود می‌بینه و میره تا اون رو برای دختر بچینه و بهش هدیه کنه. اما به دلیل سنگین بودن زره، تعادلش رو از دست میده و داخل رود می‌افته. شوالیه درحالی که آبِ رود داره اون رو با خودش می‌بره گل‌ها رو سمت دختر می‌ندازه و فریاد میزنه "فراموشم نکن". دختر گل‌ها رو می‌گیره و اون شوالیه دیگه برنمی‌گرده. از اون موقع به بعد به این گلا می‌گن گلِ فراموشم نکن.
در کل خیلی کتاب قشنگی بود و دوستش داشتم. توی ژانر رمنس کتاب‌های زیادی خوندم اما داینامیک و پیچیدگی رابطه‌ی کاراکترای این کتاب رو کمتر جایی دیدم. دل ما آخرین رمانی بود که موپاسان نوشت و پختگی نثر و روند داستان این کتاب رو خیلی خوب می‌شه متوجه شد. جدای از نویسنده، ترجمه‌ش واقعا حرفه‌ای و قوی بود و از خود نوع ترجمه هم لذت بردم. اگر خواستید بخونید از همین انتشارات افق و ترجمه محمود گودرزی بخونیدش.
چندوقت پیش که پوستر این کنگره‌ی نوروهاب رو دیدم رزومه‌ی پروفسور کاتب خیلی توجهم رو جلب کرد‌. برام جالب بود که یه نفر هم دانشمند ناسا باشه و هم جراح مغز و اعصاب؛ دوتا علاقه‌ای که خودمم خیلی داشتم و رسیدنِ همزمان به هردوشون رو تقریبا غیر ممکن میدونستم. امروز خیلی دوست داشتم حضوری ببینمشون ولی به خاطر مشغله‌ی زیاد از آمریکا به صورت ویدیوکال داخل کنگره حضور داشتن. با این وجود نکات جالبی رو گفتن که نمیدونستم.

برای مثال جراحی‌های مغز و اعصاب به صورت ماکروسکوپیک کم کم دارن کنار می‌رن و جاشون رو به روش‌های نانونوروسرجری می‌دن؛ یعنی جراحی‌هایی که در سطح مولکول انجام می‌شن و خیلی از موانعی که در جراحی‌های ماکروسکوپیک وجود دارن در این نوع جراحی‌ها وجود ندارن. برای مثال در برخی از تومورهای مغزی دسترسی به صورت ماکروسکوپیک خیلی سخته و شانس زنده موندن فرد خیلی پایین، اما با روش‌های نانونوروسرجری می‌شه شانس زنده موندن فرد رو به طور قابل توجهی افزایش داد. البته تا جایی که خبر دارم توی ایران همچین چیزی نداریم و تکنولوژیش برای آمریکاس‌.
Pillars of Creation
Photo
و جالب بود برام که تکنولوژی‌های ناسا هم توی این قضایا دخیلن. این که ناسا همچین دپارتمان‌هایی داره رو هم نمی‌دونستم.
Pillars of Creation
Photo
یه قسمت این همایش دکتر زالی اشاره کرد که نیمه عمر دانش پزشکی موقعی که از دانشکده پزشکی فارغ شده بود بین 3 تا 5 سال بوده و الان پیشرفت به قدری سرعت گرفته که این زمان به 3 ماه رسیده.
دارم فکر می‌کنم که با این سرعت تحول پزشکی آیا پزشکی‌ای که من به این سبک دارم می‌خونم برای زمانی که فارغ شدم واقعا قراره به دردم بخوره؟ اونموقع این نیمه عمر زمانش چقدر قراره باشه؟
Pillars of Creation
سپیده‌دم امروز ماه و ناهید همزمان داخل یه قاب
سپیده‌دم امروز
ناهید درحال طلوع بر فراز کوه‌های کرج
Pillars of Creation
سپیده‌دم امروز ناهید درحال طلوع بر فراز کوه‌های کرج
واقعا قشنگه
مطمئنم اگه زمان قدیم به دنیا میومدم جزو کسایی می‌شدم که می‌پرستنش
یه نکته‌ای درمورد وعده غذایی قبل از کوهنوردی که خودم طی تجربه بهش رسیدم رو بگم احتمالا به دردتون بخوره.
صبحونه‌ باید توی دوتا پارت خورده بشه. پارت اول باید حدود 1.5 تا 1 ساعت قبل از استارت صعود خورده بشه و باید بیشتر شامل چیزهایی باشه که انرژی‌شون دیر و پیوسته آزاد می‌شه؛ مثل غذاهایی که چربی و پروتئین بالایی دارن. البته زیاد هم نباید سنگین باشه.
پارت دوم صبحونه باید بیشتر شامل شکر و گلوکز باشه که قند خون رو سریع ببره بالا، مثل کیک‌های خیلی شیرین. این پارت باید چند دقیقه قبل از استارت صعود خورده بشه‌.
اوایل صعود قند خون خیلی سریع افت می‌کنه؛ منبع انرژی اصلی بدن هم قنده و طول می‌کشه که بدن شیفت کنه روی روش‌های دیگه‌ی تامین انرژی. برای همین نیازه که قند خون اون اوایل صعود بالا نگه داشته بشه وگرنه افت کردنش به حدیه که میتونه آدم رو بندازه توی بی‌حالی و سرگیجه و تهوع. نقش اون صبحونه‌ی پارت دوم همینه، نمیذاره قند خیلی سریع افت کنه توی اوایل صعود. در ادامه‌ی مسیر، انرژیِ اون صبحونه‌ی پارت اول که بیشتر و پایدارتر هستش آزاد می‌شه و باقی مسیر رو تامین می‌کنه.
Pillars of Creation
یه نکته‌ای درمورد وعده غذایی قبل از کوهنوردی که خودم طی تجربه بهش رسیدم رو بگم احتمالا به دردتون بخوره. صبحونه‌ باید توی دوتا پارت خورده بشه. پارت اول باید حدود 1.5 تا 1 ساعت قبل از استارت صعود خورده بشه و باید بیشتر شامل چیزهایی باشه که انرژی‌شون دیر و پیوسته…
این قضیه رو بخوام یکم تخصصی‌تر باز کنم باید بگم که ما یه شاخصی داریم برای مواد غذایی به اسم شاخص گلایسمی. این شاخص نشون می‌ده یه ماده‌ی غذایی چقدر سریع می‌تونه قند خون رو بالاتر ببره و هرچی مقدار عددی این شاخص بالاتر باشه، اون ماده سریع‌تر می‌تونه قند خون رو بالا ببره.

برای فعالیت‌های سنگین و استقامتی مثل کوه نوردی بهتره وعده‌ی اصلی وعده‌ای باشه که شاخص گلایسمی پایین و تا حدی متوسط داشته باشه تا بتونه یه انرژی پیوسته و پایدار رو تامین کنه؛ و ماده‌ی غذایی‌ای که برای میان وعده یا شروع استفاده می‌شه باید شاخص گلایسمی بالایی داشته باشه تا به طور مقطعی بتونه قند خون رو سریع بالا ببره.

در کل توی زندگی روزمره بهتره که از موادی استفاده بشه که شاخص گلایسمی پایین و متوسط دارن و قند خون رو آهسته بالا می‌برن؛ چون هرچقدر قند سریع‌تر بالا بره به طبع انسولین هم همونقدر سریع بالا می‌ره و این قضیه‌ ریسکِ ابتلا به دیابت رو توی بلند مدت افزایش می‌ده.
Pillars of Creation
یه نکته‌ای درمورد وعده غذایی قبل از کوهنوردی که خودم طی تجربه بهش رسیدم رو بگم احتمالا به دردتون بخوره. صبحونه‌ باید توی دوتا پارت خورده بشه. پارت اول باید حدود 1.5 تا 1 ساعت قبل از استارت صعود خورده بشه و باید بیشتر شامل چیزهایی باشه که انرژی‌شون دیر و پیوسته…
ناگفته نمونه من خودم اون اوایل که می‌رفتم کوه اون صبحونه پارت دوم رو نمی‌خوردم و وسط راه شدید میفتادم به سرگیجه و تهوع و یه بیست دیقه نیم ساعتی می‌نشستم وسط راه که یکم اوکی‌تر بشه حالم و بعد ادامه بدم. ولی از وقتی که این ترفند رو می‌زنم خیلی اوکی و سرحال می‌رم و برمی‌گردم.
و در ضمن همیشه روند صعود باید آروم شروع بشه و اگه می‌خواد سرعت بگیره کم کم سرعت بگیره. سریع شروع نکنید هیچوقت.
ترم پیش سر کلاس باکتری‌شناسی عملی باید باکتری‌ها رو روی پلیت‌ کشت می‌دادیم و هر جلسه‌ای یه آزمایشی روش انجام می‌دادیم تا واکنششون به مواد شیمیایی مختلف رو ببینیم. بعد کل این فرایند کشت و حرکتایی که روشون می‌زدیم برای من خیلی جالب و فان بود و اینجور بودم که دنیای این باکتریا همین پلیت هستش و هیچ ایده‌ای درمورد ما و بلاهایی که داریم سرشون میاریم ندارن. از اونموقع هر از گاهی این فکر به سرم می‌زنه که نکنه یه روانی‌ای اومده همینجوری برای فان ما رو کشت داده و هر از گاهی میاد یه بلایی سرمون میاره و یه خنده‌ای می‌کنه و میره و ما هیچ ایده‌ای درموردش نداریم؟😂
Pillars of Creation
ترم پیش سر کلاس باکتری‌شناسی عملی باید باکتری‌ها رو روی پلیت‌ کشت می‌دادیم و هر جلسه‌ای یه آزمایشی روش انجام می‌دادیم تا واکنششون به مواد شیمیایی مختلف رو ببینیم. بعد کل این فرایند کشت و حرکتایی که روشون می‌زدیم برای من خیلی جالب و فان بود و اینجور بودم که…
استنلی کوبریک توی فیلم a space odyssey یه تئوری جالبی رو مطرح می‌کنه. اینکه تکامل انسان‌تبارها از استرالوپیتکوس‌ها تا هوموساپینس‌ها یه فرایند طبیعی نبوده بلکه یه فرایندی بوده که داخلش دستکاری صورت گرفته. حالا این که دقیقا دستکاری از چه نوع رو اسپویل نمی‌کنم.
البته فیلمش اونقدری مستندطور و علمی نیست بیشتر توی ژانر علمی تخیلیه. فیلمنامه‌ش رو استنلی کوبریک و ارتور سی‌ کلارک نوشتن و اگه با کارای سی کلارک آشنا باشین می‌دونین که کاراش همیشه یه ژانر علمی تخیلی‌ای دارن که یه سری تئوریا رو درمورد سوال‌های بزرگ مطرح می‌کنن. اگر به مبحث تکامل علاقه دارید خیلی فیلم جالبی می‌تونه باشه براتون.